سعيد
  • دی 1399
  • اردیبهشت 1390
  • فروردین 1389
  • اردیبهشت 1389
  • خرداد 1389
  • تیر 1389
  • مرداد 1389
  • شهریور 1389
  • مهر 1389
  • آبان 1389
  • آذر 1389
  • دی 1389
  • بهمن 1389
  • اسفند 1389
  • فروردین 1388
  • خرداد 1388
  • تیر 1388
  • شهریور 1388
  • مهر 1388
  • آبان 1388
  • آذر 1388
  • دی 1388
  • بهمن 1388
  • اسفند 1388
  • <-BlogTitle->
    کل بازديد ها : 1950860
    تعداد کل پست ها : 3775
    تعداد کل نظرات : 173
    بروز رساني : جمعه 26 دی 1404 
    ايجاد شده در : دوشنبه 6 مهر 1388 

    اين قالب توسط sama طراحي و توسط sama ترجمه شده
    Check PageRank

    دوازدهم ديماه در دفاع مقدس:

      نخستين گردهمايي معاونين جنگ وزارتخانه ها ، بمباران تأسيسات راديويي عراق توسط ايران و تبادل آتش در مريوان و حاج عمران از مهمترين وقايع دوازده دي در طول دوران دفاع مقدس است . . . 


    جملات کوتاه و خواندني:

      کارهائي را که در گذشته کرده ايم ما را مانند سايه تعقيب مي کنند و نسبت به جنس آنها ما را به سوي بدي و يا خوشي مي کشند. «کارلايل» دراين دنيا هر کس چيزي را درو مي کند که قبلا تخم آ ن را کاشته است. «اسمايلز» . 

    ادامه - آرشيو ...

    تبديل لينك راپيدشير و ديگر سايت هاي آپلود به لينك مستقيم


    آپلود سنتر عكس، تصوير، فايل زيپ، فايل فلش و هر نوع فايل ديگر

    تصاويري زيبا از درختان

    به اين پست نظر دهيد

      آرایش ، جزوه الکترونیک ، انجمن علمی ، مقاله پژوهشی ، پرورش شترمرغ ، سایت تخصصی برق، ژورنال لباس عروسی ، کارت ویزیت ، راهنمای فارسی ،‌ ، داستان ،

      XP Repair Pro یک نرم افزار مشهور و کاربردی برای کاربران سیستم عامل ویندوز می باشد. توسط این نرم افزار میتوانید خطاها و ارور های موجود در ویندوز را که ممکن است در اثر استفاده یا نصب سایر نرم افزار ها، اتفاق افتاده باشد، به آسانی ترمیم نمایید. بدون نیاز به نصب مجدد سیستم عامل میتونید آن را مجددا بازگردانید و به روند کارها سرعت ببخشید. - .  دانلود

     قدرتمند ، کارت سوخت ، کرک کارت سوخت ، آموزش ، نرم افزار ، دانلود رایگان ، کتاب الکترونیکی ،‌ نحوه گرفتن کارت سوخت المثنی ، حسابداری ، نرم افزار حسابداری هلو ،‌ عاشقانه ، عشقولانه ، پرورش قارچ ، دانلود مترجم پدیده ،‌ بازیگران سینمای ایران ،

    کریمی از استیل آذین قهر کرد؟

    کيهان: الاغ ها و اسب ها و قاطرها هم به رنگ سبز علاقمندند


    آسيب شناسي تربيت ديني
     
    پيش گفتار
    به نام آنكه جان را فكرت آموخت   چراغ دل به نور جان برافروخت
    زفضلش هردو عالم گشت روشن   زفيضش خاك آدم گشت گلشن1
     
    بدون شك امر تربيت ديني وآموزش هاي معارف اسلامي ازاهميت ويژه اي برخوردار است . مسائلي از قبيل سكولاريزم 2، پلوراليزم3 ، گسترش مدارس نامرئي باتوسعه تكنولوژي و... موضوعاتي هستند كه بيش از همه جوانان عزيز امت اسلام را درمعرض هجمه قرار داده اند. از اين رو بر ما معلمان كه در خط مقدم مبارزه با تهاجم فرهنگي هستيم لازم است آسيب ها را شناسايي و با هم فكري و استفاده ازتجربيات يكديگر و مطالعه ي آثار مدوني كه متخصصين فن در اين زمينه به رشته تحرير درآورده اند، لااقل اثرات آنها را كم رنگ تر نماييم. راقم سطور بنابر حساسيتي كه نسبت به اين مهم دارد مطالعاتي هر چند مختصر انجام داد و برخي از مطالب مقاله حاضر را از دل آنها بيرون كنيد.
    --------------------------------------------------------
    1-گلشن راز ،ص68.
    3-2- الف: سكولاريزم: چنانچه واژه سكولاريزم را از نظر لغوي و لفظي بررسي كنيم، معبر خوبي به سوي تعريف آن خواهيم گشود. لاتين اين كلمه seculars)))) است واز secular)))) به معناي دنيا يا گيتي در برابر ((مينو)) گرفته شده است. Secularm)))) هم به معناي عصر، دوره ،زمان، روح زمان و قرن و هم به معناي عالم و دنياست (البته عالمي كه با نفي آخرت همراه است) . سكولاريزم به معناي جدا انگاري دين و دنيا بدان معناست كه دين در عملكرد نظام اجتماعي به حاشيه رانده مي شود و كاركرد هاي اساسي در عملكرد جامعه با خارج شدن از زير نفوذو نظارت به عواملي كه اختصاصاً به امر ماوراء طبيعي عنايت دارند، عقلاني مي شود. (مجله رشد ، شماره 42 ص33 –32)
    سيد قطب در كتاب ((العلمانيه و الاسلام )) مي نويسد :
    سكولاريزم يكي از همين انديشه هاي وارداتي غرب است كه با هدف دين زدايي و منزوي كردن دين از عرصه اجتماعي مسلمين به اشكال گوناگون و در قالب هاي مختلف در سال هاي اخير انديشه ي ديني را هدف قرار داده است.
    (ترجمه كتاب العلمانيه و الاسلام ص8)
    ب: پلولاريزم- امروزه منظور از پلوراليزم ديني اين است كه حقيقت مطلق و نجات و رستگاري را منحصر در يك دين و مذهب و شريعت ندانيم بلكه معتقد شويم كه حقيقت مطلق امري است مشترك بين همه اديان و در واقع تمامي اديان و آيين ها و شريعت هاي مختلف جلوه هاي گوناگون حق مطلق اند و در نتيجه پيروان آنها همگي اهل نجات و رستگاري خواهند بود.
    (مجله ي رشد آموزش معارف اسلامي،شماره44)
     
     
     
    مفهوم تربيت اسلامي
    شايد نخستين مانع فراروي تعليم و تربيت اسلامي ، تصوري باشد كه مردم از آن دارند. نزد بسياري از مردم ، تربيت اسلامي چيزي جز يك ((برنامه درسي)) شامل تعدادي آيات قرآن، احاديث نبوي و برخي مسائل فقهي نيست كه دانش آموزان آنها را حفظ مي كنند و گاه معناي آن را مي فهمند يا نمي فهمند . . .  اما جز در موارد نادر فرصت آن را نمي يابند كه به يك رفتار عملي تبديل شوند . . . تعليم و تربيت ديني در  معناي عام آن گسترده تر از آن است كه تنها يك ((برنامه درسي )) باشد بلكه تصور صحيح آن است كه تعليم و تربيت اسلامي به منزله روح وزندگي اي است كه درهمه برنامه هاي حياتبخش در رگ وپي درسي جاري است . بنابر اين دين در درجه ي نخست نبايستي مانند يك برنامه ي درسي خاص ، نظير جغرافيا يا فيزيك انگاشته شود بلكه بايد به عنوان عامل جهت دهنده ي زندگي كه وظيفه اش را درضمن درس هاي نخصصي و از طريق آن انجام مي دهد ، تلقي شود . البته گاهي كه سخن از تربيت ديني مي رود موضوعي كه بيش از همه به ذهن متبادر مي شود جوانان هستند . بيش ترين نگراني رهبران انقلاب اسلامي به ويژه بنيان گزار جمهوري اسلامي ،براي همين قشر بوده است . حضرت امام خميني (ره) مي فرمايد. ((شماهايي كه جوان ها را تربيت مي كنيد ، در صدد اين باشيد كه اولاً مغز هاي آن ها را از چيزي كه پركردند از آن ها،اين مغزهايي كه پرشده است از اين كه مغز شرقي را بر داشتند ، جايش مغز غربي گذاشتند ، خودتان فرهنگ داريد ، خودتان همه چيزداريد و به آن ها حالي كنيد كه بايد خودتان هركاري را بكنيد .)) 
    حضرت آيت الله خامنه اي نيز مي فرمايد:
    )) هريك از دانش آموزان كه در كلاس شما هستند ، يك كتاب نا نوشته مي باشند ، آن هم نسخه مخصر به فرد . انسان كتابي است كه از او فقط يك نسخه تهيه شده است . مطالعه ي اين نسخه واين يك كتاب شما را از مطالعه علمي انساني ديگر ، كه كتاب ديگري است بي نياز نمي كند . مطالعه كنيد اين كتاب را ، كتاب تازه نوشته اي كه روز به روز برصفحات جديدش افزوده مي شود . زيرا شخصيت انسان ديناميك ، پويا ومتحرك است . كسي كه با اين كتاب سرو كار دارد اگر بخواهد آگاهانه با او رو برو شود ، بايد دائماً در حال مطالعه با شد .))
    آسيب هاي تربيت ديني محدود نيستند بلكه با توجه به مصداق آيه ي254 سوره ي بقره شايد بتوان گفت  به تعداد كلمات آسيب وجود دارد و دواي اين درد در خود قرآن وجود دارد . با استفاده از آسيب شناسي دقيق وعلمي ، مي توان آسيب هارا به فرصت هاي طلايي تبديل كرد .
     ذيلاً به برخي از آسيب ها اشاره مي شود .
    1-               سرعت تحولات فرهنگي و اجتماعي و طرح مسائل جديد مانند پديده شبيه سازي كه دراين خصوص خواننده ي محترم را به مطالعه كتاب ((طرح ژنوم انساني )) فرا مي خوانم .
    2-               سرعت وتنوع توليدات فكري و نا تواني در كنترل و هما هنگي با آن ها .
     (( توضيح اين كه آن جه امروز ابر جنا يتكاران با بهره گيري از تكنولوژي ارتباطات و برنامه هاي ما هواره اي، با شعار تحقق دهكده ي واحد جهاني وهمساني سازي فرهنگي ، براي جهاني كردن فرهنگ خود تبليغ مي كنند همه و همه در راستاي همين اهداف شيطاني است . امپرياليزم خبري در بمباران اطلاعاتي و تبليغات انحصاري خود كه هدفي جز ملل محروم و خصوصاً كشورهاي اسلامي ندارد؛ در صدد آن است كه غرب را به عنوان نژاد برتر به جهانيان معرفي مي كنند .))
    3-               جلو افتادن بلوغ فكري نسبت به قبل .
    4-               ناتواني در برقراري ارتباط نسل گذشته با نسل جديد(عدم هم زباني) ((واقعيت تلخ اين است كه بخش زيادي از آسيب هاي دين داري جوانان در عصر حاضر ، معلول سهل انگاري و پيشه ساختن سياست تساهل و تسامح خانواده ها و والدين نسبت به تربيت ديني فرزندان است. متأسفانه امروزه برخي والدين احساس مسئوليت جدي در مقابل تأديب و تربيت ديني فرزندان خود ندارند.))5       
    جوانان با برخورداري از ذهن سرشار و با استفاده از تكنولوژي روز و گسترش همه جانبه ي اينترنت ، همه روزه دنياي جديدي را فرا روي خويش مشاهده مي كنند و غالب والدين منفعلانه نگران آينده ي آن ها بوده و كاري جز امر و نهي هاي بي اثر از آن ها بر نمي آيد.
    5-               توليدات فرهنگي و هنري نا متجانس با ساختار فرهنگي جامعه .
    اين معضل ، جوامع غربي را نيز شديداً با چالش جدي مواجه ساخته است به طوري كه حتي چارلي (هنرمند معروف) در نامه اي خطاب به دخترش ، وي را از غرق شدن در منجلاب سكس بر حذر داشته است.
    بعد از گذشت هزار و چهارصد و اندي كه از نزول قرآن مي گذرد هنوز دشمن دست از تحدي با قرآن بر نداشته و در يكي از سياست هاي اينترنتي ، آيات وسور جعلي فراواني را بر صفحات مانيتورها در سراسر عالم ظاهر مي سازد.
    6-               ناتواني در توليد آثار فرهنگي .
    مع الاسف سياست زدگي جامعه ي كنوني تبعات اين مفصل را دو چندان كرده است.
    آيت الله خامنه اي در اين زمينه فرمود  :
    ((همه كارها را خبره ها انجام مي دهند؛ چرا كار فرهنگي را خبره نبايد انجام دهد ؟ و هركسي وارد ميدان كار فرهنگي شود و چيزي بگويد و نظر بدهد و اقدامي بكند؟ متأسفانه خيلي از كساني كه مي توانند كار فرهنگي بكنند به كارهاي اجرايي و يا سياسي مشغولند .
    7-               عدم دسترسي نوجوانان به معيارهاي مملوس و مشخص زندگي.
    ((صدا ، سيما و روزنامه ها نبايد همواره براي جوان الگوي يك جوان اشرافي بي درد تن به راحت داده ي عياش را مطرح كنند. بعضي از مطبوعات نبايد در فلسفه بافي هاي خود طوري حرف بزنند كه جوان خيال كند همه ي هدف انسان اين است كه از هر راهي شد ، يك مشت پول به دست آورد. اگر توانست يك گواهي علمي براي خودش فراهم كند. اگر نشد ، هر راه ديگري كه شد ولو قاچاق ولو تن دادن به ذلت و خفت و اهانت ، ولو با دستبرد زدن به اين وآن ، نبايد پول را عمده كرد ، پول ارزش نيست ؛ هدف درآوردن پول نيست پول يك وسيله براي گذراندن زندگي است. پول خيلي كوچكتر از اين  است كه هدف زندگي بشود.))
    8-               عاقبت گريزي نسل جوان.
    اين حقيقت تلخ محصول افكار پوچ گرايي غرب است كه به جوامع اسلامي سرايت كرده است و حتي روشنفكران نيز از اين شميم نحس  بي نصيب نمانده اند.
    ((نيچه)) با چنين افكار نادرستي جهان را براي خود به صورت زندان ساخته بود . وي گويد :
    هر چه روزگار بر من مي گذرد ؛ زندگاني بر من گران تر مي شود.
    سال هايي كه از بيماري در نهايت رنجوري و افسردگي بودم هرگز مانند حالت كنوني ، از غم پرواز اميد تهي نبودم . چه شده است ؟ آن شده است كه بايد بشود . اختلافاتي كه با همه ي مردم داشتم اعتماد را به من از ايشان سلب كرده است و طرفين مي بينيم به اشتباه بوده ايم . خدايا من امروز چه تنها هستم ؟يك تن نيست كه بتوانم با او بخندم و يك فنجان چاي بنوشم . هيچ كس نيست كه نوازش دوستانه بر من روا دارد .
    شهيد مطهري در كتاب عدل الهي آورده است :
    در جهان اسلامي نيز احياناً كساني بوده و هستند كه جهان را تاريك مي بينند و همواره چهره اي گرفته ، عبوس و خشمگين در برابر جريانات آفرينش نشان مي دهند و به قول ((ويليام جيمز)) گفته هايشان مانند دندان غروچه موشي است كه زير گيوتين سر مي دهد . ابو العلاء معري فيلسوف و شاعر معروف عرب و هم چنين خيام شاعر از اين گروهند . در عصر ما به تقليد از اروپاييان ، نويسندگاني بد بين پيدا شده اند كه زهرهايي از اين را به جان جوانان مي ريزند و آنان را      بي علاقه به زندگي و احياناً وادار به خودكشي مي كنند و از طرفي عوامل مرئي و نامرئي مورد تشويق قرار مي گيرند و روز به روز بر عددشان افزوده مي شود . صادق هدايت از اين گروه است . نوشته هاي وي به قول ويليام جيمز حالت همان خوكي را مي نما ياند كه زير تيغ ناله سر مي دهند و يا موشي كه در حالي كه مشغول جان دادن است ، جير جير مي كند .10
    9-               پايين آمدن سن بلوغ جنسي و عقب افتادن تشكيل خانواده .
    اين عامل از جمله عواملي است كه جوامع اسلامي را به نحو جدي تهديد مي كند . سنت هاي دست و پا گير غلطي كه در مسير ازدواج در جامعه وجود دارد به اين مهم دامن مي زند . يكي از عوامل مهم سختي ازدواج و بالا رفتن سن ازدواج ، تغيير فرهنگ اسلامي ازدواج در جامعه است كه مصاديق و جلوه هاي اين تغيير را مي توان در شرط هاي سنگين  خانواده ها ، مثل لزوم تهيه منزل شخصي ، مهريه هاي سنگين ، خرج هاي بي مورد بر شمرد كه بسان غل و زنجير بر فكر و انديشه مردم به ويژه جوانان سنگيني مي كنند و تنها راه پاره كردن اين غل و زنجيرها ، بازگشت به اسلام و قوانين حيات بخش آن است . بايستي موانع از سر راه ازدواج جوانان برداشته شود تا هر كس كه قادر باشد در كنار همسر خود زندگي متعادلي فراهم سازد ، از اين موهبت محروم نگردد و با اين رويكرد زمينه ي بسياري از مفاسد اخلاقي ، اجتماعي ، سياسي ، فرهنگي برچيده گردد .
     در سيره ي امام علي (ع) نقل شده است كه فردي مبتلا به خود ارضايي شده بود . وي را نزد حضرت آوردند و ايشان پس از تنبيه و مجازات با بودجه ي بيت المال زمينه ي ازدواج او را فرهم ساخت .11       
                              ان شاء ا... ادامه دارد .
     
     بامداد سه شنبه 23/3/83  ساعت دو و پنجاه دقيقه به اتمام رسيد .
     
     
     
     
     
    1.1                       فهرست منابع
    1-                          تربيت اسلامي ويژه آسيب شناسي تربيت ديني ، ص 31-309
    2-                   صحيفه ي امام – مجموعه ي آثار ، 20 جلد ، موسسه ي تنظيم   و نشر آثار امام خميني (ره) چاپ اول ، پاييز 1378
    3-                          سمينار تربيتي معلمان مدارس ، نقش آزادي در تربيت كودكان ، ص 155
    4-                          تهاجم فرهنگي و راه كارهاي مقابله با آن ، مصباح يزدي
    5-                          تربيت اسلامي ويژه آسيب شناسي تربيت ديني ، ص 153
    6-                          بر گرفته از سايت اينترنتي : www. tebyan . com
    http : // dialapace. Dial . pipex . com / twon . park
    7-                          ديدگاه ها در زمينه ي آسيب شناسي تربيت ديني . ص 23
    8-                          همان – ص 39
    9-                          سير حركت در اروپا (ص 528) محمد علي فروغي به تصحيح و تحشيه امير جلال الدين اعلم نشر البرز ، تهران 1375 ، چاپ ، چاپخانه ارتش جمهوري اسلامي ايران
    10-                    عدل الهي ، مرتضي مطهري
    11-                    تربيت اسلامي ويژه آسيب شناسي تربيت ديني، ص 165-164
    12-                    گلشن راز ، محمود شبستري ، به اهتمام دكتر صمد موحدي – تهران 1368 – چاپ اول       

    فهرست مطالب و عناوين
    پيش گفتار --------------------------------------------------1مفهوم تربيت اسلامي ------------------------------------------4سخن امام خميني پيرامون تربيت---------------------------------4سخن آيت  الله خامنه اي پيرامون تربيت---------------------------5برخي آسيب  هاي اجتمايي --------------------------------------6
    1-سرعت تحولات فرهنگي و اجتماع و طرح مسائل جديد--------------6 2-سرعت و تنوع توليدات فكري و ناتواني در كنترل آنها---------------6  3-جلو افتادن بلوغ فكري نسبت به قبل ----------------------------7  4-ناتواني در برقراري ارتباط با نسل گذشته ------------------------7 5-توليدات فكري و هنري نامتجانس با ساختار فرهنگي جامعه -----------7 6-ناتواني در توليد آثار فرهنگي ----------------------------------8 7-عدم دسترسي نوجوانان به معيار هاي مشخص زندگي --------------8 8-عاقبت گريزي نسل جوان -------------------------------------9
    9-پايين آمدن سن بلوغ جنسي ---------------------------------11 .


    شايد اين از ويژگي هاي همه آدم هاي بزرگ باشد كه گاهي رفتارشان با معادلات معمولي و به اصطلاح دو دو تا چهارتا ي آدم هاي ديگر جور در نمي آيد.
    و اگر امام خميني را يك آدم بزرگ بدانيم، از پذيرفتن اين خصيصه او هم ناگزيريم. اين پيرمرد بعضي وقت ها واقعا غير منتظره مي شد. گاهي در عكس العمل نسبت به يك اتفاق و گاهي در يك تصميم گيري مهم. بسياري از همين غير منتظره ها بود كه از او انساني خارق العاده در نگاه مردم ايران و جهان ساخته بود.
    آن چه در پي مي آيد، گذري كوتاه است بر تعدادي از اين وقايع كه سعي شده ترتيب تاريخي شان حفظ شود.
    اينجا هم خفه شويم؟
    لايحه كاملا مخفيانه به مجلس رفته است. هيچ كس نمي داند كه لايحه اي از طرف دولت حسنعلي منصور به مجلس رفته و تصويب شده است. در هيچ روزنامه اي هم خبري در مورد اين لايحه و يا تصويب آن منتشر نمي شود.
    اما قبل از اين كه تصويب بي سر و صداي لايحه كاپيتولاسيون كتبا به سفارت امريكا ابلاغ شود، در روز چهارم آبان كه جشن تولد شاه در تهران برگزار مي شود، در قم به مناسبت ولادت حضرت زهرا(س) مراسمي برگزار شده است كه آيت الله خميني در آن سخنراني خواهد كرد.
    محمدرضا شاه مي داند كه آيت الله خميني از قضيه كاپيتولاسيون باخبر شده است. از طرفي كاپيتولاسيون اهميت ويژه اي براي شاه دارد. چون اين مصونيت در قبال امتيازات خاصي از جمله تقويت قواي تحليل رفته ارتش ايران و وام هاي چند ميليون دلاري به امريكايي ها داده شده است. بنابراين شاه با امام مذاكره و از او درخواست كرده است كه از اين پس هر سخني كه مي خواهد بگويد، حتي حمله به شخص شاه! اما در مورد امريكايي ها سخنراني نكند. ولي امام اعتنايي به خواسته او نكرده است.
    مراسم آغاز مي شود و امام خميني كه چند ماه پيش از حبس و حصر 10 ماهه آزاد شده است، شروع به سخنراني مي كند: انا لله و انا اليه راجعون. عزت ما پايكوب شد. اگر نفوذ روحانيون باشد. توي دهن اين مجلس مي زنند. نمي گذارند يك دست نشانده امريكايي اين غلط ها را بكند. آقا اگر اين مملكت اشغال امريكاست، پس چرا اين قدر عربده مي كشيد؟ پس چرا اين قدر دم از ترقي مي زنيد؟. آقاياني كه مي گويند كه بايد خفه شد،. اينجا هم خفه شويم؟.
    مي خواهم بخوابم
    آخرين و داغترين خبر يا شايد هم شايعه، تصميم منفجر كردن هواپيماي امام در آسمان است.
    روز ورود امام، ششم بهمن اعلام شده، اما ناگهان سه شنبه شب، سوم بهمن باندهاي فرودگاه توسط تانك ها و نفربرها اشغال مي شوند. از طرف ديگر بين مقامات امريكايي بر سر حمايت از انقلاب، به دليل از دست ندادن موقعيت در ايران و مقابله با آن توسط يك كودتاي خشن و قتل عام وسيع، اختلاف است. برژينسكي، مشاور امنيتي رييس جمهور امريكا با گروهي از نظاميان، به طور سري طرحي براي دزديدن هواپيماي امام آماده مي كنند و بختيار هم با اين طرح موافقت مي كند. روز چهارشنبه، بختيار در حالي كه گفته بود كسي را پيش امام مي فرستد تا به او بگويد كه آمدنش به ايران حمام خون راه خواهد انداخت ، توسط دو تن از اعضاي دولت فرانسه از امام مي خواهد كه سفر روز جمعه را لغو كند.
    امام ششم بهمن به ايران نمي آيد. يك شنبه هشتم بهمن باز هم در ميدان انقلاب كشتار مي شود. روز نهم بختيار فرودگاه را باز مي كند، اما اين اقدام هم مشكوك به نظر مي رسد.
    در آخرين ساعات قبل از حركت، همراهان هنوز اضطراب دارند و از احتمال به وقوع پيوستن هر يك از تهديدات و شايعات هراسانند. آن ها سعي مي كنند امام را از سفر منصرف كنند، اما امام مي گويد: ما به طرف كار بزرگي مي رويم. شما مي توانيد جانتان را به خطر نيندازيد. من بيعت خود را از شما بر مي دارم ساعتي بعد از حركت هواپيما، در ميان هراس همراهان، امام از مهماندار هواپيما يك پتو درخواست مي كند و مي گويد: خسته  ام مي خواهم بخوابم! به طبقه بالاي هواپيما مي رود، عبا و عمامه اش را بر مي دارد و به خواب مي رود!
    تو دهن اين دولت مي زنم
    تلويزيون ها پرت شدند داخل خيابان و روي آسفالت خرد شدند. مردم عصباني شده بودند. درست وسط مراسم استقبال از امام، برنامه ها قطع شده بود و سرود شاهنشاهي و عكس شاه بر صفحات تلويزيون نقش بسته بود. حالا همه داخل خيابان ها بودند و در مسير حركت امام به سمت بهشت زهرا.
    جاي سوزن انداختن در بهشت زهرا نيست. فوج فوج جمعيت دور تا دور محل سخنراني را گرفته اند تا شاهد اولين سخنان امام باشند. مگر مي شود شاه برود، مملكت بدون شاه، فوقش تغييرات در سطح نخست وزيري است و قانون اساسي.
    من دولت تعيين مي كنم! من تو دهن اين دولت مي زنم! من به پشتيباني اين ملت دولت تعيين مي كنم، من به واسطه.
    اول سكوت محض، بعد صداي دست و سوت و كف و صحيح است، صحيح است و بعد صداي هيجان انگيز الله اكبر. هيچ كس انتظارش را ندارد مگر مي شود. ولي حالا شده است، همه از جسارت اين پيرمرد 77 ساله به وجد آمده اند، ديگر هيچ كس اين مملكت را با شاه تصور نمي كند.
    حكم امام درباره شطرنج براي بعضي غيرقابل هضم است.يكي از روحانيون در مخالفت با اين حكم، نامه اي به امام مي نويسد و امام در پاسخ او مي نويسد: . لازم است از برداشت جناب عالي از اخبار و احكام الهي اظهار تاسف كنم. تحت تاثير مقدس نماها و آخوندهاي بي سواد واقع نشويد.
    هنوز دستور جهاد نداده ام
    طرح، مربوط به يك كودتاي نظامي تمام عيار است.
    در متن يكي از اسناد ساواك به امضاي فرماندار نظامي وقت تهران و حومه آمده است: . اكيپ هاي عملياتي. ماموريت دارند كه مقامات محرك. رادستگير و به مبادي مربوط تحويل دهند. دستگيرشدگان را در فرودگاه دوشان تپه يا مهرآباد به نمايندگان نيروي هوايي شاهنشاهي تحويل نماييد. سه فروند هواپيماي مناسب جهت انتقال دستگيرشدگان همواره در فرودگاه مهرآباد يا دوشان تپه آماده باشد. اردوگاه صحرايي را در جزيره سيري براي پذيرش دستگيرشدگان آماده نمايند. آيت الله خميني، طالقاني، نخست وزير و هيات دولت غير قانوني به وسيله يگان هاي رزمي ويژه دستگير مي شوند. *
    اين در حالي است كه صبح روز 21 بهمن، با همكاري همافران در اسلحه خانه باز شده و مقداري اسلحه به دست مردم مي افتد. درگيري به نقاط مختلف شهر كشيده مي شود و عملا تهران به صحنه جنگ مسلحانه تبديل شده است.
    فرمانداري نظامي براي كنترل آشوب ها و آماده سازي مقدمات كودتاي نظامي، با صدور اطلاعيه اي، از ساعت 30:4 بعدازظهر تا ساعت 5 صبح اعلام حكومت نظامي مي كند. اين اطلاعيه كه ساعت 2 بعدازظهر از راديو پخش مي شود، مردم را غافلگير و حيرت زده مي كند و به سرعت سعي در ترك خيابان ها مي كنند، اما فقط 30 دقيقه مانده به شروع حكومت نظامي، يعني ساعت 4 بعدازظهر، امام خميني در اعلاميه اي ضمن توصيه مردم به حفظ آرامش و نظم در صورت عقب نشيني گارد، برخلاف عقيده برخي از سران انقلاب كه حضور مردم در خيابان ها را بسيار خطرناك و موجب قتل عام آن ها مي دانند، مي گويد: . من با آن كه هنوز دستور جهاد مقدس نداده ام. لكن نمي توانم تحمل اين وحشيگري ها را بكنم. اعلاميه امروز حكومت نظامي خدعه و خلاف شرع است و مردم به هيچ وجه به آن اعتنا نكنند !
    امريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند
    هزاران دانشجو كه به حمايت علني امريكا از شاه مخلوع اعتراض دارند و خواهان استرداد و محاكمه او هستند، به طور خودجوش به سفارت اين كشور در تهران حمله مي كنند و در اندك زماني آن جا را تصرف و حاضران در آن جا را نيز دستگير مي نمايند. اين عمل غيرمنتظره در تمامي جهان بي نظير است، برخورد ايران و امريكا را پيچيده تر مي كند. سه روز بعد سخنان امام در جمع دانشجويان دانشكده اقتصاد دانشگاه اصفهان، وضعيت را به نفع دانشجويان تغيير مي دهد.
    . شما مي بينيد كه الان مركز فساد امريكا را جوان ها رفته اند، گرفته اند و امريكايي هايي را هم كه در آن جا بودند، گرفتند و آن لانه فساد را به دست آوردند و امريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند و جوان ها مطمئن باشند امريكا هيچ غلطي نمي كند، بي خود صحبت اين كه اگر دخالت نظامي، مگر امريكا مي تواند دخالت نظامي در اين مملكت بكند، امكان برايش ندارد، تمام دنيا توجه شان الان به اينجاست. مگر امريكا مي تواند مقابل همه دنيا بايستد و دخالت نظامي بكند، غلط مي كند دخالت نظامي بكند، نترسيد، نترسانيد.
    كارتر در فروردين 59، نامه اي محرمانه به امام مي نويسد، ولي امام آن را عينا تحويل رسانه ها مي دهد و بدين ترتيب رابطه دو كشور قطع مي شود. وضع براي امريكا با شكست حمله نظامي طبس بدتر مي گردد و كارتر چند ماه بعد در انتخابات شكست مي خورد.
    دزدي آمده، سنگي انداخته
    هيچ كس انتظارش را نداشت، آخرين روز تابستان بود و همه داشتند خودشان را براي سال تحصيلي جديد آماده مي كردند كه جنگ با بمباران نيم روزه 19 شهر و تهاجم همه جانبه نيروي زميني عراق از آبادان تا شمال قصرشيرين از راه رسيد، صدام 4 روز بعد از پاره كردن قرارداد 1975 الجزاير در برابر تلويزيون عراق، حالا عملا اين قرارداد و تمام قوانين بين المللي و حسن همجواري را زيرپا گذاشته بود و جنگي را آغاز كرد كه انتظار نمي رفت 8 سال هم طول بكشد.
    . ملت ما نبايد خيال بكنند كه جنگي شروع شده است و حالا فرض كنيد كه دست و پاي خودمان را گم كنيم، نه. اين حرف ها نيست. يك چيزي آوردند و يك بمبي اين جا انداختند و فرار كردند، رفتند. يك دزدي آمده سنگي انداخته و فرار كرده، رفته است.
    ساعاتي بعد بيش از 140 جنگنده ايراني، سرتاسر عراق را مورد حمله قرار مي دهند و اولين نشانه هاي فروكش كردن پيشروي سريع ماشين  نظامي عراق با مقاومت هاي مردمي در شهرهاي مرزي هويدا مي شود. صدام در انتظار اين بود كه يك هفته بعد از آغاز جنگ در تهران باشد، ولي بعد از گذشت يك ماه هنوز پشت دروازه هاي خرمشهر گير كرده. عراق پيروزي برق آسا را با نبردي فرسايشي عوض مي كند.
    از زهر كشنده تر است
    خبر خيلي سريع آمد، قطع نامه را پذيرفتيم و شايعه هم سريع تر از آن: امام فوت كرده .
    گرماي تابستان بيداد مي كند و خبرهاي خوبي هم از جبهه نمي رسد، عراقي ها كه خيلي تجهيز شده اند، بعد از پس گرفتن فاو، بقيه مناطقي را هم كه در اين هفت سال و اندي در دست ايران بود مورد حمله شديد قرار داده اند. امريكا نيز كه حالا مستقيما در جنگ شركت و چند روز قبل اشتباها! هواپيماي مسافربري ايرباس ايران را با 290 مسافر در خليج فارس سرنگون كرده، فشار براي پايان جنگ و قبول قطعنامه 598 كه يكسال پيش در سازمان ملل تصويب شده بود را افزايش داده است.
    با اعلام خبر قبول قطعنامه در ظهر 27 تير 67، موجي از حيرت و ناباوري كشور را فرا مي گيرد و انگار زمان متوقف مي شود و دو روز بعد پيام امام مي رسد: قبول قطعنامه كه حقيقتا مساله بسيار تلخ و ناگواري براي همه و خصوصا براي من بود، اين است كه من تا چند روز قبل معتقد به همان شيوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و كشور و انقلاب را در اجراي آن مي ديدم، ولي به واسطه حوادث و عواملي كه از ذكر آن فعلا خودداري مي كنم و به اميد خداوند در آينده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامي كارشناسان سياسي نظامي سطح بالاي كشور كه من به تعهد و دلسوزي و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطع نامه و آتش بس موافقت نمودم و در مقطع كنوني آن را به مصلحت انقلاب و نظام مي دانم. قبول اين مساله براي من از زهر كشنده تر است ولي راضي به رضاي خدايم و براي رضايت او اين جرعه را نوشيدم.
    نتيجه قبول غير منتظره قطع نامه و پايان جنگ، دو سال بعد در آخرين نامه صدام اين گونه به بار مي نشيند: . بدين ترتيب همه آن چه را كه مي خواستيد و بر آن تكيه مي كرديد تحقق مي يابد. و اندكي بعد هم شوراي امنيت و خاوير پرز دكوئيار رييس وقت سازمان ملل عراق را به عنوان آغازگر جنگ معرفي مي كنند.
    اشكال ندارد
    با يك جمله، آن چه كه تا آن زمان بدون قيد و شرط حرام بود، حلال مي شود: بر فرض مذكور اگر برد و باختي در بين نباشد، اشكال ندارد.
    اين فتواي امام در پاسخ به استفتايي است كه در مورد شطرنج از او شده است. متن استفتا اين گونه است: اگر شطرنج آلت قمار بودن خود را به طور كلي از دست داده باشد و چون امروزه تنها به عنوان يك ورزش فكري از آن استفاده گردد بازي با آن چه صورتي دارد؟
    اما اين اقدام براي بعضي غير قابل هضم است. يكي از روحانيون در مخالفت با اين حكم، نامه اي به امام مي نويسد و امام در پاسخ او مي نويسد: . لازم است از برداشت جناب عالي از اخبار و احكام الهي اظهار تاسف كنم. تحت تاثير مقدس نماها و آخوندهاي بي سواد واقع نشويد.
    صداي شكستن استخوان هايش به گوش رسيده است
    پيام كوتاه است و موجز و كاملا به دور از ملاحظه كاري.
    نظام سياسي جهان يك نظام دو قطبي است. هيچ كشوري در جهان ترديد نمي كند كه براي پايدار ماندن بايد در سايه يكي از اين دو قطب قرار بگيرد. چه رسد به آن كه از جهان سوم هم باشد و تازه هم پس از 8 سال جنگ طاقت فرسا كمي آسوده شده باشد. آن هم جنگي كه از سوي يكي از همين دوقطب به طور جدي حمايت مي شد و بلافاصله پس از روي دادن يك دگرگوني در نظام داخلي اين كشور جهان سومي به مردم آن تحميل شده بود.
    در سال هاي آخر جنگ كشورهاي بلوك غرب رسما در صحنه جنگ عليه ايران حضور داشتند. يعني جنگ ايران و عراق تبديل به جنگ ايران و ابرقدرت غرب شده بود.
    و حالا پس از پايان اين جنگ، در شرايطي كه تلفات و خسارات زيادي به ايران تحميل شده است پيام امام به گورباچف، رهبر ابرقدرت شرق، در فرهنگ سياسي آن روز جهان با هيچ تعبيري جز انگشت در سوراخ مار كردن قابل وصف نيست: .مشكل اصلي كشور شما. مبارزه طولاني و بيهوده با خدا و مبدا هستي و آفرينش است. از اين پس كمونيسم را بايد در موزه هاي تاريخ سياسي جهان جست وجو كرد. [كمونيسم] صداي شكستن استخوان هايش هم به گوش. رسيده است. از شما مي خواهم درباره اسلام به صورت جدي تحقيق و تفحص كنيد و اين نه به خاطر نياز اسلام و مسلمين به شما كه به جهت ارزش هاي والا و جهان شمول اسلام است.
    شكل گيري انزجار جهاني
    انا لله و انااليه راجعون، به اطلاع مسلمانان غيور سراسر جهان مي رسانم، مولف كتاب آيات شيطاني كه كتابش را عليه  اسلام و پيامبر و قرآن تنظيم و چاپ و منتشر كرده است، همچنين ناشرين مطلع از محتواي آن محكوم به اعدام مي باشند. از مسلمانان غيور مي خواهم تا در هر نقطه كه آنان را يافتند سريعا آن ها را اعدام نمايند تا ديگر كسي جرات نكند به مقدسات مسلمين توهين نمايد و هر كس در اين راه كشته شود، شهيد است. ان شاا.
    كمتر از چهل روز بعد از انتشار پنجمين كتاب سلمان رشدي چهل و يكساله، ابلاغ اين حكم كه مورد تاييد بيش از 50 كشور جهان قرار گرفته باعث مي شود تا هزاران نسخه از اين كتاب در سراسر جهان سوزانده شود و انتشارات پنگوئن هم كه ناشر آيات شيطاني است مورد حمله قرار بگيرد. اين رمان تخيلي كه طي ماجرايي طولاني، دو مسافر هندي يك هواپيما را بعد از منفجر شدن هواپيما توسط هواپيماربايان سيك بر فراز كانال مانش، در بعد زمان جابه جا مي كند و يكي از آن ها را به عصر پيامبر اسلام مي برد و تهمت هايي ناروا به پيامبر و اطرافيان و صحابه وارد مي كند، باعث چنان انزجار جهاني از اين نويسنده هندي شده است كه او 17 سال است از انظار عمومي پنهان گشته و تحت شديدترين تدابير امنيتي به گذراندن عمر مي پردازد.
    * روزشمار جنگ ايران و عراق، هادي نخعي حسين يكتا مهدي انصاري، مركز مطالعات و تحقيقات جنگ


    بلند ترين نقطه هاي روي زمين، قله هاي هشت هزار متري هستند. اين ۱۴ قله كه همه شان در قاره آسيا قرار دارند، به نام «هشت هزار متري» شهرت دارند. هشت تا از اين قله ها در رشته كوه هيماليا، مرتفع ترين رشته كوه جهان، قرار دارند.
    رؤياي بسياري از كوهنوردان فتح قله هاي هشت هزار متري است.
    بلند ترين هشت هزارمتري ها قله اورست در رشته كوه هيمالياست. انسان هاي زيادي براي فتح اورست تلاش كرده اند، اما بسياري از آنها موفق نشدند. خيلي از آنها جانشان را هم در اين راه از دست داده اند. در ۲۹ ماه مي سال ۱۹۵۳ ميلادي، «ادموند هيلاري» و «تنزينگ نودگاو» اورست را فتح كردند.
    با وجود فتح اورست، اين كوه جذابيتش را از دست نداد و بسياري تلاش كردند تا با صعود به اورست، ركوردهاي جديدي به دست
    بياورند.
    نخستين زن كه به قله اورست صعود كرد كوهنورد ژاپني، «يونكو تاباي» بود كه در سال ۱۹۷۵ ميلادي قله اورست را فتح كرد. پس از او، يك زن انگليسي به نام «اليسون هارگيوس» به تنهايي و بدون ماسك اكسيژن به قله اورست صعود كرد.
    نخستين معلول كه بر قله اورست قدم گذاشت «تام ويتاكر» بود. او كه در اثر يك حادثه رانندگي پاي راستش را از دست داده بود، در سال ،۱۹۹۸ با يك پاي مصنوعي قله اورست را فتح كرد. «اريك واين ماير» هم نابينايي بود كه در سال ۲۰۰۱ قله اورست را فتح كرد.
    طولاني ترين مدت ماندن روي قله متعلق به يك «شرپا» (راهنماي محلي كوهنوردان در تبت) به نام «بابو چيهري» با ۲۱ ساعت و۳۰ دقيقه بدون دستگاه اكسيژن است.
     
     
     
      
    بيشترين تعداد صعود به اورست متعلق به شرپايي به نام «آپا» است. او در سال ،۲۰۰۲ براي دوازدهمين بار به قله اورست صعود كرد.
    سريع ترين صعود به قله اورست را باز هم بابو چيهري انجام داد كه در مدت ۱۶ ساعت و ۵۶ دقيقه به قله اورست صعود كرد. او وقتي در سال ۲۰۰۱ قصد داشت براي بار يازدهم قله اورست را فتح كند، به دره اي دويست متري سقوط كرد و كشته شد.
    مسن ترين صعود كننده به اورست «شرمان بول» بود كه در سن ۶۴ سالگي و در سال ۲۰۰۱ ميلادي، به قله اورست صعود كرد.
    جوان ترين صعود كننده به اورست نوجواني ۱۶ ساله به نام «تمبا شري» بود.
    او يك شرپا و اهل نپال بود كه در سال ،۲۰۰۱ به بلند ترين قله جهان قدم گذاشت.
    نخستين زنان مسلمان جهان كه قدم به قله اورست گذاشتند ، گروهي از كوهنوردان ايراني بودند كه هفته گذشته، دهم خرداد ماه قله اورست را فتح كردند.


    طوري با من رفتار مي كنيد كه با كم اهميت ترين و بي اهميت ترين چيزها. من عاملي جدايي ناپذير از سلامتي شما هستم، اما خيلي از شماها هيچ تلاشي براي حفظ من نمي كنيد. نه تنها كمكم نمي كنيد، كه مدام به من صدمه مي زنيد. هواي پاكم را آلوده كرده ايد؛ بسياري از جنگل هاي با ارزشم را نابود كرده ايد؛ چمنزارها، باغ ها و مزرعه هايم را روز به روز كوچكتر و كوچكتر كرده ايد. براي آن كه زودتر به ثروت برسيد، حفظ من، يعني همان محيط زيست را فراموش كرده ايد. اگر نبودند تعداد كمي كه مرا مي شناسند، از ارزشم آگاه اند و براي نجاتم تلاش مي كنند، از دست شماها چه بايد مي كردم؟!
    بعضي وقت ها كه حاصل اين همه بي توجهي، خودتان را نيز مي آزارد به ياد من مي افتيد و براي هواي پاك و سرسبزي و رودخانه و پرنده دلتنگ مي شويد، اما فوري فراموش مي كنيد و باز هم تعداد زخم هايم بيشتر مي شود. چرا متوجه نمي شويد كه بيمار شده ام و مثل جواني هايم نيستم؟! جنگل هايي كه در اثر يك بي احتياطي شما در آتش مي سوزد بخشي از وجود من است به قدمت قرن ها. يك ساعت بي احتياطي شما به قيمت سال ها از عمر من تمام مي شود. وقتي كارخانه مي سازيد، دليل مي آوريد كه بايد ساخت و پيشرفت كرد؛ پس تكليف حفظ آنچه در من ساخته شده است تا به پيشرفت شما كمك كنم چه خواهد شد؟
    مواظبت از من خرج دارد؛ در عوض، هزاران هزار برابر برايتان نفع خواهد داشت. اگر عمرتان به اندازه من بود، مي فهميديد كه چه سرنوشتي براي نسل هاي بعد از خود مي سازيد.
    آب هايم آلوده شده است؛ تعداد ماهي هايم روز به روز كمتر و كمتر مي شود؛ زمين بارورم كه مي توانست چند برابر شما را سير كند، اكنون شاهد گرسنگي خيلي هاست. خلاصه اين كه مدام آزارم مي دهيد و بيمار ترم مي كنيد. خيلي وقت ها فراموش مي كنيد آنچه در من نابود مي شود به آساني و به زودي جايگزيني نخواهد داشت و حتي در بعضي موردها، شايد ديگر جبران نشود.
    نمي دانم چه وقت ضرورت حفظ محيط زيست را احساس خواهيد كرد؛ تنها مي توانم اميدوار باشم كه دير نشود.


    بسيج قبله آمال همه کساني است که حقيقت انتظار موعود را دريافته‌اند و مي دانند که جز اين راه هرچه هست نقش خيال بر آب باطل زدن است»(1)
    اين نوجوانان کعبه آمال مسلمين هستند، دشمن به خيال واهي خودش گمان مي‌دارد آنان را از ولايت دور ساخته است اما پژواک صدايشان آنروز تمام ماهواره‌هاي دنيا را لرزاند.واي اگر خامنه‌اي حکم جهادم دهد، ارتش دنيا نتواند که جوابم دهد» جوانان مظهر پيروي ولايت‌اند و اين مطيع بودن را از ابوالفضل العباس (ع) آموخته‌اند، بدانيد که فرزندان ما در خردسالي در مکتب حسين (ع) و در ظهر عاشورا وفاداري را از ياران مولاي خويش آموخته‌اند و اين درسي نيست که هيچ کودک شيعه و مسلماني فراموش کند».
    «امت مسلمان ايران اکنون آئينه‌اي است که نور حق در آن جلوه کرده است و همين نور مي‌رود تا از مشرق وجود طلوع کند و آسمان تاريخ را به جلوه عدل بياورد»/
    1-کتاب گنجينه آسماني ص 74
    2- کتاب گنجينه آسماني ص 97



    نماز در حقيقت كرنشي از سوي انسان است در محضر معبود خود كه به  اوبگويد اي خالق  و آفريننده من به خاطر اين همه نعمتي كه به من عطا نمودي متشكرم و مي دانم كه بايد در مقابل اين لطف و سپاس تو قدر شناس باشم و از ياد نبرم كه (در دين اسلام)روزي به نزد تو باز خواهم گشت و اعمال خود را عرضه بدارم و بدانم كه درتمام احوال تورا به ياد داشته باشم و از ياد تو غافل نشوم وبه همين خاطر در دين اسلام به نماز هاي يوميه سفارش شده است كه در اين باب در آينده مفصل خواهيم گفت.
    اما در اديان ديگر هر چه به عقب تر مي رويم مي بينيم كه انسانها در ابتدا جداي نظر به داشتن يا نداشتن دين و اعتقاد به خدا به يك امري از درون باور دارند كما اينكه اين نمود را در بت پرستي به وضوح مي توان ديد چرا كه اندسته از انسانها به خاطر نياز به چيزي فراتر از خود كه مي تواند نيازهاي برطرف نشده و يا گوشي شنوا براي او دارد و مي تواند حافظ اسرار او باشد پناه اورده است كما اينكه اگر ما در زمان حال نيز به دقت در علم روانشناسي غور و دقت نماييم مي بينيم كه تمامي انسانها خواستار يك محرم اسرار و گوشي شنوا مي گردنند و اناني كه بيشتردر اطراف خود مي نگرند وتوجه بيشتري دارند به خدا نزديك ترندو در لغت ايمان بيشتري دارند چرا كه بيننده حقيقي را بهتر درك كرده اند .حضرت علي (ع)در سخني به سائلي مي گويند: اگرمن خدا نمي ديدم به او ايمان نمي اوردم مويد اين مطلب است و در قرآن كريم نيز آمده است كه فاينما تولو فثم وجه الله به هر كجا بنگريد وجوه و جلوه اي از آثار خداوندي را مي بينيد.اما در اديان گذشته چون فكر بشر به اندازه حال رشد كرده نبوده و او از هوشي به مانند ما برخوردار نبوده است فلذا اين خواسته دروني خود را به صورتهايي گوناگون به ظهور رسانده است و خواستار اين بوده است كه او را ببيند و لمس كند پس به صورت هايي گونه گون چون سنگ و چوب در آورده است ودر مقابل او حركاتي موزون و داراي هدفي باطني در ادامه همان هايي كه در بالا اشاره شد انجام مي داده استو البته در اين بين اسم نماز و عبادت كم كم قرين و همنشين او شده است كما اين كه داراي صور مختلفي نيز بوده است و هر فردي مي توانسته است براي خود هرنوعي را كه باب ميلش بوده اختيار كند كما اينكه اين اختيار خود از مختلف بودن نوع نگرشها نيز تعبير مي شود .
    در مناطق مختلف جهان در تمدنهاي مختلف نيز ما اين را مي بينيم در افريقا كه اكثر افراد ان همان رسوم خود را حفظ كرده اند بسيار ديده شده اقوامي را كه بدين شيوه زندگي مي كنند در تمدنهاي كهن نيز در ابتدا بدين شيوه عمل مي نمودنند.
    اما در انسانهايي متكامل تر و فكور ماشاهد اين هستيم كه اينان در زمين و داخل سنگ و چوب وفلز به دنبال ان خواسته دروني خود نيستندبلكه در اثار قويتر و قدرتمند تر جستجو مي كنند و مي خواهند كه از خودشان برتر باشدفلذا خورشيد پرست وماه پرست وستاره پرست گرديدند


    روز خون، روز شهادت
     
    صبح عاشورا دو سپاه رو در روی هم قرار داشتند، سپاه نار و سپاه نور. حسین بن علی(ع) همان یاران اندك خویش را كه به صد نفر نمي‏رسیدند سازماندهی كرد. «زهیر» را به فرماندهی جناح راست لشكر،«حبیب» را به فرماندهی جناح چپ سپاه خود گماشت. علم را به دست پر توانِ برادرش اباالفضل سپرد و خود و بني‏هاشم در قلب سپاه قرار گرفتند.(1)
    علمداری در میدانهای نبرد قدیم نقشی حسّاس داشت. پرچمدارانِ جنگ را از با صلابت‏ترین و مقاوم‏ترین نیروهای مؤمن انتخاب مي‏كردند. امام از آن جهت علم را به عباس سپرد كه قمر بني‏هاشم، كفایت بیشتر و توان افزون‏تر برای حمل پرچم و مقاومت در میدان و استواری در رزم داشت و از دیگران شایسته‏تر بود.
    عاشورا صحنة رساندن پیام، اتمام حجّت، بیم دادن وانذار بود. چندین بار امام و یاران ویژه او، خطاب به سپاه دشمن سخن گفتند، شاید كه بر اثر این خطابه‏ها و موعظه‏ها وجدانشان بیدار شود و خون پسر پیامبر را نریزند. امّا دلهای آنان سنگتر از آن بود كه این موعظه‏ها و هشدارها در آن اثر كند.
    فاصله خیمه گاه تا میدان چند صد متر مي‏شد. در یكی از مراحلی كه امام به میدان رفت و خطاب به آن قوم سخنرانی كرد، حرفهای امام به خواهرش رسید. صدای گریه و شیون از زنان و كودكان برخاست. حضرت، عبّاس و علی اكبر را نزد آنان فرستاد كه آنان را ساكت كنند، چرا كه آنان از این پس گریه‏ها خواهند داشت.(1)
    آتش جنگ افروخته شد و ابتدا به صورت نبرد تن به تن. از طرفین، دلیر مردانی قدم در میدان میگذاشتند و مي‏جنگیدند. سپاه اندك و پرتوان امام، چه در نبرد تن به تن و چه در هجوم دسته‏جمعی، با حمله‏های دلیرانة خویش دشمن را مي‏پراكندند. زمین زیر گامهای استوارشان مي‏لرزید. مي‏رزمیدند، مجروح مي‏شدند، بر زمین می غلتیدند، مي‏كشتند و كشته مي‏شدند و زیباترین حماسه‏های جاوید را مي‏آفریدند.
    عباس بن علی همچنان علم بر دوش، هدایت و فرماندهی مي‏كرد و از بامداد عاشورا تا لحظة شهادت، یك نفس آرام نداشت. گاهی به مدد مجروحی مي‏شتافت، گاهی به یاری یك رزمنده و نجات او از محاصرة دشمن مي‏پرداخت، گاهی به حمله‏های برق آسا در میدان مي‏پرداخت و صفوف دشمن را از هم مي‏درید و چون شیر مي‏غرّید و مي‏خروشید.
    در یك نوبت، چهار نفر از یاران امام كه ازكوفه آمده و به او پیوسته بودند و اسب نافع بن هلال در اختیارشان بود در میدان مي‏جنگیدند و در محاصرة سپاه كوفه قرار گرفتند. این چهار تن عبارت بودند از عمروبن خالد، سعد، مجمع بن عبدالله و جنادة بن حارث. شرایطی بحرانی پیش امده بود و موقعیت، بازوی اباالفضل را مي‏طلبید. حسین بن علی(ع) برادرش عباس را صدا كرد و او را به یاری آنان فرستاد. حملة عباس، محاصره كنندگان را فراری داد و ان چهار نفر از صحنه نجات یافتند. آنان زخمی بودند. عباس مي‏خواست آنان را به پشت خطّ حمله و نزد امام برگرداند. امّا گفتند: عباس، ما را كجا مي‏بری؛ ما تصمیم به شهادت گرفته‏ایم، ما را واگذار. دوباره به جهاد پرداختند. آنان حمله مي‏كردند و علمدار كربلا هم همراهي‏شان مي‏كرد و نقش مدافع از آنان را داشت. آن‏قدر جنگیدند تا همه یكجا و كنار هم به شهادت رسیدند.(1)
    هجوم دشمن هر لحظه افزایش مي‏یافت و تعداد شهیدان جبهة امام نیز بیشتر مي‏شد. هرگاه كه اوضاع نبرد تیره و تار مي‏شد و هجوم سپاه كوفه شدید مي‏شد عباس پا در ركاب مي‏نهاد و با حملات خود كوفیان را تار و مار مي‏كرد. مایة آرامش خاطر حسین بن علی(ع) بود. برادرانش را به جهاد تشویق مي‏كرد. به سه برادر خویش گفت كه به میدان روند و از امام دفاع كنند.برادرانش هر سه به فیض شهادت رسیدند.(1)
    روز عاشورا از ظهر گذشته بود، نبرد ادامه داشت. یاران امام تعدادی در خاك و خون غلتیده بودند. نافع بن هلال، عابس شاكری، حبیب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه، حرّ، جون، زهیر بن قین، حنظله، عمروبن جناده و خیلي‏های دیگر شهید شده بودند. تشنگی بر اردوگاه امام حاكم بود.
    نوبت به جوانان بنی هاشم رسیده بود. علی اكبر نخستین هاشمیی بود كه شربت شهادت نوشید. دیگران هم در پی او رفتند. مظلومیت، تنهایی و تشنگی بي‏تاب كننده بود. امّا عباس، همچنان پرچم مبارزه را استوار در دست داشت و سایه وار در پی امام حسین بود وخود را سپر حفاظتی او ساخته بود.
    تشنگی بر حسین بن علی(ع) غلبه كرده بود. سوار بر اسب شد و به قصد فرات، بر بلندی مشرفِ بر آب بالا امد. مي‏خواست خود را به آب فرات برساند و رفع عطش كند.عباس هم در برابر او بود و مراقب حضرت. فرمان به سپاه كوفه رسید كه مانع ورود امام به فرات شوند، چون مي‏دانستند اگرامام آب بنوشد و رمقی تازه كند، تلفاتشان بسیار خواهد بود. گروهی در برابر امام صف آرایی كردند و تیراندازی به سوی امام آغاز شد. پانصد نفر مأمور بر آب بودند و در آن هیاهو میان امام و عباس فاصله انداختند. گرد عباس را گرفتند و او را از حسین بن علی جدا كردند. امّا عباس به تنهایی با آنان درگیری شدیدی داشت و مجروح شد و خود را از آن جا به امام رساند.(1)زیارتگاه عشق
     
    خورشید خونرنگ عاشورا غروب كرد. دو روز پس از آن حادثه، پیكر مطهّر شهید بزرگ و سالار سپاه حسین(ع)، سقّای كربلا،علمدار سیدالشهدا، عباس‏بن علی(ع) توسّط گروهی از طایفة بنی اسد دركنار نهرعلقمه به خاك سپرده شد. امام سجاد(ع) كه خود را برای دفن پیكر شهدا به كربلا رسانده بود، نوبت دفن بدن امام حسین و عباس كه شد، شخصاً وارد قبر شد و آن دو پیكر خونین را درون قبر گذاشت.(1)
    مدفن مقدّس حضرت ابوالفضل(ع) درفاصله‏ای حدود سیصد متردرشرق قبرمطهّرامام حسین، دریك بلندی در سرراه غاضریه قرار دارد و مزار او جدا از مرقد سیدالشهد است تا مركزیتی برای عاشقان معنویت باشد و قبله و بارگاه ملكوتی و با صفای او هم جایی باشد برای یاد خدا و دعا و نیایش تا دستهای پر نیاز و دعا خوان به درگاه پروردگار بلند شود و به نام اباالفضل، كه باب الحوائج است، متوسّل گردد.
    مرقد حضرت عباس در كربلا همواره مورد توجّه شیفتگان حق بوده است و زائرانش با خضوع و خشوع و ادب، با چشمی اشگبار و با احترام به مقام والا و جایگاه رفیع این اسوة وفا و فتوّت، آن را زیارت مي‏كرده و مي‏كنند. و با ارج نهادن به وفا و فداكاری او، از زندگی و شهادت ان سرباز و سردار رشیدِ كربلا الهام میگیرند و درس غیرت مي‏آموزند. این خط، همچنان در فرهنگ شیعی تداوم دارد.
    عباس در دل و جان زائران موقعیتی ویژه دارد. او را به‏عنوان باب الوائجی كه در حرمش حاجت مي‏دهد مي‏شناسند. مهابت نام عباس در دل دوست و دشمن نهفته است، حتی دوستانش از قسم دروغ به نام او مي‏ترسند و بدخواهان هم از بی احترامی به مزار و زائران و حرم اباالفضل هراس دارند و از قهر و غضب عباس حساب مي‏برند.
    چه بسیار بزرگانی كه با ادب در آستان اباالفضل به زیارت خاضعانه پرداخته‏اند وچه بسیارحاجتمندانی كه با توسّل به او، حاجت خویش را از خدا گرفته‏اند. زیارت او مورد سفارش وتأكید پیشوایان دین بوده و برای آن، آداب و دستورهای خاصّی گفته‏اند كه در كتابهای دعا و زیارت امده است.
    محبوبیت اباالفضل العباس در دل شیعیان از محبّت و احترام ائمّه به آن حضرت سرچشمه میگیرد. آنان كه عاشقانه برای او نذر مي‏كنند و اطعام مي‏دهند، دلباختگان كرامت و جوانمردی و فتوّت اویند. حضرت زهرا عباس را همچون فرزند خود مي‏داند و به او عنایت ویژه دارد.
    یكی از مؤمنانی كه همه روزه حرم امام حسین(ع) را زیارت مي‏كرده، امّا حرم حضرت عباس را هفته‏ای یك‏بار زیارت مي‏كرده است، در خواب حضرت زهرا را مي‏بیند. به آن حضرت سلام مي‏دهد، امّا با بي‏اعتنایی آن بانوی پاك رو به رو مي‏شود. میگوید: پدر و مادرم فدایت، چه كرده‏ام كه از من اعراض مي‏كنی؟! می فرماید: چون تو از زیارت فرزندم اعراض مي‏كنی. میگوید: من فرزندت را هر روز زیارت مي‏كنم. حضرت زهرا مي‏فرماید: پسرم حسین را زیارت مي‏كنی، امّا پسرم عباس را كم زیارت مي‏كنی.(1)
    تعابیری كه از امام سجاد، امام صادق و حضرت ولی عصر  عجل الله فرجه در گذشته دربارة قمر بنی هاشم نقل كردیم، جایگاه رفیع او را نشان مي‏دهد و ما را مشتاق زیارتش مي‏سازد.
    امام صادق(ع) به سرزمین عراق رفت و پس از زیارت قبر حسین بن علی(ع) به سمت قبر عباس رفت، كنار آن مرقد ایستاد و زیارتنامه‏ای خطاب به او خواند(1) تا برای ما نیز الگویی برای عرض ادب به ساحت قمر بني‏هاشم باشد. این زیارتنامه، كه به روایت ابوحمزة ثمالی، از زبان امام صادق(ع) نقل شده است و متنی برای زیارت قبر آن حضرت و ترسیمی از فضایل اخلاقی و جهادی علمدار كربلاست، مفاهیمی همچون تسلیم، تصدیق، وفا، خیرخواهی، جهاد، شهادت، استمرار راه شهدای بدر و... را مورد تأكید قرار داده است. دراین جا به ترجمة قسمتهایی از زیارتنامة آن حضرت اشاره مي‏كنیم:
    »سلام خدا و رسولان و بندگان صالح خداوند و همة شهیدان و صدّیقان بر تو باد، ای فرزند امیرالمؤمنین!
    گواهی مي‏دهم كه تو نسبت به حسین بن علی(ع) آن امام مظلوم وجانشین پیامبر، تسلیم بودی و صدق و وفا داشتی.
    لعنت حق بر قاتلان تو باد، بر آنان كه حق تو را نشناختند و حرمت تو را زیر پا گذاشتند و میان تو و آب فرات، فاصله افكندند.
    شهادت مي‏دهم كه تو مظلومانه شهید شدی...
    من تابع شمایم و نصرتم برای شما آماده است و دلم تسلیم شماست.
    سلام بر تو ای بندة صالح و شایسته و مطیع خدا و رسول و امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین ».
    گواهی مي‏دهم كه تو راهی را رفتی كه شهدای بدر، آن را پیمودند و مجاهدان راه خدا در ان راه با دشمنان دین جنگیدند و از دوستان خدا حمایت و دفاع كردند. خداوند، بهترین و بیشترین و كامل‏ترین پاداش به تو دهد.
    گواهی مي‏دهم كه تو نهایت تلاش را در این راه كردی. خداوند تو را در زمرة شهیدان محشور سازد و با رستگاران قرار دهد و بهترین جایگاه را در بهشت به تو عطا كند.
    شهادت مي‏دهم كه تو نه سست شدی و نه كوتاهی كردی، بلكه با بصیرت در كار خود عمل كردی، به صالحان اقتدا و از آنان پیروی كردی. خداوند بین ما و بین شما و پیامبرش و اولیایش در منزلهای بهشتیان جمع كند و ما را با شما محشور گرداند«.(1)
     
     --------------------------------------------------------------------------
     
      منابع تحقیق
     
    1 . ارشاد، شیخ مفید، كنگرهء هزارهء مفید، قم، 1413 ق.
    2 . اعیان الشیعه، سید محسن الامین، دارالتعارف للمطبوعات، بیروت، 1404 ق.
    3 . بحارالانوار، علامه محمد باقر مجلسی، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1403 ق.
    4 . تاریخ طبری، محمد بن جریر طبری، قاهره، 1358ق.
    5 . ترجمهء نفس المهموم (محدث قمی)، شعرانی، انتشارات علمیه اسلامیه، تهران.
    6 . تنقیح المقال، عبدالله مامقانی، مطبعة مرتضویه، نجف، 1352ق.
    7 . چهرهء درخشان قمر بنی هاشم، علی ربانی خلخالی، مكتبة الحسین، قم، 1375.
    8 . حیاة الامام الحسین بن علی، باقر شریف القرشی، دارالكتب العلمیه، قم، 1397 ق.
    9 . زندگانی قمر بنی هاشم، عم‏اد زاده، انتش‏ارات خ‏رد، 1322 ش.
    10 . سفینة البحار، شیخ عباس قمی، فراهانی، تهران.
    11 . العباس، عبدالرزاق الموسوی المقرّم، منشورات الشریف الرّضی، 1360 ق.
    12 . العباس بن علی، باقر شریف القرشی، دارالاضواء، بیروت، 1409 ق.
    13 . قاموس الرّجال، محمد تقی شوشتری، مركز نشر كتاب، تهران.
    14 . المحاسن والمساوی، ابراهیم بن محمد بیهقی، داربیروت للطباعة والنشر.
    15 . معالی السبطین، محمد مهدی مازندرانی حائری (چاپ سنگی)، مكتبة القرشی، تبریز.
    16 . مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران.
    17 . مقاتل الطالبیتین، ابوالفرج اصفهانی، دارالمعرفه، بیروت.
    18 . مقتل الحسین، عبدالرزاق الموسوی المقرّم، مكتبة بصیرتی، قم، 1394 ق.
    19 . منتهی الامال، شیخ عباس قمی، انتشارات هجرت.
    20 . یادوارهء پنجمین مراسم شب شعر عاشورا (عباس، علمدار حسین)، ستاد شعر عاشورا، شیراز.



    خواص سوره ياسين
    آيه 1- هر روز 142مرتبه بگوييد (ياسين) جهت آمرزش گناهان
    آيه 2- هر روز 100مرتبه بگوييد (وَ اَلْقُرانِ اْلحَكيمِ) جهت زيادي نعمت
    آيه 3- 131مرتبه بگوييد (اِنَّكَ لَمِنَ الْمُرسَلِينَ) براي دميدن به ديوانه و مصروع
    آيه 4- 100مرتبه بگوييد(عَلي صِراطٍ مُستَقيم) جهت دوستي با خدا ومشتاق شدن به اطاعت او
    آيه 6- جهت خوف از دشمن بخواند و يا آن را نوشته و با خود داشته باشد ( لٍتُنذٍرَ قَوًماًمَا اُنذٍرَ ءَا بُاؤُهمً فَهم غافٍلونَ)
    آيه 7- جهت ترس و تنهايي 100مرتبه بگوييد( لَقَدْ حَقَّ الْقَؤلُ عَلَي اَكْثَرِهِمْ فَهُمْ غَفِلُونَ)
    آيه 11- جهت بستن زبان سر خاك قبر كهنه بخواند و گِل كند (إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَ خَشِيَ الَّحْمَنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍكَرِيمٍ)
    آيه 18- جهت رام كردن سركش بر كاغذ زرد بنويسد و بر او بندند( قَالُواْ إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ لَئِن لَّمْ تَنتَهُواْلَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ)
    آيه 20-  جهت پسر شدن زنيكه فرزندش نشود با مشك و زعفران نوشته و با خود داشته باشد (وَ جَآءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعَي قَالَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُواْ الْمُرْسَلِينَ)
    آيه 24- جهت رفع چله زنان بشوييد و در آبش غسل كند.(اِنِّيِ إِذَالَّفِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ)
    آيه 25- جهت رفع تب برنخي نخوانند و بر گردن مريض ببندند(إِنِّيِءَ امَنتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ)
    آيه 27- جهت درد كمر با مشك وزعفران نوشته و با خود داشته باشد(بِمَا غَفَرَلِي رِبّيِ وَجَعَلَنيِ مِنَ الْمُكْرَمِينَ)
    آيه 37- جهت رام شدن خلائق درخلوت 30مرتبه هر روز بخواند ( وَءَايَةٌ لَّهُمُ الَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَاهُم مُّظْلِمُونَ)
    آيه 40- را اگر شب جمعه 7 مرتبه بخواند حاجت او روا مي شود ( لاَ الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أن تُدْرِكَ الْقَمَرَوَالَ الَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ)
    آيه 41- را بخواند جهت آسان گذشتن از صراط(وَءَايَةٌ لَّهُمْ أَنَّا حَمَلْنَا ذُرِّيَّتَهُمْ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ)
    آيه 42-سه شب هر شب 30 مرتبه بخواند. انشاءالله پيغمبر اكرم(ص) راخواب مي بيند اگر در محل و رختخواب غصبي نباشد (وَخَلَقْنَا لَهُم مِّن مِّثْلِهِ مَايَرْكَبُونَ)
    آيه 50- جهت كشف اسرار عجيبه بخواند(فَلاَ يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَلاَ إلَي أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ)
    آيه 51- را بخواند 7 مرتبه صلوات بفرستدو حوائج خود را ازخداوند بخواهد( فَنُفِخَ فِي الصُّرِ فَإِذَاهُم مِّنَ الْأَجْدَاثِ إلَي رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ)
    آيه 52- را بخواند زبان خلق بر او بسته مي شود( قَالُواْيَوَيْلَنَا مَن بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا هَذَا مَاوَعَدَ الرَّحْمَنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ)
    آيه 56- اگر بنويسد و با خود داشته باشد محتاج و به ظالم گرفتار نمي شود(هُمْ وَ أَزْوَجُهُمْ فِي ظِلَلٍ عَلَي الْأَرَآئِكِ مُتَّكِئُونَ)
    آيه 57- هر كس نوشته آنرا با خود داشته باشددر عمر او بركت آيد( لَهُمْ فِيهَا فَاكِهَةٌ وَلَهُمْ مَّايَدَّعُنَ)
    آيه 59- هر كس مداوت به خواندنش كند مثل آن است كه هزار ختم قرآن كرده است( وَامْتَزُواْالْيَمَ أَيُّهَا الْمُجْرِمُونَ)
    آيه 60- در يك مربع نوشته و همراه خود داشته باشد در چشم مردم عزيز و مكرم آيد (أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَبَنيِ ءَ ادَمَ أَن لاَّ تَعْبُدُ وَاْالشَّيْطَنَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ)
    آيه 65- جهت اسهال بنويسيد و بخورد(الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلَي أَفْوَاهِهِم وَتُكَلِّمُنَا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ اَرْجُلُهُم بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ)
    آيه 68- جهت رفع فقر هر صبح بخواند( وَمَنْ نُّعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ أَفَلاَ يَعْقِلُونَ)
    آيه 69- جهت رفع درد چشم 70 بار بخواند و بر چشم بدمَد( وَمَاعَلِّمْنَاهُ الْشِّعْرَوَمَا يَنْبَغِي لَهُ إِنْ هُوَإِلاَّذِكْرٌ وَقُرْآنٌ مُّبِينٌ)
    آيه 72- براي زياد شدن شير مادران و حيوانات نوشته و بر ايشان ببندند( وَذَلَّلْنَاهَا فَمِنْهَارَكُوبُهُمْ وَمِنْهَايَأْكُلُونَ)
    آيه 73- جهت رفع گريه اطفال نوشته و براو ببندند( وَلَهُمْ فِيهَامَنَفِعُ وَمَشَارِبُ أَفَلاَ يَشْكُرُونَ)
    آيه 79- جهت چشم زخم نوشته با خود دارد( قُلْ يُحْيَيهَا الَّذِي أَنشَأَهَاأَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ)
    آيه 81- جهت پنهان شدن از دشمن در راه رفتن بخواند دشمن او را نمي بيند( أَوَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَوَتِ وَ الْأَرْضَ بَقآدِرٍ عَلَي أَن يَخْلُقُ مِثْلَهُمْ بَلَيَ وَهُوَالْخَلَّقُ الْعَلِيمُ)
    ختم سوره ياسين
    1- سوره ياسين را بخواند ،آيه (سَلامٌ قَوْلاَ مِنْ رَبِّ الْرَحيِمِ) را 70 مرتبه تكرار كند ، حاجات خود را از خداوند بخواهد.
    2- جهت حاجات مهم:5 روز ياسين بخواند، روز اول به پيامبر اكرم(ص)و روز دوم به علي (ع)و روز سوم به فاطمه زهرا(س)و روز چهارم به امام حسن مجتبي (ع)و روز پنجم به سيّدالشهداء (ع).سپس حاجت خود را بگويد وخدا را به پنج تن قسم بدهد.
    3- هر كس سوره ياسين را بنويسد و بشويد باعسل آب آنرا بخورد از تمام بلاها و درد ها شفا بيابد.
    4- ياسين را بخواند به آيه( سَلاَمُ قَوْلاً مِنْ رَبِّ الْرَّحيمِ) را 70 مرتبه تكرار كند، مطلب را از خدا بخواهد.
    5- در هنگام گرفتاري و درماندگي هر روز ياسين را بخواند و به هر (مُبيْن)كه رسيد حوائج خود را بخواهد.تا مدت 40 روز خيلي نافع است.
    6- اما صادق (ع) فرمودند: براي رفع بَرَص«سفيد شدن پوست» سوره ياسين را با عسل نوشته و آن را شسته و آب انرا بخوريد شفا مي ياببيد.
    7- امام صادق (ع) فرمودند: نوشتن سوره و آب آنرا خوردن حافظه را زياد مي كند. «7 مرتبه تكرار شود.»
                  
     
     
    فضيلت سوره ياسين از پيامبر اكرم (ص)
    اي علي سوره ياسيت را بخوان كه در آن ده بركت است :
    1-              نمي خواند آن را مگر گرسنه اي كه سير شود.
    2-              نمي خواند آن را مگر تشنه اي سيراب شود.
    3-               نمي خواند آن را مگر برهنه اي پوشيده شود.
    4-               نمي خواند آن را مگر فرد مجردي مگر ازدواج كند.(براي جوانان)
    5-              نمي خواند آن را مگر فرد نگران و ترسان در امان قرار گيرد.
    6-               نمي خواند آن را مگر زنداني و گرفتاري خلاص يابد.
    7-               نمي خواند آن را مگر مسافري در سفر كمك و ياري شود.
    8-               نمي خواند آن را مگر مريضي كه شفا يابد.
    9-               نمي خواند آن را  كسي كه گمشده اي دارد مگر گمشده اش پيدا شود.
    10-          نمي خواند آن را كسي نزد محتضر مگر اينكه جانش آسان گرفته شود.



    به نام يكتاي هستي بخش
    عنوان مقاله: شايعه ، آفت جامعه
    ((من يسمع يخل))(1)هر كه (مطلبي بشنود)خيال وتصور آن (حد اقل در ذهنش) شكل مي گيرد.اين سخن معصوم حقيقتي بزرگ را مكشوف ميكند كه متاسفانه دامنگير اكثر جوامع گرديده است. تعدادي افراد جاهلانه و يا مغرضانه به اشاعه شايعات مي پرداند كه بعضاً هيچ اصل واساسي نيز ندارد.(رب شائع لا اصل له)  و با اين كار موجبات سوء ظن وبدبيني را در آحاد جامعه ايجاد مي كند . اينگونه اشخاص با شايعه پراكني وبرچسب هاي باعث تشويش افكار مي شوند كه گاهي اوقات شخصيت ويا شخصيتهاي بر جسته را از مقبوليت اجتماعي و از چشم مردم مي اندازد زيرا با توجه به فرموده معصوم كه در طليعه كلام بيان گرديد؛فردي كه ذهنيت پاك نسبت به شخص يا اشخاصي دارد با شنيدن شايعات؛تصوري غلط نسبت به آنان در ذهن ايجاد شده وبه ظن وگمان ودر نتيجه به تصديق واعتقاد و يقين( در اثر تكرار) مبدل مي گردد. به گفته علماي اخلاق 60%گناهان از زبان صادر مي شود كه مي توان با تامل وانديشه سخن گفتن آنرا به حسنات مبدل كرد.
    اول انديشه وانگنهي گفتار                     پايه پيش آمده پس ديوار(2)
    نقش دو گانه زبان
    به قول مولوي زبان هم خرمن است و هم آتش  ؛ومي تواند موجبات سعادت ويا شقاوت آدمي را فراهم آورد
    اي زبان هم خرمني هم آتشي                           تابه كي آتش در اين خرمن زني
    اي زبان هم رنج بي درمان تويي                      اي زبان هم گنج بي پايان تويي
    وبه فرموده مولاي متقيان( راحه الانسان من اللسان ؛وبلاء الانسان من اللسان )(3)
    راحتي انسان وگرفتاري او نيز از زبان است .
    به تعبير صائب سنجيده سخن (صائب تبريزي)تنها تيغي كه لازم است محبوس باشد تيغ بران زبان است .
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    1ـ امثال و حكم دهخدا جلد4
    2ـسعدي
    3ـصد كلمه قصار
    نيست در عالم ايجاد به جز تيغ زبان                        بي گناهي كه سزاوار به حبس ابد است
    آنچه زخم زبان كند با من              زخم شمشيرجان  ستان نكند
    مي نويسند كسي بر حكيمي وارد شد و گفت فلاني در مورد شما چنين وچنان مي گفت و …
    حكيم گفت:به زيارت من آمدي و سه خيانت مرتكب شدي
    اول آنكه برادري را در دل من ناپسند نمودي
    دوم آنكه دل آسوده من را مشغول كردي
    سوم آنكه خويشتن را در نزد من فاسق و متهم نمودي(1)
    هر كه عيب دگران نزد تو آورده شمرد                  بي گمان عيب تو را پيش كسان خواهد برد(2)
    نو جوانان و جوانان وهمه افراد جامعه بايد بياموزند و بدين باور برسند كه :
    (شايعه)اغلب دروغ و بي اساس است.                      (شايعه)مخرب آرامش وامنيت است(3)
    (شايعه)ممكن است ابزار تبليغات دشمنان دين وكشور باشد
    (شايعه)آفت رشد اخلاق و معنويت است           (شايعه) يك پديده غير قابل اعتماد است
    (شايعه) آفت وحدت جامعه است                       (شايعه)غذاي بي خبران و بي خردان است
    (شايعه) زمينه ساز بي تفاوتي و رفتارهاي نا سنجيده است
    (شايعه) سست كننده مصونيت هاي اجتماعي است
    (شايعه)بستر گناه وعذاب است
    پس بياييد به فرموده شيرين ودلنشين افصح المتكلمين شيخ مصلح الدين سعدي شيرازي عمل كنيم كه گفت:
    تانيك نداني كه سخن عين صواب است              بايد كه به گفتن دو لب ازهم نگشايي
    گرراست سخن گويي در بند بماني                 به زان كه دروغت دهد از بند رهايي


    سیمای اباالفضل(ع)

     

    هم چهرة عباس زیبا بود، هم اخلاق و روحیاتش. ظاهر و باطن عباس نورانی بود و چشمگیر و پرجاذبه. ظاهرش هم آیینة باطنش بود. سیمای پر فروغ و تابنده‏اش او را همچون ماه، درخشان نشان مي‏داد و در میان بنی هاشم، كه همه ستارگانِ كمال و جمال بودند، اباالفضل همچون ماه بود؛ از این رو او را «قمر بنی هاشم» میگفتند.

    در ترسیم سیمای او، تنها نباید به اندام قوی و قامت رشید و ابروان كشیده و صورت همچون ماهش بسنده كرد؛ فضیلتهای او نیز، كه درخشان بود، جزئی از سیمای اباالفضل را تشكیل مي‏داد. از سویی نیروی تقوا، دیانت و تعهّدش بسیار بود و  از سویی هم از قهرمانان بزرگ اسلام به‏شمار مي‏آمد. زیبایی صورت و سیرت را یكجا داشت. قامتی رشید و بر افراشته، عضلاتی قوي‏و بازوانی ستبر وتوانا و چهره‏ای نمكین و دوست داشتنی داشت. هم وجیه بود، هم ملیح. آنچه خوبان همه داشتند، او به تنهایی داشت.

    وقتی سوار بر اسب مي‏شد، به خاطر قامت كشیده‏اش پاهایش به زمین مي‏رسید و چون پای در ركاب اسب مي‏نهاد، زانوانش به گوشهای اسب مي‏رسید.(1) شجاعت و سلحشوری را از پدر به ارث برده بود و در كرامت و بزرگواری و عزّت نفس و جاذبة سیما و رفتار، یادگاری از همة عظمتها و جاذبه‏های بني‏هاشم بود. بر پیشاني‏اش علامت سجود نمایان بود و از تهجّد و عبادت و خضوع و خاكساری در برابر «اللّه» حكایت مي‏كرد. مبارزی بود خدا دوست و سلحشوری آشنا با راز و نیازهای شبانه.

    قلبش محكم و استوار بود همچون پارة آهن. فكرش روشن و عقیده‏اش استوار و ایمانش ریشه‏دار بود. توحید و محبّت خدا در عمق جانش ریشه داشت. عبادت و خداپرستی او آن چنان بود كه به تعبیر شیخ صدوق: نشان سجود در پیشانی و سیمای او دیده مي‏شد.(1

    ایمان و بصیرت و وفای عباس، آن چنان مشهور و زبانزد بود كه امامان شیعه پیوسته از آن یاد مي‏كردند و او را به عنوان یك انسان والا و الگو مي‏ستودند. امام سجاد(ع) روزی به چهرة «عبیدالله» فرزند حضرت اباالفضل(ع) نگاه كرد و گریست. آنگاه با یاد كردی از صحنة نبرد اُحد و صحنة كربلا از عموی پیامبر (حمزة سیدالشهدا) و عموی خودش (عباس‏بن علی) چنین یاد كرد:

    »هیچ روزی برای پیامبر خدا سخت‏تر از روز «اُحد» نگذشت. در آن روز، عمویش حضرت حمزه كه شیر دلاور خدا و رسول بود به شهادت رسید. بر حسین بن علی(ع) هم روزی سخت‏تر از عاشورا نگذشت كه در محاصرة سي‏هزار سپاه دشمن قرار گرفته بود و آنان مي‏پنداشتند كه با كشتن فرزند رسول خدا به خداوند نزدیك مي‏شوند و سرانجام، بي‏آن‏كه به نصایح و خیرخواهي‏های سیدالشهدا گوش دهند، او را به شهادت رساندند«.

     آنگاه در یاداوری فداكاری و عظمت روحی عباس(ع) فرمود:

    »خداوند،عمویم عباس را رحمت كند كه در راه برادرش ایثار و فداكاری كرد و از جان خود گذشت، چنان فداكاری كرد كه دو دستش قلم شد. خداوند نیز به او  همانند جعفربن ابي‏طالب  در مقابل آن دو دستِ قطع شده دو بال عطا كرد كه با آنها در بهشت با فرشتگان پرواز مي‏كند.عباس نزد خداوند، مقام و منزلتی دارد بس بزرگ، كه همة شهیدان در قیامت به مقام والای او غبطه مي‏خورند و رشك مي‏برند«(1).

    آن ایثار و جانبازی عظیم اباالفضل، پیوسته الهام بخش فداكاري‏های بزرگ در راه عقیده و دین بوده است و جانبازان بسیاری اگر دستی در راه دوست فدا كرده‏اند، خود را رهپوی آن الگوی فداكاری مي‏دانند و اسوة ایثارشان جعفر طیار و عباس بن علی بوده است:

         چون اقتدا به جعفر طیار كرده‏ایم

              پرواز ماست با پرِ جان در فضای دوست

         در پیروی ز خطّ علمدار كربلاست

              دستی كه داده‏ایم به راه رضای دوست(1)

    بصیرت و شناخت عمیق و پایبندی استوار به حق و ولایت و راه خدا از ویژگی های آن حضرت بود. در ستایشی كه امام صادق(ع) از او كرده است بر این اوصاف او انگشت نهاده و به‏عنوان ارزش‏های متبلور در وجود عبّاس، یاد كرده است:

    »كانگ عگمُّنا العبّاسُ نافذگ البصیرةِ صُلبگ الایمانِ، جلااهگد معگ ابي‏عبدالله(ع) وگاگبْلی’ بلاءاً حسگناً ومضی شهیداً(1)؛

    عموی ما عباس، دارای بصیرتی نافذ و ایمانی استوار بود، همراه اباعبدالله جهاد كرد و آزمایش خوبی داد و به شهادت رسید«.

    و در یكی از زیارتنامه‏های آن حضرت نیز بر این «بصیرت» و اقتدا به شایستگان اشاره شده است   «شهادت مي‏دهم كه تو با بصیرت در كار و راه خویش رفتی و شهید شدی و به صالحان اقتدا كردی»(1).

    بصیرت و بینش نافذ و قوی كه امام در وصف او به كار برده است، سندی افتخار آفرین برای اوست. این ویژگي‏های والاست كه سیمای عباس بن علی را درخشان و جاودان ساخته است. وی تنها به عنوان یك قهرمانِ رشید و علمدارِ شجاع مطرح نبود، فضایل علمی و تقوایی او و سطح رفیع دانش او كه از خردسالی از سرچشمة علوم الهی سیراب و اشباع شده بود، نیز درخور توجّه است. تعبیر »زُقّگ العِلْمگ زگقّاً«(1) كه در برخی نقلها آمده است، اشاره به این حقیقت دارد كه تغذیه علمی او از همان كودكی بوده است.

    مقام فقاهتی او بالا بود و نزد راویان، مورد وثوق به شمار مي‏رفت و دارای پارسایی فوق العاده‏ای بود. تعبیر برخی بزرگان دربارة او چنین است:

    »عباس از فقیهان و دین شناسانِ اولاد ائمّه بود و عادل، ثقه، با تقوا و پاك بود«.(1)

    و به تعبیر مرحوم قاینی: »عباس از بزرگان و فاضلانِ فقهای اهل بیت بود، بلكه او دانای استاد ندیده بود«.(1)

    این سردار رشید و شهید، علاوه بر آن كه خود به لحاظ قرب و منزلتی كه نزد پروردگار دارد در قیامت از مقام شفاعت برخوردار است، وسیلة شفاعت حضرت زهرا نیز خواهد بود. در روایت است:

    در روز رستاخیز، آنگاه كه كار سخت و دشوار گردد، پیامبر خدا، حضرت علی را نزد فاطمه خواهد فرستاد تا درجایگاه شفاعت حاضر شود. امیرمؤمنان به فاطمه میگوید: از اسباب شفاعت چه نزد خود داری و برای امروز كه روز بي‏تابی و نیازمندی است چه ذخیره كرده‏ای؟ فاطمة زهرا میگوید: یا علی، برای این جایگاه، دستهای بریدة فرزندم عباس بس است(1).

    افتخار بزرگ عباس بن علی این بود كه در همة عمر، در خدمتِ امامت و ولایت و اهل‏بیت عصمت بود، بخصوص نسبت به اباعبدالله الحسین(ع) نقش حمایتی ویژه ای داشت و بازو و پشتوانه و تكیه گاه برادرش سیدالشهدا بود و نسبت به آن حضرت، همان جایگاه را داشت كه حضرت امیر نسبت به پیامبر خدا داشت. در این زمینه به مقایسة یكی از نویسندگان دربارة این پدر و پسر توجه كنید:

    »حضرت عباس در بسیاری از امور اجتماعی مانند پدر قدمردانگی برافراخت و ابراز فعالیت و شجاعت نمود. عباس، پشت و پناه حسین بود مانند پدرش كه پشت و پناه حضرت رسول الله بود. عباس در جنگها همان استقامت، پافشاری، شجاعت، قوّت بازو، ایمان و اراده، پشت نكردن به دشمن، فریب دادن و بیم نداشتن از عظمت حریف و انبوهی دشمن را كه پدرش درجنگهای اُحد، بدر، خندق، خیبر و غیره نشان داد، در كربلا ابراز داشت.

    عباس، همانطور كه علی(ع) همیان نان و خرما به دوش میگرفت و برای ایتام و مساكین مي‏برد، او به اتفاق و امر برادر، بسیاری از گرسنگان مكّه و مدینه را به همین ترتیب اطعام مي‏نمود. عباس، مانند علی(ع) كه باب حوایج دربار پیغمبر بود و هركس روی به ساحت او مي‏كرد، اوّل علی را مي‏خواند، باب حوایج در استان امام حسین بود و هركس برای رفع حوایج به دربار حسین (ع) مي‏شتافت، عباس را مي‏خواند.

    عباس مانند پدر كه در بستر پیغمبر خوابید و فداكاری كرد در راه پیغمبر، در روز عاشورا برای اطفال و آب اوردن فداكاری كرد. عباس مانند پدر كه در حضور پیغمبر شمشیر مي‏زد، در حضور برادر شمشیر زد تا از پای در آمد. عباس، همان‏طور كه پدرش به تنهایی به دعوت دشمن رفت، به‏تنهایی برای مهلت به طرف خیل دشمن حركت فرموده و مهلت گرفت«(1).با عباس(ع) در حماسة عاشورا

     

    چون مي‏خواهیم عباس بن علی(ع) را در صحنة حماسة كربلا بشناسیم، ناچار به نقل حوادثی مي‏پردازیم كه اباالفضل در آنها نقش و حضور داشته است. بیان این صحنه‏ها و واقعه‏ها، هم ایمان عباس را نشان مي‏دهد، هم وفا و اطاعتش را، هم سلحشوری و مردانگي‏اش را، هم تابش یقین و باور بر تیغهء شمشیر بلند عباس را، هم بصیرت در دین و ثبات در عقیده و پایمردی در راه مرام و انس به شهادتِ در راه خدا را.

    درجبهة كربلا مردی را مي‏بینیم كه در درگیری حق و باطل، بي‏طرف نمانده است و تا مرز جان به جانبداری از حق شتافته است. قامتش، قلّة نستوه و بلندِ رشادت؛ دلش، بیكران دریا؛ صدایش رعد آسا و با صلابت. با ان همه شكوه و شجاعت و قوّت قلب، یك «سرباز» و یك «جانباز» در اردوی ابا عبدالله الحسین.

    هفتم محرّم بود. كاروان شهادت چند روزی بود كه در سرزمین كربلا فرود آمده بود. سپاه كوفه بر نهر فرات مسلّط بودند و آب را به روی حسین و یارانش بسته بودند. این فرمانی بود كه از كوفه رسیده بود، مي‏خواستند ناجوانمردانه با استفاده از اهرمِ فشارِ عطش، حسین را به تسلیم و سازش وادارند.

    شمربن ذی الجوشن كه از هتّاك ترین و كین توزترین دشمنان اهل‏بیت بود، با طعنه و طنز، تشنگی امام را مطرح مي‏كرد. پس از آن كه آب را به روی فرزند زهرا بستند، شمر گفت: هرگز آب نخواهید نوشید تا هلاك شوید.

    عباس بن علی(ع) به سیدالشهدا گفت: ای ابا عبدالله، مگر نه این كه ما برحقّیم؟

    فرمود: آری.

    پس از آن، اباالفضل بر آنان كه مانع برداشتن آب شده بودند حمله آورد و آنان را از كنار آب پراكنده ساخت تا آن كه همراهان امام آب برداشتند و سیراب شدند.(1)

    حلقة محاصرة فرات تنگتر و كنترل شدیدتر شد و برداشتن آب از فرات دشوار گشت. در نتیجه، تشنگی و كم آبی در خیمه‏های امام حسین(ع) آشكار شد و عطش بر كودكان بیشترین تأثیر را داشت. چشمها و دلها در پی عباس رشید بود تا برای این مشكل چاره‏ای بیندیشد و آبی به خیمه‏ها برساند.

    حسین بن علی(ع) برادر رشیدش عباس را مأمور كرد تا مسؤولیت تهیة آب را برای خیمه‏ها به عهده گیرد. او سقّایي‏تشنه كامان را عهده دار شد. همراه سی مرد سوار از بنی هاشم و دیگر یاران و بیست نفر پیاده، كه تحت فرمانش بودند، به‏سوی فرات روان شد. پرچم این گروه را به«نافع بن هلال» سپرد. فرات در محاصرة نیروهای دشمن بود. برای برداشتن آب مي‏بایست با عملیاتی قهرمانانه، ضمن درهم شكستن حلقة محاصره، مشكها را پر از آب كرده به اردوگاه باز آورند.

    گروه به شطّ رسیدند. مشكها را پر كرده بیرون آمدند. در برگشت از فرات بودند كه نگهبانان فرات راه را بر آنان بستند تا مانع آبرسانی به خیمه‏ها شوند. ناچار درگیری پیش آمد. جمعی به نبرد پرداختند و مأموران فرات را مشغول ساختند و جمعی دیگر آب را به مقصد رساندند. عباس و نافع، در جمع گروهی بودند كه نبرد مي‏كردند، هم در مرحلة اوّل كه مي‏خواستند وارد فرات شوند، هم هنگام باز آوردن آب.(1)

    این نخستین برخورد نظامی بین گروهی از یاران امام حسین(ع) با سپاه كوفه در ساحل رود فرات بود. عباس دلاور خود را آماده ساخته بود كه در هر جا و هر لحظه كه نیاز به فداكاری باشد، از جان مایه بگذارد و در خدمت حسین بن علی(ع) و فرزندان پاك او باشد.

     

      امان نامه

     

    صدایی از پشت خیمه‏های امام حسین(ع) به گوش رسید. صدای ابلیس، صدای وسواس خنّاس، صدای «شمر» كه میگفت: «خواهر زادگانِ ما كجایند؟» او اباالفضل و سه برادرش را صدا مي‏زد.(1) برای آنان امان نامه آورده بود.

    یك بار دیگر نیز پیش از این، دایی اباالفضل از ابن زیاد برای او خطّ امان گرفته بود، ولی عباس مؤدّبانه آن را ردّ كرده بود.(1) این بار شمر برای جدا كردن اباالفضل از جمع یاران امام آمده بود.

    عباس ابتدا اعتنایی نكرد و گوش به آن صدا نسپرد، چون صاحب صدا و هدف او را مي‏دانست. امام حسین(ع) فرمود: برادرم عباس، هر چند او فاسق است، ولی جوابش را بده و ببین چه كار دارد.

    عباس همراه سه برادر دیگرش از خیمه بیرون آمدند. شمر امان نامه‏ای را كه از ابن زیاد، والی كوفه، برای آنان گرفته بود به عباس عرضه كرد و گفت: اگردست از حسین بكشید و به سوی ما بیایید جانتان در امان خواهد بود.

    عباس، خشمگین از این همه گستاخی و پررویی، نگاهی غضب آلود به شمر افكند و بر سرش فریاد كشید:

    »نفرین و خشم و لعنت خدا بر تو و بر «امان» تو! دستت شكسته باد ای بی آزرم پست! ایا از ما مي‏خواهی كه دست از یاری شریف‏ترین مجاهد راه خدا، حسین پسر فاطمه برداریم و او را تنها گذاریم و طوق اطاعت و فرمانبرداری لعینان و فرومایگان را به گردن افكنیم؟ آیا برای ما امان مي‏آوری درحالی كه پسر رسول خدا را امانی نیست؟!«(1).

    در نقل دیگری است كه فرمود: «امان خدا بهتر از امان عبیداللّه است»(1

    آن تبهكار سرافكنده و ناكام بازگشت. شمر مي‏خواست با جذب عباس، ضمن آن كه ضربه‏ای به سپاه حسین بن علی(ع) مي‏زند، جبهة كوفه را هم تقویت كند. بی شك، عباس دلیرمردی جنگاور بود و مظهر خشم علی(ع)، حضورش در میان اصحاب سیدالشهدا بسیار با اهمیت و مایة قوّت قلب آنان بود. امّا دشمنان حق و پیروان باطل، همیشه نادان وكوردلند. مگرعباس در این لحظه‏های سرنوشت ساز و در آستانة شهادتی شكوهمند، فرزند فاطمه را تنها میگذارد و خود را از یك سعادت ابدی محروم مي‏سازد!

    شمر به آن سوی رفت، عباس بن علی هم به سوی امام آمد. در این هنگام «زُهیر» به عباس گفت: مي‏خواهی ماجرایی را برایت نقل كنم و سخنی را كه خودم شنیده‏ام بازگویم؟

    عباس گفت: بگو.

    آنگاه زهیر بن قین ماجرای درخواستِ علی(ع) از عقیل را در مورد معرّفی زنی از قبیلة شجاعان، كه برای او فرزندی رشید و شجاع بیاورد، بازگو كرد و افزود: پدرت علی، تو را برای چنین روزی مي‏خواست؛ مبادا امروز از یاری برادر و حمایت برادرانت كوتاهی كنی!

    عباس پاسخ داد: ای زهیر، آیا در روزی این چنین، تو مي‏خواهی به من روحیه بدهی و تشویقم كنی؟ به خدا سوگند، امروز چیزی نشان دهم كه هرگز ندیده‏ای و حماسه‏ای بیافرینم كه نشنیده‏ای...(1).

         من و از حق جدا گشتن، شگفتا

              به ناحق، همصدا گشتن، شگفتا

         من و راه خطا، هیهات هیهات

              من و ترك وفا، هیهات هیهات


    © 2008 CopyRight All Rights Reserved by  Designer : saeid mohammad ebrahim
     قدرتمند ، کارت سوخت ، کرک کارت سوخت ، آموزش ، نرم افزار ، دانلود رايگان ، کتاب الکترونيکي ،‌ نحوه گرفتن کارت سوخت المثني ، حسابداري ، نرم افزار حسابداري هلو ،‌ عاشقانه ، عشقولانه ، پرورش قارچ ، دانلود مترجم پديده ،‌ بازيگران زن سينماي ايران ، ا سينماي ايران ، عکسهاي، خريد املاک ،‌ صورتحساب آخرين دوره ، نرم افزار موبايل ، ابزارهاي فتوشاب ، روزنامه ورزشي ، مجله خانوادگي ، عکسهاي، عکس دانلود کليپ ايراني ،‌ نرم افزار نوکيا ، آلبوم موسيقي جديد ، عکس هاي عروسي ،  ، دانلود کتاب ،‌ معما ،‌ گالري عکس ،‌ باران کوثري ، مهناز افشار ، بهنوش بختياري ،‌ محمدرضا گلزار ،‌ نيوشا ضيغمي ، ، ميترا حجار ، بهرام رادان ،‌لو رفته ،  تهران ، دختر ايراني ، پ داغ ، ، استخر ، روزنامه البرز ، ،‌ عروسي يانگوم ، جواهري در قصر ،  دختر ، زنانه ، جوراب ،‌ دانلود آهنگ ، ترانه جديد ، حميد عسکري ، رضا صادقي ،‌ احسان خواجه اميري ، آزيتاحاجيان ، يوسف و زليخا ، کتايون رياحي ، ، تيتراژ سريال ، سريال ميوه ممنوعه ،‌ سريال روز حسرت ، پورياپورسرخ ، افسانه بايگان ، ايرنا ، ايسنا ، سايت ، بازار ، اس ام اس سرکاري ، اس ام اس داغ ، دانلود فيلمهاي ايراني ، دانلود فيلم ، برزو ارجمند ، مهران مديري ، دانلود امپراتور دريا ، سودوکو ، کاکورو ، جدول ، فرزاد حسني ، مثلث شيشه اي ، يانگوم ، دانلود رايگان بازي ، کرکهاي بازي ، لعيا زنگنه ، ازدواج موقت ، صيغه ، يکتا ناصر ، مشخصات فني ريو ، لاله اسکندري ،‌ مدل مانتو ، مدل لباس زنانه ، مدل جديد ابرو ، غذاهاي ايراني ، سريالهاي تلويزيوني ،‌ سايت بازار کار ، سنگ ماه تولد ،  ، امين حيايي ، لطيفه ، جوک ، مهاجرت ، گرين کارت ،‌ دوبي ، عکس هندي ،‌ ، کليپ استخر ، دوربين مخفي ، ، کليپ ،   ، ، عکس ، خودشناسي ، آتنه فقيه نصيري ، مريلا زارعي ، النازشاکردوست ، هديه تهراني ، نيکي کريمي ، هايده ، آلبوم مهستي ، دختران ايراني ، نانسي عجرم ، جسيکا آلبا ، نيکول کيدمن ، آنجليناجولي ، ، ، لباس مهماني ،، ، همسريابي ، آلبوم جديد معين ،‌ ، لاريجاني ، استعفا وزير ،‌ کدهاي ايرانسل ، شارژ رايگان ايرانسل ، قوي ،‌ کتي هولمز ، زهرا ، ، فيلم ، ، فارسي ساز ، دانلود کرک ، ديکشنري نارسيس ، دختران .....زيبا ،‌ اکانت مجاني ، فوتبال ، طالع بيني ، مدل آرايش ، جزوه الکترونيک ، انجمن علمي ، مقاله پژوهشي ، پرورش شترمرغ ، سايت تخصصي برق، ژورنال لباس عروسي ، کارت ويزيت ، راهنماي فارسي ،‌ ، داستان  ، دکوراسيون منزل ، ، نتايج کنکور ، قرعه کشي ، مسابقه ، جايزه دار ، نقشه کامل تهران ، آهنگ جديد افتخاري ، جنيفر لوپز ، ، پزشک دهکده ، راهنماي  ،‌ روشهاي زناشويي ،‌ عکس  يانگوم ، کرک مترجم پارس ، عکس خانم ايراني ، ،‌ انجمن ، ، زن، ، عکس ،‌ آموزش نصب ويندوز ، استخدام منشي ،‌ عکس  ، بهترين سايت موبايل ، موبايل سامسونگ ،‌ موتورلا ،‌ نرم افزار سوني اريکسون ، ويتالي ، بالاي ، پسورد سايت ، ، زنگ گوشي ، آنتي ويروس موبايل ، تحصيل در ، ثبت نام رايگان ، ، ترانه عليدوستي ، ، سريال پرستاران ، برنامه نود ، هک کارت تلفن ، پارسا پيروزفر ، دانلود  عربي ، قالب بلاگفا ، موسيقي سنتي ، شجريان ، ، درباره جن ،، روزنامه ورزشي پيروزي ، حميد گودرزي ، بيل گيتس ، جديدترين اس ام اس ها ، کدهاي مخفي موبايل ، کليپ موبايل ، دانلود تيتراژ سريال ، سايت مد و لباس جديد ، دانستنيهاي پوستي ، نامه عاشقانه ، برنامه موبايل ، دانشگاه ، کنکور ، سياوش خيرابي ، سريال آنتي ويروس ، سرگرمي ، داستانسرا ، آرايش صورت ، مدل لباس ، 3gp, jar, mp3, iran , iran l ، دوشيزه ، ، باحال وجذاب ، . غزه .  نظامي . موسيقي . جومونگ . هموسو .