درباره جشنواره



بر روی عکس کلیک کنید

نويسنده وبلاگ
میثم طاهری
موضوعات
آیین های عزاداری و فرهنگ محرم در شاهرود
اشعار
تصاویر
فلسفه قیام عاشورا
مقالات
اربعین حسینی
اشعار (مشاعره حسینی) ماه محرم به ترتیب حروف الفبا
عاشورا و امام حسین(ع)‏ از دیدگاه اندیشمندان جهان
احادیث
مرثیه شب عاشورا
شخصیت شناسی امام حسین(ع)
دلنوشته
کتاب الکترونیک
نرم افزارهای موبایل
40 پرسش و پاسخ درباره قیام امام حسین (ع)
مناسبتها
مطالب مرتبط
مناجات محرمی با امام زمان (عج)
قطعه ادبی
فایل های فلش
فایل های پاورپوینت
وداع با محرم و صفر
فایل های صوتی (کتاب گویا)
فایل های ورد
فضیلت زیارت امام حسین (ع)
گرافیک
مراجع تقلید
آیت الله خامنه ایَ

آیت الله سیستانی



آیت الله وحید خراسانی
مترجم 36 زبان وبلاگ
زیارت عاشورا
زیارت عاشورا
سخنی از بهشت
دانشنامه عاشورا
دانشنامه عاشورا
لينک دوستان
موکب امام حسین (ع)
یاد و خاطره شهدا
صَباحَت
جشن قرآن کریم
مسجد المهدی ناجی اباد کاشان
دومین سوگواره عاشورایی راسخون
حجاب و عفاف
منبرک عاشورا
˙·٠•●✿ حسینیون ✿●•٠·˙
راسخون
میلاد حسنی

روشن شد از چراغ حسینیه طور اشک

خورشید غبطه می خورد اینجا به نور اشک

داود های مرثیه از راه می رسند

با آیه های تشنه لبی از زبور اشک

یک شب به رونمایی این شعرها بیا

در محفل صمیمی ما با حضور اشک

بعد از هزار سال نشد مرهمی شود

از کوچه باغ زخم تن تو عبور اشک

لَن تَبرُدَ مُصیبتُکَ فی قلوبنا

گرم است از حرارت داغت تنور اشک

در خواب نامت آمد و گفتم نگریمت

اما شدم دو مرتبه مغلوب زور اشک

راز شفای نذری ات این است مادرت

در طبخ آن به جای نمک ریخت شور اشک

آورده اند... روی شما را زمین زدند

اینجا شکست چون دل راوی غرور اشک


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 23 آبان 1395  | 8:27 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
وحید محمدی

نگاهم می کند اینجا خدا زود

و می گیرد در اینجا هر دعا زود

سلام اول هر روضه ی تو

دلم را می برد کرببلا زود

خدا را شکر با این رو سیاهی

که می بارد برایت چشم ما زود

کرامات شما داده به ماها

روای حاجت هر بار را زود

من آن دلخستۀ بیمار هستم

که خاک تربتت دادم شفا زود

**

حدود هفت ساعت با کم و بیش

به پایان آمد آقا ماجرا زود

کمی از راه دیر آمد ولی باز

تنت را کرد خیلی جا بجا زود

کمی از راه دیر آمد ولی آه

سر سر رفت، سر را از قفا زود ...

نسیم آن روز بین خیمه ها برد

صدای حضرت صدیقه را زود

سر پیراهنت دعواست اما

کسی می رفت در دستش عبا زود

برای غارت اهل حرم... آه

تمام لشکرش را زد صدا زود

تنت بر خاک صحرا بود و بردند

سرت را بر فراز نیزه ها زود


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 23 آبان 1395  | 8:27 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
محمد صادق میرصالحیان

حرفی نمانده دوستان و دشمنان را

پر کرده است از نام خود گوش جهان را

فرمود اگر بی دین شدید آزاده باشید

با این سخن دربند کرد آزادگان را

یک جو هم از ری زیر دندانش نرفته

هر کس به دین داخل کند سود و زیان را

در این میان تنها یکی در نقش حر  شد

تا دلنشین تر کرده باشد داستان را

هرچند دیر اما خدا را شکر فهمید

در لحظۀ آخر جواب امتحان را

شاید نسیم چادر زهرا به او خورد

شاید نشانی داشت قبر بی نشان را

روزی یزیدی بود حر، حالا حسینی ست

یعنی نمی شد داشت هم این را هم آن را

**

دیگر نمانده طاقتی در جان ارباب

با این که گرما برده بود از او توان را-

فرمود اگر بی دین شدید آزاده باشید

حرفی نمانده دوستان و دشمنان را


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 23 آبان 1395  | 8:26 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
مهدی رحیمی

بی وقفه بی مقدمه هیئت گرفتنی ست

هیئت گرفتنی ست سعادت گرفتنی ست

از موقع ورودیه تا آخر دعا

هر حاجتی در این دو سه ساعت گرفتنی ست

یک جای روضه رفته دلت که مسافری

حتی در این معادله قسمت گرفتنی ست

در گود چشم، اشک نشسته ست منتظر

ذکر حسین مرشد و رخصت گرفتنی ست

با اشک از دو چشم، چنین از ولیِ دم

در دادگاه روضه رضایت گرفتنی ست

گیرم شفا نبود تو از بس قیامتی

دامان تو به روز قیامت گرفتنی ست

زائر شدن به قسمت و دعوت همیشه نیست

ای بی خبر بکوش زیارت گرفتنی ست


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 23 آبان 1395  | 8:26 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
میلاد حسنی

پر از متانت سبزی وقار داری تو

درخت نور به هر لحظه بار داری تو

نفس نفس زدن نفس من به خاطر توست

که ریشه در نفس بیقرار داری تو

به خواب ناز برو ماه من که شب همه شب

بسی ستاره ی شب زنده دار داری تو

مناسب آمده زلف تو و سر عشاق

برای این همه منصور دار داری تو

شعیب و صالح و یحیی تو را گریسته اند

چقدر گریه کن کهنه کار داری تو

پیمبران همگی چشمشان به دست شماست

ز بس که پیش خدا اعتبار داری تو

همیشه سنگ مزارت به گریه می شویم

چرا که بین دو چشمم مزار داری تو

***

قال الصادق علیه السلام: «شاطى‏ء الوادى الایمن» الذى ذکره الله فى القرآن، (قصص/۳۰) هو الفرات و «البقعة المبارکة» هى کربلا. بحارالانوار، ج ۵۷، ص ۲۰۳؛ به نقل از تهذیب

امام صادق (ع) فرمود: آن «ساحل وادى ایمن» که خدا در قرآن یاد کرده فرات است و «بارگاه با برکت» نیز کربلاست.


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 23 آبان 1395  | 8:25 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
قاسم نعمتی

مستی از جام تو سر منزل هوشیاری ماست

بیدل از عشق شدن شیوۀ دلداری ماست

مبتلای تبِ عشقیم و تجلی داریم

درد بیچارۀ این، لذت بیماری ماست

بیدلی اول راه است خدا را عشق است

دل ز ما دلبری از یار ز همکاری ماست

هو کشان قد علم اندر صفِ رندان کردیم

چوبۀ دار فقط مسند سرداریِ ماست

هرکجا جلوۀ یاراست همانجا عرش است

نمک خانه اش اسباب گرفتاری ماست

دل ما میکده و صاحبِ میخانه حسین

می حسین باده حسین ساغر و پیمانه حسین

هنرِ عشق به تصویر کشیده آهی

دلِ ما را به حریم تو نموده راهی

نوکر خانۀ تو عارفِ بالله شود

علی اکبر بشود «جُونِ» سیاهی گاهی

نوکرت پیر که شد دلبری اش بیشتراست

ماجرایی شده این قصۀ خاطرخواهی

زلفِ خود پهن نمودی و شکارم کردی

به هدایت برسد صید تو از گمراهی

خاطرم نیست چه شد دل به تو دادم آقا

بی سر و پا چو منی در ره تو شد راهی

دردل کردنِ با تو چقَدَر می چسبد

چون کریمی و زاحوال گدا آگاهی

خون من نذر نگاهت لک لبیک حسین

شاهِ عاشق کُشی و حضرت ثارالهی

چه کسی فکر غلام است به غیر از ارباب

پسرِ فاطمه این سائل خود را دریاب

اثر بارش باران به چمن می ماند

عشق بازی که سر افتاد ،سخن می ماند

از گل تربت تو بوی حرم می آید

عطر سجاده سحرگاه به تن می ماند

خواب دیدم سحری پای ضریحت هستم

چه کنم حسرت آن بر دل من می ماند

چه جوان ها که به پای غم تو پیر شدن

بشود دوستی آن دم که کهن می ماند

با گنهکاری من دیدن تو ممکن نیست

بر ترانی دلم پاسخ لن می ماند

بوی سیب از همه ی کرببلا می آید

اشک مادر اثرش روی بدن می ماند

هر چه مردست اگر پای تو بی سر بشود

پرچم عشق تو بر شانه ی زن می ماند

صدهزاران چو اویس ،خاک ره زینب نیست

عاشق از یار جدا شهر قرن می ماند؟؟

گر بنا شد که وصیت بنمایند عشاق

چه بدن هاست که بی غسل و کفن می ماند

یاد پیراهن تو بال و پرم درد گرفت

بوریا گفتم و دیدم جگرم درد گرفت

گریه دار است عجب نام اباعبدالله

جان فدای عطش کام اباعبدالله

هرکجا پر بکشم سوی حرم می آیم

چون کبوتر شده ام رام اباعبدالله

هرکسی صاحب اشک است نظر کرده ی اوست

چشم ما شد ز ازل جام اباعبدالله

خوش به حال شهدائی که رسیدند آخر

با شهادت به سرانجام اباعبدالله

غیر ارباب به هر بی سر و پا رو نزنیم

ما که جلدیم سر بام اباعبدالله

کعبه ام کرببلا ، پیرهن مشکی من

می شود حوله ی احرام اباعبدالله

نیزه داری به نوک نیزه ی خود ساکت کرد

زیر لب ناله ی آرام اباعبدالله

مادرش گوشه ی گودال تماشا میکرد

غرق خون شد به خدا کام اباعبدالله


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 23 آبان 1395  | 8:24 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
سیدعلیرضا شفیعی

 

کاش اسم تو آخرین کلامم باشد

پروانه شدن حُسن ختامم باشد

مانند کبوترانِ در خون خفته

عنوان "شهید" قبل نامم باشد...


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 23 آبان 1395  | 8:23 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
مهدی رحیمی

در کوچه های روضه به اقبال می رسیم

داریم می رسیم اگر کال می رسیم

یک ماه،نه دوماه،نه در گریه برحسین

داریم به نتیجه ی یک سال می رسیم

هرجا که مجلسی ست مُزیّن به اهل بیت

با پا نمی رسیم نه با بال می رسیم

فی الحال با حسین اگر حال ما خوش است

آینده نیز ما به همین حال می رسیم

با هدیه کردن صلواتی، به کردگار؛

اینگونه با محمد و با آل می رسیم

ما "گنگ خواب دیده و عالم تمام کر"

در انتقال روضه چنین لال می رسیم

هرشب برای ما شب عید است باحسین

یعنی به یا محول الاحوال می رسیم

مثل مُخَدَّرات حرم زجر می کشیم

وقتی به گوشواره و خلخال می رسیم

حالا که بین ما سخن دوست خوشتر است

از هرچه بگذریم به گودال می رسیم


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 23 آبان 1395  | 8:23 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
علی سپهری

دیدید اگر که یکسره در کنج خلوتیم

غرق محبتیم...به دنبال وصلتیم

هجران کشیده ایم...گناهی نکرده ایم

از دوری نگار پر از درد غربتیم

گیسوی یار بود که ما را اسیر کرد

لطفش مدام باد ! که خود بی لیاقتیم

سینه زنیم و یکسره معراج می رویم

سرمست،بین میکده گرم عبادتیم

"ما بی حسین معنی دیگر نمی دهیم"

بی عشق یار تیره و تاریم...ظلمتیم

لطف حسین بوده که درهم خریده است

لطف حسین بوده که مشمول رحمتیم

با "یا حسین" مرده ی مان زنده می شود

چون عاشقیم...عارف و صاحب کرامتیم!

ما را علی برای حسینش بزرگ کرد

از کودکی بزرگ شده بین هیأتیم

زهرا اجازه داده که ما گریه می کنیم

در بین روضه ها همه تحت عنایتیم

منصب چه منصبی!همگی عبد زینبیم

ما نوکریم و تا به قیامت رعیتیم

در روز حشر که همه از هم فراری اند

ذیل نگاه عمه ی سادات راحتیم

**

بزم شراب و می به خدا جایمان نبود

مایی که کوه و مظهر ایمان و عفتیم

دیدی حسین مردک شامی به ما چه گفت؟

نفرین به حرف هاش...گمان کرده کلفتیم


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 23 آبان 1395  | 8:22 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
رحمان نوازنی

به پای روضه نشستیم و اشک ناب شدیم

قنوت گریه گرفتیم و مستجاب شدیم

  و ما که در پی خورشید نیزه ات بودیم

شبانه نور گرفتیم و آفتاب شدیم

 دوباره اشک" گناه نسوز" ما را سوخت

دوباره پاک شدیم و پر از ثواب شدیم

 مدینه بود و تو بودی و رأی مادر بود

که ما برای عزای تو انتخاب شدیم

میان سینه زدن بال و پر گرفتیم و

کبوتر حرم صحن بوتراب شدیم

شبیه چشم تو و مشک خالی عباس

دوباره گریه کن کودک رباب شدیم


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 23 آبان 1395  | 8:18 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
عباس احمدی

به دل مهر تو از بَدو تولد داریم

به شما عاطفه‌ای رو به تزایُد داریم

روز و شب سلسله جنبان شهادت هستیم

تیغ در دست و به لب ذكر تشهد داریم

زخمی افتادنِ از اسب در اینجا اصل است

اهل دردیم و به این اصل تعهّد داریم

آشناییم به سرتاسر بین الحَرمین

ما كه عمری است در این جاده تردد داریم

با رخ ماه تو منظومۀ دل كامل شد

زهره و مشتری و شمس و عطارد داریم

همه با دست گدایی به رهت بنشینیم

كه زِ ارباب خود امّید تفقّد داریم

بركت هیئت تو مایۀ افزونی ماست

بی تو خردیم ولی با تو تعدد داریم

در زیارت خم ابروی تو با یاد آمد

هم از آن دم دلی از خود شده بی‌خود داریم


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 23 آبان 1395  | 8:11 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
سید محمد میر هاشمی

تا ابد معتکف کوی حسینیم حسین

بسته دل در خم گیسوی حسینیم حسین

در پی جلوه ی دنیا دل ما کی برود

عاشق طلعت دلجوی حسینیم حسین

گلرخان را به حریم دل ما راهی نیست

ما خریدار گل روی حسینیم حسین

صبح محشر که سر از خاک بر آریم برون

مست از رائحه ی بوی حسینیم حسین

به لب خسته ی ما زمزمه جز نامش نیست

شکر للله که ثناگوی حسینیم حسین

سالک کرب و بلائیم حرم خانه ی ماست

فاطمه زاده و رهپوی حسینیم حسین

ما به میخانه ی هیئت به نیاز آمده ایم

طالب ساغر مینوی حسینیم حسین

از در خانه ی ارباب به جایی نرویم

ما گره خورده ی بر موی حسینیم حسین

از ازل گریه کن نائبة الزهراییم

تا ابد سینه زن کوی حسینیم حسین


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 23 آبان 1395  | 8:10 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
علی اکبر لطیفیان

تا صبح میخوابند و من تاصبح بیدارم

تازه به غیر از درد و دل ، من درد هم دارم

درمان بیندازی نگاهش هم نخواهم کرد

اما بجایش درد بفروشی خریدارم

دیروز مجنون بودم و حالا زلیخایم

من داستانم، قصه ی در حال تکرارم

این کوچه گردی ام برای کوچه گردی نیست

دارم نهال عشق را در کوچه می کارم

اشک مرا هر وقت میبینی تفضل کن

هر وقت گریه میکنم یعنی گرفتارم

من عرضه کردم خویش را، بی مشتری ماندم

مانند جنس دور ریز بین بازارم

جز کنج این کوچه دگر جایى ندارم من

جایى ندارم من ولی این کنج را دارم

هرطور باشی زندگی ما همانطور است

ابرو گره کردی، گره افتاد در کارم

من فقر را مانند فرزندم بغل کردم

نفرین به من گر دست از این کار بردارم

امروز که پشت درم خب دستگیری کن

فردا که اعلامیه ی ترحیم دیوارم


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 23 آبان 1395  | 8:10 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
مهدی رحیمی

خوب است روضه روضه ی ارباب بهتر است

از این جهت که گریه کُنِ روضه مادر است

باید که طفل اشک بیاید به گونه ام

وقتی که پلک ، دست به سینه دم در است

سر روی شانه چونکه به ذکرت بلند شد

سر نیست، واعظی ست که بر روی منبر است

ای سر بریده بعد تو سر در مرام ما

از نوکران خاصِّ درگاه حیدر است

حق می دهم اگر ببرد ارث از پدر

گریه کن حسین برایم برادر است

بالا ترین سِمَتِ درِ این خانه نوکری ست

این اعتبار حسرت سلمان و قنبر است

《نوکر بهشت هم برود...》نه بدون شک

نوکر بهشت هم نرود باز نوکر است 


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 23 آبان 1395  | 8:09 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
.: BlackSkin - Edit By Teshneh-Lab:.

تعداد کل صفحات : :: 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 >

آرشيو مطالب
فروردین 1396 ،
مهر 1395 ،
آبان 1395 ،
آذر 1395 ،
دی 1395 ،
بهمن 1395 ،
اسفند 1395 ،
نظر سنجی



الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد
وَعَجِّل فَرَجَهُم

آخرين مطالب
تصویر بین الحرمین در شهر کربلا
چرا به امام حسین (علیه السلام) اباعبدالله می گویند
دسته های سینه زنی
نرم افزار اندرویدی زندگانی امام حسین (ع) از ولادت تا شهادت
نمای لانگ شات از حرم ارباب دو عالم...
جواد هاشمی (تربت) - مولای غریب
«برآمده از خنده بهار»
ماندگاری امام حسین (علیه السلام) و عاشورا
داستان غلام سیاه امام حسین (علیه السلام) و دعای حضرت
ضریح و شش گوشه امام حسین (ع)
سید رضا مؤیّد - هرکس که حسینى است
«و حسین علیه ‏السلام می‏خندد»
نرم افزار اندروید شهادت نامه امام حسين عليه السلام
حرم مطهر سیدالشهدا علیه السلام
عاشورا؛ آینه حقیقت مطلق
و تو آمدى ...
سین اول سلام بر ارباب
فطرس پر سوخته - سید رضا مؤیّد
خیابان منتهی به حرم اباعبدالله علیه السلام
آورده‌اند که ... : فطرس
ماجرای سلام امام حسین (علیه السلام) به پیرمرد
حرم امام حسین علیه السلام در نمایی دور
ترس از غم طوفان بلا بی معنی است - اصغر چرمی
رازهاى ماندگارى عاشورا
کتاب اللهوف علی قتلی الطفوف مشهور به لهوف
تاریخ و ساعت

الأربعاء‬، ٧ رجب ١٤٣٨
Wednesday, April 05, 2017

ساعت فلش مذهبی
جستجو




در اين وبلاگ
در كل اينترنت

آي پي شما

آمار سايت
كل بازديدها : 180296 نفر
كل مطالب : 1327 عدد
آخرين بروز رساني :
چهارشنبه 16 فروردین 1396 
صوت وبلاگ

تقویم مناسبتی

ذکر ایام هفته

ذکر روزهای هفته