سال 91( سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی) مبارک

تولید ملی حمایت ایرانی

تولید ملی حمایت ایرانی
 
نويسندگان

راهبردهاي کلان» راهکارهاي آينده             رضا کربلايی                    روزنامه خراسان
در برنامه دولت نهم راهبردهاي کلان يازده‌گانه‌اي براي نيل به آن ترسيم شده است که نيازمند تدوين، تصويب و اجراي راهکارهاي اجرايي قانوني خواهد بود و اين به سادگي امکان نمي‌يابد. «بسط عدالت و توسعه و تعالي همه جانبه و درون‌زا» مبتني بر «اسلام ناب محمدي(ص) آنهم متناسب با مقتضيات عصر کنوني با به کارگيري علوم و فنون پيشرفته براي تحقق عدالت وارتقاي سلامت و رفاه جامعه به عنوان راهبرد کلان برنامه دولت جديد مستلزم شفاف بودن تعاريف عدالت و توسعه از سوي دولتمردان و پذيرش تلقي ايشان از عدالت وتوسعه مبتني بر اسلام ناب محمدي(ص) از سوي نخبگان ديني، سياسي، اقتصادي و... و همراهي افکار عمومي خواهد بود بنابراين ماهيت راهبردهاي ترسيم شده از سوي دولت جديد در ابعاد فرهنگي، اجتماعي، سياسي، علمي و فناوري، اقتصادي، اداري، آموزشي، حقوقي، دفاعي، امنيتي و بودجه‌اي از حد ومرز تعريف شده و شفاف برخوردار نيست به گونه‌اي که «ايجاد اشتغال»‌در سه سطح اجتماعي، اقتصادي و حتي امنيتي مورد توجه قرار گرفته است. آيا اين راهبردها هم‌عرض يکديگرند يا در طول يکديگر قرار مي‌گيرند» مکمل همديگرند و يا منفک از هم هستند و نهايت اين که تضادهاي ماهوي برآمده از اين راهبردها به ويژه در عرصه اجرا و نظارت و برخورد سياستهاي متفاوت براي تحقق راهبردهاي ياد شده چگونه قابل رفع است؟
از منظر اقتصاد سياسي اگر به راهبرداهاي دولت نهم بنگريم، اهداف مندرج در راهبردهاي اجتماعي، اقتصادي، اداري، حقوقي، امنيتي و بودجه‌اي قابل بررسي و در خور تامل بيشتر است. در غير اين صورت اهداف کلان و جهت‌گيري‌هاي بعدي قابل جمع نخواهد بود.
در بخش راهبردهاي اجتماعي آمده است: اعتلا و ارتقاي عمومي سطح سلامت و توانمنديها و دسترسي برابر به فرصتها، ايجاد اشتغال و تامين اجتماعي براي آحاد مردم. اين اهداف در واقع نشان‌دهنده حساسيت دولت به «ابعاد اجتماعي اقتصاد ايران»‌قلمداد مي‌شود به گونه‌اي که سلامت جامعه و حق برخورداري از تامين اجتماعي و نيز اشتغال بايد جدي گرفته شود و سياستهاي حمايتي دولت در اين بخش نهادينه شده و جنبه روشن‌تري پيدا کند.
از سوي ديگر «خوداتکايي در توليد، فعال نمودن ظرفيتهاي اقتصادي، توليد براي صادرات، توزيع عادلانه ثروت، ايجاد اشتغال، محروميت‌زدايي، دفع تبعيض، ارتقاء قدرت خريد مردم و رفاه اجتماعي، به عنوان راهبرد اقتصادي يک پرسش جدي ايجاد مي‌کند که تحقق اين اهداف براساس کدام الگوي اقتصادي صورت مي‌گيرد؟ آيا دولت جديد که نسبت به الگوي توسعه 16سال اخير انتقاد دارد، الگوي متفاوت، تازه و اطمينان‌بخش مي‌تواند ارائه کند که ضامن اجرايي اهداف موردنظر وتقويت‌کننده جايگاه اقتصاد ملي در عرصه جهاني باشد؟
اين پرسشها وقتي جدي‌تر مي‌شود که ماهيت برنامه دولت براي خوداتکايي در توليد، فعال کردن ظرفيتهاي اقتصادي وتوليد براي صادرات با تداوم سياستهاي حمايتي و يارانه‌اي دولت صورت خواهد گرفت يا با دست کشيدن تدريجي از آنها وتابع اصول علوم اقتصادي محقق مي‌شود.
توزيع عادلانه ثروت و ايجاد اشتغال دو برگ برنده و در عين حال پاشنه آشيل دولت جديد خواهد بود که آيا ثروتهاي کنوني در نتيجه اجراي سياستهاي کوتاه‌مدت توزيع مي‌شود يا به چرخه اقتصاد وارد شده و شهروندان به تناسب توان و تخصص و سرمايه‌گذاري و ريسک‌پذيري از حق مساوي و فرصت‌هاي برابري که دولت مي‌خواهد ايجاد کند، از اين ثروتها بهره‌مند مي‌شوند.
ايجاد اشتغال نيز به عنوان يک سياست اجتماعي- اقتصادي در ايران با توجه به جمعيت جوان کشور يکي از محوري‌ترين دغدغه حاکميت محسوب مي‌شود که بي‌توجهي به آن پيامدهاي خطرناک اقتصادي، اجتماعي، سياسي و امنيتي را در پي دارد و تاکنون سياستهاي حمايتي دولت‌هاي قبلي اثرات جدي نداشته است هرچند توانسته است تسکين‌بخش باشد.
مهم اين است که دولت جديد ايران با توجه به دگرگوني ساختار مديريت قبلي و روي کارآمدن طيف جديد از مديران بتواند براساس واقعيتهاي جامعه ونه برداشتهاي سطحي و متاثر از جريانهاي سياسي به الگوي واقع‌گرايانه دست يابد.

منبع:http://iran-economic.persianblog.ir/




[ چهارشنبه 30 فروردین 1391  ] [ 10:38 AM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0

 

دکتر عبدالمجید شیخی/ تبیین فرمایشات رهبر معظم انقلاب در دومین نشست اندیشه‏های‏ راهبردی(1)؛
الزامات تحقق عدالت در نظام اسلامی
هفته‏ی پیش، دومین نشست اندیشه‏های راهبردی با حضور اندیشمندان علوم انسانی در محضر رهبر معظم انقلاب برگزار شد. دکتر شیخی استاد اقتصاد و یکی از صاحب‏نظرانی که در جلسه حضور داشت در باره‏ی محورهای آن نشست به ارایه تحلیلی پرداخته است.

گروه اقتصادی برهان/ دکتر عبدالمجید شیخی؛ در آیهی شریفهی 25 سورهی مبارکهی «الحدید»، خداوند تبارک و تعالی هدف از ارسال پیامبران و کتب آسمانی را ایجاد قسط که همانا برقراری «عدالت» است، اعلام فرموده است. این موضوع در بیانات مقام معظم رهبری مورد تأکید قرار گرفت. «بالعدل قامت السماوات و الارض» این جمله بیان رسول اکرم(صلیاللهعلیهوآله) است.

 

این حدیث شریف نشان از اهمیت برقراری عدالت در روی زمین و نشان از ناپایداری بیعدالتی است. امروزه شاهد تحقق پیشبینی، مکاشفهی عالمانه و شگفتانگیز مقام معظم رهبری(حفظهاللهتعالی) دربارهی سرایت بیداری اجتماعی در قلب اروپا هستیم که متأثر از بیداری اسلامی در منطقهی خاورمیانه و کشورهای عربی مسلمان و اصالتاً برگرفته از انقلاب اصیل اسلامی ایران به رهبری حضرت امامخمینی(قدس سره) است که میرود تا زمینههای تحقق پیشبینی امیرالمؤمنین(علیهالسلام) در خطبهی 138 نهج البلاغه به وجود بیاورد.

 

حاکمیت نظام ظالمانه و غیر عادلانهی «ربا خواری» در غرب و حاکمیت نظام طبقاتی و اختلاف ثروت و درآمد، راز این سرایت بیداری و خیزش مردمی است که انشاء الله گسترش خواهد یافت و طومار ظالمان را در هم خواهد، پیچید. شکست نظام اقتصاد لیبرالیستی غرب با شروع بحران در بازارهای مالی و پولی در انتهای سال 2008، آغاز شد و کار به جایی رسید، که نه تنها در مباحث اجرایی، بلکه متفکرین غربی را حتی وادار به عقب گرد در مبانی علمی نمود اما از آنجایی که حاکمان غیر عادل و ظالم و به خصوص صهیونیست جهانی بر این نظام سیطره دارند، مجدد با سرعت و شعاع گستردهتری راه پیشین را ادامه میدهند که مسلماً در آیندهی بسیار نزدیک سبب آشوب در این کشورها خواهد شد.

 

وجود این تجربهی زنده در برابر ما باید موجب بیداری و عبرت طراحان الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، اندیشمندان مقولهی عدالت، مجریان و مسؤولین قوای سه گانه در جهت محور قرار دادن «قاعدهی عدالت» در حوزهی قانونگذاری، اجرایی و قضاوت؛ و بالاخره به تبعیت از قرآن کریم و سیرهی معصومین(سلاماللهعلیهماجمعین) باید میزان تمام فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی شود.

 

در دومین نشست، اندیشهی راهبردی عدالت در دو جنبهی نظری و کاربردی مطرح گردید. گرچه ارایهی یک تعریف جامع، کار بسیار لازم و ضروری است، اما نباید فراموش کرد که خوشبختانه به دلیل وجود غنای ادبیات فقه و حقوق اسلامی در تعریف قسط، میزان و مانند آن، ارایهی تعاریف نظری را برای ما آسان نموده است. چالش اصلی ما ضرورت پیاده سازی میزان، قسط و عدالت در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به عنوان الگوی نظام اسلامی و کشورهای اسلامی و منطقه است.
 
تجربهی عملی حکومت اسلامی در صدر اسلام و برخی مقاطع تاریخی کمک زیادی به این پیاده سازی مینماید. ولی بیش از هر چیزی تأویل عدالت در مسایل مستحدثه اجتماعی و اقتصادی زمان کار ارایهی الگو و اجرای آن را سخت میکند. لذا ارایهی الگوی کاربردی و متعّین بسیار ضروری است. شکی نیست که همچنان پس از سه دهه بعد از پیروزی انقلاب عظیم اسلامی بسیاری از بیعدالتیها از لحاظ زمانی منشأ پیش از انقلاب دارند. ولی برخی دیگر ناشی از اقدامهای اجرایی و قانونگذاری پس از پیروزی انقلاب اسلامی هستند که ریشه در فقدان الگوی نظری و کاربردی عدالت دارند.
   
به همین دلیل است که رهبر عظیم الشان بر عدم رضایت خود از وضع موجود از نظر عدالت تأکید دارند. لذا در یک تقسیم بندی کلی باید منشأ بیعدالتیها را توضیح داده و سپس در تعریف الگو و در قبل و بعد از آن در امر تعلیم و تعلم، سیاست سازی، سیاست گذاری، قانونگذاری و اجرا سر لوحهی مقابله با چالشها قرار داد. در اینجا به عنوان نمونه به برخی از عوامل اقتصادی اشاره میشود.
 
پس از سه دهه بعد از پیروزی انقلاب عظیم اسلامی بسیاری از بیعدالتیها از لحاظ زمانی منشأ پیش از انقلاب دارند. ولی برخی دیگر ناشی از اقدامهای اجرایی و قانونگذاری پس از پیروزی انقلاب اسلامی هستند که ریشه در فقدان الگوی نظری و کاربردی عدالت دارند.

 

الف) شرایطی که ریشه در نظام طاغوت داشته و با فرض فقدان اقدامهای جبرانی باعث تداوم نابرابری و حفظ فاصلهی طبقاتی میشود: - نابرابری در برخورداری از امکانات تعلیم و تعلم، اطلاعاتی و رفاهی، - مالکیت املاک، اموال منقول و غیر منقول و ارث، - ارتباطات و وابستگی به رژیم سابق – کسب رانتی در رژیم سابق و...
 
ب) برخی از نابرابریها و بیعدالتیها ناشی از شرایط حادث شده بعد از انقلاب اسلامی و ناشی از سیاستگذاریها است که البته به دو دسته آثار مستقیم و تبعی طبیعی تقسیم پذیرند.
 
بهطور مثال برخی از آثار مستقیم عبارتاند از: - برخورداری و سوء استفادهی اشخاص از موقعیت اطلاعات اقتصادی در پستهای دولتی- انجام نادرست و یا عدم اجرای وظایف حاکمیتی دولت در بازار چون نظام نظارت، حمایت، تنظیم بازار، تعزیرات، قیمت گذاری و تصحیح هدفمند قیمتها و تسهیل مسیر تعادل در بازار- نظام پرداخت غیر مستقیم یارانهها- فرار مالیاتی- عدم پیگیری قضایی اخذ حقوق اقتصادی از مرفهین و مترفین- حاکم کردن برخی از عناصر ناسالم در پستهای اقتصادی و غیر اقتصادی- تبعیت از الگوهای پولی، مالی و درآمدی غربی- توزیع نابرابر امکانات از جمله اعتبارات فعالیتهای عمرانی، تسهیلات بانکی و غیره در بین بخشهای اقتصادی، مناطق، اقشار و صنوف - حاکمیت دادن فعالیتهای تجاری بر بخش تولید- سوء مدیریت- تدوین قوانین ناعادلانه – نظام پرداخت غیر هماهنگ حقوق و مزایا در دستگاه دولتی- فساد اداری و...
 
دسته دوم تبعی هستند. از جمله: وقوع حوادث طبیعی- وقوع حوادث غیر طبیعی چون جنگ تحمیلی- تورم- پدیدهی موقعیت تصادفی املاک که به دلیل ایجاد موقعیتی ناگهانی قیمت املاک شخصی چندین برابر و ثروت شخص بهطور دفعی افزایش مییابد – رونق فعالیتهای کاذب و حرام چون قاچاق، مواد مخدر و روان گردان، پول شویی و تطهیر پولی- حاکمیت فعالیتهای تجاری بر بخش تولید- فشارهای خارجی استکبار جهانی و تحریم-و...
 
بی تردید هرکدام از مسایل یاد شده باید در جداولی ریشهیابی و مصداق یابی شده و در مرحلهی دیگر برای حل آنها راه حل یابی شود. جا دارد با توجه به موقعیت طلایی که در خصوص دعوت به گفتمان عدالت پژوهی و ارایهی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت با محوریت عدالت در جامعه به وجود آمده تمام اندیشمندان در رشتههای مختلف تخصصی به این دعوت لبیک گفته و در این امر حیاتی مشارکت کنند تا مقولهی عدالت چه از جنبهی نظری و چه از جنبهی عملی و کاربردی در سطوح مختلف، ترجمه و بومی شود همان طور که رهبر عزیز در بیانات خود در دومین نشست، این وظیفه را تنها منحصر به افراد حاضر در جلسه ندانسته و همهی اندیشمندان را در این امر مقدس، مسؤول دانستند.*
 

(*) دکتر عبدالمجید شیخی؛ کارشناس اقتصادی و عضو هیأت علمی دانشگاه

منبع: پایگاه تحلیلی برهان




[ چهارشنبه 30 فروردین 1391  ] [ 9:39 AM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0

 

بابک اسماعیلی/ تبیین بیانات رهبر انقلاب در دومین نشست اندیشه‏هاى راهبردى(2)؛
لزوم توجه به ظرفیت‏های اقتصاددانان وطنی عدالت‏گرا
دومین نشست اندیشه‏های راهبردی با موضوع عدالت، حاوی نکاتی راهگشا در زمینه‏ی عدالت بود، یکی از این سرفصل‏ها لزوم توجه به ظرفیت‏های اقتصاددانان وطنی عدالت‏گر است. این یادداشت بر آن است تا با نقدی بر عملکرد گذشته حضور این اقتصاددانان را یادآوری کند.
گروه اقتصادی برهان/ بابک اسماعیلی؛ «عدالت» و یا به عبارتی «عدل» در اصطلاح و لغت، معانی مختلفی دارد: «نهادنهر چیزی به جای خود»، «حد متوسط میان افراط و تفریط در قوای درونی»[1]، «به تساویتقسیم کردن»[2]، «رعایت برابری در پاداش و کیفر دادن به دیگران، اگر عمل نیک استپاداش و اگر بد است، کیفر داده شود.»[[3
 
عدل به علت دارا بودن جاذبهای فطری، نزد وجدان عمومی بشریت، همواره از ارزشی والا برخوردار بوده است، زیرا در سایهی عدالت، هر کسی به آنچه حق وی است میرسد و در عمل تعدّی، ظلم و تجاوز از جامعه رخت بر میبندد و امنیت و آرامش در جامعه حکم فرما میشود.
 
امام صادق(علیهالسلام) دربارهی این حقیقت که بیعدالتی عیب و عدالت خوشایند همگان است. فرمودهاند: «اِتَّقُوا اللهَ وَ اعْدِلوُا فَأنَّکُمْ تْعیبونَ عَلی قومٍ لایَعْدلونَ؛ از خداوند پروا کنید و به عدالت رفتار کنید، چرا که شما به قومی که عدالت نکند خرده میگیرید.» [4]
 
همچنین امام میفرمایند: «العَدْلُ أَحلی مِنَ الشَّهْدِ وَ أَلْیَنُ مِنَ الزبدِ و أطیَبُ ریحاً مِنَ الْمِشْکِ؛ عدل از عسل شیرین تر، از کره نرمتر و از مشک خوشبوتر است.» [5]
 
«عدالت» به عنوان جوهره و آرمان حکومت دینی میبایست جایگاهی مشخص در آموزهها و سیاستگذاریهای سیاسی و اقتصادی کشور داشته باشد. رهبر فرزانهی انقلاب نیز در بیانات خود بارها با تأکید بر لزوم تعریف دقیق «عدالت»، از ضرورت شاخص قرار دادن دو مقولهی «عدالت» و «تعادل» در تمامی کارها و رفتارها، حتی در قضاوتها و موضعگیریها سخن گفتهاند.
 
بیانات اخیر مقام معظم رهبری در دومین نشست اندیشههای راهبردی با موضوع عدالت، حاوی نکاتی بدیع و راهگشا در زمینهی عدالت بود که لازم است توسط نخبگان، مسؤولان و برنامه ریزان کشور در چارچوب یک استراتژی منسجم و مشخص مورد مطالعه قرار گیرد و برای عملیاتی شدن، مدون شود. به همین دلیل معظم له در این نشست فرمودند: «بحث عدالت بایستى به یک گفتمان نخبگانى تبدیل شود. باید این مسأله را دنبال کنیم و پیگیرى این بحث را رها نکنیم؛ چون زمینه خیلى زیاد است، نیاز خیلى شدید است و در بیانات دوستان، بخشى از این نیاز محسوس بود.»
 
دربارهی عدالت و آثار اجتماعی آن، تاکنون بسیار سخن گفته شده است اما دربارهی عدالت و جایگاه آن در حوزهی تصمیم سازی و تصمیم گیری اقتصاد کمتر سخن گفته شده است. همانگونه که مقام معظم رهبری در دومین نشست اندیشههاى راهبردى نیز تأکید کردند، نقش دین در اجرای عدالت، نقشی استثنایی است. «... عدالت دغدغهیهمیشگى و تاریخى بشر بوده است و به دنبال احساس نیاز به عدالت که در طول تاریخ تا امروز در مردم عمومیت داشته، متفکران بشر، فیلسوفان و حکما در این مقوله وارد شدند و دغدغهى آنها نیز بوده است. بنابراین از قدیمترین دورانهاى تاریخ تا امروز دربارهى عدالت و عدالت اجتماعى به همین معناى عام، بحث شده، نظریه داده شده؛ لیکن نقش ادیان استثنایى است. یعنى آنچه که ادیان در طول زمان راجع به عدالت گفتند و خواستند و اهتمام کردند، بىنظیر و استثنایى است. در نظرات حکما و اندیشمندان، آن اهتمام ادیان به هیچ وجه مشاهده نمیشود.»
 
در زمینهی سیاستگذاری اقتصادی باید گفت که بومی شدن علم اقتصاد و تدوین مدل اقتصاد اسلامی مبتنی بر عدالتخواهی با عقلانیت و تفکر میتواند به عنوان تنها نسخهی قابل اعتماد و شفابخش وضع موجود به حساب آید. متأسفانه بومی نشدن نظریههای اقتصادی و توسعهای، محل نفوذ اقتصاددانان و اقتصادخوانانی شده که روشها، آموزهها و پارادایم اقتصاد لیبرال سرمایه داری را از دامان مکتب غرب آموخته و با اندیشه و روشهای آن خو گرفته و رشد کردهاند.
 
گرچه ممکن است این افراد با عدالت دشمنی هم نداشته باشند، اما بیتوجهی به «عقلانیت» و «معنویت» در مقولهی عدالت و نداشتن جایگاه روشن عدالت در سیاستگذاریهایشان از یک سو و تأسی به تندیسهای خودساختهی اقتصاد غرب چون «فریدمن» و «کینز» که نزد آنان مقام ستایشگری یافتهاند، سبب شده تا این افراد چون طوطیان سخنگویی خوش آوا به تکرار آموختههای خویشتن از مکتب غرب مشغول باشند و هیچ انتقادی را نیز برنتابند.
 
این دسته همان افراد شناخته شدهای هستند که در سالهای پایانی دههی 80 میلادی و همزمان با شکست نظام سوسیالیستی، با اعتماد به نفسی دو چندان و با پیروی بی چون و چرا از نظام کاپیتالیسم و بازخوانی نسخههای بانک جهانی و صندوقبینالمللی پول (IMF) به بهانهی بازسازی و توسعهی اقتصادی، سیاست تعدیل اقتصادی را اجرا کرده و با پیاده سازی و نهادینه کردن نسخههای بانک جهانی در محافل اقتصادی که کاملاً با مقولهی عدالت در تضاد بود، کشور را با شعار «زنده باد سرمایهداری» تا مرز بحران اجتماعی پیش بردند.
 
بعدها نمونهی کامل اجرای چنین سیاستهایی به طور زنجیرهای در کشورهایی چون مکزیک، اندونزی، آرژانتین و ترکیه به وقوع پیوست و با ایجاد یک سندرم اقتصادی، مسیر این کشورها را در سمت و سوی مدنظر قدرتهای استعماری تغییر داد و چهرهی بینقاب برخی از کارگزاران وطنی جریان امپریالیست را نیز برملا ساخت.
 
رهبر بصیر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود در دومین نشست اندیشههای راهبردی، به وضعیت عدالت در طول سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی اشاره کردند و فرمودند: «میدانم کارهاى وسیعى از اول انقلاب انجام گرفته؛ لیکن مطلقاً راضى کننده نیست. آن چیزى که ما نیاز داریم، آن چیزى که ما دنبالش هستیم، عدالت حداکثرى است؛ نه صرفاً در یک حد قابل قبول؛ نه، ما دنبال عدالت حداکثرى هستیم؛ ما میخواهیم ظلم در جامعه نباشد که تا این مرحله خیلى فاصله داریم. بنابراین براى این باید تلاش کرد.»
 
در خصوص فعالیت دولتهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی و به خصوص دولت نهم و دهم باید اذعان کرد علیرغم آنکه تدوین تئوری اقتصاد اسلامی و اجرای الگوی توسعهای عدالت محورانه همواره از مهمترین دغدغههای شخص دکتر احمدی نژاد در طول چند سال گذشته بوده است، اما مشاهدات و رصد اخبار پیرامونی از حضور پیوستهی برخی افراد و جریانهای انحرافی شناخته شدهی اقتصادی لیبرال در تعدادی از مراکز مهم تصمیم ساز اقتصادی و برخی وزارتخانهها و نهادهای دولتی کشور حکایت دارد.
 
«خوشبختانه حرکت کشور به سمت پیشرفت - به معناى عام - یک حرکت سریعى است. امروز با بیست سال قبل حقاً قابل مقایسه نیست. امروز حرکتِ رو به پیشرفت ما جهشى است. در موقعیتى که یک چنین حرکتهاى جهشى به وجود مىآید، احتیاج به تصمیمگیرىهاى بزرگ است؛ باید تصمیمگیرىهاى بزرگى انجام بگیرد. خب، اگر چنانچه در این تصمیمگیرىهاى بزرگ، عنصر عدالت مغفولٌعنه باقى بماند، آن وقت ضررها و ضایعاتش غیر قابل محاسبه خواهد بود بنابراین امروز به خصوص باید توجه به عدالت زیاد باشد؛ بهخصوص رابطهى پیشرفت و عدالت مشخص شود.»
 
 شکی نیست که دولتها باید از دیدگاههای کارشناسی درست و دقیق، به ویژه در مسایل اقتصادی، مالی و پولی استفاده کنند، زیرا همانطور که رهبر انقلاب نیز بدان تأکید کردهاند، کم توجهی به مسایل کارشناسی در مباحث اقتصادی ممکن است به زیانهای بزرگی منجر شود. بنابراین انتظار میرود دغدغهی انقلابی رییس جمهوری، سبب شود تا با استفادهی بیشتر از ظرفیتهای اقتصاددانان وطنی عدالتگرا، دورهی حکومت اقتصاددانان متمایل به لیبرال سرمایهداری غرب وتوسعهی صرفاً رشد محور بر مراکز سیاستگذاری و تصمیمسازی اقتصاد ایران پایان یابد و زیانی نیز متوجه کشور و مردم نگردد.
 
پی نوشت ها:
 
1- فرهنگ معین، واژهی عدل.
 
2- المنجد، مادهی عدل.
 
3-  المفردات، راغب اصفهانی، واژهی عدل.
 
4- فروع کافی، ج 3، ص 217.
 
5- همان.(*)
 

* بابک اسماعیلی؛ عضو پیوسته‏ی انجمن اقتصاددانان ایران

منبع: پایگاه تحلیلی برهان




[ چهارشنبه 30 فروردین 1391  ] [ 7:38 AM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0

خيلی دور- خيلی نزديک               رضا کربلايی

سرانجام

برنامه دولت نهم

جمهوري اسلامي ايران شامل راهبردهاي کلان، برنامه‌هاي بلندمدت و کوتاه‌مدت براي بخشها و اقشار مردم اعلام شد تا بلکه با تامل در مفاد آن بتوان نسبت به رويکرد کابينه آقاي احمدي‌نژاد در آينده آگاهي پيدا کرد واز ابهام وگمانه‌زني درخصوص سياستها وبرنامه‌هاي ايشان دوري جست.
نقد برنامه دولت جديد اگرچه ضرورت دارد اما دشواراست. اين دشواري از جهات مختلفي فاحشي مي‌شود. اول اتهام مخالفت‌ورزي به انتقادها و منتقدان و تلاش درصدد حذف صورت مسئله است که متاسفانه در جامعه ايران به يک سنت رايج بدل شده است. دوم محبوبيت و مقبوليت رئيس جمهور و انتظار و اميدواري اکثريت شهروندان نسبت به آينده باعث مي‌شود تا نقدها و تحصيل‌ها به نق‌زدن‌ها و غرض‌ورزي تعبير شود. سوم کلي‌گرايي ذاتي اينگونه برنامه‌ها و آرمان‌گرايي نهفته در آنها نيز دشواري نقد را مضاعف مي‌سازد.
اما خارج از اين دايره محدوديت‌ها و دشواري‌ها يک رسالت و مسئوليت بر همه فرض است که نقد را جدي بگيرند و از خط نقد به نفي و تخريب راه پيدا نکنند و البته نخبگان جامعه را اين رسالت و مسئوليت دوچندان است و هر آنچه به رشته تحرير در مي‌آيد لزوما به معناي تاييد و تکذيب صد در صدي برنامه‌ها نيست و داعيه چنين رويکردي وجود ندارد با اين توضيح به ارزيابي وتسهيل برنامه دولت نهم از زاويه اقتصادي پرداخته که نقد دوباره آن از سوي ديگراني که بهتر مي‌فهمند و شناخت بيشتر دارند ازجمله ضروريات است.
در مقدمه اين برنامه آمده است: «با توسعه به معناي تقليدي و شايد تحميلي آن را شجاعانه بايگاني مي‌کنيم»‌برداشت اول از آن عبارت مي‌تواند نقدي استراتژيک بر برنامه‌هاي توسعه سالهاي اخير قلمداد شود که به باور منتقدان تقليدي از برنامه‌هاي جهان ديگروتحميل آن بر جامعه ايران است وکمترهماهنگي و همگراي با مصالح و منافع ملي کشور دارد. لذا درادامه تصريح شده است: «آنچه بالندگي، شکوفايي و در عين حال سرآمدي جامعه ما را تضمين مي‌کند تنها تعبير قرآني «تعالي» است که در سايه حکمت، بصيرت، عدالت وحکومت مبتني براسلام ناب محمدي(ص) فراجنگ مي‌آيد و غايت آن «سرآمدي موعود»‌است.
در واقع نگاه دولت نهم مبتني بر تفکري است که مي‌خواهد احياگر دولت اسلامي در قالب ايران اسلامي با هدف ايجاد تمدن اسلامي باشد، دولتي که به تعبير صريح برنامه ارائه شده « با کابينه 70 ميليوني مي‌رود تا سنگ بناي چشم‌انداز 20 ساله کشور را که زمينه‌ساز تمدن جديدي است به خوبي بنا نمايد،دولت نهم بر مبناي عقلانيت ديني و در راستاي تعهد به اصول و ارزشهاي اسلامي ونوگرايي در روشها همچنين با بکارگيري علوم و فنون براي تحقق کارآمدي نظام اسلامي، سعي خواهد نمود شعار خدمت‌رساني به مردم را تجلي بخشد».
دولتمردان ايران در دور نهم گويا رسالتي بيش از اداره جامعه وتمشيت امور براي خود فرض کرده‌اند و مصمم هستند تا تعريفي جديد از دولت اسلامي، رسالتها،وظايف واختيارات آن ارائه و اجرا کنند که «کسب رضاي الهي» ماهيت آن خواهد بود واز طريق عدالت‌گستري، مهرورزي، خدمت به بندگان خدا و پيشرفت و تعالي مادي ومعنوي کشور به عنوان اصول چهارگانه مورد تعهد دولتمردان محقق مي‌شود و سنگ بناي «ارزشها»‌در دولت جديد قلمداد مي‌شود. در يک رابطه طولي ونه عرضي هدف ايشان از ارائه تعريف جديد از «دولت اسلامي»‌موردنظر «فراهم کردن زمينه برپايي حکومت عادلانه جهاني»‌از راه «احياي مجدد تمدن اسلامي»‌به عنوان آرمان نهايي خواهد بود که بنيادين‌ترين هدف آن «توسعه عدالت‌محور، اقامه قسط توام با مهرورزي، خدمت وتعالي و پيشرفت »است.
تامل در رسالت و راهبردهاي کلان و بخشي مورد قبول دولت جديد بيانگر نگرشي متفاوت نسبت به دولتهاي قبلي به مقوله توسعه کشور و وظايف دولت و شهروندان جامعه در قبال يکديگر خواهد بود که براساس آن بسياري از زيرساختهاي کشور به لحاظ فکري، قانوني، عرفي و... در ابعاد مختلف بايد مورد بازنگري قرار گيرد که درحوزه اقتصاد مي‌توان شاهد شکل‌گيري رويکرد «اقتصاد اسلامي » بود »آيا راه آينده هموار خواهد بود؟

منبع:http://iran-economic.persianblog.ir/




[ چهارشنبه 30 فروردین 1391  ] [ 4:39 AM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0
سعید غلامی باغی/ نگاهی تبیینی به فرمایشات مقام معظم رهبری در حوزه‏ی عدالت (3)؛
موانع عدالت را چگونه از پیش رو برداریم؟
موانع عدالت چیست و چگونه می‏توان یک حکومت عادلانه را در جامعه‏ی اسلامی برقرار کرد؛ شاخصه‏های آن کدام است و آن شاخصه‏ها نیز باید چه ویژگی‏هایی داشته باشد؟ شاید دومین نشست راهبردی مقام معظم رهبری با برخی اندیشمندان کشور در حوزه‏ی عدالت سبب شد تا به این سؤالات پاسخ داده شود.

گروه اقتصادی برهان/ سعید غلامی باغی؛ عدالت (Justice) یا عدل (Fair) در لغت به معنای انصاف، قسط، توزان، اعتدال، دادگری و داوری مطابق حق است و در تحلیل، حکم به حق، عدالت است و به راه راست، راه عدل گفته می­شود و در تضاد با جور، ستم و ظلم قرارگرفته است.

 

عدل و عدالت دارای مؤلفه­هایی از قبیل اهلیت (ایمان و عقل و بلوغ)، پایبندی به دین از سر ایمان، تقرب، تقوی، تزکیه، مروت، تقید به پرهیزگاری، اجتناب از بدعت، اظهار به سلامت، اجتناب از گناهان کبیره، ترک اصرار بر گناهان صغیره، پرهیز از افراط و تفریط، شهادت گواهان عادل و ... است و به عنوان یکی از ارکان اجتهاد محسوب می­شود. اعتقاد به عدالت از اصول دین و یکی از دو اصل خاص اعتقادی مذهب شیعه است. یعنی اعتقاد داشتن به این که خداوند عادل است و فعلی که از او سر می­زند برمبنای عدالت است.
 
در مفهوم اجتماعی، عدالت به معنای حفظ حقوق آحاد مردم و قرار گرفتن هر چیز در جای خود و تعلق تمام امور بر اساس حق و حقانیت و به عنوان یک فضیلت خاص و بخشی از اخلاق اجتماعی است اما بسیاری از فلاسفه نقش اقتصاد را به عنوان محور و شرط تحقق عدالت می­دانند. زیرا علم اقتصاد به معنای تخصیص بهینهی منابع کمیاب برای تولید کالا و خدمات به منظور تأمین نیازهای نامحدود انسان است و همین کمیابی منابع موجب می­شود تا مفهوم عدالت معنی پیدا کند زیرا اگر منابع محدود نبودند توزیع عادلانه مفهوم نداشت.
 
از این منظر، عدالت اقتصادی به برقراری انصاف و اعتدال در مسایل و امور اقتصادی جامعه با توجه به محدودیت منابع و قرارگرفتن تمامی عوامل مؤثر بر متغیرهای اقتصادی در جای واقعی خود باز می­گردد. بنابراین مفهوم عدالت با مفهوم مساوات ­طلبی تفاوت بنیادین دارد.
 
اولین نکته­ای که در عدالت اقتصادی مطرح می­شود، توزیع عادلانهی منابع و عوامل تولید و عواید حاصل از آن میان آحاد جامعه است یعنی عدالت افقی و عمودی در جامعه حاکم شود. عدالت افقی آن است که افرادی که توانایی، شایستگی و استحقاق برابر دارند به اندازهی مساوی از منابع تولید و عواید جامعه به دست بیاورند و عدالت عمودی به آن معنا است که کسانی که دارای توانایی و قابلیت بیشتری هستند بتوانند سهم بیشتری از عواید جامعه تحصیل کنند.
 
مشکل این نوع تفکر اینجاست که چه شاخص و سنجشی برای اندازه­گیری توانایی، قابلیت، شایستگی و استحقاق هر فرد پیش­بینی شده است؟ آیا افراد در زمان تولد از توانایی یکسانی برخوردارند؟ آیا جامعه، خانواده و دیگر موارد ضروری که از اختیار فرد خارج هستند بر ظرفیت­های افراد و عواید آنها از جامعه تأثیر نمی­گذارد؟
 
این نکات هر چند بیانگر لزوم توجه به سیاستهای جبرانی و حمایتی برای افراد خاص است ولی بیانگر این واقعیت است که در مطالعات مربوط به الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت، باید در خصوص اندیشهی مشخص جمهوری اسلامی ایران در زمینهی توزیع عدالت­خواهانه منابع و عواید حاصل از آن به اجماع نظر رسید.
 
به همین جهت است که خاستگاه بررسی مطالبی حول محور عدالت در نشست­های اندیشه­های راهبردی امکان پذیر است و می­توان دومین نشست اندیشههای راهبردی ـ 27 اردیبهشت ماه امسال ـ را با موضوع «عدالت» که به منظور هماندیشی مقام معظم رهبری با دهها نفر از محققان این حوزه برگزار شد، در این راستا، ارزیابی کرد هر چند مقام معظم رهبری در این جلسه در محتوای بحث ورود پیدا نکردند و شروع و ادامهی مباحث را به جمع نخبگان و محققان کشور سپردند ولی چند نکته­ای که در بیانات خود فرمودند، برخی ظرفیت­ها، موانع و راهکارهای پیش­روی تحقق نظریه­پردازی دربارهی عدالت و دستیابی به نظریهی ناب اسلام در این خصوص و کاربردی کردن آن را به شرح زیر بیان فرمودند.
 
اولین نکته­ای که در عدالت اقتصادی مطرح می­شود، توزیع عادلانهی منابع و عوامل تولید و عواید حاصل از آن میان آحاد جامعه است یعنی عدالت افقی و عمودی در جامعه حاکم شود.
 
برخی ظرفیت­های موجود در زمینهی نظریه­پردازی در خصوص عدالت در بیان مقام معظم رهبری:
 
1. عدالت دغدغهی همیشگی و تاریخی بشر بوده است.
 
2. ظرفیت عدالتخواهی در میان کسانی که از عدالت محروم هستند، متبلور است.
 
3. اعتقاد به معاد در قالب امید رسیدن به دوران عدل و دوران استقرار دین کامل در تمامی ادیان نهفته است.
 
4. ارزش ذاتی عدالت مطلق است و به عنوان یک حقیقت همیشه مطلوب استوار است.
 
5. عدالت در حرکت دینی انقلاب اسلامی ایران جایگاه ممتازی دارد.
 
6. کشور دارای حرکت سریع و پیشرفت جهشی در زمینه­های مختلف است.
 
7. امکان پیگیری مباحث مربوط به عدالت در مرکز الگوی پیشرفت اسلامی ـ ایرانی وجود دارد.
 

 8. نگاه مکتب اسلام به عدالت­ورزی به عنوان یک تکلیف الهی است.

 
برخی موانع موجود در زمینهی نظریه­پردازی در خصوص عدالت در بیان مقام معظم رهبری:
 
1. مسیر تحقق عدالت مسیری پرمانع است. طاغوت، ستمگران و ظالمان همیشه مانع حرکت در مسیر عدالت بوده­اند.
 
2. وجود فاصلهی بسیار میان حرف تا عمل در میان آحاد مختلف وجود دارد.
 
3. شرایط فعلی و فاصلهی آن با عدالت حداکثری مورد نظر مقام معظم رهبری علیرغم کارها و اقدامهای زیاد انجام شده، راضی­کننده نیست.
 
4. برخی نظرات التقاطی حاصل از نظریات متفکرین و حکمای گوناگون دربارهی عدالت وجود دارد.
 
5. در برخی موارد به تفاوت نگاه اسلامی به عدالت با رویکردهای نظام­های غربی کم­توجهی می­شود.
 
6. پیش داوری در رسیدن به نظریهی ناب اسلامی در خصوص عدالت یکی از آسیبها است.
 
7. به دلیل امکان طولانی­شدن پروسهی طرح و تضارب آرای مختلف نیاز به نشاط علمی، یکی از الزامات است.
 
8. در صورت نبود اعتقاد واقعی به مبدأ و معاد، عدالت به صورت سربار و اجباری به جامعه تحمیل می­شود.
 
مسیر تحقق عدالت مسیری پرمانع است. طاغوت، ستمگران و ظالمان همیشه مانع حرکت در مسیر عدالت بوده­اند.
 
برخی راهکارهای موجود در زمینهی نظریه­پردازی در خصوص عدالت در بیان مقام معظم رهبری:
 

 1. استفاده از نقش استثنایی ادیان در تبیین عدالت اقتصادی و تعیین عدالت به عنوان هدف نظام­سازی، تمدن و حرکت بشر در محیط جامعه؛

 
2. تبدیل گفتمان عدالت به یک گفتمان زنده و همواره حاضر در صحنه در میان نخبگان، مسؤولان و مردم؛
 
3. تبیین روشها و راهکارهای جدید و مؤثر در قالب شیوه­های کاربردی تحقق عدالت؛
 
4. تبیین رابطهی بین پیشرفت و عدالت؛
 
5. نگاه متجددانه و نوآورانه به منابع اسلامی (از جمله قرآن، احادیث، نهج­البلاغه، نوشته­های فقهی، کلامی و حکمی) به منظور رسیدن به نظریهی ناب دربارهی عدالت؛
 
6. توجه به هستی­شناسی، معرفت­شناسی و پایه­های اساسی عدالت؛
 
7.توجه به تعدد و تضارب آرا در عرصهی تفکر و نظریه­پردازی در خصوص عدالت؛
 
8. طراحی برنامه­های بلندمت براساس جمع­بندی قوی، متقن و مستدل دربارهی عدالت اجتماعی؛
 
9. توجه به عدالت پژوهی در حوزه و انجام بحث فقهی قوی در این خصوص و توجه به عدالت پژوهی در دانشگاه به عنوان یک رشتهی تعریف شدهی علمی و یا یک دانش میان­رشته­ای؛
 
10. شاخص­گذاری عدالت در مطالعات علمی و تعیین شاخص­های عدالت؛
 
11. رصد دایمی عدالت به عنوان یک معیار و سنجش اساسی در قانونگذاری مجلس و وظایف شورای نگهبان؛
 
12. لزوم توجه به مبدأ و معاد در پژوهش­های مربوط به عدالت.
 
همانطور که در بیانات مقام معظم رهبری آمد، مسیر نظریه­پردازی در مورد عدالت و تحقق نظریهی ناب اسلامی در این خصوص در کوتاه مدت میسر نیست و لازمهی تحقق آن طی­کردن مسیری علمی و استمرار در این حرکت است.
 
با این حال در شرایطی که برقراری عدالت در جامعه به عنوان یکی از اهداف اساسی نظام قلمداد میشود و هرگونه ظلم در مقابل عدالت می­تواند توسط دشمنان داخلی و خارجی شاکلهی نظام را مورد تعرض قرار دهد، لازم است به صورت عملی به این حوزه وارد شده و حداقل اولویت­­های ایجاد عدل و مبارزه با ظلم را در کشور تعیین نمود.
 
در بیانات رهبر انقلاب، مهمترین عوامل ظلم که عمدتاً نیز به حوزهی اقتصاد باز می­گردد، مصادیقی همچون، فقر، فساد و تبعیض است که آنها را می­توان به عنوان آفت درخت عدالت قلمداد کرد و اولویت ایجاد عدل در کشور را در این حوزه­ها ترسیم نمود.
 
در شرایطی که برقراری عدالت در جامعه به عنوان یکی از اهداف اساسی نظام قلمداد میشود و هرگونه ظلم در مقابل عدالت می­تواند توسط دشمنان داخلی و خارجی شاکلهی نظام را مورد تعرض قرار دهد، لازم است به صورت عملی به این حوزه وارد شده و حداقل اولویت­­های ایجاد عدل و مبارزه با ظلم را در کشور تعیین نمود.
 
الف) تدوین، اجرا و نظارت بر سیاستهای کاهش فقر و توانمندسازی جامعه، توزیع عادلانهی عوامل تولید، در اختیارگذاشتن امکانات علمی و تحصیلی مناسب، حمایت از اقشار آسیب­پذیر، حمایت از خانوارهای بد سرپرست و بی­سرپرست، توزیع مناسب درآمد و ثروت و برخورداری عادلانهی دهک­های مختلف جامعه از درآمدها، ارتقای سطح تولید و درآمد سرانه و ...
 
ب) تدوین، اجرا و نظارت بر سیاستهای کاهش فساد، کاهش جرم و جنایت در ابعاد سازمان­یافته و فساد اداری و اجتماعی و هر گونه بزهکاری از جمله اعتیاد، جنایت، فحشا و ... جرایم اقتصادی مانند تبانی، رشوه ، قاچاق و ... و مشکلات اجتماعی مانند طلاق، افزایش سن ازدواج و ...
 
ج) تدوین، اجرا و نظارت بر سیاستهای کاهش تبعیض به منظور رفع، حذف و ممنوعیت اعمال هرگونه تبعیض، تخفیف، ترجیح و اعطای امتیاز خاص به افراد، گروه­ها و حوزه­های خاص و جلوگیری از هرگونه انحصار با استفاده از ابزارهای مختلف از جمله صدور مجوزهای خاص در زمینه­های مختلف به خصوص مسایل اقتصادی و ...
 
د) شناسایی اولویت­های مهم اقتصادی کشور و حرکت جهادی در اعمال عدالت در تمامی زمینه­های مربوط از جمله اصلاح نظامهای یارانه­ای، مالیاتی، بانکی، ارزی، بیمه­ای، نظام توزیع، بخش مسکن و ... .
 
نکتهی پایانی آنکه در جامعهی انسانی که روابط بین اشخاص به صورت در هم تنیده­ای برقرار و در حال تغییر است، کلید پرهیز از ظلم و ایجاد عدل، تعیین قواعدی جهت تنظیم روابط اجتماعی و حل و فصل معضلات و مشکلات ناشی از عدم تقید به این روابط است. این قواعد که رود خروشان جامعه را جهت داده و از فراز و نشیب­های متعدد می­گذراند، چیزی جز قانون نیست بنابراین کلید تحقق عدل و داد در کشور در کارآیی نظام قانونگذاری و اجرای صحیح قانون و نظارت بر حسن اجرای آن است. از این نگاه آفت­های نظام تصمیم­گیری در کشور و مشکلات پیش­روی کیفیت و کمیت وضع قانون و مقررات و همچنین از بین­رفتن احساس تقید به قانون را می­توان به عنوان اصلی­ترین آفت­های گسترش عدالت در کشور قلمداد کرد.*
 

(*)  سعید غلامی باغی، مدرس دانشگاه و پژوهشگر ارشد امور اقتصادی

منبع: پایگاه تحلیلی برهان




[ چهارشنبه 30 فروردین 1391  ] [ 4:37 AM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 70 ::         10   11   12   13   14   15   16   17   18   19   >  

درباره وبلاگ


بنام خدا. سلام و رحمت الهی بر مردم شریف ایران. به حمد الهی و با درایت مقام معظم رهبری امسال ،سال تولید ملی ،حمایت از کار و سرمایه ایرانی نام نهاده شده است لذا بر همه ی ما عاشقان سینه چاک این رهبر فرزانه ملزوم است که تمامی همت خویش را در راستای تحقق این امر ولایی صرف نماییم. امید که مورد رضایت حضرت حق و وجود نازنین امام غایبمان(عج) قرار بگیرد. ان شاء الله

آمار سایت
كل بازديدها : 170752 نفر
كل مطالب : 1049 عدد
تعداد کل نظرات: 56 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: سه شنبه 1 فروردین 1391 
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 5 تیر 1391 
امکانات وب

.

ابزار پرش به بالا
Online User تماس با ما

نیت کنید و اشاره فرمایید

.

.

IS
تولید ملی حمایت ایرانی تک راه . حامی تولید کننده داخلی

قالب های وبلاگ اسکین

چاپ این صفحه تولید ملی حمایت ایرانی "هر گاه بهار را ديديد بسيار ياد رستاخيز كنيد"