به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

صورت و معنی درین دعوی یکی است

عاشق و معشوق ما یعنی یکیست

گر هزاران صورت است ای نور چشم

در نظر ما را همه معنی یکیست

عاشقان مست و مجنون بی حدند

آشکارا و نهان لیلی یکیست

گرچه بسیار است در جنت درخت

هشت جنت دیدم و طوبی یکیست

نعمت الله دنیی و عقبی بود

نزد عارف دنیی و عقبی یکیست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:11 PM

 

موج و حباب و قطره درین بحر ما یکیست

نقش و حباب گرچه هزارند با یکیست

درمان درد دل چه کنم ای عزیز من

از دوست می رسد همه درد و دوا یکیست

ما و شرابخانه و رندان باده نوش

فارغ ز دو سرا بر ما دو سرا یکیست

تمثال صدهزار در آئینه رو نمود

دیدیم آن یکی و همه نزد ما یکیست

گر آشنای خویش شوی نزد عاشقان

معشوق و عشق و عاشق و آن آشنا یکیست

چون عقل احول است دو بیند غریب نیست

بنگر به عین عشق که شاه و گدا یکیست

سید ز جود خویش وجودی به بنده داد

معطی نعمة الله ما و عطا یکیست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:11 PM

 

دل ما با زبان یکی است یکیست

این چنین آن چنان یکی است یکیست

از دوئی بگذر و یکی می گو

حاصل دو جهان یکی است یکیست

آن یکی در کنار گیر خوشی

با همه در میان یکی است یکیست

عشق و معشوق و عاشق ای درویش

در دل عاشقان یکی است یکیست

جان و دل را به این و آن دادیم

غرض از این و آن یکیست یکیست

دلبران در جهان فراوانند

سید دلبران یکیست یکیست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:11 PM

 

در دو عالم خدا یکیست یکیست

مالک دو سرا یکیست یکیست

بر در کبریای حضرت او

پادشاه و گدا یکیست یکیست

آینه در جهان فراوان است

جام گیتی نما یکیست یکیست

دو مگو و دوئی به جا مگذار

تو یگانه بیا یکیست یکیست

موج و بحر و حباب بسیارند

آن همه نزد ما یکیست یکیست

دردمندیم و درد می نوشیم

دُرد و درد و دوا یکیست یکیست

نعمت الله یکیست در عالم

سخن آشنا یکیست یکیست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:11 PM

 

بشنو ای دوست این سخن از دوست

به حقیقت حقیقت همه اوست

همه عالم وجود از او دارند

لاجرم هرچه باشد آن نیکوست

تار و پود وجود می نگرم

می نماید دو تو ولی یک توست

زلف او مشک ناب می ریزد

مجلس ما ز بوی خوش خوشبوست

ذره از آفتاب روشن شد

ذره ذره ببین که آن مه روست

نزد یارم کجا بود اغیار

نبود دوستدار او جز دوست

نعمت الله که سید الفقراست

میر میران به پیش او انجوست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:11 PM

 

پادشاه و گدا یکیست یکیست

بینوا و نوا یکیست یکیست

دردمندیم و درد می نوشیم

دُرد و درد و دوا یکیست یکیست

جز یکی نیست در همه عالم

دو مگو چون خدا یکیست یکیست

آینه صد هزار می بینم

روی آن جانفزا یکیست یکیست

مبتلای بلای بالاشیم

مبتلا و بلا یکیست یکیست

قطره و بحر و موج و جوهر چهار

بیشکی نزد ما یکیست یکیست

نعمت الله یکی است در عالم

طلبش کن بیا یکیست یکیست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:11 PM

 

ما را وجود نیست و گر هست وجود اوست

بود وجود ما به حقیقت وجود اوست

بی نور بود ِ او نبُود بود هیچ بود

بودی که هست پرتوی از نور بود اوست

بشنو به ذوق گفتهٔ عشاق بزم عشق

کین قول عاشقانه ز گفت و شنود اوست

عود دلم به آتش عشقش روان بسوخت

بوی خوشی که می شنوی بوی عود اوست

گر رند دردمند خورد درد گو منال

کاین شربتی نکوست زیان نیست سود اوست

مستیم و لاابالی و بر دست جام می

در بزم هر چه هست ز انعام جود اوست

این قول سید است که نامش چو بشنوی

واجب شود به تو سخنی کان درود اوست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:00 PM

 

هر چه بینی مظهر اسمای اوست

دوست دارم هر که دارد دوست دوست

چشم عالم روشن است از نور او

لاجرم عالم به چشم ما نکوست

آینه گر صد ببینم ور هزار

در همه آئینه ها چشمم بر اوست

خیز با ما خوش درین دریا نشین

خویش را می شو که وقت شست و شوست

لب نهاده بر لب جامم مدام

با چنین همدم چه جای گفتگوست

چشم احول گر دو بیند تو مبین

رشتهٔ یک تو به چشم او دو توست

نعمت الله روشنست چون آینه

با جناب سید خود روبروست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:00 PM

 

چشم من روشن به نور روی اوست

این چنین چشمی خوشی بینا نکوست

غیر او دیگر ندیده دیده ام

هرچه آید در نظر چشمم بر اوست

دیدهٔ بینا به من بخشید او

لاجرم من دوست می بینم به دوست

من چنین سرمست و با ساقی حریف

زاهد مخمور اگر در گفتگوست

صورتی بیند نبیند معنیش

عاقل بیچاره در ماند به پوست

غرق دریا آب می جوید مدام

بی خبر از عین ماء در جستجوست

نعمت الله خرقه می شوید به می

پاکبازی دائما در شست و شوست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:00 PM

 

در خانقهی که شیخ ما اوست

سرحلقه و شیخ هر دو نیکوست

دشمن چه کنیم یار غاریم

از دوست طلب کنیم هم دوست

آیینهٔ روشنی به دست آر

اما می بین که هر دو یک روست

زلفش بگشود و داد بر باد

زان بوی نسیم صبح خوشبوست

خورشید جمال او برآمد

عالم همه نور طلعت اوست

سر رشتهٔ فقر ما طلب کن

تا دریابی که رشته یک توست

شاه است چو سید یگانه

هر بنده که او به عشق آن جوست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 2:00 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5124414
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث