14 معصوم و گوناگون
بر سينه ي من نوشته بين الحرمين - نصف قلبم با ابالفضل،نصف ديگر با حسين
سه شنبه 20 آبان 1393 

چرا شيعيان، اين همه براي امام حسين(ع) عزاداري مي‌كنند؟
 

پاسخ اين پرسش را از كلام حضرت آيت‌الله سبحاني(مد ظله العالي) مي دهيم.


اهميت نهضت امام حسين (ع)كه به صورت يكي از شورانگيزترين حماسه‌هاي تاريخ بشريت درآمده، نه تنها از اين نظر است كه همه ساله نيرومندترين امواج احساسات ميليون‌ها انسان را برمي‌انگيزد و مراسمي پرشورتر از همة مراسم ديگر به وجود مي‌آورد، بلكه اهميت آن بيشتر بدين خاطر است كه هيچ‌گونه محرّكي جز عواطف پاك ديني و انساني ندارد. اين تظاهرات پرشكوه كه به خاطر بزرگ‌داشت اين حادثة تاريخي انجام مي‌گيرد و برخلاف ديگر تظاهرات، نيازمند هيچ‌گونه مقدمه‌چيني و فعاليت تبليغاتي نيست، از اين جهت در نوع خود بي‌نظير است.


نكته‌اي كه براي بسياري از كساني كه از دور دستي بر آتش دارند هنوز به درستي روشن نشده و همچنان به صورت «معمّايي» در نظر آنها باقي مانده اين است كه، چرا اين‌قدر به اين حادثة تاريخي اهميت داده مي‌شود؟ چرا امروز كه از حزب اموي و دار و دستة آنها اثري نيست و قهرمانان اين حادثه مي‌بايست فراموش شده باشند، اين ماجرا رنگ ابديّت به خود گرفته است؟ پاسخ اين سؤال را بايد در لابه‌لاي انگيزه‌هاي اصلي اين انقلاب جستجو كرد. تجزيه و تحليل اين مسئله براي كساني كه از تاريخ اسلام آگاهي دارند، پيچيده و دشوار نيست.


به بيان روشن‌تر، حادثة خونين كربلا نموداري از جنگ دو رقيب سياسي بر سر به دست آوردن كرسي زمامداري يا بر سر املاك و سرزمين‌ها نبود. از طرفي، اين حادثه معلول انفجار كينه‌هاي دو طايفة متخاصم بر سر امتيازات قبيله‌اي هم نيست، بلكه اين حادثه صحنة روشني از مبارزة دو مكتب فكري و عقيدتي است كه آتش فروزان آن، در طول تاريخ پرماجراي بشريت، از ديرباز تاكنون هزگز خاموش نشده است. اين مبارزه، ادامة مبارزة تمام پيامبران و مردان اصلاح‌طلب جهان، و به تعبير ديگر دنبالة جنگ‌هاي خونين بدر و احزاب بود.


بقیه در ادامه مطلب



سه شنبه 20 آبان 1393 

نحوه شهادت حضرت قاسم(ع) در زیارت رجبیه

یکی از سپاهیان عمر سعد درباره نحوه شهادت جانسوز حضرت قاسم(ع) می گوید: حسین(ع) را دیدم که خود را به بالین قاسم رسانده و می­ فرمود: از رحمت خدا به دور باشند، قومی که تو را کشتند. در روز رستاخیز جد تو از جمله دشمنان آنها خواهد بود.» آنگاه گفت: «چقدر بر عموی تو سخت است که او را به کمک بخوانی و از دست او کاری برنیاید و یا اگر کاری هم بتواند انجام دهد برای تو سودی نداشته باشد.»

به گزارش خبرگزاری مهر، هر یک از روزهای دهه اول محرم به یک عنوان که غالبا نام شهدای کربلا است، مشهور گردیده و ستایشگران اهل بیت(ع) با ذکر مصائب صاحب نام آن روز به عنوان مقدمه، عزای حضرت اباعبدالله الحسین(ع)را اقامه می نمایند. بنا بر سنت روضه خوانی معمول روز ششم روز ذکر مصائب حضرت قاسم(ع) است. نوجوانی از فرزندان امام حسن مجتبی(ع) که همراه با اصحاب و اهل بیت امام حسین(ع) در کربلا حضور داشت و در راه اباعبدالله(ع) به شهادت رسید.

قاسم بن حسن بن علی(ع) از مادری ام ولد به نام رمله یا نفیله متولد شد و از این جهت او هم از طرف پدر و هم از طرف مادر با ابوبکر بن حسن(ع) که او نیز از دیگر شهدای کربلاست برادر می­ باشد. او نیز به همراه اهل بیت امام(ع) از مدینه تا کربلا امام حسین(ع) و اهل بیتش را همراهی کرده بود.

بقیه در ادامه مطلب



سه شنبه 20 آبان 1393 
ماه، روشنی‌اش را، گرمی‌اش را، هستی‌اش را و هویتش را از خورشید می‌گیرد. و آنها که مرا به لقب قمر، مفتخر ساخته‌اند، نسبت میان ماه و خورشید را چه خوب می‌فهمیده‌اند!

حضرت ابوالفضل(ع)

 

تو را خوب به خاطر نمی آورم ، اخرین بار که دیدمت چهار سال بیشتر نداشتم ، نه خاطره ی بازی کودکانه ای از با تو بودن دارم و نه حتی جز چند عکس مختصر ، لحظات ثبت شده ای که با آن خاطرات نداشته ی مان را مرور کنم.

می گویند :خواهر غمخوار برادر است ، چیزی که هیچ گاه فرصت آنرا نداشتم تا در مقابل تو انجام دهم و می گویند: برادر حامی خواهر است ، چیزی که با وجود نبودنت بازهم برای من داشتی!

امروز در دست نوشته هایت به دنبال رد پایی از خودم می گشتم ، در تنها صدایی که از تو به جای مانده و وصیتی که چند جمله بیشتر نیست. نمی دانم شاید سن و سال کم من و شاید مشغله ی زیاد تو نگذاشت بیشتر از یک جمله در تمام دست نوشته هایت از خودم پیدا کنم .

بقیه در ادامه مطلب



آن زمان که خداوند به ملائک فرمود من خلق می‌ کنم در زمین خلیفه خود را، ملائک در پاسخ گفتند: آیا می آفرینی کسی را که خون ریزی کند؟ که در بعضی از تفاسیر بزرگان ما آمده است که مقصود ملائک قضیه کربلا بوده است و از طرف خداوند ندا می‌آید: من چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید؟
اما باید دانست که پس از ورود حضرت آدم (ع) بر روی زمین و پس از آن برگزیده شدن هر یک از پیامبران الهی، هر یک از آنان به نحوی از واقعه کربلا و شهادت جانسوز امام حسین (ع) آگاهی یافتند.
حضرت آدم (ع)
روایت شده است زمانی که حضرت آدم (ع) به زمین فرود آمد، حوا را ندید. برای پیدا کردن او در زمین گردش می کرد. هنگامی که به سرزمین کربلا رسید غمگین شد و بدون جهت سینه اش تنگ گردید و هنگامی که به مکان شهادت امام حسین (ع) رسید پای مبارکش لغزید و خون از آن جاری گردید!
حضرت آدم (ع) سرش را به سوی آسمان بلند کرد و گفت: خدای من! آیا گناهی دیگر از من حادث شد که مرا عقوبت کردی به خاطر آن؟! چرا که من تمام زمین را دور زدم و هیچ رنجی به من نرسید اما در این زمین چرا؟
خداوند به حضرت آدم (ع) وحی نموده و فرمود: ای آدم! نه، گناهی از تو سر نزده است و لکن در این زمین فرزند تو حسین (ع) بی گناه کشته خواهد شد، لذا خون تو، به موافقت خون او جاری شد
پس حضرت آدم (ع) عرض کرد: پروردگار من! آیا حسین پیغمبر است؟
وحی شد: نه، بلکه سبط محمد (ص) است.
حضرت آدم عرض کرد: قاتل او کیست؟
خداوند فرمود: قاتل او یزید است که اهل آسمان ها و زمین او را لعنت کرده و می کنند. حضرت آدم (ع) به جبرئیل گفت: اکنون من چه وظیفه ای دارم؟
 جبرئیل گفت کشنده ی حسین را لعنت کن.
حضرت آدم چهار مرتبه یزید را لعنت کرد و چند قدم به طرف کوه عرفات رفت و حوا را پیدا کرد.

بقیه در ادامه مطلب



پادشاهان آل بويه پادشاهان آل بويه قديمي ترين پادشاهان دفن شده در حائر حسين هستند. بسياري از اين اميران شيعه در توسعه، بازسازي و تزيين حرم امام حسين(عليه السلام) و ديگر امامان شيعه نقش مؤثري داشتند. چند تن از آنان در داخل بقعه اي در صحن كوچك خاك شده اند. در زمان هاي پيشين، بقعه اي بر فراز قبر آنان وجود داشت كه در ميان مردم به بقعه آل بويه شهرت داشت. در 1268 ق عبدالرسول خالصي به دستور رييس اوقاف وقت عراق اين بقعه و آثار تاريخي آن را تخريب كرد.
پادشاهان و رجال قاجار
مظفرالدين شاه قاجار وي از پادشاهان قاجار است كه فرمان مشروطيت را در 1324 ق صادر كرد و در همان سال از دنيا رفت. بر اساس وصيت اش او را در كربلا به خاك سپردند. قبر مظفرالدين شاه داخل رواق فقيهان يا رواق پادشاهان است و روي آن با موزائيك فرش شده است.
محمد علي شاه محمد علي شاه فرزند مظفرالدين شاه از پادشاهان دوره قاجار و از مخالفان مشروطه است كه به سبب به توپ بستن مجلس شوراي ملي شهرت دارد. وي در 1341 ق از دنيا رفت و در كنار قبر پدرش دفن شد. اين قبر نيز با موزائيك فرش شده و اثري از خود قبر نيست.
احمد شاه احمد شاه فرزند محمد علي شاه و آخرين پادشاه سلسله قاجار است كه در دوران وي كودتاي 1299 رضا خان به وقوع پيوست. او در 1348 ق از دنيا رفت و در كنار قبر پدرش به خاك سپرده شد. روي قبر وي را با موزائيك فرش كرده اند.
امير كبير ميرزا تقي خان هزاوه اي مشهور به امير كبير، صدر اعظم معروف و شهير عصر ناصرالدين شاه است كه به دستور وي در 1298 ق در حمام فين كاشان به قتل رسيد و در رواق پادشاهان به خاك سپرده شد. در كنار قبر وي فرزندش ساعد الملك و برادرش ميزا حسين خان دفن شده اند.
سلطان حمزه ميرزا صفوي حمزه ميرزا فرزند شاه اسماعيل صفوي از شاعران و اديبان عصر صفوي بود. وي در 997 ق در اردبيل از دنيا رفت و در داخل حرم امام و در رواق پادشاهان به خاك سپرده شد. حمزه ميرزا ديوان شعر و كتابي در سلسله انساب و شرح حال شاعران و عالمان از خود به يادگار گذاشت.
ميرزا شفيع خان مازندراني صدر اعظم وي از نخست وزيران يا صدر اعظم هاي عصر قاجار است كه در 1224 ق درگذشت و در رواق پادشاهان دفن شد.
ميرزا موسي وزير ميرزا موسي خان وزير طهران از حكم رانان عصر ناصري در ايواني در سمت جنوبي صحن به خاك سپرده شده است.
معير الممالك دوستعلي خان معير الممالك، رييس ضراب خانه و امور دارايي عصر ناصري، در داخل رواق دفن است. قبر او در اتاقي كوچك و آينه كاري شده قرار دارد.
حاجي ميرزا آغاسي از وزيران عصر محمد شاه قاجار است. او را در رواق پادشاهان به خاك سپردند.
ظل السلطان ظل السلطان فرزند ناصرالدين شاه و حاكم اصفهان در عصر ناصري و مظفري است. قبر وي در رواق پادشاهان قرار دارد.

زاهدالدين شاه
شاهزاده هندي، برادر محمد نجف ميرزا، به همراه چند تن از شاهزاده هاي هندي معاصر هند در رواق جنوبي دفن شده و مقبره كوچك آنان با آينه تذهيب شده است. معروف ترين آن شاهزاده ها، غير از زاهدالدين شاه، سلطان برهان نظام شاه پسر سلطان احمد هندي است كه در 961 ق در هند از دنيا رفت.

 

منبع :  عتبات عاليات عراق؛ دكتر اصغر قائدان      



چهارشنبه 14 آبان 1393 

از دير باز به سبب قداست اين مكان، در داخل و خارج حرم، ده ها تن از عالمان و روحانيان و سادات به خاك سپرده شدند كه برخي ازآنان قبر و نشان مشخصي دارند از جمله:
ابو احمد حسين بن محمد(304 ق ـ 400 ق) نسب او با سه نسل به امام موسي كاظم(عليه السلام) مي رسد. وي پدر گرامي سيد مرتضي و سيد رضي است. وفاتش در بغداد اتفاق افتاد و پس از دفن در منزلش به كربلا منتقل، در حرم مطهر، كنار جدش ابراهيم اصغر بن كاظم(عليه السلام) خاك شد.
سيد رضي(358 ق ـ 406 ق) سيد رضي مشهور به شريف رضي فرزند ابواحمد حسين، برادر بزرگوار سيد مرتضي و از عالمان و متكلمان بزرگ شيعه در قرن چهارم هجري است. علت عمده اشتهار سيد رضي، جمع آوري نهج البلاغه است. او تأليف زيادي در باب كلام و علوم اسلامي دارد كه الخصائص معروف ترين آن ها است. اين بزرگوار ابتدا در منزلش در بغداد دفن و سپس به كربلا منتقل و در كنار پدر و برادرش در نزديكي قبر سيد ابراهيم مجاب در رواق غربي حرم دفن است.
شريف مرتضي علم الهدي(355ق ـ 436ق) علي بن حسين موسوي، مشهور به سيد مرتضي يا شريف مرتضي، از عالمان و فقيهان بزرگ شيعه در قرن چهارم هجري و صاحب تأليفات زيادي است. وي در 359 ق به دنيا آمد و در 436 ق در بغداد فوت كرد و در منزلش دفن شد سپس او را به كربلا منتقل و در كنار مرقد پدر و برادرش شريف رضي، در نزديكي قبر سيد ابراهيم مجاب در شمال غربي رواق غربي حرم مطهر، به خاك سپرده شد. در زمان هاي اخير سنگ قبرهاي او، پدر و برادرش برداشته شده و محو گرديده است. كنار قبر اين سه بزرگوار، جدشان، ابراهيم اصغر فرزند امام كاظم(عليه السلام) ملقب به مرتضي، دفن است.

بقیه در ادامه مطلب



حرم امام حسين(عليه السلام) ، که به همراه حرم ابوالفضل العباس(عليه السلام) و فضاهاي پيرامون اين دو جايگاه، هسته مرکزي شهر را تشکيل مي دهند. حرم مطهر بيش از دو متر از سطح شهر پايين تر است؛ از اين رو تعداد زيادي پله زائران را از دروازه ها به درون صحن هدايت مي کند. ساختمان کنوني حرم از ساخته هاي دوره صفوي و عثماني و قاجار است. حرم مطهر از گنبدي بزرگ و مطلاّ تشکيل شده که بر روي گنبد خانه اي وسيع و چندين رواق و يک مسجد بزرگ و صحني فراخ است که تمامي اين مجموعه را در بر مي گيرد. گنبد طلا از ساخته هاي دوران صفويه است و طلاکاري آن به دستور آغامحمدخان قاجارانجام گرفته است. در زير گنبد، ضريح نقره اي و بزرگ و چند ضلعي قرار دارد که قسمت عمده فضاي گنبدخانه را اشغال کرده و درون آن قبر مطهر امام حسين(عليه السلام) و دو فرزندش علي اصغر و علي اکبر جاي دارد. در سمت شرق ضريح مطهر حضرت، فضايي است که در جنوب آن پنجره اي نقره اي قرار دارد. اينجا آرامگاه قسمت اعظم شهيدان واقعه کربلا است که همگي آنان پيرامون آن پنجره و فضاهاي اطراف پراکنده و مدفون هستند.
قتلگاه : جايگاهي است در نزديکي آرامگاه حبيب بن مظاهر اسدي که بنابر گفته روايات، امام حسين(عليه السلام) در آنجا به شهادت رسيد و بعدها به جايگاه کنوني منتقل شد و دفن گرديده اند.
تلّ زينبيّه : در فاصله 20 متري از سمت غرب صحن مطهّر، تپه اي به ارتفاع 5 متر وجود دارد که امروزه بر روي آن اتاقي ساخته شده است، اين تپّه به نام «تلّ زينبيّه» يا تپّه حضرت زينب(عليها السلام) مشهور است و بنا به نقل مورّخان، تپّه اي بوده است که در روز عاشورا حضرت زينب بر روي آن مي رفته و از سير وقايع جنگ آگاهي مي يافته اند.
حرم منوّر و پاک ابوالفضل العباس(عليه السلام) : اين حرم در فاصله 350 متري شمال شرقي حرم امام حسين(عليه السلام)قرار گرفته و داراي قبّه و بارگاه شکوهمندي است که جسد پاک اين سردار رشيد و يار وفادار امام حسين(عليه السلام) را در بَرگرفته است. ساختمان داراي گنبدي طلايي است که بر روي گنبد خانه اي کوچکتر از حرم امام حسين(عليه السلام) قرار دارد. گِرداگرد قبر مطهّر را چهار رواق و صحن فراخ و وسيعي به همراه ايوان زيبا در برگرفته است. ضريح زيباي آن حضرت به دستور مرحوم آية الله العظمي حکيم در سال 1965 ميلادي در اصفهان ساخته شد.
آرامگاه حبيب بن مظاهر اسدي : او يکي از شهداي روز عاشورا است که در سن 80 سالگي به ياري امام حسين(عليه السلام) شتافت و شهيد گرديد و در فاصله 10 متري از ضريح مطهر و در رواق جنوب غربي مدفون است و داراي ضريح کوچکي است.
آرامگاه سيد ابراهيم مجاب : وي امام زاده والا مقام و عظيم الشأن و داراي نسل مبارکي است. او ابراهيم فرزند محمّد العابد فرزند امام موسي بن جعفر(عليه السلام) است که در اين بقعه مطهّر دفن شده است و بنا به نوشته مورّخان، بسياري از سادات و بزرگان پيرامون او مدفونند. آرامگاه او در رواق حرم مطهّر و در گوشه شمال غربي آن است.
مشاهير مدفون در حرم : در سرتاسر صحن و حجره هاي گرداگرد آن و رواقها، بسياري از بزرگان در طول تاريخ دفن شده اند، برخي از اين حجره ها به نام شخصيتي که در داخل آن دفن شده، مشهور است؛ همچون آخرين مقبره اي که در جنوب سمت مشرق قرار دارد و مدفن بسياري از علماي دين مي باشد که مشهورترين آنها مرحوم آية الله ميرزا محمّد تقي شيرازي است که در سال 1920ميلادي، رهبري انقلاب مردم بر ضدّ دولت انگليس را بر عهده داشت. از ديگر مشاهير مدفون در اين بقعه مطهر، ميرزا محمّد تقي خان امير کبير است که پس از به قتل رسيدنش در کاشان، به کربلا منتقل و در مقبره اي در رواق شرقي حرم مطهر دفن گرديد، همچنين قاجاريه نيز در رواق شمالي، داراي مقبره اي هستند که جمعي از آنان در آنجا مدفونند.

بقیه در ادامه مطلب



چهارشنبه 14 آبان 1393 

تاریخ‌پژوهان دربارة چگونگی دفن شهدای کربلا اختلاف دارند. برخی باور دارند که اجساد شهدا را بنی اسد دفن کردند. شیخ مفید می‌نویسد: «... گروهی از بنی اسد که در غاضریه بودند، نزد اجساد مطهر امام حسین(ع) و یارانش آمده و بر آنان نماز گذارده و آنان را دفن کردند، بدین ترتیب که حسین(ع) در همین جایی است که اکنون قبر شریف اوست و فرزندش علی‌اصغر کنار پای حضرت است. برای شهیدان (از خاندان و یاران آن بزرگوار که اطرافش به زمین افتاده بودند) گودالی در پایین پای حسین(ع) کنده و همگی را گردآورده و در آنجا دفن کردند، و عباس بن علی(ع) را در همان‌جا که کشته شده بود، سر راه غاضریه (جایی که اکنون قبر اوست) دفن نمودند».(1) بر اساس این دیدگاه امام سجاد(ع) اجساد شهدا را دفن نکرده است.

بقیه در ادامه مطلب



چهارشنبه 14 آبان 1393 
شنیدین می گن فلانی پرچمه ؟ این آقا روی هر چی پرچمه سیاه کرده!!!
شبث بن ربعی از شخصیتهای چندچهره تاریخ اسلام است.شبث در دوران جاهلیت فردی سرشناس به‌شمار می‌رفت.
 
1 وی در زمان پیامبر اسلام مسلمان شد اما از صحابی وی نبود.

2 پس از مرگ پیامبر اسلام ، مرتد گردید و موذنِ سجاح زنی که ادعای پیامبری کرد گردید.

3 پس از آن دوباره جایگاه سابق خود را در مسلمانان یافت.

4 شبث در زمان عثمان و در ایام محاصره خانه ی او ، حامی خلیفه در برابر شورشیان بود.

5 در حکومت علی بن ابیطالب از صحابی امام شد و در جنگها در سپاه امام نقش بسیار داشت ؛

6 اما در جنگ نهروان پا پس کشید و به خوارج پیوست اما در جنگ شرکت نکرد.

7 در زمان خلافت کوتاه حسن بن علی از یاران سست عنصری بود که پس از صلح امام حسن به سمت معاویه رفت.

8 شبث قبل از واقعه عاشورا از کسانی بود که به حسین نامه نوشتند و او را به کوفه دعوت کردند؛

9 اما او با روی کار آمدن عبیدالله زیاد در کوفه به سمت وی رفت و با مسلم بن عقیل دشمنی کرد.

10 شبث تا روز پنجم محرم از رفتن به کربلا طفره می‌رفت و خود را به مریضی زده بود،

11 سرانجام در روز عاشورا فرمانده نیروهای پیاده لشکر یزیدیان بود.

12 وی در معرکه کربلا زیرکانه عمل کرد و از رویارویی مستقیم با حسین و یارانش پرهیز کرد تا جایگاه خود را در آینده به خطر نیندازد. از جمله اینکه پس از قتل مسلم بن عوسجه از شخصیت وی تمجید کرد.

شبث از جمله کسانی هست که نذر کرده بود که قائله کربلا بخوابد و موفق شوند حسین و یارانش را شکست دهند ، شبث نذر کرده بود که مسجد بسازد و بعد از حادثه کربلا ، در کوجه مسجد خود را تجدید بنا کرد.

13 او بعدها اظهار پشیمانی کرده و به همراهی مختار ثقفی به خونخواهی حسین در آمد و رئیس پلیس مختار شد ؛

14 اما پس از اعزام ابراهیم بن مالک به جنگ با شام از کسانی بود که با مختار رودررو شد و تغییر جبهه داد.

15 مختار که به کشتن قاتلین حسین مشغول شد او را نیز تعقیب کرد که شبث به بصره نزد زبیریان فرار کرد و پس از آن در کشته شدن مختار توسط زبیریان حضور داشت.

16 سپس با غلبه حجاج بن یوسف فرمانروای مروانیان بر زبیریان در کوفه ، شبث به مروانیان پیوست.

شبث سرانجام در سن هشتاد قمری با بیش از یک قرن عمر در کوفه به درک واصل شد.
 
منبع: روضه نیوز
   پست ویژه
    


وقایعی که بعد از شهادت امام حسین ـ علیه‌السلام ـ از کربلا تا مدینه برای اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ اتفاق افتاد خیلی بیشتر از آنست که بتوان بطور مختصر بیان نمود. همچنین بیشتر وقایع را ثبت نکرده‌اند و یا اگر ثبت شده به تاریخ دقیق آن اشاره نشده و به طور مطلق به محل وقوع آن اشاره رفته است .


امام حسین

سال 61 هـ ق عصر روز دهم محرم لشکر یزید بعد از اینکه امام حسین ـ علیه‌السلام ـ را به شهادت رساند به دستور فرماندهان خود دست به غارت و آتش زدن خیمه‌ها و آزار و اذیت خاندان نبوت زدند، آن نامردمان به سوی خیمه‌های حرم امام حسین ـ علیه‌السلام ـ روی آوردند و اثاث و البسه و شتران را به یغما بردند و گاه بانویی از آن اهل‌بیت پاک با آن بی‌شرمان بر سر جامه‌ای در کشمکش بود و عاقبت آن لئیمان جامه را از او می‌ربودند.[1]

دختران رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ و حریم او از خیمه‌ها بیرون آمده و می‌گریستند و در فراق حامیان و عزیزان خود شیون و زاری می‌نمودند.

بعد از این اهل‌بیت را با سر و پای برهنه و لباس به یغما رفته به اسیری گرفتند و آن بزرگواران به سپاه دشمن می‌گفتند که ما را بر کشته حسین ـ علیه‌السلام ـ بگذرانید. چون اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ نگاهشان به کشته‌ها افتاد فریاد کشیدند و بر صورت خود زدند.[2] بعد از این قضایا عمر سعد ملعون در میان یارانش جار کشید: چه کسی است که اسب بر پشت و سینه حسین ـ علیه‌السلام ـ بتازد! ده کس داوطلب شدند و تن حسین ـ علیه‌السلام ـ را با سمّ اسبان لگدکوب کردند

.[3]

شب یازدهم محرم را گویا اسرای اهل‌بیت در یک خیمه نیم‌سوخته سپری نمودند در این رابطه در مقاتل چیزی از احوال اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ نقل نشده ولی می‌توان تصور کرد که چه شب سختی را بعد از یک روز پر سوز و از دست دادن عزیزان و غارت اموال و اسارت و سوختن خیمه‌ها و اهانت‌ها و... داشته‌اند

 

و همان عصر عاشورا بود که عمر سعد سر مبارک امام حسین را با خولی بن یزید اصبحی و حمید بن مسلم ازدی نزد عبیداله بن زیاد به کوفه فرستاد و سرهای یاران و خاندان او را جمع کرده و هفتاد دو سر بود و به همراهی شمر بن ذی‌الجوشن و قیس بن اشعث به کوفه فرستاد.[4] سپس کشته‌های خودشان را پیدا کرده دفن نمودند ولی جنازه بی سر و زیر پای اسبان لگدکوب شده امام حسین ـ علیه‌السلام ـ و یارانش تا روز دوازدهم محرم عریان در بیابان کربلا بود تا اینکه توسط قبیله بنی‌اسد و به راهنمائی امام سجاد ـ علیه‌السلام ـ دفن شدند.[5]

شب یازدهم محرم را گویا اسرای اهل‌بیت در یک خیمه نیم‌سوخته سپری نمودند در این رابطه در مقاتل چیزی از احوال اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ نقل نشده ولی می‌توان تصور کرد که چه شب سختی را بعد از یک روز پر سوز و از دست دادن عزیزان و غارت اموال و اسارت و سوختن خیمه‌ها و اهانت‌ها و... داشته‌اند.

عمر سعد ملعون در روز 11 محرم دستور کوچ از کربلا به سوی کوفه را می‌دهد و زنان و حرم امام حسین ـ علیه‌السلام ـ را بر شتران بی‌جهاز سوار کرده و این ودایع نبوت را چون اسیران کفّار در سخت‌ترین مصائب و هُموم کوچ می‌دهند.[6] در هنگام حرکت از کربلا عمر سعد دستور داد که اسرا را از قتلگاه عبور دهند. قیس بن قرّه گوید: هرگز فراموش نمی‌کنم لحظه‌ای را که زینب دختر فاطمه ـ سلام‌الله علیها ـ را بر کشته بر خاک افتاده برادرش حسین عبور دادند که از سوز دل می‌نالید... و امام سجاد ـ علیه‌السلام ـ می فرماید: ... من به شهدا نگریستم که روی خاک افتاده و کسی آنها را دفن نکرده، سینه‌ام تنگ شد و به اندازه‌ای بر من سخت گذشت که نزدیک بود جانم بر آید و عمه‌ام زینب وقتی از حالم با خبر شد مرا دلداری داد که بی‌تابی نکنم.[7] (گویا اسرای کربلا را دوبار به قتلگاه می‌آورند، یک دفعه همان عصر روز عاشورا بعد از غارت خیام و به درخواست خود اسرا و یک بار هم در روز یازدهم محرم هنگام کوچ از کربلا و به دستور عمر سعد و این کار عمر سعد شاید به خاطر این بود که می‌خواست اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ با دیدن جنازه‌های عریان و زیر آفتاب مانده شکنجه روحی به اسرا داده باشد.)

امام حسین
بعد از اینکه روز یازدهم محرم اسرا را از کربلا حرکت دادند به سوی کوفه به خاطر نزدیکی این دو به هم روز 12 محرم اسرا را وارد شهر کوفه نمودند گویا شب دوازدهم را اسرا در پشت دروازه‌های کوفه و بیرون شهر سپری کرده باشند در اثر تبلیغات عبیدالله بن زیاد لعنت الله علیه امام حسین ـ علیه‌السلام ـ و خارجی معرفی کردن آن حضرت مردم کوفه از این پیروزی خوشحال می‌شوند و جهت دیدن اسرا به کوچه‌ها و محله‌ها روانه می‌شوند و با دیدن اسرا شادی می‌کنند.
ولی با خطابه‌هایی که امام سجاد ـ علیه‌السلام ـ و خانم زینب ـ سلام‌الله علیها ـ و سایرین از اسرا ایراد می‌کند و خودشان را به کوفیان و مردم می‌شناسانند و به حق بودن قیام امام حسین ـ علیه‌السلام ـ اذعان می‌کنند شادی کوفیان را به عزا تبدیل می‌کنند. در طول مدتی که در کوفه و در میان مردم به عنوان اسیر جنگی حرکت می‌کردند سرها بالای نیزه بود و اسرا در کجاوه‌های جا داده شده بودند و آنان که خیال می‌کردند اسرا از خارجیان هستند و بر خلیفه یزید عاصی شده‌اند، جسارت و اهانت می‌کردند، عده‌ای هم از نسب اسرا سؤال می‌کردند با این وضع وارد دارالاماره می‌شوند و در مجلس عبیدالله بن زیاد که حاکم کوفه و باعث اصلی شهادت امام حسین، این ملعون جلوی چشم اسرا و مردم با چوب‌دستی به سر مبارک می‌زد و خود را پیروز میدان قلمداد می‌کرد و کشته شدن امام حسین ـ علیه‌السلام ـ را خواست خدا قلمداد می‌‌نمود.[8] ولی با جواب‌های که از جانب خانم زینب و امام سجاد ـ علیه‌السلام ـ می‌شنید بیشتر رسوا می‌شد.
سجاد ـ علیه‌السلام ـ می فرماید: ... من به شهدا نگریستم که روی خاک افتاده و کسی آنها را دفن نکرده، سینه‌ام تنگ شد و به اندازه‌ای بر من سخت گذشت که نزدیک بود جانم بر آید و عمه‌ام زینب وقتی از حالم با خبر شد مرا دلداری داد که بی‌تابی نکنم

 

در خبرها آمده که ابن زیاد بعد از آنکه یک روز (یا چند روز بنا به روایتی) سرها را در کوچه‌ها و محله‌های کوفه گردانید، آنها را به شام نزد یزید بن معاویه فرستاد[9] و بعد از آن اسرا را به سرپرستی مخضّر بن تعلبه عائذی و شمر بن ذی‌الجوشن به شام روانه کرد. دستور داد که امام سجاد را با غل جامعه دست‌ها را بر گردن بستند و سوار بر شتر بی‌جهاز به سوی شام حرکت دادند. مدتی که اسرا از کوفه و شام در حرکت بودند را منابع ذکر نکردند چه وقایعی اتفاق افتاده و تنها به برخی بی‌ادبی‌های حاملین سرهای مبارک اشاره دارند.

نقل شده که اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ را سه روز پشت دروازه‌های دمشق نگه داشتند تا شهر را آذین‌بندی کنند و آماده برای جشن و شادی نمایند. در بیشتر منابع نقل شده که روز اول صفر سر امام حسین ـ علیه‌السلام ـ را همراه کاروان اسرا وارد دشمق کردند.[10]

 واقعه دلخراشی که برای اسرا اتفاق افتاد این بود که علی‌رغم خواست آن بزرگواران مبنی بر ورود به شهر از جای خلوت و بطور جداگانه از سرهای مبارک ولی شمر ملعون دستور داد سرها جلوی کاروان اسرا و از دروازه ساعات که جمعیت انبوهی تجمع کرده بودند وارد کنند، و مردم غافل شام که از حقیقت ماجرا بی‌خبر بودند با مشاهده کاروان شادی و هلهله می‌کردند و بر سرها اهانت می‌نمودند. سفر شام برای اهل‌بیت امام حسین ـ علیه‌السلام ـ بسیار تلخ و مصیبت‌های دوران اسارت در این دیار، برایشان از سخت‌ترین مصیبت‌ها بوده است.

حضرت زینب

 وقتی از امام سجاد ـ علیه‌السلام ـ پرسیدند در سفر کربلا، سخت‌ترین مصیبت‌های شما کجا بود، سه بار فرمودند: «الشام، الشام، الشام» .[11] در شام نیز اسرای آل محمّد ـ صلی الله علیه و آله ـ را در حالی که به ریسمان بسته شده بودند، به مجلس یزید وارد کردند، وقتی بدان حال در پیش روی یزید ایستادند، سر امام را در برابر یزید می‌گذارند و این صحنه از سوزناک‌ترین صحنه‌هایی است که برای امام سجاد و خانم زینب اتفاق می‌افتد. چرا که یزید ملعون بر سر امام توهین کرده و شماتت می‌کند و با قرائت اشعاری خود را پیروز میدان می‌داند و به مردم اجازه حضور می‌دهد و در آن مجلس به لب‌های مقدس امام جلوی چشم اسرا خیزران می‌زند.[12] گویا در این مجلس است که یک مرد شامی به خود اجازه می‌دهد و این جسارت بزرگ را می‌کند. دختر امام حسین به نام فاطمه را از یزید به کنیزی می‌خواهد و با پاسخ تند دختر امام و خانم زینب سلام الله علیهما روبرو می‌شود و بعد از گفتگوئی میان حضرت زینب و یزید خانم زینب خطبه‌ای در مجلس یزید ایراد می‌کنند و شجاعانه به اعمال پلید یزید اشاره می‌کند و یزید را در مجلس خود رسوا و خار می‌کند.

اسرا در مدتی که در شام بودند بنابر روایتی در یک خرابه صورت زندانی نگهداری می‌شدند[13] و در این مدت یزید ملعون چندین مرتبه خواست که امام سجاد ـ علیه‌السلام ـ را شهید کند که خانم زینب مانع می‌شدند.

در مقاتل آمده که یزید خطیبی خواست که در اجتماع مردم صحبت کند و از یزید و معاویه ستاش کند و به امام علی و فرزندان آن حضرت جسارت کند و در رابطه با پیروزی ظاهری یزید به اصطلاح سخنرانی کند و خطیب ایراد سخن کرد و اوامر یزید را اجرا نمود و به ذم امام حسین ـ علیه‌السلام ـ پرداخت در این حین امام سجاد ـ علیه‌السلام ـ فرمود: ای یزید! به من اجازه بده بالای این چوب‌ها روم (منظور میزی بود که خطیب شامی روی آن صحبت می‌کرد) تا چند کلمه‌ای صحبت کنم که موجب خشنودی خداوند و اجر و ثواب حضار باشد. یزید نپذیرفت. ولی مردم اصرار کردند تا امام به منبر رفت امام خطبه‌ای خواند بعد از حمد و ثنای خدا خود را معرفی کردند، که اصل و نسبشان کیست به ماجرای کربلا و اسیری خود اشاره فرمودند. در مجلس غوغائی بر پا شد و همه علیه یزید همهمه می‌کردند یزید از مؤذن خواست که اذان بگوید. ولی امام از این اذان هم علیه یزید استفاده کرده و یزید را رسوا نمود.[14]

از جمله وقایعی که برای اسرای اهل‌بیت در شام اتفاق افتاد بنا به گفته برخی منابع وفات دختر سه ساله امام حسین ـ علیه‌السلام ـ است . از کامل بهائی نقل شده اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ شهادت پدران را از کودکان خردسال پنهان می‌داشتند. و به آنها می‌گفتند که پدر شما سفر کرده، تا اینکه شبی دختری از امام حسین ـ علیه‌السلام ـ به نام رقیه از خواب بلند می‌شود و بهانه بابا را می‌گیرد و ضجه و ناله می‌کند و همه اهل خرابه با این کودک همنوا می‌شوند تا اینکه سر امام را در طشتی می‌آورند خانم رقیه سر را به بالین گرفته و با آن سر درد دل می‌کند. پدر بعد از تو محنت‌ها کشیدم بیابان‌ها و صحراها دویدم.

واقعه دلخراشی که برای اسرا اتفاق افتاد این بود که علی‌رغم خواست آن بزرگواران مبنی بر ورود به شهر از جای خلوت و بطور جداگانه از سرهای مبارک ولی شمر ملعون دستور داد سرها جلوی کاروان اسرا و از دروازه ساعات که جمعیت انبوهی تجمع کرده بودند وارد کنند، و مردم غافل شام که از حقیقت ماجرا بی‌خبر بودند با مشاهده کاروان شادی و هلهله می‌کردند و بر سرها اهانت می‌نمودند

 

بعد از مدتی دیدند که سر به یک طرف افتاد و کودک هم طرف دیگر او را حرکت دادند. دیدند که جان به جان آفرین تسلیم کرده[15] بعد از اینکه مردم شام بوسیله خطابه‌های حضرت زینب و امام سجاد ـ علیهما‌السلام ـ شناخت کامل از اسرای اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ یافتند یزید تحت فشار افکار عمومی و جهت جلوگیری از رسوائی بیشتر سه پیشنهاد از امام سجاد ـ علیه‌السلام ـ را خواست اینکه سر امام حسین را پس دهد، چیزهائی که غارت شده برگردانند، اسرا را در صورت کشتن امام سجاد با یک فرد امین به مدینه روانه کند ولی یزید سر امام را پس نداد و از کشتن امام منصرف شد و پیراهن کهنه امام حسین ـ علیه‌السلام ـ را با مقداری پول پس داد.[16] و اجازه داد که اسرای اهل‌بیت در شام برای شهدای کربلا عزاداری کنند. بعد از اینکه مدتی اسرا در شام مقیم بودند یزید از قتنه مردم بیمناک شده و از نعمان بن بشیر، که قبلاً امیر کوفه بود، خواست فردی پارسا و امین همراه اسرا آنها را بنا به خواست خودشان روانه مدینه نماید. راوی می‌گوید: هنگامی که اهل و عیال امام حسین ـ علیه‌السلام ـ از شام برگشتند و به عراق رسیدند از راهنمای کاروان خواستند که آنها را از راه کربلا عبور دهد و ایشان قبر امام حسین ـ علیه‌السلام ـ را زیارت کنند و چند روزی بعد از رسیدن به کربلا مشغول عزاداری و سوگواری برای امام و شهدای کربلا بودند.[17] گویا خروج اسرا از شام به طرف مدینه در بیستم صفر 61 بوده یعنی مدت 20 روز از ورود به شام تا خروج از آن طول کشیده، بعد از زیارت قبور شهدای کربلا راهی مدینه شدند و بالاخره زینبی که با برادران و اقوام خویش از مدینه خارج شده بود بدون برادر و خویشان و با رنج سفر و داغ شهداء و مصیبت‌هایی که در طول این مدت دیده بود وارد مدینه شد.

باید در پایان نیز خاطر نشان شد که در این مختصر نمی‌شد همه وقایع اتفاق افتاده از کربلا تا شام و مدینه را توضیح داد و همچنین در اکثر منابع تاریخی به تاریخ دقیق خیلی از وقایع اشاره نشده بود .

 

پی نوشت ها :

 [1] . ابی مخنف، اولین مقتل سالار شهیدان، ترجمه و متن کامل وقعة الطف، سیدعلی محمد موسوی جزایری، انتشارات بنی‌الزهرا، چاپ اول 1380.

[2] . سید بن طاووس، اللهوف علی قتلی الطُّفوف، تحقیق و تقدیم شیخ فارس تبریزیان، چاپ: اسوه نوبت دوم، 1357، ص180.

[3] . شیخ عباس، قمی، ترجمه نفس المهوم (در کربلا چه گذشت)، انتشارات مسجد مقدس جمکران، چاپ پنجم، ـ صلی الله علیه و آله ـ 485، اولین مقتل سالار شهیدان، پیشین، ص349.

[4] . شیخ عباس، پیشین، همان، ص486، و شیخ عباس پیشین، همان، ص 351.

[5] . شیخ عباس، پیشین، همان، ص492، اولین مقتل، پیشین، ص353.

[6] . شیخ عباس قمی، ترجمه نفس المهوم، ترجمه محمدباقر کسره‌ای، انتشارات جمکران، چاپ پنجم، ص 490، ابی محنف، اولین مقتل سالار شهیدان، پیشین، ص 351.

[7] . شیخ عباس، پیشین، ص 492 و حسین نفس مطمئنه، محمدعلی عالمی، انتشارات هاد، چاپ اول، 1372، ص 306.

[8] . ابن مخنف، اولین مقتل سالار شهیدان، ترجمه وقعة الطف، سید علی محمد موسوی جزایری، انتشارات بنی‌الزهرا، چاپ اول، ص 361، و ترجمه نفس‌المهموم، پیشین، ص 519.

[9] . محمدعلی عالمی، حسین نفس مطمئنه، انتشارات هاد، چاپ اول، ص 329، خرداد 1372.

[10] . جواد محدثی، فرهنگ عاشورا، نشر معروف، ص 240، اسفند 1374.

[11] . ابو مخنف، مقتل‌الحسین، ترجمه سیدعلی محمد موسوی جزایری، انتشارات بنی‌الزهرا، چاپ اول، 1380، ص 385.

[12] . ابومخنف، پیشین، ص 387.

[13] . شیخ عباس قمی، نفس‌المهوم، ترجمه آیت‌الله شیخ محمد باقر کسره‌ای، ص 568، انتشارات صاحب‌الزمان جمکران، چاپ پنجم، 1374، ص 568.

[14] . ابومخنف، اولین مقتل سالار شهیدان، ترجمه سیدعلی محمد موسوی جزایری. انتشارات بنی‌الزهرا، چاپ اول 1380، ص 405.

[15] . محمدعلی، عالمی، حسین نفس مطمئنه، انتشارات هادی، چاپ اول، 1372، ص 350.

[16] . ابومخنف، پیشین، ص 408.

[17] . ابومخنف، پیشین، ص 411






( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   8   9   


پيوندهای دوستان
آمار وبلاگ
  • کل بازديد : 363793
  • تعداد کل نظرات : 79
  • تعداد کل پست ها : 1157
  • تاریخ ایجاد وبلاگ :
    سه شنبه 6 آبان 1393 
  • آخرين بروز رساني :
    پنج شنبه 13 آبان 1395 
امکانات
دانشنامه عاشورا پخش زنده حرم
روزشمار محرم عاشورا