حقیقتی دربارۀ تارک الصلاة
حقیقتی دربارۀ تارک الصلاة

حضرت محمد(ص): نماز اساس و ستون دین است، پس کسی که نمازش را عمدا ترک کند پایهو اساس دینش را خراب و منهدم ساخته و هرکه اوقات آنرا واگذارد داخل ویل شود . ( ۱ )
ویل چاهی است در جهنم؛ چنانکه خدای تعالی فرماید: وای بر نمازگزاران آنانکه از نمازشان غفلت می ورزند و وقت آنرا سبک می شمرند.
ازحضرت صادق (ع) پرسیده شد: چرا زناکار را کافر نمی نامید در صورتیکه تارک نماز (کسی که نماز نمی خواند) را کافر می خواند ؟ برهان و دلیل این امر چیست؟ آن حضرت (ع) فرمود: برای اینکه زناکار و امثال او چنین اعمال نارواییرا فقط به خاطر شهوت انجام می دهد، زیرا شهوت بر او دست یافته و اختیارش را سست کرده است، ولی ترک کننده نماز، ترک نماز نمی کند، مگر از روی کوچک شمردن و خفیف داشتن آن و دلیل این سخن آن است که تو زناکاری را نمی یابی کهبا زنی نزدیکی کند، مگر اینکه از نزدیکی با آن زن قصد لذت جویی و کامیابی داشته باشد و به این منظور به او میل کرده باشد، ولی هرکس که نماز را از روی قصد ترک می کند، منظورش از ترک آن دست یابی به لذت نیست، پس وقتی لذتی نباشد به ناچار خفیف شمردن نماز واقع گردد، و چون خفیف شمردن واقع شد، کفر واقع گشته است. ( ۲ )
پی نوشت:
۱ – جامع الاخبار صفحه ۸۶
۲ – من لایحضرالفقیه جلد ۱ صفحه ۳۰۷
ادامه مطلب
حکم کسی که نماز نمی خواند، چیست؟
امام باقر (ع) به نقل از رسول خدا (ص) میفرماید: «مَابَیْنَ الْمُسْلِمِ وَ بَیْنَ الْکَافِرِ إِلَّا أَنْ یَتْرُکَ الصَّلَاةَالْفَرِیضَةَ مُتَعَمِّداً أَوْ یَتَهَاوَنَ بِهَا فَلَا یُصَلِّیَهَا[1]
بین مسلمان و کافر فاصله اى نیست، مگر این که مسلمان نماز واجب را عمدا ترک کند یا آن را بى اهمیت بداند و نخواند.»
حرمت ترک نماز، از انجام بسیاری از اعمال حرام سنگین تر است. چون انسان درارتکاب بعضی از اعمال حرام، قصد بی حرمتی به خدای متعال و دین را ندارد، بلکه جنبه حیوانی انسان بر او غلبه کرده و چه بسا بعد از مبتلا شدن به فعل حرام، به شدت از خدای متعال می ترسد و توبه می کند. در حالی که رها کردن نماز، موثر از غلبه شهوات بر انسان نیست. بلکه ناشی از ضعف ایمان و بی توجهی به دستور الهی است.
از حضرت صادق (ع) سؤال شد که چرا زانى کافر نیست ولى کسى که نماز نمى گذارد کافر مى باشد، امام (ع) فرمود: چون زناکار براى شهوت این کار را مى کند ولى آن کس که نماز را ترک مى کند براى این است که به آن اهمیت نمى دهد. زناکار براى لذت دنبال زنى را مى گیرد و از او کامجوئى مى کند، ولى آن کس که نماز را ترک کرده و آن را انجام نمى دهد قصدش لذت نیست بلکه فقط نظرش بى اهمیت شمردن آن مى باشد وهر گاه کسى نظرش استخفاف باشد کافر مى گردد.[2]
البته این کفر تا زمانی که همراه با انکار نماز نباشد، سبب جاری شدن احکام کافر، مثل عدم طهارت، عدم پاک بودن ذبایح او و حرمت ازدواج با او و ... نمی شود. و تنها در جایی که انکار نماز به شکل انکار ضروری دین باشد، این احکام برای شخص لازم است. اما به هر حال ترک نماز، مساله ای سبک نیست. و شخص در صورتی که نسبت به نماز سهل انگاری کند، مشمول نفرین الهی می شود:
«فَوَیْلٌ لِّلْمُصَلِّینَ* الَّذینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ[ماعون/4و5] پس واى بر نمازگزارانى که در نماز خود سه لانگارى مى کنند.»
سهل انگاران در نماز با هم تفاوت هایی دارند، بعضی نماز را به طور کلی ترکمی کنند و علت این کارمسامحه و کم اعتنایی به امور اخروی است. بعضی نماز را در بعضی اوقات ترک می کنند و آن را سبک می شمارند، بعضی نماز را انجام می دهند اما نسبت به شرایط و واجبات آن (مثل طهارت، غصبی نبودن محل و ...) بی اعتنا هستند، همه این ها با تفاوت هایشان، در نفرین الهی شریک هستند. هرچند هر کدام به میزان سهل انگاری اش در نماز، بهره ای از این قهر و غضب خواهد داشت.
به هر حال باید توجه داشت که ایمان باید در زبان، قلب و عمل انسان، نقش آفرینی کند. پیامبر (ص) می فرمایند: «الْإِیمَانُ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ وَ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَانِ[3] ایمان شامل اقرار زبانی، عقیده قلبی و عمل اعضا است.»
پس کسی که ایمان او تنها در زبانش است، و تاثیری در اعمال او ندارد و اساسی ترین عبادت را انجام نمی دهد، از ایمان واقعی بهره نبرده و این گونه ایمان فایده ای به حال او نخواهد داشت. مگر اینکه زمینه ساز و مقدمه ای برای سیر مراحل دیگر ایمان باشد تا شخص به لوازم قطعی ایمان پایبند شود. و حقیقتا خود را بنده خدا بداند.
[1]. ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص231.
[2]. بحار الأنوار، ج66، ص: 66.
[3]. أمالی الصدوق، ص268 ، المجلس الخامس و الأربعون.
ادامه مطلب
آثار نخواندن نماز
1 ـ پیامبر خدا(ص) : هرکس نماز را عمداً ترک کند، آشکارا کفر ورزیده است.(1)
2 ـ پیمان میان ما و آنان، نماز است . پس هر کس آن را ترک کند ، کافر شده است.
3 ـ کسى که نماز نمى گزارد، دین ندارد.
4 ـ کسى که نماز نمى گزارد، بهره اى از دین ندارد.(2)
5 ـ (مرز) میان کفر و ایمان ، جز ترک نماز نیست.
6 ـ (مرز) میان بنده و کفر، ترک نماز است.
7 ـ هرکس نماز را ترک کند و به پاداش آن امید نورزد و از عذابش نهراسد، اهمیت نمى دهم که یهودى، مسیحى و یا مجوس بمیرد.
8 ـ میان مسلمان و کفر ، جز این نیست که نماز واجب را از روى قصد ترک کند و یا به جهت سبک شمردن آن را نخواند.
9 ـ امام صادق(ع) : مردى نزد پیامبر آمد و گفت: اى پیامبر خدا، مرا سفارش کن. فرمود: نماز را از روى قصد وامگذار که هر کس آن را از روى قصد ترک
کند، دین اسلام از او وا رهیده است. (مسلمان نیست).(3)
10 ـ پیامبر خدا(ص) ـ در سفارش به معاذ ـ : هرگز نماز واجب را از روى قصد ترک مکن ، که هر کس نماز واجب را از روى قصد ترک کند، خداوند تعهدى
دربرابر او ندارد.(4)
11 ـ امام صادق(ع) ـ به کسى که از گناهان بزرگ پرسیده بود ـ فرمود: ترک کردن نماز از روى قصد یا هر آنچه خداى جلّ جلاله واجب کرده است؛ زیرا پیامبرخدا(ص) فرمود: هر کس نماز را از روى قصد ترک کند ، از پیمان خداوند جلّ جلاله و پیمان پیامبرش ، بیرون رفته است.
12 ـ امام علىّ(ع) : تفاوت میان مؤمن و کافر، نماز است . پس هر کس آن را ترک کند و ادعاى ایمان کند، عملش او را تکذیب مى کند و گواهى از خودش بر خود اوست.
13 ـ امام صادق(ع) ـ در پاسخ به این پرسش : چگونه زناکار را کافر نمى
نامید و ترک کننده نماز را کافر مى نامید و دلیل آن چیست؟ ـ فرمود: چون زناکار و
مانند آن، به جهت غلبه شهوت آن را انجام مى دهد و ترک کننده نماز فقط از روى
سبک شمردن ، آن را ترک مى کند.
پی نوشت ها:
1_(سوره ماعون، آیه5)
2_( در صحیح بخارى وسنن نسایى ومسندابن حنبل چنین آمده است: «هرکس نماز عصر را ترک کند...».)
1_(در عوالى اللآلى قید «آشکارا» نیست.)
2_(متن دعائم الاسلام چنین است: «کسى که نماز را ترک کند نصیبى از اسلام ندارد».)
3_(در الترغیب و الترهیب چنین آمده است: «از روى قصد نماز را ترک مکنید، که هر کس آن را از روى قصد ترک کند، از دین خارج شده است».)
4_(در المستدرک على الصحیحین در انتهاى حدیث افزوده است : «و پیامبرش نیز تعهدى ندارد».)
ادامه مطلب
