خاطره ی ازشهید ابراهیم همت


شجاعت آن دو روحانی
جاده فاو -‌ام القصر خیلی خطرناك بود. كمتر كسی جرئت می‌كرد از آن عبور كند. با این حال دو روحانی در حالی كه عمامه به سر داشتند و گلوله آرپی جی حمل می‌كردند، با موتور از جلوی چشمانم گذشتند. این در حالی بود كه رادیو عراق بعد از عملیات و الفجر 8 تبلیغات وسیعی علیه روحانیون كرده بود. مثلاً می‌گفتند: روحانیون، شما را تشویق می‌كنند به جبهه بیایید و خودشان دنبال منافع شخصی خود هستند.
 شهید ابراهیم همت
منبع : راوی: حسن مؤمن، ر. ك: معبر،ش 5، ص 14.

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 26 آبان 1395  ] [ 8:15 PM ] [ ]

کلامی از شهيد مجتبي ابوالحسني


 ما نسبت به عيوب خود غافل هستيم و نسبت به عيوب ديگران خيلي دقيق. بيشتر انسان دوست دارد با كسي رفت و آمد كند كه با او در عيب هايش مدارا كند. و كسي كه انسان را به عيب هايش متوجه كند- چون براي انسان تعهد مي آورد - انسان از آن دوري مي كند...
شهيد مجتبي ابوالحسني

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 26 آبان 1395  ] [ 8:14 PM ] [ ]

خاطره ی ازشهید ابراهیم هادی

 

ابراهیم در یکی از مغازه های بازار مشغول کار بود. یک روز ابراهیم را در وضعیتی دیدم که خیلی تعجب کردم. دو کارتن بزرگ اجناس روی دوشش بود. جلوی یک مغازه، کارتن ها را روی زمین گذاشت. وقتی کار تحویل تمام شد. جلو رفتم و سلام کردم. بعد گفتم: آقا ابرام برای شما زشته، این کار باربرهاست نه کار شما! نگاهی به من کرد و گفت: کار که عیب نیست، بیکاری عیبه، این کاری هم که من انجام می دم برای خودم خوبه، مطمئن می شم که هیچی نیستم. جلوی غرورم رو می گیره! گفتم: اگه کسی شما رو اینطور ببینه خوب نیست، تو ورزشکاری و... خیلی ها می شناسنت. ابراهیم خندید و گفت: ای بابا، همیشه کاری کن که، اگه خدا تو رو دید خوشش بیاد، نه مردم. 
شهید ابراهیم هادی
منبع : کتاب سلام بر ابراهیم
شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 26 آبان 1395  ] [ 8:13 PM ] [ ]

کلامی از شهيد مدافع حرم روح الله قرباني


 یادم باشه که چند روز بیشتر زنده نیستم و چند باری بیشتر پیش نمیاد که کسی از من چیزی بخواد و منم بتونم کمکش کنم و بعد من با کمال میل به آخرت این کار را بکنم
شهيد مدافع حرم روح الله قرباني

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ سه شنبه 25 آبان 1395  ] [ 5:27 PM ] [ ]

خاطره ی از شهيد علي اكبر شيرودي



مقام معظم رهبری در مورد او[شهيد شيرودي] می گوید: او تنها نظامی ای بود که در نماز به او اقتدا کردم . در واقع شهید شیرودی یک عارف وارسته بود و همواره می گفت: من وهمرزمانم برای اسلام می جنگیم نه چیز دیگر . 
شهيد علي اكبر شيرودي
شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ سه شنبه 25 آبان 1395  ] [ 5:25 PM ] [ ]

کلامی ازشهيد مدافع حرم مصطفي صدرزاده


 بی بی زینب آن زمانی که شما در شام غریب بودی گذشت دیگر به احدی اجازه نمی دهیم به شما و سلاله حسین (ع) بی احترامی کند دیگر دوران مظلومیت شیعه تمام شده ، بی بی جا انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم بی بی عزیزم مرا قاسم خطاب کن روی خون ناقابل ما هم حساب کن
شهيد مدافع حرم مصطفي صدرزاده

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ شنبه 22 آبان 1395  ] [ 11:23 PM ] [ ]

خاطره ی از شهيد عباس بابايي


 


روزی هنگام مرخصی به زادگاهم رفتم. پس از مراجعت به پایگاه، خانواده‌ام را مقابل منزل پیاده كرده، برای انجام كاری، خواستم بیرون از پایگاه بروم؛ ولی ماشین روشن نشد، مجبور شدم آن را تا مسافت زیادی هُل بدهم و تا مقابل مسجد پایگاه بكشانم. شخصی از مسجد بیرون آمد و به من سلام كرد. وقتی فهمید ماشین روشن نمی‌شود، گفت: در ماشین طناب داری؟
پرسیدم: طناب برای چه می‌خواهی؟ گفت: می‌خواهم ماشین را بكسل كنم. گفتم: شما كه ماشین نداری... گفت: عیبی ندارد، اگر طناب داری، به من بده.
بعد از آنكه طناب را گرفت، یك سرش را به ماشین و سر دیگرش را به كمر خود بست و ماشین را كشید. من از این جریان ناراحت شدم و خیلی اصرار كردم كه آن كار را نكند؛ ولی نتوانستم مانع او بشوم. به هر ترتیب تا مسافتی ماشین را كشاند. ناگهان متوجه شدم چند خودروی سواری و نظامی كنار ما ایستاده‌اند و همگی به آن شخص می‌گویند: «جناب سرهنگ! سلام، كمك نمی‌خواهید»؟
وقتی دیدم همه او را سرهنگ خطاب كردند، از خجالت عقب عقب رفته، داخل جوی آب افتادم.
ایشان مرا بیرون آورد و خنده كنان گفت: «چرا داخل جوی آب رفتی؟ می‌خواهی شنا كنی؟
من با ترس و خجالت گفتم: ‌جناب سرهنگ! ببخشید، شما را نشناختم! گفت: به من نگو جناب سرهنگ، من هم آدمی مثل تو هستم.
وقتی از ایشان اسمش را پرسیدم، گفت: برادر كوچك شما، عباس بابایی هستم.
تا گفت عباس بابایی، فهمیدم فرمانده پایگاه است. تمام بدنم بخاطر خجالت و شرمندگی توأم با ترس، از عرق خیس شد...

 شهيد عباس بابايي
منبع : راوي: حميد احمدي، ر.ك: سروهاي سرخ، ص206 ـ204
شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ شنبه 22 آبان 1395  ] [ 11:21 PM ] [ ]

کلامی ازشهيد مدافع حرم سجاد طاهر نيا


  چند سال پیش دو بزرگی که پدر شهید بودند به من توصیه کردند که دو چیز را هرگز فراموش نکنم
۱- هر روز خواندن زیارت عاشورا
۲- قناعت کردن در تمامی کارها
شهيد مدافع حرم سجاد طاهر نيا

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ شنبه 22 آبان 1395  ] [ 11:20 PM ] [ ]

خاطره ی ازشهید كريم صمد زاده طريقت

 

در عملیات كربلاى 5 هنگام ظهر ما از خط برگشته بودیم. چون ناهار آماده بود، به كریم گفتم: «ناهار را بخوریم، بعد نماز بخوان.‌»
او گفت: «نه، مى‏خواهم نماز بخوانم.‌»
كریم رفت و ما مشغول خوردن شدیم. ناگهان صداى انفجار چند گلوله كاتیوشا به گوش رسید. مصطفى الموسوى با شتاب بیرون دوید و كریم را دید كه در كنار تانكر آب افتاده است. تركش قلبش را نشانه گرفته و به سینه‏اش اصابت كرده بود.
آرى، سردار كریم صمدزاده طریقت - معاون فرمانده واحد طرح و عملیات لشكر 31 عاشورا - این‏چنین شهد شیرین شهادت را نوشید.

 شهید كريم صمد زاده طريقت
منبع : راوى: غلامحسین سفیدگرى، ر. ك: فرهنگ‏نامه جاودانه‏هاى تاریخ (آذربایجان غربى)، ص 153
شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ شنبه 22 آبان 1395  ] [ 11:19 PM ] [ ]

کلامی ازشهيد حسين خرازي

 

 

 از تمام اقشار ملت، اعم از کسبه، اطبا، مهندسین، علما و سپاهیان به عنوان یک فرد از اجتماع که حق بر گردنش هست تشکر مى‏کنم و عرض مى‏ کنم که هرکدام از شما ممکن است در کار خود کمبودهایى حس کنید و مشکلاتى براى شما باشد. اینجانب خواهشمند است که موقعیت اسلام و انقلاب و کشور را در نظر گرفته و صبر بیشترى کنید و توجه داشته باشید که در مشکلات است که انسان‏‌ها آزمایش مى ‏شوند

شهيد حسين خرازي

شادی روح شهدا صلوات

 

 

 


ادامه مطلب
[ جمعه 21 آبان 1395  ] [ 11:24 PM ] [ ]