وطنم ايران
حماسه سياسي، حماسه اقتصادي

همانند برق و تلفن در گذشته، اکنون سه پیشرفت بزرگ دیگر این قرن را متحول خواهند کرد.
در ژانویه سال 1912، شاهد ظهور دوباره ايالات‌متحده بعد از دو سال رکود هستیم. قرن نوزدهم با رشد اقتصادی شگفت‌انگیزی همراه بود. آمریکایی‌ها در شرایط واقعی، امروز هفتصد درصد ثروتمندتر هستند.



در حقیقت، به نظر می‌رسد ظهور تکنولوژی‌هایی مانند برق رسانی، تلفن، طلوع عصر خودرو، اختراع استیل زنگ نزن و آمپلی فایر (تقویت‌کننده) رادیو در قرن نوزدهم، عامل تقویت این رشد باشد. حتی محققان مطلع امروزی نیز نتوانسته‌اند قدرت دگرگون‌کننده این پیشرفت‌ها را دريابند. حال در ژانویه سال 2012، شاهد سه تحول عظیم تکنولوژیکی دیگر هستیم که توانایی رقابت با پیشرفت‌های بزرگ قرن گذشته را دارند. آمریکا مرکز تمام این تحولات است: داده‌های غول آسا، تولیدات هوشمند و انقلاب وایرلس (اینترنت بی‌سیم).
فناوری اطلاعات وارد عصر داده‌های غول آسا شده است. قدرت پردازش و ذخیره داده‌ها تقریبا رایگان است. آیفون یک دستگاه جیبی است و دارای قدرتی محاسباتی است که پردازنده‌هاي آی‌بی‌ام (IBM) دهه هفتاد به گرد پای آن نیز نمی‌رسند. اینترنت در حال تبدیل شدن به یک ابر سراسری است که همه جا را تحت پوشش قرارخواهد داد. شبکه‌ای است از هزاران پایگاه اطلاعاتی که هر کدام از آنها ابرکامپیوتر 1990 را به زانو در مي‌آورد. از رسانه اجتماعی گرفته تا انقلاب‌های پزشکی، همگی بر مبنای تحلیل‌های داده‌ای قرار دارند. شاهکارهای نجومی پردازش داده‌ها باعث ایجاد خدمات و بازارهای غیر‌قابل باوری شده است. تحول دوم چیست؟ تولیدات هوشمند. از زمانی که هنری فورد طرح اقتصادی «تولید انبوه» را به اجرا گذاشت، این امر اولین تحول بنيادی بوده است. در حالی که هم‌اکنون مدیریت زنجیره تامین در سیستم‌های اتوماسیون و اطلاعاتی اعمال شده است، در حال ورود به دوره‌ای هستیم که طرز ساخت قطعات فیزیکی با ظهور علم مواد به کل متحول شده است. مهندسین به زودی شروع به ساخت و طراحی از سطح مولکولی، بهینه‌سازی کیفیت‌ها و حتی تولید مواد جدیدی خواهند کرد که کیفیت را بسيار افزایش داده و باعث کاهش پسماند می‌شود. ابزارها و تولیدات امروزی بر پایه موادی هستند که کامپیوتری تولید شده و تا همین چند سال پیش اصلا وجود نداشتند، موادی از قبیل: آلياژهای جدید فلزات، گرافین (Graphene) به جای ترانزیستورهای سیلیکون (گرافین و سیلیکون، کلاس نوینی از مواد بنيادی و الکترونیکی را ارائه می‌کنند)، و متامتريال‌ها (meta-materials)‌ با ویژگی‌هایی مانند نامرئی کردن اشيا که در هیچ جای دیگر يافت نمی‌شود. این عصر مواد جدید وقتی با تولید سه بعدی ترکیب شود، رشد اقتصادی زيادی را همراه خواهد داشت. تولید سه بعدی، به تولید کاملا دیجیتالی نیز معروف است، و به زبان ساده؛ یعنی تولید ابزار و قطعات با استفاده از قدرت کامپیوتر، لیزر و پودرهای فلزی و پلاستیک. هم‌اکنون قطعاتی نیز با کاربردهای ارزشمند مانند کاشت مفاصل ران مختص بیمار يا کاشت دندان، يا قطعات سبک و سنگین هواپیما تولید می‌شوند. و در آینده، شام آخر: شاهد تولید کاملا کامپیوتری محصولات، از چرخ‌ها گرفته تا ماشین‌های ظرف شویی خواهیم بود. عصر تکامل يافته طراحی و تولید کامپیوتری نزدیک، مانند انقلابی که در کشاورزی برای کشت محصولات به وجود آمد، تحول عظیمی در تولید به وجود خواهد آورد که نيازمند نیروی کار متخصص و با استعداد است. در نهایت، انقلابی در ارتباطات در راه است که در آن بیشتر انسان‌های روی زمین به طور بی‌سیم با هم ارتباط برقرار خواهند کرد. تاکنون هرگز میلياردها و به زودی میلياردها نفر بیشتر قادر نبودند تا در آن واحد با هم ارتباط برقرار کنند، کارهای اجتماعی انجام دهند و تجارت کنند. نتایج ظهور اتصال بی‌سیم به بزرگی اتفاقاتی است که بعد از طلوع تلگراف/تلفن افتاد. هم زمان با کلود (the cloud) (سیستم اینترنت بی‌سیم که از آن برای پوشش سراسری شهرهای لندن در بازی‌های المپیک از آن استفاده خواهد شد)، دنيای وایرلس، اتصال ارزان، قدرت پردازش و اطلاعات را تقریبا برای همه و درهمه جا فراهم می‌کند. همانند بهار عربی، این موضوع هم باعث تحولی عظیم می‌شود و هم فرصت بسيار خوبی به همراه خواهد داشت. و باید دوباره گفت که مهد این تکنولوژی در آمریکاست و در آنجا نیز راه‌اندازی می‌شود. تکنولوژی سوخت رشد اقتصادی، اجتماعی و ارتقای سطح زندگی را تامین می‌کند که این آخری در معيارهای زیست محیطی و بهداشتی نمود پیدا می‌کند. ضمنا، افراد کمی هستند که این امر را انکار کنند. این سه شاخص، معرف آمریکا هستند و برای تحقق وعده‌های تکنولوژی اهمیت بسياری دارند: جمعیت جوانان ما، فرهنگ پويا و نظام آموزشی متمایز. اول، جمعیت شناسی. تا سال 2020، جمعیت آمریکا از چین و منطقه یورو، تازه اگر چنین منطقه‌ای وجود داشته باشد جوان‌تر خواهد بود. جمعیت جوان چیزی فراتر از پایگاه نیروی کار و پرداخت‌کننده‌های ماليات با خود به همراه خواهد داشت: این جمعیت چنان انرژی پرفشاری (قدرتمندی) دارد که می‌تواند هر چیزی را به سمت جلو حرکت دهد. با تجربه فراوانی که بزرگ‌ترهایشان در اختيار آنان می‌گذارند، رابطه جوانان و رشد اقتصادی (ايالات‌متحده هنوز بزرگ‌ترین اقتصاد دنيا می‌باشد) را نمی‌توان دست کم گرفت، به خصوص در زمینه دو نیروی عظیم دیگر، یعنی فرهنگ و نظام آموزشی ما.


فرهنگ آمریکایی با دوران چالش و تحول آمیخته است. فرهنگ را نمی‌شود در یک شب تغییر داد يا کپی کرد. فرهنگ مشخصه مردمی است که تمایل چندانی برای تغییر آن ندارند و به قول فیزیکدان‌ها به اصطلاح اینرسی بالایی دارند. فرهنگ ما توسط شاخص‌های قدرتمند غیر‌قابل انکاری از این قبیل از دیگر فرهنگ‌ها متمایز است: روشن فکری، ریسک‌پذیری، سخت‌کاری، بازیگوشی، پشتیبانی از ایده‌های نوین نوپا که دژی بی‌خطر از اندیشه‌های تحولگرایی می‌باشد. اپل يا استیوجابزها کجا دیگر می‌توانستند ظهور پیدا کنند؟ حال نوبت نظام آموزشی ماست که به دلیل مناسب نبودن برای چالش‌های جهانی از آن انتقاد می‌شود. با این وجود، آموزش عالی آمریکا به خاطر انعطاف‌پذیری و فلسفه‌های آموزشی متمایز، دوره‌های تحصیلی و اساتید، پا را از معيارهای آماری فراتر می‌گذارد. دامنه وسیعی از روش‌ها در دانشگاه‌ها و کالج‌های آمریکا وجود دارد که قابل قبول است، اما قطعا تا حدودی مناسب دانش‌آموزان و آینده نیست. باید به ياد داشت که نیمی از صد دانشگاه برتر دنيا در آمریکا قرار دارند، واقعیتی که افزایش حضور دانشجويان خارجی مهر تاییدی بر آن است. البته، کشورهای دیگر نیز دانشگاه‌های خوبی دارند و بسياری بیشتر، در طول زمان ظهور پیدا خواهند کرد، اما باز هم مرکز اصلی، آمریکا خواهد بود. 




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 3:49 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

هدف بنیادین ایجاد بورس‌ها، کمک به افزایش سرمایه و مشارکت دادن مردم در سرمایه‌گذاری‌ها است. بورس هر کشور تابع سیاست‌های پولی دولت همان کشور است. به این دلیل است که بورس‌های مناطق با‌ثبات جهان مثل اروپا، ژاپن و سنگاپور از اعتبار بیشتری برخوردارند.

یکی از متغییرهای بسیار مهم در کاهش و افزایش ارزش سهام بورس‌ها، سیاستی است که بانک‌های مرکزی در زمینه تعیین بهره راهبردی خود اتخاذ می‌کنند. افزایش بهره راهبردی، سبب ترغیب فروش سهام در بورس‌ها می‌شود.

این، بدان معنا است که مردم، سهام خود را می‌فروشند تا نقدینه حاصل از آن را به عنوان سپرده تسلیم بانک‌ها کنند و بهره مناسب و مطمئنی به دست بیاورند. به همین ترتیب، هرگاه بانک‌های مرکزی نرخ بهره را کاهش دهند، مردم سپرده‌های خود را از بانک‌ها بیرون می‌کشند و صرف خرید سهام می‌کنند.

شرکت‌های سهامی از طریق ورود به بورس می‌توانند سهام خود را بفروشند و از این طریق بر سرمایه خود بیفزایند. اما ورود آنها به بورس‌های معتبر ساده نیست.

دکتر شاهین فاطمی، رئیس دانشکده اقتصاد و بازرگانی دانشگاه آمریکائی پاریس در مورد این پرسش که "یک شرکت، برای آن که بتواند سهامش را به بورس ارائه دهد، چه پیش‌شرط‌هائی باید داشته باشد"، گفت:

«این بستگی دارد که چه بورسی باشد. اگر در تهران باشد یا کشورهای عربی، شرایطش بسیار آسان است. اما در کشورهای غربی، شرکت‌ها باید با انتشار اسناد زیاد، سوددهی خود را ثابت کنند. آنها همچنین باید نشان بدهند که چقدر بدهی دارند، به چه میزان سرمایه نیاز دارند، مدیرانشان چه کسانی هستند».

هدف از سخت‌گیری قانونی برای ورود شرکت‌ها به بورس‌های معتبر، جلب اعتماد عامه مردم به سرمایه‌گذاری است. اما در کشورهای در حال توسعه، این امر مورد توجه کافی قرار نمی‌گیرد. در همین زمینه، رئيس ایرانی دانشکده اقتصاد دانشگاه آمریکائی پاریس توضیح می‌دهد:

«متاسفانه در بورس‌های سایر کشورها، هنوز این نوع قوانین به خوبی اجرا نمی‌شود و به همین دلیل است که می بینیم پول چندانی به آن بورس‌ها سپرده نمی‌شود. این نوع قوانین برای آن است که اعتماد مردم جلب شود به این که پولشان آلت دست هوس دیگران نیست و ریسک‌های سرمایه‌گذاری از پیش قابل محاسبه است».

ورود به بورس، علاوه بر تامین سرمایه بر اعتبار شرکت‌ها می‌افزاید. از سوی دیگر، اگر کار شرکت تولید یا فروش کالا باشد، با توجه به منافع مشترکی که با سهامداران خود ایجاد می‌کند، می‌تواند بر تعداد خریداران خود نیز بیفزاید.

بورس تهران، در سال‌های اخیر چندبار با نوسانات شدید روبرو شد. از جمله، در ماه‌های نخست ورود احمدی نژاد به کاخ ریاست جمهوری ارزش سهام این بورس به شدت کاهش یافت. درباره نارسائی‌های بورس تهران، دکتر فاطمی اظهار می‌دارد:



«اولا تعداد شرکت‌ها و سهامداران بسیار محدود است. در این حالت ورود به بورس بسیار خطرناک است. زیرا تعداد معدودی می‌توانند بورس را به نفع خودشان و ضرر دیگران بالا ببرند. بورس باید آنقدر بزرگ باشد که هیچ فروشنده یا خریداری نتواند تاثیر قابل ملاحظه ای بر آن بگذارد.»

و اما علاقمندان به خرید سهام بورس، به چه نکاتی باید توجه کنند تا با ریسک کمتری روبرو شوند؟ دکتر فاطمی می‌گوید:

«توصیه این است که بیش از ۳۰ درصد سرمایه در سهام نباشد. ۳۰ درصد دیگر در اوراق بهادار و ۳۰ یا ۴۰ درصد هم در حساب پس انداز. همیشه باید آمیخته‌ای از این سه عامل در مجموعه دارائی‌ها وجود داشته باشد».

 منبع:www.daneshnamah.com




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 3:48 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

براساس دیدگاه حکمای چینی برقراری شادابی، شادی و سلامت در خانه و زندگی رابطه زیادی با وضعیت خانه، چینش وسایل و آراستگی آن دارد. در حقیقت آن ها بر این باورند، در خانه ای که کدبانوی خانواده اهمیتی به نظم و انضباط چیدمان خانه، بهداشت آشپزخانه و برقراری تعادل در خانه نمی دهد نمی تواند محیطی شاد، سالم و پرنشاط را برای اعضای خانواده اش فراهم کند. شاید در نگاه اول به نظر بیاید که این نکات چندان پراهمیت نیستند و رنگ و بویی خرافی دارند اما وقتی دقیق تر به آن ها توجه کنیم متوجه می شویم که در پس هر یک از این توصیه ها رابطه علت و معلولی روشنی میان آراستگی و سلامت، بهداشت اعضای خانواده نهفته است.





● در را باز نگذارید

چینی ها اعتقادی دارند که در آن به هدر رفتن پول اعضای خانواده به دلیل باز ماندن در حمام و دست شویی اشاره می کنند. آن ها در این مثل می گویند: «اگر در حمام یا توالت باز باشد پول اعضای خانواده هدر می رود.» در این مثل نکات جالبی نهفته است که با یکدیگر آن ها را مرور می کنیم؛ اگر در حمام یا توالت در داخل یا آپارتمان باز باشد بخشی از انرژی دستگاه های گرمایشی و سرمایشی که در فصل زمستان و تابستان برای گرم و خنک کردن فضای خانه مورد استفاده قرار می گیرند، هدر می رود زیرا فضای باز حمام و دست شویی موجب مکش هوا به سمت خود شده و به این ترتیب موجب هدر رفتن انرژی و در نهایت هدر رفتن بخشی از پس اندازهای خانواده برای پرداخت قبوض گاز و برق می شود. از سوی دیگر پزشکان بر این باورند که فضای توالت و حمام به دلیل شرایطی که دارند و رطوبتی که در آن ها وجود دارد یکی از بهترین مکان ها برای تجمع باکتری ها و آلودگی هایی است که با باز ماندن در آن ها ممکن است به فضای عمومی خانه سرایت کند. به این ترتیب سلامت اعضای خانواده نیز به خطر می افتد و بخشی از پس انداز خانواده باید صرف دوا و درمان شود.



● اهمیت ورودی خانه

ورودی خانه همان جایی است که فرد پس از گذشتن از در اصلی خانه در آنجا کفش هایش را در می آورد تا برای ورود به خانه آماده شود. براساس دیدگاه حکمای چینی اگر ورودی خانه فضایی شلوغ و بی نظم داشته باشد امکان برقراری نشاط و حفظ سلامت در آن خانه ناممکن است زیرا در صورتی که کفش ها و دمپایی اعضای خانواده در این محل هر یک در گوشه ای قرار گرفته باشد و درهم و برهم جلوی در خانه یا آپارتمان تلنبار شود این مسئله موجب می شود تا اعضای خانواده هر بار با منظره ای نامناسب و ناآرام روبه رو شوند و این به مرور زمان بر میزان نشاط و شادابی آن ها تاثیر می گذارد. ضمن آن که دیدگاه دیگری نیز در این زمینه در چین باستان وجود داشته است که تجمع کفش ها و دمپایی ها مقابل در ورودی منزل که چندبار در طول روز باز می شود ممکن است منجر به نفوذ آلودگی آن ها از طریق هوا به درون خانه و از بین رفتن سلامت خانواده شود. به همین دلیل است که چینی ها بر این باورند، «ورودی آشفته سلامت را از خانه دور می کند.»



● چکه کردن شیر آب ثروت تان را به باد می دهد

یکی دیگر از باورهای مردم چین این است که اگر شیر آب یا لوله های وابسته به آن در خانه چکه کنند، ثروت و آسایش از آن خانه دور می شود. گاهی بسیاری از ما ساده از کنار این موضوع رد می شویم و حتی ممکن است آن را یک امر خرافی بدانیم درحالی که اگر خوب به این نکته توجه کنیم چکه کردن هر قطره از آب و هدر رفتن آن در دنیایی که بسیاری از مردم در شرایط سخت و بدون امکان دسترسی به آب آشامیدنی و سالم هستند، اسرافی بزرگ و ناشکری محسوب می شود. از سوی دیگر جمع شدن این قطره های کوچک و دریا شدن آن ها در انتهای ماه منجر به پرداختن هزینه ای زیاد برای قبض آب خانه تان می شود. از این روست که در مثل های چینی مثل «چکه کردن شیر آب ثروتت را به باد می دهد» مهم و ارزشمند قلمداد می شود.



● روی زمین نخوابید

بسیاری از حکمای چینی به خانواده ها توصیه می کنند هرگز خود و فرزندان شان روی زمین نخوابند زیرا این کار موجب جذب انرژی های منفی توسط بدن می شود. این نکته حتی امروزه نیز به خانواده ها توصیه می شود که برای پیشگیری از سقوط بچه ها از روی تخت هرگز آن ها را روی زمین نخوابانند بلکه به جای آن از تخت هایی که محافظ دارند، استفاده کنند. مقصود حکمای چینی از این نکته چیست؟ امروزه مشخص شده که خوابیدن روی زمین به دلیل سرد بودن ذات خاک منجر به نفوذ سرما به بدن کودک و آمادگی بدن او برای ابتلا به بیماری های مختلف از قبیل سرماخوردگی، آنفلوآنزا، بیماری های مفصلی و… می شود.


منبع:www.daneshnamah.com 




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 3:46 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

تنگه هرمز براي افراد ناآشنا، مسير عبوري باريكي بين خليج فارس و درياي عمان است كه با كشورهاي عربستان سعودي، ايران، امارات متحده عربي، عراق و عمان احاطه شده است.



اين تنگه به دلايلي حايز اهميت است كه ساده‌ترين و در عين حال مهم‌ترين آن عبور روزانه هفده ميليون بشكه نفت توليدي خاورميانه از طريق آن است. در حال حاضر، اين تنگه در وضعيت وخيمي است. چرا؟ به دلايل متعددي كه عموم و اهم آنها حول و حوش نفت مي‌گردد. چگونه؟ در عريض ترين نقطه از اين آبراه، عرض آن 54 كيلومتر (34 مايل) مي‌باشدكه به راحتي مي‌توان آن را مسدود كرد و ايران تهديد به آن نموده است، چرا؟

اتحاديه اروپا تحريم‌ها و محدوديت‌هايي را بر واردات نفت از ايران و بر ضد بانك مركزي آن اعمال كرده است. رييس‌جمهور ايالات متحده آمريكا باراك اوباما در تاريخ 31 دسامبر(10 دي‌ماه) لايحه تحميل تحريم‌هاي جديد را تحت عنوان قانون اختيارات دفاع ملي امضا كرد. اين قانون علاوه بر هدف قرار دادن درآمد نفت ايران، موسسات مالي ساير كشورها كه با بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران معامله انجام مي‌دهند نيز هدف قرار داده است. از ماه مارچ(11 اسفند) اين موسسات از انجام تجارت در ايالات متحده منع شده‌اند. همچنين قانون‌گذاران در ايالات متحده ليست ويژه‌اي تهيه كرده‌اند كه شامل برخي از مقامات ايراني مي‌باشد.



وقتي به موضوع نفت مي‌رسيم درمي‌يابيم كه روابط بين‌المللي تغيير كرده است و نفت از ايران خريداري مي‌گردد. امروز ايالات متحده دوباره در تقابل مستقيم با ايران است، چرا؟

اصلي ترين دليل براي فشار همه جانبه و بسيار نيرومند بر ايران چيزي است كه ايالات متحده آن را حس كرده و آن در واقع قدرت هسته‌اي ايران است. تهران مكررا موشك‌هاي كروز ساحل به دريا (قدر) را در خليج فارس آزمايش مي‌نمايد، گرچه ايران مصرانه تاكيد دارد كه توسعه هسته‌اي تنها براي اهداف صلح آميز است، آمريكايي‌ها متقاعد نمي شوند. حقيقت ديگر آنكه ايران به طور فزاينده نقشي پررنگ و جسورانه در تقابل با عموم غرب و ايالات متحده به طور خاص دارد. همانگونه كه ايران اعتقاد دارد آمريكا را در عراق مغلوب كرده است به نظر مي‌رسد بازگشت آمريكايي‌ها از عراق به عنوان يك پيروزي نظامي (براي ايران) و تاييدي بر اين ادعا باشد. علاوه بر آن ايران به طور فزاينده برنامه‌هايي براي تاثيرگذاري برآمريكا و كشورهاي غربي را از طريق مسلمانان غربي دنبال مي‌كند و همچنين ايران برنده بهار عربي است كه به طور موفقيت‌آميزي ساختار دولتي خويش را به ملت‌هاي عربي صادر مي‌نمايد. نتيجه اين تحريم‌ها و محدوديت‌ها، افزايش تنش‌ها است و در پاسخ، ايران تهديد به بستن تنگه هرمز نموده است. معاون اول رييس‌جمهور، محمد‌رضا رحيمي گفته است: اگر تحريم‌هاي آنها بر صادرات نفت ايران تحميل شود حتي يك قطره نفت از تنگه هرمز عبور نخواهد كرد.





ايران چگونه مي‌تواند تنگه هرمز را مسدود نمايد؟

اين كار به سادگي قرار دادن سدي فولادي در امتداد يك آبراه است كه مي‌تواند به هر طريقي توسط مواد معدني، موشك، قايق‌هاي تندرو با گروه‌هاي انتحاري (شهادت طلب)، حمله از طريق زير دريايي‌ها (ايران داراي زيردريايي‌هاي كوچكي است كه قادرند در آب‌هاي كم‌عمق عمل نمايند) بسته شود؛ براي پيش‌بيني و احتمالا پيش دستي براي اين حركات جنگي ناو هواپيما بر آبراهام لينكلن با همراهي شش كشتي انگليسي و فرانسوي وارد آب‌هاي خليج فارس شد. اين يك بازي موش و گربه است ايران بايد حركتي انجام دهد و هواپيمابر يك صد هزار تني نبايد ساكت نظاره‌گر باشد سپس قيمت نفت بالا مي‌رود و همه متوجه مي‌شوند كه چرا صلح در خليج فارس براي جهاني كه با نفت هدايت مي‌گردد مهم است.

در يك تاريخچه كوتاه، احتياج به گارد حافظ امنيت در خليج فارس از اوايل سال 1980 ميلادي در زمان رياست جمهوري جيمي كارتر احساس گرديد. او گفت هرگونه كوششي از سوي نيروهاي خارجي براي در اختيار گرفتن خليج فارس، حمله به منافع حياتي ايالات متحده تلقي مي‌شود، وي افزود: چنين حملاتي بايد به هر طريقي كه لازم است دفع گردد كه شامل اقدامات نظامي نيز مي‌شود. اين دكترين كه به نام دكترين كارتر مشهور است با تشكيل فرماندهي مركزي ايالات متحده اجرا شده و براي جلوگيري از هرگونه خطري مي‌باشد. در سال‌هاي 88- 1987 وقتي كه نفتكش‌هاي كويت و عربستان سعودي تهديد شد، نفتكش‌ها توسط كشتي‌هاي جنگي ايالات متحده اسكورت گرديد و بعدها كارمشابهي در جريان جنگ عراق در خليج فارس انجام شد.

به عبارت ديگر، حركت نظامي بر ضد‌ايران سخت نيست، اما با در نظر گرفتن موقعيت ميداني در حال حاضر قدرت نمايي طرفين بايد ترك شود، در هر صورت كوچكترين تصادف غيرعمدي مي‌تواند موقعيت منطقه را تغيير دهد كه از عوامل آن به فشار نيز مي‌توان اشاره كرد.اگر مناقشه گسترش يابد ايران موشك‌هاي كروزي با برد 11500 كيلومتر در اختيار دارد كه ظرفيت رسيدن به تمام اروپا و آمريكاي شرقي شامل نيويورك را دارد. ايران مي‌تواند نفتكش‌ها را تصاحب كند و به كشتي‌هاي نيروهاي دريايي آمريكا كه نفتكش‌ها را پشتيباني مي‌كند حمله نمايد. كشتي‌هاي آمريكايي از سوي موشك‌هاي ساحل به دريا (قدر) كه در موقعيت‌هاي مختلفي توزيع شده و استقرار يافته است آسيب‌پذيرند كه از نظر استراتژي پراكندگي استقرار آنها بسيار شبيه به سايت‌هاي هسته‌اي كليدي در ايران است.



تاثيرات اقتصادي

بستن تنگه هرمز به معني متوقف كردن عبور هفده ميليون بشكه نفت از آن است در نتيجه بيست درصد از نفت دنيا دچار ركود مي‌شود كه بالاترين قيمت نفت را براي كشورهاي مصرف‌كننده (غربي) رقم مي‌زند. صندوق بين‌المللي پول اعلام كرده است اگر عرضه نفت به اين دليل دچار ركود شود قيمت هر بشكه نفت بين 20 تا 30 دلار افزايش مي‌يابد و اين صندوق همچنين اعلام كرده است كه قطع صادرات نفت مي‌تواند از طريق تشديد ميانگين قيمت‌ها باعث افزايش بهاي آن شود كه به عنوان نمونه مي‌توان به قطع صادرات نفت ليبي اشاره كرد كه سبب افزايش بهاي هر بشكه نفت تا 100 دلار شد. برخي از تحليلگران تخمين زده‌اند كه قيمت نفت سيصد درصد افزايش خواهد يافت (كه البته داراي اعتبار مشكوك است) اما در صورتي كه حتي نيمي از تخمين آنها را بپذيريم اقتصادهاي بحران زده كندتر مي‌توانند بهبود يابند و سبب بازگشت به دوران هراس مي‌باشد. (آخرين گزارش در خصوص اشتغال در آمريكا نشان داد كه علائم مثبتي از ايجاد 243 هزار شغل در ماه ژانويه (11 دي) مشاهده مي‌گردد و نرخ بيكاري 3/8 درصد است كه كمترين ميزان در دو سال اخير مي‌باشد.) حتي در غير اين صورت نيز واقعيت‌هاي ميداني نشان‌دهنده آن است كه هرگونه خبري از سوي ايران علامت فوق‌العاده فعالي به سرمايه‌گذاران مي‌فرستد.

بر اساس نظر آژانس بين‌المللي انرژي، نفت ايران 9 درصد مصرف هند و 6 درصد مصرف چين را تشكيل مي‌دهد. اين دو كشور با هم نزديك به 34 درصد نفت صادراتي ايران را خريداري مي‌كنند. از دو و نيم ميليون بشكه نفت صادراتي ايران تنها پانصد هزار بشكه نفت به اروپا صادر مي‌شود و مابقي آن به كشورهاي چين، هند، كره جنوبي و ژاپن صادر مي‌گردد. اگر آن گونه كه آمريكايي‌ها اميد دارند اين كشورها از نفت ايران چشم‌پوشي كنند تقاضا به آساني از عرضه پيشي مي‌گيرد. بر اساس محاسبات آمريكايي‌ها، عربستان سعودي مي‌تواند گام‌هايي در اين خصوص بردارد و با افزايش توليد هرگونه تقاضاي كوتاه‌مدت را خنثي كند. تاكنون تحقيقات نشان داده است كه عربستان سعودي در تخمين ذخاير خود مبالغه كرده است.

به علاوه بر اساس نظر سايت اينترنتي (oil-price.net) كه بر آن تاكيد مي‌ورزد عربستان سعودي يا حتي اوپك نفت كافي براي جايگزيني آن در اختيار ندارند. آيا متغير ديگري وجود دارد؟ عربستان سعودي مي‌تواند در حدود يك ميليون بشكه در هر روز از طريق خط لوله در امتداد جده تا درياي سرخ انتقال دهد و عراق و امارات نيز طرح‌هايي براي لوله‌گذاري جديد براي خنثي كردن اين محاصره دارند كه ممكن است زمان‌بر باشد. اگر آنها را نيز به حساب آوريم مي‌توانيم از دو ميليون بشكه نفت صحبت كنيم در جايي كه هفده ميليون بشكه جابه‌جا مي‌‌شود البته ساير كشورها مي‌توانند از ذخاير جانشين خود استفاده كنند كه به نظر مي‌رسد محتمل باشد. به نظر ما در صورت بروز چنين اتفاقي قيمت نفت 50 دلار در هر بشكه افزايش مي‌يابد و(محاسبات صورت گرفته از سوي آمريكايي‌ها اطمينان معقولي ندارد) ما بايد لرزش خاموش وابستگي‌مان به نفت را بپذيريم.

منبع:www.daneshnamah.com 




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 3:44 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

قدما نفت را می شناختند. سعدی در باب هفتم گلستان از هندویی یاد می کند که “نفت اندازی همی آموخت. حکیمی گفت ترا که خانه نئین است بازی نه این است”. در سفر پیدایش از کتاب تورات آنجا که به پیغمبر می گوید برای خود کشتی بسازد، خطاب این است که “در کشتی حجره ها بنا کن و درون و بیرون کشتی را با قیر بیندای”.

در سفر خروج آمده است: “و چون نتوانست او را دیگر پنهان دارد تابوتی از نی برایش گرفت و آن را به قیر و زفت اندوده، طفل را در آن نهاد و آن را در نیزار به کنار نهر گذاشت”.

کاوش های باستان شناسان در عراق نشان داده است که از چهار هزار سال پیش از میلاد ملاط قیر در عمارات و ابنیه به کار می رفته است.

کاوش های باستان شناسان نشان می دهد که از زمان سومریان، پنج تا شش هزار سال پیش، در شوش قیر مورد استفاده قرار می گرفته و به جای ملاط بین سنگها و آجرها در ساختمان ها کار می شده است. همچنین تکه های جواهرات را با قیر به هم می چسباندند و دسته های چاقو و امثال آن را با قیر محکم می کردند و کشتی ها و ظروف سفالین را با قیر می اندودند تا آب به آنها سرایت نکند.

به گزارش هرودوت، مورخ یونانی، سنگ فرش کف باغ های معلق بخت النصر با قیر بندکشی شده بود و مردم بابل استخرها و راه های آب و سدهای خود را با قیر بندکشی می کردند تا آب در آنها نفوذ نکند. همچنین بنا به گفته مورخین در بابل جاده ها را آجر فرش می کردند و با قیر بندکشی می کردند تا تحمل ارابه های سنگین را داشته باشد.

هرودوت در تاریخ معروفش راجع به نفت ایران می نویسد: “در ۲۲ کیلومتری شوش چاه هایی وجود دارد که با چرخ و خیک از آن نفت و قیر و نمک بیرون می آورند و در مخزن می ریزند و پس از چندی قیر و نمک ته نشین شده، نفت به شکل مایع باقی می ماند.”

در جای دیگر ضمن داستان محاصره شهر آتن از طرف ایرانیان می نویسد: ایرانیان از روی تپه ها، قیرهای فروزان به سنگرهای یونانیان پرتاب می کردند و معلوم است که تیرها آلوده به نفت بوده وگرنه هنگام پرتاب سریع خاموش می شده است.

پلوتارک در شرح حال اسکندر می نویسد هنگامی که اسکندر از کشور بابل می گذشت در یکی از شهرهای اکباتان مردم برای خوش آمد اسکندر نفت را روی جاده ها می ریختند و آتش می زدند تا شعله های فروزان آن موجب مسرت اسکندر گردد. احتمالا اشاره پلوتارک به ناحیه کرکوک است که به اشتباه از آن به نام اکباتان یاد می کند.

ایرانیان که آتش را مقدس می داشتند، گاز نفت را که در پاره ای جاها از زمین بیرون می زد، مشتعل می کردند و “آتش جاودان” می ساختند. آتشکده ها در کنار همین آتش های جاودان بنا می شد. در اران (باکو) و دامغان و بلخ و مسجد سلیمان این گونه آتشکده ها وجود داشته است.

مارسلینوس مورخ رومی که همراه امپراتور روم به جنگ شاپور دوم آمده می نویسد: “ایرانیان برگ های گیاه مخصوص را در روغن خیس می کردند و سپس مایع دیگری به نام نفت بر آن می افزودند. آنگاه تیرهای جنگی خود را در آن گذارده آتش می زدند و به طرف دشمن پرتاب می کردند و دقت می کردند کمان را آهسته رها کنند تا تیر به سرعت پرتاب نگردد و آتش خاموش نشود.”

دویست سال پس از آن ایرانیان در دفاع از قلعه ای واقع در قفقاز با سلاح های نفتی، رومیان مهاجم را از مرزهای خود دور کردند. یک مورخ بیزانسی می نویسد ساخلوی ایران کوزه های بسیاری را که از گوگرد و قیر انباشته شده بود آتش زدند و به طرف رومیان پرتاب کردند و توانستند بدان وسیله حریقی راه بیندازند که تقریبا همه چیز را سوزاند.

یونانی ها در قرن هفتم میلادی نفت را در میدان های جنگ به کار می بردند و در زمان هراکلیوس، امپراتور بیزانس، سلاحی اختراع کردند که نفت در آن مشتعل می گشت. اعراب (مسلمانان) دو بار قسطنطیه را محاصره کردند و هر دو بار حمله آنان به وسیله آتش اندازهای نفتی دفع شد. در سال ۹۴۱ میلادی هنگامی که ناوگان روسی مرکب از هزار کشتی، قسطنطیه را در محاصره گرفت، رومی ها نفت روی آب دریا ریخته آتش زدند و کشتی های روسی را سوزاندند و آنها را مغلوب کردند.

فردوسی در شاهنامه بارها کلمه نفت را به کار برده و از جمله در داستان اسکندر از نفت سیاه نام می برد و می سراید:

به گردون همی راندند پیش شاه

درونش بیاکنده نفت سیاه

در روایات خلفای عباسی آمده است که المعتمد خلیفه عباسی در سال ۲۷۲ هجری مالیات چشمه های نفت و معدن های نمک بادکوبه را به اهالی دربند قفقاز بخشید.

مسعودی که در سال ۳۰۰ هجری به بادکوبه رفته در مروج الذهب می نویسد: “در آنجا چشمه های نفت سفید بود و زیر دودکش ها ’آتش جاودان’ می سوخت و هیچ گاه خاموش نمی شد.”

یاقوت در معجم البلدان نقل می کند که در شیز آذربایجان که اکنون به تخت سلیمان معروف است آتشکده ای بود که از هفتصد سال پیش در آنجا آتش جاودان فروزان بوده است. یاقوت تعجب می کند که پس از هفتصد سال فروزان بودن آتش، کمترین خاکستری بر جای نمانده است. هم او روایاتی می آورد که نشان می دهد نفت در باکو خرید و فروش می شده و مورد معامله قرار می گرفته است: “بادکوبه در ایالت شیروان نزدیک دربند است. در این شهر چشمه بزرگی از نفت است که روزی هزار درهم نفت می دهد. کنار آن چشمه دیگری از نفت سفید است که مانند روغن زنبق می باشد و شب و روز جاری است و عایدی این چشمه هم مانند چشمه اولی می باشد. بازرگان موثقی به من گفت که در آنجا از یک قطعه زمین شعله آتش جاودان بر می خیزد و هیچ گاه خاموش نمی شود”.

مارکوپولو که از راه تبریز وارد ایران شده در سفرنامه اش می نویسد: “در سرحد ارمنستان و گرجستان چشمه نفتی موجود است که مقادیر زیادی نفت از آن به دست می آید و در یک وقت صد کشتی می تواند از آن بارگیری کند. این روغن برای خوراک مناسب نیست ولی برای روشنایی مصرف می شود و شترهایی که مبتلا به امراض جلدی هستند با نفت معالجه می شوند.”

حمدالله مستوفی، جغرافی دان مشهور قرن هفتم، در نزهت القلوب قیر را موم آبی می خواند و گزارش می دهد که بزرگترین معدن نفت ایران در بادکوبه قرار دارد. وی از معادن نفت بسیاری نام می برد که از حوالی آذربایجان تا حوالی بخارا و فرغانه وجود داشته اند.

معلوم نیست کلمه نفت در زبان فارسی از چه زبانی گرفته شده است. برخی ایران شناسان کلمه نفت را از کلمه “ناب” فارسی دانسته اند و گفته اند در زبان اوستایی “نپتا” بوده و کلدانی ها و یهودی ها و عرب ها آن را گرفته و نفتا گفته اند. مسیو دورم فرانسوی که در زمان اکتشاف نفت در ایران رئیس مدرسه عالی علوم عالی پاریس بوده، مدعی شده است که اکدیها کلمه نفت را از فعل “نپتو” به معنی افروختن گرفته اند و بعدها این کلمه در زبان های آسوری و بابلی به کار رفته است. در اوستا نفت به معنی روغن معدنی آمده و در دوره هخامنشیان نفت برای روشنایی و مقاصد طبی استفاده می شده است.

www.daneshnamah.comمنبع: 




[ سه شنبه 22 فروردین 1391  ] [ 3:03 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

آدام اسمیت، بنیان گذار اقتصاد بازار، تجارت آزاد را موتور رشد اقتصادی می دانست ومعتقد بود که تنها آن دسته ازملل، رشد اقتصادی خواهند داشت که شرایط تجارت آزاد را بپذیرند.

وی ذکر می کند که برای توسعه اقتصادی بایستی درهای کشور برروی کالاها وخدمات تولیدی دیگران باز باشد.

با نگرشی برچگونگی تحول تیوریهای تجارت بین الملل، جایگاه سیاست های حمایتی درمجموعه سیاستهای تجارتی کشورها بهتر مشخص می گردد. درقرن هجدهم تجارت بین الملل را می توان تحت تاثیر مرکانتالیست ها دانست، آنها اعتقاد داشتند که برای افزایش ثروت دولت ها می باید سعی کنند تا واردات راکاهش وصادرات را افزایش دهند وبه نوعی سرمایه داری تجاری را تبلیغ می کردند.

آنها بدست آوردن هرچه بیشتر مسکوکات بهادار را عامل ثروت یک کشور می دانستند.دولت با ایجاد انحصار در واردات به نفع گروهی ازتاجران وصنعت گران داخلی، سبب می شد تا سود سرشاری نصیب آنان گردد و به منظور صادرات بیشتر تسهیلاتی برای ورود مواد اولیه قایل می گشت. دراین برهه از زمان به نوعی سیاست های حمایتی وجودداشت.

دراواخر قرن هجدهم با تحولات سریع صنعتی درغرب، آدام اسمیت، بنیان گذار اقتصاد بازار با انتشار کتاب ثروت ملل انتقاد شدیدی به افکار مرکانتالیست ها وارد نمود.

اوتجارت آزاد را موتور رشد اقتصادی دانست ومعتقد بود که تنها آن دسته ازملل، رشد اقتصادی خواهند داشت که شرایط تجارت آزاد را بپذیرند. اسمیت دلیل تجارت را مزیت مطلق هر کشوردانسته، اما درمورد نحوه مبادله، بحث زیادی را بعمل نیاورده است وتنها ذکر می کند که برای توسعه اقتصادی بایستی درهای کشور برروی کالاها وخدمات تولیدی دیگران باز باشد تا بدین وسیله با کالاهای جدید آشنا شده ودر صورت تولید، کیفیت تولید داخلی افزایش یابد وازسوی دیگر نفع اقتصادی خودرا با دراختیار گرفتن بهترین کالا (ازنظر کیفیت وقیمت) به حداکثربرساند.

پس از اسمیت، اقتصاددان دیگر کلاسیک، دیوید ریکاردو با طرح نظریه مزیت نسبی سعی نمود تا تنگناهای نظری مزیت مطلق را پاسخ گوید.

گرچه ریکاردو فرضیات واقعی تری را درمورد علل تجارت بین کشورها مطرح می ساخت اما درمورد نقش دولت درسیاستگذاری تجاری، اعتقاد داشت که دولت نمی باید درجریان اقتصاد دخالتی داشته باشد و این رقابت آزاد است که اقتصاد را خود به خود درشرایط تعادل قرار می دهد.

امروزه محدودیت های تجاری، یکی از شیوه های رایج سیاستگذاری تجاری کشورها می باشد.

از عمده ترین دلایل حمایت می توان به بهبودی نرخ مبادله، حمایت از صنایع نوزاد، ایجاد اشتغال، و بهبودی موازنه بیلانس تجارت … اشاره نمود.

سیاستهای حمایتی به طورکلی به دو دسته سیاست های تعرفه ای وسیاست های غیر تعرفه ای تقسیم می گردند.

امروزه درتجارت بین المللی ثابت گردیده است که تعرفه تحت شرایطی به کشور وضع کننده نفع می رساند و اقتصاددانان سعی می کنند نرخ تعرفه را محاسبه کنند، زیرا معتقدند وضع تعرفه به طور همزمان بهبودی رابطه مبادله را به دنبال دارد، گرچه سبب محدودیت تجارت ازطریق کاهش حجم واردات وصادرات می گردد.

 




[ سه شنبه 22 فروردین 1391  ] [ 3:02 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

تجارت متقابل، مجموعه ای از روش های تجاری است که درآن صادرکننده یا وارد کننده تعهد می نماید که در ازای کالا یا خدمات صادره به کشورخریدار یا وارده ازکشور فروشنده کالا یا خدماتی را به ارزش کل معامله یا بخشی ازآن خریداری یا صادر نماید.

تجارت متقابل صرفاً یک ترتیب پرداخت نیست، بلکه روش مهمی است برای کشورهای که درپرداخت های خود مشکلاتی دارند واز این طریق، این موانع و مشکلات را کاهش می دهند.

تجارت متقابل یک واژه کلی وعام برای اشکال مختلف مبادلات بین المللی است که تحت پوشش نظام پرداخت چند جانبه قرار نمی گیرند. دراین روش حد اقل بخشی از ارزش کالاها، خدمات وتکنولوژی فروخته شده ازسوی صادرکننده به شکل عرضه کالا وخدمات ازسوی وارد کننده پرداخت می شود.

علاوه براینکه تجارت متقابل بر متغیرهای مهمی، ازقبیل عایدات خارجی، تقویت تولید، حفظ تعادل در موازنه پرداخت ها وایجاد ثبات یا افزایش درآمدها اثر مستقیم دارد، که این موارد درروند توسعه اقتصادی نقش بسزای را ایفاء می کند، بلکه این شیوه تجاری، دارای منافع واثرات غیر مستقیمی نیز هست که می توان برخی ازآنها را به صورت زیر عنوان کرد:

انجام تجارت متقابل، بویژه ازنوع معاملات خرید بازیافتی که می تواند پایه ای برای انتقال سرمایه وتکنولوژی کشور های توسعه یافته به داخل کشور باشد.

بهره گیری ازشیوه های تجارت متقابل که باعث رشد تولیدات در کشور پیشنهاد دهنده می شود وبا توجه به اینکه کشورهای پیشنهاد دهنده ، عمدتاً ازعوامل تولید با قیمت پائین تری برخوردار هستند لذا می توانند با استفاده از صرفه جویی های ناشی از مقیاس تولید قیمت تمام شده محصولات خود را با مشابه خارجی آن قابل رقابت کنند و با افزایش صادرات، ازکاهش ذخایر ارزی خود به منظور تامین واردات بکاهند.

ازطریق تجارت متقابل می توان آن گروه از کالا های را که در داخل کشور تولید می شوند وامکان رشد بالقوه پایینی را دارند کالاهای نیمه ساخته وکالاهای ساخته شده ونهایی با کالاهایی که دارای نرخ رشد بالقوه بیشتری هستند یا کالا های سرمایه ایمبادله کرد.

به طورکلی درتجارت جهانی نکته ای که از اهمیت ویژه ای برخوردار است وضرورت توجه به تجارت متقابل را برای کشورهای درحال توسعه بیش از پیش نمایان می سازد، این است که توسعه کلی کشورها وافراد، به توسعه یکایک کشورها وافراد بستگی دارد، بنابرین آینده تمامی انسان ها بیش از هرزمان دیگری، به یکدیگر وابسته است وتمامی مطالعات ومشاهدات حاکی ازآن است که این وابستگی متقابل درآینده بیشتر نیز خواهد شد.

پس کشورهای درحال توسعه که در ایجاد چنین ارتباطی با مشکل مواجه هستند، نیاز به یک برنامه ریزی بلند مدت دارند.

آمار بدهی های کشور های توسعه نیافته ویا کمتر توسعه یافته ومقروض که هرساله رشد قابل توجهی را نشان می دهد، خود موید افزایش وابستگی است.

ازآن سو نیز کشورهای توسعه یافته برای همسو کردن اقتصاد کشورهای درحال توسعه با اهداف توسعه اقتصادی خود، سعی در ایجاد تغییر وتحول درمتغییرهای اقتصادی این کشورها دارند؛ لذا با توجه به این امر می توان با بهره گیری از شیوه های مختلف تجارت متقابل، قبل از تحمیل سیاست های اقتصادی کشور های توسعه یافته، به انتخاب بهینه ای این همسویی پرداخت.

www.daneshnamah.comمنبع: 




[ سه شنبه 22 فروردین 1391  ] [ 3:01 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

برای استفاده از تولید ناخالص ملی به عنوان شاخص توسعه، عقاید مختلفی وجود دارد. کسانی که استفاده ازآنرا برای سنجش توسعه، توصیه می کنند دلایلی را مانند زیر عنوان می کنند:

تولید ناخالص ملی یا داخلی شاخص است که نمایانگر مجموعه فعالیت های اقتصادی وتوان اقتصادی کشور دریک سال است که افزایش آن تقریباً شرط لازمی برای توسعه هرجامعه است.
اندازه گیری تولید ناخالص ملی یا داخلی با وجود پیچیدگی های آن درطول زمان توسط همه کشورها فهمیده واجراء شده است.
بیشتر کشورهای عضو سازمان ملل متحد، برآوردهای از محصول ناخالص ملی یا داخلی خود را برای درج آمار واطلاعات رسمی سازمان ملل متحد وسایر سازمان های وابسته به آن ارسال می دارند.

افرادی که استفاده از تولید ناخالص ملی را به عنوان شاخص برای سنجش توسعه توصیه نمی کنند دلایلی به شرح زیر می آورند:
تولید ناخالص ملی یا داخلی تنها برخی از جنبه های اقتصادی توسعه را درنظر می گیرد. نمی توان از این شاخص برای تحلیل جنبه های دیگر غیر اقتصادی جامعه مستقیماً استفاده کرد. ازسوی دیگر تولید ناخالص داخلی سرانه یا درآمد ملی سرانه، الگوی توزیع درآمد را درجامعه نشان نمی دهد
دربسیاری ازکشورهای درحال توسعه بخش اعظمی از تولیدات خانواده ها به ویژه درمناطق روستایی وارد معاملات بازار نمی شوند، لذا درمحاسبه تولید ناخالص داخلی ملحوظ نمی شوند.
تولید ناخالص داخلی، کیفیت زندگی را نشان نمی دهد. همچنین به کیفیت محصولات وبه بازارآمدن محصولات نو وجدید درطی زمات توجهی ندارد.
بسیاری از کشورهای درحال توسعه، درتدوین حساب های ملی خود فقرآماری واطلاعاتی دارند ومحاسبات آنها کامل ‌و به درستی منعکس کننده فعالیت های اقتصادی شان نیست.
درمقایسه تولید ناخالص ملی کشورها با یکدیگر، تعیین نرخ ارز بسیار مهم است که می تواند درنتایج مقایسه تاثیر عمده گذاشته ونتایج گمراه کننده ای به همراه داشته باشد.


همانطور که دربالا ذکر شد تولید ناخالص ملی سرانه یا درآمد ملی سرانه، توزیع درآمد را دریک کشور نشان نمی دهد. یعنی درجامعه ای ممکن است که تولید ناخالص ملی سرانه یا درآمد ملی سرانه افزایش یابد درحالی که توزیع درآمد بدتر شده باشد. بنابراین افزایش درآمد سرانه دریک کشور نمی تواند الزاماً انعکاس از افزایش سطح رفاه عموم افراد جامعه باشد. وقتی الگوی توزیع درآمد درجامعه نابرابر باشد الگوی مصرف نیز براساس آن تعیین می شود. همچنین مداخله های اقتصادی دولت درتثبیت قیمت ها وایجاد نرخ های اقتصادی می تواند درمحاسبه تولید ناخالص ملی تاثیر گذاشته وآنرا ازشاخص که نمایانگر شاخص فعالیت واقعی اقتصاد باشد بدور دارد. همچنین درتبدیل تولید ناخالص ملی به ارز خارجی، ممکن است نواقص به وجود آید که آن بستگی به تعیین واحد پول داخلی دربرابر ارز می باشد. همچنین درکشورهای پیشرفته، افراد بیشتر غذای خود را از خارج منزل تهیه می کنند که درمحاسبه تولید ناخالص ملی منظور می شود درحالی که درکشورهای فقیر، مواد غذایی به ویژه در روستاها توسط خود افراد تولید ومصرف می شود.



بنابرین با توجه به اشکالات فوق سوال مهمی که مطرح می شود این است که جداول حساب های ملی واقعاً چه ارزشی دارد؟

تا آن جای که به کشورهای کمترتوسعه یافته مربوط می شود بسیاری از فعالیت های اقتصادی دراین کشورها درآمارهای رسمی شان محسوب نمی شود. لذا برای رفع این نقیصه از روش های برآوردی وتخمینی استفاده می شود که می تواند با خطای زیادی همراه باشد. همچنین ساخت وسازی که توسط جوامع روستایی انجام می شود نیز درحساب های ملی منظور نمی شود. 

www.daneshnamah.comمنبع:




[ سه شنبه 22 فروردین 1391  ] [ 3:00 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

در راهکار اقتصاد باز تاکید خاص بر بخش تجارت خارجی وسرمایه گذاری بخش خصوصی است. کشور های که راهکار اقتصاد باز را دنبال می کنند باید درهای خود را نه تنها برروی تجارت خارجی بلکه بر روی حرکت های بین المللی عوامل تولیدی چون کار، سرمایه وتکنالوژی باز بگذارد. چنین راهکار می تواند برای کشورهای که دارای بازارهای داخلی کوچک هستند، مناسب باشد مشروط برآنکه بتوانند دربازارهای جهانی حضور یابند وبه رقابت بپردازند.

بدیهی است که در این راه تلاش میخواهد تا درجهت افزایش معیار های کیفی محصولات خود و کاهش هزینه های تولیدی گام بردارند، تا بتوانند درعرصه رقابت های بین المللی موفق گردند.

میردال که از نظریه پردازان معروف این علم است اعتقاد دارد که صادرات کالاهای سنتی و بومی به سود کشور های درحال توسعه نیست. آنها باید به ترکیب صادرات خود توجه کنند، و با توجه به شرایط بازارهای بین المللی ونیاز های جامعه بشری، تحولات ارزشی، قیمتی و درآمدی کالاها به صادرات بپردازند. بطورکلی دراین سیاست اعتقاد برین است که از طریق ایجاد شرایط مناسب جهت ورود سرمایه های خارجی، تشویق وگسترش صادرات و برداشتن موانع از سر راه تجارت خارجی و امکان دستیابی به توسعه اقتصادی فراهم می شود.

رعایت مواردی ازجمله موارد زیر می تواند در موفقیت سیاست تشویق وگسترش صادرات موثر واقع شوند:

۱٫ به کارگیری سیاست های پولی و مالی مناسب به منظور کاهش هزینه های داخلی و ایجاد مازاد تولید برای صادرات؛

۲٫ ثابت نگهداشتن قیمت ها وجلوگیری از فشار تورمی؛

۳٫ استفاده از تکنالوژی برتر درتولید کالا های صادراتی و ارتقاء‌کیفیت کالا های صادراتی وکنترول آن؛

۴٫ ازبین بردن موانع سر راه صادرات؛

۵٫ ایجاد تسهیلات جهت تامین مواد اولیه و کالا های سرمایوی و ضرورت های مورد نیاز کالا های صادراتی؛

۶٫ تامین اعتبار مالی لازم جهت گسترش تولیدات کالا های صادراتی؛

۷٫ و هم چنین تامین تسهیلات زیربنایی لازم مانند حمل و نقل و بیمه؛

۸٫ ارایه اطلاعات لازم به صادرکنندگان درمورد شرایط بازار بین المللی و نوسانات ارزی کشور واردکننده؛ و بطور کلی شرایط اقتصادی وارد کننده کالاهای صادراتی مورد نظر.


 

www.daneshnamah.comمنبع: 




[ سه شنبه 22 فروردین 1391  ] [ 2:59 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Vatanam Iran :.

تعداد کل صفحات : 23 :: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >

درباره وبلاگ

اینجانب این وبلاگ رو برای خوش آمد گویی به سال جدید زدم و میخوام در مسابقه شرکت کنم امید وارم موفق شم. لطفا نظر بدید و من رو در آباد سازی این وبلاگ همراهی کنید. برای تبادل لینک هم همچنان منتظر شما عزیزان هستم با تشکر
نويسندگان
لينکستان
امار سايت
كل بازديدها : 448575 نفر
كل مطالب : 1143 عدد
تعداد کل نظرات: 45 عدد
آخرین بروز رسانی : چهارشنبه 15 خرداد 1392 
امکانات وب

سخنان رهبري
نظرسنجي