به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

نعمت الله حریف مستان است

عاشق روی می پرستان است

در خرابات مست لایعقل

ساقی بزم باده نوشان است

والهٔ زلف روی محبوب است

فارغ از جمع و از پریشان است

نوبت زهد و زاهدی بگذشت

دولت عشق و دور رندان است

نوش کن جام می که نوشت باد

گر هوایت به آب حیوان است

در دلم درد و در سرم سودا

باده درجام و عشق در جان است

هرکجا ساغری که می یابی

نعمت الله همدم آن است

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 1:54 PM

نعمت الله میر رندان است

طلبش کن که پیر رندان است

بزم عشق است عاشقان سرمست

ساقی ما امیر مستان است

دل ما گنجخانهٔ عشق است

جای آن گنج کنج ویران است

سخن ما به ذوق دریابد

هرکه واقف ز ذوق یاران است

همه عشق است غیر او خود نیست

جان فدایش کنم که جانان است

عالم از آفتاب حضرت او

به مثل همچو ماه تابان است

نور چشم است و در نظر پیداست

نظری کن ببین که این آن است

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 1:54 PM

 

نور روی او به او دیدن خوش است

گرد او چون دیده گردیدن خوش است

حال عشق از عقل می پرسی مپرس

ذوق عشق از عشق پرسیدن خوش است

کار بی کاریست کار عاشقی

این چنین خوش کار ورزیدن خوش است

گفتهٔ مستانهٔ ما خوش بود

رو تو خوش بشنو که بشنیدن خوش است

بگذر از نقش خیال غیر او

روی دل از غیر پیچیدن خوش است

نزد ما سرکه فروشی هیچ نیست

می به رند مست بخشیدن خوش است

خوش بود آئینهٔ گیتی نما

نعمة الله را در آن دیدن خوشست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 1:36 PM

 

عشق جانان در میان جان خوشست

راز دلدار از جهان پنهان خوش است

درد بی درمان او درمان ما

در دلم این درد بی درمان خوش است

حال سودائی زلف یار من

همچو زلفش می برد سامان خوش است

عشق و گنجی و دل ویرانه ای

آن چنان گنجی در این ویران خوشست

جرعهٔ دُردی درد عشق او

جان ما را دادهٔ جان آن خوش است

حال دل با عشق دلبر خوش بود

جان ما پیوسته با جانان خوش است

نعمت الله مست و جام می به دست

جاودان در بزم سرمستان خوش است

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 1:36 PM

 

چشم مستش ترک عیاری خوش است

زلف او هندوی طراری خوشست

جان فدای عشق جانان کن روان

گر تو را میلی به دلداری خوشست

بر سر دار فنا بنشین خوشی

زانکه اینجا جای سرداری خوشست

دلبر ار صد جان به یک جو می خرد

زود بفروشش که بازاری خوشست

کار بی کاری است کار عاشقان

کار ما می کن که این کاری خوشست

سینهٔ ما مخزن اسرار اوست

او به دست آور که اسراری خوشست

مجلس عشقست و ما مست و خراب

خوش خراباتی و خماری خوشست

گر گران باری مثال از بار یار

بار یار ار می بری باری خوشست

بندهٔ سید شدم از جان و دل

این سخن صدق است و اقراری خوشست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 1:36 PM

 

سرم سرگشتهٔ سودای عشق است

دلم آشفتهٔ غوغای عشق است

بدان دیده که بتوان دید او را

دو چشم روشن بینای عشقست

حقیقت سرمهٔ چشم خردمند

غبار گرد خاک پای عشقست

ز عبرت غیر او از دل به در کن

که غیر دل دگر نه جای عشقست

به شمع عشق جان و دل بسوزان

چو پروانه گرت پروای عشق است

مگو از دی و از فردا و فردا

که امروز وعدهٔ فردای عشق است

تن تنها در آ سید به خلوت

که در خلوت تن تنهای عشقست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 1:36 PM

 

نور دل ماه ، نور عشق است

جان عاشق مسخر عشقست

در طریقی که نیست پایانش

عاشقی جو که رهبر عشقست

پادشاهی صورت و معنی

نزد عشاق در خور عشقست

در محیطی که ما در آن غرقیم

حاصلش یافت گوهر عشقست

آن حیاتی که روح می بخشد

چشمهٔ آب کوثر عشق است

قول مستانه ای که می شنوی

یک دو حرفی ز دفتر عشقست

نعمت الله که میرمستانست

از سر صدق چاکر عشقست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 1:36 PM

 

ساقی سرمست ما یاری خوش است

خوش حریفانیم و خماری خوش است

گر دوصد جان را به یک جرعه خرند

زود بفروشش که بازاری خوش است

عشقبازی کار بیکاران بود

کار ما می کن که این کاری خوشست

بر سر دار فنا بنشسته ایم

خوش سر داری و سرداری خوشست

بلبل مستیم در گلزار عشق

بزم عشاق است و گلزاری خوشست

پر بود تکرار در گفتار ما

تو خوشی بشنو که تکراری خوشست

نعمت الله مست و جام می به دست

باده نوشی با چنین یاری خوشست

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 1:36 PM

 

نالهٔ دلسوز ما از ساز بلبل خوشتر است

زخم خار جور او از مرهم گل خوشتر است

راحت کلی و جزوی هر دو را خوش یافتیم

ذوق جزوی هست اما لذت کل خوشتر است

مردن از عشقش بسی خوشتر بود از زندگی

جام دُرد درد او از ساغر می خوشتر است

عود جان در مجمر دل می نهم بر آتشی

گرمی دلسوز عاشق از قرنفل خوشتر است

مجلس عشقست و ما سرمست و سید در نظر

درچنین گلشن نوای ما ز بلبل خوشتر است

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 1:36 PM

 

عمر خوش باشد ولی با یار همدم خوشتر است

یک دمی با همدمی از ملک عالم خوشتر است

درد دل داریم و درد دل دوای درد ماست

گرچه دل ریشیم زخم او ز مرهم خوشتر است

مجلس عشقست و رندان مست و ساقی در حضور

این چنین خوش مجلسی از صحبت جم خوشتر است

یک دمی با همدمی و گوشهٔ میخانه ای

ازحیات جاودان می دان که آن دم خوشتر است

جان و جانان هر دو سرمستند و با هم روبرو

جمع این یاران اگر باشند باهم خوشتر است

نور چشم ماست او بنشسته خوش بر جای خود

خلوت و جای خوشی با یار محرم خوشتر است

نعمت الله سرخوش است از ذوق می گوید سخن

هرچه گوید خوش بود والله اعلم خوشتر است

ادامه مطلب
یک شنبه 1 مرداد 1396  - 1:36 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5124533
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث