ترک نماز و گرفتاری دوزخ
ترک نماز و گرفتاری دوزخ
![]()
در قیامت بارها میان اهل بهشت و دوزخ گفتگو رخ میدهد که قرآن ترسیمی از آن گفتگوها را بیان فرموده است. یکی از آن صحنه ها که در سوره مدثر است این است که اهل بهشت از مجرمان میپرسند: چه عاملی شما را به دوزخ روانه کرد؟ آنها میگویند چهار عامل، که اولین آنها پایبند نبودن به نماز است لم نک من المصلین.
عامل دیگر بی اعتنائی به گرسنگان بود: و لم نک نطعم المسکین
سومین جهت این بود که ما در جامعه فاسد هضم شدیم: وکنا نخوض مع الخائضین
و بالاخره قیامت راهم نمیپذیرفتیم: کنا نکذب بیوم الدین. ببینید اولین و بزرگترین عامل سقوط به جهنم بی نمازی است.(1)
1) یکصد و چهاده نکته درباره نماز صفحه 31.
ادامه مطلب
توبه از گناه چشم در نماز
توبه از گناه چشم در نماز
![]()
حضرت عیسی بن مریم و یارانش به طلب باران از شهر خارج شده و وارد صحرا گشتند. در آنجا حضرت عیسی به آنها فرمود: هر کس از شما گناهی انجام داده به شهر باز گردد! پس همه مردم به جز یکنفر مراجعت کردند! حضرت عیسی به او فرمود:
آیا تو گناهی مرتکب نشدهای؟ عرض کرد: چیزی به خاطر ندارم، جز اینکه روزی به نماز ایستادم که زنی از مقابل من عبور کرد من به او نگاه کرده و چشمم به سوی او چرخید، پس همینکه او رفت انگشت خود را داخل چشمم کرده و آن را بیرون آوردم و به همانطرف که زن رفته بود پرتاب کردم!
حضرت عیسی فرمود: دعا کن من آمین میگویم، او دعا کرد و باران بارید.(1)
1) شنیدنیهای تاریخ (ترجمه محجة البیضاء) صفحه 22.
ادامه مطلب
حق امام جماعت این است که
حق امام جماعت این است که:
![]()
بدانی سفارت و وساطت بین تو و خدا، و نمایندگی تو را در ورود به پیشگاه پروردگار متعال به عهده گرفته است، وی از جانب تو سخن میگوید، نه تو از ناحیه او، او برای تو دعا میکند، نه تو برای او، او برای تو طلب فیض و رحمت از خدا مینماید، نه تو درباره او، هم ایستادن در پیشگاه خداوند، و درخواست و دعا را از تو، کفایت کرده نه تو برای او، اگر در هر یک از این مراحل کوتاهی شود، او مقصر است نه تو. اگر گنهکار باشد (برخلاف وظیفه خود رفتار کند) تو شریک جرم او نیستی. (نماز تو نیز در صورتی که او را به عدالت میشناختی و به او اقتدا کردی، باطل نیست) با اینکه در مقابل این حق و خدمت احسانی به او نکردهای پس او جانش را سپر جان تو، و نمازش را سپر نماز تو قرار داده است، بنابراین، باید از این خدمت و محبتش قدردانی کنی و حق او را بشناسی. و نمیشود کاری را ترک کند و یا انجام داد مگر به کمک خداوند تبارک و تعالی.
(تحف العقول، رساله حقوق علی بن الحسین (ع) )
ادامه مطلب
اذان و برهان بو علی سینا
اذان و برهان بو علی سینا
![]()
از بو علی سینا در مورد اذان بشنوید. مرحوم مطهری مینویسد:(1) بو علی سینا در حواس و طب قوی بود و هوش و فکرش بسیار زیاد بود، به طوری که در این موارد افسانهها گفتهاند؛ مثلاً گفتهاند صدای چکش مسگرها را که در کاشان کار میکردند، در اصفهان میشنید. البته این قبیل مطالب، افسانه است اما حداقل، بو علی زمینه نقل آنها را داشته، بگونهای که بهمنیار شاگردش به او پیشنهاد کرد اگر تو ادعای پیغمبری کنی، مردم با اعتقاد واقعی ایمان خواهند آورد. بو علی سعی میکرد شاگردش را از این اندیشه باز دارد اما به نتیجه نرسید، تا این که در سفری، نیمه شبی که برف فراوان آمده بود، بو علی، بهمنیار را صدا زد و گفت: خیلی تشنهام برایم قدری آب بیاور.
بهمن یار که خود را گرم کرده بود، شروع به نصیحت کرد؛ که شما طبیب هستید. میدانید معده اگر در التهاب باشد، آب سرد برای آن خوب نیست. بو علی گفت: آری من طبیبم؛ اما تشنهام. برایم آب بیار. باز بهمنیار گفت: من شاگردم؛ اما دوستدار شمایم. بو علی گفت: وقتی آدم تنبل را به کاری وا داری، برایت نصیحت پدرانه میکند. بهمنیار باز نصیحت را ادامه داد. بحث آن دو موقعی بود که مؤذن در آن صبحگاه سرد مشغول گفتن اذان بود. بو علی وقتی به او ثابت کرد که پا شدنی نیستی، گفت: من تشنه نبودم، یادت هست میگفتی: اگر ادعای پیغمبری کنی، مردم به تو ایمان میآورند. اگر من ادعای پیغمبری میکردم، آیا تو که شاگرد منی قبول میکردی؟ ببین بعد از هزار و چند صد سال در این هوای سرد مؤذن بالای آن مناره رفته است تا بگوید اشهد ان محمداً رسول الله برای این کار بستر گرم خود را رها کرده و بر فراز مأذنه رفته. او مرید پیغمبر است نه تو که شاگرد منی ولی در حضورم از من اطاعت نکردی...
1) سیره نبوی مطهری، ص 96.
ادامه مطلب
