به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

ملک جان در ولایتی دگر است

تخت دل در حمایتی دگراست

قول مستانه ای که ما گوئیم

بشنو او را حلاوتی دگر است

دلبران در جهان فراوانند

حسن ما را ملاحتی دگر است

عاقلان را نهایتی است ولی

عاشقان را نهایتی دگر است

وحده لاشریک له می گو

کاین سخن از روایتی دگر است

در خرابات رند سرمستیم

ذوق ما ذوق و حالتی دگر است

نعمت الله خدا به ما بخشید

این عنایت عنایتی دگر است

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 1:36 PM

 

در دل ما عشقش از جان خوشتر است

جان چه باشد عشق جانان خوشتر است

عشق او گنجی و دل ویرانه ای

گنج او در کنج ویران خوشتر است

خوش بود یک جام می شادی ما

بلکه می خوردن فراوان خوشتر است

آب چشم ما بهر سو می رود

عین ما از بحر عمان خوشتر است

راز دل با غیر پیدا کی کنم

سر او در سینه پنهان خوشتر است

صورت بلبل در گلستان خوش بود

مجلس ما از گلستان خوشتر است

نعمت الله گر تو را باشد خوش است

ور نباشد مفلسی زان خوشتر است

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 1:36 PM

 

نور رویش آفتابی دیگر است

چشم ما بر ماهتابی دیگر است

گر کسی بیند خیال او به خواب

آن خیال ما و خوابی دیگر است

آب چشم ما به هر سو می رود

روی ما شسته به آبی دیگر است

موج دریائیم و دریا عین ما

غیر ما بر ما حجابی دیگر است

ساقی ما می به ما بخشد مدام

خیر او بر ما برای دیگر است

هرچه می بینی چو آن مخلوق اوست

نزد ما عالیجنابی دیگر است

نعمت الله در خرابات مغان

عاشق مست و خرابی دیگر است

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 1:36 PM

 

نور رویش آفتابی دیگر است

سایهٔ او ماهتابی دیگر است

زلف او درتاب رفت از دست دل

تاب او را پیچ و تابی دیگر است

گفتمش جان و دل جانان توئی

گفت آری این جوابی دیگر است

نقش می بندم خیالش را به خواب

خوش بود این خواب خوابی دیگر است

جرعهٔ جام شراب ما بنوش

تا بدانی کاین شرابی دیگر است

ای که می گوئی حجاب من نماند

این نماندن هم حجابی دیگر است

جام پر آبست نزد ما حباب

جام ما آب و حبابی دیگر است

سید ما تا غلام عشق اوست

در جهان عالیجنابی دیگر است

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 1:36 PM

 

عاشقان حضرت او را نیازی دیگر است

عشق او را آتش و سوز و گدازی دیگر است

ترک سرمست است عشقش دل به غارت می برد

در سواد دل همیشه ترکتازی دیگر است

می نوازد مطرب عشاق ساز ما به ذوق

جان فدای ساز او کاین ساز ، سازی دیگر است

عشقبازی نیست بازی کار شهبازی بود

عشق اگر بازی بیا کاین شاهبازی دیگر است

رو به هر جانب که آرم قبلهٔ من روی اوست

ابرویش محراب می سازم نمازی دیگر است

بینوایان را به لطف خود نوازش می کند

ساقی سرمست ما عاشق نوازی دیگر است

محرم رازیم و دایم در حرم با سیدیم

راز می گوئیم و این اسرار رازی دیگر است

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 1:36 PM

 

ای عاشقان ای عاشقان ما را بیانی دیگر است

ای عارفان ای عارفان ما را نشانی دیگر است

ای بلبلان ای بلبلان ما را نوا خوشتر بود

زیرا که این گلزار ما از بوستانی دیگر است

ای خسروشیرین سخن ای یوسف گل پیرهن

ای طوطی شکرشکن ما را زبانی دیگر است

یاری که اندرکار دل جان داد در بازار دل

همچون دل صاحبدلان زنده به جانی دیگر است

خورشیدجمشید فلک بر آسمان چارم است

مهر منیر عاشقان بر آسمانی دیگر است

تا عین عشقش دیده ام مهرش به جان بگزیده ام

در آشکارا و نهان ما را عیانی دیگر است

اقلیم دل شد ملک جان شهر تن آید این جهان

کون و مکان عاشقان در لامکانی دیگر است

رند و در میخانه ها صوفی و کنج صومعه

مارا سریر سلطنت برآستانی دیگر است

سیدمرا جانان بود هم دردو هم درمان بود

جانم فدای جان او کو از جهانی دیگر است

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 1:36 PM

 

چشم مستش میفروشی دیگر است

نوش لعلش باده نوشی دیگر است

آتش عشقش دل ما را بسوخت

داغ او بر دل فروشی دیگر است

نالهٔ دلسوز ما بشنو دمی

کاین دم ما را خروشی دیگر است

عاشق و مستیم و لایعقل ولی

جان ما را فهم و هوشی دیگر است

دوش ما و او به هم دوشی زدیم

امشبم امید دوشی دیگر است

هرکه او تجرید گردد پیش او

در طریقت خرقه پوشی دیگر است

خم می در جوش و ما مست وخراب

سیدم در ذوق و جوشی دیگر است

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 1:36 PM

 

گوهر دریای ما را آبروئی دیگر است

نوش کن جام می ما کز سبوئی دیگر است

گفتهٔ مستانه ما ملک عالم را گرفت

گوش کن بشنو خوشی کاین گفتگوئی دیگر است

دیگران فردوس می خواهند و ما دیدار یار

همت عالی ما را جستجوئی دیگر است

خرقهٔ خود را به جام می نمازی کرده ایم

نزد رندان این طهارت شست و شوئی دیگر است

رنگ عشق و بوی معشوقست رنگ و بوی ما

در میان عاشقان این رنگ و بوئی دیگر است

ما به جاروب مژه خاک درش را رفته ایم

لاجرم ما را درین در آبروئی دیگر است

سید از دنیا برفت و نعمة الله را گذاشت

گرچه آن می کهنه است اینجا سبوئی دیگراست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 1:36 PM

 

سریر سلطنت عشق بر سر دار است

از آن سبب سر این دار جای سردار است

به جان جملهٔ رندان مست کاین دل ما

مدام در هوس دست بوس خمار است

بیا که سینهٔ ما مخزنیست پر اسرار

اگر چنانکه تو را ذوق علم و اسرار است

سخن مگوی ز دستار و بگذر از سر آن

هزار سر به یکی جو چه جای دستار است

برفت مرغ دل ما نیامدش خبری

مگر به دام سر زلف او گرفتار است

به نور دیدهٔ او دیده چشم ما روشن

ببین به نور جمالش که نور آن یار است

حباب اگر چه صداست از هزار جمله یکی

به عین ما نظری کن ببین که انهار است

مکن به چشم حقارت نظر به مخلوقی

که جمله فعل حکیم است و نیک در کار است

چو عارفان برو و شکر نعمة الله گو

مباش منکر سید چه جای انکار است

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 1:36 PM

 

چه غم دارم چو یارم غمگسار است

حریف جام و ساقی یار غار است

بتی دارم که با من در میان است

دلارامی که دایم در کنار است

به دور چشم مست می فروشش

مرا با غیر می خوردن چه کار است

دل من بارگاه پادشاه است

تن من پرده ، جانم پرده دار است

دو لحظه در یکی صورت نباشم

ولی معنی همیشه برقرار است

یکی رو دارم و آئینه بسیار

یکی ذات و صفاتم صدهزار است

غنیمت دان حضور نعمت الله

که چون عمر عزیزت بر گذار است

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 1:36 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5124530
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث