
او در روز یازدهم محرم وقتی که در گودال قتلگاه کنار بدن پاره پاره برادرش امام حسین علیه السلام آمد، به جای ناله و ضعف و با استواری و عظمت در برابر دشمن غدار و وحشی آن بدن را با دست هایش اندکی بلند نمود و عرض کرد:
|
سیدالشهدا إن لقتل الحسین حرارة فی قلوب المۆمنین لا تبرد أبدا درباره وبلاگ نويسنده آمار وبلاگ
پيوندهای دوستان
نوای وبلاگ
او در روز یازدهم محرم وقتی که در گودال قتلگاه کنار بدن پاره پاره برادرش امام حسین علیه السلام آمد، به جای ناله و ضعف و با استواری و عظمت در برابر دشمن غدار و وحشی آن بدن را با دست هایش اندکی بلند نمود و عرض کرد:
اگر صلح خوب است چرا امام حسین (علیه السلام) صلح نکرد؟ یا اگر جنگ خوب است چرا امام حسن (علیه السلام) جنگ نکرد؟ برای پاسخ به این سئوال، باید به بررسی موقعیت زمانی که این دو امام بزرگوار در آن قرار داشتند، بپردازیم. در واقع باید ببینیم، یزید و معاویه چه تفاوتهایی با هم داشتند؟! در زمان امام حسین (ع)، پنجاه سال پس از رحلت جانگداز پیامبر اکرم (صلی الله و علیه و آله و سلم)، یزید (لعنه الله) به خلافت رسید. در این ٥٠ سال تقریبا همه کسانی که پیامبر (سلام الله) را دیدند، از دنیا رفته بودند. آنچه نسل نو می دید جمال یزید (علیه العنه) بود. یزید با معاویه، تفاوتهایی داشت که از جمله آنها، میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
یکی از سؤالات درباره قیام حسینی این است که چرا اگر امام حسین علیهالسلام قیام نمیکرد، اسلام از بین میرفت با این که مردم نماز و روزه خود را میخواندند، حج میرفتند و ظاهرشان خوب بود.
بعد از قیام امام حسین و مرگ یزید نیز افراد ستمگر دیگری به قدرت رسیدند که ائمه ما را به شهادت رساندند پس تفاوت اوضاع در چه بود؟
حضرت امام على بن الحسين (ع) در روز عاشورا با پدر خود در كربلا حضور داشت، ولى آن بزرگوار مريض بود و مريضى او درد شكم بود؛ لذا جهاد از آن حضرت ساقط شد.
بارها شنیدهایم که اباعبدالله الحسین علیهالسّلام برای اقامه نماز و احیای دین جد بزرگوارشان حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلّم قیام کردهاند و حاضر شدند در این راه هزینههای زیادی بپردازند تا اسلام زنده بماند. شاید یکی از سئوالاتی که ذهن برخی از ما را به خود مشغول کرده باشد، این است که مگر نماز چه اهمیّتی دارد که امام حسین علیهالسلام برای احیا و اقامه آن به شهادت رسید؟
در اَلْعِقْدُ الْفَريد، الامامة و السياسة و تاريخ مَدِينة دِمَشق آمده است كه سي نفر از لشكر عمر بن سعد جدا شده به امام حسين عليه السلام پيوستند. سيد بن طاووس ميگويد: شب عاشورا سي و دو نفر از لشكر ابنسعد جدا شدند و به امام حسين عليه السلام پيوستند. [1] ابننما مي گويد: «گروهي از اصحاب ابنسعد نزد امام حسين عليه السلام آمدند». [2] به نظر ميرسد گزارش سيّد ابنطاووس و ابننما برگرفته از گزارشي باشد كه از اَلْعِقْدُ الْفَريد، الامامة و السياسة نقل كرديم. در اين مورد بايد گفت: به نظربرخي گزارش پيوستن سي نفر به امام حسين عليه السلام صحيح نيست و اگر چنين امري صحّت داشت، به علّت اهميّت آن، ميبايست توسط راويان متعدّد گزارش، و در منابع بيشتري نقل ميشد و محدود به دو سه منبع كه نويسندگان متأخر نيز از آنها گرفتهاند، نميشد. ثانياً؛ پيوستن يك گروه سي نفري به سپاه اندك امام تأثير بزرگي در صحنة نظامي داشت و ميبايست آثار آن در جنگ روز عاشورا ظاهر ميشد، در حالي كه نشانههايي از آن در مقاتل به چشم نميخورد. [3]
در حادثه جانسوز کربلا، وجود نازنین امام چهارم (علیه السلام)، به شدت دچار بیماری گشت، و در اثر آن ضعف و سستی فراوانی بر بدن مبارک آن حضرت چیره شد، بگونه ای که حتی توانایی حمل شمشیر را نداشت. همین امر موجب شده که بسیاری از مردم از سر ناآگاهی، امام چهارم را به عنوان امام بیمار شناخته و همواره در صفحه ی ذهنشان این پندار غلط نقش بسته شده که امام سجاد (علیه السلام) شخصی بیمار و ناتوان و ضعیف بوده که چهره ای زرد و رنگ پریده داشته و دارای روحی افسرده و پژمرده بوده است و این بیماری مهلک از ابتدا عمر تا پایان عمر شریف حضرت، با ایشان همراه و عجین بوده است!
در حالی که این پندار کاملاً غلط و به دور از واقعیّت است، زیرا امام چهارم تنها در حادثه کربلا به مدّت کوتاهی بیمار شدند و بعد از آن بهبود یافته و در حدود 35 سال چون سایر پیشوایان معصوم (صلوات الله علیهم اجمعین) از سلامت کامل جسمی و روحی برخوردار بود.
شاید در ذهن شما خواننده محترم این سؤال مطرح شود که راستی چرا امام سجاد (علیه السلام) در آن شرایط حساس و بحرانی، که امام حسین (علیه السلام) به شدت به یاری و همکاری او نیازمند بوده است دچار بیماری شد؟!
آیا این امر اتفاقی بوده است یا اینکه حکمت و رازی در آن نهفته است که امام چهارم در حدی بیمار شود که از حضور در معرکه نبرد معاف شود؟!
موضوعات مطالب اخير |
|
|
|
|