سعيد
  • دی 1399
  • اردیبهشت 1390
  • فروردین 1389
  • اردیبهشت 1389
  • خرداد 1389
  • تیر 1389
  • مرداد 1389
  • شهریور 1389
  • مهر 1389
  • آبان 1389
  • آذر 1389
  • دی 1389
  • بهمن 1389
  • اسفند 1389
  • فروردین 1388
  • خرداد 1388
  • تیر 1388
  • شهریور 1388
  • مهر 1388
  • آبان 1388
  • آذر 1388
  • دی 1388
  • بهمن 1388
  • اسفند 1388
  • <-BlogTitle->
    کل بازديد ها : 1951722
    تعداد کل پست ها : 3775
    تعداد کل نظرات : 173
    بروز رساني : جمعه 26 دی 1404 
    ايجاد شده در : دوشنبه 6 مهر 1388 

    اين قالب توسط sama طراحي و توسط sama ترجمه شده
    Check PageRank

    دوازدهم ديماه در دفاع مقدس:

      نخستين گردهمايي معاونين جنگ وزارتخانه ها ، بمباران تأسيسات راديويي عراق توسط ايران و تبادل آتش در مريوان و حاج عمران از مهمترين وقايع دوازده دي در طول دوران دفاع مقدس است . . . 


    جملات کوتاه و خواندني:

      کارهائي را که در گذشته کرده ايم ما را مانند سايه تعقيب مي کنند و نسبت به جنس آنها ما را به سوي بدي و يا خوشي مي کشند. «کارلايل» دراين دنيا هر کس چيزي را درو مي کند که قبلا تخم آ ن را کاشته است. «اسمايلز» . 

    ادامه - آرشيو ...

    تبديل لينك راپيدشير و ديگر سايت هاي آپلود به لينك مستقيم


    آپلود سنتر عكس، تصوير، فايل زيپ، فايل فلش و هر نوع فايل ديگر

    تصاويري زيبا از درختان

    به اين پست نظر دهيد

      آرایش ، جزوه الکترونیک ، انجمن علمی ، مقاله پژوهشی ، پرورش شترمرغ ، سایت تخصصی برق، ژورنال لباس عروسی ، کارت ویزیت ، راهنمای فارسی ،‌ ، داستان ،

      XP Repair Pro یک نرم افزار مشهور و کاربردی برای کاربران سیستم عامل ویندوز می باشد. توسط این نرم افزار میتوانید خطاها و ارور های موجود در ویندوز را که ممکن است در اثر استفاده یا نصب سایر نرم افزار ها، اتفاق افتاده باشد، به آسانی ترمیم نمایید. بدون نیاز به نصب مجدد سیستم عامل میتونید آن را مجددا بازگردانید و به روند کارها سرعت ببخشید. - .  دانلود

     قدرتمند ، کارت سوخت ، کرک کارت سوخت ، آموزش ، نرم افزار ، دانلود رایگان ، کتاب الکترونیکی ،‌ نحوه گرفتن کارت سوخت المثنی ، حسابداری ، نرم افزار حسابداری هلو ،‌ عاشقانه ، عشقولانه ، پرورش قارچ ، دانلود مترجم پدیده ،‌ بازیگران سینمای ایران ،

    کریمی از استیل آذین قهر کرد؟

    کيهان: الاغ ها و اسب ها و قاطرها هم به رنگ سبز علاقمندند

    نگهداري سبزي نشسته در يخچال ، بيماري هاي عفوني را افزايش مي دهد
     
     
     
     
     
     
    رئيس هيات مديره جامعه پزشکان متخصص داخلي گفت: نگهداري انواع سبزي و ميوه نشسته در يخچال ، ميزان ابتلا به بيماري هاي عفوني را افزايش مي دهد.
    دکتر ايرج خسرونيا در گفتگو با ايرنا افزود: به دليل اين که سبزي ، کاهو، هندوانه ، خربزه و طالبي در محيطهاي آلوده و با آب پس مانده فاضلاب رشد مي کند ، مي تواند به ميکروب هاي خطرناکي همچون تب روده آلوده باشد. وي افزود: تب روده يک بيماري عفوني مسري است که ازطريق مصرف آب و غذاي آلوده به انسان منتقل مي شودو با تب طولاني مدت ، لرز ، بي اشتهايي ، ضعف عمومي و لاغري در فرد مبتلا همراه است.
    خسرونيا اظهار کرد: براين اساس ، نگهداري ميوه و سبزي نشسته در يخچال سبب انتقال ميکروب از اين مواد به ديگر مواد غذايي مي شود و اعضاي خانواده را به بيماري هاي عفوني مختلف از جمله بيماري هاي دستگاه گوارش مبتلا مي کند. وي افزود: آمارها نشان مي دهد اغلب افرادي که بر اثر مصرف اين گونه مواد غذايي آلوده به بيماري هاي عفوني مبتلا شده اند، با درمان هاي معمولي معالجه نشده اند و بايد در بيمارستان بستري شوند. خسرونيا گفت : دليل عمده شيوع اسهال و استفراغ درفصل تابستان نيز مصرف انواع سبزي و ميوه آلوده است.
    رئيس هيات مديره جامعه پزشکان متخصص داخلي گفت : بسياري از بيماري هاي دستگاه گوارش همچون اسهال و استفراغ و بيماري شبه وبا و تب روده در نتيجه رعايت نکردن نکات بهداشتي در تغذيه و مصرف غذاهاي آلوده در فرد بروز مي کند. خسرونيا افزود: شهروندان براي پيشگيري از ابتلا به بيماري هاي عفوني بايد از مصرف ميوه و سبزي آلوده و نگهداري آن در کنار ديگر مواد غذايي در يخچال خودداري کنند. وي با اشاره به نحوه درمان مبتلايان به بيماري عفوني دستگاه گوارش اظهار کرد: مبتلايان به بيماري هاي عفوني دستگاه گوارش ، از طريق مصرف داروهاي آنتي بيوتيک خوراکي و تزريق سرم درمان مي شوند.دوره درمان برخي از اين بيماري ها حداقل 10 روز به طول مي انجامد. 


    كمپوت هلو
    براي درست كردن كمپوت هلو و يا منجمد كردن آن، زحمت كندن پوست را به خود ندهيد، هلو با پوست طعم بهتري داشته و مغذي تر هم مي باشد.
     

    سبزي تر و تازه
    براي نگهداري سبزي در يخچال چند روش وجود دارد:
    1- سبزيها را به صورت نشسته در داخل يك كيسه پلاستيكي بدون سوراخ ريخته، كيسه را باد كنيد. سپس همانند يك بادكنك در كيسه را محكم بسته، هر چند وقت يك بار كيسه را تكان داده تا سبزيهايي كه به ديواره چسبيده اند، جدا شوند.
    2- سبزيها را محكم در روزنامه پيچيده و بر روي سيني يخچال قرار دهيد. رطوبت اضافه جذب شده و سبزيها به مدت طولاني تري شاداب خواهند ماند.
    گوجه فرنگي هاي بدون پوست
    پوست گوجه فرنگي را به شكل x چاك داده و گوجه ها را به مدت يك دقيقه در آب جوش بيندازيد. سپس به سرعت گوجه ها را در آب يخ بيندازيد به راحتي پوست گوجه ها كنده مي شود.
    كندن كاكل ذرت
    با يك حوله كاغذي مرطوب از بالا به پايين روي بلالها ي پوست كنده بكشيد. تمام كاكل ابريشمي ذرت كنده مي شود.
    رب گوجه فرنگي سالم
    در صورتي كه رب گوجه فرنگي يا آب گوجه فرنگي بيشتر از حد نياز داشتيد، آن را در قالبهاي چهارگوش يخ يا هر قالب ديگري كه مايل هستيد ريخته و در جايخي يخچال قرار دهيد. پس از انجماد آنها را در كيسه فريزري ريخته هر زمان كه نياز داشتيد يك عدد برداريد.
    در صورتي كه از قالب بزرگ استفاده مي كنيد، مي توانيد پس از منجمد شدن آنها را با چاقو برش دهيد. ضمناً پياز داغ و آب گوشت و مرغ را نيز مي توانيد به اين روش منجمد كنيد.
    پوست كندن گردو و فندق
    براي پوست كندن سريع گردو و فندق به ميزان زياد، آنها را در يك كيسه ريخته و با چكش آنها را بكوبيد. سپس مغز گردوها و يا فندقها را از پوست جدا كنيد.
    پختن سيب زميني با عجله
    سيب زمينيها را به مدت 10 دقيقه در آب جوش بپزيد سپس در فر خيلي داغ قرار دهيد، به سرعت مي پزد.
    پختن همبرگر با عجله
    زماني كه همبرگر درست مي كنيد با انگشت در وسط آن يك سوراخ ايجاد كنيد. اين سوراخ در هنگام پخت ناپديد شده و همبرگر هم زودتر پخته خواهد شد.
    امان از اين سير!
    به چاقو و تخته خود كمي نمك بپاشيد، سپس سير را ريز كنيد. با اين كار سير به دست و چاقو نمي چسبد.
    براي راحت تر پوست كندن سير براي مدتي آن را در آب گرم خيس كنيد.
    در صورتي كه بعد از پوست كندن و ريز كردن سير دست شما سوزش پيدا كرد دست را در محلول آب و جوش شيرين قرار دهيد.
    انداختن يك حبه سير در شيشه روغن زيتون به روغن طعم و بوي سير خواهد داد.
    گرچه با جويدن جعفري، خوردن سيب و يا آدامس و ... مي توان اندكي از بوي سير را كاهش داد، ولي تا زماني كه سير در بدن وجود دارد از شر بوي آن خلاصي نداريد، چرا كه بوي سير از طريق مجاري تنفسي و عرق بدن دفع مي شود. بنابراين پس از خوردن سير لباسهاي خود را عوض كرده يا دوش بگيريد.
    آب ليمو كم
    اگر به مقدار كمي آب ليمو احتياج داريد، ليمو را با چاقو نبريد، بلكه قدري از پوست آن را رنده كنيد سپس ليمو را فشار دهيد در اين صورت بقيه ليمو شما تازه خواهد ماند.



    بانوي فداکار
    محمد ( ص) و خديجه يک کانون با صفا و گرم خانوادگي را تأأسيس کرردند . نخستين زني که دعوت پيغمبر را اجابت نمود خديجه بود . آن بانوي بزرگ تمام اموال و ثروت بي حد و حصر خويش را بدون قيد و شرط در اختيار محمد ( ص) قرار داد . خديجه از آن زنان کوتاه فکري نبود که اگر اندک مال و استقللالي براي خويش ديد اعتنا به شوهر نکند و مالش را از او دريغ دارد . او چون از هدف عالي پيغمبر آگاه بود و بدان عقيده داشت تمام اموالش را در اختيار آن حضرت گذاشت و گفت : هر طور صلاح ميداني در راه اشاعه و ترويج دين خدا خرج کن .
    هشام مي گويد : « رسول خدا خديجه را بسيار دوست مي داشت و بدو احترام مي گذاشت و در کارها با وي مشورت مي کرد . آن بانوي رشيد و روشنفکر ، وزير و مشاور خوبي براي آن حضرت بود . نخستين بانويي که به او ايمان آورد خديجه بود ، و مادامي که خديجه زنده بود محمد (ص) همسر ديگري اختيار نکرد » . (1 )
    حضرت پيغمبر مي فرمود : « خديجه يکي از بهترين زنان اين امت است » . (2 )
    پيغمبر خشمناک شد و فرمود : به خدا سوگند ! خدا بهتر از او را به من نداده است . خديجه هنگامي ايمان آورد که ديگران کفر مي ور زيدند . مرا تصديق نمود ، وقتيکه ديگران تکذيبم مي کردند . اموالش را به رايگان درر تختيار گذاشت وقتي که سايرين محرومم مي نمودند . خدا نسل مرا در اولاد او قرار داد . عايشه مي گويد : تصميم گرفتم بعد از آن ، خديجه را به بدي ياد نکنم » . ( 3 )
    در روايات وارد شده که جبرئيل هر وقت بر پيغمبر ( ص) نازل مي شد عرض مي کرد : سلام خدا را به خديجه برسان و بگو : خدا قصر زيبايي در بهشت براي تو آماده کرده است . ( 4 )
    نخستين کانون اسلامي
    نخستين خانواده اسلامي که در اسلام تأسيس شد خانه محمد ( ص) و خديجه بود . تعداد نفرات آن بيش از سه تن نبودند : محمد ( ص) ، و خديجه و علي ( ع) . (5)
    آن خخانه ف کانون انقلاب اسلامي و جهاني بود و وظائف بسييار سنگيني ر عهده داشت . بايد با کفرر و ت پرستي مبارزه کند . دين توحيد را در جهان بسط و اشاعه دهد . در تمام جهان بيش از يک خانه اسلامي وجود نداشت ولي سربازان فداکار آن نخستين پايگاه توحيد ، تصميم داشتند دلهاي جهانيان را فتح کنند و عقيده توحيد را در جهان نفوذ دهند . آن پايگاه نيرومند ، از هر جهت مجهز و مسلح بود . محمد ( ص) در رأس آن قرار داشت که خدا درباره اخلاقش مي گويد : « اخلاق تو عظيم و بزرگ است » . ( 6 )
    او خديجه را بيش از حد دوست مي داشت و به شخصيتش احترام مي گذاشت .
    انس مي گويد : « گاهي هديه اي تقديم پيغمبر مي کردند ، مي فرمود : به خانه فلان زن ببريد چون دوست خديجه بود » . (1 )
    مدير داخلي و کدبانوي آن خانه ، خديجه بود که به هدف محمد ( ص) کاملا" ايمان داشت و در راه رسيدن به آن هدف مقدس ، از هيچگونه موشش و فداکاري دريغ نداشت . تمام ثروتش را در اختيار محمد گذاشت ، عرض کرد : اين خانه و اموال تعلق به مشا دارد و من کنيز و خدمتکار شما هستم .
    در موقع گرفتاريها محمد را دلداري مي داد و در رسيدن به هدف اميدوارش مي کرد . اگر کفار شکنجه و آزارش مي دادند هنگاميکه داخل خانه مي شد از مهر و محبت خديجه برخوردار مي گشت ، و از آن کانون گرم نيرو مي گرفت . در پيرامون مشکلات و حوادث سهمگين ، با آن بانوي دانشمند و رشيد مشورت مي کرد . ( 2 )
    آري فاطمه زهرا از چنين پدر و مادر فداکار و در چنين مخيط با صفا و گرم خانوادگي به دنيا آمد .
     دستور آسماني
    روزي رسول خدا ( ص) در « ابطح » نشسته بود ، جبرئيل نازل شد و عرض کرد : خداوند بزرگ ، بر تو سلام فرستاده و مي فرمايد : چهل شبانه روز از خديجه کناره گيري کن و به عبادت و تهجد مشغول باش . پيغمبر اکرم بر طبق دستور خداوند حکيم ، چهل رروز به خانه خديجه نرفت . و در آن مدت ، شبها به نماز و عبادت مي پرداخت و روزها روزه دار بود .
    توسط عمار براي خديجه پيغام فرستاد که اي بانوي عزيز ، کناره گيري من از تو بدان جهت نيست که کدورتي داشته باشم ، تو همچنان عزيز و گرامي هستي . بلکه در اين کار از دستور پروردگار جهان اطاعت مي کنم ، و خدا به مصالح آگاهتر است . اي خديجه، تو بانوي بزرگواري هستي که خداوند ، در هر روز چندين مرتبه به وجود تو بر فرشتگان خويش مباهات مي کند . شبها درب خانه را ببندد و در بستر استراحت کن و منتظر دستور پروردگار عالم باش . من در اين مدت در خانه فاطمه دختر اسد خواهم ماند . خديجه بر طبق دستور رسول خدا رفتار کرد و در آن مدت از مفارقت همسر محبوب خويش و اندوه تنهايي مي گريست .
    چون چهل روز بدين منوال سپري شد ، فرشته خدا فرود آمد . غذائي از بهشت آورد و عرض کرد : امشب از اين غذاهاي بهشتي تناول کن .
    رسول خدا با « غذاهاي روحاني و بهشتي افطار کرد . هنگاميکه برخاست تا آماده نماز و عبادت شود ، جبرئيل نازل شد و عرض کرد :
    اي رسول گرامي خدا ، امشب از نماز مستحبي بگذر و به سوي خانه خديجه حرکت کن زيرا خدا اراده نموده که از صلب تو فرزند پاکيزه اي بيافريند .
    پيغمبر اکرم با شتاب رهسپار خانه خديجه شد .
    خديجه مي گويد : در آن شب طبق معمول ، درب خانه را بسته و در بستر استراحت کرده بودم . ناگهان صداي کوبيدن در بلند شد . گفتم : کيست ؟ که جز محمد ( ص) کسي سزاوار نيست درب اين خانه را بکوبد . آهنگ دلنشين پيغمبر به گوشم رسيد که فرمود : باز کن ، محمد هستم . شتابان در را باز کردم . با روي گشاده وارد خانه شد . طولي نکشيد که نور فاطمه ( س) از صلب پدر به خم مادر وارد شد . ( 1 )
     
    دوران آبستني
    کم کم آثار آبستني در خديجه هويدا گشت . آن بانوي شريف و فداکار از آن روز، تا حدي از غم و غصه تنهايي نجات يافت و با کودکي که در شکم داشت انس گرفت .
    امام صادق (ع) مي فرمايد : هنگاميکه خديجه با رسول خدا ازدواج کرد زنان مکه با وي قطع رابطه نمودند ، به خانه اش نمي رفتند و سلام و عليک نمي کردند . مراقب بودند؛ کسي به خانه اش رفت و آمد نکند . بانوان اشراف ، حديجه را تنها گذاشتند و با انس و الفت نمي گرفتند ، و به همين حهت ناراحت و اندوهناک بود . کم کمم ببا تنهايي خو گرفت . ولي هنگاميکه به فاطمه ( س) آبستن شد از غم تنهايي نجات يافت و با کودکي که در شکم داشت رازو نياز ميي کرد و خوشنود بود .
    جبرئيل برراي بشاررت محمد (ص) و خديجه فرود آمد و گفت : يا رسول الله ! بچه اي که در رحم خدييجه مي باشد ، دختر ارجمندي است که نسل تو از وي به وجود خواهد آمد . او مادر امامان و پيشوايان دين است که بعد ازز انقطاع ئحي جانشين تو خواهند شد .
    پيغمبر اکرم بشارت پروردگار جهان را به خديجه ابلاغ نمود و بدان نويد فرحبخش دلش را شاد گردانيد . ( 1 )
    خديجه اي که براي ترويج توحيد و خدا پرستي از همه چيزش گذشت و به هر محروميت و فشاري تن داد ، ثروت بي پايانش را وقف اين هدف مقدس نمود ، دوستان و رفقايش را از دست داد ، محمد (ص) و هدف بزرگ او را بر ما سوي الله ترجيح داد ، وقتي از زبان رسول خدا مي شنود که خدا چنين سعادت بزرگي را نصيبش کرده که پيشوايان معصوم دين از او به وجود مي آيند ، دلش لبريز شادماني و سرور مي گردد و حس فداکاري او بيشتر تحريک مي شود و با حداي خويش و طفلي که در اندرون دار مإنوس مي گردد . ولادت فاطمه ( س) دوران آبستني سپري شد و هنگام ولادت زهرا فرا رسيد . خديجه در پيچ و تاب درد واقع شد . کسي را نزد زنان قريش و دوستان سابقش فرستاد و پيغام داد : کينه هاي ديرينه را فراموش کنيد و در اين موقع خطرناک به فريادم برسيد و در امر ززايمان ياريم منيد . طولي نکشيد که فرستاده خديجه با چشم گريان برگشت و گفت : درب خانه هر کسي را کوفتم ، را هم نداد و خواهش شما را نپذيرفت . همه در پاسخ گفتند : به خديجه بگو : نصيحت ما را نپذيرفتي و بر خلاف صلاحديد ما با يتيم تهيدستي ازدواج کردي . از اين روي حاضر نيستيم به خانه ات بياييم و ياريت کنيم . وقتي خديجه پيام و زخم زبان زنان کينه توز را شنيد و از ياري آنان مأيوس شد ، اندوهگين گشت . از جهان ماده و مردم کيتنه توز چشم پوشيد و به سوي خداي جهان و عالم ديگر متوجه شد . فرشتگان خدا و حوريان بهشتي و زنان آسماني در آن موقع حساس به ياريش شتافتند و از کمکهاي غيبي پروردگار جهان برخوردار شد و فاطمه عزيز يعني اختر فروزان آسمان نبوت پا به عرصه گيتي نهاد ، و با نر تابناک ولايت ، شرق و غرب جهان را روشن ساخت . ( 1 ) تاريخ تولد در تاريخ تولد فاطمه ( س) در بين علماي اسلام اختلاف است . ليکن در بين علماي اماميه مشهور است که آن حضرت در روز جمعه بيستم جمادي الثاني سال پنجم بعثت تولد يافته است . ( 2 ) آرزوي پيامبر (ص ) و خديجه يکي از اسرار آفرينش اينست که هر فردي علاقه دارد داراي فرزندي باشد تا او را بر حسب دلخواه تربيت کند و به يادگار بگذارد . انسان فرزندش را از بقاياي وجود خودش محسوب مي دارد . و با فرا رسيدن مرگ ، وجودش را خاتمه يافته نمي داند، اما شخص بي فرزند ، دوران زندگي و حيات خودش را کوتاه و با فرا رسيدن مرگ ، خاتمه يافته مي پندارد، شايد دستگاه آفرينش مي خواهد بدين وسيله ، نسل انسان را از انقراض و نابودي محفوظ بدارد . پيغمبر (ص) و خديجه نيز چنين آرزويي داشتند . خديجه ايکه براي ترويج خدا پرستي و نجات بشريت از هيچگونه فداکاري دريغ نداشت ، و براي پيشبرد هدف مقدس پيغمبر اکرم از مال و خويشان و دوستانش پوشيد ، و بدون هيچ قيد و شرطي تسليم خواسته هاي محمد گشت ، حتما" علاقه داشت از محمد ( ص) فرزندي پيدا کند که از دين اسلام حمايت نمايد و دربسط و ترويج آن و به ثمر رساندن و ترويج آن و به ثمر رساندن هدف عالي محند ( ص) کوشش کند . پيغمبر اکرم مي دانشت که مرگ براي بشر حتمي است ، و در مدت محدود و کوتاه زندگي ، نمي تواند هدف بزررگ خويش را کاملا" اجرا کند و جهان بشيت را از گرداب گمراهي نجات دهد . پيغمر به خوبي مي دانست که بايد بعد از او افرادي باشند تا در تعقيب هدفش جديت و کوشش نمايند . و طبعا" دلش مي خواست که آن افراد فداکار ، از نسل خودش بوجود آيند . محمد (ص) و خديجه چنين آرزويي را داشتند ، اما متأسفانه پسرانييکه قبلا" از آنان ببوجود آمده بودند و به نام عبدالله و قاسم ناميده شدند ، در کودکي وفات کردند . به همان مقدار که پيغمبر و خديجه از آن مرگ ناگوار ، اندوهگين شدند دشمنانشان شتند . گاهي آنحضرت را به عنوان « ابتر » يعني بي فرزند مي خواندند . هنگاميکه عبدالله وفات کرد « عاص بن وائل » به جاي آنکه محند ( ص) را در مرگ فرزندش تسليت گويد ، در مجامع عمومي آنحضرت را ابتر و بي فرزند مي خواند و مي گفت : بعد از آنکه محمد بميرد اثري از وي باقي نخواهد ماند و بازخم زبان دل پيغمبر و خديجه را مجروح مي نمود . کوثر اما خدا به پيغمبر بشارت داد که خيرات و خوبيهاي زيادي به تو عطا خواهيم نمود . در پاسخ دشمنان سوره " کوثر " را فرستاد و فرمود : اي محمد ! ما کوثر را به تو داديم . پس براي خدا نماز بگزاز و قرباني کن . بدرستيکه دشمن تو ابتر و بي فرزند خواهد شد نه تو.( 1) پيغمبر ( صلي الله عليه و آله و سلم ) يقين داشت وعده هاي خدا تخلف بردار نيست و نسل پاک و با برکتي از او بوجود خواهد آمد که سرچشمه و منشأ تمام خوبي هاي جهان خواهد شد . هنگامي وعده خدا جامه عمل پوشيد که زهراي اطهر به دنيا آمد و از فروغ نور ولايت افق گيتي روشن شد . وقتي به رسول خدا بشارت رسيد که خدا به خديجه نوزاد دختري عطا کرد دلش از بشارت غرق شادماني و سرور شد و از دختر دار شدن نه تنها غمگين نشد بلکه بدان وسيله دلش مطمئن و آرام دشت و آثار نويد پروردگار جهان را مشاهده نمود . پيغمبر اکرم از آن مردان کوتاه فکر و نادان عصر جاهليت نبود که از وجود دختر اظهار شرمندگي کند و از شدت خشم مادر بي گناه را به باد دشنام و ستيزه گيرد و از مردم دوري جويد .(1 ) محمد (ص ) مبعوث شده بود تا با افکار پوچ و غلط مردم که براي زنان ارزشي قائل نبودند و آنان را از اجتماع حساب نمي کردند و دو شيزگان بي گناه را زنده به گور مي کردند ، مبارزه کند و بدانان بفهماند که زن نيز يکي از اعضاء حساس و مهم اجتماع است،و داراي مسئوليت و وظيفه بسيار سنگين و بزرگي است . بايد براي عظمت و ترقي اجتماع کوشش کند و در مورد وظايفي که آفرينش اقتصاد دارد انجام وظيفه نمايد . خدا خواست ارزش زن را عملا" به جهانيان بفهماند . از همين رهگذر بود که ذريه و نسل پاک پيغمبر برگزيده اش را در وجود دخترش قرار داد و چنين مقدر کرد که امامان و پيشوايان و رهبران ديني اسلام ازز نسل زهراي اطهر بوجود آيند . بدين وسيله مشت محکمي بر دهان نابخرداني زد که دختر را از اولاد خويش محسوب نمي داشتند بلکه از وجودش عار و ننگ داشتند . شير مادر هنگاميکه فاطمه ( س) را تميز و پاکيزه نمودند و قندانه اش را در دامن خديجه گذاشتند ، آن مادر مهربان مسرور شد و پستانش را درر دهان کوچک نوزاد عزيزش نهاد و از شيره جان سيرش کررد تا به خوبي رشد و نمو نمايد . (2) خديجه از آن زنان خودخواه و ناداني نبود که بدون هيچ عذر و بهانه اي ، نوزاد را از شير مادر که خدا برايش مهيا ساخته محروم سازد . خديجه خود مي دانست يا از پيغمبر شنيده بود که براي تغذيه و بهداشت اطفال هيچ غذائي بهتر از شير مادر نيست . زيرا شير مادر با وضع دستگاه گوارش نوزاد و مزاج مخصوص او کاملا" هماهنگي و تناسب دارد ، کودک مدت نه ماه در رحم مادر ، شريک غذا و هوا و خون او بوده و مستقيما" از مادرش اررتزاق مي کرده است . و از اين جهت ، ترکيبات مخصوص شير مادر ، با ساختمان ويژه طفل کاملا" تناسب دارد . علاوه بر اين ، در شير مادر تقلب راه ندارد و ميکروبهاي بيماري زا در آن نيست . خديجه چون مي توانست که آغوش پر مهر و محبت مادر و شير خوردن کودک از پستانش ، چه نقش بزرگي را در زندگي آينده نوزاد انجام مي دهد و براي سعادت او چه تأثيرات قابل توجهي دارد ، ترجيح دارد ، ترجيح داد که فاطمه عزيز را در آغوش گرم خويش پرورش دهد و به وسيله شير پاک خودش که از منبع شرافت و نجابت و دانش و فضيلت و بردباري و فداکاري و شجاعت سرچشمه مي گرفت غذا دهد . راستي مگر غير از شير پستان خديجه ، شيير ديگري مي توانست چنين عنصر پاک و کانون معرفت و شجاعتي را رشد و نمو دهد و ميوه پر برکت باغ نبوت را به ثمر رساند ؟ . نتيجه اوضاع غير عادي و حوادث و وقايع تلخ دوران کودکي حضرت زهرا ( س) بدون ترديد آثاري در روح حساس آن دو شيره گرامي گذاشت و زندگي آينده و چگونگي حرکات و افعال و روحيات و وجدانياتش تا حدودي مربوط به حوادث آن دوران بوده است و آغاز شخصيت او از همين جا سرچشمه گرفت . آثار زير را مي توان از مهمترين آنها شمرد . 1- کسيکه در يک چنين اوضاع سهمگيني رشد و نمو کند و در آغاز زندگي چنين ضربه هاي بزرگي بر روحش وارد شود ، شخصي افسرده و پژمرده و غمناک خواهد بود . به همين علت ، در احوال فاطمه ( س) نوشته اند هميشه محزون و غمناک بوده است . 2- کسيکه در يک چنين اوضاع بحراني بزرگ شود ، حتي دوران شر خوارگي و طفوليت خويش را در زندان بگذراند و از آن وقتيکه خودش را شناخته در تنگناي زندان باشد و مشاهده کند که پدر و مادر و خويشانش با چه فداکاري و از خود گذشتگي از هدف خودشان دفاع مي کنند و راي رسيدن به هدف به هر سختي و فشاري تن در مي دهند ، اما حاضر نيستند از هدف خودشان دست بردارند ، چنين شخصي طبعا" مبارز و سرسخت و با هدف بار مي آيد و در طريق رسيدن به هدف از زندان و شکنجه باک ندارد ، و بزودي از ميدان در نمي رود . 3- فاطمه ( س) چون مي ديد که پدر و مادر و خويشانش در ترويج دين اسلام و بسط توحيد و خدا پرستي چه سختيها و مشقت هايي را تحمل مي کنند و براي هدايت و نجات بشريت چه فداکاريهائي مي کنند ، از مردم انتظار داشت که بعد از پدر بزرگوارش قدر زحمات او را بدانند و در تعقيب هدف مقدسش کوشش وجديت کنند ، و از راهي که برايشان تعيين کرده منحرف نشوند . بعد از وفات مادر در سال دهم بعثت ، ابوطالب و خديجه ، در فاطمه کوتاهي ، يکي پس از ديگري از دنيا رفتند ( 1 ) اين دو حادثه ناگوار به قدري در روح پيغمبر تأثير کرد که آن سال را سال غم و اندوه ناميد . ( 2) زيرا از يک طرف بزرگترين يار و غمخوار و مشاور داخلي و شريک زندگي و مادر فرزندان خويش ، خديجه را از دست داد . از طرف ديگر ، بزرگترين پشتيبان و مدافع او حضرت ابوطالب از دنيا رفت .و به طوري که اوضاعه داخلي و خارجي آن حضرت يک مرتبه دگرگون گشت و به علت از دست رفتن اين دو حامي بزرگ ، اذيت و آزار دشمنان شروع شد . گاهي سنگش مي زدند . گاهي بدنش را خون آلود مي کردند و در اکثر اوقات ، هنگامي که با چهره اي غمناک و محزون به خانه مي آمد ، با صورت پژمرده و چشمهاي اشکبار دختر عزيزش که در فراق مادر مي گريست ، رورو مي شد . فاطمه ( س) وقتي از خانه خارج مي شد شاهد حوادث تلخي بود . گاهي مي ديد؛ پدرش را اذيت مي کنند و ناسزايش مي گويند . يک روز ديد دشمنان در مسجدالحرام نشسته اند و براي قتل پدرش نقشه مي کشند ، با چشم اشکبار به خانه بازگشت و تصميم دشمنان را براي پدر تعريف نمود . ( 3 ) روزي يکي از مشرکين ، پيامبر اکرم ( ص) را در کوچه ملاقات کرد ، مقداري خاکروبه و کثافت بر سر و صورت آن جناب پاشيد . پيامبر چيزي نگفت و با همين حال وارد خانه شد . يکي از دخترانش ( فاطمه ) به استقبال آن حضرت شتافت . آب آورد و با چشم گريان سر و صورت پدر را شست . پيامبر فرمود : دخترم ! گريه نکن ، مطمئن باش که خدا پدرت را از شر دشمنان محفوظ مي دارد و پيروز مي گرداند ( 1). يک روز پيامبر در مسجدالحرام مشغول نماز بود . عده اي از مشرکين او را مسخره مي کردند و در صدد آزارش بودند . يکي از آنان بچه دان شتري را که تازه ذبح شده بود برداشت و با خون و کثافت ، در حاليکه پيامبر اکرم در مسجد حاضر بود و اين منظره را تماشا مي کرد بسيار ناراحت شد و با چشم گريان خودش را به پدر رسانيد و بچه دان را برداشت و بدور افکند . پيامبر از سجده برخاست و بعد از نماز بر ان جمعيت نفرين کرد ( 2 ) . آري زهراي عزيز در همان سنين خردسالي اين قبيل حوادث ناگوار را مشاهده مي کرد و به ياري پدر مي شتافت و براي پدر ، مادري مي کرد . با مردن خديجه ، طبعا" برخي از کارهاي خانه بر دوش فاطمه کوچک افتاد . زيرا آن نخستين خانه توحيد ، کدبانوي بزرگ خود را از دست داده بود و به غير از فاطمه ( س ) در خانه يادگاري نداشت . تاريخ ، اين موضوع را روشن نکرده که در آ« دوران سخت در خانه پيغمبر (ص) چه مي گذشته و زندگي آنان چگونه اداره مي شده است ، اما با چشم دل مي توان اوضاع رقت بار ساکنين آن خانه را مشاهده نمود . پيغمبر (ص) بعد از خديجه با زني به نام « سوده » ازدواج نمود ، زنان ديگري را نيز اختيار کرد . انان هم کم و بيش درباره فاطمه اظهار علاقه مي نمودند ، ليکن براي هر کودک يتيمي دشوار است جاي مادرش را خالي و زن ديگري را در جاي او مشاهده کند . نامادري هم هر چه خوب و مهربان باشد مهر و محبت بي شائبه مادر را ندارد . تنها مادر است که به وسيله نوازشهاي گرم خويش ، دل کودک را آرام مي کند و به او نيرو مي بخشد . ولي هرچه محروميت فاطمه ( س) زيادتر مي شد ، اظهار محبت پيغمبر هم به همان نسبت بيشتر مي گشت . زيرا رسول خدا بدين مطلب توجه داشت که : فاطمه از حهت مادر ، کسري محبت دارد و بايد آن کسري جبران شود و از اين جهتت و جهات ديگر ، در روايات وارد شده که : رسول دا (ص) تا صورت فاطمه را نمي بوسيد به خواب نمي رفت . ( 1 ) مطالب مذکور اجمالي است از سرگذشت حدود هشت سال از زندگي دختر پيغمبر . خديجه اي که براي ترويج توحيد و خدا پرستي از همه چيزش گذشت و به هر محروميت و فشاري تن داد ، ثروت بي پايانش را وقف اين هدف مقدس نمود ، دوستان و رفقايش را از دست داد ، محمد (ص) و هدف بزرگ او را بر ما سوي الله ترجيح داد ، وقتي از زبان رسول خدا مي شنود که خدا چنين سعادت بزرگي را نصيبش کرده که پيشوايان معصوم دين از او به وجود مي آيند ، دلش لبريز شادماني و سرور مي گردد و حس فداکاري او بيشتر تحريک مي شود و با حداي خويش و طفلي که در اندرون دار مإنوس مي گردد . ولادت فاطمه ( س) دوران آبستني سپري شد و هنگام ولادت زهرا فرا رسيد . خديجه در پيچ و تاب درد واقع شد . کسي را نزد زنان قريش و دوستان سابقش فرستاد و پيغام داد : کينه هاي ديرينه را فراموش کنيد و در اين موقع خطرناک به فريادم برسيد و در امر ززايمان ياريم منيد . طولي نکشيد که فرستاده خديجه با چشم گريان برگشت و گفت : درب خانه هر کسي را کوفتم ، را هم نداد و خواهش شما را نپذيرفت . همه در پاسخ گفتند : به خديجه بگو : نصيحت ما را نپذيرفتي و بر خلاف صلاحديد ما با يتيم تهيدستي ازدواج کردي . از اين روي حاضر نيستيم به خانه ات بياييم و ياريت کنيم . وقتي خديجه پيام و زخم زبان زنان کينه توز را شنيد و از ياري آنان مأيوس شد ، اندوهگين گشت . از جهان ماده و مردم کيتنه توز چشم پوشيد و به سوي خداي جهان و عالم ديگر متوجه شد . فرشتگان خدا و حوريان بهشتي و زنان آسماني در آن موقع حساس به ياريش شتافتند و از کمکهاي غيبي پروردگار جهان برخوردار شد و فاطمه عزيز يعني اختر فروزان آسمان نبوت پا به عرصه گيتي نهاد ، و با نر تابناک ولايت ، شرق و غرب جهان را روشن ساخت . ( 1 ) تاريخ تولد در تاريخ تولد فاطمه ( س) در بين علماي اسلام اختلاف است . ليکن در بين علماي اماميه مشهور است که آن حضرت در روز جمعه بيستم جمادي الثاني سال پنجم بعثت تولد يافته است . ( 2 ) آرزوي پيامبر (ص ) و خديجه يکي از اسرار آفرينش اينست که هر فردي علاقه دارد داراي فرزندي باشد تا او را بر حسب دلخواه تربيت کند و به يادگار بگذارد . انسان فرزندش را از بقاياي وجود خودش محسوب مي دارد . و با فرا رسيدن مرگ ، وجودش را خاتمه يافته نمي داند، اما شخص بي فرزند ، دوران زندگي و حيات خودش را کوتاه و با فرا رسيدن مرگ ، خاتمه يافته مي پندارد، شايد دستگاه آفرينش مي خواهد بدين وسيله ، نسل انسان را از انقراض و نابودي محفوظ بدارد . پيغمبر (ص) و خديجه نيز چنين آرزويي داشتند . خديجه ايکه براي ترويج خدا پرستي و نجات بشريت از هيچگونه فداکاري دريغ نداشت ، و براي پيشبرد هدف مقدس پيغمبر اکرم از مال و خويشان و دوستانش پوشيد ، و بدون هيچ قيد و شرطي تسليم خواسته هاي محمد گشت ، حتما" علاقه داشت از محمد ( ص) فرزندي پيدا کند که از دين اسلام حمايت نمايد و دربسط و ترويج آن و به ثمر رساندن و ترويج آن و به ثمر رساندن هدف عالي محند ( ص) کوشش کند . پيغمبر اکرم مي دانشت که مرگ براي بشر حتمي است ، و در مدت محدود و کوتاه زندگي ، نمي تواند هدف بزررگ خويش را کاملا" اجرا کند و جهان بشيت را از گرداب گمراهي نجات دهد . پيغمر به خوبي مي دانست که بايد بعد از او افرادي باشند تا در تعقيب هدفش جديت و کوشش نمايند . و طبعا" دلش مي خواست که آن افراد فداکار ، از نسل خودش بوجود آيند . محمد (ص) و خديجه چنين آرزويي را داشتند ، اما متأسفانه پسرانييکه قبلا" از آنان ببوجود آمده بودند و به نام عبدالله و قاسم ناميده شدند ، در کودکي وفات کردند . به همان مقدار که پيغمبر و خديجه از آن مرگ ناگوار ، اندوهگين شدند دشمنانشان شتند . گاهي آنحضرت را به عنوان « ابتر » يعني بي فرزند مي خواندند . هنگاميکه عبدالله وفات کرد « عاص بن وائل » به جاي آنکه محند ( ص) را در مرگ فرزندش تسليت گويد ، در مجامع عمومي آنحضرت را ابتر و بي فرزند مي خواند و مي گفت : بعد از آنکه محمد بميرد اثري از وي باقي نخواهد ماند و بازخم زبان دل پيغمبر و خديجه را مجروح مي نمود . کوثر اما خدا به پيغمبر بشارت داد که خيرات و خوبيهاي زيادي به تو عطا خواهيم نمود . در پاسخ دشمنان سوره " کوثر " را فرستاد و فرمود : اي محمد ! ما کوثر را به تو داديم . پس براي خدا نماز بگزاز و قرباني کن . بدرستيکه دشمن تو ابتر و بي فرزند خواهد شد نه تو.( 1) پيغمبر ( صلي الله عليه و آله و سلم ) يقين داشت وعده هاي خدا تخلف بردار نيست و نسل پاک و با برکتي از او بوجود خواهد آمد که سرچشمه و منشأ تمام خوبي هاي جهان خواهد شد . هنگامي وعده خدا جامه عمل پوشيد که زهراي اطهر به دنيا آمد و از فروغ نور ولايت افق گيتي روشن شد . وقتي به رسول خدا بشارت رسيد که خدا به خديجه نوزاد دختري عطا کرد دلش از بشارت غرق شادماني و سرور شد و از دختر دار شدن نه تنها غمگين نشد بلکه بدان وسيله دلش مطمئن و آرام دشت و آثار نويد پروردگار جهان را مشاهده نمود . پيغمبر اکرم از آن مردان کوتاه فکر و نادان عصر جاهليت نبود که از وجود دختر اظهار شرمندگي کند و از شدت خشم مادر بي گناه را به باد دشنام و ستيزه گيرد و از مردم دوري جويد .(1 ) محمد (ص ) مبعوث شده بود تا با افکار پوچ و غلط مردم که براي زنان ارزشي قائل نبودند و آنان را از اجتماع حساب نمي کردند و دو شيزگان بي گناه را زنده به گور مي کردند ، مبارزه کند و بدانان بفهماند که زن نيز يکي از اعضاء حساس و مهم اجتماع است،و داراي مسئوليت و وظيفه بسيار سنگين و بزرگي است . بايد براي عظمت و ترقي اجتماع کوشش کند و در مورد وظايفي که آفرينش اقتصاد دارد انجام وظيفه نمايد . خدا خواست ارزش زن را عملا" به جهانيان بفهماند . از همين رهگذر بود که ذريه و نسل پاک پيغمبر برگزيده اش را در وجود دخترش قرار داد و چنين مقدر کرد که امامان و پيشوايان و رهبران ديني اسلام ازز نسل زهراي اطهر بوجود آيند . بدين وسيله مشت محکمي بر دهان نابخرداني زد که دختر را از اولاد خويش محسوب نمي داشتند بلکه از وجودش عار و ننگ داشتند . شير مادر هنگاميکه فاطمه ( س) را تميز و پاکيزه نمودند و قندانه اش را در دامن خديجه گذاشتند ، آن مادر مهربان مسرور شد و پستانش را درر دهان کوچک نوزاد عزيزش نهاد و از شيره جان سيرش کررد تا به خوبي رشد و نمو نمايد . (2) خديجه از آن زنان خودخواه و ناداني نبود که بدون هيچ عذر و بهانه اي ، نوزاد را از شير مادر که خدا برايش مهيا ساخته محروم سازد . خديجه خود مي دانست يا از پيغمبر شنيده بود که براي تغذيه و بهداشت اطفال هيچ غذائي بهتر از شير مادر نيست . زيرا شير مادر با وضع دستگاه گوارش نوزاد و مزاج مخصوص او کاملا" هماهنگي و تناسب دارد ، کودک مدت نه ماه در رحم مادر ، شريک غذا و هوا و خون او بوده و مستقيما" از مادرش اررتزاق مي کرده است . و از اين جهت ، ترکيبات مخصوص شير مادر ، با ساختمان ويژه طفل کاملا" تناسب دارد . علاوه بر اين ، در شير مادر تقلب راه ندارد و ميکروبهاي بيماري زا در آن نيست . خديجه چون مي توانست که آغوش پر مهر و محبت مادر و شير خوردن کودک از پستانش ، چه نقش بزرگي را در زندگي آينده نوزاد انجام مي دهد و براي سعادت او چه تأثيرات قابل توجهي دارد ، ترجيح دارد ، ترجيح داد که فاطمه عزيز را در آغوش گرم خويش پرورش دهد و به وسيله شير پاک خودش که از منبع شرافت و نجابت و دانش و فضيلت و بردباري و فداکاري و شجاعت سرچشمه مي گرفت غذا دهد . راستي مگر غير از شير پستان خديجه ، شيير ديگري مي توانست چنين عنصر پاک و کانون معرفت و شجاعتي را رشد و نمو دهد و ميوه پر برکت باغ نبوت را به ثمر رساند ؟ . نتيجه اوضاع غير عادي و حوادث و وقايع تلخ دوران کودکي حضرت زهرا ( س) بدون ترديد آثاري در روح حساس آن دو شيره گرامي گذاشت و زندگي آينده و چگونگي حرکات و افعال و روحيات و وجدانياتش تا حدودي مربوط به حوادث آن دوران بوده است و آغاز شخصيت او از همين جا سرچشمه گرفت . آثار زير را مي توان از مهمترين آنها شمرد . 1- کسيکه در يک چنين اوضاع سهمگيني رشد و نمو کند و در آغاز زندگي چنين ضربه هاي بزرگي بر روحش وارد شود ، شخصي افسرده و پژمرده و غمناک خواهد بود . به همين علت ، در احوال فاطمه ( س) نوشته اند هميشه محزون و غمناک بوده است . 2- کسيکه در يک چنين اوضاع بحراني بزرگ شود ، حتي دوران شر خوارگي و طفوليت خويش را در زندان بگذراند و از آن وقتيکه خودش را شناخته در تنگناي زندان باشد و مشاهده کند که پدر و مادر و خويشانش با چه فداکاري و از خود گذشتگي از هدف خودشان دفاع مي کنند و راي رسيدن به هدف به هر سختي و فشاري تن در مي دهند ، اما حاضر نيستند از هدف خودشان دست بردارند ، چنين شخصي طبعا" مبارز و سرسخت و با هدف بار مي آيد و در طريق رسيدن به هدف از زندان و شکنجه باک ندارد ، و بزودي از ميدان در نمي رود . 3- فاطمه ( س) چون مي ديد که پدر و مادر و خويشانش در ترويج دين اسلام و بسط توحيد و خدا پرستي چه سختيها و مشقت هايي را تحمل مي کنند و براي هدايت و نجات بشريت چه فداکاريهائي مي کنند ، از مردم انتظار داشت که بعد از پدر بزرگوارش قدر زحمات او را بدانند و در تعقيب هدف مقدسش کوشش وجديت کنند ، و از راهي که برايشان تعيين کرده منحرف نشوند . بعد از وفات مادر در سال دهم بعثت ، ابوطالب و خديجه ، در فاطمه کوتاهي ، يکي پس از ديگري از دنيا رفتند ( 1 ) اين دو حادثه ناگوار به قدري در روح پيغمبر تأثير کرد که آن سال را سال غم و اندوه ناميد . ( 2) زيرا از يک طرف بزرگترين يار و غمخوار و مشاور داخلي و شريک زندگي و مادر فرزندان خويش ، خديجه را از دست داد . از طرف ديگر ، بزرگترين پشتيبان و مدافع او حضرت ابوطالب از دنيا رفت .و به طوري که اوضاعه داخلي و خارجي آن حضرت يک مرتبه دگرگون گشت و به علت از دست رفتن اين دو حامي بزرگ ، اذيت و آزار دشمنان شروع شد . گاهي سنگش مي زدند . گاهي بدنش را خون آلود مي کردند و در اکثر اوقات ، هنگامي که با چهره اي غمناک و محزون به خانه مي آمد ، با صورت پژمرده و چشمهاي اشکبار دختر عزيزش که در فراق مادر مي گريست ، رورو مي شد . فاطمه ( س) وقتي از خانه خارج مي شد شاهد حوادث تلخي بود . گاهي مي ديد؛ پدرش را اذيت مي کنند و ناسزايش مي گويند . يک روز ديد دشمنان در مسجدالحرام نشسته اند و براي قتل پدرش نقشه مي کشند ، با چشم اشکبار به خانه بازگشت و تصميم دشمنان را براي پدر تعريف نمود . ( 3 ) روزي يکي از مشرکين ، پيامبر اکرم ( ص) را در کوچه ملاقات کرد ، مقداري خاکروبه و کثافت بر سر و صورت آن جناب پاشيد . پيامبر چيزي نگفت و با همين حال وارد خانه شد . يکي از دخترانش ( فاطمه ) به استقبال آن حضرت شتافت . آب آورد و با چشم گريان سر و صورت پدر را شست . پيامبر فرمود : دخترم ! گريه نکن ، مطمئن باش که خدا پدرت را از شر دشمنان محفوظ مي دارد و پيروز مي گرداند ( 1). يک روز پيامبر در مسجدالحرام مشغول نماز بود . عده اي از مشرکين او را مسخره مي کردند و در صدد آزارش بودند . يکي از آنان بچه دان شتري را که تازه ذبح شده بود برداشت و با خون و کثافت ، در حاليکه پيامبر اکرم در مسجد حاضر بود و اين منظره را تماشا مي کرد بسيار ناراحت شد و با چشم گريان خودش را به پدر رسانيد و بچه دان را برداشت و بدور افکند . پيامبر از سجده برخاست و بعد از نماز بر ان جمعيت نفرين کرد ( 2 ) . آري زهراي عزيز در همان سنين خردسالي اين قبيل حوادث ناگوار را مشاهده مي کرد و به ياري پدر مي شتافت و براي پدر ، مادري مي کرد . با مردن خديجه ، طبعا" برخي از کارهاي خانه بر دوش فاطمه کوچک افتاد . زيرا آن نخستين خانه توحيد ، کدبانوي بزرگ خود را از دست داده بود و به غير از فاطمه ( س ) در خانه يادگاري نداشت . تاريخ ، اين موضوع را روشن نکرده که در آ« دوران سخت در خانه پيغمبر (ص) چه مي گذشته و زندگي آنان چگونه اداره مي شده است ، اما با چشم دل مي توان اوضاع رقت بار ساکنين آن خانه را مشاهده نمود . پيغمبر (ص) بعد از خديجه با زني به نام « سوده » ازدواج نمود ، زنان ديگري را نيز اختيار کرد . انان هم کم و بيش درباره فاطمه اظهار علاقه مي نمودند ، ليکن براي هر کودک يتيمي دشوار است جاي مادرش را خالي و زن ديگري را در جاي او مشاهده کند . نامادري هم هر چه خوب و مهربان باشد مهر و محبت بي شائبه مادر را ندارد . تنها مادر است که به وسيله نوازشهاي گرم خويش ، دل کودک را آرام مي کند و به او نيرو مي بخشد . ولي هرچه محروميت فاطمه ( س) زيادتر مي شد ، اظهار محبت پيغمبر هم به همان نسبت بيشتر مي گشت . زيرا رسول خدا بدين مطلب توجه داشت که : فاطمه از حهت مادر ، کسري محبت دارد و بايد آن کسري جبران شود و از اين جهتت و جهات ديگر ، در روايات وارد شده که : رسول دا (ص) تا صورت فاطمه را نمي بوسيد به خواب نمي رفت . ( 1 ) مطالب مذکور اجمالي است از سرگذشت حدود هشت سال از زندگي دختر پيغمبر . خديجه اي که براي ترويج توحيد و خدا پرستي از همه چيزش گذشت و به هر محروميت و فشاري تن داد ، ثروت بي پايانش را وقف اين هدف مقدس نمود ، دوستان و رفقايش را از دست داد ، محمد (ص) و هدف بزرگ او را بر ما سوي الله ترجيح داد ، وقتي از زبان رسول خدا مي شنود که خدا چنين سعادت بزرگي را نصيبش کرده که پيشوايان معصوم دين از او به وجود مي آيند ، دلش لبريز شادماني و سرور مي گردد و حس فداکاري او بيشتر تحريک مي شود و با حداي خويش و طفلي که در اندرون دار مإنوس مي گردد . ولادت فاطمه ( س) دوران آبستني سپري شد و هنگام ولادت زهرا فرا رسيد . خديجه در پيچ و تاب درد واقع شد . کسي را نزد زنان قريش و دوستان سابقش فرستاد و پيغام داد : کينه هاي ديرينه را فراموش کنيد و در اين موقع خطرناک به فريادم برسيد و در امر ززايمان ياريم منيد . طولي نکشيد که فرستاده خديجه با چشم گريان برگشت و گفت : درب خانه هر کسي را کوفتم ، را هم نداد و خواهش شما را نپذيرفت . همه در پاسخ گفتند : به خديجه بگو : نصيحت ما را نپذيرفتي و بر خلاف صلاحديد ما با يتيم تهيدستي ازدواج کردي . از اين روي حاضر نيستيم به خانه ات بياييم و ياريت کنيم . وقتي خديجه پيام و زخم زبان زنان کينه توز را شنيد و از ياري آنان مأيوس شد ، اندوهگين گشت . از جهان ماده و مردم کيتنه توز چشم پوشيد و به سوي خداي جهان و عالم ديگر متوجه شد . فرشتگان خدا و حوريان بهشتي و زنان آسماني در آن موقع حساس به ياريش شتافتند و از کمکهاي غيبي پروردگار جهان برخوردار شد و فاطمه عزيز يعني اختر فروزان آسمان نبوت پا به عرصه گيتي نهاد ، و با نر تابناک ولايت ، شرق و غرب جهان را روشن ساخت . ( 1 ) تاريخ تولد در تاريخ تولد فاطمه ( س) در بين علماي اسلام اختلاف است . ليکن در بين علماي اماميه مشهور است که آن حضرت در روز جمعه بيستم جمادي الثاني سال پنجم بعثت تولد يافته است . ( 2 ) آرزوي پيامبر (ص ) و خديجه يکي از اسرار آفرينش اينست که هر فردي علاقه دارد داراي فرزندي باشد تا او را بر حسب دلخواه تربيت کند و به يادگار بگذارد . انسان فرزندش را از بقاياي وجود خودش محسوب مي دارد . و با فرا رسيدن مرگ ، وجودش را خاتمه يافته نمي داند، اما شخص بي فرزند ، دوران زندگي و حيات خودش را کوتاه و با فرا رسيدن مرگ ، خاتمه يافته مي پندارد، شايد دستگاه آفرينش مي خواهد بدين وسيله ، نسل انسان را از انقراض و نابودي محفوظ بدارد . پيغمبر (ص) و خديجه نيز چنين آرزويي داشتند . خديجه ايکه براي ترويج خدا پرستي و نجات بشريت از هيچگونه فداکاري دريغ نداشت ، و براي پيشبرد هدف مقدس پيغمبر اکرم از مال و خويشان و دوستانش پوشيد ، و بدون هيچ قيد و شرطي تسليم خواسته هاي محمد گشت ، حتما" علاقه داشت از محمد ( ص) فرزندي پيدا کند که از دين اسلام حمايت نمايد و دربسط و ترويج آن و به ثمر رساندن و ترويج آن و به ثمر رساندن هدف عالي محند ( ص) کوشش کند . پيغمبر اکرم مي دانشت که مرگ براي بشر حتمي است ، و در مدت محدود و کوتاه زندگي ، نمي تواند هدف بزررگ خويش را کاملا" اجرا کند و جهان بشيت را از گرداب گمراهي نجات دهد . پيغمر به خوبي مي دانست که بايد بعد از او افرادي باشند تا در تعقيب هدفش جديت و کوشش نمايند . و طبعا" دلش مي خواست که آن افراد فداکار ، از نسل خودش بوجود آيند . محمد (ص) و خديجه چنين آرزويي را داشتند ، اما متأسفانه پسرانييکه قبلا" از آنان ببوجود آمده بودند و به نام عبدالله و قاسم ناميده شدند ، در کودکي وفات کردند . به همان مقدار که پيغمبر و خديجه از آن مرگ ناگوار ، اندوهگين شدند دشمنانشان شتند . گاهي آنحضرت را به عنوان « ابتر » يعني بي فرزند مي خواندند . هنگاميکه عبدالله وفات کرد « عاص بن وائل » به جاي آنکه محند ( ص) را در مرگ فرزندش تسليت گويد ، در مجامع عمومي آنحضرت را ابتر و بي فرزند مي خواند و مي گفت : بعد از آنکه محمد بميرد اثري از وي باقي نخواهد ماند و بازخم زبان دل پيغمبر و خديجه را مجروح مي نمود . کوثر اما خدا به پيغمبر بشارت داد که خيرات و خوبيهاي زيادي به تو عطا خواهيم نمود . در پاسخ دشمنان سوره " کوثر " را فرستاد و فرمود : اي محمد ! ما کوثر را به تو داديم . پس براي خدا نماز بگزاز و قرباني کن . بدرستيکه دشمن تو ابتر و بي فرزند خواهد شد نه تو.( 1) پيغمبر ( صلي الله عليه و آله و سلم ) يقين داشت وعده هاي خدا تخلف بردار نيست و نسل پاک و با برکتي از او بوجود خواهد آمد که سرچشمه و منشأ تمام خوبي هاي جهان خواهد شد . هنگامي وعده خدا جامه عمل پوشيد که زهراي اطهر به دنيا آمد و از فروغ نور ولايت افق گيتي روشن شد . وقتي به رسول خدا بشارت رسيد که خدا به خديجه نوزاد دختري عطا کرد دلش از بشارت غرق شادماني و سرور شد و از دختر دار شدن نه تنها غمگين نشد بلکه بدان وسيله دلش مطمئن و آرام دشت و آثار نويد پروردگار جهان را مشاهده نمود . پيغمبر اکرم از آن مردان کوتاه فکر و نادان عصر جاهليت نبود که از وجود دختر اظهار شرمندگي کند و از شدت خشم مادر بي گناه را به باد دشنام و ستيزه گيرد و از مردم دوري جويد .(1 ) محمد (ص ) مبعوث شده بود تا با افکار پوچ و غلط مردم که براي زنان ارزشي قائل نبودند و آنان را از اجتماع حساب نمي کردند و دو شيزگان بي گناه را زنده به گور مي کردند ، مبارزه کند و بدانان بفهماند که زن نيز يکي از اعضاء حساس و مهم اجتماع است،و داراي مسئوليت و وظيفه بسيار سنگين و بزرگي است . بايد براي عظمت و ترقي اجتماع کوشش کند و در مورد وظايفي که آفرينش اقتصاد دارد انجام وظيفه نمايد . خدا خواست ارزش زن را عملا" به جهانيان بفهماند . از همين رهگذر بود که ذريه و نسل پاک پيغمبر برگزيده اش را در وجود دخترش قرار داد و چنين مقدر کرد که امامان و پيشوايان و رهبران ديني اسلام ازز نسل زهراي اطهر بوجود آيند . بدين وسيله مشت محکمي بر دهان نابخرداني زد که دختر را از اولاد خويش محسوب نمي داشتند بلکه از وجودش عار و ننگ داشتند . شير مادر هنگاميکه فاطمه ( س) را تميز و پاکيزه نمودند و قندانه اش را در دامن خديجه گذاشتند ، آن مادر مهربان مسرور شد و پستانش را درر دهان کوچک نوزاد عزيزش نهاد و از شيره جان سيرش کررد تا به خوبي رشد و نمو نمايد . (2) خديجه از آن زنان خودخواه و ناداني نبود که بدون هيچ عذر و بهانه اي ، نوزاد را از شير مادر که خدا برايش مهيا ساخته محروم سازد . خديجه خود مي دانست يا از پيغمبر شنيده بود که براي تغذيه و بهداشت اطفال هيچ غذائي بهتر از شير مادر نيست . زيرا شير مادر با وضع دستگاه گوارش نوزاد و مزاج مخصوص او کاملا" هماهنگي و تناسب دارد ، کودک مدت نه ماه در رحم مادر ، شريک غذا و هوا و خون او بوده و مستقيما" از مادرش اررتزاق مي کرده است . و از اين جهت ، ترکيبات مخصوص شير مادر ، با ساختمان ويژه طفل کاملا" تناسب دارد . علاوه بر اين ، در شير مادر تقلب راه ندارد و ميکروبهاي بيماري زا در آن نيست . خديجه چون مي توانست که آغوش پر مهر و محبت مادر و شير خوردن کودک از پستانش ، چه نقش بزرگي را در زندگي آينده نوزاد انجام مي دهد و براي سعادت او چه تأثيرات قابل توجهي دارد ، ترجيح دارد ، ترجيح داد که فاطمه عزيز را در آغوش گرم خويش پرورش دهد و به وسيله شير پاک خودش که از منبع شرافت و نجابت و دانش و فضيلت و بردباري و فداکاري و شجاعت سرچشمه مي گرفت غذا دهد . راستي مگر غير از شير پستان خديجه ، شيير ديگري مي توانست چنين عنصر پاک و کانون معرفت و شجاعتي را رشد و نمو دهد و ميوه پر برکت باغ نبوت را به ثمر رساند ؟ . نتيجه اوضاع غير عادي و حوادث و وقايع تلخ دوران کودکي حضرت زهرا ( س) بدون ترديد آثاري در روح حساس آن دو شيره گرامي گذاشت و زندگي آينده و چگونگي حرکات و افعال و روحيات و وجدانياتش تا حدودي مربوط به حوادث آن دوران بوده است و آغاز شخصيت او از همين جا سرچشمه گرفت . آثار زير را مي توان از مهمترين آنها شمرد . 1- کسيکه در يک چنين اوضاع سهمگيني رشد و نمو کند و در آغاز زندگي چنين ضربه هاي بزرگي بر روحش وارد شود ، شخصي افسرده و پژمرده و غمناک خواهد بود . به همين علت ، در احوال فاطمه ( س) نوشته اند هميشه محزون و غمناک بوده است . 2- کسيکه در يک چنين اوضاع بحراني بزرگ شود ، حتي دوران شر خوارگي و طفوليت خويش را در زندان بگذراند و از آن وقتيکه خودش را شناخته در تنگناي زندان باشد و مشاهده کند که پدر و مادر و خويشانش با چه فداکاري و از خود گذشتگي از هدف خودشان دفاع مي کنند و راي رسيدن به هدف به هر سختي و فشاري تن در مي دهند ، اما حاضر نيستند از هدف خودشان دست بردارند ، چنين شخصي طبعا" مبارز و سرسخت و با هدف بار مي آيد و در طريق رسيدن به هدف از زندان و شکنجه باک ندارد ، و بزودي از ميدان در نمي رود . 3- فاطمه ( س) چون مي ديد که پدر و مادر و خويشانش در ترويج دين اسلام و بسط توحيد و خدا پرستي چه سختيها و مشقت هايي را تحمل مي کنند و براي هدايت و نجات بشريت چه فداکاريهائي مي کنند ، از مردم انتظار داشت که بعد از پدر بزرگوارش قدر زحمات او را بدانند و در تعقيب هدف مقدسش کوشش وجديت کنند ، و از راهي که برايشان تعيين کرده منحرف نشوند . بعد از وفات مادر در سال دهم بعثت ، ابوطالب و خديجه ، در فاطمه کوتاهي ، يکي پس از ديگري از دنيا رفتند ( 1 ) اين دو حادثه ناگوار به قدري در روح پيغمبر تأثير کرد که آن سال را سال غم و اندوه ناميد . ( 2) زيرا از يک طرف بزرگترين يار و غمخوار و مشاور داخلي و شريک زندگي و مادر فرزندان خويش ، خديجه را از دست داد . از طرف ديگر ، بزرگترين پشتيبان و مدافع او حضرت ابوطالب از دنيا رفت .و به طوري که اوضاعه داخلي و خارجي آن حضرت يک مرتبه دگرگون گشت و به علت از دست رفتن اين دو حامي بزرگ ، اذيت و آزار دشمنان شروع شد . گاهي سنگش مي زدند . گاهي بدنش را خون آلود مي کردند و در اکثر اوقات ، هنگامي که با چهره اي غمناک و محزون به خانه مي آمد ، با صورت پژمرده و چشمهاي اشکبار دختر عزيزش که در فراق مادر مي گريست ، رورو مي شد . فاطمه ( س) وقتي از خانه خارج مي شد شاهد حوادث تلخي بود . گاهي مي ديد؛ پدرش را اذيت مي کنند و ناسزايش مي گويند . يک روز ديد دشمنان در مسجدالحرام نشسته اند و براي قتل پدرش نقشه مي کشند ، با چشم اشکبار به خانه بازگشت و تصميم دشمنان را براي پدر تعريف نمود . ( 3 ) روزي يکي از مشرکين ، پيامبر اکرم ( ص) را در کوچه ملاقات کرد ، مقداري خاکروبه و کثافت بر سر و صورت آن جناب پاشيد . پيامبر چيزي نگفت و با همين حال وارد خانه شد . يکي از دخترانش ( فاطمه ) به استقبال آن حضرت شتافت . آب آورد و با چشم گريان سر و صورت پدر را شست . پيامبر فرمود : دخترم ! گريه نکن ، مطمئن باش که خدا پدرت را از شر دشمنان محفوظ مي دارد و پيروز مي گرداند ( 1). يک روز پيامبر در مسجدالحرام مشغول نماز بود . عده اي از مشرکين او را مسخره مي کردند و در صدد آزارش بودند . يکي از آنان بچه دان شتري را که تازه ذبح شده بود برداشت و با خون و کثافت ، در حاليکه پيامبر اکرم در مسجد حاضر بود و اين منظره را تماشا مي کرد بسيار ناراحت شد و با چشم گريان خودش را به پدر رسانيد و بچه دان را برداشت و بدور افکند . پيامبر از سجده برخاست و بعد از نماز بر ان جمعيت نفرين کرد ( 2 ) . آري زهراي عزيز در همان سنين خردسالي اين قبيل حوادث ناگوار را مشاهده مي کرد و به ياري پدر مي شتافت و براي پدر ، مادري مي کرد . با مردن خديجه ، طبعا" برخي از کارهاي خانه بر دوش فاطمه کوچک افتاد . زيرا آن نخستين خانه توحيد ، کدبانوي بزرگ خود را از دست داده بود و به غير از فاطمه ( س ) در خانه يادگاري نداشت . تاريخ ، اين موضوع را روشن نکرده که در آ« دوران سخت در خانه پيغمبر (ص) چه مي گذشته و زندگي آنان چگونه اداره مي شده است ، اما با چشم دل مي توان اوضاع رقت بار ساکنين آن خانه را مشاهده نمود . پيغمبر (ص) بعد از خديجه با زني به نام « سوده » ازدواج نمود ، زنان ديگري را نيز اختيار کرد . انان هم کم و بيش درباره فاطمه اظهار علاقه مي نمودند ، ليکن براي هر کودک يتيمي دشوار است جاي مادرش را خالي و زن ديگري را در جاي او مشاهده کند . نامادري هم هر چه خوب و مهربان باشد مهر و محبت بي شائبه مادر را ندارد . تنها مادر است که به وسيله نوازشهاي گرم خويش ، دل کودک را آرام مي کند و به او نيرو مي بخشد . ولي هرچه محروميت فاطمه ( س) زيادتر مي شد ، اظهار محبت پيغمبر هم به همان نسبت بيشتر مي گشت . زيرا رسول خدا بدين مطلب توجه داشت که : فاطمه از حهت مادر ، کسري محبت دارد و بايد آن کسري جبران شود و از اين جهتت و جهات ديگر ، در روايات وارد شده که : رسول دا (ص) تا صورت فاطمه را نمي بوسيد به خواب نمي رفت . ( 1 ) مطالب مذکور اجمالي است از سرگذشت حدود هشت سال از زندگي دختر پيغمبر . ناگفته نماند … ناگفته نماند که : گرچه امثال حوادث مذکور و فشاهراي روحي براي هر کودکي پيش آمد کند اعصابش را در هم خواهد کوفت و راي سقوط و ناتواني روحي و جسمي وي کافي خواهد بودف ليکن اين داوري درباره همه کس درست نيست . زيرا همين حوادث سهمگين و گرفتاريهاي مداوم و مبارزاتن پي در پي است که روح افراد ممتاز و برجسته را تقويت مي کند و استعدادهاي دروني و نيروهاي نهفته آنان را به عرصه ظهور و بروز مي آورد تا در مقابل مشکلات پايداري کنند . اگر سنگ معدن تحت حرارت فوق العاده قرار نگيرد ، طلاي ناب و گرانبهايش خارج نمي شود . اوضاع بحراني و خطرنام و حوادث و انقلابات سهمگين دوران زندگي زهرا (س) ، نه تنها خللي بر روح ان حضرت وارد نساخت بلکه برعکس ، گوهر وجودش را صيقل داد و تابناک نمود و براي هرگونه مبارزه اي آماده و نيرومندش گردانيد . فاطمه ( س) به سوي مدينه رسول خدا در سال سيزدهم بعثت – از ترس جان – ناچار شد مکه را ترک کند و به جانب مدينه ، هجرت نمايد . هنگام حرکت ، با علي و فاطمه ( س) وداع نموده به علي فرموده : امانتهاي مردم را رد کن سپس فاطمه دختر مرا و فاطمه مادر خودت را و فاطمه دختر عمويم حمزه را عده ديگري بردار و به سوي مدينه بشتاب که من در انتار شما هستم . اين ررا فرمود و به جانب مدينه حرکت نمود . علي بن ابي طالب ( ع) به دستور پيغمبر اکرم عمل نمود ، سپس فاطمه ( س) را با چندين تن ديگر ازز زنها سوار کرد و رهسپار مدينه شد . در بين راه « ابو واقد » که مدمور راندن شترها بود ، آنها را با سرعت مي برد . علي بن ابي طالب ( ع) فرمود : با زنها مدارا کن و شترها را آهسته تر بران زيرا زنان ناتوانند و تاب تحمل سختي را ندارند. ابو واقد عرض کرد مي ترسم دشمنان در تعقيب ما باشند و به ما برسند . علي ( ع) پاسخ داد : پيغمبر ( ص) به من فرمود : از طرف دشمنان به شما آزاري نخواهد رسيد . وقتي به نزديکي « ضجان » رسيدند ، هشت سوار از عقب ايشان رسيدند . علي بن ابي طالب زنان را در پناهگاهي پياده نمود و با شمشير بر دشمنان حمله کرد و پراکنده شان ساخت . آنگاه بانوان را سوار کرد و رهسپار مدينه شد . پيغمبر ( ص) وقتي به قبا رسيد دوازده روز توقف نمود تا علي به اتفاق فاطمه و سايرين به آن حضرت پيوستند . (1) رسول خدا در مکه و به روايتي در مدينه ، « سوده » را به عقد خويش درآورد و فاطمه ( س) را به خانه او برد . سپس « ام سلمه » را عقد کرد و فاطمه را بدو سپرد تا از وي نگهداري و سرپرستي کند . ام سلمه مي گويد : پيغمبر اکرم ( ص) فاطمه را به من سپرد تا در تربيتش کوشش کنم . من هم از تربيت و راهنمايي او دريغ نداشتم ولي به خدا سوگند او از من با ادب تر و داناتر بود . (2) عروسي حضرت فاطمه (س) فاطمه زهرا ( س) دختر پيغمبر اکرم و از دوشيزگان ممتاز عصر خويش بود . پدر و مادرش از اصيل ترين و شريف ترين خانواده هاي قريش بودند . از حيث جمال ظاهري و کمالات معنوي و اخلاقي از پدر و مادر شريفش ارث مي برد . به عالي ترين کمالات انساني آراسته بود . شخصيت و عظمت پيامبر اکرم روز بروز در انظار مردم بالا مي رفت و قدرت و شوکت او زيادتر مي شد . به همين علت ، دختر عزيزش زهرا ( س ) همواره مورد توجه بزرگان قريش و رجال با شخصيت و ثرومتند قرار داشت و گاه و بيگاه از او خاستگاري مي کردند . اما پيغمبر اکرم ( ص) اصلا" خوشش نمي آمد کسي در اين باره سخن بگويد و با خواستگاران طوري رفتار مي کرد که مي پنداشتند مورد غضب قرار گرفته اند . ( 1) رسول خدا فاطمه را براي علي ( ع) نگاه داشته بود و دوست مي داشت از جانب او پيشنهاد بشود ( 2 ) پيغمبر از جانب خدا مأمور بود که نور را با نور کابين ببندد . (3) ابوبکر يکي از خواستگاران فاطمه (س) ود . روزي بدين منظور خدمت رسول گرامي رسيد و عرض کرد: يارسول الله ! ميل دارم با شما وصلت کنم ، آيا مي شود که فاطمه را به عقد من در آوري ؟ رسول خدا فرمود : فاطمه هنوز کوچک است و اصلا" تعيين همسر او با خداست . من نيز منتظر دستور خدايم . ابوبکر مأيوسانه برگشت . در بين راه با عمر ملاقات نمود و جريان خواستگاري خودش را با او در ميان گذاشت . عمر گفت : رسول خدا (ص) پيشنهاد ترا رد کرده و ميل نداشته دخترش را به تو بدهد . عمر نيز يک روز در ازدواج با فاطمه (س) طمع کرد و بدين منظور خدمت رسول خدا مشرف شد و فاطمه را خواستگاري نمود . پيغمبر (ص) پاسخ داد : فاطمه هنوز کوچک است و تعيين همسرش با خداست . عمر و ابوبکر چندين مرتبه تقاضاي ازدواج کردند ولي پيغمبر پيشنهادشان را نپذيرفت . « عبدالرحمن بن عوف » و « عثمان بن عفان » که هر دو از ثروتمندان بزرگ بودند به عزم خواستگاري خدمت رسول خدا رسيدند . عبدالرحمن عرض کرد با رسول الله ! اگر فاطمه (س) را به من تزويج کني ، حاضرم يکصد شتر سياه آبي چشم که بارهايشان پارچه هاي کتان اعلاي مصري باشد و ده هزار دينار مهريه اش کنم . عثمان نيز اظهار داشت : يا رسول الله من هم به همين مهر حاضرم و بر عبدالرحمن برتري دارم زودتر مسلمان شده ام . پيغمبر از سخن آنان سخت خشمناک شد و براي آنکه بفهماند به مال آنها علاقه ندارد و داستان ازدواج داستان خريد و فروش و مبادله ثروت نيست ، مشتي سنگ ريزه برگرفت و به جانب عبدالرحمنم پاشيد و فرمود : تو خيال مي کني من بنده پول و ثروت خودت بر من فخر و مباهات مي کني و مي خواهي به وسيله پول ازدواج را بر من تحميل کني ؟ (1 )



    در حالى زندگي كنيد----
    تمام دارائي ما اين لحظه است ميزان آرامش ذهن و كارآئي فردي ما براساس ميزان توانائي ما براي زيستن در لحظه حال مشخص مي شود.
    از اين ديدگاه كليه شادي و خرسندي متمركز ساختن ذهن بر لحظه حال است.
    يكي از نكات جالب در مورد كودكان اين است كه آنها خود را تماماً در حال غرق مي كنند آنها كاملاً درگير فعاليت كنوني خود مي شوند كه اين فعاليت مي تواند تماشاي يك سوسك، نقاشي كشيدن، ساختن يك قصر ماسه اي و يا هر چيز ديگر مي باشد.
    اما وقتي بزرگ مي شويم هنر فكر كردن و نگران بودن همزمان را فرا مي گيريم.
    به مشكلات گذشته و مسائل آينده اجازه تجمع  در زمان حال را مي دهيم.
     وبدين ترتيب حال خود را مي بازيم. ما همچنان ياد مي گيريم كه لذائذ و شاديهاي خود را به تعويض بيندازيم و همواره به اميد آينده اي متفاوت باشيم دانش آموز دبيرستاني با خود مي گويد. « وقتي مدرسه را تمام كنم و ديگر مجبور نباشم تكليفي انجام دهم آنوقت زندگي ايد آل خواهد بود»
    مدرسه تمام مي شود و حالا او تشخيص مي دهد كه تا وقتي خانه مستقل نداشته باشد خوشبخت نخواهد شد. خانه را ترك مي كند، وارد دانشگاه مي شود و با خود مي گويد: « وقتي مدركم را بگيرم ديگر هيچ غمي نخواهم داشت! بالاخره مدركش  را هم مي گيرد و آنوقت است كه مي بيند تا وقتي شغلي مناسب نداشته باشد نمي تواند خوشبخت باشد. كاري اختيار مي كند و .... درست حدس زديد. هنوز هم نمي تواند خوشبخت باشد.
    كاري اختيار مي كند و ... در ست حدس زديد. هنوز هم نمي تواند خوشبخت باشد. با گذشت سالهاي پياپي او خوشبختي، شادي و آرامش ذهني خود را مرتباً تا نامزد شدن، تا ازدواج كردن، تا خريدن خانه، تا گرفتن كار بهتر، تا تشكيل خانواده، تا بردن بچه ها به مدرسه، تا تمام شدن مدرسه بچه ها، تا بازنشستگي  و.... به تعويض مي اندازد. و قبل از آن كه به خود اجازه شادي سعادتمندانه دهد از دنيا مي رود.
    تما لحظات حال او صرف نقشه كشيدن براي آينده متفاوت مي شود كه هرگز از راه نمي رسد. آيا داستان زندگي شما هم از نوع اين داستان است؟ آيا شما هم كسي را مي شناسيد كه شاد زيستن خود را موكول به آينده اي دور دست و خيالي كرده باشد؟ براي شاد زيستن بايد مشغول و درگير زمان حال شد. اما ما به جاي آن كه از لحظات امروز زندگي خود لذت ببريم نقشه  شاديهاي سفر سال آينده مي كشيم.
    زيستن در زمان حال همچنين بدين معناست كه ما از هر كاري كه در حال انجام آن هستيم به خاطر خود آن لذت ببريم نه اين كه صرفاً به دنبال هدف نهائي آن باشيم.
    هر گاه در حال زندگي مي كنيم ترس را از ذهن خود مي رانيم. اساساً ترس مقوله ايست مربوط به حوادثي كه ممكن است در آينده اتفاق بيفتد.
    اين ترس مي تواند آن چنان فلج كننده باشد كه انجام هر عمل سازنده اي را براي فرد نا ممكن بسازد.
    ما مي توانيم خود را در ذهن خود به جهنم بپندازيم تا ببينيم بلكه آنجا چه مي گذرد؟
    با اين همه اگر به لحظه حال نظر داتشه باشيم، كه تمام دارائي ماست هيچ مشكل بزرگي اصولاً وجود نخواهد داشت.
    در حال زندگي كنيد.
    انتظار:
    آيا تا به حال دقت كرده ايد كه وقتي بي صبرانه منتظر تاكسي هستيد انگار همه تاكسي ها غيب مي شوند؟ اين نكته در موارد ديگر هم كه انتظار چيزي را مي كشيم صادق است.
    هر وقت به انتظار نامه، افراد، شغل خوب، همسر ايده آل حوادث فوق العاده، عيد نوروز و يا هر چيز ديگري كه مي نشينيم رسيدن آنها مدتها به طول مي انجامد و گاه اصلاً نمي رسند.
    در اينجا اصلي حاكم است كه به ما مي گويد: « زندگي ات را در زمان حال بگذران و به خاطر اتفاقات آينده نفست را در سينه حبس نكن.»
    اگر به خود بگوييم: « براي اينكه بتوانيم شاد و خشنود باشيم بايد (a) را داشته باشيم» آن گاه چه بسا شرايط چنان به تنظيم خود بپردازد كه مخالف گفته شما را اثبات كنند.
    بخشندگي:
    عفو كردن خود و ديگران، دادن يك راي مثبت به تز زيستن در زمان حال است. « من هرگز مادرم را به خاطر آن كار نمي بخشم.» « من نمي توانم خودم را ببخشم»
    آيا اين  جمله براي شما آشنا نيستند؟ وقتي از بخشيدن ديگران امتناع مي كنيم در واقع مي گوئيم: « من ترجيح مي دهم به جاي آن كه قدمي در جهت بهبود اوضاع بردارم در گذشته زندگي كنم و ديگران را  به خاطر اين اوضاع و احوال سرزنش كنم».
    وقتي خود را نمي بخشم در واقع ماندن در احساس گناه را برمي گزينم و به اين ترتيب خود را در رنج روحي بيشتر قرار مي دهيم.
    بخش ديگران:
    وقتي از بخشش ديگران امتناع مي كنيم در واقع اين ما هستيم كه رنج مي بريم در پنجاه درصد موارد فرد « گناهكار» حتي خبر ندارد كه در سرما چه مي گذرد. وقتي راه بخشش را بر ميس گزينيم وقتي تغيير مي كنيم، ديگران هم تغيير مي كنند. وقتي نگرش خود را نسبت به ديگران عوض مي كنيم آنها هم  شروع به تغيير رفتار خود مي كنند گوئي در همان لحظه اي كه تصميم به تغيير زاويه ديد خود مي گيريم، ديگران هم به انتظارات تغيير يافته ما پاسخ مثبت مي دهند.
    بخشش خود:
    اگر بخشيدن ديگران مشكل است بخشيدن خود به مراتب دشوار تر است بسياري از افراد در تمام طول زندگي به خاطر كوتاهي هائي كه به خود نسبت مي دهند به تنبيه رواني و جسماني خود مي پردازند.
    اگر تا كنون احساس گناهكاري مي كرده ايد به عقيده من ديگر كافي است چرا ادامه مي دهيد؟ با تداوم احساس گناه در سال هاي آينده باز هم مشكلي حل نخواهد شد.
    سرزنش كردن و احساس گناه داشتن هر دو احساساتي خطر ناك و فخر بند وقتي به سرزنش خود و ديگران مي پردازيم از مسئله اصلي كه بايد كاري در رابطه با آن انجام دهيم غافل مي شويم انتخاب هميشه با ماست كه مهار زندگي خود را به دست بگيريم و در حال زندگي كنيم يا خود را در لجاجت و پريشانيهاي گذشته زنجير كنيم.
    شادي:
    ابراهام لينكلن گفته است « اغلب مردم تقريباً به همان اندازه شاد هستند كه انتظارش را دارند». در واقع ان چه كه در زندگي براي ما رخ مي دهد آن قدر تعيين كننده شادي ما نيست بلكه بيشتر نوع واكنش ما نسبت به رخدادها ست كه نقش تعيين كننده دارد.
    اما شاد بودن هميشه آسان نيست. شاد بودن مي تواند يكي از بزرگترين مبارزات ما در صحنه زندگي باشد و گاه مي تواند تمام پا فشاريها، انضباط فردي و تصميماتي را كه براي خود فراهم آورده ايم مخدوش كند.
    از آنجائي كه انسان افكار و انديشه هاي خود را بر مي گزيند الزاماً تعيين كننده ميزان شادي هاي خويش است. براي شاد بودن بايد بر افكار شاد تمركز كنيم اما ما غالباً بر عكس عمل مي كنيم. اغلب تعريف ها و تمجيدها را ناشنيده مي گيريم اما حرفهاي ناخوشايند را مدتها در ذهن نگه مي داريم.
    اگر اجازه بدهيد كه يك تجربه يا يك حرف ركيك ذهن شما را به خود مشغول كند خود شما از عواقب آن رنج مي بريد يادتان باشد كه شما زير سلطه ذهن خود هستيد.
    اغلب مردم تعريف و تمجيدها را ظرف چند دقيقه فراموش مي كنند اما يك اهانت را سالها به خاطر مي سپارند. آنها مانند اشغال جمع كن هائي هستند كه هنوز توحيني را كه پست سال پيش به آنها شده است  با خود حمل كنند.
    لازمه شاد زيستن، جستجوي زيبائي و خوبيهاست.
    كازانتزا كيس گفته است:
    « قلم و رنگ در اختيار شماست بهشت را نقاشي كنيد و بعد، وارد آن شويد»
    كمال و شادي:
    علت غمگيني انسان آن است كه زندگي بدانگونه اي كه او مي خواسته نيست. زندگي ما آرمانهاي او جور در نمي آيد و در نتيجه او را غمگين و افسرده مي سازد.
    ما مي گوئيم: « من وقتي خوشحال خواهم بود كه ...» اما زندگي هم شادي و نشاط دارد هم محروميت و عجز، زندگي گاهي تصاحب هدف است و گاهي دور ماندن از آن بنابراين تا وقتي كه بگوئيم من وقتي خوشحال خواهم بود ....» فقط خود را فريب داده ايم.
    هر يك از ما براي شاد زيستن به يك تصميم نياز داريم مي توانيم هر روز براي خود خاطر نشان كنيم كه وقت محدودي در اختيار داريم تا از اين عمر كوتاه بيشترين بهره را ببريم و مي توانيم به دور از زمان حال، در اميد آينده بهتر باشيم؟
    مقابله با افسردگي:
    همه اوقاتي را تجربه كرده ايم كه زندگي در نهايت دشواري خود بوده است تنها مانده ايم، قدرت باز پرداخت بدهي هاي خود را نداشته ايم كار خود را از دست داده ايم يا يكي از عزيزانمان از دست رفته است در اين مواقع حتي فكر نمي كرديم كه بتوانيم تا هفته ديگر دوام بياوريم اما به هر ترتيبي بود دوام آورديم.
    حقيقت اين است كه ما اغلب مسائل را پيش از اندازه بزرگ مي كنيم بدترين اتفاقي كه ممكن است روي دهد احتمالاً بسيار ناراحت كننده است اما پايان دنيا نيست.
    شادترين افراد مصائب و سختيها را به منزله تجارب با ارزش يادگيري قلمداد مي كنند و مي دانند كه اين آزمايشهاي سخت از آنها انسانهائي آبديده خواهد ساخت، ديگر چه مي توان كرد؟
    شايد بهترين راه براي احساس بهتر داشتن، انجام كاري براي ديگران باشد. نگراني و ترحم پيش از اندازه به حال خود، نتيجه اشتغال به خويشتن است.
    شوخي:
    وقتي كه مي خنديم همه چيز به نفع جسم و ذهن ما پيش مي رود آندرفيني كه در مغز تخليه مي شود به ما احساس « پرواز طبيعي » مي دهد و با ذهن سيستم تنفسي درست مانند زماني مي شود كه به ورزش دو پرداخته ايم.
    خنده درد را تسكين مي دهد. ما تنها زماني مي توانيم بخنديم كه آسوده خاطر باشيم و هر چه ميزان اين آسودگي بيشتر باشد درد را كمتر احساس خواهيم كرد.
    هنر شاد بودن مستلزم توانائي خنديدن به مشكلات در كوتاهترين زمان ممكن پس از وقوع آنهاست شخصي كه در موقعيت بدي قر ار مي گيرد ممكن است تا دو سال از خنديدن امتناع كند. ديگري ممكن است تا دو هفته گريه و زاري را كنار بگذارد و شروع به خنديدن كند و بنابراين نفر اول پنجاه مرتبه بيشتر از دوعي در بيچارگي و غم باقي مي ماند و اين انتخاب خود اوست.
    پياييدگاه و بي گاه براي خود خاطر نشان كنيم كه ما انسان هستيم و مانند تمام انسانهاي ديگر ممكن است كارهاي احمقانه از ما سربزند. اگر توقع شما بي عيب و نقص  بودن و كمال است به اين سياره تعلق نداريد.
    از كودكان بياموزيم. كودكان بطور طبيعي و بدون احساس خجالت تقريباً به همه چيز مي خندند. بچه ها به عطش سيري ناپذير نشاط و شادي قدم به اين جهان مي گذارند.
    اما بزرگسالان وقت فراواني را صرف محدود كردن خنده هاي كودك مي كنند و مدام به او تذكر مي دهند: سر كلاس باصداي بلند نخندند و غيره تا اينكه قسمت اعظم اين صليب خاطر خود به خودي از كودك گرفته مي شود. يكي از مسئوليتهاي ما در مقابل ديگران آن است كه از زندگي لذت ببريم زيرا با شاد بودن احساس بهتر و كارآئي بيشتر خواهيم داشت و ديگران نيز از مصاحبت با ما احساس رضايت و خرسندي خواهد كرد.
    پس بياييد شادتر باشيم.


    رفع لکه هاي شمع از فرش :
    اگر تکه شمع داغي روي فرش افتاده ، يک برگ کاغذ خشک کن يا کاغذ قهوه اي برداريد و روي سطح سوخته يا شمع بگذاريد . اتو را داغ کنيد . و روي محل مورد نظر قرار دهيد تا شمع جذب کاغذ شود .
     

    شستشوي گل مصنوعي :
    براي نظافت گلهاي مصنوعي از آب نيمه گرم همراه با مخلوطي از مايع ظرفشويي استفاده کنيد . و گلها را داخل اين محلول درست شده قرار دهيد و سپس با گذشت چند دقيقه ، با اب نيمه گرم ، شست و شوي دهيد .
     

    باران و شوره کفش :
    اگر نشاسته اي از سفيدي يا شوره هايي روي کفش خود ديديد ، مخلوط آب و سرکه که يکي از نتيجه بخش ترين محلولهاي شيميايي دست ساز است را آماده کنيد و روي کفش بماليد . خواهيد ديد که هيچ اثري از شوره باقي نخواهد ماند
     
     
    نکته هايي بر تزئين منزل به سبک مدرن :
    مدرنيسم سبکي است که بيشتر به شييوه تفکر ارتباط دارد تا منزل ارايي . اما سبکي نيز به نام مدرنيسم در طراحي منزل به وجود آمده که طراحي ساده را توصيه مي کند . هر وسيله بنا به کاربرد خود در خانه قرار داده مي شود و وسايل زائد در اين سبک جايي ندارد .
     

    ديوارها :
    تا حد امکان بايد گچکاريها را محو کرد . به همين منظور بايد رنگ گچبري ديوار را به رنگ سفيد درآوريم تا مشخص نباشد . از کاغذ ديواري نبايد در سبک مدرن استفاده شود ، براي تنوع مي توانيد به يکي از ديوارها اينه نصب کنيد .
     

    پنجره ها :
    براي داخل شدن حداکثر نور به داخل خانه ، پنجره ها حتي الامکان بايد ساده باشند . و پرده اي که به آنها نصب مي شود ، از جنس کتان ابريشمي يا حتي از کرکره هاي بسيار ظريف سفيد رنگ باشد . در سبک مدرن ، نور نقش مهمي ايفا مي کند ، به همين منظور با سفيد کردن ديوارها و پرده ها خانه روشن تر به نظر مي رسد .
     

    کف :
    کف خانه حتي الامکان بايد يکپارچه و بدون درز باشد . مي توانيد يا فرش بزرگ پهن کنيد . که کف را يکپارچه بپوشاند يا اينکه کف را سنگ کنيد و يک قاليچه ساده روي آن پهن کنيد .
     

    اسباب خانه :
    در سبک مدرن مسلماً بايد از جنس چرم و چوب بباشند و نبايد از مبلهاي بزرگ راحتي در خانه استفاده کرد . تعداد گياهاني که در خانه قرار داده مي شوند ، نبايد از يک يا دو عدد بيشتر شود . بلکه بايد از گياهان با طراوت استفاده شود . در سبک مدرن وسايل تزئيني بسيار کم در خانه به کار مي روند و مي توانند شامل نقاشيهاي مدرن يا مجموعه هاي ظريف باشند .
     

    طريقه تميز کردن گلدان
    براي تميز کردن گلداني که خاک آن را خالي کرده ايد ، ولي هنوز جرم دارد، لازمست آن را ابتدا با آب سرد بشوييد و سپس محلول غليظي از سرکه ونمک را داخل گلدان بريزيد و مدتي صبر کنيد ، تا اينکه جرم ها از ديواره گلدان جدا شود.
     

    طريقه تميز کردن ظروف چيني
    اگر مي خواهيد ظروف چيني شما تميز و براق شود ، آنها را داخل ديگي که پر از آب سرد و پودر لباسشويي است ، قرار دهيد و زير ديگ را روشن کنيد تا آب به جوش آيد . و چند دقيقه اي به همان حالت بجوشد.
     

    لکه هاي کهنه
    لکه هايي را که از مدتها پيش بر روي روميزي و يا لباس باقي مانده اند را با محلول زير پاک کنيد : دو تا قاشق غذا خوري پودر لباسشويي ، سه قاشق غذا خوري سرکه و يک ليتر آب گرم را با هم مخلوط کرده و لکه را با آن بشوييد .
     

    لکه قير :
    براي از بين لکه قير روي پارچه ، از بنزين و کره مي توان استفاده کرد .
     

    لکه ناشي از زنگ زدگي :
    اثر زنگ فلزات ، به خصوص رگه هاي فلزي بر روي لباس را مي توان با ليمو ترش از بين برد . ليمو ترش را از وسط به دونيم کنيد و آن را روي لکه مورد نظر فشار دهيد ، و آب آن روي لک زدگي بريزد . سپس يک لايه نمک روي آن ريخته و لباس را در مقابل آفتاب آويزان کنيد .
     

    چرا مربا کپک مي زند ؟
    يکي از دلايل کپک زدن مربا آنست که کاملاً پخته نشده است . اگر مرباي شما کپک زده يک لايه از روي آن را با قاشق برداريد . و بقيه مربارا دوباره بپزيد . هنگام تهيه مربا ، از قاشق چوبي استفاده کنيد .
     

    يخچال را کجا بگذاريم؟
    هرگز يخچال را در نزديکي اجاق گاز يا آبگرمکن قرار ندهيد ، زيرا حرارت ناشي از پخت و پز اجاق گاز ، باعث کاهش عمر دستگاه مي شود . محل استقرار يخچال بايد بين 15 تا 20 سانتي متر از ديوار فاصله داشته باشد .
    راه مناسب براي باز کردن يخ مواد منجمد شده
    براي آب کردن يخ خوراکي منجمد شده ، آنها را در يخچال بگذاريد . اين کار علاوه بر اينکه باعث مي شود مواد غذايي با سرعت کمتري از حالت انجماد خارج شوند، در انرژي مصرفي توسط يخچال نيز صرفه جويي خواهد کرد .
     



    فاطمه بانوي نمونه اسلام
      
     بخش اول - از ولادت تا ازدواج
    شخصيت هر کس تا حدود زيادي ، به اوضاع خانوادگي و شخصيت و اخلاق پدر و مادر و محيط نشو و نماي او بستگي دارد . پدر و مادرند که شالوده و اساس شخصيت فرزند را مي ريزند و او را در قالب روحيات و اخلاق خودشان ريخته تحويل جامعه مي دهند ، به طوريکه ميي توان گفت : هر فرزندي نمونه و آينه تمام نماي شخصيت پدر و مادر و طرز تربيت آنهاست .
    در تعريف و توصيف پدر فاطمه عليها السلام احتياجي به توضيح و شرح نيست ، زيرا شخصيت فوق العاده و عظمت روحي و اخلاق پسنديده و همت عالي و فداکاري و شجاعت پيغمبر اکرم ( ص ) بر هيچ مسلمان بلکه بر هيچ فرد مطلعي پوشيده نيست . در عظمت آن حضرت همين بس که خدا درباره اش مي فررمايد : « اي محمد اخلاق تو بزرگ و شگفت آور است » ( ) ما اگر بخواهيم وارد تعريف و توصيف اخلاق پدر فاطمه شويم سخن بطول مي انجامد و از مقصد باز مي مانيم .
      • مادر فاطمه ( س )
    مادر فاطمه زني بود به نام خديجه دختر خويلد . خديجه در يکي از خانواده هاي اصيل و شريف قريش به دنيا آمد و تربيت يافت . افراد خانواده اش همه دانشمند و فداکار و روحاني و حمايت کننده از خانه کعبه بودند . هنگاميکه « تبع » پادشاه يمن تصميم گرفت حجرالاسود را از مسجد الحرام به يمن منتقل کند . خويلد پدر خديجه در مقام دفاع برخاست . به واسطه مبارزات و فداکاريهاي او بود که « تبع » از تصميم خويش منصرف شد و آن سنگ مقدس را از جايش حرکت نداد . (1)
    « اسد بن عبدالعزي » جد خديجه يکي از اعضاء برجسته پيمان « حلف الفضول » است . پيمان مذکور را گروهي از رجال با شخصيت و عدالت خواه عرب بستند و قرار گذاشتند که از مظلومين دفاع کنند و در ياري کردن درماندگان کوشش نمايند . رسول خدا نيز در آن انجمن عضويت داشت و مي فرمود : من در خانه « عبدالله بن جدعان » حاضر بودم که پيمان بسته شد و اگر مرا دعوت نمايند با کمال ميل شرکت مي کنم . ( )
    « ورقة بن نوفل » پسر عموي خديجه يکي از افرادي بود که پرستش بتها را نمي پسنديدند و از مدتها قبل در صدد تحقيق و کنجکاوي بودند تا دين حق را بيابند . « در يکي از آنان « ورقة بن نوفل » بود ، جلسه سري تشکيل دادند و درباره اعمال مردم به بحث و کنجکاوي پردداختند و نظرشان بدانجا منتهي شد که مردم در عبادت بتها سخت در اشتباهند و دين حضرت ابراهيم را از دست داده اند . بتهائي را پرستش مي کنند که نه مي شنوند و نه مي بينند و هيچ نفع و ضرري ندارند . سپس تصميم گرفتند در بلاد متفرق شوند تا دين واقعي حضرت ابراهيم را بيابند . » ( )
    « ورقة بن نوفل » پسر عموي خديجه ، همان مرد دانشمندي است که وقتي از جانب خدا به پيغمبر ( ص) وحي دشد و داستان نازل شدن جبرئيل را راي خديجه شرح داد ، خديجه براي تحقيق قضيه ، نزد او رفت و جريان را برايش شرح داد ، و از رمز آن حادثه تازه جويا شد .
    ورقة پاسخ داد : با اين اوضاع که تشريح کردي جبرئيل بر محمد نازل شده و او پيغمبر خداست . از قول من به محمد بگو : در کار خود جديت و پايداري کن . روزي ديگر « ورقة » در مسجد الحرام با پيغمبر ( ص) برخورد نمود و عرض کرد : آنچه را ديدي و شنيدي براي من شرح بده .
    پييغمبر اکرم داستان نزول فرشته را برايش بيان کرد .
    ورقة عرض کرد : به خدا سوگند ! تو پيغمبر خدا هستي ، و همان فرشته اي که بر موسي نازل شده بر تو هم نازل کرده است . آگاه باش که ترا تکذيب و اذيت خواهند نمود . از وطن تبعيد مي شود و با تو جنگ خواهند کرد . اگر من تا آن زمان زنده ماندم دين خدا را ياري مي کنم .
    سپس سر پيغمبر را بوسيد و رفت . (1 )
    از امثال اين داستانها معلوم مي شود که خاندان حديجه مردماني متفکر و کنجکاو و علاقمند به دين حضرت ابراهيم بوده اند .

    بانوي بازرگان
    گرچه تاريخ ، جزئيات زندگي آن بانوي شريف را ضبط نکرده ، ليکن همان مقدار که باقي مانده مي تواند شخصيت برجسته او را تا حدي روشن سازد .
    خديجه در آغاز جواني ، با « عتيق بن عائذ » ازدواج نمود . اما چندي نگذشت که عتيق ديده از جهان فرو بست و خديجه را با مال و ثروت سرشار تنها گذاشت .
    او چندي بي شوهر ماند و بعدها با يکي از بزرگان بني تميم ، به نام « هندبن بناس » عروسي کرد . اما هند هنوز جوان بود که از دنيا رفت و باز هم خديجه با ثروت هنگفتي تنها ماند .
    يکي از نکاتي که مي تواند روح بزرگ و همت عالي و حريت و استقلال نفساني آن بانوي شريف را روشن سازد اينست که خديجه ، ثروت هنگفتي را که از شوهر اول و دومش به ارث برده بود راکد نگذاشت و در راه رباخواري که معمول آن زمانها بود نيز نينداخت ، بلکه آن را در راه تجارت و بازرگاني به کار بست . و افرادي درستکار را استخدام نمود و به وسيله آنان به تجارت پرداخت .
    خديجه از راه مشروع تجارت ، بر ثروتش افزوده گشت و به طوريکه نوشته اند :
    « هزاران شتر در دست کارکنانش بود که اطراف کشورها مانند مصر و شام و حبشه به تجارت مشغول بودند » . ( 1 )
    « ابن هشام » مي نويسد : « خديجه زن شريف و ثوتمندي بود که به تجارت اشتغال داشت مرداني را اجير کرده بود که برايش تجارت مي کردند ». ( 2 )
    ناگفته پيداست که اداره کردن يک چنان کاروان بزرگ بازرگاني آن هم در آن عصر و در جزيرةالعرب کار آساني نبود ، بويژه اگر مديرش يک زن باشد ، آن هم زمانيکه زنان از حقوق اجتماعي محروم بودند و بسياري از مردان بي رحم دختران بي گناه ررا زنده بگور مي کردند . پس آن بانوي بزرگ بايد داراي نبوغ فوق العاده و شخصيت برجسته و استقلال نفساني و اطلاعات کافي بباشد تا بتواند آن تجارت مفصل و بزرگ را اداره کند .
      بانوي مستقل
    يکي از نکات برجسته و درخشان زندگي خديجه داستان ازدواج او با پيغمبر ( ص ) است . بعد از آنکه شوهر اول و دوم خديجه وفات نمودند ، يک حالت استقلال و آزادي مخصوصي در آن بانوي بزرگ پيدا شد و همانند عاقل ترين و رشيدترين مردان به تجارت مي پرداخت و تن به ازدواج نمي داد . با اينکه از جهت اصالت و نجابت خانوادگي و مال و ثروت فراوان ، خواستگاران زيادي داشت و حاضر بودند مهريه هاي سنگيني بدهند و با وي ازدواج کنند ، ولي او از قبول شوهر جدا" امتناع مي ورزيد . اما نکته جالب اينجاست که همين خديجه ايکه حاضر نبود به هيچ قيمتي ، با سران و اشراف عرب و مردان ثروتمند ازدواج کند ، با کمال شوق و علاقه حاضر شد با محمد که شخص يتيم تتاريخ خبر مي دهد که خواستگاران متشخص و آبرومندي حتي از ملوک و ثروتمندان برايش مي آمدند ولي به ازدواج راضي نمي شد ، اما در مورد وصلت با محمد نه تنها راضي شد بلکه خودش با کمال اصرار و علاقه پيششنهاد ازدواج نمود و مهريه اش را نيز در مال خودش قرار داد ، به طوريکه اين موضوع اسباب سخريه و سرزنش شد.
    با توجه بدين مطلب که زنها معمولا" به ثروت و تجملات زندگي خيلي علاقه دارند و نهايت آرزويشان اين است که شوهر ثروتمند و آبرومندي نصيبشان گردد تا در خانه اش به آرامش و تجمل و خوشگذراني سرگرم باشند ، به خوبي روشن مي شود که خديجه در مورد ازدواج ، انديشه و افکار عاليتري داشته و در انتظار شوهر فوق العاده و شخصيتي برجسته اي بوده است . معلوم مي شود خديجه شوهر ثروتمند و پولدار نمي خواسته بلکه درجستجوي شخصيت برجسته روحاني بوده که جهاني را از گرداب بدبختي و جهالت نجات دهد .
    تاريخ به ما خبر مي دهد که خديجه از بعض دانشمندان عصر خويش شنيده بود که محمد ( ص) پيغمبر آخر الزمان است . و خودش بدان موضوع عقيده داشت . بعد از آنکه مدتي محمد را به عنوان کاروان تجارت انتحاب نمود – و شايد خود اين عمل يک نوع آزمايشي بوده تا بدان وسيله در پيرامون اظهارات دانشمندان آزمايش کند- و « مسيره » غلام خودش را ناظر جريان سفر قررار داد و ان غلام وقايع و حوادث شگفت آوري را از محمد براي خديجه تعريف کرد ، آن بانوي شريف و رشيد ، شخص مطلوب و گمشده اش را يافت . آن حضرت را احضار نمود و گفت : اي محمد من چون تورا شريف و امانتدار و خوش خلق و راست گو يافته ام ، ميل دارم با تو ازدواج کنم . ( 1)
    محمد ( ص) قضيه را با عموها و خويشانش در ميان نهاد . آنان به عنوان خواستگار نزد عموي خديجه رفتند و مقصدشان را در ضمن خطبه اي اضهار داشتند .
    عموي خديجه که يکي از دانشمندان بود خواست پاسخ دهد ولي چون نتوانست به خوبي سخن بگويد ، خود خديجه از غايت شوق با زبان فصيح ، گفت : اي عمو ! شما گررچه در سحن گفتن از من سزاوار تريد اما از خودم بيشتر اختيارم را نداريد . سپس عرض کرد : اي محمد ! خودم را به تو تزويج کردم و مهرم را در مال خودم قرار دادم . به عمويت بفرما براي وليمه عروسي شتري بکشد . ( 1 )
    تاريخ مي گويد : خديجه « ورقه » را واسطه قرار داد تا وسيله ازدواج بامحمد ( ص) را فراهم سازد ، هنگاميکه ورقه به او بشارت داد که محمد و خويشانش را به ازدواج راضي کردم ، خديجه به پاس اين خدمت بزرگ ، خلعتي به وي عطا کررد که پانصد اشرفي ارزش داشت . (2 )
    وقتي محمد ( ص) خواست از خانه خارج شود خديجه عرض کرد : اين خانه ، خانه تو و من کنيز تو هستم ، هر وقت خواستي به سراي خويش درآي. ( 3 )
    اين ازدواج براي پيغمبر اکرم خيلي ارزش داشت ، زيرا از يک طرف فقير و تهيدست بود و به همين علت يا علل ديگر تا سن بيست و پنج سالگي نتوانست ازدواج کند . از طرف ديگر بي خانمان و تنها بود و احساس تنهايي مي کرد و بوسيله اين ازدواج مبارک ، هم نيازمنديش برطرف شد و هم يار و غمگسار و مشاور خوبي پيدا کرد .
     


    وظايف تربيتي والدين (2)
    يکي از مشاغل بسيار مهم و پر مسئوليت والدين، تربيت فرزندان است که از ساير مشاغل والدين پيچيده تر مي باشد. به علت اينکه پس از تولد نوزاد، هر روز، هفته و هر سال رفتارها و نيازهاي وي تغيير يافته و متناسب با رشد و افزايش تواناييهاي جسمي و رواني وي خواسته هايش نيز تغيير مي يابد بنابراين والدين مي بايستي دانش و مهارت و اطلاعات کافي در زمينه هر يک از مراحل و نحوه برخورد صحيح با کودک داشته باشند تا بتواند عکس العمل مناسبي در برابر خواسته ها و رفتار آنها داشته باشند. در غير اين صورت چنانچه والدين اطلاعات کافي در اين زمينه کسب نکنند، راهنمايي هاي لازم را به دست نياورند و از متخصصين نيز در اين مورد کمک نجويند نمي توانند پاسخگوي نيازها و خواسته هاي فرزند در دوره نوجواني نيز باشند در نتيجه سبب بروز مسائل و مشکلات بسياري در نوجوانان خواهند شد.
    وظيفه والدين در دوره نوجواني بسيار حساستر و پر مسئوليت تر است. نوجواني دوره بحران بلوغ و هويت است، نوجوان به سطحي از آگاهي رسيده که همه صحبتها را با اطاعت کورکورانه نمي پذيرد، رفتارها و برخوردها ما با وي بايستي با دليل قانع کننده صورت گيرد، علاقمند به استقلال است، حالت عاطفي متفاوت و گذرايي دارد و نيازهاي تازه اي براي وي مطرح مي شود. بنابراين والدين مي بايستي اطلاعات و آگاهي کافي داشته باشند تا بتوانند متناسب با رشد وي پيش رفته، براي سئوالات وي پاسخ مناسبي داشته باشند.
    والدين مي بايستي در برخورد با نوجوان به واکنشهاي خود توجه بسياري داشته باشند زيرا واکنشهاي مثبت و منفي آنها بسيار مهم است. توصيه مي شود که والدين در برابر رفتارهاي نوجوانان به رفتارهاي خوب و مثبت و مناسب آنها توجه کنند و واکنش مثبت نشان دهند و حداکثر تلاش خود را بکنند که از نوجوان کمتر ايراد بگيرند. به عبارت ديگر در اکثر مواقع برخورد مثبت و خوش بينانه داشته، گاهي اوقات نسبت به رفتارهاي نوجوان شک کرده و نگران باشند و برخورد مناسب در اين زمينه داشته باشند.
    مهم اين است که نگرش والدين، مثبت و صادقانه باشد يعني رفتارهاي صحيح نوجوان توجه کنند تا موجب ايجاد اعتماد به نفس، عزت نفس و خودباوري در وي شوند. زيرا نوجوان يکي از نيازهاي بسيار مهم دوره نوجواني اين است که بتواند با اعتماد به نفس اين دوره را طي کند.
    والدين مي بايستي اشتباهات فرزندان خود را بپذيرند زيرا اشتباهات بر تجارب وي مي افزايد و نتيجه کار را مي فهمند و نوعي يادگيري است و وي را در برابر خطاها سرزنش و ملامت نکنند. نوجوانان به دليل نياز به استقلال از يک سو و عدم تجربه لازم براي حل مسائل از سوي ديگر، بسياري از رفتارها را از طريق آزمايش و خطا انجام يم دهند و از اين طريق به راهکارهاي لازم دست مي يابند و طبيعتاً در اين مسير اشتباهاتي را مرتکب خواهند شد و نياز دارند که در حين اشتباهات، با اعتماد به نفس لازم به حل مسائل بپردازند.
    والدين مي بايستي تشويقهاي لازم را به نوجوان ارائه دهند، البته تشويق نبايد بيش از جد و افراطي باشد بلکه بجا و متناسب با رفتار نوجوان بوده و شخصيت او را زير سئوال نبرد، نوجوان نبايد احساس کند که با او مثل يک کودک برخورد شده پس تشويق نيز بايد متناسب با سن وي باشد. وي مواقعي که نياز به تنبيه در برابر کارهاي ناپسند و نامطلوب است به جاي تنبيه بايد از تقويت منفي و فرايند شرطي شدن استفاده کنيم، وقتي وي را از انجام کاري منع مي کنيم بايد او را به انجام کار ديگري تشويق نماييم، يعني هميشه مي بايستي فرايند اصلاح رفتار را انجام دهيم.
    مراحل روش اصلاح رفتار عبارتند از :
    1-ريشه يابي رفتار نامناسب نوجوان .
    2-استفاده از شناخت درماني و تغيير نگرش و شناخت نوجوان.
    3- جايگزيني رفتارهاي مناسب با رفتارهاي نامناسب به منظور تغيير آنها.
    4-از بين بردن علل رفتارهاي نامناسب.
    5-فراهم کردن زمينه بروز رفتار مطلوب و تشويق آن تا نوجوان اظهار وجود کند.
    بنابراين بر اساس روش اصلاح رفتار، مي بايستي به تدريج رفتارهاي نامناسب را از بين برد و هيچگاه از تنبيه براي از بين بردن رفتارهاي نامناسب استفاده نکرد. زيرا تنبيه عوارض نامطلوبي به همراه دارد که در دوره نوجواني اين عوارض بيشتر نيز مي گردند.
    عوارض تنبيه عبارتند از :
    فرد از تنبيه کننده احساس بيزاري مي کند، رفتار را موقتي از بين مي برد و خاموش نمي کند، تنبيه رفتار را جابجا مي کند يعني رفتار ناشايست ديگري به جاي رفتار قبلي نشان داده مي شود، در صورت تکرار شرايط آن، رفتار نيز از فرد بروز مي کند، موجب کاهش خودباوري، اعتماد به نفس و از بين رفتن عزت نفس مي شود، از بين رفتن خلاقيت، کاهش عملکردها را نيز به همراه دارد. البته تنبيه کلامي، تحقير و سرزنش تأثير بسيار نامطلوبي بر رشد فرد دارد.
    البته در فرايند اصلاح رفتار، پديده اي به نام سيري و اشباع وجود دارد که از آن تنها مي توان در دوره کودکي استفاده کرد . يعني کارهاي نامطلوبي را که انجام مي دهد از او بخواهيم که حداکثر تکرار را در آنها داشته باشد. اين امر در دوره نوجواني بسيار مخرب و خطرناک است ( سيري باعث عادت مي شود ).
    بنابراين از آنجا که والدين به عنوان مدير و مربي خانه، وظيفه بسيار پيچيده و گسترده اي را بر عهده دارند . بايد به تمامي زمينه هاي انسان فکر کنند و آگاهي داشته باشند تا بتوانند راهکارها و برخوردهاي مناسبي را با فرزندان خود داشته باشند، رفتار و کلام سنجيده و مناسبي اعمال کنند و به عواقب عکس العملهاي خود توجه بسياري مبذول کنند. در واقع فرزندپروري شغل بسيار پيچيده اي است که نيازمند به اطلاعات بسياري مي باشد، والدين بايد از مشاوره و راهنمايي افراد مطلع و متخصص براي حل مشکلات خود و تربيت فرزندان کمک جويند تا در فرايند تربيتي با مشکل و مانعي مواجه نگردند.
     


    همه خانواده ها هنگام ازدواج، اهدافي داشته اند و به منظور رسيدن به آن اهداف، برنامه ريزيهايي کرده اند و پرورش فرزندانشان بر مبناي اصول و عقايدشان صورت مي گيرد.

    خانواده به عنوان يک پاسگاه اجتماعي که ارزشها، باورها و سبک زندگي خاصي دارد، واسطه اي براي انتقال ارزشها به فرزندان است. علاوه بر اين وظيفه، خانواده مي بايستي نيازهاي شناختي، رواني و فيزئولوژيک فرزندان را نيز ارضاء کنند وگرنه سبب ايجاد مشکلات زيادي در وي خواهند شد. البته آموزش و يادگيريهاي اوليه نيز به عهده والدين مي باشد، زيرا نوزاد نيازمند يادگيري تمامي رفتارهاي خود مي باشد و اين وظيفه بر عهده والدين است که مي بايستي آموزشهاي سنجيده، هدفمندي باشد که در زمانهاي مختلف و مراحل مختلف رشد به فرزندان ارائه گردد، به ويژه در دوران نوجواني که دوره شکل گيري هويت فرد است.

    بنابراين والدين وظايف مهم و خطيري به عهده دارند و مي توان گفت که کسي در اين امر موفق خواهد شد که خود داراي شخصيت و هويت مطلولي بوده، پايبند به ارزشها و اعتقادات خود باشد و بتوان سبک زندگي پسنديده اي را به فرزند منتقل نمايد، زيرا کودک و نوجوان تحت تأثير ارزشها و باورهاي والدين مي باشند و تأثير والدين در رفتار آنها بسيار زياد است.

    مي توان گفت که رعايت موازين ديني – فرهنگي و اخلاقي توسط نوجوان بيانگر الگوهاي پرورشي والدين است. والدين خود مي بايستي رفتاري سرشار از عشق، محبت، دوستي و فداکاري داشته باشند که بتوانند آنها را به نوجوانانشان منتقل کنند.

    والدين مي بايستي به فرزندان خود در کسب تجارب زندگي کمک کنند، زيرا نوجوانانتا حدود ٢٠-١٨ سالگي در حال تمرين و يادگيري هستند و در برهه اي از زمان اين وظيفه خطير به عهده والدين مي باشد.

    والدين بايد آگاهي لازم را از مسائل و مشکلات دوره هاي مختلف رشدي فرزندان داشته باشند و اطلاعات کافي از موانع مهم رشد سالم نوجو ان داشته باشند، زيرا اين موانع موجب ايجاد اختلالات عاطفي، شخصيتي و شناختي در فرزندان مي گردد و در نتيجه مشکلاتي را در وي ايجاد مي نمايند.

    والدين بايد زمينه هاي لازم براي استقلال و آزادي نوجوانان را فراهم نمايند، نهايت تلاش خود را در تربيت فرزنداني مناسب با نسل جديد بنمايند و به نوجوانان فرصت برنامه ريزي براي آينده را بدهند.

    نوجوانان نياز به استقلال دارند، در عين حال که تجربه کافي براي برخورد با مشکلات و حل آنها را ندارند بنابراين دائماً در حال شکل گيري و کسب تجربه هستند، به همين دليل نياز به هدايت و راهنمايي دارند. بنابراين والدين بايد بر اعمال و رفتار و فعاليتهاي نوجوانان کنترل کافي داشته باشند در غير اينصورت به بيراهه کشيده خواهند شد و دچار مشکل مي گردند.

    زماني که نوجوان دچار مشکل مي شود، والدين مي بايستي دقيقاً مشکل را شناسايي کرده و برخورد عاقلانه و منطقي با وي داشته باشند و هميشه به عواقب برخورد ها و رفتارها خود بينديشند. در غير اينصورت نه تنها سبب حل مشکل نخواهند شد بلکه موجب افزايش مشکلات نيز مي شوند. مي توان گفت که برخورد والدين با نوجوان مي بايستي مناسب، بجا و سنجيده باشد. آنها قبل از هر واکنشي بايد به اندازه کافي مسئله را تجزيه و تحليل نمايند تا موجب ايجاد مشکل در نوجوان نشوند و تيرگي روابط را به همراه نياورند. به عبارت ديگر نارسايي عاطفي سبب مشکلات عديده اي خواهد شد، هر چه ميزان محبت والدين به فرزندان بيشتر شود، پيوند عاطفي بين آنها محکم تر مي گردد و در اين صورت مشکلات کمتر شده و آنها مي توانند خانواده ها را به عنوان افراد مهمي تلقي کنند نه دوستان و همسالان.

    نوجوانان معمولاً نياز به الگو پذيري در همه زمينه ها دارند و ممکن است تمامي الگوهاي لازم، در يک جا حضور نداشته باشند، در حالي که اگر نوجوانان به والدين خود اعتماد کافي داشته باشند، مي توانند الگوهاي لازم را از آنها کسب کنند. اين اعتماد در صورتي در آنها ايجاد خواهد شد که والدين داراي هماهنگي لازم بين رفتار و گفتار باشند، يايبندي به ارزشها و باورهاي خود داشته باشند، در غير اينصورت عدم هماهنگي اعمال و گفتار والدين، نوجوان را دچار تناقض کرده، در نتيجه در شکل گيري هويت وي مشکلاتي ايجاد خواهد شد.

    تضاد بين ارزشهاي خانواده و ارزشهاي اجتماعي عوارضي را به همراه دارد که از آن جمله مي توان به مواردي اشاره نمود :

    نوجوان دچار سردرگمي و تعارض مي شود، ابهام نقش در وي به وجود مي آيد يعني سبب شکل گيري هويت پراکنده در وي مي گردد . بنابراين به منظور پيشگيري از اين عوارض، والدين مي بايستي با محيط زندگي، اعتقادات و باورهاي مسلط بر جامعه هماهنگ بوده، به نوجوان اعتماد داشته باشند، به وي شخصيت دهند، شناخت کافي بر آگاهيها و طرز تفکر وي داشته باشند، وي را در انتخاب مسير زندگي و تحصيلات آزاد بگذارند و در صورت نياز وي را راهنمايي کنند.

    والدين مي بايستي آينده نگر بوده و آينده نوجوان را در ذهن خود ترسيم کنند و بدانند که اين مسير نيازمند چه شرايط، ويژگيها و نيازهايي است؟ چه شرايط، تواناييها و مهارتهاي شغلي و سبک زندگي بايد فراهم کنند و نوجوان نيز تجربه کند تا به موقع بتواند از آنها استفاده کرده و دچار مشکل نشود.

    والدين مي بايستي به نيازها و خواسته هاي نوجوانان بيشتر از ديگران توجه کنند، زيرا آنها هستند که نياز دارند تا براي دوره و نسل خود زندگي کنند ولي نياز به استفاده از تجارب والدين نيز دارند ( زيرا والدين پيش از اين با آن مسائل مواجه شده، حل مسئله کرده اند و تجربه لازم را کسب کرده اند و مي توانند اين تجارب را در اختيار فرزندان خود قرار دهند ) و بايستي به نصايح و تجارب والدين توجه نمايند.

    بنابراين خانواده به عنوان کوچکترين واحد اجتماعي، وظيفه مهمي به عهده دارد، تمام رفتارها و سبک زندگي را انتقال مي دهد و يادگيريها و آموزش مهم نيز بر عهده آنها مي باشد. والدين پيش از ازدواج مي بايستي اهداف و برنامه هاي خاصي براي زندگي خود داشته باشند تا دچار دوگانگي و تعارض نگردند.
      



    نياز به محبت و تکريم نيازي فطري، روحي و رواني است که در همه ي انسانها بويژه در کودکان وجود دارد.
    برخورد توأم با کرامت و محبت موجب سلامت روان و تقويت عزم نفس مي گردد. دو ويژگي مهم محبت و تکريم همواره از خصوصيات اخلاقي انسانهاي بزرگ چو نبي مکرم حضرت محمد(ص) بوده است. آن حضرت در اين زمينه با تأکيد فراوان فرموده اند: محيط خانه را محل رد و بدل کردن محبت قرار دهيد و والدين اجازه دهند که فزندان با ،محبت بزرگ شوند و خود الگوي مناسبي براي فرزندان باشند. اگر اين توصيه حکيمانه را به کار گيريم در آينده اي نه چندان دور شاهد جامعه اي سالم و بدون تنش خواهيم بود.
    به اميد آنکه در نگرش اعضاي خانواده افق هاي تازه تري بگشايم، در اين شماره به دو گل واژه ي حياتي محبت و تکريم مي پردازيم.
    دوستدار شما

    تعريف محبت و تکريم :
    محبت به معني دوست داشتن کسي و تکريم به معني حب ذات و دوست داشتن خود است؛ بطوريکه اگر محبت از جانب ديگران به فرد ابراز شود موجب احساس رضايت و خشنودي او مي گردد.
    ويژگي هاي انسان با کرامت و با محبت : سخي، بخشنده و قدردان محبت هاي ديگران است، به عهد خود وفا مي کند، جواب بدي را با خوبي مي دهد، از ديگران چيزي درخواست نمي کند و ارزش هاي انساني خود را محترم مي شمارد.
    اصول تکريم و محبت :
    1 – تکريم و محبت به کودک در آغاز ورود به مدرسه بايد به اندازه اي باشد که وابستگي کودک را به مادر قطع و او را به مدرسه علاقمند کند.
    2 – تکريم و محبت محدود به افراد خاصي نيست، بنابراين تمامي افرادي که با کودک سرو کار دارند بايد با محبت و کرامت رفتار کنند.
    3 – تکريم و محبت بايد منطقي و به دور از تبعيض باشد.
    4 – تکريم و محبت بايد قلبي و به دور از تصنع باشد.
    5 – علت تحريم و محبت بايد براي کودک قابل فهم باشد.
    6 – تکريم و محبت به اندازه اي باشد که مانع تربيت صحيح نشود( کودک بداند که در مقابل رفتار شايسته مورد محبت واقع مي شود)
    7 – از آنجا که محبت و تکريم از نيازهاي اساسي انسان است نبايد ابراز آن مشروط باشد (اين کار را انجام بده تا دوستت داشته باشم).
    8 – در ابراز محبت و تکريم، سن توانايي و درک کودک را در نظر بگيريم و افراط نکنيم
    9 – تکريم و محبت به گونه اي ابراز شود که براي کودکان قابل درک باشد.
    10 – تکريم و محبت مختص به کودکان نيست لذا لازم است با توجه به موقعيت و جايگاه افراد (همسر ، خويشان ، بزرگترها و...) آنان را تکريم کنيم.
    11 – ابراز محبت به فرزندان به گونه اي باشد که در صورت مواجه شدن با محروميت بتواند مشکل را حل کند.
    اجازه دهيم محروميت را در بعضي از مراحل زندگي اش تجربه کند و بداند که :
    اثرات تربيتي ابراز محبت و تکريم :
    کودکي که از تکريم و محبت والدين بخصوص مادر به اندازه لازم برخوردار شده باشد؛
    1 - احساس امنيت مي کند.
    2 – رواني شاد و دلي با نشاط دارد (متعادل است).
    3 – احساس محروميت نمي کند پيوسته اميدورار است.
    4 – خوش بين و خوش قلب است.
    5 – خيرخواه و انسان دوست است و به فضايل انساني احترام مي گذارد،
    6 – داراي سازگاري و سلامت روان است.
    7 – اجتماعي تر و داراي اعتماد به نفس است.
    8 – رشد تحصيلي بالاتري دارد.
    9 - از هوش عاطفي و خلاقيت بيشتري برخوردار است.
    10 – چون طعم شيرين محبت و تکريم را چشيده، قادر است اين آب حيات را به ديگران نيز هديه کند.
    11- مشکلات و تغييرات دوران بلوغ را بهتر مي پذيرد و با آنها کنار مي آيد.
    12 – در نوجواني فريب هوسبازان و رانده شدگان اجتماعي را نمي خورد، (به حيثيت خانوادگي مقيد است).
    13 – در سنين جواني احساس محروميت ، بي پناهي و سردرگمي نمي کند، بنابراين به کانونهاي فساد( اعتياد، ميگساري و ... ) پناه نمي برد.
    راههاي ابراز محبت و تکريم به فرزندان :
    1 – در هفت سالگي اول زندگي همبازي آنها باشيم.
    2 – به فرزندانمان سلام کنيم.
    3 – به عهد و پيماني که با آنها بسته ايم وفادار باشيم.
    4- در مقابل خطاهايشان صبورانه رفتار کنيم.
    5 – براي سخنان آنها ارزش قائل شده شنونده خوبي باشيم.
    4 – مقابل ديگران (حتي افراد خانواد) به شخصيت آنها احترام بگذاريم.
    7 – کودکان را به مجالس و ميهماني ها دعوت کنيم.
    8 – از توجه کردن به آنها حتي در موقع غذا خوردن غفلت نکنيم.
    9 – به دور از چشم ديگران خطاهاي فرزندان مان را به آنها گوشزد کنيم.
    10 – نکات مثبت رفتار آنها را در نزد ديگران بازگو کنيم.
    11 – به شخصيت آنها احترام بگذاريم و مانند يک بزرگسال با آنها رفتار کنيم(بزرگي بدهيم تا احساس بزرگي کند).
    12 – با فزندانمان به ويژه در دوران نوجواني مشورت کنيم.
    13 – نامهاي زيبا و با معنا براي فرزندان انتخاب کنيم تا در بزرگي نزد همسالانشان شرمنده نشوند.
    14 – بجاي انتقاد، فرزندانمان را تشويق کنيم.
    15 – براي ابراز محبت به کودکان خردسال، آنان را در آغوش بگيريم، ببوسيم و با آنها ارتباط فيزيکي برقرار کنيم.
    16 – در حضور آنان تأکيد کنيم که بسيار عزيز و دوست داشتني هستند.
    17 – کودکان را تشويق کنيم تا دوستان خود را در صورت امکان به منزل دعوت کنند.
    18- هنگامي که عمل ناپسندي از فرزندمان سر مي زند، به جاي سرزنش کودک، عمل او را نکوهش کنيم نه شخصيت او را.
    19 – هنگام خواب فرزندانمان را ببوسيم و حتماً به آنها شب بخير بگوييم.
    20 – در صورت مخالفت با درخواست نابجاي فرزندان، گفتن «نه» را با پيامي محبت آميز همراه کنيم : (بخاطر علاقه اي که به تو دارم اجازه نمي دهم در خيابان دوچرخه بازي کني، چون ممکن است صدمه ببيني).
    21 – با اقوام و دوستاني که به فرزندمان محبت دارند بيشتر معاشرت کنيم.
    22 – وقتي فرزندمان کار درستي انجام داد، احساس رضايت و خرسندي خود را با تأييد و تشويق به او نشان دهيم.
    23 – گذراندن اوقات والدين با فرزندان مانند رفتن به پارک ، کوه، مسافرت و يا بازي کردن و درس خواندن با آنان نوعي ابراز محبت و تکريم آنهاست.
    24 – به مناسبت روز تولد، رسيدن به تکليف، اتمام دوره تحصيلي و قبولي دانشگاه و ... با دعوت از دوستان صميمي فرزندمان جشن کوچکي براي او بگيريم و به او هديه بدهيم.
    25 – از منحصر به فرد بودن فرزندمان ابراز خوشحالي و خوشبختي کنيم و با بيان جمله هايي مانند «چقدر خوشحال و خوشبخت هستيم که خدا تو را به ما داد» ، احساس محبت و دوست داشتن خود را به او منتقل کنيم.
    26 – عکس فرزندمان را در منزل و کيف پول و دفتر کارمان قرار دهيم
     


    تشكيل خانواده در اسلام، مسأله اي حياتي و برنامه اي عالي است كه اگر چه بر مبناي مقررات و قوانين قرآني، روايي و شرعي جامه عمل مي پوشد، اما نخستين مايه هاي آن به صورت غريزه، محبت، عاطفه و اشتياق متقابل زوج به اراده حكيمانه حضرت باري تعالي در نهاد انسان قرار داده شده است. ايجاد آرامش و مودت بر اثر ازدواج از نشانه هاي لطف خداوند مي باشد.
     

    در قسمت قبلي اين مقاله مقدمات تشكيل كانون خانواده و مسايل و تعهدات متقابل زوجين نسبت به يكديگر را ازبيان امام رضا(ع) مورد بررسي قرار داديم و اينك به ادامه بحث مي پردازيم...
    ابراز محبت و ايجاد مودت
    اصل محبت را خداوند در قلب زن و شوهر قرار مي دهد و بر آنان است كه اين نعمت باطني و حالت قلبي را كه موجب آرامش زندگي و صفا و پاكي است، به وسيله جانبداري از هم، گذشت و فداكاري، خوش اخلاقي، توقع در اندازه و ظرفيت لازم، حفظ شؤون و شخصيت طرفين و اجتناب از بگومگوهاي بيهوده حفظ كنند و از عواملي كه به محبت و عاطفه خلل وارد مي نمايد، بپرهيزند زيرا تبديل اين عاطفه و شوق به كينه و نفرت در صورتي كه ملاك شرعي و عقلي در كار نباشد، مبدل نمودن نعمت به نقمت و بلاست و خود نوعي ناسپاسي به شمار مي آيد. البته به فرمايش حضرت رضا(ع) دل ها را رغبت و نفرت و نشاط و سستي مي باشد. هنگامي كه ميل و اقبال مي كند، بينش و ادراك دارد و زماني كه بي ميل است، افسرده و ناتوان است. از اين روي هنگامي كه درون با نشاط توام باشد، بايد دلها را به كار گرفت و زماني كه حالت سستي و رخوت دارد، بايد آن را رها كرد تا توان و آرامش خود را بازيابد.(1)
    زن و شوهر در روابط عاطفي با يكديگر، بايد اين سخن گهربار امام رضا(ع) را در نظر بگيرند كه مي فرمايد:"اگر مؤمني خشمگين شود، عصبانيت وي را از طريق حق بيرون نمي برد و اگر شادماني يابد، اين خرسندي، وي را دچار باطل نمي سازد و چون به اقتداري رسد، بيشتر از آنچه حق دارد، نمي گيرد.(2)"
    حضرت امام رضا(ع) در سيره عملي خويش در جهت تقويت عواطف و تكريم شخصيت حاضران چه در خانه و چه در جمع معاشرين، اين گونه بودند. ابراهيم بن صابر مي گويد: هرگز شخصيتي برتر از امام رضا(ع) نديدم. هرگز پاي خويش را در مقابل همنشين خويش دراز نمي نمود و پيش او تكيه نمي داد. به خدمتگزاران دشنام نمي گفت. صدايش به خنده بلند نمي شد و همواره با غلامان و زيردستان خود كنار سفره غذا مي نشست.(3)
    حضرت امام رضا(ع) اعتقاد داشتند: اگر نسبت به كسي محبتي داريد، آن را آشكار كنيد، زيرا اظهار دوستي نيمي از خردمندي به شمار مي آيد. بنابراين زن و شوهر بايد عواطف خود را در خصوص يكديگر علني سازند و در اين مورد از خجالت و شرمساري پرهيز كنند.(4) يكي از اموري كه بر رونق و صفاي خانه مي افزايد. تلاوت قرآن است. حضرت امام علي بن موسي الرضا(ع) فرموده اند: در خانه هايتان برنامه اي براي تلاوت قرآن كريم ترتيب دهيد، به درستي هرگاه در منزلي قرآن خوانده شود، كارها سهل و آسان مي گردد و خير و بركتش بسيار شده و در غير اين صورت، اهل خانه در تنگناي فكري و رواني و اقتصادي قرار مي گيرند.(5)
    بر اين اساس عوامل معنوي و روي آوردن به سنت هاي مذهبي مي تواند روابط عاطفي و فضاي روان شناختي خانواده را تحت تأثير قرار دهد. در مواقعي حتي ابراز عواطف هم برقرار است، ولي گويا احساس آرامش از خانه رخت بربسته است و اين بدان دليل مي باشد كه اهل خانه از ذكر خداوند اعراض نموده اند.
    از تأكيد اسلام بر آرامش و مودت و رحمت، به عنوان خصلت و خويي كه در زندگي خانوادگي جاري است، چنين برمي آيد كه در مفهوم ارزشي اين آيين، نوع و شكل فضايي كه زوجين مي خواهند در پرتو آن زندگي جديد خود را آغاز كنند، نمايان مي گردد و چنين نيست كه شخص بخواهد از طريق آن، صرفاً منفعت طلبي شخصي و طمع ورزي نسبت به ديگران را پي بگيرد و نيز اين گونه نمي باشد كه هوي و هوس و اميال نفساني در آن برانگيخته شود تا بتوان از آنها به عنوان شالوده ساختمان اين زندگي استفاده نمود، بلكه فضايي است كه در آن بر انسانيت و فضيلت تأكيد مي گردد.
    مسؤوليت پذيري و عواطف
    از ديدگاه اسلام هدف از تشكيل خانواده همان دستيابي به اطمينان دروني است تا انسان پس از رسيدن به اين مرحله، به اعتبار اين كه رحمت و مودت شالوده و پايه روابط در نظام آفرينش است. شخصيت انسان كامل گردد. اسلام از مرد مي خواهد سرآغاز بنيان نهاد خانواده را با مسؤوليت پذيري معنوي و عملي توام نمايد.
    رحمت ملهم از سرشت ارتباطات همسران است و زوجين را وادار مي كند با توجه به ظرفيت خانوادگي، روحي و اجتماعي، يكديگر را درك كنند آنگاه كه محبت و عاطفه وارد زندگي مي گردد، فردمحوري و خودنگري دگرگون مي شود انساني كه از لاك خود بيرون آمده است، به رغم تأثير پذيري در شكل گيري و ساختار شخصيت از محيطهاي گوناگون و شرايط متفاوت، بر سخني كه بر زبان مي آورد، گامي كه برمي دارد، كاري كه انجام مي دهد مراقبت دارد و در واقع رحمت را صرفاً در انديشه و احساس پاكيزه مجسم مي نمايد، بلكه آن را در زندگي عملي تحقق مي بخشد.پس با اين وصف هركدام از زن و شوهر به دردها و مشكلات و گرفتاري هاي يكديگر توجه دارند و خطاها و نارسايي ها را با مدارا، وفق و حكمت اصلاح مي كنند تا مبادا به جاي سازندگي، ويرانگري حاصل گردد.
    اگر اين گونه عمل شود، زندگي اعضاي خانواده به آرامشي راستين مبدل خواهد گشت، آرامشي كه زندگي دروني و بيروني افراد خانواده را در بر مي گيرد و به صورتي خواهند زيست كه روح و عقل و عواطف آنان به دور از نزاع ها و جدال هاي بي جا مي باشد. اين مودت از نعمتهاي الهي است و بايد قدردان آن بود و در زندگي مشترك از آن بهره گرفت و بركاتش را به كار بست. در غير اين صورت، امكان دارد بر اثر ناسپاسي، اين هديه معنوي و عطيه الهي را از دست بدهيم.
    چنانچه حضرت امام رضا(ع) فرموده اند: "نعمتهاي الهي را كه در اختيارتان است، گرامي بداريد، چرا كه آنها گريزانند. از هر كه كناره گيرند، ديگر بازگشتي برايشان نيست"(6)حضرت امام رضا(ع) در بياني ديگر زندگي توام با آرامش را اين گونه معرفي كرده اند:"منزل وسيع، همكاران و خدمتگزاراني افزون و دوستداران فراوان (كثرت اهل محبت و مودت)"(7)
    گشايش براي اهل خانه
    تأمين معاش حلال و فراهم بودن امكانات زندگي براي اهل خانه در ايجاد آرامش و افزايش صميميت دخالت دارد. امام علي بن موسي الرضا(ع) فرموده اند:"هركس صبح كند در حالي كه تنش سالم و خاطرش آسوده و معاشش تأمين باشد، از مواهب يك زندگي مطلوب و آرام برخوردار است."(8) تلاش در جهت فراهم آوردن تسهيلات براي خانواده در درجه اي از اهميت است كه حضرت امام رضا(ع) فرموده اند: كسي كه در پي به دست آوردن درآمدي براي تأمين معاش عائله اش باشد، بهتر از مجاهدان در راه خداست(9)
    حكمت اين تأكيد آن است كه اهتمام و تكاپو در اين خصوص اثري مهم در پيوند عاطفي اعضاي خانواده دارد و روابط محبت آميز افراد خانه را تحكيم و قوت مي بخشد، حضرت ثامن الحجج(ع) در روايتي ديگر از پيروان خود مي خواهد براي ايجاد گشايش در زندگي و رفاه اهل خانه، بكوشند.(10)
    اصولاً در فرهنگ اهل بيت(ع) يكي از نشانه هاي سعادت انسان اين است كه فرد بتواند به وضع خانواده خود رسيدگي كند، در اين باره نيز هشتمين ستاره درخشان آسمان امامت، چنين گوهر افشاني كرده اند:"شايسته است مرد، بر اهل خانه (از لحاظ مخارج زندگي) سخت گيري نكند تا اين كه آنان مرگ او را از خداوند درخواست كنند."(11)
    اهميت تلاش براي امور رفاهي خانواده موجب نمي شود كه آدمي از اعتدال، قناعت و كسب روزي حلال دوري گزيند. حضرت امام رضا(ع) در اين باره تأكيد نموده اند: حقيقت ايمان بنده كامل نمي گردد تا اين كه سه خصلت را دارا باشد، بصيرت در دين، اعتدال و ميانه روي در امور زندگي و خانواده و بردباري در سختي ها و مصائب (12) همچنين فرموده اند:
    "هركس به روزي اندكي كه خدا به او مي دهد راضي باشد، پروردگار همان عمل اندك را از وي مي پذيرد."(13)
    و نيز در خصوص رضايت داشتن بر رزق حلال مي فرمايند:"هركس كه به روزي حلال، اما كم خشنود باشد، رنجش كمتر و خاندانش در آسايش و آرامش زندگي مي كنند و خداوند عيوب دنيا و كيفيت رفع آنها را به او مي آموزد و وي را با سلامتي در بهشت مستقر مي سازد"(14)
    پي نوشتها و منابع
    1- تحليلي اززندگي امام رضا(ع)، محمدجواد فضل ا... ، ص 230
    2- همان ص 236
    3- كشف الغمه، ج 2، ص274
    4- اعيان الشيعه، بخش دوم، ص 19
    5- دره البيضاء، ص 22-21
    6- صحيفه الرضا، ص 472
    7- كافي، ج 6، ص 526
    8- دررالكلام، اقوال الامام علي بن موسي الرضا(ع)، ص 81
    9- تحليلي اززندگي امام رضا(ع)، ص 231
    10- صحيفه الرضا، ص 403
    11- جامع السعادات، ج 2، ص 14
    12- صحيفه الرضا، ص 381
    13- درر الكلام، ص 73
    14- صحيفه الرضا، ص 401


    © 2008 CopyRight All Rights Reserved by  Designer : saeid mohammad ebrahim
     قدرتمند ، کارت سوخت ، کرک کارت سوخت ، آموزش ، نرم افزار ، دانلود رايگان ، کتاب الکترونيکي ،‌ نحوه گرفتن کارت سوخت المثني ، حسابداري ، نرم افزار حسابداري هلو ،‌ عاشقانه ، عشقولانه ، پرورش قارچ ، دانلود مترجم پديده ،‌ بازيگران زن سينماي ايران ، ا سينماي ايران ، عکسهاي، خريد املاک ،‌ صورتحساب آخرين دوره ، نرم افزار موبايل ، ابزارهاي فتوشاب ، روزنامه ورزشي ، مجله خانوادگي ، عکسهاي، عکس دانلود کليپ ايراني ،‌ نرم افزار نوکيا ، آلبوم موسيقي جديد ، عکس هاي عروسي ،  ، دانلود کتاب ،‌ معما ،‌ گالري عکس ،‌ باران کوثري ، مهناز افشار ، بهنوش بختياري ،‌ محمدرضا گلزار ،‌ نيوشا ضيغمي ، ، ميترا حجار ، بهرام رادان ،‌لو رفته ،  تهران ، دختر ايراني ، پ داغ ، ، استخر ، روزنامه البرز ، ،‌ عروسي يانگوم ، جواهري در قصر ،  دختر ، زنانه ، جوراب ،‌ دانلود آهنگ ، ترانه جديد ، حميد عسکري ، رضا صادقي ،‌ احسان خواجه اميري ، آزيتاحاجيان ، يوسف و زليخا ، کتايون رياحي ، ، تيتراژ سريال ، سريال ميوه ممنوعه ،‌ سريال روز حسرت ، پورياپورسرخ ، افسانه بايگان ، ايرنا ، ايسنا ، سايت ، بازار ، اس ام اس سرکاري ، اس ام اس داغ ، دانلود فيلمهاي ايراني ، دانلود فيلم ، برزو ارجمند ، مهران مديري ، دانلود امپراتور دريا ، سودوکو ، کاکورو ، جدول ، فرزاد حسني ، مثلث شيشه اي ، يانگوم ، دانلود رايگان بازي ، کرکهاي بازي ، لعيا زنگنه ، ازدواج موقت ، صيغه ، يکتا ناصر ، مشخصات فني ريو ، لاله اسکندري ،‌ مدل مانتو ، مدل لباس زنانه ، مدل جديد ابرو ، غذاهاي ايراني ، سريالهاي تلويزيوني ،‌ سايت بازار کار ، سنگ ماه تولد ،  ، امين حيايي ، لطيفه ، جوک ، مهاجرت ، گرين کارت ،‌ دوبي ، عکس هندي ،‌ ، کليپ استخر ، دوربين مخفي ، ، کليپ ،   ، ، عکس ، خودشناسي ، آتنه فقيه نصيري ، مريلا زارعي ، النازشاکردوست ، هديه تهراني ، نيکي کريمي ، هايده ، آلبوم مهستي ، دختران ايراني ، نانسي عجرم ، جسيکا آلبا ، نيکول کيدمن ، آنجليناجولي ، ، ، لباس مهماني ،، ، همسريابي ، آلبوم جديد معين ،‌ ، لاريجاني ، استعفا وزير ،‌ کدهاي ايرانسل ، شارژ رايگان ايرانسل ، قوي ،‌ کتي هولمز ، زهرا ، ، فيلم ، ، فارسي ساز ، دانلود کرک ، ديکشنري نارسيس ، دختران .....زيبا ،‌ اکانت مجاني ، فوتبال ، طالع بيني ، مدل آرايش ، جزوه الکترونيک ، انجمن علمي ، مقاله پژوهشي ، پرورش شترمرغ ، سايت تخصصي برق، ژورنال لباس عروسي ، کارت ويزيت ، راهنماي فارسي ،‌ ، داستان  ، دکوراسيون منزل ، ، نتايج کنکور ، قرعه کشي ، مسابقه ، جايزه دار ، نقشه کامل تهران ، آهنگ جديد افتخاري ، جنيفر لوپز ، ، پزشک دهکده ، راهنماي  ،‌ روشهاي زناشويي ،‌ عکس  يانگوم ، کرک مترجم پارس ، عکس خانم ايراني ، ،‌ انجمن ، ، زن، ، عکس ،‌ آموزش نصب ويندوز ، استخدام منشي ،‌ عکس  ، بهترين سايت موبايل ، موبايل سامسونگ ،‌ موتورلا ،‌ نرم افزار سوني اريکسون ، ويتالي ، بالاي ، پسورد سايت ، ، زنگ گوشي ، آنتي ويروس موبايل ، تحصيل در ، ثبت نام رايگان ، ، ترانه عليدوستي ، ، سريال پرستاران ، برنامه نود ، هک کارت تلفن ، پارسا پيروزفر ، دانلود  عربي ، قالب بلاگفا ، موسيقي سنتي ، شجريان ، ، درباره جن ،، روزنامه ورزشي پيروزي ، حميد گودرزي ، بيل گيتس ، جديدترين اس ام اس ها ، کدهاي مخفي موبايل ، کليپ موبايل ، دانلود تيتراژ سريال ، سايت مد و لباس جديد ، دانستنيهاي پوستي ، نامه عاشقانه ، برنامه موبايل ، دانشگاه ، کنکور ، سياوش خيرابي ، سريال آنتي ويروس ، سرگرمي ، داستانسرا ، آرايش صورت ، مدل لباس ، 3gp, jar, mp3, iran , iran l ، دوشيزه ، ، باحال وجذاب ، . غزه .  نظامي . موسيقي . جومونگ . هموسو .