سال 91( سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی) مبارک

تولید ملی حمایت ایرانی

تولید ملی حمایت ایرانی
 
نويسندگان

صنعت ساختمان با اتکا به استعداد های درونی بدون حمایت یارانه ای می تواند علاوه بر رشد و افزایش سهم خود در تولید ناخالص ملی، زمینه ساز رشد سایر بخشهای اقتصاد کشور باشد. این صنعت در حال حاضر از نامناسب بودن ترکیب تولید  و روزآمد نبودن دانش فنی رنج می برد در این دو زمینه نیاز به اصلاح دارد.  
به گزارش سایت اقتصاد ایرانی دکتر طهماسب مظاهری، عضو هیات علمی دانشگاه تهران در کنفرانس بین المللی مدیریت پروژه ضمن ارایه مقاله ای در خصوص تاثیرهدفمندی یارانه ها بر صنعت ساخت وساز به نتایج حاصل از این قانون اشاره کرد وگفت: معنی دار شدن قیمت ها وکمک به سرمایه گذاران بخش مسکن برای تصمیم گیری  نتایجی مورد انتظاری است که در اثر هدفمند شدن پرداخت یارانه ها به دست می آید.
برای دانلود
فایل پاورپوینت مقاله فوق  که در این کنفرانس ارایه شده است اینجا را کلیک کنید.

منبع:اقتصاد ایرانی




[ پنج شنبه 31 فروردین 1391  ] [ 1:25 AM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0
سعید غلامی‏باغی/ نگاهی تبیینی به فرمایشات رهبر انقلاب درباره‏ی کارآفرینان؛
مهم‏ترین مشکلات کارآفرینان ایرانی
مسیر تولید چگونه باید باشد تا اقتصاد به سمت رونق حرکت کند؟ آیا مسیر کنونی اقتصاد ایران هم‏اکنون این مهم را محقق می‏کند؟ آیا وضعیت فعلی کارآفرینان با شرایط مطلوب فاصله دارد؟ وظیفه‏ی کارآفرینان چیست؟ دولت چگونه باید در این حوزه جهت‏گیری کند؟ سعید غلامی باغی مدرس دانشگاه به این سؤالات پاسخ می‏دهد.

گروه اقتصادی برهان/ سعید غلامی باغی؛ ایجاد فرصت­های شغلی جدید و افزایش مستمر سطح اشتغال در گرو کارایی تمامی زنجیره­های اقتصاد کشور و توجه به مقوله‏ی کارآفرینی در کشور است.

 

در جامعه‏ی امروز، با توجه به پدیده­های اجتماعی از جمله رسیدن شوک جمعیتی بعد از انقلاب به سن تشکیل خانواده و تولد فرزندان آنان (امکان بروز شوک دوم جمعیت) و همچنین استمرار پدیده‏ی مهاجرت به شهرهای بزرگ, هرگونه ایستایی در فعالیت­های اقتصادی به معنای جا ماندن اقتصاد از تأمین نیاز افراد بیکار برای ایجاد اشتغال است.
 
با توجه به این موضوع ایجاد اشتغال مستلزم افزایش تولید, رشداقتصادی و بهادادن به کارآفرینان است. در ادبیات اقتصادی، کارآفرین کسی است که متعهد می‏شود، خطرهای یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل کند. بنابراین علاوه بر این‏که کارآفرین به عنوان اداره کننده‏ و سازماندهی کننده‏ی واحد اقتصادی برشمرده می‏شود،احتمال خطر موجود در فعالیت اقتصادی را نیز می‏پذیرد، از این‏رو است که به حمایت نیاز دارند. در این شرایط دولت می‏تواند نقش خود به عنوان مکمل را ایفا کند، بازدارنده‏های پیش روی کارآفرینان را برطرف کند.
 
اشتغال و تولید رابطه‏ی دو طرفه‏ای با یکدیگر دارند. از طرفی، یکی از عوامل تولید اصلی در کنار سرمایه, نیروی کار است. یعنی فرآیند تولید مستلزم نیروی کار متناسب با فعالیت تولیدی است و از طرف دیگر ایجاد درآمد و اشتغال به عنوان یکی از خروجی‏های فعالیت اقتصادی تولیدی محسوب می‏شود. بنابراین اشتغال هم عامل تولید و هم یکی از خروجی‏های فرآیند تولید محسوب می‏شود. از این منظر گسترش اشتغال را، در رفع موانع و مشکلات پیش روی تولید دانست.
 
در حال حاضر فرآیند تولید کشور با مشکلات و موانع متعددی روبروست.
 
از طرفی شرایط ورود به فضای اقتصادی و شروع کسب و کار مناسب نیست. با گذشتن چند سال از ابلاغ سیاست‏های کلی اصل 44 قانون اساسی و تصویب قانون چگونگی اجرای این سیاست‏ها, هنوز اهداف اصلی آن یعنی ایجاد رقابت و کاهش انحصار و توانمندسازی بخش خصوصی و گسترش بخش تعاونی و واگذاری بخش دولتی به بخش غیردولتی در سطح مطلوب محقق نشده است. این شرایط مؤید وضعیتی است که ورود به اقتصاد را با مشکل مواجه می‏کند. همچنین فعالیت‏های تولیدی، نیاز به اخذ مجوزهای متعدد و متنوع دارند و همین امر موانعی را پیش روی فعالیت‏های تولیدی قرار داده است.
 
یکی دیگر از مسایلی که کارآفرینی در کشور را با مشکل مواجه کرده، قوانین کار است. همواره مشکلاتی در میان مثلث، کارگر، کارفرما و قوانین کار وجود داشته و فضایی را فراهم آورده که هیچ یک از آن‏ها از وضعیت فعلی رضایت ندارند. کارگران همواره از سطح حقوق و دستمزدها و مزایای کار ناراضی هستند، از طرف دیگر کارفرما نیز همواره از قوانین دست و پا گیر معترض است و سیاست‏گذاران نیز به فراخور این وضعیت با شرایط پیچیده‏ای مواجه‏اند.
 
در هر صورت شرایط فعلی گویای آن است که قوانین کار از انعطاف کافی برخوردار نیست و این مقررات، تنها به نفع کسانی است که دارای شغل هستند و حتی می‏تواند فرصت به دست آوردن شغل برای افراد بیکار را سخت‏تر نیز بکند. به همین دلیل در کشورهایی که نرخ بیکاری بالا است و جامعه جوان جویای کار با مشکل مواجه‏اند، معمولاً قوانین کار دارای انعطاف بیشتری هستند. در طول چند سال اخیر با تسهیل و امکان استفاده از انواع مختلف قراردادها تلاش شده است، این وضعیت تا حدی بهبود یابد ولی باید تسهیل قوانین در حدی باشد که به بهره کشی از  نیروی کار منجر نشود.
 
رتبه‏ی ایران (حدود 140 در میان 180 کشور جهان در چند سال گذشته) در شاخص فضای کسب و کار که هرساله توسط بانک جهانی گردآوری می‏شود بیان‏گر پیچیده بودن فضای کسب و کار است.
 
یکی دیگر از مشکلات فعالیت‏های اقتصادی ثبت دارایی‏ها است که فرآیند پیچیده‏ای دارد و مقررات تنظیمی موجب می‏شود که بخش عمده‏ای از فعالان اقتصادی فعالیت خود را به بخش غیررسمی منتقل کنند. با توجه به این‏که مقیاس فعالیت در بخش «اقتصاد پنهان» باید لزوماً کوچک باشد. هیچ‏گاه نمی‏توانند به مقیاس استاندارد برسند و همین امر موجب کاهش بهره‏وری کل اقتصاد شده است.
 
یکی از مشکلات دیگر فعالان اقتصادی، تأمین اعتبارات موردنیاز است. در حال حاضر بانک‏ها، با وجود رشد «قارچ‏گونه‏ »، پاسخ‏گوی نیاز اعتباری بخش تولید کشور نیستند. بازار غیرمتشکل پولی و بخش غیررسمی تأمین وجوه با نرخ‏های بسیار بالا مؤید همین موضوع است. علی‏رغم این‏که حدود 3 دهه از عمر نظام بانکی بدون ربا در کشور می‏گذرد، نظام بانکی فعلی تنها سایه‏ای از اقتصاد اسلامی را یدک می‏کشد.
 
عمده قراردادهای از پیش امضا شده مبتنی بر دریافت سود معین از گیرندگان تسهیلات و پرداخت سود تضمین شده به سپردگذاران است که با مبانی بانک‏داری اسلامی همسو نیست و جرایم اخذ شده از عدم پرداخت اقساط فعالیت اقتصادی که با ضرر مواجه شده است به این موضوع دامن می‏زند. برای بیرون رفتن از این وضعیت نظام بانکی، نیاز به تحولی ویژه دارد، امید است در اجرای طرح تحول اقتصادی در نظام بانکی شاهد این دگرگونی باشیم.
 
از دیگر ابزارهای در اختیار فعالان اقتصادی که می‏تواند بخشی از نواقص نظام بانکی را پوشش دهد، استفاده از بازار سرمایه و بورس است. هرچند در سال‏های اخیر تحولات خوبی در این راستا انجام شده، ولی ارزیابی واقعی این بازار با توجه به مبادلات بانک‏ها و سازمان‏هایی که دولت سهم بالایی از آن‏ها را داراست و همچنین واگذاری‏های صورت گرفته در قالب سهام عدالت و اصل 44 به صورت کامل امکان‏پذیر نیست و بازار سرمایه نیز نیاز به اصلاح جدی دارد.
 
یکی دیگر از مشکلات فعلی حاکم بر اقتصاد کشور ناکارایی نظام مالیاتی است. در حال حاضر نظام مالیاتی کارآمد نیست, میزان فرار مالیاتی بالاست. مردم از نبود عدالت اجتماعی در جامعه و  خدماتی که توسط دولت نسبت به مالیات پرداختی ارایه می‏شوداحساس رضایت نمی­کنند.
 
قانون مالیات بر ارزش افزوده یکی از ابزارهای مهم برای اصلاح این نظام محسوب می‏شد که متأسفانه در مسیر اجرای کامل آن مشکلاتی ایجاد شده، هنوز منافع آن به طور کامل حاصل نشده است. یکی از اقداماتی که می‏تواند به عنوان مکمل مالیات بر ارزش افزوده اجرا و نظام مالیاتی را ارتقا دهد، اصلاح قانون مالیات‏های مستقیم است که پیش‏نویس آن در دولت تهیه شده است.
 
از دیگر مشکلات تولید در کشور مشکلاتی است که از تجارت خارجی به بخش تولید داخلی وارد می‏شود. واردات بی‏رویه، به خصوص ورود کالاهایی با قیمت و کیفیت پایین، تولید داخلی را با مشکل مواجه می‏کند. ورود کالا به صورت قاچاق و بدون نظارت مسؤولان آن بخش، طولانی و پیچیده بودن مراحل و تشریفات گمرکی و یا موانع پیش روی صادرات کالا از جمله مسایلی هستند که تولید داخلی را تحت‏الشعاع قرار می‏دهد.
 
یکی دیگر از مسایل پیش روی فعالان اقتصادی، عدم ضمانت اجرای قراردادها است. بالارفتن تعداد چک‏های وصول نشده بانکی و اجرایی نشدن تعهدات، از مسایلی است که چرخه مبادلات تجاری را با مشکل مواجه می‏کند، زیرا مشکلات یک بخش به صورت زنجیره‏ای به بخش‏های دیگر منتقل می‏شود.
 
موارد فوق بخشی از مشکلاتی است که فعالان اقتصادی و کارآفرینان با آن مواجه هستند و بیان کننده‏ی آن است که فضای کسب و کار کشور با چالش‏ها و مشکلات متعددی مواجه است. رتبه‏ی ایران (حدود 140 در میان 180 کشور جهان در چند سال گذشته) در شاخص فضای کسب و کار که هرساله توسط بانک جهانی گردآوری می‏شود نیز بیان‏گر پیچیده بودن فضای کسب و کار است.
 
هرچند مشکلات فوق، بیانگر وجود چالش‏های متعددی پیش روی تولیدکنندگان و کارآفرین است؛ ولی مسیر انتخاب شده برای حل مشکلات به واسطه‏ی موارد ذیل امیدوارکننده است.
 
1-    تعیین شعایری مانند: «کار مضاعف و همت مضاعف» و یا «جهاد اقتصادی» از طرف مقام معظم رهبری و تسری عملی آن به پیکره اقتصاد ملی؛
 
2-    ابلاغ سیاست‏های کلی اصل 44 قانون اساسی توسط مقام معظم رهبری و تصویب قانون اجرای آن توسط مجلس؛
 
3-    توصیه‏های مؤکد مقام معظم رهبری در خصوص اصلاح الگوی مصرف، اقتصاد مقاومتی, مدیریت واردات و تبیین الگوی اسلامی و ایرانی پیشرفت؛
 
4-    آغاز طرح تحول اقتصادی از طرف دولت و حرکت برای اصلاح نظام‏های مالیاتی, بانکی, بهره‏وری, گمرکی, ارزی, توزیع و عملیاتی شدن قانون هدفمندکردن یارانه‏ها؛
 
5-    شروع بررسی لایحه‏ی اصلاح فضای کسب­وکار در مجلس شورای اسلامی.
 
موارد فوق گویای آن است که مسیر رفع موانع پیش روی تولید و کارآفرینی از طرف دولت و مجلس شناسایی شده و تلاش می‏کنند اقداماتی عملی در مسیر اجرای منویات مقام معظم رهبری بردارند. اما تذکری که مقام معظم رهبری در نوروز امسال در خصوص حرکت جهادی دادند، بیان‏گر آن است که وضعیت فعلی با شرایط مطلوب فاصله زیادی داشته و دستیابی به آن با حرکت طبیعی میسر نیست همچنین برخی نیروهای داخلی و خارجی در مقابل این حرکت‏های اصلاحی مقاومت می‏کنند. به همین دلیل لازم است در اجرای طرح تحول اقتصادی حرکتی جهادی صورت گیرد.*
 

(*) سعید غلامی باغی، مدرس دانشگاه و پژوهشگر ارشد امور اقتصادی

منبع: پایگاه تحلیلی برهان




[ چهارشنبه 30 فروردین 1391  ] [ 11:51 PM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0

رضا كربلايی                                                                                 روزنامه همشهری
انتشار اوراق قرضه از سوي نظام بانكي در ايران با اجراي قانون عمليات بانكي بدون ربا و ايراد شبهه شرعي و قانوني نسبت به ربوي بودن سود اين اوراق متوقف شد؛ اما با اجراي برنامه هاي توسعه به ويژه برنامه دوم با هدف هدايت نقدينگي به سمت توليد و اجراي طرح هاي عمراني، استفاده از اين ابزار مالي در اختيار دولت، توجيه قانوني و شرعي پيدا كرد و نام آن را «اوراق مشاركت» نهادند. پرسش اينجاست آيا اوراق مشاركت تاكنون و تداوم آن در آينده توجيه اقتصادي دارد يا اين كه بهترين ابزار براي ايجاد پوشش بر چالش كنوني و تأخير در پيامدهاي منفي محسوب مي شود؟ گزارش مربوط به اين موضوع را مي خوانيد.
مخالفان انتشار اوراق مشاركت معتقد هستند كه ماهيت اين اوراق نسبت به قبل تغييري نكرده است و رويكرد اصلي اين اوراق نوعي استقراض دولت از مردم و شبكه بانكي كشور است و عملكرد چند سال اخير نشان مي دهد اين ابزار در دست بانك مركزي و دولت نتوانسته است به طور كامل باعث كنترل اوليه نقدينگي در سطح مورد انتظار و سوق دادن سرمايه هاي موجود در جامعه به سمت اهداف اقتصادي كشور شود، بنابر اين تداوم فرآيند كنوني يك نوع «خريدن زمان» براي «تأخير» در مواجه شدن با واقعيت هاي اقتصادي است و چاره اي جز توقف روند كنوني وجود ندارد. اما مدافعان استدلال مي آورند كه با كمبود اعتبارات جهت اجراي برنامه  هاي توسعه و تأمين منابع بودجه سنواتي چه بايد كرد و خط كشيدن بر اين ابزار مالي جهت واگذاري دارايي هاي مالي آيا داراي توجيه منطقي و اقتصادي خواهد بود؟ نفي اين ابزار مهم براي به مهار درآوردن بخشي از نقدينگي و كنترل تورم در كنار ناكارآمد شدن ساير ابزارهاي مالي موجود آيا به معناي انفعال نظام بانكي و انزواي بازار پولي كشور از چرخه اقتصاد نخواهد بود؟
استفاده از ابزاري چون انتشار اوراق مشاركت همچون ساير ابزارهاي اقتصادي پذيرفته شده در اقتصاد في نفسه نمي  تواند منفي قلمداد شود هر چند اين ابزارها داراي نقايص و پيامدهايي هستند. مهم اين است كه استفاده از ابزارهاي رايج در جوامع مختلف و شرايط زماني متفاوت تا چه ميزان تحقق بخش اهداف كمي و كيفي مورد نظر خواهد بود. به طور مثال آيا انتشار اوراق مشاركت باعث جذب سرمايه هاي مردمي به عرصه هاي واقعي اقتصاد مي شود و يا صرف الزام ها و مشوق هاي اتخاذ شده باعث استقبال يا عدم استقبال مردم شده و تداوم روند انتشار اوراق مذكور، تابع اصولي همچون عرضه و تقاضاي منطقي، بازدهي واقعي اقتصادي و تأمين كننده اهداف اوليه است يا از عوامل و متغيرهاي غيراقتصادي تبعيت مي كند. ماهيت اهداف انتشار اوراق مشاركت، جهت گيري ها در انتخاب اين ابزار در بخش هاي مختلف اقتصادي، نظير امور زيربنايي، خدماتي، بازرگاني، توليدي، صنعتي، كشاورزي و... سازوكار بازدهي اقتصادي اين اوراق و الزام هاي محدود كننده و مشوق هاي تحريك كننده مشخص مي سازد كه استفاده از اوراق مشاركت براي تأمين نقدينگي مورد نياز بخش هاي گوناگون اقتصاد مثمر ثمر خواهد بود يا بالعكس همچون ابزاري مخرب عمل خواهد كرد.
۱۰ سال تجربه و راه آينده
بيش از ۱۰ سال از تجربه اقتصاد ايران در استفاده از انتشار اوراق مشاركت پس از انقلاب اسلامي مي گذرد و اين تجربه در سه سطح مورد استفاده قرار گرفته است استفاده  نهادهاي عمومي و سازمان هاي خاص نظير شهرداري ها و شركت ها و مؤسسات دولتي يا وابسته به دولت و نيز استفاده خود دولت جهت تأمين نيازهاي مندرج در بودجه سنواتي سالهاي اخير، ماهيتاً مي تواند تمام اوراق انتشار يافته را دولتي يا شبه دولتي با تضمين در پرداخت سود مشاركت حتي بدون توجيه اقتصادي در حد سود پيش بيني شده ارزيابي كرد. از مهرماه ۱۳۷۳ كه نخستين اوراق مشاركت توسط شهرداري تهران جهت اجراي طرح نواب عرضه گرديد تا آذرماه ۱۳۷۶ كه شركت توسعه و عمران آذربايجان از اين ابزار براي بازار تبريز بهره جست طي ۶ مرحله (۱۳۷۶-۱۳۷۳) به ميزان ۴/۱۱۲۳ ميليارد ريال اوراق مشاركت به بازار عرضه گرديده كه با توجه به سود قابل توجه ۲۰ درصد به طور علي الحساب ساليانه مبلغ ۱/۹۹۸ ميليارد ريال آن به فروش رسيد كه مبناي قانوني حاكم بر اين روند انتشار و از مقررات ناظر بر انتشار اوراق مشاركت مصوب چهارم تيرماه ۱۳۷۳ نشأت مي گرفت كه توسط شوراي پول و اعتبار به عنوان نهاد قانوني حاكم بر بازار پول كشور به تصويب رسيده بود. تصويب قانون نحوه انتشار اوراق مشاركت نيز در محمل قانوني مناسب با تضمين اجرايي قابل اتكا براي استقبال نسبي خوب مردم از اين ابزار فراهم آورد.
نگاهي به جدول شماره يك نشان مي دهد شهرداري تهران اولين گام براي تأمين بخشي از بودجه مورد نياز خود جهت اجراي طرح نواب با انتشار اوراق مشاركت به مبلغ ۲۵۰ ميليارد ريال برداشت كه سود ساليانه آن ۲۰ درصد و مدت آن چهار سال بود كه تمام اين اوراق فروخته شد. يك ماه و يك سال بعد شهرداري تهران تجربه دوم خود را به طور مشترك با توليت آستان حرم حضرت عبدالعظيم در آبان ۱۳۷۴ آزمود كه مدت اين اوراق ۵/۲ سال، مبلغ آن ۷۰ ميليارد ريال، سود علي الحساب ساليانه ۲۰ درصد با هدف اجراي طرح شهر سالم و بازسازي حرم حضرت عبدالعظيم حسني(ع) بود كه اوراق مذكور هم با استقبال كامل مواجه شد. مردادماه ۱۳۷۵ شركت مسكن سازان خراسان، طرح ثامن در مشهد مقدس را بهانه اي براي انتشار ۸۰ ميليارد ريال اوراق مشاركت پنج ساله با ۲۰ درصد سود علي الحساب قرار داد كه با موفقيت ۱۰۰ درصد در فروش مواجه گرديد. انتشار ۴۰۰ ميليارد ريال طي سه طرح شهري اقتصادي معطوف به ساخت و ساز شهرسازي و مسكن نشان داد نقدينگي موجود در جامعه به اين روند پاسخ مثبت داده است و اين در زمان دولت سازندگي روي داد و سنگ بناي آن نهاده شد.
۷ ماه پس از پيروزي محمد خاتمي به عنوان هفتمين رئيس جمهور ايران در دي ماه ۱۳۷۶ فرآيند انتشار اوراق مشاركت وارد عرصه جديد شد، اقتصاد صنعت و پيشگام اين فرآيند براي تأمين نقدينگي مورد نياز پرمناقشه ترين صنعت كشور يعني شركت ايران خودرو بود كه با توجيه اجراي طرح توليد پيكان جديد ركورد شكست و با سود ساليانه ۲۰ درصد به طور علي الحساب و به مدت چهار سال معادل ۱/۵۱۳ ميليارد ريال اوراق مشاركت عرضه كرد و قابل پيش بيني بود كه با توجه به موقعيت انحصاري صنعت خودروسازي در بازار داخلي و سودآوري آن نسبت به ساير بخش هاي صنعتي و غيرصنعتي تمام اين اوراق توسط اشخاص حقيقي و حقوقي به سرعت خريداري شود چرا كه تضمين بازار انحصاري و رقابت در شرايط كنترل شده و حمايت نسبي دولت براي اين استقبال كفايت مي كرد.
سال بعد اما اولين طليعه ناكامي در فروش ۱۰۰ درصدي اوراق مشاركت رقم خورد چرا كه هم حجم نقدينگي كاهش يافته بود و هم فروش اوراق مشاركت دولتي به ميزان قابل تأمل ۲۲۵۰ ميليارد ريال و هم ماهيت اوراق به لحاظ جهت گيري سرمايه گذاري اين عدم استقبال كامل قابل پيش بيني بود و اولين علايم ناكارآمدي استفاده از اين ابزار پولي با وجود و حاكميت اقتصاد دولتي براي ساير بخشهاي عمومي و نيمه دولتي نمايان شد. شركت عمران شهرهاي جديد با هدف احداث شهركهاي جديد در ارديبهشت ۱۳۷۶ آن هم در زمان انتظار مردم از بازار آينده و تأخير ايشان در تصميم گيري بر سر سرمايه هاي خويش اوراق خود را به مبلغ ۳/۱۱۰ ميليارد ريال با سود علي الحساب ۲۰ درصد ساليانه و سه سال مدت انتظار عرضه كرد كه بالغ بر يك سوم آن معادل ۳۵ ميليارد ريال آن به فروش رسيد، شركت توسعه و عمران آذربايجان هم در آذرماه ۱۳۷۶ آن هم در زماني كه نقدينگي موجود در جامعه چشم به اوراق مشاركت دولتي دوخته بود و انتظار فرا رسيدن زمان عرضه آن را مي كشيد، ۱۰۰ ميليارد ريال اوراق مشاركت عرضه كرد كه با سود علي الحساب ۲۰ درصد و مدت زمان چهار سال بيش از۵۰ درصد فروش نرفت.
ويژگي اوراق انتشار يافته توسط نهادها و سازمانهاي عمومي كمتر وابسته به دولت  طي سال هاي ۱۳۷۳ تا ۱۳۷۶ يكسان بودن سود علي الحساب در سطح ۲۰ درصد قابل انتقال به غير بودن اوراق عرضه شده و اطمينان نسبي خريداران خصوصي و غيرخصوصي از بازدهي و سوددهي اين اوراق نسبت به ساير زمينه هاي سرمايه گذاري در اقتصاد در حال گذار ايران بود تا آنجا كه استفاده از اين ابزار پولي براي تأمين  بخشي از هزينه هاي عمراني بودجه سنواتي در دستور كار دولت قرار گرفت آن هم با مشوقهاي جديد و داراي ضريب اطمينان بيشتر نسبت به ساير اوراق انتشار يافته و اين آغاز راهي شد كه نسبت به پايان آن ترديد هايي احساس مي شود.

دولتي ها وارد مي شوند!

حضور دولتي ها به بازار پولي كشور با بهره جستن از ابزار اوراق مشاركت در سال ۱۳۷۴ جلوه رسمي پيدا كرد و فضاي رقابت به نفع دولتي ها سنگين  تر شد. تبصره ۸۵ قانون برنامه دوم توسعه و تبصره ۶۸ قانون بودجه سال ۱۳۷۴ اجازه داد تا وزارت مسكن و شهرسازي، تكميل عمليات اجرايي بيمارستانها را بهانه اي قرار دهد تا اولين تجربه رسمي شركتهاي دولتي با انتشار۳۰ ميليارد ريال اوراق با سررسيد پنج ساله و نرخ سود ساليانه ۲۰ درصد رقم بخورد كه با توفيق كامل در فروش همراه بود. تبصره ۱۶ قانون بودجه سال ۱۳۷۵ حكم به انتشار۲۵۰ ميليارد ريال اوراق مشاركت داد تا اتمام عمليات طرح ها و پروژه هاي عمراني ملي و استاني سرعت بيشتري بيابد.
روند افزايشي استفاده دولت به تنهايي پس از سال ۱۳۷۶ ناگهان اوج گرفت و با توجه به بحران ناشي از افت بهاي نفت خام و عدم تحقق كامل درآمدهاي ارزي ناشي از فروش نفت خام، كسري بودجه به دليل عدم تحقق درآمدهاي مالياتي، بروز خشكسالي در دولت اول محمد خاتمي و مقتضيات زماني و شرايط حاكم دولت ابزاري چون اوراق مشاركت را براي تأمين نياز خود جدي تر گرفت تا بتواند از توقف چرخ هاي اقتصاد كشور جلوگيري كنند. در اسفند ۱۳۷۶ به استناد بودجه همان سال دولت۲۲۵۰ ميليارد ريال اوراق مشاركت با سررسيد سه ساله و۲۰ درصد سود علي الحساب عرضه كرد كه ۲۱۷۴ ميليارد ريال آن توسط اشخاص حقيقي، حقوقي و بانكها جذب شد. در قانون بودجه سال ۱۳۷۷ هم دولت و مجلس بر سر انتشار۲۵۰۰ ميليارد ريال اوراق مذكور به توافق رسيدند كه سود علي الحساب آن ۲۰ درصد ساليانه و سررسيد آن سه سال فرض شد كه تمام آن به فروش رسيد. اين اوراق در آذرماه به بازار عرضه گرديد.اما يك تغيير در فرآيند انتشار اين اوراق از سال ۱۳۷۸ روي داد و آن كاهش تدريجي سود اوراق مذكور متناسب با نرخ تورم و نرخ سود تسهيلات اعطايي توسط نظام بانكي و ساير شاخصهاي اقتصادي بود به گونه اي كه در سال ۱۳۷۸ دولت آخرين ماه تابستان را فرصتي براي عرضه ۲۰۰۰ ميليارد ريال اوراق مشاركت مستند به بودجه سنواتي سال مذكور دانست كه با سود ۱۹ درصد و سررسيد چهارساله پيش بيني شده فقط ۱۸۸۴ ميليارد ريال آن به فروش رسيد. در سال ۷۹ دولت علاوه بر مجوز۲۰۰۰ ميليارد ريالي براي انتشار اوراق مشاركت به دليل رويكرد خوش بازار جرأت به خرج داد و باقي مانده اوراق به جاي مانده از سال قبل را هم عرضه كرد كه در نهايت۲۰۵۰ ميليارد ريال نقدينگي را جذب كرد، آن هم در فصل گرما و ماه مرداد. سود تسهيلات بانكي و سود سپرده هاي بانكي به تدريج كاهش كمي پيدا كرد و نرخ تورم از رقم۲۰ درصدي سالهاي قبل به نزديك ۱۵ درصد تنزل يافته بود و همين توجيه خوبي بود تا دولت در سال ۱۳۸۰ نرخ سود اوراق مشاركت را به ۱۷ درصد كاهش دهد تا از ميزان ۲۴۰۰ ميليارد ريال اوراق عرضه شده معادل ۲۳۰۵ ميليارد ريال خريداري شود. در سال ۱۳۸۱ نرخ سود اوراق مشاركت ۱۵ درصد به طور ساليانه و علي الحساب اعلام شد و دولت  توانست با استفاده از باقي مانده مجوز سال قبل به ميزان ۹۵ ميليارد ريال و مجوز ۲۴۰۰ ميليارد ريال در سال مذكور نهايتاً ۲۴۹۸ ميليارد ريال نقدينگي از متوسط اوراق انتشار يافته جذب كند. طي سالهاي ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۳ نرخ سود علي الحساب اوراق مشاركت از سوي شوراي پول و اعتبار ۱۷ درصد ساليانه تعيين گرديد كه از مجموع ۵۴۰۰ ميليارد ريال اوراق انتشار يافته در سال ۱۳۸۲ معادل ۵۲۹۸ ميليارد ريال آن خريداري گرديد و حجم اوراق مصوب براي عرضه در سال ۱۳۸۳ در حد دو برابر معادل۱۰ هزار ميليارد ريال اعلام گرديد.
حجم كل اوراق مشاركت دولتي از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۳ با فرض تحقق رقم مصوب سال گذشته بالغ بر ۲۹ هزار و ۲۰۰ ميليارد ريال خواهد بود كه با فرض تحقق فروش كامل اوراق در سال گذشته معادل ۲۸ هزار و ۷۰۹ ميليارد ريال از اين اوراق به فروش رفته و تنها ۴۹۱ ميليارد ريال آن روي دست دولتي ها مانده است. البته با احتساب فروش معادل ۲۳۸۵ ميليارد ريال اوراق مشاركت براي تأمين قسمتي از منابع درآمدي مندرج در تبصره ۲۱ قانون بودجه ۱۳۸۲ كل اوراق مشاركت عرضه شده دولتي معادل ۳۸ هزار و ۵۸۵ ميليارد ريال و اوراق به فروش رفته ۳۸ هزار و ۹۴ ميليارد ريال خواهد بود كه البته اين ميزان جداي از حجم اوراق انتشار يافته توسط شركتهاي دولتي خواهد بود.
تقويت دولتي ها و نفي غيردولتي ها
اجراي قانون انتشار اوراق مشاركت مصوب شهريور ۱۳۷۶ با هدف نهادينه كردن استفاده از اين ابزار پولي _ مالي اجازه داد تا جهت مشاركت عموم مردم در اجراي طرحهاي عمراني انتفاعي دولت، شركتهاي دولتي، شهرداريها و مؤسسات و نهادهاي عمومي غيردولتي، مؤسسات عام المنفعه و شركتهاي وابسته و نيز شركتهاي سهامي عام و خاص و شركتهاي تعاوني توليدي بتوانند بخشي از منابع مالي مورد نياز مندرج در بودجه هاي سنواتي و منابع مالي لازم براي تهيه مواد اوليه توليدي را با انتشار اوراق مشاركت تأمين كنند.
اعمال سياستهاي پولي با ورود بانك مركزي براي انتشار اوراق مشاركت مستند به ماده ۹۱ قانون برنامه سوم و نيز تقويت سرمايه بانكها به استناد ماده ۹۳ قانون مذكور باعث شدت يافتن حضور دولتي ها در وادي انتشار اوراق مشاركت گرديد و با تضمينهاي دولت براي بازپرداخت اصل و سود سرمايه هاي جذب شده بالاتر از نرخ تورم و معاف از ماليات اين حضور تقويت يافت.

منبع:http://iran-economic.persianblog.ir/




[ چهارشنبه 30 فروردین 1391  ] [ 11:37 PM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0
دکتر آلبرت بغزیان/چه کسانی باید مطالبات اقتصادی را اجرایی کنند؟!
نقش مردم در تحقق «جهاد اقتصادی»
نقش مردم در تحقق«جهاد اقتصادی» چیست؟ آیا اصولاَ مردم در محقق شدن این شعار که یکی از مطالبات رهبر معظم انقلاب است، نقشی دارند؟ یا فقط این مسؤلان دولتی هستند که باید این شعار را محقق کنند؟... تحلیل این سؤالات موضوع یادداشت دکتر آلبرت بغزیان استاد اقتصاد دانشگاه است.

گروه اقتصادی برهان/ دکتر آلبرت بغزیان؛ مقام معظم رهبری سال 1390، را سال «جهاد اقتصادی» نام نهادند. همانطور که همگان می‏دانند رهبر معظم انقلاب، سال 88 را نیز به عنوان سال «اصلاح الگوی مصرف» و سال 89 را به عنوان سال «همت مضاعف، کار مضاعف» نامگذاری فرموده بودند.

 

امسال نیز توسط ایشان، سال «جهاد اقتصادی» نامگذاری شده است. این امر نشان دهندهی اهمیت تحولات اقتصادی در اندیشهی معظم له بوده و باید توجه داشت تا به این شعارها سطحی و صوری نگریسته نشود. خوشبختانه در سرتاسر سالهای 1388 و 1389، شعارها تحقق عملی پیدا کرده و ملت و دولت در دو سال اخیر، هم به اصلاح الگوی مصرف و هم به همت مضاعف و کار مضاعف به جدیت پرداخته‏اند.

 

در زمینههای اقتصادی، سیاسی، علم و فنآوری نیز کارهای بزرگی انجام شده که ناشی از نهادینه شدن اجرایی این کارها است. از جملهی این کارهای بزرگ و همتهای جدی، اجرای قانون هدفمندسازی یارانهها بوده که می‏توان نقطه‏ی عطف مطلب مذکور باشد. در سال ۹۰ نیز باید ما همت خود را بر مسایل اقتصادی متمرکز کنیم. چرا که طبق بیانات رهبری، هم‏اکنون مهم‏ترین چالش کشور، موضوع اقتصاد است.

 

البته همچنان نباید شعارهای سالهای گذشته را فراموش کنیم و چنانچه امسال حتی میبایست همت و کار مضاعف نمود و بروز بیشتری در کار ما داشته باشد، چراکه «جهاد اقتصادی» میدانی بسیار وسیعتر را برای تلاش و برنامهریزی میطلبد. در حوزههای اقتصادی نیز به دلیل تأثیر مستقیمی که بر حوزههای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی دارد، اگر ما بتوانیم به پیشرفت مد نظر برسیم، در حل بسیاری از مشکلات عمومی کشور هم موفق خواهیم بود.

 

باید به این نکته نیز توجه داشته باشیم که مسایل جاری بیشتر حول مسایل اقتصادی همچون اشتغال، مسکن و سایر موارد مشابه است، که اگر در سال جاری  بتوانیم طبق رهنمود رهبر انقلاب حرکت کنیم و موارد مورد نظر ایشان را در کشور محقق سازیم، نظام اقتصادی ایران الگویی موفق برای سایر کشورهای جهان خواهد شد.

 
شواهد نشان میدهد نامگذاری رهبر معظم انقلاب، بعد اصلاحات اقتصادی را از یک موضوع دانشگاهی وارد فاز مردمی و به عنوان یک وظیفهی عمومی در بین آحاد مردم مطرح میسازد.
 
ارتباط کلمهی «جهاد» با «سال جهاد اقتصادی» چگونه است؟
 
واژهی «جهاد» چندین بعد دارد. یک بعد آن بعد دینی است که وظیفهی هر ایرانی وطن پرستی به شمار میرود. بعد دوم که بسیار نیز دارای اهمیت است، مردمی بودن آن و سهم مردم در این حرکت دینی است.
 
شواهد نشان میدهد نامگذاری رهبر معظم انقلاب، بعد اصلاحات اقتصادی را از یک موضوع دانشگاهی وارد فاز مردمی و به عنوان یک وظیفهی عمومی در بین آحاد مردم مطرح میسازد. این نکته باید در اندیشه‏های اقتصادی صاحب‏نظران مورد توجه قرار گیرد که حوزهی جهاد اقتصادی در واقع تقویت اقتصادی ریشههای یک کشور اسلامی است. گذر از مرزهای جغرافیایی و پایه‏گذاری اقتصاد مستحکمتر، که بتواند موجب سربلندی انقلاب باشد، به نظر می‏رسد رهبر معظم انقلاب، سال جاری را به دلیل رضایت نداشتن از وضعیت کنونی و ساختارهای معیوب کنونی به سال جهاد اقتصادی نامگذاری کردهاند.
 
گر چه اقتصاد ایران بدون شک دارای پتانسیل‏های بسیار زیادی بوده و رهبر نیز بارها به این موضوع پرداخته‏اند، اما آن‏چه مهم است این‏که، ایشان از وضعیت کنونی رضایت کامل ندارند و خواسته‏اند تا تحولی در سال 90، صورت گیرد. بنابراین تحلیل بنده از فرمایشات رهبری در نامگذاری سال 90 این است که ایشان در نام گذاری سال جاری به سه موضوع بیش از موارد دیگر اهتمام دارند و علاقه‏مند هستند تا به سه موضوع ذیل توجه بیشتری صورت گیرد.
 
1- تحریم‏ها: تحریم‏های اقتصادی در سه دهه‏ی اخیر همواره یکی از چالش‏های پیش روی اقتصادی- سیاسی ایران بوده است. شایان ذکر است رهبر انقلاب همواره در سخنرانیهایشان به این موضوع پرداخته و تأکید دارند تا دولتمردان همچون گذشته راه‏های مقابله با تحریم‏ها را بیش از پیش اجرایی کنند.
 
2- اجرای مراحل بعدی قانون یارانه‏ها: اجرای مراحل بعدی قانون هدفمندی یارانه‏ها از دیگر موضوعاتی است که رهبری معظم به آن به صورت جدی اهتمام دارند و تأکید مینمایند تا اجرای مراحل بعدی این قانون با دقت و بدون خطرات احتمالی آینده به پیش رود. دولت هم وظیفه دارد تا اجرای مراحل آیندهی قانون مذکور را با دقت بیشتری انجام داده تا اصلاحات جدید اقتصاد ایران با کم‏ترین صدمات دنبال شود.
 
3- تدوین الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت: همان‏طور که در سخنرانی‏های چند سال اخیر رهبر معظم انقلاب بارها مشاهده شده، ایشان از گذشته تا کنون به طراحی و تدوین یک الگوی بومی-اسلامی تأکید داشته و دارند. این یک واقعیت است که دولت‏های پس از انقلاب در سه دهد‏ی اخیر هنوز نتوانستهاند یک الگوی بومی-ایرانی مستقل با ملیت ایرانی- اسلامی تدوین کنند و این مسأله یکی از مطالبات اقتصادی رهبری است.
 
امید است کارشناسان بیش از پیش در این حوزه با جدیت امور مذکور اهتمام ورزند و دغدغه‏ی چند ساله‏ی حضرت آیت الله خامنه ای را به واقعیت تبدیل کنند.
 
شرط اصلی موفقیت شعارهای مذکور چیست؟
 
حال سؤال اساسی این است: شرط اصلی موفقیت این شعار چیست؟ نقش مردم چیست؟الزامات سال جهاد اقتصادی چگونه باید باشد؟
 
خوشبختانه اجرای موفق قانون هدفمندی یارانهها نشان داد که شرط اصلی موفقیت در هر طرح اقتصادی، همراهی مردم است. مردم نشان دادند که با هر طرح اقتصادی که منجر به بهبود وضعیت اقتصادی شان گردد، همراهی خواهند کرد و آنان نشان دادند: با جهتگیریهای عدالت خواهانهی دولتها موافقاند و حاضراند تا با طرح‏های اقتصادی دولتها اگر چه کمی هم دارای زحمت باشد، همراهی کنند.
 
اگرچه در شرایط کنونی ممکن است سختیهایی را هم متحمل شوند.اعتماد به نفس سیاستگذاران اقتصادی کشور با اجرای این قانون چندین برابر شده و مردم هم نشان دادند که با این نوع طرحها که کل نظام و نخبگان کشور بر اجرای آن توافق دارند، به خوبی همراه خواهند شد. در سال جدید نیز همچون سایر سالهای گذشته سخنان رهبر معظم انقلاب پشتوانهی قاطعی برای همهی مسؤولین است که باید در این سال، برنامهها و جایگاه خودشان را تبیین و مشخص کنند. الزامات در این رابطه عبارتانداز:
 
جهاد اقتصادی نیازمند نقشهی راه است. دستگاههای اجرایی کشور، دستگاههای قانونگذار، نهادهای قضایی، بخشهای مردمی، بخشهای غیر انتفاعی و خصوصی کشور باید با یک راهبردی که از سوی دستگاههای سیاستگذار مشخص میشود، یک آرایش جهادی به خود بگیرند.
 
1- جهاد از کلماتی است که در گفتمان دینی کشورمان معنا پیدا میکند. برای همین هم کار کردن برای مسایل اقتصادی، پیشرفت، آبادانی و عمران کشور با مسألهی مقدسی به اسم جهاد، تلفیق شده است.
 
2- باید در این راستا، موانع اقتصادی کشور را شناسایی کنیم. موانعی که دست و پا گیر هستند. معمولاً در نگاه نهادی برخی از مقررات و آییننامهها و مواد یا تفاسیر قانونی که امروزه در بدنهی اجرایی وجود دارد، به شکل مانع عمل میکنند. ما به یک جهاد فراگیر در تمامی عرصههای اقتصادی جهت آسیبشناسی و مانعشناسی نیاز داریم تا بتوانیم موانع را رفع کنیم. جهاد کردن به رفع موانع پیشرفت ما برمیگردد؛ برخی از این موانع داخلیاند و بخشی از آن هم موانع خارجی هستند که باید در عرصهی اقتصاد بینالملل هم ببینیم که موانع اقتصاد کشور ما چه بوده است.
 
3- جهاد اقتصادی نیازمند نقشهی راه است. دستگاههای اجرایی کشور، دستگاههای قانونگذار، نهادهای قضایی، بخشهای مردمی، بخشهای غیر انتفاعی و خصوصی کشور باید با یک راهبردی که از سوی دستگاههای سیاستگذار مشخص میشود، یک آرایش جهادی به خود بگیرند. این نقشهی راه همان «طرح تحول اقتصادی» است که دولت محترم با اجرای مهمترین بخش آن، یعنی هدفمندسازی یارانهها، آن را طراحی کرده است. البته، بستههای مختلف برای همهی حوزهها از جمله صنعت، خدمات، حمل و نقل و کشاورزی آماده و در این زمینه با مدیران و تشکلها هماهنگی شده است. طرح هدفمند سازی یارانهها گستردهترین طرح اقتصادی است که در کشور اجرا میشود و تقریباً حوزه‏های متعدد را تحت تأثیر قرار می‏دهد. اجرای کامل قانون هدفمندی یارانهها گام بلندی در مسیر جهاد اقتصادی و ایجاد تحول در حوزهی اقتصاد خواهد بود.
 
تحقق تحول اقتصادی در کشور به چند محور نیاز دارد که در این راستا اجرای قانون هدفمندی یارانهها تنها یکی از این محورها محسوب میشود. ایجاد تحول در حوزهی اقتصاد کشور که از سالها قبل آغاز شده بود با اجرای قانون هدفمند سازی یارانهها سرعت بیشتری گرفته اما مسؤولان باید به محورهای دیگر ایجاد این تحول نیز توجه داشته باشند. اصلاح قانون گمرک، اصلاح قانون تجارت، اصلاح نظام بانکی و پولی کشور از جمله محورهای ایجاد تحول بنیادین در حوزه اقتصاد کشور است. در سال جهاد اقتصادی و در دههی 90 امیدواریم که کشور در حوزهی اقتصاد شکوفا شود، البته اجرای کامل قانون هدفمندی یارانهها گام بلندی در مسیر جهاد اقتصادی و ایجاد تحول در حوزهی اقتصاد کشور خواهد بود. اگر هدفمندسازی یارانهها به نحو احسن اجرایی شود، پس از اجرای کامل این طرح مبالغ کلانی به بودجهی کشور اضافه خواهد شد که این مبالغ میتواند باعث شکوفایی اقتصاد کشور گردد.*
 

(*) دکتر آلبرت بغزیان، استاد اقتصاد دانشگاه

منبع: پایگاه تحلیلی برهان




[ چهارشنبه 30 فروردین 1391  ] [ 10:50 PM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0

 

اوراق مشاركت در خدمت دولت! - بخش پاياني

قانون اوراق مشاركت در شهريورماه سال ۱۳۷۶ به عنوان يك ابزار پولي، مالي براي نظام مندكردن اقتصاد كشور تصويب شد.در اين قانون اجازه داده شده است تا براي جذب مشاركت مردم در طرح هاي عمراني و انتفاعي دولت، شركت هاي دولتي ،شهرداري ها و موسسه ها و نهادهاي عمومي غيردولتي و غيره بتوانند بخشي از منابع مالي لازم را براي تهيه مواد اوليه توليد با انتشار اوراق مشاركت تامين كنند.ولي اين روند با حضور نهادهاي دولتي روند ديگري به خود گرفت. بخش نخست اين گزارش درمورد انتشار اوراق مشاركت در كشور در شماره گذشته منتشر شد و بخش پاياني آن ازنظر خوانندگان مي گذرد.
در سال ۷۶مشاركت از منطق اقتصادي تا حد زيادي فاصله گرفت و به الزامات ناشي از اقتدار قانوني دولتي ها و تأييد مجلسيان تن داده و ورود همزمان سرمايه هاي دولتي به ميدان آخرين حلقه محاصره را تكميل كرد. استناد قانوني شركتهاي دولتي بودجه سنواتي كشور بود؛ در سال ۱۳۷۷ نرخ سود علي الحساب ۲۰ درصد، مبلغ مصوب ۳۰۰ ميليارد ريال و ميزان فروش به همان ميزان بود، دو سال بعد نرخ سود ۱۹ درصد و ميزان مصوب براي انتشار اوراق به ترتيب ۱۲۰۰ ميليارد ريال و ۵۰۰ ميليارد ريال اعلام شد كه به ترتيب ۴۰۰ و ۳۰۰ ميليارد ريال آن به فروش رسيد. در سال ۱۳۸۰ نرخ سود اوراق دو درصد نزول كرد و به ۱۷ درصد رسيد و از مجموع ۲۷۰۰ ميليارد ريال اوراق انتشار يافته تمام آن جذب شد تا سال بعد يعني ۱۳۸۱ آزمون ديگر با سود ۱۵ درصدي به اجرا درآيد كه توفيق كامل را به همراه نداشت و فقط ۴۶۷۷ ميليارد ريال از ۵۶۰۰ ميليارد ريال اوراق مصوب به فروش رفت. طي سالهاي ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳ سود ۱۷ درصدي ملاك عمل قرار گرفت كه حجم مصوب در اين سالها به ترتيب معادل ۲۶۰۰ و ۳۲۰۰ ميليارد ريال خواهد بود. حجم كل اوراق مشاركت مصوب براي انتشار توسط شركتهاي دولتي از ۱۳۷۴ تا ۱۳۸۳ معادل ۱۶ هزار و ۲۳۰ ميليارد ريال و ميزان اوراق فروش رفته بالغ بر ۱۳ هزار و ۹۰۷ ميليارد ريال برآورد مي شود كه تحقق كامل آن با فرض عملي شدن اوراق مذكور طي سالهاي ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳ مي باشد.
امروز _ ابهام؛ فردا_ ترديد
هنوز گزارش عملياتي روشن و دقيق از فرآيند اوراق مشاركت در طول ۱۰ سال گذشته و بازدهي اقتصادي آن ارائه نشده است و مشخص نيست استفاده از اين ابزار براي جذب نقدينگي و سوق دادن آن به عرصه هاي مختلف با چه موفقيتها و ناكامي هاي واقع بينانه مواجه شده است. آيا متولي اصلي دولت است و تأييد مجلس؟
شوراي پول و اعتبار و بانك مركزي چه نقش و جايگاهي دارند؟ مرز واقعي بين دو قواي قانونگذاري و مجري به عنوان اعمال كننده نقش حاكميت با دو نهاد تخصصي و متولي حقيقي بازار پول به حيث ارزش علمي و اقتدار قانوني شان يعني بانك مركزي و شوراي پول و اعتبار كجاست؟ تضمين ها، مشوق ها و حمايت هاي مادي و معنوي دولت از اوراق مشاركت دولتي تا چه اندازه واقع بينانه است و تا چه حد تابع ضرورتهاي مقطعي؟ تا چه ميزان بازدهي اين اوراق در زمينه هاي مختلف اقتصادي نظير آب، برق؛ كشاورزي، فاضلاب شهري، شهرسازي و... به اثبات رسيده و توانسته است نقدينگي را جذب كند و سوددهي داشته باشد و يا اينكه چه ميزان از بازپرداخت سود اوراق از محل ها و منابع ديگر بودجه دولت جبران مي شود؟ آيا اميدي به خارج شدن دولت طي پنج سال آينده از اين وادي و حضور تدريجي و اطمينان بخش، اقتصاد غيردولتي وجود دارد؟
در سال جاري ۷۰۰۰ ميليارد ريال و طي سالهاي ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۷ به ترتيب معادل ،۵۵۰۰ ۴ هزار و ۲۰۰۰ ميليارد ريال اوراق مشاركت از سوي دولت عرضه مي شود و در سال ۱۳۸۸ دست دولت كوتاه خواهد شد اما حضور شركتهاي دولتي در پرده ابهام قرار دارد
دولت كنار مي كشد؛ شايد!
دولت كم كم از ميدان رقابت با استفاده از ابزاري چون اوراق مشاركت كنار مي كشد، در سال جاري ۷۰۰۰ ميليارد ريال و طي سالهاي ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۷ به ترتيب معادل ،۵۵۰۰ ۴ هزار و ۲۰۰۰ ميليارد ريال اوراق مشاركت از سوي دولت عرضه مي شود و پرونده آن بسته مي شود و قرار است در سال ۱۳۸۸ دست دولت كوتاه شود اما حضور شركتهاي دولتي در پرده ابهام قرار دارد.
عرضه اوراق مشاركت تا پنج سال آينده از سوي دولت و دولتي ها ادامه دارد و با تداوم سياست بازپرداختي اصل و سود آن خارج از طرحهاي مصوب و از محل بودجه عمومي دولت در عمل بار مالي دولت را سنگين تر مي سازد چرا كه بسياري از طرحهاي دولت داراي بازدهي كمتر از نرخ سود مصوب است آن هم به دليل ماهيت طرحها و ضرورت اجراي آنها چاره اي جز اين وجود ندارد .از سوي ديگر مشوقهايي چون معافيت مالي و تضمين سود از سوي دولت، سياستهاي هدايت نقدينگي به ساير بخشها را ناكارآمد مي سازد و مهمترين پيامد اقتصادي آن يعني تأثيرگذاري بر نرخ تورم در آينده جدي تر خواهد بود.
چرا كه تداوم روند فعلي از سوي دولت كنترل فيزيكي نقدينگي و تزريق آن در آينده نزديك خواهد بود چرا كه ابزار لازم و بستر مناسب نظير بازار ثانويه، ساز و كار خريد و فروش اوراق و... مهيا نيست.
سنت همچنان پابرجاست و راه كنوني ادامه دارد، اصلاح فرآيند كنوني هم به لحاظ ساختار حقوقي و قانوني، هم به جهت رقابت پذيري دولت و بخش غيردولتي و هم توجيه اقتصادي انتشار اوراق مشاركت ضرورتي است كه آينده الزام آن را به اجبار بدل خواهد كرد.

منبع:http://iran-economic.persianblog.ir/



[ چهارشنبه 30 فروردین 1391  ] [ 10:37 PM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 70 ::         10   11   12   13   14   15   16   17   18   19   >  

درباره وبلاگ


بنام خدا. سلام و رحمت الهی بر مردم شریف ایران. به حمد الهی و با درایت مقام معظم رهبری امسال ،سال تولید ملی ،حمایت از کار و سرمایه ایرانی نام نهاده شده است لذا بر همه ی ما عاشقان سینه چاک این رهبر فرزانه ملزوم است که تمامی همت خویش را در راستای تحقق این امر ولایی صرف نماییم. امید که مورد رضایت حضرت حق و وجود نازنین امام غایبمان(عج) قرار بگیرد. ان شاء الله

آمار سایت
كل بازديدها : 170687 نفر
كل مطالب : 1049 عدد
تعداد کل نظرات: 56 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: سه شنبه 1 فروردین 1391 
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 5 تیر 1391 
امکانات وب

.

ابزار پرش به بالا
Online User تماس با ما

نیت کنید و اشاره فرمایید

.

.

IS
تولید ملی حمایت ایرانی تک راه . حامی تولید کننده داخلی

قالب های وبلاگ اسکین

چاپ این صفحه تولید ملی حمایت ایرانی "هر گاه بهار را ديديد بسيار ياد رستاخيز كنيد"