به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

شب وصل است و نبود آرزورا دسترس اینجا

که باشد دشمن خمیازه آغوش هوس اینجا

چو بوی‌گل‌گرفتارم به رنگ الفتی ورنه

گشاد بال پرواز است هرچاک قفس اینجا

سراغ‌کاروان ملک خاموشی بود مشکل

به بوی غنچه‌همدوش است‌آواز جرس اینجا

دل عارف چوآیینه بساط روشنی دارد

که‌نقش پای خود راگم نمی‌سازد نفس اینجا

تفاوت می‌فروشد امتیازت ورنه در معنی

کمال عشق افزون نیست ازنقص هوس اینجا

غم مستقبل و ماضی‌ست‌کان را حال می‌نامی

نقابی در میان اسث از غباریش وپس اینجا

غبار خاطر تیغت چرا شدکوچهٔ زخمم

که جزخونابهٔ حسرت نمی‌باشد عسس‌اینجا

نیندازد زکف بحر قبولش جنس مردودی

به دوش موج دارد نازبالش خارو خس اینجا

درتن ره نقش پا هم دارد از امید منشوری

نبیند داغ محرومی جبین هیچ‌کس اینجا

چه‌امکان است از خال لبش خط سر برون آرد

زنومیدی نخواهد دست برسر زد مگس اینجا

غبار ما، همان باد فنا خواهد ز جا بردن

چه‌لازم چون سحر منت‌کشیدن از نفس‌اینجا

نه آسان است صید خاطر آزادگان بیدل

ز شوق مرغ دارد چاکها جیب قفس اینجا

ادامه مطلب
شنبه 23 اردیبهشت 1396  - 2:19 PM

 

چون غنچه همان به‌که بدزدی نفس اینجا

تا نشکند فشاندن بالت قفس اینجا

از راه هوس چند دهی عرض محبت

مکتوب نبندند به بال مگس اینجا

خواهی‌که شود منزل مقصود مقامت

از آبلهٔ پای طلب‌کن جرس اینجا

آن به‌که ز دل محوکنی معنی بیداد

اظهار به خون می‌تپد از دادرس اینجا

بیهوده نباید چو شرر چشم‌گشودن

گرد عدم است آینهٔ پیش و پس اینجا

درکوی ضعیفی‌که تواند قدم افشرد

اینجاست‌که دارد دهن شعله خس اینجا

باگردش چشمت چه توان‌کرد، وگرنه

یکدل به دو عالم ندهد هیچکس اینجا

چون نقش قدم قافلهٔ ماست زمینگیر

باشد ره خوابیده صدای جرس اینجا

دل چون نتپد در قفس زخم که بی‌دوست

کار دم شمشیر نماید نفس اینجا

درکوچهٔ الفت دل صاف آینه‌دار است

غیرازنفس خویش چه‌گیرد عسس اینجا

سرمایهٔ ماهیچکسان عرض مثالی‌ست

ای آینه دیگر ننمایی هوس اینجا

بیدل نشود رام‌کسی طایر وصلش

تا از دل صد چاک نباشد قفس اینجا

ادامه مطلب
شنبه 23 اردیبهشت 1396  - 2:19 PM

 

دریای خیالیم و نمی نیست در اینجا

جز وهم وجود و عدمی نیست در اینجا

رمز دو جهان از ورق آینه خواندیم

جزگرد تحیر رقمی نیست در اینجا

عالم همه میناگر بیداد شکست است

این طرفه‌که‌سنگ ستمی نیست در اینجا

تا سنبل این باغ به همواری رنگ است

جزکج نظری پیچ وخمی نیست دراینجا

بر نعمت دنیا چه هوسهاکه نپختیم

هرچند غذا جز قسمی نیست در اینجا

برهم نزنی سلسلهٔ نازکریمان

محتاج شدن بی‌کرمی نیست در اینجا

گرد حشم بی‌کسی‌ات سخت بلندست

از خوبش برون آ علمی نیست در اینجا

ما بی‌خبران قافلهٔ دشت خیالیم

رنگ است به‌گردش‌، قدمی نیست دراینجا

از حیرت دل بند نقاب توگشودیم

آیینه‌گری کارکمی نیست در اینجا

بیدل من و بیکاری و معشوق تراشی

جز شوق برهمن‌، صنمی نیست در اینجا

ادامه مطلب
شنبه 23 اردیبهشت 1396  - 2:19 PM

 

کسی در بندغفلت‌مانده‌ای چون من‌ندید اینجا

دو عالم یک درباز است و می‌جویم‌کلید اینجا

سرا‌غ منزل مقصد مپرس ازما زمینگیران

به سعی نقش پا راهی نمی‌گردد سفید اینجا

تپیدن ره ندارد در تجلیگاه حیرانی

توان‌گر پای تا سراشک شد نتوان چکید اینجا

زگلزارهوس تا آرزوبرگی به چنگ آرد

به مژگان عمرها چون ریشه می‌باید دوید اینجا

تحیرگر به چشم انتظار ما نپردازد

چه وسعت می‌توان چیدن زآغوش امید اینجا

ترشرویی ندارد یمن جمعیت در این محفل

چو شیر این سرکه‌ات از یکدگر خواهد برید اینجا

به دل نقشی نمی‌بنددکه با وحشت نپیوندد

نمی‌دانم‌کدامین بی‌وفا آیینه چید اینجا

مر از بی‌بری هم راحتی حاصل نشد، ورنه

بهار سایه‌ای رنگینتر ازگل داشت بید اینجا

گواه‌کشتهٔ تیغ نگاه اوست حیرانی

کفن بردوشی بسمل بود چشم سفید اینجا

کفن در مشهد ما بینوایان خونبها دارد

ز عریانی برون آ گر توانی شد شهید اینجا

هجوم درد پیچیده‌ست هستی تا عدم بیدل

تو هم‌گرگوش داری ناله‌ای خواهی‌شنید اینجا

ادامه مطلب
شنبه 23 اردیبهشت 1396  - 2:19 PM

 

به مهر مادرگیتی مکش رنج امید اینجا

که خونها می‌خورد تا شیر می‌گردد سفید اینجا

مقیم نارسایی باش پیش از خاک گردیدن

که‌سعی هردوعالم چون عرق خواهد چکید اینجا

محیط از جنبش هر قطره‌صد توفان جنون دارد

شکست رنگ امکان بود اگر یکدل تپید اینجا

گداز نیستی از انتظارم برنمی‌آرد

ز خاکستر شدن‌گل می‌کند چشم سفید اینجا

ز ساز الفت آهنگ عدم در پردة‌گوشم

نوایی می‌رسدکز بیخودی نتوان شنید اینجا

درین محنت‌سرا آیینهٔ اشک یتیمانم

که در بی‌دست و پایی هم مرا باید دوید اینجا

کباب خام سوز آتش حسرت دلی دارم

که هرجا بینوایی سوخت دودش سرکشید اینجا

نیاز سرکشان حسن آشوبی دگر دارد

کمینگاه تغافل شد اگر ابرو خمید اینجا

تپشهای نفس ز پردة تحقق می‌گوید

که تا از خود اثر داری نخواهی آرمید اینجا

بلندست آنقدرها آشیان عجز ما بیدل

که بی‌سعی شکست بال و پر نتوان رسید اینجا

ادامه مطلب
شنبه 23 اردیبهشت 1396  - 2:19 PM

 

در خموشی همه صلح است‌، نه جنگ است اینجا

غنچه شو، دامن آرام به چنگ است اینجا

چشم بربند،‌گرت ذوق تماشایی هست

صافی آینه درکسوت زنگ است اینجا

گر دلت ره ندهد جرم سپه‌بختی تست

خانهٔ آینه بر روی‌که تنگ است اینجا

طایر عیش مقیم قفس حیرانی‌ست

مگذر ازگلشن تصویرکه‌رنگ است‌اینجا

درره عشق ز دل فکر سلامت غلط است

گرهمه‌سنگ‌بود شیشه به‌چنگ است‌اینجا

چرخ‌پیمانه به‌دور افکن یک‌جام تهی است

مستی ما وتو آوازترنگ است اینجا

شوق دل همسفر قافلهٔ بیهوشی‌ست

قدم راهروان گردش رنگ است اینجا

از ستمدیدگی طالع ما هیچ مپرس

آنچه پیش تونگاهست خدنگ است اینجا

طرف دیدهٔ خونبار نگردی زنهار

اشک چون آینه شدکام نهنگ است اینجا

شیشه ناداده زکف مستی آزادی چند

دامن ناز پری در ته سنگ است اینجا

دوجهان ساغرتکلیف زخود رفتن ماست

دل هرکس بتپد قافیه تنگ است اینجا

منزل عیش به وحشتکدهٔ امکان نیست

چمن‌ازسایهٔ گل پشت‌پلنگ‌است اینجا

وحشت آن است‌که ناآمده از خود برونم

ورنه تا عزم شتاب است درنگ است اینجا

بیدل افسردگیم شوخی آهی دارد

تاشرر هست ز خودرفتن سنگ‌است اینجا

ادامه مطلب
شنبه 23 اردیبهشت 1396  - 2:19 PM

 

نه طرح باغ و نه‌گلشن فکنده‌اند اینجا

در آب آینه روغن فکنده‌اند اینجا

غبار قافلهٔ عبرتی که پیدا نیست

همه به دیدهٔ روشن فکناه‌اند اینجا

رسیده‌گیر به معراج امتیاز چو شمع

همان سری که زگردن فکنده‌اند اینجا

جنون مکن‌که دلیران عرصهٔ تحقیق

سپر ز خجلت جوشن فکنده‌اند اینجا

یکی‌ست حاصل و آفت به مزرعی‌که شبی

ز دانه مور به خرمن فکنده‌اند اینجا

به صید خواهش دنیای دون دلیر متاز

هزار مرد ز یک زن فکنده‌اند اینجا

سر فسانه سلامت‌که خوابناکی چند

غبار وادی ایمن فکنده‌اند این‌جا

نهفته است‌تلاش محیط موج‌گوهر

یه روی آبله دامن فکنده‌اند اینجا

رموز دل نشود فاش بی‌چراغ یقین

نظر به خانه ز روزن فکنده‌ا‌ند اینجا

مقیم زاویهٔ اتفاق تسلیمم

بساط عافیت من فکنده‌اند اینجا

چو شمع‌گردن دعوی چسان‌کشم بیدل

سرم به دوش فکندن فکند‌ه‌اند اینجا

ادامه مطلب
شنبه 23 اردیبهشت 1396  - 2:19 PM

 

جام امید نظرگاه خمار است اینجا

حلقهٔ دام تو خمیازه شکار است اینجا

عیش‌ها غیر تماشای زیانکاری نیست

درخور باختن رنگ بهار است اینجا

عافیت می‌طلبی منتظر آفت باش

سر بالین‌طلبان تحفهٔ در است اینجا

فرصت برق و شرر با تو حسابی دارد

امتیازی‌که نفس در چه شمار است اینجا

چه جگرهاکه به نومیدی حسرت بگداخت

فرصتی نیست وگرنه همه‌کار است اینجا

پردهٔ هستی موهوم نوایی دارد

که حبابیم و نفس آینه‌دار است اینجا

انجمن در بغل و ما همه بیرون دریم

بحر چندانکه زند موج‌کنار است اینجا

عجز طاقت همه‌دم شاهد معدومی ماست

نفس سوخته یک شمع مزار است اینجا

سجده هم ازعرق شرم رهی پیش نبرد

از قدم تا به جبین آبله‌زار است اینجا

بیدل اجزی جهان پیکر بی‌تمثالی‌ست

حیرت آینه با خوبش دچار است اینجا

ادامه مطلب
شنبه 23 اردیبهشت 1396  - 2:19 PM

 

جوش اشکیم وشکست آیینه‌دار است اینجا

رقص هستی همه‌دم شیشه سوار است اینجا

عرصهٔ شوخی ما گوشهٔ ناپیدایی‌ست

هرکه روتافت به آیینه دچار است اینجا

عافیت چشم ز جمعیت اسباب مدار

هرقدر ساغر و میناست خمار است اینجا

به غرور من وماکلفت دلها مپسند

ای جنون تاز نفس آینه زار است اینجا

نفی خود می‌کنم اثبات برون می‌آید

تا به‌کی رنگ توان باخت بهار است‌اینجا

هرچه آید به نظر آن طرفش موهوم است

روز شب صورت پشت و رخ‌کار است اینجا

سایه‌ام باکه دهم عرضه سیه‌بختی خویش

روز هم آینه‌دار شب تار است اینجا

دامن چیده در این دشت تنزه دارد

خاک صیادگل از خون شکار است اینجا

زندگی معبدشرمی ست چه طاعت چه‌گناه

عرق جبهه همان سبحه شماراست‌اینجا

عشق می‌داند و بس قدرگرانجانی من

سنگ شیرازهٔ اجزای شرار است اینجا

چند بیدل به هوا دست وگریبان بودن

جیبت ازکف ندهی دامن یار است‌اینجا

ادامه مطلب
شنبه 23 اردیبهشت 1396  - 2:19 PM

 

آبیار چمن رنگ‌، سراب است اینجا

درگل خندة تصویرگلاب است اینجا

وهم تاکی شمرد سال و مه فرصت‌کار

شیشهٔ ساعت‌موهوم حباب‌است اینجا

چیست گردون‌، هوس‌افزای خیالات عدم

عالمی را به همین صفر حساب است اینجا

چه قدر شب رود از خودکه‌کندگرد سحر

مو سفیدی عرق سعی شباب است اینجا

قد خم‌گشته‌، نشان می‌دهد از وحشت عمر

بر در خانه از آن حلقه رکاب است اینجا

عشق ز اول علم لغزش پاداشت بلند

عذر مستان به لب موج شراب است اینجا

بوریا راحت مخمل به فراموشی داد

صد جنون شور نیستان رگ خواب است اینجا

لذت‌داغ جگر حق فراموشی نیست

قسمتی در نمک اشک‌کباب است اینجا

همه درسعی فنا پیشترازیکدگریم‌

با شرر سنگ‌گروتاز شتاب است اینجا

رستن از آفت امکا‌ن تهی از خود شدنست

تو زکشتی مگذر عالم آب است اینجا

زین همه علم و عمل قدر خموشی دریاب

هرکجا بحث‌سئوالی‌ست جواب است اینجا

بیدل آن فتنه‌که توفان قیامت دارد

غیردل نیست همین خانه خراب است اینجا

ادامه مطلب
شنبه 23 اردیبهشت 1396  - 2:19 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 283

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5119968
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث