سعید غلامی باغی/ چرا سهم مالیات در اقتصاد ایران ناچیز است؟!
مالیات هدفمند
چرا تصور عامّهی مردم از مالیات گیرنده، شاهزادهی دادپروری که قصد دارد با دریافت مالیات، منابع و امکانات راحتی و آسایش آنها را تأمین کند و این مالیات را از افراد ثروتمند و توانگر جامعه دریافت و با انتقال آن به مردم فقیر توزیع درآمدها را عادلانه کرده و جامعه را توانمند سازد، نیست؟
گروه اقتصادی برهان/ سعید غلامی باغی؛ مالیات[1] از نظر دولت مجموعه مبالغی است که از اشخاص یا فعالان اقتصادی در طول سال مالی در قالبهای مختلف دریافت میکند و بدین ترتیب یکی از مهمترین اجزای درآمد دولت یعنی درآمدهای مالیاتی گردآوری میشود تا دولت بتواند بخشی از هزینههای مربوط به مخارج خود از جمله هزینههای ادارهی امور کشور را پوشش دهد. از نظر اشخاص و فعالان اقتصادی نیز مالیات هزینهای است که پرداخت میکنند تا بتوانند از امکانات و منابع کشور بهره برده و از ابزارهای دست یابی به درآمد و سود، استفاده کنند.
اما آیا دریافت مالیات امری مثبت تلقی میگردد و یا فعالیّتی منفی است؟ اگر پرداخت مالیات به توسعهی کشورها کمک مینماید پس چرا پدیدهی فرار مالیاتی وجود دارد؟ آیا پرداخت مالیات بر انگیزهی فعال اقتصادی تأثیر مثبت دارد و یا عاملی برای خروج بنگاهها از فضای رسمی و گسترش اقتصاد پنهان و زیرزمینی است.
در فرهنگ عامّه وقتی صحبت از مالیات میگردد اذهان عموم به سمت داروغهی ناتینگهام سوق پیدا میکند، فردی ظالم و فربه که حداقل معیشت مردم را گرفته و آن را به ثروتمندان جامعه منتقل میکرد. در این تصور، مالیاتگیرنده ابزار اجرایی و قدرتمندی در دست حاکمان ظالم است که از به شیشه کردن خون مردم منابع مورد نیاز سودجویان تن پرور را تأمین میکند.اینجاست که این سؤال مطرح میشود که چرا تصور عامّهی مردم از مالیات گیرنده شاهزادهی دادپروری که قصد دارد با دریافت مالیات، منابع و امکانات راحتی و آسایش آنها را تأمین کند و این مالیات را از افراد ثروتمند و توانگر جامعه دریافت و با انتقال آن به مردم فقیر توزیع درآمدها را عادلانه کرده و جامعه را توانمند سازد، نیست؟
پاسخ روشن است. باید دید مالیات از چه کسانی دریافت و چگونه هزینه میگردد؟ آیا مالیات دریافتی با ظرفیّت تولید، درآمد، ثروت و ظرفیّت انسانی و سیاسی جامعه، هماهنگی دارد؟
این تجربهی فرهنگی تنها در خاطرات ناشی از کارتونها و سریالها خلاصه نمیشود بلکه نارضایتی از سیاست مالیاتی ریشه در تاریخ اقتصاد دارد. اخذ و جمعآوری مالیات در طول تاریخ اقتصاد معمولاً اقدامی ناپسند و نامطلوب تلقی میشود. مأموران وصول مالیات از زمان قبل از میلاد مسیح مورد طعنه و تقبیح جامعه بودند و یکی از گروههایی که در هنگام انقلاب کبیر فرانسه به جرم خیانت به گیوتین سپرده شدند، مأموران دریافت مالیات بودند. اما چرا دولتها با این تجربهی تاریخی به دریافت مالیات اقدام میکنند؟ پاسخ آن است که دولتها برای دخالت در جامعه نیاز به منابع مالی دارند و اصلیترین منبع مالی ایشان به طور معمول اخذ مالیات از مردم است.
اگر از دولتها انتظار میرود که در موارد شکست بازار و خارج شدن اقتصاد از تعادل در اقتصاد مداخله کنند، اگر از دولتها میخواهیم که با انحصار مقابله و بازارهای رقابتی به وجود آورند، اگر دولتها مکلف به تولید کالاها و خدمات عمومی مانند تأمین امنیّت جامعه، بهداشت و آموزش عمومی، تهیهی زیرساختها، کاشت جنگلها و ... هستند، اگر دولتها وظیفه دارند که جامعه را در مقابل برخی آسیبهای اجتماعی مانند آلودگیهای زیست محیطی، جلوگیری و مقابله با جرم و جنایت، ایجاد نظم و انضباط اجتماعی در جامعه و ... حفظ کنند و اگر دولتها مکلفاند به عامّهی مردم اطلاعات کافی برای تصمیمگیری و جلوگیری از اغفال توسط سودجویان را بدهند و حتی اگر به صورت ریزتر ما از دولت انتظار داریم که قیمت تمام کالاها و خدمات را در کنترل خود داشته باشد، مدرسه و دانشگاه بسازد، جاده، فرودگاه، بندر، دادگاه و ... تدارک ببیند و غیره و غیره. این دولت باید از درآمدهای مناسبی برای تأمین این مخارج برخوردار باشد و این امر بدون توسل به ابزارها و سیاستهای مالیاتی، میسّر نیست.
در تنظیم سیاستهای مالیاتی در کشور حداقل توجه به دو اصل ضروری است. اولین موضوع به «اصل منفعت» باز میگردد یعنی مردم احساس کنند که منافعی که از پرداخت مالیات بهدست میآورند متناسب با منافعی است که از دست میدهند و دومین موضوع «اصل توانایی پرداخت» است یعنی افرادی که دارای توانایی مالی بیشتری هستند باید مالیات بیشتری بپردازند (عدالت عمودی) و افراد در شرایط مساوی مالیات برابری نیز پرداخت کنند. (عدالت افقی)
پیچیدگی قوانین مالیاتی و نحوهی مدیریت مالیاتی کشور نیز از اهمیّت به سزایی برخوردار است. برای مثال در کشور نروژ تنها با 3 نوع مالیات و آن هم به صورت الکترونیکی حدود 60 درصد سود ناخالص شرکتها به عنوان مالیات اخذ میشود ولی در برخی کشورهای دیگر با دهها نوع مالیات سهم اندکی از سود ناخالص فعالان اقتصادی اخذ شده و کارآیی نظام مالیاتی بسیار پایین است.
در ایران در یک تقسیمبندی کلّی، مالیاتها به دو دسته تقسیم میشوند که عبارتانداز:
الف) مالیات مستقیم: مانند مالیات بر درآمد افراد، مالیات بر درآمد شرکتها، مالیات بر ثروت، مالیات سالانهی املاک، مالیات مستغلات خالی، مالیات اراضی بایر، مالیات بر ارث و ...؛
ب) مالیاتهای غیرمستقیم: مانند مالیات بر واردات کالا، مالیات بر فروش و مصرف کالا و مالیات بر ارزش افزوده و نظایر آن.
مأخذ: مرکز آمار ایران و مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی
نگاهی به روند درآمدهای مالیاتی در ایران بیانگر رشد فزایندهی میزان درآمدهای وصولی است. برای مثال در سال 1350 تنها 7/82 میلیارد ریال به عنوان درآمد مالیاتی اخذ شده که به 1/554 میلیارد ریال در سال 1360، 3/2765 میلیارد ریال در سال 1370 و 8/42429 میلیارد ریال در سال 1380 افزایش یافته و در سال 1390 براساس جداول منتشر شدهی قانون بودجه از طرف پورتال معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری، رقمی در حدود 404442 میلیارد ریال، محاسبه میشود.
نمودار روند درآمدهای مالیاتی در طول چهار دههی گذشته
مأخذ: مرکز آمار ایران، مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی و معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رییس جمهور
نکته: آمار سالهای 1389 و 1390 مربوط به ارقام مصوب بودجه و دیگر سالها عملکرد درآمدهای مالیاتی است.
مطابق نمودار بالا روند درآمدهای مالیاتی در طول چهار دههی گذشته روندی کاملاً فزاینده و صعودی است. البته شایان ذکر است که نباید به رقم کمّی این متغیّر اکتفا نمود و لازم است از شاخصهایی مانند نسبت مالیات دریافتی به تولید ناخالص داخلی، درآمدهای حاصل از نفت، گاز و کل درآمدهای دولت و یا حجم نقدینگی و ... استفاده کرد. برای مثال شاخصهایی از قبیل سنجش ثبات قوانین در حیطهی مالیاتی، سطح کاربرد نرمافزارهای دیجیتال در وصول مالیات، نسبت پایهی مالیاتی به حجم اقتصاد کشور، نسبت درآمدهای مالیاتی به تولید ناخالص داخلی، نسبت درآمدهای مالیاتی به هزینههای دولت، نسبت درآمدهای مالیاتی به هزینههای جاری دولت، نسبت مالیات وصول شده از حقوق و دستمزد بگیران به کل درآمدهای مالیاتی، سنجش رعایت عدالت مالیاتی (شامل عدالت افقی و عمومی) نسبت مالیات بر ثروت به حجم داراییهای انتقال یافته، هزینههای وصول مالیات، نسبت مالیات اخذ شده از شرکتهای غیردولتی به مالیات بر شرکتها میتواند ما را در ارزیابی نظام مالیاتی کمک نماید.
یکی از شاخصهای مهم در این حوزه، نسبت درآمدهای مالیاتی به اعتبارات هزینهای است. براساس مطالعات انجام شده، سهم این نسبت همواره کمتر از 50 درصد بوده و میتوان عنوان نمود که تا دستیابی به اهداف برنامهای نظام مالیاتی مبنی بر تأمین 100 درصد اعتبارات، هزینهای از کل درآمدهای عمومی غیرنفتی راه طولانی باقی مانده است.
یکی دیگر از مشکلات نظام مالیاتی، تصویب ارقام دور از واقعیّت در قوانین بودجهی سالیانه در حوزهی مالیاتی است. در چند سال گذشته علیرغم عدم تحقق درآمدهای پیشبینی شده برای سال جاری، دولت در ارقام لایحهی بودجهی سال آینده ارقام درآمدی را با افزایش قابل توجه پیشبینی میکند و در برخی موارد حتی مجلس به ارقام ذکر شده بدون توجه به درصد تحقق عملکرد سال قبل، میافزاید.
دلیل این بیش برآوردی، مشخص است. بودجهی سالیانه محل پیشبینی منابع و مصارف دولت و به تعبیری درآمدها و هزینههاست. هرچه دولت درآمدهای بیشتری پیشبینی نماید میتواند هزینههای بیشتری را نیز به تصویب مجلس برساند. حتی در صورت عدم تحقق درآمدها میتواند تخصیص بودجه به سازمانها در طرف هزینه را نیز خود مدیریت کند به این واسطه کنترل بودجهی کشور از تصویب توسط مجلس به سمت کنترل توسط تخصیص دولت انتقال پیدا میکند و دولت میتواند مدیریت بیشتری بر منابع و مصارف خود داشته باشد.
از طرف دیگر با توجه به اصلاح برخی از ردیفهای هزینهای در مجلس لازم است برخی درآمدهای بودجهای نیز با ارقام بالاتری تصویب شوند که نتیجهی این امر برآورد ارقام درآمدها فراتر از واقعیّت اقتصاد کشور است و در نتیجه عدم شفافیّت بودجهای به دلیل عدم تحقق درآمدها ایجاد میشود.
نحوه و چگونگی دریافت مالیات نیز به عنوان یکی از اصلیترین شاخصهای مؤثر بر فضای کسب و کار یک کشور تلقی میشود. برای مثال قرار گرفتن نظام مالیاتی در حالتی کارا و بهینه میتواند در تولید و فعالیت اقتصادی انگیزه ایجاد کند ولی ناکارآیی و کندی در این نظام میتواند منجر به بروز فساد اداری و همچنین انگیزهی کاهش سطح تولید، ورشکستگی و تعطیلی بنگاه و یا حداق خروج فعال اقتصادی از فضای رسمی شود.
به طور معمول در کشورهای توسعه یافته نرخ مالیاتها پایینتر و پیچیدگی نظام مالیاتی نیز کمتر است در نتیجه فعالان اقتصادی با دردسر کمتری در این حوزه مواجه هستند. برعکس در کشورهای توسعه نیافته مالیاتهای بالاتر و سختگیرانهتری وضع شده و در نتیجه موجب دردسر و افزایش هزینه برای بنگاههای اقتصادی و افزایش انگیزهی فرار مالیاتی شده است. در این شرایط کشورهایی که نظام مالیاتی خود را اصلاح میکنند علیرغم کاهش نرخها و یا ثابت ماندن آنها با افزایش درآمدهای مالیاتی نیز مواجه میشوند.
بسیاری از کشورهای همسایه با اصلاح نظام مالیاتی خود در طول چند سال گذشته فضای کسب و کار خود را به سمت فضایی مناسب برای فعالان اقتصادی سوق دادهاند برای مثال در کشور قطر که دومین کشور در میان 183 کشور دنیا از منظر آسانی نظام مالیاتی است با اخذ 3 نوع مالیات تنها حدود 3/11 درصد سود بنگاه کسب و این اقدام تنها 36 ساعت زمان صرف میکند. در کشور امارات نیز 14 نوع مالیات تنها 1/14 درصد سود بنگاه را به خود اختصاص داده و جالب توجه آن است که این اقدام تنها در 12 ساعت انجام میشود.
ایران در این شاخص در میان 183 کشور جهان در رتبه 115 قرار گرفته و بر اساس این گزارش 20 نوع مالیات در ایران در حدود 1/44 درصد سود بنگاه را به خود اختصاص داده و پرداخت آن بیش از 344 ساعت زمان میطلبد البته این شاخص در برخی دیگر از کشورها بسیار وضعیت بدتری دارد. برای مثال در اوکراین که در رتبهی 181 دنیا قرار گرفته 135 نوع مالیات و حدود 5/55 درصد سود بنگاه اخذ و این اقدام حدود 657 ساعت به طول میانجامد. در کشور ونزوئلا نیز 70 نوع مالیات حدود 6/52 درصد سود بنگاه را به خود اختصاص میدهد و حدود 864 ساعت زمان صرف میکند.
مقایسهی شاخص فضای کسب و کار نظام مالیاتی ایران با چند کشور منتخب تا سال2011
|
رتبه
|
کشور
|
انواع مالیات دریافتی (تعداد)
|
زمان صرف شده (ساعت)
|
مالیات دریافتی از سود (درصد)
|
|
2
|
قطر
|
3
|
36
|
3/11
|
|
5
|
امارات
|
14
|
12
|
1/14
|
|
6
|
عربستان
|
14
|
79
|
5/14
|
|
10
|
کانادا
|
8
|
131
|
2/29
|
|
16
|
انگلستان
|
8
|
110
|
3/37
|
|
23
|
مالزی
|
12
|
145
|
7/33
|
|
49
|
کره جنوبی
|
14
|
250
|
8/29
|
|
55
|
فرانسه
|
7
|
132
|
8/65
|
|
62
|
آمریکا
|
11
|
187
|
8/46
|
|
75
|
ترکیه
|
15
|
223
|
5/44
|
|
88
|
آلمان
|
16
|
215
|
2/48
|
|
112
|
ژاپن
|
14
|
355
|
6/48
|
|
114
|
چین
|
7
|
398
|
5/63
|
|
115
|
ایران
|
20
|
344
|
1/44
|
|
128
|
ایتالیا
|
15
|
285
|
6/68
|
|
130
|
اندونزی
|
51
|
266
|
3/73
|
|
145
|
پاکستان
|
47
|
560
|
6/31
|
|
150
|
قرقیزستان
|
48
|
202
|
2/57
|
|
164
|
هند
|
56
|
258
|
3/63
|
|
178
|
ونزوئلا
|
70
|
864
|
6/52
|
|
181
|
اوکراین
|
135
|
657
|
5/55
|
Source: Doing Business 2011, Making a Difference for Entrepreneurs, the international bank for reconstruction and development, the word bank, 2010
اصلاح نظام مالیاتی با کاهش بار مالی مستقیم به بنگاه و تمایل برای سرمایهگذاری بیشتر موجب شادابی و پویایی فضای کسب و کار میشود و از طرف دیگر این موضوع یک بازی برد-برد است زیرا دولت نیز با این اقدام میتواند درآمدهای خود را افزایش داده و منابع خود را صرف اولویتهای اصلی اقتصاد نماید. برخی مطالعات جهانی نشان میدهند که به طور متوسط یک درصد کاهش در نرخ مالیات شرکتها موجب 7/3 درصد افزایش در تعداد بنگاهها و 1/1 درصد افزایش در سطح اشتغال، شده است.
تجمیع و کاهش تعداد انواع مالیات پرداختی، ایجاد ثبات در نرخهای مالیاتی و عوارض گوناگون، سادهسازی و استفاده از ابزارهای الکترونیک برای صدور فاکتورها و رسیدها، استفادهی کامل از چرخهی مالیات بر ارزش افزوده و ایجاد شفافیّت در اقتصاد، استفاده از جرایم مدنی به جای جرایم مالی در موارد عدم پرداخت و فرار مالیاتی، کاهش معافیّتها و لغو هرگونه امتیاز، استثنا و تبعیض در امور مالیاتی، گسترش پایهی مالیاتی به واسطه تعدیل و کاهش نرخ مالیات و ... از راهکارهایی هستند که باید در اصلاح نظام مالیاتی مورد توجه قرار گیرند.
اعمال راهکارهای یاد شده مستلزم تدوین قوانین و مقرراتی است که با استفاده از فنآوریهای روز و در راستای بهبود فرآیندهای فعلی بتواند ارتباط مستقیم بین مأموران و مؤدیان مالیاتی را به حداقل رسانده و فرار مالیاتی به خصوص عدم وصول مالیات از طبقات بالای درآمدی را کاهش دهد. تحقق این مهم مستلزم ارتقای فرهنگ مالیاتی در جامعه و کاهش معافیّتهای مالیاتی و رفع چالشهای قانونی، مقرراتی و اجرایی در نظام مالیاتی است.
با توجه به این موارد مشخص است که چرا اصلاح نظام مالیاتی به عنوان یکی از بخشهای 7 گانهی طرح تحول اقتصادی مورد نظر قرار گرفته و لازم است در پیشبرد این طرح تسریع لازم صورت پذیرد.(*)
پینوشت:
مأخذ:
1- مرکز آمار ایران، گزیدهی آمار و اطلاعات اقتصادی و اجتماعی 40 سال کشور، آبان 1388
2- دربارهی لایحهی بودجهی سال 1390 کل کشور، 28 مالیاتها، مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، اسفند 1389
3- پورتال معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رییس جمهور به آدرس:
http://www.spac.ir/Portal/Home/
4- Doing Business 2011, Making a Difference for Entrepreneurs, the international bank for reconstruction and development, the word bank, 2010
* سعید غلامی باغی، کارشناس ارشد اقتصاد و مدرس دانشگاه
منبع: پایگاه تحلیلی برهان
منبع: http://www.ensani.ir