14 معصوم و گوناگون
بر سينه ي من نوشته بين الحرمين - نصف قلبم با ابالفضل،نصف ديگر با حسين

 

کربلا,تور کربلا,دانستنی های سفر به کربلا

  در تعطیلات نوروز خیلی ها سفر به عتبات عالیات و کشور عراق را در برنامه دارند. این روزها وزارت امور خارجه اطلاعیه ای در خصوص سفر به نقاط مخلتف عراق منتشر کرده که خواندن آن برای تمام مسافران این کشور ضرور است.

 1- هموطنان فقط در قالب کاروان های معتبر حج و زیارت برای زیارت عتبات عالیات به عراق عازم شده و از سفر بصورت انفرادی اجتناب نمایند. مسافرت به عراق با روادید زیارتی انفرادی برای افراد مشکلاتی را بهمراه دارد که بعضا در هنگام اتفافات و حوادث بدون کمک و مترجم باقی مانده و تا اقدام نمایندگیها خسارات جبران ناپذیری را برای آنان به بار می‎آورد.
 
2- از آنجائی که ورود غیرمجاز به خاک عراق، مجازات سنگین و حبس طولانی مدت (2 تا 10 سال) را در بردارد، لذا افراد به هیچ عنوان نباید به امید زیارت عتبات عالیات به صورت غیر مجاز وارد خاک عراق شوند، شایان ذکر است که در صورت ورود غیرمجاز، هیچ گونه تخفیفی از سوی مقامات قضائی عراق در این زمینه اعمال نخواهد شد.
 
3- در برخی موارد بعلت ازدحام و تعدد نفرات در مرزهای ورودی کشور عراق، مهر ورود توسط متصدیان مرزی سهوا در گذرنامه زائر درج نمی گردد، لذا لازم است هموطنان از ممهور شدن گذرنامه خود به مهر ورود به کشور عراق اطمینان حاصل نمایند تا هنگام خروج با مشکل روبرو نگردند.
 
4- زائرین نسبت به حفظ گذرنامه و سایر اسناد و مدارک هویتی خود جدیت لازم را معمول داشته و بمنظور اطمینان بیشتر اسناد و مدارک خود را  نزد مسئولین کاروان ها نگهداری نمایند.
 
5- با توجه به وضعیت ویژه (کنترل‌های ضد تروریستی) کمال همکاری با نیروی نظامی انجام و به هنگام بازرسی‌های امنیتی، با حوصله و خونسردی کامل با مامورین برخورد نمایند.

 6-  فیلم برداری از اماکن و ادوات نظامی ممنوع و هموطنان جدا از این امر خودداری نمایند.
 
7- با توجه به احتمال ابتلاء به بیماری‌های محیطی، رعایت بهداشت و استفاده از تغذیه مناسب ضروری می‌باشد.
 
8- حمل هرگونه مواد مخدر حتی به مقدار خیلی کم و برای مصرف شخصی و یا به عنوان دارو، نزد محاکم عراقی قابل قبول نبوده و احکام سنگینی را برای حامل در برخواهد داشت.

 9- مراجعه زوار به صرافی‌ها و اماکن مشابه زیارتی دور از محل اقامت بدون هماهنگی با مسئولین کاروان‌ها، خطر بدام افتادن در دام شیادان و احتمال ربوده شدن فرد و یا سرقت پول را به‌ همراه دارد.

 10- بهتر است زائرین محترم با گذرنامه مستقل مسافرت نمایند تا در هنگام حوادث احتمالی (فوت صاحب یا یکی از همراهان مندرج در گذرنامه) مشکلات تفکیک از گذرنامه و غیره پیش نیاید.
 
11- از هر گونه برخورد کلامی غیرمعمول با مأموران نظامی و امنیتی اجتناب نمایند.
 
12- در هنگام زیارت عتبات عالیات، از انجام اعمال خارج از عرف و رویه‌های عمومی مذهب شیعه جدا خودداری نمایند.


حمل هرگونه مواد مخدر حتی به مقدار خیلی کم و برای مصرف شخصی و یا به عنوان دارو، نزد محاکم عراقی قابل قبول نبوده و احکام سنگینی را برای حامل در برخواهد داشت


13- همراه داشتن تصویر شناسنامه، کارت ملی و چند قطعه عکس، درصورت مفقودشدن گذرنامه ضروری می باشد.
 
14- به همراه داشتن آدرس دقیق بستگان و شماره تماس آنان در ایران و هماهنگی با مسئولین کاروان‌ها برای مواقع اضطراری لازم است.

 15-  از خرید هرگونه وسایل غیر مجاز و نظامی مانند شوکر، باطوم، دستبند پلیس، جلیقه‌های مخصوص حمل سلاح و خشاب و غلاف اسلحه و همچنین از خرید انواع حیوانات مانند پرندگان زینتی و امثالهم خودداری گردد.

 16-  تجار و کادر فنی شرکت‌ها که قصد سفر و یا اقامت در عراق را دارند، لازم است مدارک مورد نیاز خود را در ایران ترجمه و به تائید وزارت امور خارجه برسانند.
 
17- کسانی که بدلایلی ممکن است مجبور به تنظیم وکالت نامه در نمایندگی‌های جمهوری اسلامی ایران در عراق شوند، بهتر است متن وکالتنامه خود را قبلا با هماهنگی وکیل مربوطه و یا یکی از دفاتر اسناد در کشور تهیه و همراه خود داشته باشند.

 18- برای تهیه وکالتنامه حضور موکل در نمایندگی و امضاء ذیل متن مربوطه ضروری بوده و می بایست با ارائه مدرک معتبر از قبیل گذرنامه، شناسنامه و کارت ملی صورت پذیرد.

منبع:mehrnews.com



اى نفس! پس از حسین، خوار باشی و پس از آن مباد كه باقى باشى، این حسین است كه جام مرگ مى نوشد ولى تو آب خنك مى نوشى، به خدا این كار خلاف دین من است .
وارث: قمر بنی هاشم حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام پیوسته درصدد به پا داشتن حق بود و از دنائت و پستی و پذیرفتن خواری رویگردان. او از آن هنگام كه از كانون شجاعت شیر نوشید و در خاندان امامت تربیت یافت، اسوه دلاوری و مشتاق شهادت در راه حفظ نوامیس الهی، از طریق پیكار با دشمنان دین گشت؛ حال گو كه در این دلیرمردی و جانبازی به پیروزی نائل آید، یا به خون خود فروغلطد.

 

آری، او برای حیات ارزشی قائل نبود در حالیكه مولایش حسین صلوات الله علیه غمزده و پریشان‌دل بود و اهل حرم حضرتش در سختی و شكنجه به سر می بردند؛ اما از آنجا كه او نزد برادرش سیدالشهداء صلوات الله علیه از بهترین ذخائر باقیمانده و عزیزترین حامیانش محسوب می گشت، و آرامش خاندان حضرتش در كربلا، به وجود او و شمشیر آخته اش و پرچم در اهتزازش بود، امام حسین علیه السلام به این آخرین سرمایه نهضت مقدسش، اجازه پیكار نمی داد.

 

چنین بود حال ابوالفضل علیه السلام، كه از یك سو سرشت آمیخته با شجاعتش او را به نبرد با دشمن فرامی‌خواند و از سوی دیگر بنا به وظیفه شرعی خود كه باید پیرو امامش باشد از حركت خودداری می ورزید تا اینكه امر به نهایت رسید و غیرت علوی در رگهای قمر بنی هاشم سلام الله علیه به جوش آمد؛ و آن هنگامی بود كه فریاد نوباوگان حرم از عطش به آسمان بلند گشت، و بلا از هر طرف روی آور شد و «مركز امامت» در میان دریای دشمن تنها ماند.

 

در اینجا بود كه پرچمدار كربلا دیگر طاقت از كفش رفت و چون شیری ژیان كه كسی یارای متوقف ساختن او را ندارد، به پیش تاخت و در مقابل برادرش امام صلوات الله علیه قرار گرفت و از حضرتش طلب اذن نمود. سیدالشهداء علیه السلام دریافت كه چاره ای جز اذن دادن نیست، چرا كه روحش قبل از جسمش، آهنگ پرواز به كوی شهادت را نموده بود، زیرا تاب ماندن و دیدن آن همه حوادث جانكاه را نداشت جز اینكه انتقام خون خوبان را از آن خصم های نابكار بگیرد.

 

در آنجا سالار شهیدان صلوات الله علیه برایش بیان فرمود كه تا آن هنگام كه به پرچم او می نگرد كه در اهتزاز است، گوئی لشكرش را برقرار می بیند و دشمن از صولتش ترسان بوده و حرم رسالت نیز آرامش می یابند، از این رو به او فرمود:

أنت صاحب لوائی! و لكن اطلب لهۆلاء الأطفال قلیلا من الماء؛

تو پرچمدار من هستی [پس به میدان مرو] لیكن برای این كودكان اندكی آب فراهم آور.

 

او برای حیات ارزشی قائل نبود در حالیكه مولایش حسین صلوات الله علیه غمزده و پریشاندل بود و اهل حرم حضرتش در سختی و شكنجه به سر می بردند؛ اما از آنجا كه او نزد برادرش سیدالشهداء صلوات الله علیه از بهترین ذخائر باقیمانده و عزیزترین حامیانش محسوب می گشت، و آرامش خاندان حضرتش در كربلا، به وجود او و شمشیر آخته اش و پرچم در اهتزازش بود، امام حسین علیه السلام به این آخرین سرمایه نهضت مقدسش، اجازه پیكار نمی داد.

 

در روایتى آمده است: خیمه اى مخصوص مشكهاى آب بود. حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام داخل آن خیمه شد و دید كه اطفال، آن مشكهاى خالى و نمدار را برداشته و شكمهاى خود را بر آنها مى گذارند تا عطش آنها كاسته شود! به آنها فرمود: اى نور دیدگانم، صبر كنید، اكنون مى روم و براى شما آب مى آورم . در همین هنگام سوار بر اسب شد و نیزه و مشك خود را برداشت و به سوى فرات و نهر علقمه رهسپار گردید. حضرت عباس ‍ علیه السلام به سوى دشمن شتافت و آنها را موعظه كرد:

 

اى پسر سعد! این حسین فرزند دختر پیامبر صلّى اللّه علیه و آله است كه اصحاب و اهل بیتش را كشته اید و اینك خانواده و كودكانش تشنه اند، آنان را آب دهید كه تشنگى ، جگرشان را آتش زده است . و این حسین است كه باز مى گوید: مرا واگذارید تا به سوى «روم» یا «هند» بروم و حجاز و عراق را براى شما بگذارم.

 

سكوتى هولناك نیروهاى پسر سعد را فرا گرفت. از این سخن بعضى از آنان گریان ، و پاره اى ساكت ، و برخى به كنارى رفته ، از اسب پیاده شده، خاك بر سر ریخته و بى تابانه اشك از دیده مى باریدند.

 

پس شمر بن ذى الجوشن پلید و ناپاك ، چنین پاسخ داد:

«اى پسر ابوتراب! اگر سطح زمین همه آب بود و در اختیار ما قرار داشت ، قطره اى به شما نمى دادیم تا آنكه تن به بیعت با یزید بدهید».

 

 

آری، بر سیه دل چه سود خواندن وعظ ؟

غیرت هاشمی ابوالفضل علیه السلام به وی مجال درنگ نداد و مشك را برگرفت و عازم فرات گشت و از آن سپاه انبوه هیچ بیمی به دل راه نداد. شیرزاده علی مرتضی سلام الله علیه جمع محافظان آب را از هم گسست و قدم به شریعه نهاد، و همین كه سردی آب را حس نمود عطش امام حسین علیه السلام را در نظر آورد، و گفت:

 

اى نفس! پس از حسین، خوار باشی و پس از آن مباد كه باقى باشى، این حسین است كه جام مرگ مى نوشد ولى تو آب خنك مى نوشى، به خدا این كار خلاف دین من است .

 

مشك را پر از آب نمود و سعی كرد هر چه زودتر، آن را به لبان تشنه اطفال جگرسوخته برساند و جان امام را ولو در اندك لحظه ای از خطر مرگ پاس بدارد. اما دشمن كه چنین دید بر او هجوم برده و راه را بر او بستند، اما وی به آنان اهمیتی نداده و با ضربات حیدروار خود آنان را از مسیر خود به دور می ساخت و رجز می خواند:   

   لا ارهب الموت اذ الموت زقا                              حتى اوارى فى المصالیت لقى

نفسى لسبط المصطفى الطهر وقا                           انى انا العباس اعدو بالسقا

 و لا اخاف الشر یوم الملتقى

در آن میان یزید بن رقاد جهنی به كمك حكیم بن طفیل سنبسی در كمین ابوالفضل علیه السلام نشست و ناگاه حمله نمود و دست راست حضرتش را قطع نمود. ابوالفضل علیه السلام شمشیر به دست چپ داد و با دشمن به نبرد پرداخت و رجز خواند:

واللّه ان قطعتم یمینى                               انى احامى ابدا عن دینى

و عن امام صادق الیقینى                           نجل النبى الطاهر الامینى

 

در اینجا بار دیگر دشمن حیله اندیشید و حكیم بن طفیل در پشت نخله خرمائی به كمین نشست و ناگاه از جا جهید و دست چپ ابوالفضل علیه السلام را هم قطع ساخت، كه در این هنگام عباس سلام الله علیه پرچم را به سینه چسباند. افراد دشمن كه بدین ترتیب از صولت و سطوت قمر بنی هاشم علیه السلام ایمن شده بودند بر او هجوم آوردند و از طرفی تیرها همچون باران بر او فرود می آمدند و پشت مباركش را چون خارپشت نمودند. در آن میان تیری به مشك نشست و آبها به زمین ریخت و تیری هم به سینه اش خورد و تیری نیز به چشم شریفش اصابت نمود.  در این حال و هوا نامردی به حضرتش حمله نمود و با عمود آهن سر مباركش را غرق خون ساخت.  دیگر عباس سلام الله علیه تاب نیاورد و فریاد بلند ساخت: علیك منی السلام یا اباعبدالله!

 

چنین بود حال ابوالفضل علیه السلام، كه از یك سو سرشت آمیخته با شجاعتش او را به نبرد با دشمن فرامی‌خواند و از سوی دیگر بنا به وظیفه شرعی خود كه باید پیرو امامش باشد از حركت خودداری می ورزید تا اینكه امر به نهایت رسید و غیرت علوی در رگهای قمر بنی هاشم سلام الله علیه به جوش آمد؛ و آن هنگامی بود كه فریاد نوباوگان حرم از عطش به آسمان بلند گشت، و بلا از هر طرف روی آور شد و «مركز امامت» در میان دریای دشمن تنها ماند.

 

چون سیدالشهدا علیه السلام كلام برادرش را شنید بسان عقابی تیزتك بر سرش فرود آمد. ای كاش می دانستم حسین صلوات الله علیه با چه حالتی به سوی او شتافت؟! آیا هیچ توانی داشت كه با آن مصیبت عظمی روبرو شود؟ امام از حالت خود با این كلام تعبیر فرمود كه:

 

«الان انكسر ظهری، و قلت حیلتی، و شمت بی عدوی»؛

هم اكنون كمرم شكست، چاره ام رو به كاستی رفت و دشمنم زبان به سرزنشم گشود.

 

امام حسین علیه السلام با دلی شكسته، صورتی غرق اندوه و چشمانی اشكبار به سوی خیمه ها بازگشت، در حالیكه با آستین خود اشكهایش را پاك می كرد تا اهل حرم حضرتش را مشاهده نكنند.

باری، چون سكینه پدرش را دید كه از مقابل می آید، به سوی حضرت شتافت و گفت: عمویم عباس كجاست؟ چرا آب برایمان نیاورد؟

 

امام علیه السلام فرمودند: عمویت كشته شد.

زینب سلام الله علیها چون این خبر را شنید فغان برداشت: وای برادرم! وای عباسم! وای كه بعد از تو دیگر ما بی یاور شدیم.

زنان حرم به گریه پرداختند و حسین علیه السلام هم با آنان به گریه پرداخت و ندا در داد: وای كه بعد از تو ای ابوالفضل بی یاور شدیم و تباهی به ما روی آورد.

 

 

منابع:

سردار كربلا، ترجمه «العباس علیه السلام»، سید عبدالرزاق موسوی مقرم.

زندگانى حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام، ترجمه «العباس علیه السلام»، باقر شریف قرشى.

چهره درخشان قمر بنى هاشم ابوالفضل العباس علیه السلام، جلد اول، على ربانى خلخالى.

منبع: جام نیوز

 



به گزارش خبرنگار خیمه گاه باشگاه خبرنگاران،شهر کربلا همواره در طول تاریخ دستخوش تغییرات بسیار بوده است.در ادامه می توانید قدیمی ترین تصاویر حرمین امام حسین(ع) و حضرت عباس (ع) را مشاهده کنید.
 
قدیمی ترین تصویر بارگاه امام حسین (ع)
 
 
ضریح قدیمی امام حسین (ع)
 
 
ایوان حرم سیدالشهدا (ع)
 
 
گلدسته حرم امام حسین (ع)
 
 
 
ضریح قدیمی حرم حضرت عباس (ع)
 
 
 
مراسم بازگشایی ضریح جدید حضرت عباس (ع)
 
 
حرم دو برادر....
 
پست ویژه


دوشنبه 12 آبان 1393 
به گزارش گروه چند رسانه‌ای باشگاه خبرنگاران، اینها تصاویری است از چشمه آب زلالی كه صدها سال است گرداگرد قبر اصلی حضرت ابوالفضل‌العباس علیه‌السلام در زیر حرم مطهرش در كربلا طواف می‌كند و این است اجر تشنه‌ماندن او بر لب فرات به احترام تشنگی برادر.




















گزارش های تصویری باشگاه خبرنگاران را اینجا ببینید



خواست خدا وقوع حادثه عاشورا در ماه محرم نبوده تا از فلسفه آن سؤال شود، بلکه خواست خدا این بوده که این حادثه در ماه محرم واقع نشود، زیرا خداوند از وقوع جنگ و خونریزی در ماه‌های حرام از جمله محرم کلاً منع فرموده است.

وارث: یکی از سؤالاتی که پیرامون عاشورا مطرح می‌شود، این است که محرم جزو ماه‌های حرام است، پس چرا امام حسین(ع) در این ماه جنگ کرد؟ اصلاً فلسفه اینکه خدا خواست تا واقعه عاشورا در این ماه باشد،  چیست؟
 

مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم این گونه پاسخ می‌دهد:

 

پیش از اسلام در میان ماه‌های قمری چهار ماه(رجب، ذی‌القعده، ذی‌الحجه، محرم) حرام بوده که در آن بر طبق سنت حتی در جاهلیت جنگ و خونریزی حرام و پیکار در آن زشت شمرده می‌شد و هر قبیله‌ای هم که با هم جنگ داشتند، مانند: اوس و خزرج که 120 سال با هم نزاع و پیکار می‌کردند، در این چهار ماه متارکه می‌کردند.

 

اسلام که یک دین اجتماعی بود، هر ادب و سنت ملی که مخالف با عقل و شرع نبود، حفظ می‌کرد، در دوره اسلام ماه‌های حرام مورد احترام تمام قبایل بود، جز آنکه بنی‌امیه چون بر کرسی ریاست نشستند، نه تنها آداب و سنن دین اسلام را محو کردند، بلکه آداب و رسوم ملی عرب را هم زیر پا گذاشتند، لذا مورخین عرب آن‌ها را از نژاد عرب نمی‌شناسند.[1]

 

وقتی معاویه مرد و یزید بر اریکه قدرت تکیه داد، طی فرمانی به والی مدینه نوشت، حتماً از حسین ... بیعت بگیر و اگر از بیعت امتناع ورزید، گردنش را بزن و سرش را نزد من بفرست.[2]

 

امام(ع) در شب 27 رجب با بیم و امید مدینه را به قصد مکه پشت سرگذاشت و پس از پنج ماه توقف در مکه، در روز هشتم ذی‌الحجه که حجاج برای رفتن به عرفات آماده می‌شوند، به این جهت که خون پاکش در مراسم حج در حال احرام در ماه حرام و در حرم امن الهی، توسط 30 نفر مأموری که حکومت برای ترور آن حضرت آماده کرده بود، به زمین ریخته و حرمت حرم امن خدا و ماه حرام شکسته نشود، مکه را به قصد کوفه ترک گفت و سر دو راهی کوفه راه را بر او بستند و او را به سوی کربلا بردند.

 

امام با آنکه علم به شهادت خود داشت، می‌خواست امیر و لشکر کوفه را در توجه به این ادب ملی و دینی نگاه دارد، بلکه برای حفظ سنن قدیمی و تاریخی یعنی احترام ماه محرم جنگ نکنند، ولی پسر مرجانه ابن زیاد احترام این ماه را نگاه نداشت و دستور داد در روز دهم محرم خون پاکیزه‌ترین نفوس قدسی را بریزند.[3]

 

«عمر بن سعد» فرمانده سپاه یزید بن معاویه می‌خواست روز نهم محرم برخلاف نص صریح و اکید قرآن، مبادرت به جنگ کند و با حسین(ع) بجنگد، امام به منظور ممانعت از وقوع جنگ در ماه حرام، آیات مربوط به قدغن بودن در ماه‌های حرام از جمله ماه محرم را نوشت و به وسیله یکی از برادران خود، برای عمر بن سعد فرستاد که خداوند جنگ را در ماه‌های حرام قدغن کرده و اینک محرم‌الحرام است و شما که می‌خواهید با من در این موقع بجنگید، علاوه بر اینکه به روی یکی از مردان حق شمشیر می‌کشید، بر خلاف نص قرآن رفتار می‌کنید و من این حرف را از بیم کشته شدن نمی‌زنم، بلکه از این جهت یادآوری می‌کنم که عملی بر خلاف نص صریح قرآن به انجام نرسد.[4]

 

ولی عمر سعد کاری که کرد، جنگ را تا روز عاشورا تأخیر انداخت و در روز عاشورا به سپاه خود دستور داد: ای لشکر خدا سوار شوید و بهشت بر شما بشارت باد و آن گاه همراه تعدادی به طرف خیمه‌گاه ابی عبدالله الحسین(ع) جلو آمد و با پرتاب تیر حمله را آغاز کرد و به سپاه خود گفت: نزد امیر شاهد باشید، اول کسی که به حسین تیر زد من بودم.[5]

 

بنابراین، این ابن زیاد و عمر بن سعد بودند که امام حسین(ع) را در کربلا محاصره کرده و جنگ را آغاز کردند و تلاش امام در جهت ممانعت از وقوع جنگ در ماه حرام در قلب آن از خدا بی‌خبران مؤثر نیفتاد، فلذا امام به دستور قرآن که می‌فرماید: ماه حرام در برابر ماه حرام (اگر دشمنان، احترام آن را شکستند و در آن با شما جنگیدند، شما نیز حق دارید مقابله به مثل کنید) و تمام حرام‌ها (قابل) قصاص است، هر کسی به شما تجاوز کرد، همانند آن بر او تعدی کنید و از خدا بپرهیزید...[6]، در صدد دفاع برآمده و از باب دفاع و مقابله به مثل با آنان جنگید، روی این حساب امام حسین (ع) در کربلا دفاع کرد نه جنگ.[7]

 

با توجه به توضیحی که در پاسخ بخش اول پرسش داده شد، زمینه و مجال بررسی بخش دوم نمی‌ماند، زیرا نه تنها خواست خدا وقوع حادثه عاشورا در ماه محرم نبوده تا از فلسفه آن سؤال شود، بلکه خواست خدا این بوده که این حادثه در ماه محرم واقع نشود، زیرا خداوند از وقوع جنگ و خونریزی در ماه‌های حرام از جمله محرم کلاً منع فرموده است، این بنی‌امیه و عمّال حکومت آنان بودند که این حادثه تلخ و دلخراش را در ماه حرام به وجود آوردند و وقوع این حادثه تلخ در ماه محرم بر خلاف دستور خدا نشانه دیگری بر نفاق بنی‌امیه است.

 

*پی‌نوشت‌ها:

 

 

[1]. ربانی خلخالی، علی، چهره درخشان حسین بن علی، مکتب الحسین، ص118.

 

[2]. مقرم، سید عبدالرزاق، مقتل المقرم، ترجمه عقیقی بخشایشی، قم، دفتر نشر نوید اسلام، 1385ش، ص35.

 

[3]. رسولی محلاتی، سیدهاشم، زندگانی امام حسین(ع)، قم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص404.

 

[4]. منصوری، ذبیح الله، امام حسین(ع) و امیران، انتشارات جاودان، ص266.

 

[5]. مقتل المقرم، همان، ص195.

 

[6]. بقره / 194.

 

[7]. چهره درخشان حسین بن علی، همان، ص118.

http://vareth.ir



یک شنبه 11 آبان 1393 

شيطان می گوید:

1. کسي که اذان را بشنود و به نماز نرود پدر من است !!!

2. کسي که اسراف مي کند برادر من است !!!

3. کسي که پيش از امام به رکوع و کسي که بدون بسم الله شروع به نان خوردن مي کند اولاد من است !
!!

4. کسي که اين گفتار من را به کسي مي گويد دشمن من است و کسي که نميگويد دوست من است !!!

میدونم این مطلب ربط زیادی به محرم ندارد ولی چهارمین حرف شیطان کاری کرد که این پست رو گذاشتم.



وارث: پدر و مادرش نامش را رمضانعلی نهاده بودند و چون به راه و رسم روحانیت و حوزه ها درآمده بود به حاج شیخ رمضانعلی قوچانی شناخته شد . او یکی از علمای نیکو کردار و یک از فقهای پارسا و پروا پیشه بود. همه از او به نیکی و شایستگی یاد می کردند و انبوهی در مسجد گوهرشاد به امامت او به نماز می ایستادند .

پس از یک بیماری در حالت احتضار بود . بستگانش بناگزیر در کنار بسترش زانوی غم بغل کرده بودند که دیدند بناگاه برخاست و نشست و شروع به گریستن کرد و به خواندن مصیبت امام حسین(ع) پرداخت. از او جریان را پرسیدند ، گفت :

هم اکنون که در حالت احتضار بودم صحرای سوزان و هولناک محشر را دیدم. مرا در آنجا پای حساب بردند و گفتند که رستگارم و کارهایم مورد رضایت خداست. ندا رسید که به سوی بهشت بروم ، اما وقتی حرکت کردم دیدم صفی بسیار طولانی در آنجاست . وقتی خوب نگاه کردم دیدم صف علماست.

در صف ایستادم و از طولانی بودن و کندی حرکت در آن بسیار ناراحت شدم . در جستجوی راه نجات به سمت دیگر نگریستم و آنجا نیز دری را به سوی بهشت دیدم که هیچ مانعی نیست. به آنجا رفتم تا وارد بهشت شوم که فرشتگان راه را بر روی من بستند و گفتند اینجا باب الحسین(ع) است و مخصوص کسانی است که منبر بروند و ذکر مصیبت حسین(ع) بنمایند.

برای یافتن آشنا به هر سو نگاه میکردم ، ناگاه حاج شیخ حسن ناظم اهل منبر را دیدم که از آن در رفت و آمد می کند . به او گفتم : حاج شیخ ، برایم کاری بکن.

گفت : شما اهل منبر نبودی.

او گفت : راهی به نظرم نمی رسد جز اینکه من می نشینم و تو مصیبت حسین(ع) را بخوان تا از ذاکران او محسوب شوی.

او نشست و من به ذکر مصیبت پرداختم و او گریست و من برخاستم.

آری ، مرحوم شیخ رمضانعلی قوچانی پس از لحظاتی ذکر مصیبت خواندن برای خاندانش ، بار دیگر در بستر احتضار خفت و از دنیا رفت. امید که در صف خدمتگزاران و ذاکران آن حضرت وارد بهشت گردد .

 
منبع:کرامات صالحین






( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   8   9   


پيوندهای دوستان
آمار وبلاگ
  • کل بازديد : 363769
  • تعداد کل نظرات : 79
  • تعداد کل پست ها : 1157
  • تاریخ ایجاد وبلاگ :
    سه شنبه 6 آبان 1393 
  • آخرين بروز رساني :
    پنج شنبه 13 آبان 1395 
امکانات
دانشنامه عاشورا پخش زنده حرم
روزشمار محرم عاشورا