چگونه عاقبت به خير شويم و اصولاً عاقبت به خير شدن چيست؟
چگونه عاقبت به خير شويم و اصولاً عاقبت به خير شدن چيست؟

الف) عاقبت به خير شدن چيست؟ مدت كوتاه زندگي انسان در دنيا را با زندگي آخرتش، كه بي كرانه و بي نهايت است و پاياني براي آن نيست، نمي توان مقايسه نمود. از اين رو، تحمل سختي ها و مشكلات در دورة كوتاه زندگي دنيا اگر فرجامي نيكو داشته و همراه با سعادت اخروي باشد، از آن تعبير به عاقبت به خيري ميشود. به بيان ديگر: عاقبت به معناي فرجام، پايان و نتيجه كاركردها است،و عاقبت به خيري يعني مجموعة فعاليت ها و كاركردهايي كه پايان آن خير و خوشبختي را براي انسان به دنبال دارد......
ادامه مطلب
تاخیر نماز صبح تا طلوع آفتاب
تاخیر نماز صبح تا طلوع آفتاب
![]()
قال الصادق - علیهالسلام -:
وقت الفجر حین ینشق الفجر الی ان یتجلل الصبح السماء، و لاینبغی تاخیر ذلک عمدا، و لکنه وقت لمن شغل او نسی اونام ؛
وقت نماز صبح هنگامی است که فجر و سپیده منشق و باز گردد و گسترش پیدا کند تا آن که روشنایی صبح در آسمان پخش گردد. و سزاوار نیست تاخیر نماز صبح از این وقت مگر برای کسی که مشغول به کاری بوده که نمیتوانسته از آن کار جدا گردد. و یا نماز را فراموش کرده باشد، و یا کسی که خواب مانده و دیر از خواب بیدار شده باشد (که تاخیر نماز با این عذرها مانعی ندارد و نمازش صحیح است).
(وسائل الشیعه، ج 3، ص 151)
ادامه مطلب
نماز در وقت خود
نماز در وقت خود

عن ابی جعفر - علیهالسلام - قال:
هذه الفریضة من صلاها لوقتها عارفا بحقها لایوثر علیها غیرها کتب الله له براءة لایغذبه، و من صلاها لغیر وقتها موثرا علیها غیرها، فان ذلک الیه ان شاء غفر له. و ان شاء عذبه ؛
از امام باقر (ع) نقل شده که فرمود: این واجب، هرکس آن را در وقتش بخواند و حق آن را بشناسد، و غیر آن را بر آن نگزیند، خداوند برای او بیزاری مینویسد، هرگز بر وی عذاب نکند، و هرکس آن را در غیر وقتش بخواند، و غیر آن را برگزیند، این به سوی اوست ؛ اگر بخواهد او را میآمرزد و اگر بخواهد او را عذاب میکند.
(وسائل الشیعه، ج 3، ص 83)
ادامه مطلب
رسیدن وقت نماز
رسیدن وقت نماز

قال علی - علیهالسلام -:
جاء وقت الصلاة، وقت امانة عرضها الله علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن فیها ؛
هنگامی که وقت نماز فرا رسید، وقت امانتی است که خدا بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کرد، اما آنهااز قبول آن دوری کردند و ترسیدند.
(تفسیر صافی، ج 2، ص 370)
ادامه مطلب
