سجده طولانی
سجده طولانی
![]()
حضرت رضا علیه السلام به خانه حمید بن قحطبه وارد شد، و از آن جا به داخل قبه ای که قبر هارون الرشید در آن بود رفت، در کنارآن قبر خطی کشید و سپس فرمود:
سپس به نماز ایستاد و پس از نماز مشغول دعا شد، سپس به سجده رفت،سجدهاش به طول انجامید، و در آن سجده پانصد بار گفت، «سبحان الله». [1] [2] .
[1] عیون اخبار الرضا ج 2، ص 136 - 137.
[2] نگاهی بر زندگی امام رضا علیه السلام ص 94.
ادامه مطلب
کرامات وضوی امام
کرامات وضوی امام
![]()
حضرترضا علیه السلام با همراهان از نیشابور بیرون آمده و به سوی مرو حرکت کرد،در مسیر راه، به روستایی که «ده سرخ» نام داشت رسیدند، شخصی عرض کرد: «ای پسر رسول خدا! وقت ظهر فرارسیده است.»
امام رضا علیه السلام همان دم از مرکب پیاده شد، برای وضو آب طلبید، گفتند همراه ما و در اینجا آب نیست.
آنحضرت با دست مبارک خود خاک نقطه ای از زمین را رد کرد، ناگاه از همان جا چشمه ی آبی پیدا شد، حضرت و همراهان از آب آن حوض وضو گرفتند، و اثر آن چشمه تا امروز باقی است. [1] [2] .
[1] عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 136.
[2] نگاهی بر زندگی امام رضا علیه السلام، ص 93.
ادامه مطلب
خوابی که از مناجات برتر است
روزیرسول خدا صلی الله علیه و آله نماز صبح را به جماعت خواندند اما دیدند آن روز، علی علیه السلام به مسجد نیامده است. حضرت، در خانه امیرمؤمنان رفتند وپرسیدند چرا او در نماز جماعت شرکت نکرده است؟!
فاطمه زهرا سلام الله علیها گفت: علی دیشب تا صبح مناجات داشت و صبح از خستگی، نمازش را در منزل خواند.
حضرت فرمودند: به او بگویید به جای مناجات طولانی، مقداری بخوابد ولی نماز جماعت صبح را از دست ندهد.
آری، خوابی که مقدمه نماز جماعت باشد بهتر از مناجاتی است که حال جماعت را از بین ببرد.
بیانات حجتالاسلام والمسلمین قرائتی رئیس ستاد اقامه نماز
ادامه مطلب
نتیجه اذان با صدای بد
نتیجه اذان با صدای بد
![]()
مؤذنبد صدا، در شهری زندگی میکرد، او هر روز با صدای بد و ناهنجاری، اذان میگفت، یک وقت دید که یک یهودی برایش هدیهای آورد، و گفت: این هدیه نا قابل را قبول میکنی؟ مؤذن پرسید: برای چی؟ یهودی گفت: برای یک خدمت بزرگی که به من کردی مؤذن پرسید چه خدمتی کردم؟ من که خدمتی به شما نکردهام.
یهودی گفت: من دختری دارم که مدتی تمایل به اسلام داشت از وقتی که شما اذان میگویید و الله اکبر را از تو می شنود، دیگر از اسلام بیزار شده، حال این هدیه را آورده ام، برای اینکه تو خدمتی به من کردی و نگذاشتی این دختر مسلمان بشود .(1)
پی نوشت :
1) حماسه حسینی، جلد اول صفحه 192.
ادامه مطلب
