|
سیدالشهدا إن لقتل الحسین حرارة فی قلوب المۆمنین لا تبرد أبدا درباره وبلاگ نويسنده آمار وبلاگ
پيوندهای دوستان
نوای وبلاگ
شمر از جمله افرادی بود که «عبیدالله بن زیاد» حاکم کوفه، او را برای پراکنده کردن مردم کوفه از اطراف مسلم بن عقیل، یار حسین بن علی، به دارالاماره فرستاد. زمانی که عمر بن سعد، فرمانده لشکر کوفه در نامهای برای حاکم کوفه نوشت که حسین بن علی حاضر شده که یا برگردد و یا با او بیعت کنند، «عبیدالله حاکم کوفه» نظر داد که باید پذیرفت؛ ولی وقتی شمر از این نامه مطلع شد، او را منع کرد و گفت که اگر حسین بن علی خود را تسلیم نکند و برود، بعداً قدرتمند میشود؛ پس بهتر است نگذارید برود.
در پاسخ به اين پرسش چند نکته وجود دارد:
«من هر چه در مقاتل گشتم (آن مقداري که مي توانستم بگردم) تا جمله معروفي را که مي گويند اباعبدالله به مردم گفت: «اسقونى شربة من الماء : يک جرعه آب به من بدهيد» بينم، نديدم. حسين کسي نبود که از آن مردم چنين چيزي طلب بکند. فقط يک جا دارد که حضرت در حالي که داشت حمله مي کرد «و هو يطلب الماء» قرائن نشان مي دهد که مقصود اينست: در حالي که داشت به طرف شريعه مي رفت ( در جستجوي آب بود که از شريعه بردارد) نه اينکه از مردم طلب آب مي کرد. (1) همچنين براساس تحقيق هاي انجام شده، چنين جمله اي در مقاتل معتبر وجود ندارد.
مي خواست بگويد اي مردم من با قومي وارد جنگ شدم که اصول اوليه انساني و اخلاقي را زير پاي گذاشتند؛ همچنين اتمام حجتي براي خود دشمنان بود. منبع: 1. حماسه حسيني، ج 2، ص 218، بخش شعارهاي عاشوراء http://www.maaref.porsemani.ir/content
همان گونه که می دانیم انس و الفت یکی از غرایزی است که در نهاد حیوانات وجود داشته و شکل تکامل یافته آن نیز در سرشت آدمی نهاده شده است. این غریزه آن وقت نمود بیشتری پیدا می کند که حیوانی مورد لطف و مهربانی انسانی قرار گیرد. نمونه های عینی آن هم کاملا" قابل مشاهده است. هر چه ارتباط عاطفی و حسی بین انسان و حیوان بیشتر باشد، بر میزان انس و الفت حیوان افزوده خواهد شد. در گذشته های نه چندان دور حیوانات حضور بیشتر و موثرتری در زندگی انسان داشتند و همین امر ارتباط و انس بیشتری را به وجود می آورد. مثلا" اسبی که همه روزه همراه صاحبش بود و از مهر و محبت او بهره مند می شد، به سادگی نمی توانست از صاحبش جدا شود و او را تنها بگذارد. همین ارتباط و انس و الفت و محبت در اسب مخصوص امام حسین (علیه السلام ) (ذوالجناح ) وجود داشت.
شیخ مفید فرزندان امام حسین علیه السلام را 6 نفر ذکر کرده است، چهار پسر و دو دختر.
پسران امام عبارت بودند از: 1- علی بن الحسین الاکبر (امام سجاد علیه السلام) که مادرش شهربانو، دختر کسری یزدگرد سوم، بود. 2- علی اکبر که در کربلا با پدرش به شهادت رسید. مادر او لیلی، دختر ابومرة بن عروة بن مسعود ثقفی بود. 3- جعفر بن الحسین، که مادرش زنی از قبیله قضاعه بود. او در زمان حیات پدرش وفات یافت و فرزندی نداشت. 4- عبدالله الحسین معروف به علی اصغر، که در کربلا در آغوش پدرش شهید شد و مادرش رباب، دختر امرء القیس بود. دختران امام عبارت بودند از: 5- سکینه، که مادرش رباب بود. 6- فاطمه که مادرش ام اسحاق، دختر طلحة بن عبیدالله تیمیه بود.
آیا نبودن نام حضرت رقیه سلام الله علیها در میان فرزندان امام حسین علیه السلام در غالب کتابها و متون قدیم ـ مانند ارشاد شیخ مفید، اعلام الوری، کشف الغمه و دلائل الإمامه طبری،ـ بر نبودن چنین دختری برای امام حسین علیه السلام دلالت دارد؟ با توجه به مطالب ذیل، پاسخ این سؤال، روشن می شود:
در روایت آمده، از امام سجاد علیه السلام پرسیدند: سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟ در پاسخ فرمودند: «الشام الشام الشام»، و یا سه بار فرمودند: «امان از شام» به روایت دیگر امام سجاد علیه السلام به نعمان بن منذر مدائنی فرمود: در شام هفت مصیبت بر ما وارد آوردند که از آغاز اسیری تا آخر چنین مصیبتی بر ما وارد نشده بود: کوتاه کن کلام ... بماند بقیه اش مرده است احترام ... بماند بقیه اش از تیرهای حرمله یک تیر مانده بود آن هم نشد حرام ... بماند بقیه اش ![]()
هر کس که زخمی از علی و ذوالفقار داشت آمد به انتقام ... بماند بقیه اش شمشیرها تمام شد و نیزه ها تمام شد سنگ ها تمام... بماند بقیه اش ![]() گویا هنوز باور زینب نمی شود بر سینه ی امام؟ ... بماند بقیه اش پیراهنی که فاطمه با گریه دوخته در بین ازدحام... بماند بقیه اش
موضوعات مطالب اخير |
|
|
|
|