سال 91( سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی) مبارک

تولید ملی حمایت ایرانی

تولید ملی حمایت ایرانی
 
نويسندگان

چین با پول نفت ایران چه می‌کند؟

تحریم ایران فرصت مناسبی برای چین فراهم ساخته است، فرصتی که ممکن است به ضرر ایران و به سود چین پایان یابد و این، ضرورت وابستگی به از بین بردن تحریم توسط دولت چین را به ما گوشزد می‌کند؛ به این معنا که خود باید با تحریم برخورد جدی کنیم، نه این متکی به کشورهای دیگر برای رفع مشکل تحریم خود باشیم، چرا که در این صورت بر مشکلات کنونی افزوده شده و هر چند در ظاهر و کوتاه مدت همچون مرهمی است، هر نوع مرهمی خوب نیست. گاهی مواد مخدر را به جای مرهم اشتباه گرفته و نتیجه آن می‌شود که دشمنان می‌خواهند.

به گزارش «تابناک» به نقل از دیلی تلگراف، دولت چین به جای پرداخت پول نفت به ایران، معامله تهاتری را برگزیده است؛ به این معنا، پولی که دولت چین باید برای خرید نفت به ایران پرداخت کند، در بانک‌های خود ذخیره کرده و با آن، کالاها و مواد مورد نیاز ایران را خریداری می‌کند و به ایران می‌فرستد.

هر چند این روزنامه انگلیسی این روش را، راه مناسبی برای دور زدن تحریم علیه ایران می‌خواند، گویا ادامه این روند، مسیر توسعه یافتگی اقتصاد ایران را خدشه‌دار کرده و به نفع توسعه یافته‌تر شدن چین ختم بشود؛ این همان چیزی است که تحریم به دنبال آن بود؛ عقب انداختن اقتصاد ایران در حوزه دانش و تکنولوژی و به دنبال آن، تولید بومی.

نیروی انسانی، سرمایه، اطلاعات و تکنولوژی، چهار سنگ بنا و ابزار اصلی توسعه به شمار می‌رود. در این میان، انسان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. انسان محور توسعه، هدف توسعه و ابزار اصلی توسعه است.

انسان بدون سرمایه می‌تواند مطرح باشد، ولی سرمایه بدون تعلق به انسان با نبود سرمایه یکی است. اطللاعات ذاتا ماهیتی وابسته به انسان دارد و در نسبت با او تعریف می‌شود. تکنولوژی چیزی جز حاصل فرآورش اطلاعات و سرمایه توسط استعداد و تلاش انسان نیست.

اگر با این مقدمه کوتاه به روش معامله جدید نگاه کنیم، درمی‌یابیم آنچه در درون به نام تولید داخلی به فروش می‌رسد، حاصل سرمایه، اطلاعات، تکنولوژی و نیروی انسانی چینی بوده و نقش ایران، تنها خام فروشی بوده است. مسلم است که این روند بر توسعه یافتگی چین افزوده و اقتصاد ایران را روز به روز وابسته‌تر و ضربه‌پذیرتر از تحریم می‌کند.

بنابراین، بهتر است ایران به جای این روند در جای بهتری سرمایه‌گذاری کند و پول‌ها را صرف ارتقا و رونق اقتصاد‌های کشور دیگر نکند و با تبدیل سرمایه انسانی به سرمایه اجتماعی از راه گسترس مراکز تحقیق و توسعه، به انتقال با شعور تکنولوژی و گسترش شرکت‌های کوچک مقیاس (دویست نفری)، مانند تایوان و چین کمک کند.

منبع: www.moneymex.com




[ دوشنبه 28 فروردین 1391  ] [ 4:42 PM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0
دکتر محسن صمدی/ شاخص‏های تبیین عدالت چیست؟
عدالت اجتماعی؛ از راهبرد تا اجرا
حکومت اسلامی اگر با چند شاخصه‏ی مهم معرفی و از انواع دیگر حکومت قابل تشخیص و تمایز باشد، بدون شک تلاش در برقراری و اقامه‏ی قسط و عدالت یکی از مهم‏ترین این شاخصه‏هاست. اما به راستی مفهوم عدالت، خود با چه شاخصه‏هایی قابل شناسایی است؟
گروه اقتصادی برهان/ دکتر محسن صمدی؛ عدالت را « نهادن هر چیز در موضع خود[1]»، معنا کرده‏اند. عنصر عدالت از جهتی با عنصر عقل و حق نیز هم معناست و جالب آن‏که این عناصر هر سه از گمشده‏های آدمی است و با فطرت کمال طلب او سازگاری کامل دارد.
 
عدالت از آن دسته از اهداف آرمانی است که منحصر به اسلام نبوده و خواسته‏ی تمامی ادیان و جوامع بشری است. گرچه در تعریف عدالت و مختصات آن ممکن است اختلاف نظرهایی وجود داشته باشد، امّا آن‏چه مسلم است این‏که عدل و امامت از مهم‏ترین شاخصه های مذهب شیعه و وجه مخصصه آن از سایر مذاهب اسلامی است. شاید از همین منظر بتوان ضرورت تشکیل حکومت مبتنی بر عدالت را که در نظریه ولایت فقیه منعکس می‏باشد، توجیه نمود.
 
از دیدگاه حکومت اسلامی عدالت از ارکان زیربنایی است. اساساً برقراری عدالت، علت وجودی و غایی حکومت محسوب و نظام اسلامی منهای عنصر عدالت توجیهی ندارد. این‏که عدالت خود فی نفسه هدف است و یا هدفی مرحله‏ای و واسطه‏ای است برای رسیدن به هدفی عالی‏تر، موضوعی است که جای بحث و تفصیل آن در فلسفه و حکمت اسلامی است، امّا اجمالاً باید اذعان نمود عدالت و استقرار آن در نظام اسلامی در طول هدف غایی خلقت بوده و همه‏ی انبیاء و اولیاء الهی به آن مأمور شده‏اند.  
 
حکومت اسلامی اگر با چند شاخصه‏ی مهم معرفی و از انواع دیگر حکومت قابل تشخیص و تمایز باشد، بدون شک تلاش در برقراری و اقامه‏ی قسط و عدالت یکی از مهم‏ترین این شاخصه‏هاست. امّا به راستی مفهوم عدالت، خود با چه شاخصه‏هایی قابل شناسایی است؟
 
عدالت مانند هر مفهوم چند وجهی دیگر دارای ابعاد مختلفی است؛ عدالت اجتماعی، عدالت اقتصادی، عدالت قضائی، عدالت اداری که البته هرکدام تعاریف و شاخصه‏های خاص خود را دارند. عدالت به طور عام و با هر تعریف متفاوتی که بیان گردد، دارای دو طرف مشخص است؛
 
1. طرف نهاد برقرار کننده و اصطلاحاً اقامه کننده‏ی عدالت که معمولاً به حکومت‎ها و دولت‏ها بر می‏گردد.
 
2. طرف دیگر آحاد مردم که جویندگان برکات و گیرندگان مواهب ناشی از اجرای عدالت هستند.
 
از سوی دیگر تحقق عدالت نیز مستلزم دو جنبه است؛
 
1. جنبه نظری
 
2. جنبه عملی
 
جنبه‏ی نظری عدالت، شاید به دلیل تبیین مبانی نظری و نقشه مسیر نیل به عدالت، مهم‏تر از جنبه‏ی عملی آن باشد. امّا در عین حال، جنبه‏ی نظری تا به مرحله‏ی عملیاتی و اجرایی نرسد، اثرات آن در جامعه مشهود و ملموس نمی‏گردد.
 
در هر حال بدیهی است که نظام اسلامی برای رسیدن به اهداف خود و پیش‏بینی تمهیدات لازم برای تعالی آحاد جامعه در مسیر کمال مقرّر خود، نیازمند استقرار قسط و عدل در جامعه است. در این صورت قبل از هر چیز باید اهداف مرحله‏ای و شاخص‏های رسیدن به اهداف از پیش طراحی شده، تعریف و تبیین گردد تا وحدت نظر و اشتراک مفاهمه بین همه افراد جامعه حاصل گردد.
 
هم‏چنان‏که بنا بر راهبرد تبیین شده توسط رهبر معظم انقلاب، کمال جامعه مبتنی بر دو بال پیشرفت و عدالت تلقی شده است، مفهوم عدالت نیز مانند مفهوم پیشرفت باید دارای رویکردی بلند مدت (چشم‏انداز) و نیز برنامه‏های عملیاتی کوتاه مدت باشد. ضرورت پایش مستمر اهداف عدالت محور ایجاب می‏کند که این برنامه‏ها به پیوست شاخص‏ها و معیارهایی برای سنجش میزان تحققشان ارایه گردند. این علایم و شاخص‏ها به مثابه‏ی نشانه‏های مقطعی از یک مسیر طولانی و بلندمدت، هم مسیر را تا رسیدن به اهداف روشن می‏کند، هم درستی و صحت راه پیموده شده از کلّ مسیر را می‏نمایاند.
 

 

نظام اسلامی برای رسیدن به اهداف خود و پیش‏بینی تمهیدات لازم برای تعالی آحاد جامعه در مسیر کمال مقرّر خود، نیازمند استقرار قسط و عدل در جامعه است. در این صورت قبل از هر چیز باید اهداف مرحله‏ای و شاخص‏های رسیدن به اهداف از پیش طراحی شده، تعریف و تبیین گردد تا وحدت نظر و اشتراک مفاهمه بین همه افراد جامعه حاصل گردد.

 

 

به عنوان مثال اگر مواد و اهداف مشخصی از برنامه‏ی پنج‏ساله توسعه، مسیر پیشرفت و توسعه کشور به سوی رشد و تولید اقتصادی کشور را مشخص می‏کند، برنامه‏های تحقق عدالت و نقشه راه مبتنی بر آن نیز باید پا به پای افزایش کمّی شاخص‏ها، مسیر مورد نظر تا تعالی آحاد جامعه بر اساس قسط و عدالت اسلامی را تبیین نماید.
 
بدیهی است که نهادینه سازی اجرای عدالت در جامعه، مستلزم تعریف شاخص‏ها و معیارهای تحقق عدالت در هر بخش است. در این مسیر همواره باید اهداف مورد نظر را رصد نموده و هم‏زمان راهبران و رهروان را از طول مسافت درپیش و منزلگاه‏های بین راه تا رسیدن به مقصود آگاه نمود.
 
بنابراین همان‏گونه که توسعه و یا پیشرفت دارای شاخص‏هایی است، برای عدالت نیز می‏توان شاخص‏هایی را تعریف نمود. به‏طور مثال شاخص‏های پیشرفت و عدالت را در سیاست‏های کلّی برنامه‏‏ی پنج‏ساله به شرح ذیل می‏توان تفکیک و مشخص نمود.[2]
 
1. سیاست‌های ناظر بر پیشرفت، که در قالب رشد و توسعه‏ی اقتصادی تعریف شده‏اند.
 
2. سیاست‌های ناظر بر عدالت و اقتضایات آن، که در قالب گسترش عدالت اجتماعی قابل احصاء و تبیین است.
 
 شایان ذکر است که هر دو دسته این سیاست‌ها، مکمّل یکدیگر بوده و در توزیع جغرافیایی امکانات کشور (آمایش سرزمین) می‏توانند نقش عدالت محور خود را ایفاء نمایند. به نحوی که در عین توجّه به رشد و پیشرفت اقتصادی، در نهایت به کاهش فاصله‌‏ی طبقاتی و پرکردن شکاف بین اقشار فقیر و غنی (عدالت اجتماعی)، منجر گردد.
 
بخشی از سیاست‏های ابلاغ شده از سوی مقام معظم رهبری به شرح زیر می‏باشد:
 
1. رعایت ارزش‌های اسلامی، انقلابی و مبتنی بر الگوی توسعه‏ی ایرانی - اسلامی
 
2. توجّه به رویکرد دو جانبه و توأمان پیشرفت و عدالت
 
3. توجّه به سیاست‌های کلّی اصل 44 قانون اساسی
 
4. توجّه به ملاحظات زیست محیطی، توسعه‏ی پایدار و عدم اسراف و تبذیر در مصارف و منابع و کلاً رعایت الگوی مصرف بهینه
 
5. توجّه به نقشه‏ی جامع علمی و راهبردهای متّکی بر نهضت نرم‌افزاری
 
6. گسترش عدالت اجتماعی و کاهش فاصله میان طبقات جامعه
 
7. آمایش سرزمین و توزیع بهینه امکانات برای توسعه‏ی متوازن مناطق مختلف جغرافیایی کشور
 
8. توجّه به اهداف چشم‌انداز و رسیدن به جایگاه سرآمدی ایران در منطقه، در افق چشم‌انداز
 
9. تحقق اهداف کمّی و شاخص‌های کلیدی درچارچوب اهداف متعین بخش در قالب سیاست‌های کلّی برنامه و تعیین برنامه‌های سالانه در افق برنامه پنجم توسعه
 
10. تعیین نقش و وظایف دستگاه‌ها و نقش آفرینان برنامه به تفکیک بخش‌های دولتی، خصوصی و تعاونی زمان‌بندی اجرا، بودجه و سایر اقتضایات تحقق برنامه‌ها
 
 
نگاهی دوباره به این راهبردها بر پایه رهیافت ارزشمند پیشرفت و عدالت، در صورتی‏که با اجرای مدبرانه‏ای نیز توأم گردد، آمیزه‏ی مبارکی می‏گردد که آینده امید بخشی را برای کشور نوید خواهد داد. انشاء الله(*)
 
 

پی نوشت:

 
[1] - وضع شیئی فی موضعه، نهج‏البلاغه: «العدل یضع الامور فی مواضعها»
 
[2] -  سیاست‏های کلّی برنامه‏ی پنجم توسعه‏ی کشور، ابلاغی مقام معظم رهبری 

 

* دکتر محسن صمدی؛ استاد دانشگاه

منبع: پایگاه تحلیلی برهان




[ دوشنبه 28 فروردین 1391  ] [ 4:12 PM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0
زهرا کاویانی/ 4ماه گذشت؛ برای سال جهاد اقتصادی چه کردیم؟!(2)؛
4 راه‏کار برای حل معضلات اقتصادی در سال جهاد اقتصادی
بیش از140 روز است که از بیانات رهبر معظم انقلاب درباره‏ی سال جهاد اقتصادی می‏گذرد؛ شواهد هم در این باره نشان می‏دهد اقتصاد ایران هم اکنون خیلی با این واژه‏ی مذکور ارتباط برقرار کرده و نتوانسته حداقل بخشی از مشکلات را شناسایی و راه‏کارهای برای آن ارایه دهد.

 گروه اقتصادی برهان/ زهرا کاویانی؛ در هر حال ارایهی راهکارهای اقتصادی برای هر یک از مشکلات اقتصادی کشور، نیاز به بررسی عمیق داشته و واکاوی تمامی ابعاد آنها از حوصلهی این مقاله خارج است. با این حال در این مقال کوتاه، اشارههایی کلی به اصلیترین اقداماتی که باید در حوزه‏ی اقتصادی صورت بگیرد، میشود.

 
1- وابستگی به درآمدهای نفتی و رابطه بین نفت و بودجهی دولت؛
 
همانطور که اشاره شد، رابطه بین بودجهی دولت و نفت و چگونگی ورود درآمدهای نفتی به اقتصاد کشور، معضل اصلی اقتصاد ایران است. برای حل این مشکل، در برنامهی سوم توسعهی اقتصادی، پیشنهاد ایجاد صندوق ذخیرهی ارزی داده شد. با این حال مسایل اقتصاد سیاسی مانع از آن شده است تا این صندوق که از ابتدای برنامهی پنجم و با نام و سازوکار کم و بیش متفاوتی وارد شده است، بتواند رسالت اصلی خود را انجام دهد. حل مشکل رابطهی بین درآمدهای نفتی و بودجهی دولت، بدون عزم راسخ و تقویت هرچه بیشتر صندوق ذخیرهی ارزی امکان پذیر نخواهد بود. 
 
وقتی عنوان میکنیم که هدف کاهش و در نهایت حذف وابستگی به درآمدهای نفتی است، بنابراین باید بپذیریم که برداشت از حساب ذخیرهی ارزی تحت هیچ عنوانی امکان پذیر نخواهد بود. برای حل این مشکل باید ترتیبی اتخاذ شود تا هر سال قیمت در نظر گرفته شده برای نفت در بودجه، کمتر از پیشبینیها لحاظ شود و این اختلاف قیمت بین قیمت واقعی و لحاظ شده در بودجه، در هر سال افزایش یابد و درآمدهای مازاد حساب صندوق ذخیرهی ارزی واریز شود.
 
در این روش برداشت از حساب ذخیرهی ارزی تنها زمانی میسر خواهد بود که نوسانات قیمت نفت به گونهای محقق شود که درآمدهای نفتی از درآمدهای پیشبینی شده در بودجه، کمتر شود. در حال حاضر به هر بهانهای مانند سیل، زلزله، وام ازدواج، مسکن مهر و ... از حساب ذخیرهی ارزی برداشت میشود که این موضوع وابستگی بیشتر به درآمدهای نفتی را به همراه دارد. از این رو حرکتی جهادگونه لازم است تا برای همیشه تکلیف حساب ذخیرهی ارزی را مشخص کرده و به صورت جدی مانع از برداشت از حساب ذخیرهی ارزی شویم.
 
2- تورم؛
 
معضل دوم اقتصاد ایران است که از آن نام برده شد. در علم اقتصاد به لحاظ تئوری و تجربی اثبات شده که رابطهی مستقیمی بین استقلال بانک مرکزی و تورم وجود دارد و اصولاً اصلیترین راه حل رفع معضل تورم، استقلال بانک مرکزی است. این در حالی است سیاستگذاران کشور ما، بدون توجه به این راهحل آسان و تجربه شده، سالهاست که روشهای تعزیرات حکومتی و مواردی از این قبیل را در پیش گرفتهاند که نتیجهای نیز در بر نداشته است.
 
اگر قصد داریم که وضعیّت اقتصاد کشور را با یک حرکت جهادگونه التیام بخشیم؛ لازم است تا این بار به جای آزمون چندین بارهی روش تعزیرات، از راهکارهای اقتصادی مانند استقلال بانک مرکزی استفاده کنیم. با استقلال بانک مرکزی، اتخاذ سیاستهایی در خصوص حجم نقدینگی موجود در بازار، نرخ ارز و ... فارغ از مسایل سیاسی و تنها با انگیزههای اقتصادی اتخاذ میشود و بانک مرکزی به هر بهانهای مجبور به وام دادن به دولت و یا خرید ارزهای نفتی نخواهد بود.
 
3- بیکاری؛
 
در بخش اول این مقاله اشاره شد که بیکاری اکنون تبدیل به یک بحران برای اقتصاد کشور شده است. این موضوع آن قدر جدی هست که چندی است دعوا بر سر نرخ بیکاری و آمار ایجاد فرصت شغلی بالا گرفته است. با وجود اهمیّت این موضوع، تا کنون راه حل جدی برای حل این معضل به کار گرفته نشده و راهکارهایی مانند وامهای خود اشتغالی، بنگاههای کوچک و زود بازده و مواردی از این قبیل، تنها اقداماتی بوده است که تاکنون دولتها برای حل معضل بیکاری به کار گرفتهاند، در صورتی که این بحران نیاز به یک راه حل اقتصای و آن هم جهادگونه دارد. جهاد اقتصادی برای حل این معضل مستلزم دید کلان به موضوع بیکاری است.
 
اگر بخواهیم در راستای جهاد اقتصادی قدم برداریم لازم است تا حل معضل بیکاری را از راه سیاستهای کلان اقتصادی که منجر به رشد اقتصادی بالاتر میشود، فرآهم آوریم. این سیاستها باید در درجهی اول برقرای ثبات در محیط اقتصاد کلان و افزایش شاخصهای فضای کسب و کار باشد تا سرمایهگذاران را به سرمایهگذاری تشویق کرده و ایجاد اشتغال نماید. در غیر این صورت تا زمانی که فعالیّتهای تولیدی با موانع بالایی رو به روست، سیاستهایی مانند اعطای وام ارزان قیمت و وامها خود اشتغالی نمیتواند راهگشا باشد.
 
4- نظام بانکی و تأمین مالی قوی؛
 
نظام بانکی و تأمین مالی قوی در هر کشوری پشتیبان سرمایهگذاری است و سرمایهگذاری، تولید بالاتر را به همراه دارد. در کشور ما به مقولهی تأمین سرمایه برای بخش تولید نیز مانند سایر مواردی که نام برده شد، تا کنون نگاه مکانیکی شده و برخورد اقتصادی با این موضوع نشده است. در سال جهاد اقتصادی تهیهی طرح و برنامهای برای پویایی نظام بانکی کشور لازم است. در حال حاضر بهمنظور حمایت از تولید در حدود 5 سال است که نرخ سود بانکی از سوی دولت به بانکهای خصوصی و دولتی تکلیف میشود و این نرخ بسیار کمتر از نرخ سود بازار است. همین موضوع عدم تمایل سپردهگذاران به سپردهگذاری در بانک و همچنین ایجاد صف و بازار سیاه در تسهیلات بانکی را به همراه داشته است. یکی از ارکان اصلی جهاد اقتصادی باید برخورد با این معضل به وسیلهی واقعی سازی نرخ سود بانکی باشد.
 
**جمعبندی و نتیجهگیری
 
در این مقاله در دو بخش اولویّتها و راهکارها، به موضوع جهاد اقتصادی و ابعاد مختلف حرکتی جهادگونه در امر اقتصاد کشور پرداخته شد. به این منظور اشاره شد که جهاد اقتصادی به معنای افتتاح و یا کلنگ زنی پی در پی پروژههای عمرانی که چه بسا ممکن است دارای توجیه اقتصادی نبوده و هزینههای زیادی را به کشور تحمیل کنند، نیست. بلکه جهاد اقتصادی حل معضلات کشور که مانعی برای دستیابی به رشد و توسعهی اقتصادی محسوب میشوند، با استفاده از راهکارهای اقتصادی است. به این منظور باید اولویّتهای اصلی کشور و موانع اصلی جهت دستیابی به رشد اقتصادی بالا شناخته شده و با منطق علم اقتصاد حل شوند. اینکه امسال به نام جهاد اقتصادی نامیده شده است را باید به فال نیک گرفت و تلاش کرد تا راهکارهای اقتصادی و برخورد علمی با مشکلات اقتصادی کشور به جای برخورد مکانیکی در رأس امور قرار گیرد.(*)
 

* زهرا کاویانی؛ کارشناس ارشد اقتصاد دانشگاه صنعتی‏شریف

منبع: پایگاه تحلیلی برهان




[ دوشنبه 28 فروردین 1391  ] [ 4:10 PM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0
امین عسکری/ تا چه میزان رفتارهای اقتصادی‏ در سال «جهاد اقتصادی» تغییر کرده است؟!
فرصتی برای نظریه‌پردازی در حوزه‌ی اقتصاد
بهترین زمان برای مطالعه‌ی رفتارهای اقتصادی مردم یک جامعه، زمانی است که آن جامعه با شرایط خاص اقتصادی خواه رونق و خواه رکود مواجه است. در این شرایط دولت‌ها اقدام به طراحی و اجرای بسته‌های سیاستی می‏نمایند که حتی ممکن است بی‏سابقه بوده و در هیچ کجای دنیا نمونه‌اش طراحی نشده باشد.
گروه اقتصادی برهان/ امین عسکری؛ از دیدار مقام معظم رهبری از دانشگاه امیرکبیر و سخنان تاریخی ایشان در آن دانشگاه، بیش از یک دهه میگذرد. آنچه که دیدار مزبور را به یک واقعهی به یاد ماندنی مبدل ساخت، طرح مطالبی بدیع و ایدهای جدید از سوی ایشان در جمع اساتید و دانشجویان بود. این موضوع که از آن پس تحت عنوان «تولید علم» و «جنبش نرم افزاری» از آن نام برده میشود در دیدارهای بعدی ایشان از دانشگاههای مختلف کشور و نیز در دیدارهای متعددی که با دانشگاهیان به خصوص در ماه مبارک رمضان داشتند نیز بارها و بارها از سوی ایشان تکرار گردید و البته به تعبیر خود ایشان به گفتمان رایج و غالب در عرصهی علمی کشور بدل گشته و از آن نام برده میشود. ایشان در آن دیدار و در شرایطی که افکار عمومی عمدتاً درگیر مباحث سیاسی ناشی از دوران موسوم به اصلاحات بود از محافل دانشگاهی خواستند تا به جای الگو پذیری مطلق از محافل غربی، تلاش نمایند تا زمینهی تولید علوم به شکل بومی را فراهم سازند.
 
اکنون از یک طرف اجرای طرحهای بنیادی اقتصادی همچون هدفمندسازی یارانهها، مسکن مهر و اصلاح الگوی اخذ مالیات در فضای اقتصادی کشور انجام میپذیرد و نامگذاری امسال به عنوان سال «جهاد اقتصادی» الگوهای رفتاری جدیدی را نوید میدهد و از طرف دیگر، بحران اقتصادی گریبان بسیاری از اقتصادهای پیشرفتهی دنیا را گرفته است، به نظر میرسد فضا برای طرح جدی ایدهی معظم له و درافکندن طرحی نو در حوزهی علم اقتصاد مناسب باشد. از این رو در این نوشتار ضمن بررسی مفاهیم اولیهای چون «اقتصاد» و «علم اقتصاد» تلاش میشود تا زمینهی لازم و اقدامهای مؤثر برای تحقق این امر، واکاوی گردد.
 
اقتصاد و علم اقتصاد
 
مطابق روش صحیح طرح مباحث علمی، لازم است تا پیش از ورود به بحث، واژههای اصلی مورد گفتوگو را تعریف نموده و دایرهی معنایی آنها را تدقیق نماییم. واژهی «اقتصاد» فارغ از معنای لغوی آن که به میانه روی و اعتدال اطلاق میگردد، اشاره به یکی از رفتارهای انسان دارد و منظور از آن تمامی رفتارهایی است که انسان به عنوان موجودی مختار، به هنگام هرگونه انتخاب و هرگونه مبادله از خود بروز میدهد. بنابراین اقتصاد که رفتاری است منحصر به انسان به کلی با «علم اقتصاد» متفاوت است.
 
علم اقتصاد در واقع مجموعه دانستههایی است که راجع به رفتار اقتصادی انسان برای ما حاصل شده است. به عنوان مثال، یک سنگ به هنگام سقوط آزاد از ارتفاع رفتار خاصی را از خود نشان میدهد که این رفتار در تمام سنگهایی که در شرایط آزمایشگاهی مشابه سقوط میکنند، قابل مشاهده است. این رفتارها شامل مواردی مانند سرعت رسیدن به زمین، راستای حرکت و شتاب سقوط میباشد. در واقع دانشمندان در رفتار این سنگ و سایر سنگها قانونمندی و نظم خاصی مشاهده مینمایند که مطالعهی چگونگی و چرایی این نظمها، علم فیزیک را تشکیل میدهد.
 
به همان نسبت، به مجموعه شناختهایی که از مشاهدهی نظمهای رفتاری و قانونمندیهای کرداری انسان به هنگام بروز رفتارهای اقتصادی مشاهده میگردد نیز علم اقتصاد گفته میشود. بنابراین علم اقتصاد آکنده از گزارههای خبری و «هست»ها و «نیست»ها می­باشد. اما آنچه که این گزارهها را از گزارههای فیزیکی متمایز میسازد، تأثیر پذیری شدید آنها از رفتارهای فردی و جمعی انسانها است و بنابراین علم اقتصاد ارتباط وثیقی با ارزشهای اخلاقی، عرف، فرهنگ و سنتهای هر جامعه دارد. در واقع به دلیل تفاوتهای اساسی که در ساختار جوامع مختلف وجود دارد، انتظار میرود آدمیان در این جوامع رفتارهای اقتصادی متفاوتی نسبت به یکدیگر بروز دهند و از این رو توقع میرود علم اقتصاد برآمده از این جوامع نیز به شکل آشکاری با یکدیگر متفاوت باشد. به عنوان مثال در کشوری مانند ایران با مختصات تاریخی، اجتماعی و فرهنگی مختص به خود و نیز جغرافیای عقیدتی و مذهبی این چنین، بدون تردید رفتار آدمیان به هنگام مبادلهها و انتخابها احتمالاً تا حد زیادی متفاوت از مردمان سایر جوامع است و بدین شکل اگر این رفتارهای متفاوت مورد مداقه قرار گیرند و قانونمندیهای آن دسته بندی شوند و به شکلی علمی صورتبندی گردند و مورد آزمونهای سخت تجربی قرار گیرند، میتوانند مبانی نظری اولیهی علم اقتصاد ایرانی را شکل دهند.
 
سال جهاد اقتصادی و نظریه پردازی اقتصادی
 
با مروری به کتب تاریخ عقاید و اندیشههای اقتصاد میتوان دریافت که عمده مباحث نظری در این کتب ناشی از مطالعه، مشاهده و بررسی رفتار اقتصادی غربیان در دورههای مختلف است. به عنوان مثال در دههی 1920 بحران عظیم اقتصادی که بعدها به رکود بزرگ معروف گشت سراسر اروپا و آمریکا را فراگرفت. در آن دهه و در چندین دههی بعد از آن عمده کتب، مقالات و سخنرانیهای ارایه شده در محافل اقتصادی به ارایهی تفاسیر متعدد از چگونگی شکل گیری رکود بزرگ و نیز به ارایهی راهکارهای برون رفت از آن اختصاص داشت. به طوری که اصلاً آنچه امروزه به عنوان اقتصاد کلان از آن نام برده میشود شالودهی اصلیش حاصل نقادیها و اندیشه ورزیهای اقتصاددانی به نام «جان مینارد کینز» است که در آن دوره تلاش نمود تا به پدیدهی رکود بزرگ با نگاهی متفاوت بنگرد. حاصل این نگرش متفاوت ارایهی تحلیل و تبیینی متفاوت از مسأله بود که این موضوع در نهایت منجر به ارایهی راهکارهایی گشت که به گواهی بسیاری از مورخان اقتصادی، عامل تحرک و شکوفایی اقتصادهای غربی است.
 
علم اقتصاد آکنده از گزارههای خبری و «هست»ها و «نیست»ها می­باشد. اما آنچه که این گزارهها را از گزارههای فیزیکی متمایز میسازد، تأثیر پذیری شدید آنها از رفتارهای فردی و جمعی انسانها است و بنابراین علم اقتصاد ارتباط وثیقی با ارزشهای اخلاقی، عرف، فرهنگ و سنتهای هر جامعه دارد.
 
بنابراین بهترین زمان برای مطالعهی رفتارهای اقتصادی مردمان یک جامعه، زمانی است که آن جامعه با شرایط خاص اقتصادی خواه رونق و خواه رکود مواجه است. در این شرایط دولتها اقدام به اجرای سیاستهایی مینمایند که تا پیش از این ممکن است سابقه نداشته باشد و یا بستههای سیاستی را طراحی میکنند که ممکن است در هیچ کجای دنیا نمونهاش طراحی نشده باشد. از این رو دقیقاً مانند وقایع خاصی مثل کسوف که سیل منجمان را برای رصد و مطالعهی جوانب و ابعاد جدیدی از موضوع به یک نقطهی خاص جغرافیایی میکشاند، اجرای طرحهای بزرگ اقتصادی نیز فرصت گرانبهایی را در اختیار جامعهی محققان اقتصادی و حتی اجتماعی قرار میدهد تا رفتار مردم را به نظاره بنشینند و از این رهگذر فرضیات علمی جدیدی را صورتبندی نموده و مورد آزمون قرار دهند. در این صورت این نتایج جدید نه تنها در تبیین و پیش بینی رفتار اقتصادی مردم کشور مفید خواهد بود بلکه قابل عرضه به محافل آکادمیک جهان نیز میباشد.
 
 سخن پایانی
 
امروزه حتی غربیان نیز به خود اجازه نمیدهند تا با همان تئوریهایی که جوامع خود را مطالعه می­کنند در ارتباط با جوامع در حال توسعه نیز حکم برانند. شاهد این مدعا نیز انبوه پایان نامههای دانشگاهی و تحقیقات غیر آکادمیکی است که به سفارش مراکز تحقیقاتی آمریکایی و اروپایی در ارتباط با نهادهای سیاسی و اقتصادی جوامع شرقی صورت گرفته است. به بیان بهتر، تلاش آنان در این جهت معطوف است که نظریاتی را که قبلاً در جوامع خود صادق یافتهاند در اینجا نیز به محک آزمون و تجربه درآورند و در صورت ابطال، اقدام به درافکندن طرحی نو بنمایند و صورتبندیهای مجددی از مسأله ارایه نمایند و در نهایت به کشف قانونمندیها و نظمهای رفتاری مردمان این کشورها نائل آیند. در این صورت بهتر خواهند توانست رفتارهای ما را پیش بینی نمایند و برای کنترل آن طرح و برنامه تدارک ببینند. این موضوع مسؤولیت ما را بیش از گذشته سنگین می­سازد. صحبت از اختراع مجدد چرخ نیست. همچنین قصد نداریم تا ضرورت استفاده از تجربیات و دستآوردهای دیگران را منکر شویم بلکه بحث بر سر این است که اکنون آنچه در این مرز و بوم می­رود، فرصتی مناسب برای مطالعه و تحقیق به منظور کشف قانونمندیها و نظمهای رفتاری در واکنش به این سیاستها و پی ریزی شالودهی تولید علم اقتصاد بومی میباشد.(*)
 

*امین عسکری؛ کارشناس ارشد اقتصاد و مدرس دانشگاه

منبع: پایگاه تحلیلی برهان




[ دوشنبه 28 فروردین 1391  ] [ 2:10 PM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0
فاطمه سرخه‏دهی/ پاسخ به مقاله‏ی «بالا نگه داشتن ارزش پول ملی به نفع چه کسانی است؟»؛
اشتباه‏های گذشته را تکرار نکنیم
چندی پیش مقاله‏ای در سایت «برهان» با عنوان «بالا نگه داشتن ارزش پول ملی به نفع چه کسانی است؟»؛ با قلم «نصرت نادم» کارشناس ارشد اقتصاد و مدرس دانشگاه منتشر شد؛ این یادداشت پاسخی است به برخی موارد مطرح شده در آن مقاله.

گروه اقتصادی برهان/ فاطمه سرخه‏دهی؛ مقالهی یاد شده در تحسین و تمجید یکی از زیانبارترین ارکان برنامهی تعدیل ساختاری یعنی تضعیف پول ملی نوشته شده است. با وجود تمام دلایل آشکاری که اقتصاددانان به نام ایرانی و خارجی منتقد سیاستهای صندوق بین المللی پول، در مورد اثرات زیانبار این سیاست مطرح ساختهاند، یادداشت حاضر جهت یادآوری اقتصاد دههی 70 به دوستان طرفدار برنامههای تعدیل (از جمله تضعیف پول ملی)نگاشته شده است. با وجود تجربههای تلخ دههی 70 به جهت اتخاذ سیاستهای اجماع واشنگتنی در آن سالها، هنوز این سیاست برای برخی جذابیت خود را از دست نداده است. به دلیل نادیده گرفتن تمام تجربیات تأسف بار کشورهای مختلف و از جمله ایران از ناحیهی اجرای سیاستهای تعدیل و ارایهی این نسخه برای اقتصاد ایران پس از اثبات زیانبار بودن این سیاستها، در این یادداشت بار دیگر به دلایل اقتصادی رد این سیاست و نیز تجربیات کشورمان در این رابطه، اشاره میگردد.

 
علت خطای طرفداران سیاست کاهش ارزش پول ملی:
 
وقتی فارغ از شرایط اقتصاد ایران (به عنوان یک کشور در حال توسعه) و فقط در چارچوب تئوریهای اقتصادی طراحی شده در کتابهای درسی برای کشورهای توسعه یافته به مسأله بنگریم، مطالب ارایه شده توسط طرفداران سیاست ضعیف پول ملی صحیح به نظر میرسد یعنی وقتی نرخ ارز افزایش یابد، کالاهای خارجی برای مصرف کنندگان داخلی گرانتر شده و واردات کاهش مییابد و به همین ترتیب متقاضیان خارجی کالاهای تولید شده در ایران با مقادیر معینی ارز میتوانند میزان بیشتری از این کالاها را خریداری کنند و این مسأله یک انگیزهی بزرگ برای افزایش صادرات است و حجم بزرگی از واردات با تولید داخلی جایگزین شده و جهش بزرگی در تولید داخلی صورت میگیرد. اما آنچه به آن توجه نشده، آن است که این تئوری همان طور که بیان شد در کشورهای توسعه یافتهای که زیر ساختها و بسترهای فنی و نهادی تأمین شده و رقابتپذیری در اقتصاد آنها وجود داشته و بنیانهای علمی و فنی تولیدشان قوی است، کارآیی دارد و به محض تغییر نرخ ارز، بازیگران اقتصادی به موقع واکنش نشان میدهند و صادرات افزایش مییابد، در حالی که در اقتصاد ایران در مدت متوسط 80 درصد کل واردات مربوط به کالاهای سرمایهای و واسطهای بوده و مهمترین ویژگی این کالاها این است که در کوتاه مدت قابلیت جایگزینی ندارند و به عبارتی کشش پایین دارند. اگر کشور ما ظرفیت جایگزینی کالاهای وارداتی با کالاهای تولید داخل را در کوتاه مدت داشت، دیگر نیازی به تضعیف پول ملی نبود.
 
نویسندهی مقالهی یاد شده نیز به خوبی به مسألهی تورم و رکود حاصل از سیاست مطلوبش یعنی تضعیف پول ملی اشاره نموده و اقتصادهایی مانند چین و آمریکا را به عنوان نمونههای موفق کاربرد این سیاست، نام برده است. فارغ از اینکه، هیچ تشابهی بین اقتصاد ایران با آمریکا و چین که جزو اقتصادهای برتر و تأثیرگذار جهانی هستند، وجود ندارد. بسیاری از مجریان برنامهی تعدیل ساختاری در دههی 70 نیز با همین دلایل کشور را تا مرز تورم 50 درصدی پیش بردند و هنگامی که آستانهی تحمل اقشار ضعیف و کم درآمد شکسته شد و نابرابریها و شکافهای طبقاتی فاحش ایجاد شد این برنامه را متوقف ساختند. در حالی که نیازی به این تجربه با چنین هزینههای اجتماعی- اقتصادی و امنیتی فاحشی نبود و 10 سال قبل از ایران کشورهای در حال توسعهای مانند کشورهای آمریکای لاتین و برخی از کشورهای آسیایی و آفریقایی این سیاست را اجرا نموده و هزینههای سنگینی پرداخت نموده بودند.
 
استفاده از تجربیات
 
افزون بر تجربیات غم انگیز دههی 70، خرداد امسال نیز نرخ ارز حدود 10 درصد افزایش یافت و در همین مدت کوتاه نیز آثاری منفی زیادی بر تولید بر جای گذاشت. صنعتگران در نامهای پس از اشاره به بحران اقتصادی و رقابت نابرابر با کالاهای وارداتی، کاهش ارزش پول ملی را ضربهی مهلکی خواندند که پیکرهی تولید تحمل آن را ندارد. لازم به ذکر است در آن روزها دبیر کل کنفدراسیون صنعت ایران نیز متذکر شد که 80 درصد تولید کنندگان، مواد اولیه و تجهیزات خود را وارد میکنند و خواستار توقف افزایش نرخ ارز هستند. افزایش 12 درصدی قیمت ارز موجب افزایش 20 تا 25 درصدی هزینهی واردات قطعات مورد نیاز صنایع و معادن گردید. صنایع غذایی در مدت کوتاه افزایش نرخ ارز متحمل ضرر1000 میلیارد تومانی شدند. تجربهی دههی 70 و نیز تجربیاتی نظیر آنچه در سطور بالا بدان اشاره شد، پیش روی ما است و اگر تغییر قیمتهای کلیدی همچون نرخ ارز هنوز برای برخی جذابیت دارد، مراجعه به تجربیات مستند موجود در این زمینه کافی است تا از اشتباهات گذشته پند بگیریم.
 
پاسخ به سؤالی طرح شده بود؟!
 
با توجه به توضیحات ارایه شده میتوان در پاسخ به این سؤال گفت: «بالا نگه داشتن ارزش پول ملی تا زمانی که کیفیت کالاهای داخلی افزایش نیافته و زیر ساختها و بسترهای فنی و علمی ارتقای تولید و بهره وری آماده نشده است، به نفع صنعتگران، تولیدکنندگان داخلی و اقشار کم درآمد و حتی خود دولت است.»
 
راه حل:
 
بهبود زیر ساختهای فنی، تکنولوژیکی و علمی مهمترین گام در ارتقای تولید کشور است و پس از آن افزایش بهرهوری در تولید و ارتقای کیفیت کالاهای ساخت داخل گام بعدی است. راهی که ببرهای آسیا یعنی کره و ژاپن طی کردند و اکنون میتوانند از ابزار نرخ ارز به عنوان گام بعدی استفاده نمایند.(*)
 

* فاطمه سرخه دهی؛ کارشناس ارشد اقتصادی و مدرس دانشگاه

منبع: پایگاه تحلیلی برهان




[ دوشنبه 28 فروردین 1391  ] [ 11:08 AM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 70 ::         60   61   62   63   64   65   66   67   68   69   >  

درباره وبلاگ


بنام خدا. سلام و رحمت الهی بر مردم شریف ایران. به حمد الهی و با درایت مقام معظم رهبری امسال ،سال تولید ملی ،حمایت از کار و سرمایه ایرانی نام نهاده شده است لذا بر همه ی ما عاشقان سینه چاک این رهبر فرزانه ملزوم است که تمامی همت خویش را در راستای تحقق این امر ولایی صرف نماییم. امید که مورد رضایت حضرت حق و وجود نازنین امام غایبمان(عج) قرار بگیرد. ان شاء الله

آمار سایت
كل بازديدها : 171681 نفر
كل مطالب : 1049 عدد
تعداد کل نظرات: 56 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: سه شنبه 1 فروردین 1391 
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 5 تیر 1391 
امکانات وب

.

ابزار پرش به بالا
Online User تماس با ما

نیت کنید و اشاره فرمایید

.

.

IS
تولید ملی حمایت ایرانی تک راه . حامی تولید کننده داخلی

قالب های وبلاگ اسکین

چاپ این صفحه تولید ملی حمایت ایرانی "هر گاه بهار را ديديد بسيار ياد رستاخيز كنيد"