خاطره ی ازشهید حمزه اباذری

سخت مشغول کار بودیم. می خواستیم هرچه زودتر تمام شود تا راهی خانه شویم. در فکر بودم که کی کار تمام می شود که دیدم حمزه دست از کار کشیده و می رود. با تعجب گفتم: کجا؟ برگشت به طرفم. صورتش را گرفت به طرف آسمان و گفت: وقت نماز است. مگر صدای اذان را نمی شنوی. گوش دادم. صدای ضعیفی از طرف روستا می آمد. گفتم خوب باشد بیا کار را تمام کنیم بعد می رویم نماز. با تعجب گفت: چطور این قدر به نفس خودت اهمیت می دهی اما به خدای خودت نه؟! رو گرداند و رفت. شرمندگی که آن روز حمزه در من بوجود آورد هیچ وقت از یادم نمی رود. 
شهید حمزه اباذری
منبع : کتاب حکایت سرخ، انتشارات حدیث نینوا
شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ سه شنبه 18 آبان 1395  ] [ 9:23 PM ] [ ]

خاطره ی از شيخ عباس شيرازي



 


اعتقاد عجيبي به نماز اول وقت داشت. در هيچ مسافرتي نبود كه نماز اول وقت نخواند. اگر در خانه بودند وقت نماز كه مي‌شد و نمي‌توانستيم به مسجد برويم، در منزل به نماز و اهل خانه به ايشان اقتدا مي‌كردند. حتي بعد از شهادتشان در عالم خواب به خواهرمان گفته بود: «نگذاريد ثواب نماز اول وقت از دستتان برود. وقت را بيهوده هدر ندهيد، اين دو ركعت نمازي را كه مي‌توانيد اينجا بخوانيد آنجا به درد مي‌خورد.» حجت الاسلام والمسلمين حاج آقا فاكر، در اين باره خوابي ديده بودند كه بعداً برايمان نقل كردند: «در خواب ديدم در مسجدالحرام و در طبقه دوم مسجد در گوشه‌اي نشسته‌ام. در سمت ديگر، چشمم به يك شخص روحاني افتاد، در حاليكه او هم نشسته بود و برگ درختي بالاي سر و روي صورتش سايه انداخته بود. كم‌كم سايه رفت و من او راشناختم. شهيد بزرگوار حاج شيخ عباس شيرازي بود. در عالم رويا مي‌دانستم كه ايشان شهيد شده‌اند به همين خاطر با عجله برخاستم و نزديك رفتم، احوالپرسي كردم و گفتم: «فلاني بگو ببينم چه خبر؟ چه مي‌كني؟» هر چه اصرار كردم ايشان پاسخي نداد. من باز سماجت كردم و دامنش را گرفتم و گفتم: «تا نگويي دست بردار نيستم.» ايشان در عالم رؤيا جمله‌اي به من فرمودند كه واقعاً عجيب بود، گفت: «همين قدر به تو بگويم اگر مي‌دانستم اينجا چه خبر است، در دنيا به جاي خوردن و خوابيدن فقط نماز مي‌خواندم.» اين سخن را كسي در عالم خواب مي‌گويد كه خودش سراسر عشق به نماز و عبادت بود و از هر چيز بيشتر مقيد به نماز اول وقت بود. 
 شيخ عباس شيرازي
شادی روح شهدا صلوات

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه 18 آبان 1395  ] [ 9:21 PM ] [ ]

کلامی از شهيد مهدي رجب بيگي




از یک سو باید بمانیم تا شهید آینده شویم و از سوی دیگر، باید شهید شویم تا آینده بماند! هم باید امروز شهید شویم تا فردا بماند و هم باید امروز بمانیم تا فردا شهید نشود! عجب دردي!
کاش راهی بود تا امروز شهید شویم و فردا باز زنده گردیم تا دوباره شهید شويم!!
آری، یاران همه به سوی مرگ رفته اند در حالی که نگران «فردا» بودند.

شهيد مهدي رجب بيگي

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ دوشنبه 17 آبان 1395  ] [ 3:58 PM ] [ ]

خاطره ی ازشهید مهدی منتظر قائم

 

نیمه شعبان سال 1369 بود. گفتیم: امروز به یاد امام زمان (عج) می گردیم. اما فایده نداشت. خیلی جست و جو کردیم. پیش خود گفتم: یا امام زمان (عج) یعنی می شود بی نتیجه برگردیم. در همین حین 4-5 شقایق دیدم که بر خلاف شقایقها، که تک تک می رویند، آنها دسته ای روئیده بودند. گفتم حالا که دستمان خالی است، شقایقها را می چینم و برای بچه ها می برم. شقایقها را که کندم، دیدم روی پیشانی یک شهید روئیده اند. او نخستین شهیدی بود که در تفحص پیدا کردیم. شهید مهمدی منتظر قائم. 
شهید مهدی منتظر قائم
منبع : کتاب تفحص
شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ دوشنبه 17 آبان 1395  ] [ 3:57 PM ] [ ]

خاطره ی ازشهید محسن زیارتی


محسن ، کودکی متفاوتی داشت. سوالاتی که از بچگی می پرسید و مسائلی که به آنها اهمیت می داد قدری متفاوت از سوالات رایج بچه های همسن و سال خودش بود. از مادر می پرسید: این امام زمانی که میگن چه شکلی هستند؟! اگر بیایند چه می شود؟! بعد می گفت: خوش به حال کسانی که اون زمان، وقتی آقا بیاد هستند. خوش به حال کسانی که در رکاب آقا می جنگند. از همان ابتدا هم علاقه عجیبی به امام عصر علیه السلام داشت... علاقه ای که به یک شیدایی عمیق منتهی شد. 
شهید محسن زیارتی
منبع : هفته نامه یالثارات الحسین علیه السلام، شماره 630
شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ دوشنبه 17 آبان 1395  ] [ 3:54 PM ] [ ]

کلامی از شهيد ناصر بختياري


 آگاه باشيد كه در اين برهه از زمان مسئوليت سنگيني بر دوش داريد. شما پاسدار خون هاي ريخته شده براي اسلام عزيز هستيد و بايد شما عزيزان پيام خون شهيدان و شعار آنها را با كار و كوشش در راه خدا به جهانيان صادر نمائيد، و ثابت كنيد كه مي توانيم در پناه اسلام غير وابسته به ابرقدرت ها باشيم
شهيد ناصر بختياري

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ دوشنبه 17 آبان 1395  ] [ 3:51 PM ] [ ]

کلامی از شهيد محمد بروجردی


 من باتمام وجوداين اعتقادرادارم كه شناخت ومبارزه باجريانهايي كه بين مسلمين سعي دربه انحراف كشيدن انقلاب ازخط اصيل ومكتبي آنرادارندبه مراتب حساس تروسخت ‌ترازمبارزه بارژيم صدام وآمريكاست. وصيتم به برادران اين است كه سعي كنند توده مردم كه عاشق انقلاب هستند، از نظر اعتقادي و سياسي آماده كنند كه بتوانند كادرهاي صادق انقلاب را شناسايي كنند و عناصري كه جريانهاي انحرافي دارند، بشناسند كه شناخت مردم در تداوم انقلاب حياتي است .
شهيد محمد بروجردی

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ یک شنبه 16 آبان 1395  ] [ 9:39 PM ] [ ]

خاطره ی ازشهید بروجردی

 

 

بيست و يك بهمن پنجاه و هفت با راديوش بى سيم كلانترى ها را مى گرفت.
مى گفت «بريد فلان جا، زور آخرشونه.»
امام كه آمد، عبا پوشيد، عمامه گذاشت. اسلحه اش را هم گرفت زير عبا و رفت فرودگاه.
 
شهید بروجردی
منبع : برگرفته از مجموعه كتب یادگاران | انتشارات روایت فتح | عباس رمضانی
شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ یک شنبه 16 آبان 1395  ] [ 9:37 PM ] [ ]

کلامی از شهید حمید محمودی


 نه این است که ازاین زندگی خسته شدمونه اینکه میخواهم ازاین دنیافرارکنم، بلکه می خواهم این جان بی قابل را به عنوان هدیه ی کوچکی به اسلام تقدیم کنم
شهید حمید محمودی

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ یک شنبه 16 آبان 1395  ] [ 9:36 PM ] [ ]