قرآن کریم در باره علت تبهکاری تبهکاران می فرماید
قرآن کریم علت تبهکاری تبهکاران را می شمارد می فرماید: «لهم عذابٌ شدیدٌ بما نَسُوا یوم الحساب»؛(1) یعنی برای آنها عذاب شدید است چون روز قیامت را فراموش کردند. به خاطر همین فراموشی تن به گناه دادند. نمازگزار قیامت را فراموش نمی کند، آن را باور دارد. «والذین هم من عذاب ربّهم مشفقون»؛(2) یعنی اینها از عذاب خدای سبحان هراسناکند. نماز آن است که انسان را از قیامت هراسناک کند؛ نماز آن است که انسان را به یاد معاد تذکر دهد. «ان عذاب ربّهم غیر مأمون»؛(3) چه کسی در امان است که گرفتار عذاب خدا نشود؟ مگر انسان برگه ایمنی دریافت کرده است؟!
1- سوره ص (38) آیه 26.
2- سوره معارج (70) آیه 27.
3- همان، آیه 28.
ادامه مطلب
شرط تنزّل نصرت الهی
شرط تنزّل نصرت الهی
![]()
خدای سبحان در آیه به مؤمنان استعانت به صبر و نمازمی دهد، با این که نصر و کمک فقط نزد خداست و ما النّصر الّا من عند اللّه؛(1) پیروزی و نصرت فقط از نزد خداست معین و مستعان تنها خدای متعالاست.
با توجه به انحصار نصر و پیروزی از نزد خدا، چرا به مؤمنان دستور می دهد از صبر و نماز استعانت بجوئید؟
درجواب می گوییم: اگرچه نصرت و یاری در نزد خداست لیکن یاری فرستادن خدا مشروط است نه مطلق. از این رو فرمود: ان تنصروا اللّه ینصرکم؛(2) اگر خدا را یاری کنید خدا شما را یاری می کند. از این رو خدای سبحان عدّه ای را کهاز یاد خدا اعراض و به خود اکتفا کرده اند مخذول می کند فلاناصرلهم(3) درآیه محل بحث با امر به استعانت به وسیله صبر و نماز به شرط تنزّل نصرت الهی اشاره می کند یعنی آن که خواهان بهره مندی از رحمت و نصر الهی است باید صابر و نماز گزار باشد و دین خدا را یاری کند.
1. سوره آل عمران، آیه 126.
2. سوره محمّد(ص)، آیه 7.
3. همان، آیه 13.
ادامه مطلب
ترک همه چیز در هنگام اقامه نماز
ترک همه چیز در هنگام اقامه نماز
![]()
حکمت: «رسول(ص) گفت: نماز چنان کن که کسی را وداع خواهی کرد؛ یعنی بدین نماز، خود را و هوای خود را وداع کن، بلکه هرچه جز حق- تعالی- است، آن را وداع کن و همگی خود به نماز ده».[1]
[1]. کیمیای سعادت، ج 1، ص167.
ادامه مطلب
صدق در گفته های نماز و ادای درست عبارات
صدق در گفته های نماز و ادای درست عبارات
![]()
نکته: «بدان که هر کلمه ای را که اندر نمازبباید گفت، حقیقتی است که باید معلوم بود و باید که گوینده بدان صفت باشد تا صادق بود. مثلاً معنی «الله اکبر» آن است که «خدای بزرگ تر». اگر این معنی را نداند، جاهل بود و اگر داند ولیکن اندر دل وی چیزی بود بزرگ تر از حق ـ تعالی ـ ، صادق نباشد، با وی گویند: این سخن راست است، و تو دروغ می گویی. و هرگاه که چیزی دیگر را مطیع تر بود از حق ـ تعالی ـ آن چیز نزدیک وی بزرگ تر است و معبود و اله وی آن است که وی مطیع اوست.
و چون الحمدلله گوید، باید که نعمت های حق ـ تعالی ـ بر دل تازه کند و همه دل وی به صفت شکر گردد، که این کلمه شکر است و شکر به دل بوَد.
و چون ایاکَ نَعْبُدُ وَ ایاکَ نَستَعین گوید، باید که حقیقت اخلاص بر دل وی تازه گردد.
وچون اِهْدِنا گوید باید که دل وی به صفت تضرع و زاری شود؛ که سؤالِ هدایت می کند، و اندر هر کلمه ای از تسبیح و تهلیل و قرائت همین باید که باشد، چنان که می داند، و دل وی به صفت آن معنی همی گردد. و شرح آن دراز باشد.
اگر می باید که از حقیقت نماز نصیبی یابد، چنین باید که باشد، و اگر نه، به صورت بی معنی قناعت کرده باشد».[1]
[1]. کیمیای سعادت، ج 1،ص 170 و 171.
ادامه مطلب
