به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) واقع در منطقه حکیمیه تهران، در تازه‌ترین جلسه اخلاق خود به موضوع «اهل خیر و آخرت چه خصایصی دارند؟» اشاره کرد که مشروح آن در ادامه می‌آید:

بقیه در ادامه

ادامه مطلب
شنبه 14 بهمن 1391  - 8:03 PM

 

سایت سلمان پرس نوشت: استاد سید عبدالله فاطمی نیا در جلسه‌ای با ذکر چند نکته اخلاقی و عرفانی فرمود: خدمت آیت الله بهاءالدینی رسیدم. گفتم آقا راز مقام و رتبه سید سکوت چه بود؟ آقا دست بالا آورد و اشاره به دهان کرد.

خدا شاهد است الان مردم خیلی دست کم گرفته‌اند آبرو بردن را.

ببینید؛ خدا چند گناه را نمی‌بخشد:

1- عمدا نماز نخواندن 2- به ناحق آدم کشتن  3- عقوق والدین  4- آبرو بردن

این گناهان اینقدر نحس هستند که صاحبانشان گاهی موفق به توبه نمی‌شوند. پسر یکی از بزرگان علما که در زمان خودش استادالعلما بود، برای من تعریف می‌کرد: «به پدرم گفتم پدر تو دریای علم هستی. اگر بنا باشد یک نصیحت به من بکنی چه می‌گویی؟ می‌گفت پدرم سرش را انداخت پایین. بعد سرش را بالا آورد و گفت آبروی کسی را نبر!» الان در زمان ما … هیئتی‌ها، مسجدی‌ها و مقدس‌ها آبرو می‌برند.

عزیز من اسلام می‌خواهد آبروی فرد حفظ شود. شما با این مشکل داری؟ دقت کنید که بعضی‌ها با زبانشان می‌روند جهنم.

روایت داریم که می‌فرماید اغلب جهنمی‌ها، جهنمی زبان هستند. فکر نکنید همه شراب می‌خورند و از دیوار مردم بالا می‌روند. یک مشت مومن مقدس را می‌آورند جهنم. ای آقا تو که همیشه هیأت بودی! مسجد بودی! بله. توی صفوف جماعت می نشینند آبرو می‌برند.

امیرالمومنین(ع) به حارث همدانی می‌فرماید: اگر هر چه را که می‌شنوی بگویی؛ دروغگو هستی.

گناهکار چند نوع است: عده‌ای گناه می‌کنند، بعد ناراحت و پشیمان می‌شوند؛ سوزوگداز دارند؛ توبه می‌کنند و هرگز فکر نمی‌کنند که روزی این توبه را بشکنند؛ اما دوباره می‌شکنند. دوباره، سه باره، ده باره. در حدیث داریم که این اگر در تمام توبه شکستن ها سوز و گداز واقعی داشته باشد، در نهایت بر شیطان پیروز می‌شود.

آقایان حیف تان نمی‌آید مادرها را اذیت می‌کنید؟ سید رضی جامع نهج البلاغه پس از مرگ مادرش گفت: «بعد از این با کدام دست بلاها را رد کنم؟» دست مادر که بالا می‌رود بلاها از شما دور می‌شود. حیف نیست سر یک چیز جزئی مادر را می‌رنجانید؟ از مجلس روضه برگشته مادر را می‌رنجاند، قبول باشد!

ادامه مطلب
شنبه 14 بهمن 1391  - 8:02 PM

 

برخی افراد از آیه «همه چیز را از آب خلق کردیم» برای اثبات تئوری داروین استنباط می‌کنند و در مقابل آیاتی را که اشاره دارد حضرت آدم و حوا مستقیماً از خاک خلق شدند، تناقض با آیه فوق می‌دانند، علاوه بر آن، خلقت همه چیز از آب را اعجاز نمی‌دانند.

حجت‌الاسلام حسن رضا رضایی، مدیر گروه رشته علوم قرآن و حدیث مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم در پاسخ به این شبهه، چنین می‌گوید:

قرآن در چند آیات آب را منشأ پیدایش حیات در روى کره زمین مى‌داند: «... وَجَعَلْنا مِنَ الماءِ کُلَّ شَیء حَىٍّ...» (1) و هر چیز زنده‌اى را از آب پدید آوردیم... .

پیامبر اکرم(ص) نیز در حدیثی «کل شىء خلق من الماء»(2)، هر چیزى از آب آفریده شده است؛ اشاره دارد، آب به مایعى گفته مى شود که از دو عنصر هیدروژن (1/11%) و اکسیژن (9/88%) ساخته شده است. (3)

آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی درباره آفرینش جنبندگان از آب، سه احتمال را مطرح مى‌کند:

الف) هم چنان که در روایات نیز آمده است، منظور از آب، نطفه است (این احتمال اشکال دارد؛ زیرا برخى حیوانات تک سلولى از طریق تقسیم سلول‌ها به وجود مى‌آیند نه از طریق نطفه).

ب) منظور، پیدایش نخستین موجود است؛ زیرا طبق بعضى روایات اسلامى اولین موجودى که خدا آفرید، آب بود، سپس انسان‌ها، طبق فرضیه‌هاى علمى جدید نیز، نخستین جوانه حیات در دریاها ظاهر شده است.

ج) مقصود این است که در حال حاضر، ماده اصلى موجودات زنده و قسمت عمده ساختمان آن‌ها را آب تشکیل مى‌دهد، هیچ موجود زنده‌اى نمى‌تواند بدون آب به حیات خود ادامه دهد.(4)

هم چنین علامه طباطبایى قایل است که اشیاى زنده از آب خلق شده‌اند، پس آب، ماده حیات است.(5)

جالب اینکه دانشمندان امروز معتقدند که نخستین جوانه حیات در اعماق دریاها پیدا شده است، به همین دلیل آغاز حیات و زندگى را از آب مى‏دانند و اگر قرآن آفرینش انسان را از خاک مى‏شمرد، نباید فراموش کنیم، منظور از خاک همان طین (گل) است که ترکیبى از آب و خاک است.

این موضوع نیز قابل توجه است که طبق تحقیقات دانشمندان قسمت عمده بدن انسان و بسیارى از حیوانات را آب تشکیل مى‏دهد و اینکه بعضى ایراد کرده‏اند که آفرینش فرشتگان و جن با اینکه موجودات زنده‏اى هستند مسلماً از آب نیست، پاسخش روشن است، زیرا هدف موجودات زنده‏اى است که براى ما محسوس است، طبرسی در مجمع البیان اشاره به هر موجود صاحب حیات دارد (مجمع البیان، ذیل آیه)

نتیجه اینکه، اوّلا: اگر تفاسیر احتمالى از این آیات، مانند آب به معناى منى، مواد اصلى موجودات زنده، مبدأ پیدایش موجودات زنده، و... با یافته‌هاى بشر و نظریه قطعى علوم تجربى مطابقت داشته باشد، نشان از اعجازگویى اشارات علمى قرآن است.

ثانیاً: تفسیر احتمالى از آیه «وَجَعَلْنا مِنَ الماءِ کُلَّ شَیء حَىٍّ»، آب مبدأ پیدایش موجودات زنده است، با ظاهر آیات 30 «انبیا» و 45 «نور» سازگار است و با یافته‌هاى علمى و نظریه‌هاى تحول انواع مطابقت دارد، اما نمى‌توان این احتمالات را به صورت قطعى به آیات قرآن تحمیل و تفسیر کرد.

*ادله طرفداران تکامل انواع و نقد آن

طرفداران نظریه تحول انواع یا تکامل، اعم از مسلمانان و غیر مسلمانان، از طریق عقلى و تجربى و نقلى به اثبات این نظریه پرداخته‌اند که به طور مختصر به ادله آن‌ها اشاره مى‌کنیم:

1. دیرین شناسى: مطالعه دیرین شناسان بر روى فسیل‌ها نشان مى‌دهد که موجودات زنده از صورت‌هاى ساده‌تر به صورت‌هاى کامل‌تر تغییر شکل داده‌اند.

2. تشریح مقایسه‌اى: قراین نشان مى‌دهد با مقایسه و تشریح استخوان بندى حیوانات مختلف، به دست مى‌آید که آن‌ها داراى مشابهت هاى زیادى هستند و این نشان دهنده این است که تمام حیوانات از یک اصل و ریشه به وجود آمده‌اند.

3. جنین شناسى: بر اساس آزمایش‌ها، جنین‌ها قبل از تکامل، در رحم مادر یا در درون تخم، بسیار با هم مشابهت دارند و این نشان دهنده این است که همه از یک اصل و ریشه نشأت مى‌گیرند.

نقد و بررسى

اول: هر سه ادله فوق ظنى است، نه یقینى، زیرا اثبات فرضیه تکامل یا از طریق عقل است و یا از طریق آزمایش، حس و تجربه، اما دلایل عقلى و فلسفى را به این مسایل راهى نیست و از سوى دیگر، دست تجربه و آزمایش نیز از مسایلى که ریشه آن‌ها در میلیون‌ها سال قبل نهفته است، کوتاه است، در نتیجه، نمى‌توان با این دلایل، یک فرضیه را به یک قانون تبدیل کرد.(6)

دوم: اگر مسئله تبدّل انواع یک قانون کلى است، چرا برخى از جانداران به نوع دیگرى بدل شدند و برخى دیگر در همان سرزمین به جاى خود باقى ماندند؟

سوم: از نظر وراثت، دانشمندان جنین‌شناسى به دست آورده‌اند که تنها تغییرات موجود در سلول‌هاى جنسى قابل انتقال به نسل‌هاى بعدى است، نه صفات اکتسابى.

چهارم: اصول و ارکان نظریه داروین، از تفسیر حقایقى چون غرایز، الهام، عقل و... عاجز است، البته خود او به توانایى نظریه‌اش در این زمینه اصرار مى‌ورزد.

پنجم: طرفداران نظریه تکامل، تا کنون نتوانسته‌اند آخرین حلقه حد فاصل میان حیوان و انسان را بشناسند تا این زنجیره تکامل به کمال برسد.(7)

آیات قرآن

برخى از دانشمندان مسلمان نیز، براى اثبات آن نظریه، به برخى آیات استدلال کرده‌اند که آن‌ها به چند دسته تقسیم مى‌شوند:

الف) آیاتى که خلقت همه چیز را از آب مى‌دانند:

«وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیْء حَیّ...»(8)، با توجه به این آیه که مى‌گوید آفرینش همه موجودات (حتى انسان)، از آب است، برخى قایل شده‌اند که در این جا قسمتى از عقاید قایلین به تکامل اثبات مى‌شود 9 و بعضى نیز آیه فوق را اثبات نظریه تحول انواع مى دانند.(10)

و خداوند تمام جنبندگان را از آب آفرید، پس برخى از آن ها بر روى شکم خود (خزندگان) و برخى بر دو پا و برخى نیز بر چهار پاى خود راه مى‌روند، خداوند هر آنچه بخواهد مى آفریند...(11)

برخى از صاحب‌ نظران معاصر، از این آیه، مراحل پیدایش موجودات در کره زمین را استفاده کرده‌اند و تفسیر «آب» به نطفه جنس نر را خلاف ظاهر مى‌دانند و معتقدند منشأ پیدایش موجود زنده «آب مخلوط با خاک» است و شاید علّت مقدّم داشتن حیوانات (خزندگان) این است که معروف‌ترین آن‌ها که خزندگان آبى هستند، نخستین موجودات زنده‌اند، سپس حیوانات خزنده خشکى و بعد انسان و پرندگان و برخى انواع میمون‌ها آفریده شده‌اند.(12)

ب) آیاتى که به مراحل خلقت اشاره دارند:

«وَلَقَدْ خَلَقْناکُمْ ثُمَّ صَـوَّرْناکُمْ ثُـمَّ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لاِدَمَ...»(13)

آیت‌الله مشکینى درباره این آیه مى‌نویسد: این آیه از جمله بهترین آیات قابل استفاده براى اثبات این نظریه (تکامل) است، زیرا خداوند در این آیه بیان مى‌کند که قبل از شکل دادن به انسان او را آفرید و بعد از مدت نامعلوم او را به شکل انسان فعلى در آورد، سپس فرشتگان را امر به سجود در برابر یکى از افراد نوع انسان کرد.(14)

آیت‌الله مکارم نیز، آیه فوق را بهترین دلیل براى طرفداران تکامل مى‌داند.(15)

ج) آیاتى که به مرحله اول آفرینش انسان اشاره دارند (ماده اولیه):

«هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ طِـین ثُمَّ قَضى أَجَلاًوَ أَجَلٌ مُسَمّىً عِنْدَهُ...»،(16)

«إِنّا خَلَقْناهُمْ مِنْ طِین لازِب»، (17)

«وَلَقَدْ خَلَقْنا الإِ نْسانَ مِنْ صَلْصال مِنْ حَمَاً مَسْنُون»، (18)

ظاهر آیات فوق پیدایش انسان اولیه را از آب و خاک مى‌داند و با نظریه تحوّل انواع داروین هم‌خوانى دارد.(19)

د) آیاتى که به مرحله دوم آفرینش، یعنى بعد از شکل گیرى انسان و قبل از انتخاب آدم(ع) اشاره دارند:

«کانَ النّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِـیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنْذِرِینَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الکِتابَ بِالحَقِّ لِـیَحْکُمَ بَیْنَ النّاسِ فِـیما اخْتَلَفُوا فِـیهِ...»،(20)

برخى از این آیه چنین استفاده کرده‌اند که قبل از انتخاب حضرت آدم(ع) همه انسان‌ها، امت واحد بودند و زندگى خود را بر اساس عقل و بدون مذهب مى‌گذراندند که بعدها خداوند از میان آنها حضرت آدم(ع) را برگزید و زندگى بشر را با دین و پیامبر همراه ساخت، در نتیجه، مى‌توان گفت: آدم اولین انسان روى زمین نبوده است(21)، در مقابل، گروهى دیگر حضرت آدم(ع) را نخستین انسان و پیامبر الهى (بدون کتاب و شریعت) مى‌دانند.(22)

هـ) آیاتى که به انتخاب آدم از بین انسان‌ها اشاره دارند:

«إِنَّ اللّهَ اصْطَفى آدَمَ وَنُوحاً وَآلَ إِبْراهِـیمَ وَآلَ عِمْرانَ عَلى العالَمِـینَ»،(23) 

برخى مى‌کوشند با استناد به این آیه، نظریه تحوّل انواع یا تکامل را به اثبات برسانند، آن‌ها معتقدند که آدم از میان جمعى که مثل او بودند و از پیش با او مى‌زیستند برگزیده شد و لذا این دیدگاه که از نظر قرآن نوع انسان از آدم پدید آمده است، مبنا و اساسى ندارد.(24)

در مقابل، برخى صاحب نظران، این تفسیر را براى آیه مناسب ندانسته‌اند، چنان که آیت‌الله مکارم شیرازى بیان می‌کند: «هیچ گونه دلیلى در دست نیست که منظور از عالمیان در این جا انسان‌هاى معاصر آدم بوده باشند، بلکه ممکن است مجموع انسانیت در تمام طول تاریخ بوده باشد، بنابراین لزومى ندارد که معتقد باشیم در عصر آدم، انسان هاى زیادى وجود داشتند که آدم از میان آن‌ها برگزیده شده است».(25)

آیت‌الله مصباح یزدى هم می‌گوید: «مى‌توان گفت: انسانى را بر همه انسان‌هایى که پس از او مى‌آیند ترجیح دادم و اگر تنزل کنیم و بپذیریم که لازم است در عصر حضرت آدم انسان‌هاى دیگرى نیز باشند، مى‌تواند فرزندان خود او بوده باشند».(26)

*استدلال طرفداران ثبات انواع از آیات

بعد از بررسى ادله طرفداران فرضیه تکامل، پیروان نظریه ثبات انواع نیز به آیات زیادى استدلال کرده‌اند که از جمله آن‌ها به موارد ذیل مى‌توان اشاره کرد:

الف) آیاتى که خلقت همه انسان‌ها را از یک نفس واحد مى‌داند

«وَهُوَ الَّذِی أَنْـشَأَکُمْ مِنْ نَفْس واحِدَة فَـمُـسْتَقَـرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ...»،(27)

منظور از «نفس واحد» یک واحد شخصى است و اشاره به نخستین انسانى است که قرآن او را به نام «آدم» (پدر انسان‌هاى امروز) معرفى کرده و تعبیر «بنى آدم» (فرزندان آدم) نیز که در آیات فراوانى آمده، اشاره به همین است.(28) لذا حضرت آدم نخستین انسان برگزیده روى زمین است و انسان‌هاى بعد از او، همه از نسل او هستند.

در مقابل، برخى، از این آیه فرضیه تکامل را اثبات کرده و قایل‌اند که مراد از نفس واحد، همان موجود زنده تک سلولى است که تمام موجودات از آن به وجود آمده‌اند و با ترکیبات، فعل و انفعالات و تولید مثل، به صورت انواع مختلف جانداران و سرانجام به صورت انسان در آمده است.(29)

ب) آیاتى که خلقت حضرت آدم را از خاک مى دانند

«إِنَّ مَثَلَ عِـیسى عِنْدَ اللّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابثُمَّ قالَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ»،(30) 

«خَلَقَ الإِنْسانَ مِنْ صَلْصال کَالْـفَخّارِ»،(31) 

با توجه به این آیه، طرفداران ثبات انواع قایل شده‌اند که حضرت آدم(ع) بدون واسطه از خاک آفریده شده است، نه از موجود قبلى و نه برگزیده از انسان‌هاى موجود آن زمان32، اما در مقابل، طرفداران تحول انواع از تشبیه در آیه 59 سوره «آل عمران» استفاده کرده‌اند، همان گونه که حضرت عیسى(ع) با واسطه از خاک آفریده شد (یعنى خاک تبدیل به مواد غذایى و جسم انسان و نطفه و... شد)، به عبارت دیگر، بعد از طى مراحلى، متولد شد، مشبه به آن، یعنى حضرت آدم(ع) نیز مراحلى را از آب و خاک گذراند تا اینکه جانداران و حیوانات و بعد، انسان‌ها و کامل‌ترین آن حضرت آدم به وجود آمد . هر چند در این جا پنج تشبیه وجود دارد(33) و منحصر در آن تشبیه نیست.

* آیاتى که قابل انطباق با هر دو نظریه تکامل و ثبات انواع هستند

«خَلَقَ الإِنْسانَ مِنْ نُطْفَة فَإِذا هُوَ خَصِـیمٌ مُبِـینٌ» (34)

«... أَکَفَرْتَ بِالَّذِی خَلَقَکَ مِنْ تُراب ثُمَّ مِنْ نُطْفَة ثُمَّ سَوّاکَ رَجُلاً» (35)

«الَّذِی خَلَقَک فَسَوّاک فَعَدَلَک فِی أَیِّ صُورَة ما شاءَ رَکَّبَکَ» (36)

«خَلَقَ الإِنْسانَ مِنْ عَلَق»(37)

بنابراین ما همانند کلیسا (در قرن 18و 19 میلادى) در صدد نیستیم، که با چماق انکار و تکفیر با این نظریه مقابله کنیم، نظریه‌اى که بیش از دو قرن در میان دانشمندان تجربى تحقیق شده و برخى آن را پذیرفته و برخى دیگر به شدت آن را مخالف تحقیقات زیست شناسى و وراثت و تنازع بقا مى‌دانند و آن را به نقد مى‌کشند، دانشمندان اسلامى نیز که منبع و مأخذ آن‌ها قرآن و سنت است درباره این نظریه با احتیاط سخن گفته‌اند: چنان که علامه طباطبایى مى‌فرماید: ظاهر آیات قرآن، نسل کنونى بشر را از حضرت آدم و حوا، و آدم را از خاک مى‌داند، ولى قرآن درباره چگونگى خلقت حضرت آدم و دفعى یا تدریجى بودن و... ساکت است.(38)

آیت‌الله مشکینى نیز صراحت آیات قرآن را در هر دو نظریه رد مى‌کند و قایل است که فهم مفسران را باید از کتاب‌هاى آسمانى جدا کرد.(39)، در نتیجه، مفسران معاصر ـ نه کسانى که با نام روشنفکرى جدید به تفسیر قرآن مى‌پردازند ـ این نظریه را به صورت یک احتمال قبول دارند؛ هر چند نقدها و اشکال‌هاى فراوانى به آن وارد کرده‌اند.

*پی‌نوشت‌ها:

1. سوره انبیا، آیه 30. سوره هود، آیه 7.در سوره نور، آیه 45 و نیز سوره انعام، آیه 99، سوره ابراهیم، آیه 32،سوره طه، آیه 53، به منشأ و پیدایش حیات اشاره دارند.

2. محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 54، ص 208، ح 170؛ سیوطى، درالمنثور، ج 4، ص 317؛ شیخ کلینى، اصول کافى، ج 8، ص 94.

3. پاک‌نژاد، اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 1، ص 140.

4. ناصر مکارم شیرازى و همکاران، تفسیر نمونه، ج 13، ص 396 و ج 14، ص 508. (با تلخیص).

5. ر.ک: سید محمد حسین طباطبایى، تفسیر المیزان، ج 10، ص 244.

6. محمد على رضایى اصفهانى، پژوهشى در اعجاز علمى قرآن، ج 2، ص 252.

7. ر.ک: عبدالحسین خسرو پناه، کلام جدید، ص 390-393.

8. سوره انبیا، آیه 30.

9. على مشکینى، تکامل در قرآن، ص 23-24.

10. ر.ک: سید قطب، فى ظلال القرآن، ج 6، ص 111.

11. سوره نور، آیه 45.

12. ر.ک: تکامل در قرآن، ص 24-25، و بی‌آزار شیرازى، گذشته و آینده جهان، ص 39-42.

13. سوره اعراف آیه 11؛ نیز سوره حجر، آیه 28 و 29، سوره ص، آیه 71؛ سوره سجده آیه 8-9 همین مضمون را دارند.

14. تکامل در قرآن، ص 25.

15. ر.ک: تفسیر نمونه، ج 11، ص 88.

16. سوره  انعام، آیه 2 نیز  سوره ص، آیه 71، سوره سجده، آیه 8؛ سوره مؤمنون، آیه 12 همین مضمون را دارند.

17. سوره صافات، آیه 11.

18. سوره حجر، آیات 26.

19. تکامل در قرآن، ص 26؛ محمد محمود اسماعیل، الاشارات العلمیه فى الایات الکوینه فى القرآن الکریم، ص 11.

20. سوره بقره، آیه 213، سوره یونس، آیه 19 همین مضمون را دارد.

21. على مشکینى، تکامل در قرآن، ص 28-27.

22. تفسیر نمونه، ج 2، ص 58.

23. سوره آل عمران، آیه 33.

24. ر.ک: یدالله سحابى، خلقت انسان، ص 108.

25. تفسیر نمونه، ج 2، ص 391.

26. محمد تقى مصباح یزدى، معارف قرآن، ص 325، ر.ک: مسیح مهاجرى، نظریه تکامل از دیدگاه قرآن، ص 54-56.

27. سوره انعام، آیه 98 و نیز سوره نساء، آیه 1؛ سوره اعراف، آیه 189 و سوره  زمر، آیه 6 همین مضمون را دارند، هم چنین آیاتى که خطاب «بنى آدم» به انسان‌ها مى‌کند، مثل، سوره اعراف، آیه 27 و 35، سوره یس، آیه 60، سوره اسراء، آیه 70.

28. تفسیر نمونه، ج 3، ص 245.

29. ر.ک: على مشکینى، تکامل در قرآن، ص 47-44.

30. سوره آل عمران، آیه 59.

31. سوره الرحمن، آیه 14.

32. تفسیر نمونه، ج 2، ص 435؛ تکامل در قرآن، ص 55.

33. تکامل در قرآن، ص 55.

34. سوره نحل، آیه 4، و نیز سوره یس، آیه 77، سوره نجم، آیه 66 به همین مضمون وارد شده است.

35. سوره کهف، آیه 37 و ر.ک: سوره فاطر، آیه 11.

36. سوره انفطار، آیه 7 ـ 8.

37. سوره علق، آیه 21.

38. ر.ک: سید محمد حسین طباطبایى، تفسیر المیزان، ج 16، ص 263 و 269.

39. ر.ک: على مشکینى، تکامل در قرآن، ص 8 - 9.

ادامه مطلب
شنبه 14 بهمن 1391  - 7:58 PM

 

نماز یکی از مهمترین و اساسی‌ترین دستورالعمل انسان‌سازی و سیر و سلوک معنوی است به طوری که برخی از بزرگان فرموده‌اند اگر نمازِ انسان اصلاح شود، همه امور انسان اصلاح می‌شود. 

این نماز علاوه بر احکام فقهی و ظاهری، آداب و اسراری دارد که آشنایی با آنها انسان را بیشتر با حقیقت نماز پیوند داده و قلبش را بهتر به سوی نماز سوق می‌دهد.

به همین منظور، گروه آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، سلسله مباحث اسرار نماز را که توسط استاد فقید عرفان اسلامی، آیت‌الله محمدمهدی مهندسی(ره) مطرح شده و به وسیله یکی از شاگردانش گرد‌آوری و تنظیم شده، تقدیم خوانندگان گرامی خود می‌کند. در این شماره ادامه مطالب از نظر می‌گذرد.

 

بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین

چنانکه گفتیم قبل از اینکه به اسرار نماز به طور تفصیلی بپردازیم لازم است به نکاتی توجه کنیم. این نکات، اختصاص به نماز ندارد و در همه عبادتها هر چه بیشتر رعایت شود قطعاً آثار برتر و بهتری خواهد داشت.

نکته ششم؛ در موقع عبادت، حالت تفهیم داشته باشیم

توصیه‌‌‌های زیادی راجع به ذکر گفتن داریم. خود نماز، ذکر است. این نماز، واجب دارد، مستحب دارد. توصیه شده بعد از نماز، 100 بار ذکر بگویید؛ تسبیحات حضرت فاطمه (س) را بگویید. ذکر‌های دیگری بعد از نماز توصیه شده است.

قرآن کریم هم تاکید دارد که «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْراً کَثیراً؛ اى کسانى که ایمان آورده‌‏اید! خدا را بسیار یاد کنید» (احزاب/41)

فلسفه ذکر زیاد خداوند چیست؟

فلسفه این ذکر گفتن‌ها چیست که می‌‌فرمایند زیاد ذکر بگویید؟ پاسخش این است که اینها برای آن است که قلب، بیدار شود، و گرنه اگر قرار باشد که اذکار، صرفا لقلقه زبان باشد، مصداق این بیان امیرالمومنین (ع) می‌شود که «النّاسِ عَبِیْدُ الدُّنْیَا وَالدِّیْنُ لَعِقٌ عَلَى‏ الْسِنَتِهِمْ؛ مردم (غافل) بندگان دنیایند و دین، لقلقه زبان آنهاست»

اگر دین، لقلقه زبان شد تدین نمی‌‌‌آورد، انسان متدین کسی نیست که همیشه زبانش به ذکر مشغول است بلکه انسان متدین کسی است که زبانش همراه با قلب به یاد خداست. 

مقصود از ذکر زیاد چیست؟

در برخی از روایات دارد که رسول گرامی (ص) به حضرت امام علی (ع) فرمود: یا علی، این که خدای متعال فرمود: «اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْراً کَثیراً» نه یعنی زیاد بگو «سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر»! مقصود این نیست! بلکه مقصود این است که در آنجایی که عبادت است حضور پیدا کن، در آنجایی که حرام و معصیت هست ترک کن. این، یاد خدا بودن است.

در روایتی از امام صادق (ع) وارد شده که هیچ بلایى براى مؤمن سخت‏‌تر از این سه بلاء نیست، که از سه نعمت محروم شود. شخصى پرسید: آن سه نعمت چیست؟ فرمود: یارى مسلمان با آنچه خدا به او روزى کرده، دوم انصاف دادن و خود را جاى دیگران فرض کردن، و سوم زیاد خدا را ذکر کردن، البته منظور من از ذکر بسیار گفتن، سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الا اللَّه و اللَّه اکبر تنها نیست، هر چند که آنهم ذکر خدا است، و لیکن منظور من ذکر خدا در هنگام استفاده و بهره‌‏مندى از حلال او، و باز ذکر خدا در هنگام برخورد به حرام او است‏.

البته، نه اینکه ذکر زبانی، ذکر نیست بلکه باید ذکر زبانی به قلب متصل باشد. در روایت داریم که امام صادق (ع) فرمود: پدرم کثیر الذکر بود بارها من با او قدم مى‌‏زدم، و مى‌‏دیدم که مشغول ذکر است، با او غذا مى‌‏خوردم، مى‌‏دیدم مشغول ذکر است، با مردم سخن مى‌‏گفت مع ذلک سخن با مردم او را از ذکر خدا باز نمى‌‏داشت، و من بارها مى‏‌دیدم که زبانش به سقف دهانش متصل است مى‏‌گوید: «لا اله الا اللَّه»

چه کار کنیم ذکر‌های زبانی اثر کند؟

حالا ببینید برای اینکه این ذکرهای زبانی اثر بکند در مراحل اولیه، انسان وقتی می‌‌خواهد ذکر بگوید زبان گویاست و قلب، غافل است لذا باید سالک، این ذکر را به قلبش تزریق کند.

بنابراین از جمله آداب مهم ذکر و نماز، تفهیم است. یعنی وقتی که انسان دارد ذکر می‌‌‌گوید در یک خلوتی بنشیند این اذکار را با محتویاتش به قلب تزریق کند. به تدریج، این قلبی که متوجه نیست کم کم توجه پیدا می‌کند، به زبان می‌‌آید.

توصیه آیت الله شاه‌آبادی درباره ذکر

حضرت امام (ره) از قول استادشان مرحوم آیت الله شاه‌آبادی این مطلب را نقل می‌کند که استادمان مرحوم شاه آبادی می‌فرمود وقتی که می‌خواهید ذکر بگویید مثل کسی که می‌خواهد یک بچه را زبان یاد بدهد، لغت یاد بدهد، اینجوری سعی کنید ذکر بگویید.

چطور به یک بچه‌‌ای که می‌‌خواهند زبان یاد بدهند، بچه را مخاطب قرار می‌دهند و هی به بچه مثلا می‌گویند: بگو سلام. آنقدر به این بچه می‌گویند بگو سلام، که این بچه زبانش باز می‌‌شود. آن موقع، ارتباط پدر و مادر با این بچه صریح انجام می‌گیرد، دیگر در مقام سختی نیست که نمی‌توانست بگوید سلام.

مرحوم شاه‌آبادی می‌فرمود: وقتی که می‌خواهید ذکر بگویید، ذکر را به قلب تزریق کنید تا قلب به زبان بیاید. این نیست که حالا یک تسبیح دست بگیرید در حالی که حواس پرت و تمرکز نداشته باشید.

اذکار را باید به قلب تزریق کرد. قلب خود را، جان خود را مثل بچه‌ای فرض کنید که هنوز زبان بلد نیست، آنقدر به قلبتان اذکار را تزریق کنید تا قلب هم ذاکر شود. 

تفهیم یکی از مسائل بسیار مهم در امر ذکر و در امر عبادت است. روایتی از امام صادق (ع) داریم که حضرت از قول امیرالمؤمنین (ع) در ضمن بیانی در باب قرائت قرآن فرمود: «وَ لَکِنْ أَفْزِعُوا قُلُوبَکُمُ الْقَاسِیَةَ وَ لَا یَکُنْ هَمُّ أَحَدِکُمْ آخِرَ السُّورَة» یعنی وقتی که قرآن تلاوت می‌کنید جوری باشید که به این دلهای سختتان این را بکوبید، بزنید به این دلها و این دلها بیدار بشود، نه اینکه همت شما و تصمیمتان این باشد که سوره قرآن را تمام کنم، همتتان این نباشد که حالا که سوره آغاز شده حتماً این را تمامش کنم، همتتان این باشد که این آیات به دلها بنشیند.

البته نمی‌خواهیم بگوییم که ذکر زبانی، مطلقا بی‌‌تأثیر است، نه اما سخن در بالا رفتن کیفیت است.

نگاهمان به عبادات، حداقلی و به مادیات حداکثری است!

این نکته را هم داخل پارانتز عرض کنم که متأسفانه نگاهمان به عبادات، نگاه حداقلی است. یعنی می‌خواهیم ببینیم آن حداقل ممکن چیست و آن را انجام بدهیم و متأسفانه در نگاهمان به مادیات نگاه حداکثری است، یعنی هر چه بتوانیم تلاش کنیم مسائل مادی را بیشتر جذب کنیم خواهانش هستیم و دنبالش هم می‌رویم با این که می‌‌دانیم بین ما و این مادیات حتماً زمانی فاصله خواهد افتاد. 

یا این مادیات به دست آمده زودتر از ما می‌رود، و یا ما زودتر از اینها از بین می‌رویم. برای این‌هایی که یقیناً بین ما و بین آنها فاصله می‌افتد اینقدر تلاش می‌کنیم و اهمیت می‌دهیم اما نسبت به این عباداتی که ماندگار است، در جان ماست، در نفس ماست، در حوزه وجودی ماست که تا ابد همراه ما هست و خواهد بود متأسفانه همیشه نگاه حداقلی داریم.

بحث حجاب می‌شود همه‌اش می‌خواهیم روی حداقل‌ها بایستیم. بحث نماز می‌شود همه‌اش روی حداقل‌ها، بحث روزه، همه‌اش روی حداقل‌ها، بحث پرهیز از گناه می‌شود روی حداقل‌ها می‌ایستیم اما آنهایی که اهل سیر و سلوکند، آنهایی که اهل باطنند، آنها نگاهشان به این مسائل، حداکثری است. یعنی هر چه می‌‌رود بالاتر باز می‌‌گوید نه، من بیشتر از این را می‌خواهم. بنابراین وقتی که آدم می‌‌خواهد ذکر بگوید باید با توجه، قلب را آگاه کند.

چگونه بدانیم ذکر زبان بر قلب اثر گذاشته است؟

علامت این که قلب، بیدار شده چیست؟ علامت این که دل، بیدار شد و تفهیم شد، چیست؟

علامتش این است که دیگر ذکر بر ذاکر، دعا برای دعا کننده و نماز برای نمازگزار، سخت نیست. دیگر آرام است. 

شبیه به همان ارتباط گفتاری که بین پدر و مادر و فرزندی که لغات را یاد گرفته برقرار می‌‌شود. کودک به راحتی می‌‌تواند حرف بزند و دیگر راحت شده است، سختش نیست. تفاوت ذکری که ماها می‌گوییم در مراحل اولیه با آن سلاک الی الله، بزرگان و اهل معرفت این است که ماها در ابتدا، زبانمان می‌گوید قلبمان غافل است باید به قلب تزریق کنیم، بعد کم کم، این قلب بیدار می‌شود و اکنون ذکر زبانی گویا و گزارشگر ذکر قلبی است.

چون قلب این اذکار را گرفته و از آن حالت غفلت، بیرون آمده، در نتیجه الآن قلب دارد ذکر می‌گوید و زبان دارد گزارش می‌کند.

اگر انسان با قلبِ بیدار و متوجه، نماز بخواند خیلی فرق می‌کند با آن کسی که در حال غفلت، نماز می‌‌خواند.

البته توجه داشته باشیم که رعایت این نکته فقط برای عموم نیست حتی کملین هم این نکته را رعایت می‌‌کنند. بزرگان اهل معرفت و سالکان و راه رفته‌‌ها هم این نکته را دقت می‌‌کنند. حتی در بین معصومین هم چنین است. روایت داریم که فرمودند: آنقدر فلان آیه‌ را تکرار ‌‌کردم تا این که این صورت را از خدا شنیدم. ببنید آن بزرگان هم تکرار مبتنی بر توجه قلبی را انجام می‌دادند.

رسول گرامی (ص) به ابوذر فرمود: «یَا أَبَا ذَرٍّ رَکْعَتَانِ مُقْتَصَدَتَانِ فِی تَفَکُّرٍ خَیْرٌ مِنْ قِیَامِ لَیْلَةٍ وَ الْقَلْبُ لَاهٍ (یا بنا بر نسخه‌ای) و القلب ساه» فرمود: دو رکعت نماز، و لو مقتصد هم باشی، یعنی میانه، خیلی هم طولش ندهی، دو رکعت نماز معتدل میانه را بخوانی اما همراه با فکر انجام بگیرد برتر از قیام شبی است که قلب، بی توجه باشد.

پس تفهیم یکی از نکات بسیار مهمی است که در عبادات و اذکار عموماً و ذکر بزرگ یعنی نماز خصوصاً در بالا بردن کیفیتش می‌‌تواند مؤثر باشد

ادامه مطلب
شنبه 14 بهمن 1391  - 7:57 PM

 

فرزند شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی، امیر قطر گرانترین خودروی جهان را که مونتاژ شرکت «دبیلو موتورز» لبنان و چند شرکت بین‌المللی دیگر است را خریداری کرد. این خودرو از نوع «لایکن هایپر اسپورت» بوده و رنگی مشکی دارد.

این خودرو که 3.5 میلیون دلار ارزش دارد، با الماس پوشانده شده و تودوزی‌های داخل خودرو با نخ‌هایی از طلا دوخته شده است.

این خودرو که در نخستین روز نمایشگاه بین‌المللی خودروی قطر رونمایی شد، یکی از هفت خودرو از این نوع خواهد بود که طی سال جاری ساخته می‌شود. این خودرو که گرانترین خودروی نامگذاری شده، از «بوگاتی ویرون» که قیمتش حدود 1.5 میلیون دلار است پیشی می‌گیرد.

موتور این خودرو دارای توان 750 اسب بخاری بوده و حداکثر سرعت آن به 390 کیلومتر بر ساعت می‌رسد.

این خودرو سرعت صفر تا 100 کیلومتر بر ساعت را می‌تواند طی مدت زمان 2.7 ثانیه طی‌کند.

بوگاتی ویرون با قیمت 1.5 میلیون دلار

خودروی پسر امیر قطر با قیمت 3.5 میلیون دلار

ادامه مطلب
شنبه 14 بهمن 1391  - 7:28 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 622

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 6562687
تعداد کل پست ها : 30564
تعداد کل نظرات : 1029
تاریخ ایجاد بلاگ : پنج شنبه 19 شهریور 1388 
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 19 آذر 1397 

نویسندگان

ابوالفضل اقایی