سال 91( سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی) مبارک

تولید ملی حمایت ایرانی

تولید ملی حمایت ایرانی
 
نويسندگان

بحث تورم در واقع بحث مشتركي در دنيا است و علت‌هاي آن نيز صرفنظر از شرايط و ويژگي‌هاي هر كشور خاص، عمدتاً مورد اتفاق‌نظر بوده و البته براي آن شرايطي ذكر شده است.
در كشورهاي پيشرفته از دهه 1960 به بعد حتي قبل‌تر يعني از زمان كلاسيك‌ها و حاكميت نظريه مقداري، بحث اين بودكه تورم ريشه‌ پولي دارد. لذا مي‌گفتند پول تعيين‌كننده قيمت‌ها است. لذا ارتباط قيمت‌ها با ميزان و حجم پول اين قدر واضح بيان شد.
در عين حال منتقدين نظريه مذكور مي‌گفتند، سرعت گردش پول ثابت نيست و اين نظريه همچنين منوط به ثابت بودن توليد است. واقعيت اين است كه حتي در دنياي كلاسيك توليد حتي اگر رشد كندي داشته باشد اما ثابت نيست. بنابراين در عين حال كه گفته مي‌شد پول قيمت‌ها را شكل مي‌دهد و پول عامل رشد قيمت‌ها است اما خيلي‌ها در مورد سازوكار آن همواره بحث وجود داشته چرا كه مي‌گفتند، وقتي بحث تورم مي‌شود، مطلقاً به سمت انضباط پولي مي‌رويم كه دال بر اين است كه مي‌توانيم كنترل كنيم.
آن زمان عده‌اي درخصوص شرايط دوران گذار بحث مي‌كردند چون برخلاف فروض كلاسيك‌ها اقتصاد همواره در تعادل نيست. حالت تعادل، بحث ديگري است. در تعادل بلندمدت سرعت گردش پول ثابت است. اما در دوران جنگ، قحطي و غيره سرعت گردش پول ثابت نيست لذا از اين منظر به نظريه مقداري نقد وارد مي‌شد.
در دهه 1970 وقتي كه قيمت انرژي افزايش يافت و به تبع آن هزينه‌هاي توليد بالا رفت تز فريدمن در مورد تورم و نظريه هزينه توليد با نقدهاي جدي روبرو شد. فريدمن در اين خصوص به نظريه اثبات‌گرايي متمسك شده بود و عنوان مي‌نمود كه مي‌توانيم يك قاعده كلي ارائه كنيم مبني بر اين‌كه تورم يك پديده پولي است. او مي‌گفت اگر پول را كنترل كنيم ديگر از بابت تورم خيالمان راحت است. اما پس از افزايش هزينه توليد اين نظريه نيز مورد نقد قرار گرفت. در اين خصوص مطرح مي‌شد وقتي كه قيمت‌ها رشد كند و توليد هم كاهش نيافته است پس منشأ پول‌هاي جديد كجا است، چون براساس نظريه مذكور پول كنترل مي‌شد، اما در اينجا بحث سرعت پول و خلق پول مطرح شد.
سرعت گردش پول، سازوكارهاي خاص خود را دارد و به جاي 3 بار مي‌تواند 5/3 بار عرضه گردد و اين خود اجازه افزايش قيمت را مي‌دهد. در همين حال رابينسون مطرح مي‌كند هرجا پول زياد است تورم نيز هست اما اين رابطه همبستگي است. نه عليت و اين‌كه تورم موجب افزايش پول شده يا بالعكس قابل بحث است.
او طرفداران فريدمن را متهم مي‌كند كه اين گفته كه اگر پول افزايش پيدا نكند تورم بوجود نمي‌آيد. اين حرف فاقد منطق است و بايد به دنبال عليت بود.
همانطور كه ملاحظه مي‌شود به لحاظ نظري، بحث تورم خيلي پيچيده است و تمامي حالت‌ها ممكن است رخ دهد. فلسفه نزاع بر سر عليت پول اين است كه اگر عليت را نشناسيم نمي‌توانيم با آن مبارزه كنيم. دراقتصاد ايران مي‌گويند، نقدينگي را براي كاهش تورم بايد پايين بياوريم و ... اين نظريه اگرچه در شرايط خاصي مطرح شده است اما در عين حال معتقد است تورم منشأ پولي دارد.
زماني كه فريدمن انضباط پولي را مطرح كرد، معتقد بود رفتار پولي مردم تغيير كرده است و در عرضه پول اتفاقاتي افتاده است.
«كوز» گفته بود، هرجا سازوكار اقتصادي، اقتضا كند، پول خلق مي‌شود. مثلاً اگر 10 درصد قيمت نهاده‌ها را بالا ببريد اما پول را كنترل كنيد باز هم قيمت‌ها افزايش مي‌يابد چون سرعت گردش پول اين كار را انجام مي‌دهد. هرچند اين نظريات نيز مورد چالش قرار گرفت.
به هر حال ثابت نبودن سرعت گردش پول، انفعال در پول، هزينه توليد و انتظارات تورمي به عنوان منابع تورمي مطرح هستند.
در اقتصاد ايران به نوعي همه اين عوامل دخيل هستند هرچند عوامل ديگري هم مطرح مي‌باشد. در دوره جنگ، كسري بودجه وجود داشت اما چون بودجه عدد بالايي نداشت، محدود بود. دولت كسري بودجه را از بانك مركزي تأمين مي‌كرد. اما شيوه‌هايي را اعمال مي‌نمود كه انتظارات تورمي كمتر بود و نيز سياست‌هايي اعمال مي‌شد كه در اثر آن‌ها هزينه توليد افزايش پيدا نمي‌كرد. مثلاً به كارخانجات ارز دولتي داده مي‌شد تا هزينه‌ها افزايش نيابد اگرچه در آن دوران تورم وجود داشت اما بسيار محدود بود.
در دوران اجراي سياست‌هاي تعديل عوامل تورم به ويژه انتظارات تورمي خود را نشان داد. با شوك درماني قيمت‌ها را تغيير مي‌دادند بدون اينكه مديريت كنترل قيمت داشته باشيم.
در اقتصاد ايران كه نه رقابتي و نه انحصاري است عوامل اقتصادي حالت خاص خود را دنبال مي‌كنند چون اين عوامل بعضاً توان قيمت‌گذاري دارند. چون اقتصاد به صورت نهادمند درحقيقت خود را به سمت خريد و فروش و تجارت شهري متمايل كرده است. بنابراين تورم در تهران يك شبه هزاران نفر را پولدار مي‌كند. چون آنها مترصد هستند تا تغييري ايجاد شود و آنها قيمت‌ها را به دلخواه تعيين كنند.
در بحث انتظارات تورمي براي مثال سالي چند درصد قيمت بنزين را افزايش مي‌داديم. آوازه تغيير اين قيمت كليدي بيشتر قيمت‌ها را تحت تأثير قرار مي‌داد يا تغيير مداوم قيمت ارز هم تورم را شعله‌ور كرد. در سال 74 با تغيير نرخ ارز تورم 40 تا 50 درصدي را تجربه كرديم. يكي از مسائل مهم اقتصاد كلان ايران سرعت گردش پول است در كشور ما سرعت پول خيلي پيچيده است. در حال حاضر 30 درصد رشد نقدينگي داريم اما نشان مي‌دهند كه 15 درصد تورم داريم. اگرچه راجع به اعداد و ارقام جاي بحث وجود دارد اما نشان مي‌دهد اين پول‌ها به سمت فعاليت‌هاي سوداگرانه مي‌روند و درواقع حتي اگر آمارها مشكل نداشته باشند آنچه وجود دارد تورم نهفته است.
اگرچه در سال‌هاي اخير به دلايل گوناگون سرعت گردش پول كم شده است اما هزينه‌هاي توليد و قيمت‌گذاري‌هاي دلخواه دو عامل اصلي ديگر در رشد تورم هستند. چون امر تعيين قيمت رها شده و عده‌اي با اين افزايش قيمت‌ها براي خود درآمدزايي مي‌كند.
از سوي ديگر در دوره تعديل اقتصادي اين تورم است كه نقدينگي را به دنبال خود مي‌كشد چون وقتي نرخ ارز را گران مي‌كرديم دولت به عنوان بزرگترين مصرف‌كننده و سرمايه‌گذار با كسري بودجه مواجه مي‌شد و اين امر به نشر پول دامن مي‌زد.
در دوران دولت آقاي خاتمي اگرچه در ابتدا با كاهش درآمدهاي نفتي مواجه بود اما پس از مدتي به واسطه افزايش قيمت نفت به دليل فروش ارز به‌طور متوسط 33 درصد رشد نقدينگي داشتيم يعني مجراي ديگري براي رشد نقدينگي ايجاد شد و در اثر اعمال اين روش‌ها نقدينگي از 1600 ميليارد تومان در سال 1368 به حدود صد و بيست هزار ميليارد تومان رسيده است يعني حدود 75 برابر شده است. لذا به واسطه فعاليت‌هاي سوداگرانه نقدينگي به سمت پرتفواهاي سوداگرانه حركت مي‌كند و با رشد حدود 38 درصد، نقدينگي شاهد افزايش قيمت‌ها هستيم. براي مثال، اين نقدينگي به سمت بخش مسكن، ميوه شب عيد و ... نيز حركت مي‌كند و مجال مي‌يابد تا قيمت‌ها را به دلخواه تعيين كند.
درخصوص مسكن كه نقش مهمي در تورم دارد اين نكته حائز اهميت است كه وقتي نقدينگي به اين سمت مي‌رود، بر كشش تورم در حوزه اجاره مسكن، غذا و .. اثر مي‌گذارد. چون اين عوامل تعامل پيچيده‌اي دارند اما عده‌اي جلوگيري مكانيكي از افزايش قيمت‌ها را توصيه مي‌كنند. در حالي كه قيمت نهاده‌ها افزايش يافته و در اين شرايط اين توليدكننده است كه قرباني شده و از بين مي‌رود. درواقع بايد گفت در اقتصاد 120 هزار ميليارد توماني سرعت گردش پول با تورم همراهي مي‌كند.
حتي صندوق بين‌المللي پول نيز به كشورهاي عضو تأكيد كرده است كه هنگام شوك‌درماني كنترل همه‌گيري بر قيمت‌ها داشته باشيد لذا صف‌بندي‌هاي موجود در اقتصاد ايران براي كنترل تورم كه بر كنترل مكانيكي يا رهاسازي تأكيد دارند عوامانه است. چون نقدينگي سوداگرانه در اقتصاد ايران روابط ساده را پيچيده كرده است. در حالي كه نقدينگي هر روز بالا مي‌رود. با اقتصاد دلالي هم روبرو هستيم كه مي‌تواند در يك دوره بسيار كوتاه 40 درصد قيمت مسكن را افزايش دهد. اما اين سؤال مطرح است كه آيا تعيين‌كنندگان قيمت شبكه‌اي عمل مي‌كنند؟ خير، بايد گفت به واسطه ضعف‌هاي اساسي در چارچوب نهادي اينگونه نيست بلكه اين نقدينگي به هر سمتي كه برود قيمت‌‌ها را به دلخواه تعيين مي‌كند.
اين اقتصاد پولي- دلالي به واسطه عدم تناسب نقدينگي، سرعت گردش پول و اين ميزان G.N.P مشكلات فراواني دارد و بايد تصريح كرد كه برداشت‌هاي فراوان از حساب ذخيره ارزي، نقدينگي سرگردان، وضعيت بورس و مسايل بين‌المللي همه و همه دست به دست هم داده است و شرايط تورمي را بدتر كرده است. نكته ديگر اين كه پول سوداگرانه نيز با سرعت گردش ارتباط دارد اگرچه افزايش قيمت در كالاهاي با دوام، مسكن و زمين بوده، اما قيمت‌هاي ديگر را هم به دنبال خود مي‌كشد و از اين رو، با جرأت مي‌توان گفت در غياب شرايط نهادي مناسب يكي از نگراني‌هاي جدي درخصوص تورم برداشت‌هاي موجود از حساب ذخيره است.
از سوي ديگر مسايل ديگري هم مطرح هستند. تيلور مي‌گويد تورم از تضادهاي توزيعي بوجود مي‌آيند. اما امروز هيچ‌كس در ايران از تضادهاي توزيعي به عنوان يك منشأ مهم تورم سخن نمي‌گويد در حالي كه يكي از عوامل مهم است. به هر حال مسائل اقتصاد ايران و به ويژه شرايط تورم كنوني آن ريشه‌دار و بسيار عميق است و نيازمند نگاه آسيب‌شناسانه و همه‌جانبه‌نگر است تا بتوان آن را حل و فصل نمود. يك نمونه از اين دست اين كه مي‌گويم چرا كالاهاي چيني اقتصاد ايران را مي‌گيرند. در پاسخ به اين نكته بايد گفت، چون اقتصاد ايران سال‌هاست كه موضوع كيفيت را كنار گذاشته است و اين امر به گسترش واردات و برداشت از حساب ذخيره منجر شده و دور باطل ديگري را تشكيل داده است. راه نجات ما پرهيز از سياست‌زدگي و تصميم‌گيري مشاركتي بر محور ملاحظات علمي است.

منبع:http://old.ires.ir




[ پنج شنبه 31 فروردین 1391  ] [ 10:23 AM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0

 

مقدمه

     با توجه به اهمیت رشد اقتصادی در پیشرفت جوامع بررسی عواملی که بر رشد اقتصادی اثـر می گذارند از اهمیت خاصی برخوردار است مرور ادبیات مربوط به رشد اقتصادی حاکی از ان است که عوامل متعددی بر رشد اقتصادی موثراست که مهم ترین انها سرمایه نیروی کار و پیشرفت تکنولوژیکی می باشد از سوی دیگر تورم نیز یکی از مشکلات اساسی اقتصادی مخصوصا در کشورهای در حال توسعه است عمدتا اثرات نامطلوبی بر فرایند رشدو توسعه اقتصادی بر جای گذارده است به همین دلیل در مطالعه رشد اقتصادی یک کشور بررسی اثرات تورم بر رشد به عنوان یکی از عواملی که رشد اقتصادی را تحت تاثیر قرار می دهد می تواند زوایای خاصی از رابطه بین این دو پدیده را روشن سازد وجود وماهیت ارتباط بین تورم ورشد اقتصادی یکی از موضوعات مورد بحث بین اقتصاددانان بوده است برخی از مکاتب اقتصادی نقش تورم را در افزایش هزینه سرمایه وریسک سرمایه گذاری ودر نتیجه کاهش سرمایه گذاری میدانند ولذا معتقدند که تورم اثرات منفی وبازدارنده نسبت به رشد اقتصادی دارد در مقابل مکاتب دیگری نیز وجود دارند که معتقدند با وجود توهم پولی در بین کارگران ویا اطلاعات ناقص آنها تورم می تواند از این توزیع مجدد درآمد از سوی کارگران که میل کمی به پس انداز دارند به سمت کارفرمایان که میل بالاتری به پس انداز دارند مشوق رشد اقتصادی باشد هم چنین نظریات مربوط به سیاست های پولی تورم ورشد اقتصادی نیز نظریات متفاوتی رادر خصوص نقش پول در ایجاد تورم و تاثیر آن بر رشد اقتصادی مطرح کرده اند عدم خنثی بودن پول در کوتاه مدت در بلندمدت و ابر خنثی بودن آن از جمله نظریات مطرح شده در این رابطه هستند.

 

 

تعریف رشد و توسعه اقتصادی

     رشد اقتصادی یک کشور عبارتست از افزایش تولید ملی واقعی سرانه آن کشور در یک دوره بلند مدت

     تعریف توسعه به مراتب از تعریف رشد دشوارتر است توسعه در لغت به معنی گسترش وبهبود است در واقع توسعه دارای ابعاد چندگانه ای است که مفهومی به مراتب فراتر از تولید بیشتر دارد وبیان دیگر محیط بر رشد است."توسعه را باید جریانی چند بعدی دانست که مستلزم تغییرات اساسی در ساخت اجتماعی ,طرز تلقی عامه مردم ونهادهای ملی ونیز تسریع رشد اقتصادی کاهش نابرابری وریشه کن کردن فقر مطلق است .توسعه در اصل باید نشان دهد که مجموع نظام اجتماعی هماهنگ با نیازهای متنوع اساسی وخواسته های افراد وگروههای اجتماعی در داخل نظام از حالت نامطلوب زندگی خارج شده وبه سوی وضع یا حالتی از زندگی که از نظر مادی ومعنوی بهتر است سوق می یابد "بنابراین همین تحولات وتغییرات بنیادی در ساختارهای اجتماعی ,فرهنگی وسیاسی کشور است که مفهوم توسعه رامحیط بر رشد اقتصادی قرار داده است .به این ترتیب می توان انتظار داشت که توسعه اقتصادی حتما با رشد اقتصادی (گاه با تاخیر زمانی) همراه است اما رشد اقتصادی ممکن است لزوما به معنای توسعه نباشد .پاره ای از اقتصاددانان رشد اقتصادی را به معنای وسیع تری در نظر می گیرند کهدر تحلیل نهایی به مفهوم توسعه نزدیک میشود .برای مثال می توان به تعریف سیمون کوزنتس از رشد اقتصادی یک کشور اشاره کرد :"افزایش بلند مدت ظرفیت تولیدی به منظور عرضه کالاهای هرچه متنوع تر اقتصادی به مردم .این رشد ظرفیت بر پایه تکنولوژی پیش رونده وتعدیلات نهایی وایدئولوزیکی استوار است ."

     گرچه اقتصاد توسعه لزوما به تخصیص کارای منابع ورشد ومداوم تولید کل در طول زمـــان می پردازد ولی عمدتا به آن نوع مکانیسم های اقتصادی  اجتماعی ونهادی تاکید می کند که برای بهبود سریع ووسیع سطح زندگی توده های مردم فقیر کشورهای جهان ضروری است .به این ترتیب علم اقتصاد توسعه بایستس در پی تنظیم سیاستهای عمومی مناسب به منظور تاثیر بخشیدن در تحولات اساسی اقتصادی نهادی اجتماعی کلیه عوامل در کوتاه ترین زمان ممکن باشد .

     بدین ترتیب ملاحظه می شود که ملاحظات اساسی اقتصادی اجتماعی نهادی برای توسعه اقتصادی کشورهای جهان سوم الزامی است وهمین تحولات است که به کاهش نابرابری و ریشهکن کردن فقر مطلق منجر می شود .

 

تعریف تورم

     در کلی ترین بیان تورم عبارت است از افزایش عمومی و مداوم سطح قیمتها .اقتصاددانانتعاریف متعددی را از تورم ارائه کرده اند که به چند نونه اشاره می کنیم:

·          کینز: تورم ناشی از فزونی تقاضای موثر در وضع اشتغال کامل است.

·          لونر:تورم عبارتست از زیادی تقاضا نسبت به عرضه .

·          رابینسون:تورم عبارتست از افزایش زیاد ,نامنظم ولجام گسیخته قیمتها

·          ریمون بار:تورم موقعی وجود دارد که سطح عمومی قیمتها رو به افزایش مداوم وکم یا بیش سریع است

·       امیل ژام:تورم عبارتس از زیادی جریان تقاضای کالاها نسبت به امکانات عرضه در صورتی که این زیادی به طوری موجب پیدایش جریان افزایش غیر قابل بازگشت قیمت شود که جریان مزبور به خودی خود ادامه یابد ومنتهی به کمشدن تدریجی موجودی ارزی کشور شود.

لازم به ذکر است که در این تحقیق هیچ کدام از تعاریف بالا به تنهایی مورد استفاده قرار نمی گیرد بلکه به جنبه های مختلف این تعاریف توجه می شود.

انواع تورم

1.     تورم ناشی از فزونی تقاضا (تورم ناشی از تقاضای اضافی):در این نوع تورم انگیزه و علت اصلی پیدایش تورم افزایش نامتعادل تقاضا نسبت به امکانات عرضه است.

2.       تورم های ناشی از افزایش هزینه تولید : در این نوع تورم علت یا منشأ اصلی افزایش قیمتها بالا رفتن هزینه تمام شده تولید کالاها و خدمات است.

3.     تورم های خفیف (تورم خزنده) : این تورم به افزایش بطئی و ملایم قیمتها اطلاق می گردد. متاسفانه در مورد حدود افزایش قیمتها در تورم خزنده ضابطه مشخص و معینی وجود ندارد و علما و صاحب نظران مختلف اقتصادی، حدود و نسبتهای متفاوتی را پیشنهاد کرده اند.

4.     تورم شدید (تورم تازنده) : در این نوع تورم آهنگ افزایش قیمتها تند و سریع است. برخی از اقتصاددانان نسبت افزایش قیمتها را در این نوع تورم سالانه بین 15% تا 25% ذکر کرده اند ولی این نسبت قطعی نیست و با توجه به سیر تورم در سالهای اخیر برآوردی بیش از حد نازل به نظر می رسد.

5.     تورم بسیار شدید (تورم افسار گسیخته یا ابرتورم) : این نوع تورم شدیدترین و پیشرفته ترین حالت تورم به شمار می رود به طور کلی می توان گفت که مشخصه اصلی تورم بسیار شدید بروز یک حالت بی اعتمادی کامل و مطلق در مردم نسبت به واحد پول ملی است.

6.     تورم باز : به تورمی اطلاق می شود که در آن قیمتها سریعتر از حجم پول در جریان افزایش می یابد علت این امر به احتمال زیاد این است که در این نوع تورم یا اصولاً کنترل قیمتها اعمال نمیشود و یا در صورت اعمال از تاثیر و کارآیی لازم برخوردار نیست.

7.     تورم مهار شده (تورم بسته) : تورمی است که در آن میزان افزایش قیمتها کمتر از افزایش حجم پول در جریان باشد. خصوصیت مشخص تورم مهار شده این است که تورم مزبور خود یک سیاست و یا لااقل نتیجه مستقیم یک سیاست است.

8.     تورم ادواری : این نوع تورم مرحله ای است از نوسانهای اقتصادی ادواری و یا به تعبیر دقیقتر مرحله ای است که دور تجاری سیر صعودی خود را طی می کند تا به اوج می رسد و از آن پس سیر نزولی آغاز می گردد. حداکثر شدت این تورم مقارن با مرحله اوج رونق و حداکثر فعالیت اقتصادی است که اصطلاحاً به آن Boom اطلاق می شود.

9.       تورم تاریخی:تورمی را که ناشی از علل غیر اقتصادی نظیر جنگ, انقلاب وعوامل غیر منتظره طبیعی باشد اصطلاحا تورم تاریخی یا عارضه ای می نامند

10.   تورم ناخالص:این گونه تورم مربوط به مرحله ای است که اقتصاد جامعه به مرحله اشتغال کامل عوامل تولید نائل شده وبنابر این امکان افزایش تولیدات وجود داشته باشد .در چنین شرایطی افزایش قیمتها ممکن است موجبات بهره برداری مطلوب تر و کامل تری از نیروی انسانی ووسائل تولید را فراهم آورد وبه عنوان عاملی محرک سبب افزایش حجم تولید گردد.در صورت تحقق این حالت افزایش تولید می تواند جوابگوی افزایش قیمتها باشد لذا این گونه افزایش قیمت را می توانیم به عنوان تورم ناخالص تلقی کنیم.

11.   تورم خالص:این قسم تورم مربوط به حالتی است که اقتصاد جامعه مرحله اشتغال ناقص را پشت سر گذاشته وبه وضعیت اشتغال کامل رسیده باشد در چنین شرایطی امکان افزایش حجم تولید بدون تحمل هزینه های اضافی وجود ندارد.بنابراین افزایش قیمتها تنها موجب آن می شود که تولیدات (که حجم آنها ثابت است)به خریدارانی اختصاص یابدکه بالاترین قیمتها را پیشنهاد می کنند.

12.    تورم وارداتی:تورم وارداتی را به سه صورت می توان در نظر گرفت:

الف-تورم وارداتی به مفهوم سرایت وانتقال تورم حاکم بر اقتصاد سایر کشورها (اقتصاد جهانی)به اقتصاد داخلی یک کشور از طریق تجارت خارجی

ب-تورم وارداتی ناشی از کسری یا مازاد ترازپرداختها

ج-تورم وارداتی ناشی از وابستگی واحد پول ملی به ارزهای خارجی

       13. تورم بنیانی (ساختاری):در واقع به تورمب اطلاق می شود که اساسا ناشی از ساختار ناهماهنگ وبنیادهای نامطلوب اقتصادی یک کشور باشد.به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران اقتصادی تورم کشورهای درحال نوسعه نوعی تورم ساختاری است چرا که در بنیان اقتصادی این مالک یک سلسله شرایط و عوامل بنیادی وجود دارد که ذاتا تورم زا هستند مثلا می توان از یک نوع تمایل بسیار شدید برای مصرف وناقص بودن زیر بنای فنی واقتصادی ووجود انواع مختلف محدودیتها وتنگناها که موجب بروز عدم هماهنگی بین تولید وافزایش تقاضا می گردد نام برد.

 

اندازه گیری توسعه

برطبق تعاریف متعدد ذکرشده در مورد تورم می توان گفت که ویژگی اصلی تورم تداوم وعمومیت افزایش قیمتها می باشد.لذا افزایش دفعه ای قیمتها وهمچنین افزایش قیمت یک یا چند کالای خاص تورم به شمار نمی آید.برای اندازه گیری تورم از شاخصی به نام نرخ تورم استفاده می شود که نوسانهای قیمت کالاها وخدمات رادر یک سال خاص نسبت به سال پایه می سنجد قیمت کالاها وخدمات مورد استفاده در اندازه گیری تورو معمولا شاخص قیمت مصرف کننده (CPI)است که در ایران شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی نامیده میشود وهر ماه توسط بانک مرکزی محاسبه ومنتشر می گردد.

 

 

 

 

علل تورم

به دلیل متنوع بودن انواع تورم ,تورم قاعدتا نمی تواند علت واحدی داشته باشد به عبارت دیگر هر یک از اقسام تورم ,معلول علت یاعلل خاصی است که عموما با علت سایر تورم ها تفاوت دارد.از این رو به طور خلاصه به معرفی مهم ترین علل ایجاد تورم (ونه تمام آنها)می پردازیم .

·          فزونی مخارج (تقاضای کل)در مقام مقایسه به عرضه کل:

·       به دنبال یک موج افزایش مخارج در جامعه یک موج ازدیاد تقاضا وبالاخره به دنبال زیاد شدن تقاضا یک منبع ترقی قیمت به وجود می آید در حقیقت علت اصلی پیدایش تورم نابرابری مخارج کل نسبت به عرضه کل است با این خصوصیت که این عدم تعادل از آغاز عمومیت ندارد بلکه ابتدا در یک یا چند بخش پدید می آید وسپس رفته رفته به سایر بخشها و کالاها سرایت می کند وسرانجام به تورمی کامل تبدیل می گردد.

·          اختلالات عرضه کل (شوکهای عرضه):

شوکهایی که از طرف عرضه براقتصاد واد میشود باعث میشود که هزینه تولید افزایش یابد وبه تبع آن تورم افزایش می یابد.

·          افزایش حجم پول:

افزون بر نظریه تورم تقاضا وتورم هزینه که عامل بروز تورم را افزایش مخارج دولت یا اختلالات عرضه کل می دانند نظریه سومی نیز درباره عامل به وجود آورنده تورم وجود دارد که همان نظریه پولگرایان می باشد. براساس این نظر بین عرضه پول و تورم رابطه مستقیمی وجود دارد .اما پولگرایان مشخص نمی کنند که افزایش عرضه پول از چه راهی باعث ایجاد تورم می گردد .در نوشته های اقتصادی این مسئله به رویکرد "جعبه سیاه"پولگرایان معروف است.اینان مانند شعبده بازان پول رادریک جعبه سیاه می ریزند واز طرف دیگر جعبه تورم را بیرون می آورند .از همین رو گفته می شود که پول گرایی فاقد مکانیزم انتقال است ونمی تواند توضیح دهد که چگونه افزایش عرضه پول به افزایش سطح عمومی قیمتها تبدیل میشود.

·          انتظارات تورمی:

بدون تردید یکی از مهم ترین عوامل موثر در تشدید تورم نحوه قضاوت و پیش بینی مردم نسبت به سیر آینده قیمت ها است .اگر مردم براساس تجربیات گذشته خود پیش بینی کنند که در آینده نیز قیمت ها هم چنان رو به افزایش خواهد بود. طبعاً میزان مخارج و خریدهای خود را افزایش خواهند داد از طرف دیگر تولید کنندگان و فروشندگان نیز حتی الامکان از فروش و عرضه کالاهای خود به امید افزایش قیمت آنها در آینده خودداری خواهند کرد.

انگیزه های ایجاد تورم

کوکرمن در مورد چرایی متورم کردن اقتصاد توسط دولت چهار انگیزه ذکر می کند:

1.     انگیزه بیکاری: وی مدعی است که بانکهای مرکزی برای افزایش دادن موقتی محصول و افزایش اشتغال به سطحی بالاتر از سطح طبیعی آن از طریق ایجاد تورم پیش بینی نشده اقدام می کنند یعنی اگر بیکاری طبیعی از سطح مطلوب آن بالاتر باشد و انعطاف پذیری های اسمی معناداری باشند (به طوری که عایدی تولید از ناحیه انبساط غیر منتظره پول بزرگ باشد) مقامات انگیزه بیشتری دارند که اقتصاد را متورم کنند ولی اگر عوامل بخش خصوصی این انگیزه را بشناسند و بر اساس آن رفتار خود در مورد تعیین قیمتها را تغییر دهند تورم پیش بینی می شود و نمی تواند اشتغال را افزایش دهد ولی با ثابت بودن سایر شرایط هرچه نرخ بیکاری ساختاری بالاتر باشد نرخ تعادلی تورم بالاتر خواهد بود.

2.     انگیزه درآمدی: ممکن است دولت بخواهد از طریق ایجاد حق آقایی برای خود درآمد فراهم کند کشورهای با کسریهای بزرگ و نظام مالی ضعیف برای استفاده از مالیات تورمی به منظور رفع عدم تعادل مالی خود انگیزه بیشتری دارند خصوصاًدر کشورهایی که در آنها پایه حق آقایی (یعنی تقاضا برای پول پایه) بالاست یا در آنها سیستم مالیاتی به طرز خاصی اختلال زاست که هزینه های رفاهی نرخهای افزایش یافته مالیاتی را افزایش می دهد.

3.     انگیزه تراز پرداختها: دولت ممکن است برای کاهش مشکلات تراز پرداختها به کاهش دادن اسمی ارزش پول پناه ببرد این خود قیمتهای داخلی را تحت فشار قرار می دهد و دستمزدهای حقیقی را کاهش و در نتیجه صادرات را رونق و وضعیت تراز پرداختها را بهبود می دهد این انگیزه خصوصاً برای کشورهایی که به بازارهای سرمایه بین المللی دسترسی محدود دارند قویتر است

آثار تورم

می توان موارد مهم آثار تورم را به صورت زیر خلاصه کرد:

1.     آثار تورم ازنظر توزیع درآمدها : عدم تناسب و ناهماهنگی تغییرات قیمتها و درآمدها موجب می شود که درآمد حقیقی بعضی از طبقات و گروهها به ضرر طبقات و گروههای دیگر افزایش یابد. در حقیقت افزایش اختلافات و فواصل طبقاتی و گسترش بی عدالتی های اقتصادی و اجتماعی از جمله آثار تورم به حسلب می آیند.

2.     اثرات تورم بر پس انداز: تورم بر تمایل به پس انداز در جامعه اثر منفی می گذارد و موجب می شود که مردم حتی المقدور کوشش کنند که نقدینه ها و پس اندازهای خود را به ثروتهایی که مطمئن تر و باثبات تر به نظر می رسد تبدیل کنند. در حقیقت می توان گفت تورم با دلسرد نمودن پس انداز کنندگان و نیز ایجاد بی میلی در آنان برای سرمایه گذاری، از آهنگ رشد اقتصادی می کاهد.

3.     تاثیر تورم برمصرف: در مواقع ثبات قیمتها، تصمیمات و واکنشهای مردم به هنگام خرید و فروش غالباً حالت منطقی و عقلایی دارد ولی در حالت تورم مزمن و حاد، خرید و فروش حالت غیر منطقی پیدا می کند. در جامعه تمایل فوق العاده شدید و روزافزونی برای خرید و تبدیل پول به کالا پدید می آید. در چنین شرایطی مساله مورد نیاز بودن یا نبودن کالاها و نیز ارزانی یا گرانی آنها مطرح نمی باشد زیرا مردم نگهداری نقدینه را دیگر مقرون به صرفه نمی دانند.

4.     تاثیر تورم از نظر گسترش تولید و سرمایه گذاری: تورم می تواند موجب افزایش سرمایه گذاری و بالا بردن سطح تولید گردد. اولاً چون افزایش دستمزد دیرتر از افزایش قیمت است، هزینه تولید پایین مانده و سود کارفرما افزایش یافته و سرمایه گذاری افزایش می یابد. ثانیاً با افزایش تورم مصرف کنندگان مثل قبل کالاها و خدمات خریداری کنند (پس انداز اجباری) در نتیجه به دنبال تورم در توزیع درآمدهای پولی و اسمی انتقالی به نفع کارفرمایان و سرمایه گذاران و به زیان مصرف کنندگان به وجود می آید و مصرف کنندگان عملاً قسمتی از قدرت خرید خود را به سرمایه گذاران منتقل می کنند و در نتیجه سرمایه گذاری افزایش می یابد.

5.       آثار تورم از نظر ایجاد ابهام و عدم اطمینان در تصمیم گیریهای اقتصادی:

یکی از عوارض مهم تورم ایجاد حالت بلاتکلیفی و عدم امکان تصمیم گیری برای متصدیان امور اقتصادی است. به هنگام تورم انجام محاسبات مربوط به استهلاک عملاً غیر ممکن است. زیرا افزایش کم و بیش قیمتها مانع از آن است که بتوان قیمت خرید یک ماشین را در آینده پیش بینی کرد و بر مبنای آن به تامین "ذخیره استهلاکی" اقدام نمود.

6.     انحراف امکانات تولید از فعالیتهای مطلوب به فعالیتهای نامطلوب:

تورم می تواند انحراف عوامل و منابع تولیدی از فعالیتهای اقتصادی مفید و مولد به سمت فعالیتهای غیر ضروری و غیر مفید و منشاء و محرک رواج مخا رج و مصارف خود نمایی و خریدهای ناشی از فخر فروشی و چشم و هم چشمی گردد.

7.     آثار تورم بر بودجه دولت:

با افزایش تورم میزان هزینه های عمومی افزایش می یابد چون دولت نیز مانند سایر مصرف کنندگان ناچار است ملزومات خود را گرانتر از سابق خریداری نماید. در نتیجه دولت کرایه و دریافتی خود را بایستی افزایش دهد. در نتیجه بایستی با مالیات غیر مسقیم با انتشار اسکناس متوسل شد متوسل به مالیات غیر مستقیم باعث می شود که تحت کالاهایی که از خریداران دریافت می شود افزایش یابد و در نتیجه احتمال تشدید تورم را به دنبال داشته باشد و متوسل به انتشار اسکناس نیز موقتا مشکل را حل می کند ولی موج جدیدی از افزایش قیمت را همراه دارد و در نتیجه شدت تورم را به دنبال دارد.

8.     آثار تورم به روابط بازرگانی خارجی

با افزایش تورم میزان صادرات کشور به خارج و میزان واردات از خارج افزایش می یابد و در نتیجه کسری تراز پرداخت ها را به همراه دارد. بنابراین می توان گفت که تورم می تواند هم آثار منفی و هم آثار مثبت در اقتصاد به جای گذارد. از یک طرف با انتقال قدرت خرید مصرف کنندگان به سرمایه گذاران باعث افزایش تولید و سرمایه گذاری شود و از سوی دیگر با ایجاد بی اطمینانی در جامعه و انحراف فعالیتهای مولد به سمت فعالیتهای غیر مولد و کاهش پس انداز و تشدید کسری تراز پر داخت ها می تواند آثار منفی در اقتصاد به جای بگذارد.

 

تورم رکودی

     قبل از دهه 1970 چنین تصور می شد که تورم همواره با رونق اقتصادی تولید ملی و افزایش اشتغال مقارن می باشد. این تصور مبنای منحنی فیلیپس را تشکیل می دهد که افزایش نرخ تورم یا نرخ مزد اسمی را با کاهش بیکاری همراه می داند. از دهه 1970 به بعد افزایش سطح عمومی قیمتها همراه با افزایش نرخ بیکاری از اعتبار سختی فیلیپس کاست و سبب شد که امروزه تورم توام با افزایش نرخ بیکاری به عنوان یک واقعیت پذیرفته شود در پی افزایش قیمت نفت و شوک های نفتی در دهه 1970 و اوائل دهه 1980 کشورهای صنعتی با رشد تورم بیکاری و تورم روبرو شدند و اقتصاد این کشورها در عین تورم دچار رکود بود این مشکل جدید تورم رکودی یا رکود تورمی نام گرفت که ترکیبی از تورم و رکود بود. در این نوع تورم بر خلاف تورم ناشی از فزونی تقاضا بر عرضه با وجود آن که اقتصاد جامعه به مرحله اشتغال کامل عوامل تولید نائل نشده است و بنابراین مقادیر قابل ملاحظه ای نیروی انسانی بیکار و ظرفیت تولیدی استفاده نشده وجود دارد. قیمت ها و مرزها افزایش می یابد و به این ترتیب جامعه در آن واحد در معرض رکود و تورم قرار می گیرد.

 

     به طور کلی می توان گفت هر عاملی که باعث افزایش هزینه های تولید در اقتصاد یک کشور گردد می تواند موجب به وجود آمدن تورم رکودی در اقتصاد شود شوک نفتی 1970 و اوائل دهه 1980 نیز به دلیل افزایش فشار هزینه تولید موجب تورم رکودی به کشورهای صنعتی شد. که کشورهای در حال توسعه تولید کننده نفت که سطح تولید اقتصاد شدیدا وابسته به نفت و درآمدهای نفتی است. کاهش درآمد نفت، تورم رکودی ایجاد می کند. 

 

تورم و رشد اقتصادی

     وجود و ماهیت ارتباط بین تورم و رشد اقتصادی یکی از موضوعات مورد بحث در بین اقتصاددانان بوده است در ابیات اقتصادی نظریات متفاوتی راجع به ارتباط بین این در متغیر کلان اقتصادی می توان یافت که هر کدام از این نظریات با توجه به نحوه نگرش و نحوه اثر گذاری تورم بر روی رشد اقتصادی یا رشد اقتصادی بر تورم به نتایج متفاوتی در این زمینه دست یافته اند. در این قسمت مروری مختصر بر ادبیات اقتصادی موجود در زمینه اثرات متقابل تورم و رشد اقتصادی می کنیم.





[ پنج شنبه 31 فروردین 1391  ] [ 10:23 AM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0
« پيش بيني مي‌شود تا سه سال آينده چين جاي ژاپن را به عنوان دومين بازار تبليغاتي جهان بگيرد. »

 

چين در حالي بالاترين رشد اقتصادي جهان را به خود اختصاص مي‌دهدکه تبليغات نقش مهمي در اين اقتصاد ايفا مي‌کند


 

به گزارش شبکه تلويزيوني بي بي سي، آمارها نشان مي‌دهد هم اکنون صنعت تبليغات تجاري در چين با رشد سي درصدي در سال رسيده است که بيشتر آن بر تبليغات تلويزيوني و اينترنتي متمرکز است.


 

تا سال 1979 هر گونه تبليغات در چين ممنوع بود اما اکنون اين مسئله از کنترل خارج شده است و به شکلي افسارگسيخته پيش مي‌رود به طوري که صنعت تبليغات در چين را نمونه‌اي از جستجو براي يافتن طلا در دنياي جديد توصيف مي‌کنند.


 

کارشناسان برآورد مي‌کنند ارزش تبليغات تجاري در چين امسال به حدود سي و دو ميليارد دلار برسد.


 

پيش بيني مي‌شود تا سه سال آينده چين جاي ژاپن را به عنوان دومين بازار تبليغاتي جهان بگيرد.


گرچه اکنون بيشترين تبليغات تجاري در چين با تلويزيون است اما رشد تبليغات اينترنتي ساليانه پنجاه درصد است که بزودي از تبليغات تلويزيوني پيشي مي‌گيرد

موضوع: اقتصادی

منبع: adnews.ir




[ پنج شنبه 31 فروردین 1391  ] [ 9:45 AM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0

 

تبلیغات به عنوان مهمترین ابزار موفقیت در زندگی افراد ، ایجاب می كند كه این ابزار به عنوان شاخه های علمی، اجتماعی ، فرهنگی و ارتباطی به دقت مورد مطالعه قرار ‌گیرد و با نگاهی علمی ، هنری و كارشناسانه‌ترو تخصصی مورد استفاده قرار گیرد تا موفقیت و اهداف را به دنبال داشته باشد.آنقدر تاثیر تبلیغات مهم ارزیابی شده است که می توان گفت نقش تبليغات در دنياي امروز، نقشي بي‌بديل و منحصر به فرد است.تبلیغات فقط در دنیای امروز مطرح نمی باشد،بلکه در قرون گذشته نيز يكي از عامل‌های استواری مكتب‌ها و مذهب‌ها بوده است. در این گفتار سعی بر آن است ضمن ارزیابی ضرورت وجود تبلیغات در اقتصاد مدرن و تبیین این موضوع به صورت جزیی و آسیب شناسی مختصر آن در ایران،به استفاده از تبلیغات در این دهکده جهانی جهت غلبه بر گفتمان جهانی پرداخته و به نوعی مشخص کنیم که غلبه بر فرهنگ جهانی با اقتصاد جهانی در پرتو استفاده بهینه و علمی از تبلیغات میسر است.برای سرآغاز، ارتباط را مي توان جرياني دانست كه درطي آن دو فقره يا تعداد بيشتري به تبادل افكار ، احساسات و عقايد مي پردازند. شركتها از طريق به كاربردن پيام‌هايي تلاش دارند رفتار ديگران را به روشی تغيير دهند يا در آنها نفوذ كنند و از اين راه موجب تحقق هدف‌های سازماني شوند.شركتها با فرآيند ارتباطات مي خواهند بر محيط خود اثر بگذارند . ارتباطات در دنياي شلوغ امروزي ، مديريت فرآيند خريد مشتري در بلند مدت است.برهمين اساس بازاريابان به مرحله پيش از خريد ، زمان خريد و پس از مصرف توجه مي كنند.چون مشتريان متفاوت هستند ، بنابراين ارتباطات اثربخش در بخشهاي مختلف بازار متفاوت است . بنگاههاي اقتصادي موفق با بررسي ابزارهاي مختلف ارتباطي در جهت دستيابي به اهداف از پيش تعيين شده تلاش مي كنند.تبليغات يكي از اجزاي پنجگانه ابزارهاي ترويج است كه به همراه پيشبرد فروش ، روابط عمومي ، فروش شخصي و بازاريابي مستقيم ، در برقراري ارتباط با مخاطبان هدف به كارگرفته مي‌شود . علاوه بر ابزارهاي پنجگانه ترويج ، ساير اجزاي آميزه بازاريابي نيز در ايجاد و توسعه ارتباط با مخاطبان موثرند . دربين ابزارهاي مختلف ارتباطي كه نشان داده شده اند ، نقش تبليغات در بازار ايران به ویژه در بازارهاي مصرف دارای اهميت است . ضروری است كه در ادامه بحث تعریفی از تبلیغات و ابعاد آن داشته باشیم. "دان" و"استون " د ركتاب " نقش تبلیغات بازرگانی در بازار یابی مدرن "تعریفی برا ی تبلیغات ارائه می‌دهند كه می‌توان آن را از دیدگاهی نظام مند چنین مطرح كرد.

 

تبلیغات ، عبارت از برون داده ( Putout) سازمان به صورت ارتباط غیر شخصی (non-personal) و پرداختی ( Paid) از طریق رسانه‌های مختلف به منظور آگاه سازی (inform) و یا اقناع (Persuade) بخشی از مخاطبان تشكیل دهنده عامه، به عنوان محیط سازمان.تبليغ معرفي كالا يا خدمات به وسيله شيوه هاي غير شخصي به مسئوليت فرد يا سازمان است. تبليغ راهي مناسب براي آگاه كردن مردم و تشويق آنان به خريد كالا يا خدمتي است كه نياز و خواست ايشان را برطرف كند . سازمان‌هاي تجاري و شركت‌هاي بازرگاني ، سازمانهاي غيرانتفاعي ، نهادهاي اجتماعي و حرفه اي و حتي اشخاص سياسي ، همه براي اعلام موجوديت خود وآگاهي مردم از تبليغ استفاده مي كنند. تبليغات نيرومندترين ابزار آگاهي بخش در شناساندن يك شركت ، كالا ، خدمت يا انديشه و ديدگاه است . تبليغات هنگامي به خوبي كارساز است كه محدود به بازار هدف باشد.پس نخستین گام در تبليغات ، بررسي و شناسايي دقيق مخاطبان هدف از جنبه هاي مختلف فرهنگي ، اقتصادي ، جمعيت شناسي و ... است . بايد پذيرفت كه هر فعاليتي در بازاريابي رقابتي از جمله تبليغات مي بايست با تحقيقات بازاريابي رقابتي از جمله تبليغات مي بايست با تحقيقات بازاريابي شروع شود.به همين دليل است كه تحقيقات و پژوهش را به عنوان نخستین گام در فرمول گام‌هاي بنيادين فرآيند بازاريابي قرار داده اند که متاسفانه در کشور ما اهمیت چندانی به آن داده نمی شود.دهه‌هاي‌ اخير بستر تحولات‌ عميقي‌ در اقتصاد جهاني‌ بوده‌ است‌ و تحولاتي‌ كه‌ نمود آن‌ دراقتصادهاي‌ ملي‌ و منطقه‌اي‌ بيش‌ از پيش‌ به‌ چشم‌ مي‌خورد. امروز در دوراني‌ به‌ سر مي‌بريم‌ كه‌ در آن‌اقتصاد ملي‌ و منطقه‌اي‌ نيز معنايي‌ نمي‌يابد. حلقه‌ رقابت‌ در عرصه‌ تجارت‌ هر روز تنگ‌تر و پيچيده‌ترمي‌شود و خلق‌ مزيت‌ها و توليد و فروش‌ كالا محور فعاليت‌هاي‌ اقتصادي‌ قرار مي‌گيرد. بدون‌ ترديد آينده‌از آن‌ كساني‌ خواهد بود كه‌ با درايت‌ و تدبير و به‌ كارگيري‌ مناسب‌ترين‌ روش‌ها و ابزار، گوي‌ سبقت‌ را ازرقيبان‌ بي‌ شمار و قدرتمند بربايند. ما نيز اگر بخواهيم‌ بمانيم‌ راهي‌ جز تجهيز و تربيت‌ همه‌ عامل‌ها‌ مؤثردر عرصه‌هاي‌ توليد و فروش‌ نداريم‌.راهي‌ بي‌ بازگشت‌ را پيش‌ رو داريم‌. راهي‌ كه‌ شايد با تبيين‌ محورهاي‌ اصلي‌ بتوانيم‌ شناخت‌ كامل‌از آن‌ داشته‌ باشيم‌. اين‌ محورها عبارتند از:

 

محور نخست‌: ايجاد بينش‌ (attitude) و درك‌ صحيح‌ از مفهوم‌ تبليغات‌ (advertising) و قايل‌شــدن‌ به تفـاوت‌هاي‌ اسـاسي‌ بيـن‌ ايـن‌ اصطلاح‌ بـا بــاور ســـــازي‌ (propagand) و روابط عمــــومـــي‌(Public relations) و نهادينه‌ كردن‌ فرهنگ‌ تبليغات‌ به‌ عنوان‌ صنعتي‌ كه‌ باور توليد مي‌كند. محور دوم‌: افزايش‌ سطح‌ دانش‌ عمومي‌ (knowledge) در زمينه‌ تبليغات‌ با بهره‌گيري‌ ازسيستم‌هاي‌ آموزشي‌ مدرن‌ و به‌ روز از يك‌ سو و تعريف‌ ساختار يك‌ نظام‌ آموزشي‌ براي‌ پرورش نيروهاي‌متخصص‌، مجهز به‌ دانش‌ روز ساماندهي‌ افكار عمومي‌.محور سوم‌: تعريف‌ يك‌ نظام‌ اجرايي‌ براي‌ شفاف‌ سازي‌ شيوه‌هاي‌ اجرايي‌ و شناسايي‌ گروه‌هاي‌حرفه‌اي‌ و تعيين‌ پارامترهاي‌ مشخص‌ براي‌ جداسازی آنان‌ با گروه‌هاي‌ غير حرفه‌اي‌ فعال‌ در عرصه‌هاي‌تبليغاتي‌. در این رابطه ، هدف و وظیفه تبلیغات افزایش بزرگ " بازاریابی و بازار افزایی" است و هر گونه بی توجهی و بهره برداری صحیح نکردن از این ابزار، نه تنها موفق نشدن را در پی داشته، بلكه موجبات عقب ماندن از رقابت ها و سبقت‌های بازار یابی  کالا و خدمات ودر نهایت شكست و ورشكستگی در دنیای بازاریابی صحیح و اصولی در عرصه بین المللی را در پی خواهد داشت. از مسائل مهم تبلیغات، نوباوري‌ است که مبناي‌ هر گونه‌ نوآوري‌ و نوآفريني‌ است‌ و‌ خود از اساسي‌ترين‌ عوامل‌ موفقيت‌ در بازاررقابت‌ آينده‌ به‌ شمار مي‌رود. نوباوري‌ يعني‌ اعتقاد و احترام‌ واقعي‌ به‌ تازگي‌، تحول‌، ابتكار، خلاقيت‌ وابداع‌ و با ارزش‌ دانستن‌ و ارج‌ گذاشتن‌ براي‌ هر گونه‌ كوشش‌ و پويش‌ در راه‌ زايش‌ ايده‌ها و فكرها وآفرينش‌ تازه‌هاست‌.آينده‌ متعلق‌ به‌ نوآوران‌ و نوآفرينان‌ است‌. زيرا هر اندازه‌ رقابت‌ بيشتر مي‌شود و تكنولوژي‌پيشرفت‌ مي‌كند و اقتصاد به‌ سوي‌ جهاني‌ شدن‌ حركت‌ مي‌كند، انتظارات‌ و ترجيحات‌ مخاطبان‌ دگرگون‌مي‌شود و ديگر نمي‌توان‌ "با آن‌ چه‌ موجود است‌" شانسي‌ براي‌ "آن‌ چه‌ مطلوب‌ است‌" يافت‌. آينده‌ از تكرارها مي‌گريزد و با كهنگي‌ها مي‌ستيزد. يكنواختي‌ را از انديشه‌ و عمل‌ مي‌زدايد و باشور و نشاط در به‌ روي‌ تازگي‌، تنوع‌ و تمايز مي‌گشايد. آينده‌ از آن‌ كساني‌ است‌ كه‌ با نوآوري‌، نوآفريني‌،هم‌ افزايي‌ و هم‌ سويي‌ حركت‌ مي‌كنند. زيرا هر اندازه‌ دامنه‌ رقابت‌ بيشتر باشد قدرت‌ فردي‌ عمل‌ كردن‌كمتر مي‌شود و نياز به‌ همكاري‌ و همبستگي‌ افزايش‌ مي‌يابد.تبليغات‌ داراي‌ ارزش‌هاي‌ فرهنگي‌ است‌ و مبناي‌ فرهنگ‌ تبليغات‌ ارتباط با انسان‌ها و احترام‌ به‌آنهاست‌. دنياي‌ آينده‌ دنياي‌ رقابت‌، سبقت‌ و سرعت‌ است‌ كه‌ سستي‌، ايستايي‌، كهنگي‌ و كهنه‌ گرايي‌ رامردود مي‌سازد و مخاطب‌ باوري‌ را محور فعاليت‌ قرار مي‌دهد و شناخت‌ واقع‌ بينانه‌ را مبناي‌ هرگونه‌سازندگي‌ و بالندگي‌ مي‌داند. فعاليت‌ در عرصه‌ تبليغات‌ در جامعه‌ امروز ما نيازمند دانش‌ بيشتر، بينش‌ عميق‌تر و وسيع‌تر وآشنايي‌ با روش‌هاي‌ متفاوت‌ و برتر است‌. تبليغات‌ در آغازين‌ سال‌هاي‌ هزاره‌ سوم‌ در جامعه‌ ما نيازمندافرادي‌ است‌ كه‌ حرفه‌اي‌ بينديشند، ببينند، بگويند، عمل‌ كنند و رشد كند تا نيازهاي‌ امروز جامعه‌ رابرآورده‌ سازند و جامعه‌ را در مسير رشد و بالندگي‌ و توسعه‌ قرار دهند.صنعت‌ تبليغات‌ با همه‌ پیشینه‌هایی‌ كه‌ در كشور ما دارد هنوز هم‌ جوان‌ و هم‌ غير علمي‌ است‌. اين‌واقعيت‌ نبايد كسي‌ را بر آشفته‌ كند كه‌ تبليغات‌ در كشور ما در حد ساير فنون‌ و هنرهاي‌ رسانه‌اي‌ ما(نسبت‌ به‌ جهان‌ رسانه‌ها) است‌. تبليغات‌ در جهان‌ امروز و در عصر انفجار اطلاعات‌، در بده بستان‌های‌ اقتصادي‌ و فرهنگي‌ از جايگاه‌علمي‌ - تخصصي‌ و در ابعادي‌ وسيع‌تر، هنري‌ برخوردار است‌. فرد فعال‌ در عرصه‌ تبليغات‌ با بهره‌گيري‌ ازعلوم‌ مختلف‌ از جمله‌ روان‌شناسي‌، جامعه‌شناسي‌ و نيز شناخت‌ فرهنگ‌ و آداب‌ و رسوم‌ مخاطبان‌،مي‌تواند در عرصه‌ رقابت‌ها، بهترين‌ و كارآمدترين‌ شيوه‌ها را به‌ كار گيرد.با تمام‌ توجهي‌ كه‌ دنياي‌ پيشرفته‌ به‌ اين‌ امر نشان‌ مي‌دهد و درصد بالايي‌ از هزينه‌ها را به‌ امرتبليغات‌ اختصاص‌ مي‌دهد، در كشور ما با وجود نياز حياتي‌ به‌ توسعه‌ اقتصادي‌، اين‌ امر ناشناخته‌ و موردبي‌ مهري‌ قرار گرفته‌ است‌. واقعيت اين است كه در كشور ما روابط عمومي وتبلیغات در جايگاه مناسبي قرار نگرفته است. البته نسبت به چند سال گذشته از وضعيت مناسب تري برخوردار شده است، هرچند رضايت بخش نيست. روابط عمومي هنوز از جايگاه مطلوبي برخوردار نيست چون هنوز بعضي از مديران ما روابط عمومي وتبلیغات را نپذيرفته اند و به آن اعتقاد ندارند. افراد غيرمتخصصي در روابط عمومي سازمان ها مشغول شده اند، اين در حاليست كه وقتي متخصص در روابط عمومي قرار نگيرد روابط عمومي كه در مديريت بسيار اثر گذار است، سازمان در حالت كما قرار مي گيرد و نمي تواند روند مثبت و رو به جلويي داشته باشد. روابط عمومي بايد مديريت سازمان را مديريت كند. روابط عمومي وتبلیغات پل ارتباطي بين سازمان و مخاطبان است. نيازهاي مخاطبان را شناسايي مي كند و به مديريت سازمان اطلاع مي دهد تا مديريت بر مبناي اين نيازها سياست گذاري كند و محصولات مورد نياز مردم را عرضه كند. روابط عمومي كه با اين اطلاعات مدير سازمان را مديريت كند، رضايت بخش خواهد بود.نکته ی مهم در مورد بازاریابی و تبلیغات توجه به این مسئله اساسی است که تبلیغات وبازاريابي در فضاي رقابت رشد و نمو مي كند و در فضاي غيررقابتي و انحصار، منزوي مي شود. بعد از انقلاب اسلامي شرايطي در كشور حاكم بود كه اقتصاد ما دولتي، بسته و درون گرا و در جهت از خصوصي به دولتي شدن بود. در اين فضا، با شروع جنگ تحميلي، پديده هاي ديگري صورت گرفت كه بازاريابي  رنگ پريده شد. در نتيجه بازاريابي يك دوران خاموشي را سپري كرد. نه تنها هيچ حركت علمي وجود نداشت، بلكه آموزش در اين زمينه هم بي معني بود. بعد از مدتي بازاريابي در ايران به شكل بازاريابي سنتي انجام شد. كمي گذشت و در اين زمان مجبور بوديم بحث رقابت در بازاريابي را بپذيريم، اما هنوز بازاريابي ايران رقابتي نيست. بازاريابي حركت خود را آغاز كرده است و در حال حاضر دوران گذار را طي مي كند. در اين دوران، بايد مراقب باشيم هيجانات را كنار بزنيم تا افراد غيرحرفه اي در اين شرايط نتوانند پرواز كنند و مسير بازاريابي را در مسير علمي و حرفه اي هدايت كنيم. مشاور مدير عامل، جايگاه اصلي روابط عمومي است. قايم مقام مدير عامل نيز جايگاه اصلي بازاريابي است. بازاريابي، تبليغات و روابط عمومي مانند اعضاي بدن بايد با هم هماهنگ و به طور منسجم كار كنند. چون در آستانه ورود به دنياي تبليغات هستيم همه بنگاه ها نياز به تبليغ را احساس كرده اند. آهسته آهسته بسياري از بنگاه ها لزوم اطلاع رساني را درك كرده اند كه اين موضوع به جايگاه اصلي تبليغات منجر مي‌شود.رمز موفقيت‌ در فعاليت‌هاي‌ تبليغاتي‌ بستگي‌ به‌ درك‌ و اجراي‌ آن‌ در محيط‌هاي‌ مختلف‌ متناسب‌ با ويژگي‌ها - خصوصيات‌ مخاطبان‌ و شرايط‌ اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي‌ و رقابتي‌ حاكم‌ بر جامعه‌ دارد و در عين‌ حال‌ براي‌ انجام‌ تبليغات‌ مؤ‌ثر و اثربخش‌ در هر جامعه‌ و آگاهي‌ از شيوه‌هاي‌ متناسب، بايد مطالعه‌ها‌ و پژوهش‌ها لازم‌ صورت‌ گيرد و از نتايج‌ اين‌ مطالعات‌ در تدوين‌ و اجراي‌ برنامه‌هاي‌ تبليغاتي‌ بهره‌ گرفته‌ شود.فرآيند طراحي‌ برنامه‌هاي‌ مؤ‌ثر تبليغات‌ ‌در طراحي‌ برنامه‌ تبليغات، مديران‌ بازاريابي‌ اغلب‌ كارشان‌ را با شناسايي‌ بازار، هدف‌ و انگيزه‌هاي‌ خريدار شروع‌ كنند. سپس‌ آنان‌ پنج‌ تصميم‌ اساسي‌ معروف‌ به‌(5M) معروف‌ را به‌ شرح‌ زير به انجام رسانند:

 

1 – هدف‌های‌ تبليغات‌ چيست؟Mission) ) 2 – چقدر هزينه‌ صرف‌ مي‌شود؟Money) )3 – چه‌ پيامي‌ بايد ارسال‌ شود؟Message) )4 – چه‌ رسانه‌اي‌ بايد مورد استفاده‌ قرار گيرد؟Media) )

5 – نتايج‌ چگونه‌ ارزيابي‌ مي‌شوند؟Measurement) ) ‌در مورد مزايا و معايب، نقش‌ مثبت‌ و منفي‌ تبليغات‌ در اقتصاد، از ديدگاه‌هاي‌ مختلف‌ بحث‌هاي‌ زيادي‌ شده‌ نظريات‌ گوناگوني‌ ابراز شده‌ است. ممكن‌ است‌ استفاده‌ از آگهي‌هاي‌ در راه‌ خدمت‌ به‌ جامعه‌ بكار افتد و يا اينكه‌ از نظر جامعه‌ زيان‌ بخش‌ باشد و از آنجا كه‌ هدف‌ اصلي‌ دولت‌ها حمايت‌ از منابع‌ ملي‌ و اجتماعي‌ است‌ در بيشتر كشورها چه‌ از طرف‌ دولت‌ و چه‌ از طرف‌ مؤ‌سسات‌ آگهي‌ قوانين‌ و مقرراتي‌ در اين‌ مورد به‌ تصويب‌ رسيده‌ كه‌ اجرای آن  گریز ناپذیر مي‌باشد. در اصل اگر هدف‌ تبليغات‌ جز جلب‌ توجه‌ ديدگاه‌هاي‌ عمومي‌ و نفوذ در مردم‌ باشد به ناچار‌ اين‌ صنعت‌ نمي‌تواند در ميان‌ توده‌اي‌ از اجتماع‌ بدون‌ انتقاد راه‌ خويش‌ را در پيش‌ گيرد و يا بدون‌ تشويق‌ و دلگرمي‌ به‌ كار خود ادامه‌ دهد كه‌ اصل‌ اين‌ انتقادات‌ بر سيستم‌ اجتماعي‌ و اقتصادي‌ جامعه‌ است‌ نه‌ نهاد تبليغات. " آلفرد مارشال‌ " دانشمند علم‌ اقتصاد در كتاب‌ خود به‌ نام‌ " صنعت‌ و تجارت‌ " اشاره‌ نموده‌ است‌ كه‌ تبليغات‌ دو نمونه‌ اعمال‌ مي‌شود يكي‌ " سازنده‌ " كه‌ جنبه‌ اطلاعاتي‌ دارد و اطلاعات‌ لازم‌ را در مورد وجود و محل‌ فروش‌ كالا در اختيار مصرف‌ كنندگان‌ قرار مي‌دهد و در حد خود نيز مفيد مي‌باشد و ديگري‌ تبليغات‌ " ستيزگر " كه‌ جنبه‌ از ميدان‌ بيرون‌ كردن‌ رقبا را دارد و بطور‌ زيان‌ بخش‌ است .متاسفانه ما به تبليغات فقط به عنوان ابزار فروش نگاه مي كنيم، ولي از لحاظ علمي تبليغات فقط براي فروش نيست. نكته ديگر اين است كه تبليغات در كشور به شدت از ضعف آموزشي رنج مي برد. سامانه ارتباطات بازرگاني هم در كشور ما ضعيف است.در دنیایی که سخن از دهکده جهانی است  و بحث پیوستن کشورها به WTO داغ است،سخن از تبلیغات و استفاده از روش‌های علمی و گسترده آن چه در بعد داخلی و چه در بعد بین المللی  علاوه بر تصاحب بازارها و در نوردیدن مرزهای جغرافیایی برای فروش کالا ،مسئله ای مهمتر و اساسی تر در قالب بحث فرهنگ رسانه ای و تبلیغاتی مطرح است.بدین مفهوم که ایران با استفاده موثر و مفید از ابزار هدفمند تبلیغات در عرصه ی اقتصاد نه تنها می تواند به توسعه ی صادرات و افزایش تولید ناخالص داخلی بیانجامد ،بلکه مهمتر از آن با صادرات کالای خود می تواند به نوعی فرهنگ خود را به کشور دیگر صادر کرده  وارزش های ایرانی و اسلامی خود را جهانی کند.مبحثی که در فرهنگ رسانه ای و تبلیغاتی می تواند مطرح باشد،انتقال فرهنگ ،نوع مصرف و حتی سبک زندگی در کشور های دیگر است که با روش های دقیق و کارشناسی شده ی علمی ممکن است و دور بودن ازاین موارد و عدم استفاده صحیح از آن می تواند به معنای پذیرش کالا ،فرهنگ و ارزشهای کشورهای دیگر باشد.وقتی به عنوان نمونه یک پوشش خاص با تبلیغات گسترده و بیشتر کشش‌دار خود ،مرزها را پشت سر گذاشته و به فرهنگ های دیگر رسوخ ونفوذ می کند،باید پذیرفت که فرهنگ کشور دیگر ،نیز،لابلای کالاهای گوناگون  وارد حوزه ی مدیریتی و زندگی ما شود وچنانچه نتوانیم از یک طرف اقتصاد خود را شکوفا کرده و از طرف دیگر نتوانیم از ابزار تبلیغات با روش های علمی و نوین به به روش نیکو استفاده کنیم ،باید منتظر تباهی خود و غرق شدن در فرهنگ های جهانی باشیم. که این موضوع زنگ خطر بزرگی برای بیدار شدن ما واستفاده از ابزارهای دنیای نو(مدرن) جهت غلبه بر دنیای نو (مدرن) می باشد.

منبع:http://nasle-farda.ir




[ پنج شنبه 31 فروردین 1391  ] [ 9:44 AM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0

جایگاه تبلیغات در تولید صنعت و اقتصادتبلیغ در کلام از مصدر بلغ به معنی آگاهی دادن یا مطلع کردن می باشد و به کسی که در این راه فعالیت می کند مبلغ یا تبیغاتچی گفته می ود هارولد لاسول جامعه شناس آمریکایی می گوید : تبلیغات در معنی گسترده آن ، فن تحت تاثیر قرار دادن عمل انسان از طریق دستکاری تصورات یا بازنمده هاست ، همچنین تبلیغ کوششی است تعمدی و حساب شده که به منظور شکل دادن به دریافت ، دستکاری کردن ادراک و همسو کردن رفتار مخاطبان با نیت مورد نظر مبلغ صورت می گیرد .
توسعه اقتصادی ، پیشرفت های صنعتی ، سهولت ارتباطات بین المللی و استفاده از وسایل ارتباط جمعی در سطح گسترده در قرن کنونی تبلیغات و ضرورت توجه به آن مطرح ساخته است اگر چه اولین اثر تبلیغاتی شناخته شده در جهان به سه هزار سال پیش تعلق دارد که در شهر تبس یونان بدست آمده است و حاوی اعلان پاداش برای دستگیری برده ای بر روی کاغذ پاپیروس است اما تبلیغات به مفهوم امروزی آن از قرن هفدهم و هیجدهم زمانی که شهرنشینی همزمان با گسترش وسایل ارتباط جمعی و افزایش تولید انبوه رایج شد به عنوان یکی از ضرورتهای ارتباطی در جهان مطرح گردید . در اواسط قرن ۱۷ روزنامه مرکوری Marcuries به صورت هفتگی رد انگلستان به چاپ می رسید و اولین آگهی معرفی قهوه در سال ۱۶۵۲ و شکلات ۱۶۵۷ و چای ۱۶۵۸ میلادی در این روزنامه منتشر شد و اولین آگهی که ایجاد رقابت بین کالا را شروع کرد در ۱۴ سپتامبر ۱۷۱۰ میلادی در روزنامه تاتلر در آمریکا شروع شد که به معرفی یک نوع دارو پرداخته بود گرچه پیش از این روزنامه بوستن در ۲۴ آوریل ۱۷۰۴ میلادی در آمریکا اقدام به درج آگهی نمود درج آگهی تبلیغاتی در ایران از سال ۱۲۶۷ هجری قمری یعنی ۱۴ سال پس از انتشار اولین روزنامه کشور (کاغذ اخبار) و ۱۵ سال پس از رواج کاربرد آگهی در مطبوعات غربی رایج شد و برای اولین بار درج آگهی در زونامه اطلاعات در دهه اول ۱۴ هجری شمسی اغاز شد شروع درج تبلیغات تجاری به معنای واقعی آن در سال ۱۳۲۵ شمسی در روزنامه کیهان بوده است .
● نقش تبلیغات در توسعه اقتصادی
امروزه تبلیغات به عنوان یک صنعت در دنیا شناخته شده است این صنعت در دنیا به تولید کننده انگیزه کاری می دهد و تبلیغات سالم می تواند بازار سالم ایجاد کند به قول کارشناسان اگر کالایی کیفیت خوبی نداشته باشد هر قدر هم که تبلیغات جذاب و خوبی داشته باشد نمی تواند به نتیجه برسد یعنی شاید با تبلیغات بتوان یک بار خریدار را وادار به خرید کرد ولی برای همیشه نمی توان این کار را کرد . این کیفیت است که تعیین کننده نهائی است . امروزه تبلیغات به عنوان یک ضرورت در جامعه ایران مطرح است که به معرفی کالاها و تولیدات و در خدمت براورده ساختن نیازهای ضروری زندگی انسان قرار دارد تبلیغات باید در خدمت رونق بخشیدن به حرکت چرخ های اقتصادی یا شناساندن محصول و . . . باشد . تبلیغات در حقیقت زبان و وسیله ارتباط بنگاه اقتصادی با جامعه است و قطع تبلیغات به نوعی مرگ کالا محسوب می شود که اگر ناآگاهانه ، تقلیدی ، سفارشی ، و با دید غیر کارشناسی و غیر تخصصی انجام شود ، چاهی است که کالا و صاحبش را در خود فرو می کشد بر عکس یک تبلیغ خوب ابتدا توجه مخاطب را جلب و سپس او را بدان محصول علاقمند می کند . تبلیغ گسترده و علمی باعث می شود که کالای ایرانی در برابر رقیب خارجی بازار بیشتری بیابد و به فروش برسد و کارخانه دار با شکست مواجه نگردد و جامعه نیز مواجه با خیل عظیم بیکاران نشود . نقش تبلیعات و آگهی در دنیای تجارت این است که خریدار و فروشنده را به هم نزدیک تر کرده و باعث ایجاد ارتباط گردد دانشمندان علوم اجتماعی معتقدند که تبلیغات در مردم انگیزه های قابل ملاحظه ای در افزایش سطح زندگی مردم داشته است . زیرا تبلیغات در مردم انگیزه های فراوانی برای خرید کالا ایجاد می نماید و تقویت این انگیزه باعث می گردد تا آنان برای بدست آوردن دستمزد و درآمد بیشتر میزان کار و تلاش خود را افزایش داده تا از این طریق بتوانند ضمن بر طرف نمودن احتیاجات ضروری و نیمه ضروری ، کالاهای لوکس و تجملی نیز خریداری نمایند که این امر موجب رونق کسب و کار ، تجارت ، اشتغال و کاهش بیکاری می گردد به نوعی تبلیغات باعث بازگشت سرمایه و جاری شدن خون در رگ تولید و حیات اقتصادی کشور می گردد . دکتر علی اکبر فرهنگی استاد مدیریت و ارتباطات می گوید : از تبلیغات می توان به خوبی برای اطلاع رسانی بازار گشائی و پاسخ دادن به نیازهای مصرف کنندگان استفاده کرد اما در عین حال باید از مصرف زدگی و مصرف گرایی لجام گسیخته پرهز نموده و از تبلیغات برای استقرار شرایط انسانی و عقلانی و ایجاد روابط منطقی استفاده کرد . تبلیغ در مردم ضمن ایجاد علاقه و تشویق به خرید کالا ، اگاهی و هوشیاری آنان را نیز در این زمینه افزایش می دهد . تبلیغ و تبلیغات می تواند در بالابردن توسعه فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی جامعه نقش بسزایی داشته باشد . نکته ای که باید در تبلیغات به آن توجه کنیم این است که تبلیغ یک منبع کسب اطلاعات و صرفه جوئی در وقت برای مصرف کننده و راهی برای رسیدن به یک هدف نهائی پیام دهنده می باشد از طرف دیگر تبلیغ راهی برای رساندن پیام به دیگران از طریق ایجاد روابط منطقی به منظور تغییر دگرگونی در بینش ، تفکر ، خواسته ها و رفتار می باشد .
باید به این نکته توجه داشت که تبلیغات صنعت و حرفه ای است که اگر صحیح به آن پرداخته شود می تواند در ایجاد اشتغال نقش به سزایی را داشته باشد و مشاغل جدیدی را به وجود آورد . و از سوی دیگر به سبب ایجاد رقابت برای افرادی که در این رشته فعالیت می کنند ، باعث رشد تولید ، صنعت ملی و توسعه اقتصادی گشته و تولیدات غیر نفتی را بالا می برد . این موضوع به امر صادرات به جهت بالا رفتن کیفیت نیز کمک می نماید . تبلیغات یک صنعت عظیمی است که از علوم متفاوتی شامل : روانشناسی ، مردم شناسی . جتمعه شناسی ، رفتار شناسی مدیریت سازمانی ، اقتصاد ، مدیریت صنعتی علوم مرتبط با تولید ، بسته بندی ، گرافیک ، طراحی ، نقاشی ، حسابدرای و . . . که هر کدام در محل عملیاتی خود بسیار مهم و اثر گذار می باشند بهره می گیرد و تبلیغات تجاری یک جزء لازم برای اقتصاد ممالک می باشد . تبلیغ سبب رونق اقتصادی ، رونق اجتماعی ، ایجاد شغل ، تحول در بازار ، سیر تکامل اجتماعی و بالا رفتن فرهنگ مصرف صحیح می گردد . امروزه تبلیغات در غرب در دو بعد مطرح است تبلیعاتی که به عنوان پروپاگانا نم می برند و به تبلیغات سیاسی و اجتماعی معروف است هیچ انگیزه تجاری و سود مالی در آن نهفته نیست صرفاً دنبال منافع معنوی یا سیاسی است . نوع دیگر تبلیغات تجاری یا Advertising به معنی آگاهی دادن است .
بازاریابی و تبلیغ هر دو برای فروش بیشتر ، مستمر و صحیح فعالیت می نمایند حفظ نگهداری مخاطبین (مشتریان) جلب مشتریان جدید ، آگاهی صحیح و منطقی دادن به آنها از وظایف تبلیغات است . در حقیقت تبلیغات یک منبع کسب اطلاعات و صرفه جویی در وقت برای مصرف کننده می باشد . مدیران و مجریان تبلیغ باید به شاخصه های مهم انتشار یک پیام توجه کنند حوزه انتشار پیام ، زمان انتشار پیام ، ابزار انتشار پیام ، موقعیت انتشار و تکرار پیام های تبلیغی از جمله این شاخصه های مهم تبلیغی است ، یک تابلو تبلیغاتی با پیام جذاب و هزینه ای اندک می تواند از بسیاری از مشخصه های یک پیام ارتباطی برخوردار باشد به شرط آن که از ویژگی های بهینه بهره مند گردد .البته باور کردنی نیست که سالانه شرکتهای تولیدکننده کلالا وخدمات در سطح بین المللی و سطح ملی چه رقم بالایی هزینه می کنند تا به جمعیت میلیاردی ساکن دهکده جهانی بقبولانند که آنچه تولید کرده اند همانی است که خواسته اند بسیار بیش از آن شرکت های عظیم تولید کننده کالاهای مصرفی تابلوهای تبلیغاتی عریض و طویل خود را به چشم جهانیان بنمایانند این شعار کشف شده بود که همیشه حق با مشتری است یک آژانس تبلیغاتی موظف است در سطح وسیعی به فعالیتهای تحقیقی دست بزند مانند بررسی خصوصیات مختلف بازار ، تجزیه و تحلیل بازار از نظر اقتصادی ، تخمین وسعت بازار .
بررسی موقعیت شرکت مورد نظر در صنعت ، گروه بندی مصرف کنندگان بر اساس مقدار مصرف چگونگی مصرف ، عادات موثر در مصرف ، استفاده از روش های مناسب تبلیغ از جمله هدایای تبلیغاتی فیلم ها ، طرح ها و پوسترهای تبلیغاتی و نیز برنامه ریزی و زمان بندی انجام تبلیغات با راههای برقراری رابطه موثر با مصرف کنندگان می باشد . در یکی از تعاریف تبلیغات بازرگانی عبارت است از پیش بینی و تهیه پیام های سمعی و بصری که در ازاء پرداخت بهای نشریک یا چند عامل تبلیغاتی به اطلاع مردم رسانیده شود این پیام ها حامل خبری از خصوصیات و امتیازات یک کالا یا خدمت با یک فکر یا شیوه عمومی خواهند بود که اطلاع از آنها موجب افزایش فروش کالا یا استقبال عمومی از خدمت و فکر مورد نظر است علاوه بر این در عمر مصرف و تولید انبوه بخش مهمی از هدف تبلیغات مطلع کردن مردم نسبت به تازه های تولید است و هدف اصلی آن معرف یک کالا و فروش ان است هزینه تبلیغات یک هزینه سربار نیست و تبلیغات خرج خودش را در می آورد . نقش آگهی در دنیای تجارت این است که خریدار و فروشنده را به هم نزدیک کند یک اگهی خوب ابتدا توجه مخاطب را جلب و سپس او را بدان محصول علاقمند می کند استفاده از یک عضو هنری واحد ، بیشترین تاثیر را دارد به خصوص در آگهیکوچک که جا و فضا ، ارزش بیشتری دارد . وقتی که همه اطلاعات جمع آوری شد باید آن اطلاعات را به منظور تدوین یک استراتژدی فروش تحلیل کنید . یک شرکت طراحی اگهی باید به مواردی چون جلب نظر مشتری ، نفع مشتری انگیزه خریدار و خرید توجه کند در این زمیه باید از نیازهای عقلانی و احساسی هر دو استفاده شود .
در یک تعریف تبلیغات تجاری نوعی از ارتباطات است که با هدف معرفی جلب توجه و یا تشویق نسبت به کالا ، خدمت ، نیاز موسسه و یا آموزه ای از سوی شخص حقیقی یا حقوقی معینی با استفاده از وسایل گوناگون خطاب به توده گروه یا فرد انجام می شود اگر کارخانهای تولید بالا داشته باشد اما از طریقه و ارائه محصول و بازار و تعیین بازار مصرف و آشنا کردن مشتریان با محصول جدید در برنامه کاری خود قرار ندهد موفق نخواهد شد در تبلیغات باید منافع ملی ، مصالح ملی ، اموزش . جلب مشارکتهای عمومی را در روند توسعه در نظر گرفت تبلیغات بایددائمی ، مستمر و با ظرافت باشد نه مقطعی ودر موقع بحران .
عمده ترین اهداف تبلیغات می تواند به شرح ذیل باشد :
الف) اشنایی مخاطب با کالا
ب) ایجاد تصور خاص مثبت در ا نسبت به کالا و ترغیب او به مصرف آن ، برای بدست آوردن وانجام رساندن هر یک از این مراحل به طور کامل باید اطلاعات لازم را از طریق تحیقات بدست آورد اطلاعات در باره این که :
▪ چه باید گفت (محتوای پیام )
▪ چگونه باید گفت (ابزار و شرایط تبلیغ)
▪ اثر چه بود (تاثیر تبلیغ)
ما باید در تبلیغ نشان بدهیم دوستی هستیم که برای کمک آمده ایم تا برای تحیمل عقیده خود . به وقل ایزنهاور که در حدود ۵۰ سال قبل گفت : بزرگترین جنگی که در پیش داریم نبرد برای تسخیر افکار انسان هاست . سیسرو خطیب و سیاستمدار رومی در مورد تاثیر پیام گفته است : اگر می خواهی مرا متقاعد کنی باید اندیشه های مرا بشناسی احساس مرا حس کنی و با کلماتی که من حرف می زنم حرف بزنی .
این نکه را نیز در نظر داشت که تبلیغ هنر ، علم و صنعت است . دکرت علی محمد اربابی در کتاب تبلیغات تجاری از انتشارات داشنکده علوم ارتباطات اجتماعی سال ۱۳۵۰ می گوید : تبلیغ شامل پیام های دیدری ، گفتاری است که از طریق وسایل تبلیغاتی با پرداخت وجه مردم را به طریقی به یک نوع محصول یک خدمت ، یک فرک و . . . علاقمند می نماید و یا تبلیغات به کلیه اشکال ترغیب عمومی برای ایجاد تقاضا و بازار اطلاق می گردد که به واسطه ان ، افکار و تمایلات مردم را تحت تاثیر قرار داده ، مردم را به خرید کالا یا خدمت مورد نظر مبلغان تشویق می نماید . فروش فوری و رضایتبخش تولیدات تولین هدف تبلیغات است بنابراین آگهی باید گویا باشد برای این که جلب توجه نماید عنوان آگهی باید قوی و موثر باشد مخصوصا باید دید با چه نوع عنوان و عکسی می توان مردم را تحت تاثیر قرار دهد در نوشتن آگهی باید از تکرار و ذکر جملات مکرر و کلمات زاید و بی فایده خودداری نمود آگهی باید حاوی پیشنهاد تازه و ایجد حیثیت و شهرت کند ویلیام وایت یکی از نویسندگان آمریکا طی یک سلسله مقالات در سال ۱۹۵۰ در مجله معروف فورچون چاپ کرد و بعدها همان کتاب آیا کسی گوش می هد / را منتشر نمود می گوید : هیچ موسسه ای نمی تواند تنها با تعریف و تمجید و نشر آگهی های توخالی به جایئی برسد و اعتماد و تفاهم مردم را جلب کند جلب تفاهم در صورتی امکان پذیر است که موسسه با طبقات مردمی که با ان سرو کار دارند موضوعات مورد علاقه مشارکت نزدیک داشته باشد زیرا تجربه مشترک تنها پایه و اساس محکم و استوار برای ایجاد تفاهم است در هر کاری باید ارزشهای انسانی را ملحوظ و مورد نظر داشت تا بتوان در فکر و قلب و مغز دیگران نفوذ کرد .
تبلیغات بازرگانی باید به عامل رونق تجارت و صنعت . ، ارتقاء کیفی تولید و کاهش قیمت قلمداد شود اما به نظر متخصصات علوم اجتماعی نیز به نوعی شستشوی مغزی قلمداد می شود تبلیغات در بسیاری مواقع عادت به مصرف برخی از کالاهای غیر ضروری را دامن زاده باعث از خود بیگانگی افراد می گردد از آثار زیانبار دیگر تبلیغات و تهاجم تبلغاتی دگرگون ساختن الگوی مصرف جامعه است تبلیغات مصرف گرایی و مصرف مازاد بر احتیاج را دامن می زند که نتیجه آن از دست رفتن امکان پس انداز و عدم آینده نگری است نتایج دیگر ان چشم و همچشمی . فخر فروشی ، سطحی نگری و جایگزین کردن معیارهای مادی به جای معیارهای اخلاقی و معنوی است و شکاف بیش از پیش طبقات و تمایزات اجتماعی و طبقاتی را به دنبال دارد از دیدکاه انقادی باید گفت . تبلیغات فعالیتی است که در آن بازاری ایجاد می کند ا به هر طریقی که ممکن باشد مردم را فریب دهند یا مصرف گرایی را ترویچ کنند هزینه لازم برای تبلیغات از یک سو قیمت تمام شده کالا را افزایش می دهد و از سوی دیگر منجر به افزایش کمیت تولید و در نتیجه کاهش هزینه توید می گردد و نیز ایجاد رقابت ممکن است منجر به افزایش کیفیت گردد تبلیغات شرکت های فراملیتی در کشورهای در حال توسعه به زیان این کشورهاست به عنوان نمونه به دلیل وجود نداشتن یا ناکار آمد بودن مقررات و محدودیت های تبلیغات در کشورهای در حال توسعه باعث گردد که در این کشورها تمایل به مصرف کالاهای غیر ضروری افزایش یابد ، صنایع داخلی آنها لطمه بیند و الگوی مصرف آنها به نحو غیر اصولی مشابه الگوی کشورهای مرفه گردد . اطلاع رسانی می تواند اصلی ترین اهداف تبلیغات باشد . تبلیغات مردم را مطلع می سازد تا به عنوان مثال بطور صحیح رانندگی کنند و قوانین و مقررات راهنمائی و رانندگی را رعایت نمایند در مصرف اب و برق صرفه جویی نمایند در حفظ و حراست از محیط زیست بکوشند و در جهت کاهش آلودگی هوا قدم بردارند و به جای مراجعه حضوری به ادارات از پست وسایل ارتباطی دیگر استفاده نمایند همچنین تبلیغات می تواند در خدمت توسعه توریسم و جهانگردی ، تشویق به صادرات ، بازار گشائی و پاسخ به نیازهای مصرفی منطقی ، حفظ و تداوم حیات تولید کنندگان کشور باشد . تبلیغات همچنین به فرهنگ تعلیم و تربیت ، ثبات تولید ، استاندارد کردن محصول جلوگیری از نوسان قیمت ها ، توسعه تکنولوژی ، پیشرفت سطح زندگی / تولید انبوه و مصرف انبوه کمک می کند تبلیغات ممکن است برای مصرف کننده وسایلی فراهم آورد که در وقت وانرژی خود . رد رفع نیازمندی هایش صرفه جویی کند آزادی انتخاب و اختیار او را آسانتر کند و از میزان آزمایش و خطای او بکاهد از طرفی درآمد حاصله از امور تبلیغات بازرگانی برای موسسات گرداننده وسایل ارتباط جمعی و مطبوعات رقم قابل توجهی را تشکیل می دهد بدون این درآمد ها تصور کنید که روزنامه ها یا مجلات ، رادیو تلویزیون چگونه می توانند وضعیت اقتصادی شغلی خود راتثبیت نمایند بدون داشتن چنین درآمدی ، مطبوعات مجبور خواهند بود که از طریق دیگری به حیات خود ادامه دهند معمولاً یکی از راهها یکسب درآمد بیشتر افزایش نرخ مطبوعات می اشد که در چنین حالتی مصرف کننده بایستی پول بیشتری بپردازد و یا قلم روزنامه خود را در اختیار گروه و یا موسساتی بگذارد که امکان حیات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی جامعه ای را به خطر بیندازند به هر حال شکی نیست که تبلیغات بازرگانی یکی از عوامل موثر و مفید اجتماعی می باشد و موسساتی که از طریق تبلیغات بازرگانی مراحل موفقیت را پیموده و بر پیروزی بزرگی نائل گردیده اند بسیار بوده چه بسا بدون وجود آنها تکنولوژی امروز هم وجود نبود وبشر قرن معاصر از مزایای امروزی برخورداری نداشت . دیدگاه انتقادی در مورد تبلیغات این است امروزه جوامع تحت تاثیر تبلیغات تجاری به خرید کالاهای غیر ضروری تشویق و ترغیب می شوند و افراد در این جوامع که به جوامع مصرف موسوم شده است ناچار می شوند تحت تاثیر تبلیغات تجاریی که از طریق روزنامه ها ، مجله ، رادیو تلویزیون . سینماها و آگهی های گوناگون دیواری آنها را تعقیب می کند کالاهای بیشتری خریداری کنند . بدیهی است که افراد برای تامین این همه نیازهای مصنوعی و سرگرم کننده باید درآمد بیشتری نیز بدست آورند تا قادر باشند قوه خرید خود را بالا ببرند ولی از آنجا که کسب درآمد بیشتر نیازمند کار بیشتر است خود را مجبور می بینند که ساعتهای زیادتری کار کنند و احتمالا به جای یک شغل یا چند شغل دیگری پیدا کرده تا بتوانند بهای کالاهای مصرفی را که بیشتر به طور قسطی خریداری می کنند به موقع بپردازند بدون تردید افراد با کار بیشتر چه از لحاظ جسمی چه از لحاظ روحی ، خسته تر و فرسوده تر می شوند و شور نشاط زندگی را از دست می دهند از فراغت و‌ آسایش واقعی محروم شده .
نسبت به وضع اجتماعی خود و اطرافیان خویش بی اعتنا و بی توجه می شوند در نتیجه آنها نمی توانند از حقوق سیاسی خود بهره برداری کنند . مسئولیت های اجتماعی خویش را انجام دهند و باهمکاری دیگران آینده بهتری بسازند در چنین شرایطی تبلیغات بازرگانی بطور غیرمستقیم ، هدف های تبلیغات سیاسی را که حفظ و گسترش سازگاری و محافظه کاری است تامین می کنند صرف نظر از معایبی که برای تبلیغات بر شمردند باید به این نکته توجه داشت که تبلیغات تجاری ، نیروی مهاجم و خلاقی است ه با تشویق میل عمومی به مصرف ، به فروش کالا کمک می کند و عامل محرکه ای در گردش چرخ های اقتصاد جهانی به شمار می رود در واقع تبلیغاتتجاری فرآیندی پویاست که همگام با تغییرات اجتمعی و تحولات سیاسی - اقتصادی ، هر روزه شکل تازه ای پیدا می کند افزایش سطح دانش عمومی ، رشد فکری و نیز سلیقه و ذوق مردم از یک سو و افزایش سطح درآمد و جمعیت . رغبت به مصرف و بهتر زیستن از سوی دیگر ، تبلیغات تجاری را شدیداً تحت تاثیر قرار داده است شرت ها با انجام تبلیغات تجاری ، هدف های جهار گانه ای را دنال می کنند نخست این که سعی می کنند میزان مصرف مشتریان خود را افزایش دهند دوم این که درصد جلب مشتریانی جدید بر می آیند که رسیدن به این هدف خود را افزایش دهند دوم این که درصد جلب مشریان جدید بر می آیند که رسیدن به این هدف از طریق جلب نسل جوان ، جلب مشتریانی که خریدار محصولات شرکت نیستند و جلب مشتریان رقبل امکان پذیر است سومین هدف شرت زنده نگاه داشتن نام موسسه و چهارمین هدف مبارزه با عقاید مخالف شرکت یاموسسه است از دیگر مزایای تبلیغات تجاری افزایش حم مبادلات است و نیز عاملی در توسعه فن آوری است چرا که موفقیت در بازار به ارائه کالاهای دارای کیفیت مناسب بستگی دارد تا مشتریان بالقوه ای که با تبلیغات برای خرید محصول شرکت به صورت بالفعل درامده ند به صورت مشتریان دائمی شرکت باقی بمانند . از دیگر مزایای تبلیغات تجاری ، افزایش تقاضای مشتریان است هر قدر سرعت فروش کالا بیشتر باشد قدرت تولید محصولات نیز افزایش می یابد سرعت فروش از راه ارتباط با انبوه مشتریان میسر می شود که در گوشه وکنار پراکنده هستند .
جان مینارد کینز اقتصادان مشهور انگلیسی می گوید : اشتغال کامل مستلزم مصرف کامل است و مصرف کامل نیز مستلزم شناساندن محصول به متقاضی است از دیگر مزایای تبلیغات تجاری ، ایجاد رقابت بین تولید کنندگان است که به تبع آن کیفیت محصول بهبود می یابد در واقع تولید کنندگان برای از دست ندان بازار ، همواره درصد افزایش کیفیت محصول خد نسبت به شرکت رقیب هستند .
تبلیغاتی تجاری همچنین حق انتخاب مشتری را برای خرید کالا افزایش می دهد در این شرایط متقاضی به راحتی به اطلاعات مربوط به کالا دست می یابد و دست به انتخاب می زند همچنین با ایجاد اعتماد در مصرف کنندگان در دراز مدت توزیع کالا نیز آسان تر می شوند زیرا با اطمینانی که مصرف کننده نسبت به کارک کالا پیدا می کند تولید کننده قادر است حتی بسیاری از محصولات خود را پیش فروش کند .
تبلیغات می تواند در افزایش منظم توانای خرید مردم و نیز گردش سرایه ها موثر باشد تبلیغ میل عمومی مصرف کنندگان را برای خرید افزایش می دهد و باعث می شود مشتریان برای دسیابی به کالاهای جدید مورد نظر خود بکشوند تا درامد بیشتری را کسب کنند اگر تولید کننده مجاز به آگهی کردن محصول خود نباشد علاوه بر مشکلاتی که برای خریداران به جهت بی اطلاعی از کالا و خدمات ایجاد می شود تولید کننده نیز رغبتی برای سرمایه گذاری نشان نیم دهد همچنین اشتغال کامل عوامل تولید فراهم نمی شود و با افت درامد قدرت خرید کاهش می یابد بطور کلی تبلیغات تجاری یکی از مهمترین عوامل توسعه اقتصادی به شمار می رود و ابزاری است برای تسریع گردش سرمایه و پیشرفت صنعت .
این در حالی است که به همین میزان ضد تبلیغ می تواند مخرب باشد تبلیغات سوئی که برای پسته وخرمای ایران در جهان صورت یم گیرد تولید کنندگان ایرانی را با مشکلات زیادی مواجه می کند .

منبع:صنایع نیوز




[ پنج شنبه 31 فروردین 1391  ] [ 9:44 AM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 70 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  

درباره وبلاگ


بنام خدا. سلام و رحمت الهی بر مردم شریف ایران. به حمد الهی و با درایت مقام معظم رهبری امسال ،سال تولید ملی ،حمایت از کار و سرمایه ایرانی نام نهاده شده است لذا بر همه ی ما عاشقان سینه چاک این رهبر فرزانه ملزوم است که تمامی همت خویش را در راستای تحقق این امر ولایی صرف نماییم. امید که مورد رضایت حضرت حق و وجود نازنین امام غایبمان(عج) قرار بگیرد. ان شاء الله

آمار سایت
كل بازديدها : 170643 نفر
كل مطالب : 1049 عدد
تعداد کل نظرات: 56 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: سه شنبه 1 فروردین 1391 
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 5 تیر 1391 
امکانات وب

.

ابزار پرش به بالا
Online User تماس با ما

نیت کنید و اشاره فرمایید

.

.

IS
تولید ملی حمایت ایرانی تک راه . حامی تولید کننده داخلی

قالب های وبلاگ اسکین

چاپ این صفحه تولید ملی حمایت ایرانی "هر گاه بهار را ديديد بسيار ياد رستاخيز كنيد"