بعضي از والدين آخرين راه چاره را در تربيت فرزندان ، تنبيه بدني مي دانند؛ اما همواره به جاي تنبيه و اعمال خشونت راه بهتري هم مي توان پيدا كرد. چون تنبيه بدني عوارض متعددي در رفتار و روحيه فرزند شما به جاي خواهد گذاشت. حتي اگر بسيار به ندرت كودك خود را تنبيه مي كنيد، حتماً اين مطلب را مطالعه كنيد... بسياري از والدين عمداً دست به تنبيه بدني نمي زنند. معمولاً هنگامي اين رفتار از بزرگترها سر مي زند كه كنترل خود را از دست بدهند يا احساس نااميدي كنند. ممكن است بابا به خاطر اين كه سه بار از كودك خواسته تلويزيون را خاموش كند و او توجهي نكرده عصباني شود و كتكش بزند. يا وقتي پسر كوچولوي چهار ساله به وسط خيابان مي دود شايد مامان او را بزند تا حواسش بيشتر جمع باشد. همه پدر و مادرها مي دانند كه گوش نكردن كودك به حرف آنها چقدر ناراحت كننده است؛ نگراني و دلهره از به خطر افتادن سلامت بچه هم به همين صورت. مادري كه گفتيم، از اين كه پسرش دوباره به وسط خيابان بدود و مثل اين دفعه شانس نياورد! خيلي نگران است. اكثر والدين حداقل يك بار فرزندشان را تنبيه بدني كرده اند يا احساس كرده اند او يك كتك مفصل لازم دارد. اما به راستي چرا اين تعداد از پدر و مادرها از تنبيه بدني استفاده مي كنند؟ شايد بگوييد: چون مؤثر است. ولي واقعيت اين است كه اگر تنبيه بدني مؤثر باشد فقط و فقط در كوتاه مدت تأثيرگذار است. مادر سميرا كوچولو گهگاه او را تنبيه بدني مي كند، ولي آن سوي ماجرا اينست که ، مربي او در مهدكودك مرتب بايد مراقبش باشد تا بچه هاي ديگر را آزار ندهد! در سال 2002 يك تحقيق وسيع در مورد آثار و عوارض تنبيه به عمل آمد. خانم «اليزابت تامسون» از مركز ملي كودكان فقير در دانشگاه كلمبيا، اطلاعات گردآوري شده طي 62 سال را مورد بررسي قرار داد و دريافت كه: هر قدر كودك بيشتر تنبيه شود احتمال بروز رفتار پرخاشگرانه در او بيشتر مي شود. ضمناً چنين كودكي بيشتر رفتارهاي نادرستي مثل دروغگويي، حقه بازي و آزار و اذيت ديگران را از خود نشان خواهد داد. كودكاني كه با تنبيه بزرگ شده اند كمتر درست و نادرست را از هم تشخيص مي دهند، و در غياب والدين خود بيشتر از ساير بچه ها رفتارهاي نادرست و بي ادبانه انجام مي دهند. يكي از مادران كه معمولاً فرزندش را تنبيه بدني مي كند مي گويد: «بچه من موقعي رفتارش درست است كه او را تنبيه مي كنم. اما راستش، نمي دانم رفتار درست او به خاطر ترس است يا اين كه واقعاً خوب و بد را از هم تشخيص داده است.» پس چه بايد كرد؟ آيا جايگزين مناسبي به جاي تنبيه بدني وجود دارد؟ رفتارهايي كه در ذيل آورده شده با اين اعتقاد فهرست شده كه يك كودك سزاوار احترام است، حتي وقتي رفتارش آنگونه كه بايد نيست. سعي كنيد در رفتارتان ملايم و مهربان باشيد. وقتي تن (TONE) صدايتان عادي و طبيعي باشد كودك بهتر حرفتان را مي شنود. كمي تأمل كنيد. يك مكث كوتاه در عكس العمل و اندكي صبر هنگام هيجان، مي تواند گره گشا باشد. چه اشكالي دارد كه بگوييم: «الآن براي مواجهه و حل اين مسئله خيلي ناراحت هستم و موقعيت مناسب نيست. بعداً در موردش صحبت مي كنيم.» به او بياموزيد. به جاي مجازات او به خاطر كار نادرستش، كار درست را به او ياد بدهيد. مثلاً بگوييد: «وقتي اسباب بازي هايت را در اتاق پذيرايي رها مي كني من اين كارت را نمي پسندم. دوست دارم دفعه بعد آنها را در كمد بگذاري.» مثبت باشيد. به جاي آنكه بگوييد :«چند مرتبه بايد به تو بگويم كه دندانهايت را مسواك بزني؟!» مي توانيد بگوييد : «دندان هاي قشنگت را مسواك بزن كه همين طور قشنگ بماند. بعد منو خبر كن كه بعد از تو مسواك بزنم.» «توضيح» به جاي «تهديد». مي توانيد با يك توضيح مختصر، علت زشتي رفتار او را روشن كنيد تا در ذهنش دليلي براي تغيير رفتار داشته باشد. از عصبانيت دوري كنيد. به جاي تمركز روي اشتباه يا رفتار نادرست كودك، كه شما را براي هيجان و عكس العمل احساسي آماده مي كند، از هر يك از موارد خطاي فرزندتان به عنوان موقعيت خوبي جهت راهنمايي او و فراگيري استفاده كنيد. انگيزه بدهيد. به او با جملات خاصي انگيزه بدهيد و صحبت هاي تشويق كننده داشته باشيد. انعطاف پذير باشيد. وقتي كودك مي پرسد: «مي تونم اين برنامه تلويزيون رو تا آخر ببينم، بعد بريم بيرون؟» منطقي باشيد. اگر فرصت داريد، به درخواستش جواب مثبت بدهيد. بدين ترتيب كودك رفته رفته با هنر گفتگو و مذاكره آشنا مي شود. از لجبازي و زورآزمايي بپرهيزيد. هيچ كاري مخربتر و بي فايده تر از زور آزمايي با فرزند نيست. او را به همكاري كردن تشويق كنيد. مثلاً مي توان گفت : «من مشكلي دارم. من دوست دارم تو پيراهن تميزي بپوشي ولي مي بينم كه تو بازهم همون قبلي رو مي پوشي. به نظرت چطور مي شه اين مسئله رو رفع كرد؟». وقتي مشكل را با كودك در ميان بگذاريد احتمالاً بيشتر علاقه مند مي شود كه در حل آن كمك كند و با شما همكاري كند. زيرك باشيد. اگر عملكرد فعلي شما اثر ندارد با زيركي راه ديگري پيدا كنيد. تغيير خط مشي شما آسان تر است تا اين كه هميشه بخواهيد اول او تغيير كند. از خودتان بپرسيد: «چه كار ديگري مي توانم بكنم تا او را به عكس العمل بهتري ترغيب كند؟» نكته: در رابطه با مجازات كودك اين سه قاعده را به ياد داشته باشيد: - هنگام عصبانيت از مجازات بپرهيزيد. - براي تلافي كردن يا انتقام گرفتن، مجازات نكنيد. - هميشه مجازات شديدتر، مجازات بهتر نيست
-
چهارشنبه 11 آذر 1388
2:49 AM
نظرات(0)
فرزند خواندگي پديده اي است با تاريخچه طولاني. در كشور آمريكا 1/3 ميليون كودك زير 18 سال فرزند خوانده هستند (2درصد جمعيت) كه نيمي از آنها در خانواده بستگان خود و نيمي ديگر در خانواده هاي غريبه به فرزندخواندگي پذيرفته شده اند. اين كودكان اغلب قبل از فرزندخواندگي مدتي بي پناهي را تجربه كرده اند چه جسماني و چه عاطفي، مكاني ثابت و مشخص براي زندگي نداشتند و توسط مراقبان متعددي نگهداري مي شده اند.
بسياري از كودكان در دوره نوزادي به والدين رضاعي سپرده مي شوند و اطلاعات كمي بين والدين تني و رضاعي آنان مبادله مي شود. آنها نيازمند عشق، پرورش، محبت، انضباط و راهنمايي هستند.
1- انتظارات واقع بينانه از خود و فرزندتان داشته باشيد و محدوديتهاي خود را بپذيريد.
2- به كودكان اجازه بدهيد در مورد والدين تني خود احساسات و افكار خود را داشته باشند، سعي در تغيير يا مقابله با اين احساسات و افكار نداشته باشيد.
3- اگر زوجي هستيد كه با مسأله نازايي خود كنار نيامده ايد و كودك را براي رسيدن به رؤياهاي مربوط به داشتن يك فرزند تني ايده آل پذيرفته ايد، هماهنگي بين كودك و شما دشوار مي شود.
كودكان در سنين قبل از مدرسه توان درك مسأله فرزندخواندگي را ندارند و تفكر آنها عيني است، لذا فاش كردن اين پديده در اين سنين مي تواند موجب اغتشاش ذهن آنها گردد.
4- تفاوت خود را با والدين تني درك نماييد و سعي كنيد خود را آماده سازگاري با شرايط متفاوت رشدي كودك بنماييد، چون هماهنگي بهتري با كودك و وظيفه فرزند پروري خواهيد داشت.
5- به سؤالات كودكان بي اعتنايي نكنيد.
6- قبل از گفتگو با كودك، به احساسات خود در مورد والدين تني او بپردازيد.
7- هرگز از والدين تني كودك تصويري بد ارايه ندهيد.
8- سعي كنيد در ذهن كودك تصويري واقعي از والدين تني اش به وجود آوريد.
9- كودك را مطمئن سازيد كه به شما تعلق دارد، و والدين تني او سعي در بازگرداندن او نخواهند داشت.
10- اگر اطلاعاتي از والدين تني كودك داريد، در صورت درخواست او، به ميزان مناسب اين اطلاعات را در اختيارش قرار دهيد.
11- كودك را متوجه كنيد كه در فرزندخواندگي خود نقشي نداشته است (بچه بد يا زشت يا ناخواسته نبوده است).
12- از گفتن جملات متناقض خودداري كنيد، مثلاً به علت اينكه تو را ديوانه وار دوست داشتند اين اتفاق افتاد.
13- خود را به عنوان ناجي كودك از شرايط بد و دهشت آور نشان ندهيد.
14- اين مسأله را به عنوان يك واقعيت بازگو كنيد و شايد بتوانيد بگوييد كه اين خواست خدا بوده است كه شما فرزندي مثل او داشته باشيد.
15- و در نهايت اين واقعيت را بپذيريد كه اين حق طبيعي كودك شماست كه از فرزندخواندگي خود اطلاع داشته باشد. به كودكتان منتقل كنيد اين پيوندهاي اجتماعي و قراردادي است كه افراد را به هم نزديك مي كند، نه صرفاً داشتن ارتباط خوني.
-
دوشنبه 9 آذر 1388
7:37 AM
نظرات(1)
يکی از عمده ترين نگراني های والدين، زمانی است که کودک آنها گم شود يا از خانه فرار کند. در اين شرايط والدين دامنه ای از احساسات را تجربه خواهند کرد. تنش و فشاری که اين وضعيت ايجاد می کند و عکس العملهای مختلفی که والدين، خانواده، دوستان و پليس به اين وضعيت نشان می دهند ممکن است به سطح بحرانی برسد و حتی خود اين واکنش ها باعث بحران بيشتری در خانواده شود.
"انگيزه های خيابانی شدن کودکان و نوجوانان"
برای اجتناب از تجربه هيجانی يا پيامدی که در آينده نزديک در انتظارشان است. برای اجتناب از تجربه دردناک و ناخوشايند تکرار شونده در زندگيشان. برای پيشگيری در از دست دادن فعاليتها، روابط يا دوستی هايی که با ارزش يا مهم تلقی می شوند. زندگی با افراد ديگری که حمايت کننده، مشوق و فعال هستند. متوقف کردن آنچه انجام می داده يا درصدد انجام آن بوده اند.
مشکلاتی که خطر خيابانی شدن بچه ها را افزايش می دهد .
1. سوء استفاده يا مورد غفلت قرار گرفتن کودک. 2. استفاده از الکل يا داروهای روانگردان. 3. طلاق يا جدايی هايی که به شيوه مناسب انجام نشده است. 4. رفتار نافرمانی مقابله ای که با تخيلات مربوط به روابط رمانتيک يا رفاقت با گروه همسالان ضد اجتماعی ترکيب شده است. 5. مرگ در خانواده که برخورد مناسبی با آن نشده است.
"روابطی که از خيابانی شدن جلوگيری می کند"
هرگز از کنايه يا نگرش منفی که نشان دهنده بی احترامی به نوجوانان باشد استفاده نکنيد. هرگز صدايتان را بالا نبريد يا فرياد نزنيد، به خصوص وقتی که فرزندتان صدايش را بالا می برد، يا فرياد می زند. وقتی فرزندتان عصبانی است، فرياد می زند و خشمگين است، آرام و ساکت بمانيد و تماس چشمی با او داشته باشيد، منتظر بمانيد تا آرام شود. وقتی فرزندتان در حال صحبت کردن يا تشريح موضوعی می باشد حتی اگر نظرش مورد تأييد شما نيست، حرف او را قطع نکنيد، منتظر بمانيد تا صحبتش تمام شود. با او خودمانی باشيد و به سادگی به او بگوييد که درکش می کنيد و اين به معنی موافقت با او و تسليم شدن در برابر نظريات وی نيست. هرگز فرزندتان را، دروغگو، دزد، بچه، کم شعور، بی صداقت، خودخواه، غير دوست داشتنی و احمق خطاب نکنيد، اين کلمات کمک کننده نيستند، بلکه ممکن است او کلمات منفی شما را تداعی کند و يا حتی با کلمات بدتری جواب شما را بگويد. به نوجوانان خود بگوييد که شما حرفهای او را درک می کنيد و اگر منظور او را درک نکرديد به او بگوييد مطمئن نيستيم منظور شما را درک کرده ام يا نه، از او بخواهيد تا دوباره توضيح بدهد. وقتی مطمئن هستيد که منظور فرزندتان را درک کرده ايد ولی با او هم عقيده نيستيد به او بگوئيد من فکر می کنم که منظور شما را درک کرده ام ولی با شما موافق نيستم، فکر می کنم ما می توانيم همديگر را درک کنيم ولی مجبور نيستم که موافق نظرات يکديگر باشيم. به خاطر داشته باشيد، شما می توانيد با نظر فرزندتان موافق باشيد، اما اين گفته شما به اين معنی نيست که او اجازه انجام هر کاری را دارد. سعی نکنيد عدم توافق خود را با نظرات فرزندتان با بحث کردن توجيه کنيد. وقتی نوجوان شما از ادامه صحبت خودداری کرد از او بپرسيد، آيا چيز ديگری هست که بخواهد به شما بگويد. وقتی عصبانی يا ناراحت هستيد به فرزند خود بگوئيد "من ناراحت و عصبانی هستم، و نياز به استراحت و زمانی برای فکر کردن به اين موضوع دارم، بعداً با تو صحبت خواهم کرد". کمک گرفتن از يک متخصص در امر روان شناسی را در نظر داشته باشيد. اگر پدر و مادر هر دو با فرزند خود صحبت می کنيد، بايد مواظب باشيد که فرزندتان فرصت صحبت کردن به اندازه هر دو نفر را داشته باشد، صحبت والدين بايد مساوی يا کمتر از صحبت فرزند باشد.
پدر و مادر عزيز!"فرزندان ما امانت های الهی هستند، در شکوفايي اين غنچه های با طراوت بکوشيم."
-
دوشنبه 9 آذر 1388
5:45 AM
نظرات(0)
رشته مهندسي مواد
-
دوشنبه 9 آذر 1388
4:43 AM
نظرات(0)
يكي از راههاي آرام كردن نوزاد ايرادگير
آرام كردن كودك ايرادگير از پر دردسرترين وظايف والدين است. اگر بچه شادي نداريد يا كسي او را تاكنون خندان نديده! ابتدا اطلاعاتي در مورد آرام كردن قولنج بچه بدست آورده و بكار بنديد سپس از اين راه حل مؤثر و ساده براي آرام كردن كودك بدخوي خود استفاده كنيد: قنداق كردن!
به هر حال چه قولنج در كودك شما تشخيص داده شده باشد يا نه، كودكي كه بيش از حد معمول گريه مي كند اغلب با قنداق كردن آرام مي شود. بعضي بچه ها بيش از حد معمول گريه مي كنند، از بين راه حل هاي زيادي كه براي ساكت كردن گريه بچه ارائه شده شايد يكي از آنها اين باشد كه با حركات سريع و متفاوت بچه را تكان دهيد، اما هيچ يك به طور قطعي ثابت نشده است. محققان دريافته اند كه تمايل بچه ها به گريه در قنداق، كمتر از ديگر اوقات است. و اينكه بعد از اولين قنداق، نوزادان در خارج از قنداق احساس ناامني مي كنند.
فوايد و مضرات قنداق كردن
اگر در مورد قنداق كردن بچه دستپاچه و عصبي مي شويد يا در مورد انجام آن مردد هستيد به اين خاطر است كه در جاي ديگر ليستي از دلايل قنداق نكردن را به ياد مي آوريد كه از مهمترين آن دلايل اينكه: قنداق كردن حتي اگر صحيح انجام شود بر نوزاد اثر مثبتي ندارد، به پاهاي بچه ضرر مي زند، چون در قنداق پاهاي بچه قدرت حركت آزادانه را ندارد و نمي تواند پاها را خم كند يا لگد بزند، جوش ناشي از عرق در هواي گرم ناشي از قنداق كردن است.
قنداق بچه بايد تنها با يك پوشك پوشيده باشد، مي توان در داخل قنداق از يك لايه نازك تور (گاز پانسمان) يا پارچه نخي استفاده كرد. طبق تحقيقات زيادي كه انجام شده پايان زمان قنداق كردن تقريباً به اندازه شروع قنداق مهم است! كارشناسان، قنداق را تنها در طي ماه اول بعد از تولد توصيه كردند چون در ماههاي ديگر قنداق سبب وقفه در رشد كودك مي شود.
هدف اصلي قنداق ايجاد احساس اطمينان و امنيت در بچه است، تنها زماني از قنداق استفاده كنيد كه نوزاد ايراد مي گيرد يا گريه مي كند يا نمي تواند بخوابد يا به سرعت دست و پا را تكان مي دهد.
اگر تمام احتمالات گريه كردن نوزاد را كنترل كرديد مثل اينكه گرسنه يا تشنه است، موقعيت پوشك مناسب نيست يا شايد چسب سفت پوشك به بدن بچه چسبيده است و ... و به نتيجه نرسيديد و كودك هنوز رنجور و آزرده است قنداق را امتحان كنيد.
پتوها و قنداق هاي مخصوص
طراحان، قنداق بچه را به گونه اي طراحي كرده اند كه دستهاي نوزاد در كنار بدن نگهداشته شود. شما مي توانيد قنداق يا هر پارچه بزرگ ديگر را كه براي پيچيدن دور بچه از سينه تا پا كافي باشد، را انتخاب كنيد و با بندي قنداق را به همان حالت ثابت نگه داريد. تكه پارچه اي كه انتخاب مي كنيد اگر مربع باشد بهتر از مربع مستطيل است، حتي وقتي پارچه اي در دسترس نداشتيد از تكه سفره يا هر چيز ديگري كه بتوان دور بچه پيچيد، استفاده كنيد. در اصطلاح بچه را ساندويچ كنيد.
چگونگي قنداق كردن
چگونگي بستن قنداق بسيار راحت است خصوصاً اگر تاكنون نان ذرت مكزيكي را پيچيده باشيد! اگر در فست فود يا اغذيه و ساندويچي كار نكرده ايد در اينجا طريقه قنداق كردن توضيح داده مي شود:
1ــ وضعيت پارچه چهار گوش را به حالت لوزي قرار دهيد.
2ــ نوك بالايي لوزي را به سمت پايين تا كنيد و نوزاد را در مركز پارچه قرار دهيد.
3ــ دستهاي بچه را هم مي توان خم كرد (در اين صورت به نوزاد اجازه مي دهيد انگشتانش را مك بزند كه اين امر به او آرامش مي دهد) هم مي توان صاف و مستقيم در كنار بدن قرار گيرد (نه كاملاً صاف بلكه دستها بصورت طبيعي نيمه خم در كنار بدن باشد).
4ــ سمت چپ پارچه را روي دست چپ نوزاد تا كنيد بطوريكه از روي بدنش بگذرد خيلي سفت تا نكنيد تا سبب ناراحتي نوزاد نشود.
5ــ سمت راست را روي دست راست تا كنيد.
6ــ قسمت پاييني پارچه را روي پا و ران نوزاد تا كنيد.
7ــ مي توانيد از يك باند نخي يا پارچه اي براي ثابت نگه داشتن قنداق دور بچه استفاده كنيد البته نبايستي سفت ببنديد.
جامه اي براي قنداق نوزاد
قنداق يا كيسه خواب براي يك نوزاد نرمال، موهبتي است. والدين جوان ممكن است ندانند كه زماني كه با گريه نوزاد در 2 نيمه شب مواجه مي شوند بايد او را قنداق كنند.
با كيسه هاي خواب نيز مي توان قنداق كرد. پارچه اي شبيه بال هواپيما كه نوزاد را مثل جسمي داخل جعبه در بر مي گيرد و دو طرف پارچه دور تا دور نوزاد پيچيده مي شود و پاهاي او در محفظه اي كوچك تر قرار مي گيرد.
مي توانيد هر قنداق با هر اندازه اي داشته باشيد، با پارچه چيت نرم يا مشابه آن مي توانيد قنداق با اندازه دلخواه بسازيد، مثلاً از پارچه هاي مات با لبه اطلسي، قنداقي شبيه كلوچه توت فرنگي بسازيد و يا هوس كنيد براي افراد بالغ قنداق بسازيد!
سميه مظفري
-
چهارشنبه 4 آذر 1388
3:19 AM
نظرات(0)
استقلال كودك
حس اضطراب جدايي از والدين در روند رشد كودك طبيعي است. زماني كه كودكان بخشي از روز را با كودكان ديگر يا با افراد ديگري مثل دوست، فاميل يا پرستار كودك سپري مي كنند،
اگر به رفتار آنها توجه كنيد بعد از گذشت دقايق و ساعاتي متوجه حس تعلق كودك بر والدين خود، مي شويد.
از 2 سالگي به بعد كه مادر براي نگهداري از فرزند خود به پرستار كودك يا مهد كودك نياز پيدا مي كند، حتي زماني كه مادر در منزل است و براي آماده سازي نهار يا تماشاي تلويزيون از ديد كودك كنار مي رود حس اضطراب از جدايي در كودك ايجاد استرس مي كند.
هر ساله ميليون ها والديني كه در بيرون منزل كار مي كنند و در خانه بچه كوچك دارند، در هنگام خروج از خانه با صحنه هايي مانند گريه و زاري و بي قراري كودك مواجه مي شوند و دوست ندارند بدون مادر يا پدر در منزل بمانند. البته گريه اغلب بچه ها بعد از 5 دقيقه دوري از والدين قطع مي شود ولي همين صحنه جدايي از نظر والدين جهنمي است و در اين باره واقعاً احساس گناه مي كنند.
علت اضطراب از جدايي به طور قطعي مشخص نيست، اما راههايي براي تغيير اين شرايط و به حداقل رساندن استرس و ناراحتي وجود دارد. برخي بچه ها از اين كه با شادي و خنده، سينه خيز روي زمين دنبالشان كرده و بچرخند و در طرف ديگر مادرشان را ببينند لذت مي برند و به اين روش مادر مي تواند با دور شدن از منطقه ديد كودك، منزل را ترك كند و بقيه بازي توسط پرستار كودك دنبال شود. اما برخي از بچه ها سمتي كه والدين هستند را رها نمي كنند.
برخي بچه ها به محيط اقوام و خويشان عادت مي كنند، اجباراً نزد شخص ديگري غير از والدين و با شرايط جديد عادت مي كنند. در واقع كودكي كه بيشتر در جمع حضور دارد مشكلات اضطراب از جدايي كمتري دارد.
والديني كه براي رفتن بچه ها به تختخواب يا گهواره خودشان مصر هستند، به اهميت استقلال كودك در آرام كردن خود پي برده اند. (البته زماني كه گرسنه نباشد، خيس نكرده باشد يا دچار درد دندان در آوردن نباشد.) بچه ها مي توانند بدون ترس يا عصبانيتي تنها باشند. شما مي توانيد به روشهاي خود تسكيني كودكان خود گوش دهيد مثل آواز خواندن يا آهسته سخن زمزمه كردن، بنابراين خود را در تنهايي اتاق يا تختخواب شان سرگرم مي كنند. اين تنهايي پايه و اساس استقلال اوليه را بنا مي كند كه كودك را از اينكه كاملاً متكي به حضور والدين باشد، حفظ مي كند.
برخي بچه ها ناگزير دچار اضطراب از جدايي مي شوند. آنها در نبود والدين به دلايلي همچون فوت، متاركه، طلاق، گريه مي كنند و فقدانشان را حس مي كنند. احساس ناامني از جانب خود والدين اضطراب از جدايي را ايجاد مي كند!
براي به حداقل رساندن اضطراب از جدايي بچه ها اين 5 مرحله را بخوانيد و تا رسيدن به استقلال كودك به آن عمل كنيد:
1ــ كودك را در همان مراحل اوليه زندگي، اجتماعي بار آوريد. بازيهاي مدت دار زيادي با او انجام دهيد. اگر حوصله بازي و سرگرمي با كودكان را نداريد همراه پرستار كودك يا مادربزرگ يا هر زن مورد اعتماد ديگر، او را هر چند وقت براي نهار و بازي و گردش به بيرون از منزل بفرستيد.
2ــ كودك را تشويق كنيد و اجازه دهيد با خانواده، دوستان و همسايه ها رفت و آمد داشته باشد.
3ــ اتاق امني براي كودك مهيا كنيد و اجازه دهيد در اتاق خود سينه خيز رود، بازي كند و كتاب بخواند، به بيرون منزل براي پياده روي رفته دوباره نزد شما بازگردد به او بگوييد كه شما در همين دور و بر هستيد حتي اگر امكان دارد آناً در دسترس كودك نباشيد.
4ــ اجازه ندهيد دلواپسي و اضطراب شما در جدايي از كودك به او اثر كند چرا كه او براي رشد و نمو خود نياز به استقلال دارد.
5ــ بگذاريد كودك خودش غذا بخورد والدين براي خواب نيمروز بايستي كودك را بخوابانند، سپس جاي خواب او را تغيير دهيد. هر چه كودك در بين افراد خانواده و فاميل خصوصاً اقوام مادري بيشتر باشد اضطراب از جدايي او كمتر مي شود.
-
چهارشنبه 4 آذر 1388
2:49 AM
نظرات(0)
در مقالات شوهراني که قابل ستايش اند و مرداني که در محشر رسوا مي شوند در باره ي وظايف شوهر نسبت به زن صحبت کرديم که البته بحث ناتمام مانده و بخشي از وظايف عنوان نشد .اما اين بار براي اينکه آقايان گمان نکنند ما يک طرفه به قاضي مي رويم ، بخشي از وظايف زنان نسبت به شوهرانشان را بيان کرده ايم.
1- اطاعت از شوهر:
اطاعت از شوهر و خودداري از نافرماني او، از وظايف اوليه زن است. شک نيست که غرض از اطاعت زن، فرمانبرداري او از شوهر است در اموري که مخالف احکام الهي نباشد و هر آنگاه که چنين فرمان و دستوري رسد، وظيفه، تخلّف و يا به صورت فرار از آن است. زيرا در همه حال حکم خداوند متعال بر حکم بشر مقدم است. پيامبر اکرم صليالله عليهواله وسلم ميفرمايند: «اگر سجده کردن براي غيرخدا جايز بود، دستور ميدادم تا زن در برابر شوهرش سجده کند.» و در جاي ديگر ميفرمايند: «زن نميتواند حق خدا را ادا کند مگر اينکه حق شوهرش را ادا کند.»
2- خوب شوهرداري:
خوب شوهرداري يک هنر است و نياز به ذوق و سليقه و مهارتهاي خاص دارد. سعادت يا شقاوت «خانواده» در دست «زن» است. زن اگر به فن خوب شوهرداري آشنا باشد، ميتواند با انجام وظايفي که خداوند بر عهده او مقرر فرموده، خانه را به صورت «بهشت برين» در آورد و از شوهر و فرزندان خود، افرادي لايق، پويا، خلّاق و آبرومند بسازد و خانه را محل آسايش و فضيلت و خوشبختي قرار دهد. شوهر داري در اسلام اهميت بسيار زيادي دارد و در همين رابطه امام علي عليهالسلام ميفرمايند: «جهاد زن خوب شوهرداري است.» ناپلئون درباره جايگاه زنان و نقش آنان در فرهنگ و تمدن اجتماع ميگويد: «اگر ميخواهيد تمدن و پيشرفت ملتي را بدانيد، به زنان آن ملت بنگريد.»
3- خوش اخلاقي:
زن فهيم و نيک انديش ميداند که تمامي انسانها شيفته محبّت و دلباخته جذابيتهاي رواني و کششهاي نفسانياند. از اين رو هنر او در اين است که با درکي درست از ويژگيهاي اخلاقي، خصيصههاي شخصيتي و نيازهاي نفساني شوهر، مهرطلبيها، محبت جوييها، تشويق پذيريها، زيبانگريها و عاقبت انديشيها را با به کارگيري مطلوبترين روشها در مناسبترين موقعيتها به شوهر پاسخ گويد و او را دور از دغدغهها و وسوسههاي درون، در برابر همه کششها و محرکهاي بيروني مصون نمايد. زن خوش اخلاق، در زندگي مشترک با همسر خود، زيبايي کلام و جذابيت بيان، زبان تشويق و ترغيب و تاييد و تکريم را سرمايه ارزشمند زندگي خويش ميداند و هيچ فرصتي را براي «ابلاغ پيام» و «ابراز محبت» به شوهر از دست نميدهد و لذا در تاريکي هم با همسر خويش با زباني لين و آرام، شيرين و پرمعنا، گيرا و آرام بخش و به دور از اضطراب و تنش سخن ميگويد. پيامبر اسلام صليالله عليه و اله وسلم ميفرمايند: «هر زني که شوهرش را با زبانش بيازارد، خداوند هيچ کار واجب و مستحبي را از او نميپذيرد و هيچ کار نيکش را قبول نميکند تا وقتي که شوهرش را راضي کند. اگر چه روزها روزه بگيرد و شبها به عبادت مشغول شود.» او هرگز در برخورد با شوهر و فرزندان، صدا و کلام گيراي خود را با نقّادي و تهديد و تحقير و سرزنش و استهزا نميآميزد، بلکه زبان حق شناسي و قدرشناسي، شکر و سپاسگزاري از صفات برجسته او در حريم خانواده است.
4- احترام به شوهر:
زن آگاه و مهربان به خوبي ميداند که همه انسانها ذاتاً محبتپذير و قهر ستيزند، همه انسانها تکريمپذير و تنبيه گريزند. هر کس به شخصيت خويش علاقهمند است و دوست دارد ديگران به او احترام بگذارند و هر کس که شخصيت او را محترم بشمارد محبوبش واقع ميشود. زن فهميده ميداند که شوهرش آرامش خواه و امنيت طلب ميباشد و دوست دارد در محيطي سرشار از صميميت و صفا زندگي کند. امام صادق عليهالسلام ميفرمايند: «... خوشا به سعادت و خوشا به سعادت آن همسري باد که به شوهرش احترام گذارد و او را آزار نرساند و در تمام مواقع از شوهرش اطاعت کند.» زن شايسته و برتر همه سعي و تلاش خود را در جهت جلب رضايت خاطر و فراهم ساختن آسايش و آرامش روان و نشاط دروني شوهر مبذول ميدارد و از اين رو جز با زبان محبت و تکريم با همسرش سخن نميگويد و همواره از خزانه دلش، کلام زرّين و خوشايند و گفتار شفابخش و درمانگر روح و روان و آرامشگر جان را برگزيده، در فضاي سرشار از عشق و شور و شعف و نشاط تقديم همسر خود مينمايد. و رابطه او با شوهرش هر چه هست زبان محبت است و بس.
5- اظهار عشق و علاقه نسبت به شوهر:
زن خردمند و شايسته ميداند که شوهرش تشنه محبت و دوستي اوست و دل او به محبت همسرش زنده ميباشد. اگر شوهر بداند که محبوب واقعي زنش نيست، احساس بيکسي، تنهايي و غربت ميکند و هميشه پژمرده، غمگين و ناراحت و مضطرب است. ليکن زن نيک انديش و مهربان، محبت و دوستي خود را نسبت به شوهرش به زبان آورده و عشق و علاقه خود را در قالب واژههاي طيب و زيبا و پرمفهوم عينيت ميبخشد. و مهمتر از کلمات و واژهها، در ايجاد محبت نسبت به شوهرش، هنگام سخن گفتن با شوهر، مواظب آهنگ نرم و ملايم صدا، حرکات بدني خود ميباشد. و هرگز با آهنگ صداي خشن و حرکات ناموزون دست و صورت و ترشرويي و اخم، معشوق عزيز خود را در کانون گرم و با صفاي خانواده دلسرد و افسرده نميکند. امام باقر عليهالسلام ميفرمايند: «براي زن هيچ شفاعتي در پيشگاه پروردگارش به اندازه رضايت شوهرش ثمربخش و مفيدتر نيست.» و شوهر نيز با اين رفتار نيکو و شايسته همسر، حاضر است براي تامين سعادت و رفاه خانواده، تا سر حد فداکاري کوشش کند و مطمئنا چنين مردي کمتر اتفاق ميافتد که به امراض روحي و رواني مبتلا گردد. بنابراين زن هنرمند و فهيم، نيک ميداند که شوهرش شيداي شنيدن صداي آرام و زيبا، جالب و جاذب، گيرا و پرمحبت اوست. و از همين رو، با همه وجود به نقش جاذبههاي صوتي و گيرايي کلام در ابراز عشق و محبت و ايجاد شور و نشاط و شادابي در شوهر واقف است و در طول حيات مشترک و در همه موقعيتها و شرايط ، لحظهاي از زبان دوستي و عشق به شوهر غافل نميشود، و از جذابيتهاي بياني، آنچنان همسر خود را سيراب مينمايد که در برابر محرکهاي صوتي و کلامي نامحرمان مغرض، کاملاً او را مصون مينمايد؛ چرا که بعضي وسوسه گران مغرض و ناآگاه و شيطان صفتانگيرا، با بهرهگيري از خلاء عاطفي بعضي مردان و محروميت ايشان از محبتهاي عاشقانه و صادقانه همسرشان، با محرکهاي کلامي گيرا و پر جاذبه زمينه انحراف او را هموار ميکنند. بحث وظايف در خانواده ادامه دارد.. منبع : کتاب راز شاد زيستن در کانون خانواده تنظيم براي تبيان : داوودي
-
یک شنبه 1 آذر 1388
7:10 AM
نظرات(0)
خانوادههای ناسالم در ایجاد پدیده زنان خیابانی مؤثر است .
رئیس كانون كلینیكهای مددكاری اجتماعی كل كشور گفت: خانوادههای ناسالم و سست بنیاد در ایجاد پدیده زنان خیابانی مؤثر است. سیدكمالالدین موسوی در درباره مشكلات زنان خیابانی گفت: بررسی و رسیدگی به وضعیت زنان خیابانی نیاز به رابطه علت و معلولی دارد؛ در این زمینه باید علت و دلایل این امر مورد بررسی و تحقیق قرار گیرد. وی ابراز داشت: برای بررسی آسیبهای اجتمای نباید فقط با معلول برخورد كرد چراكه تنها برخورد با معلول نتیجهای در از بین رفتن علت آسیبهای اجتماعی ندارد. رئیس كانون كلینیكهای مددكاری اجتماعی كل كشور گفت: البته بررسی وضعیت زنان خیابانی و آسیبهایی از این قبیل نیاز به ارائه راهكارهای درست توسط افراد متخصص و صاحبنظر دارد. ازدواجهای سالم و موفق را یكی از اصلیترین راهكارهای كاهش آسیبهای اجتماعی است . افرادی كه معمولاً بدون هماهنگی با نظر و پیشنهاد خانواده ازدواج میكنند، مشكلات زیادی را در جامعه به وجود میآورند. موسوی افزود: بررسی مسائل اجتماعی باید توسط دانشمندان و متفكران بومی كه با فرهنگی جامعه آشنا هستند مورد نقد و بررسی قرار گیرد. رئیس كانون كلینیكهای مددكاری اجتماعی كل كشور گفت: یكی از راههای شناخت آسیبهای اجتماعی بخصوص مسائل مربوط به زنان خیابانی، شناخت بنیان خانواده و ارزشهای آن است. وی ازدواجهای سالم و موفق را یكی از اصلیترین راهكارهای كاهش آسیبهای اجتماعی بیان كرد و افزود: افرادی كه معمولاً بدون هماهنگی با نظر و پیشنهاد خانواده ازدواج میكنند، مشكلات زیادی را در جامعه به وجود میآورند. موسوی افزود: بهترین راه برای مقابله با همه نوع آسیبهای اجتماعی بخصوص پدیدههایی همچون زنان خیابانی و یا اعتیاد، آموزش برای زندگی در خانوادههای سالم است. منبع:فارس تنظیم :داوودی
-
یک شنبه 1 آذر 1388
7:03 AM
نظرات(0)
1 ـ انتظارات و معیارهای معقول و منطقی از خود و فرزندانتان داشته باشید. خوب است والدین موقعیتهایی را برای فرزندانشان فراهم كنند كه همراه با موفقیت باشد، زیرا میتوانند از این طریق، زمینهای برای رقابت سالم بین آنان به وجود آورند. 2 ـ ارج نهادن به سعی و پیشرفت كودكان . زمانی كه كودكان كاری را درست انجام میدهند، با حمایت خود موجب رشد و تقویت آنها شوید؛ و از همكاری و مشاركت آنها در انجام فعالیتهای گوناگون قدردانی كنید. 3ـ سعی كنید با تحسین و تمجید به موقع و مناسب، پیشرفت آنها را تسریع كنید. هر كودكی قادر است از اشتباهاتش درس بگیرد و چنانچه در انجام كاری شكست بخورد، دوست دارد با دوباره و بهتر انجام دادن آن، حتماً موفق و پیروز شود. 4ـ از هر گونه قضاوت منفی اجتناب ورزید، زیرا در این صورت كودك شما نسبت به قضاوت دیگران حساس خواهد شد. 5ـ از هر گونه اظهارنظری كه موجب تحقیر و كوچك شمردن كودكان شود، جداً اجتناب ورزید. هیچگاه برچسبهای منفی به آنها نزنید؛ زیرا مصداق این جمله را دارد: «آن چه كه تو دربارهی من میاندیشی، همان است كه من دربارهی خودم میاندیشم و آن چه من دربارهی خودم میاندیشم، همان خواهم بود». 6ـ حمایت مشخص از كمك فرزندانتان به مراقبت و تحسین خشك و خالی بهتر است. برای مثال میتوان گفت: «از خوشرفتاریت نسبت به خواهر كوچكت خیلی خوشم آمد»، و یا «از این كه كمك كردی ظرفها را بشویم، متشكرم؛ ظرفها با كمك تو سریعتر و بهتر شسته شدند». 7ـ تشویق، به كودكان این امكان را میدهد كه ویژگیهای منحصر به فرد خود را بشناسند. این كار باعث تسلط بیشتر آنان بر محیطشان میشود. 8ـ به احساسات كودكان اهمیت دهید، به آنها كمك كنید تا بتوانند اعمال و رفتارشان را تحت كنترل خود درآورند و با استفاده از روشهای سالم برونریزی، آنها را ابراز دارند. 9ـ وقتی رفتار ناشایستی از كودكان سر میزند، علت ناشایسته بودن آن رفتار را برای او توضیح دهید. به این ترتیب آنها میفهمند كه چرا انجام بعضی رفتارها نادرست و غلط است؛ و آن را تكرار نمیكنند. همینطور علت رفتارهای خوب و پسندیدهی كودكان را نیز برای آنها توضیح دهید؛ تا موجب تكرار این گونه رفتارها شوید. 10ـ الگویی مثبتاندیش برای فرزند خود باشید ـ چنان چه بیش از اندازه نسبت به خویشتن، تواناییها و محدودیتهای خود سختگیر، بدبین و غیرمنطقی باشید، فرزندتان احتمالاً مثل شما خواهد شد. 11ـ باورها و اعتقادات نادرست فرزند خود را شناخته و آنها را بازسازی كنید. دكتر مسینگر در كتاب خود مینویسد: «یكی از وظایف مهم هر پدر و مادری این است كه اعتقادات نامعقول و نادرست فرزندانشان را نسبت به وجود خودشان شناخته و آنها را اصلاح كنند. زیرا، این تفكرات و برداشتهای نادرست میتواند در آنها ریشه گرفته و برای كودك به صورت واقعیت هایی عینی درآید. این باورها میتوانند دربارهی كمالگرایی، جذابیتِ ظاهری، تواناییها، استعدادهای او و یا هر موضوع دیگری باشد. برای نمونه كودكی كه در تمام درسهای خود نمرهای خوب گرفته ولی در درس ریاضی ضعیف است، ممكن است بگوید: «من شاگرد بدی هستم ... درس ریاضی را اصلاً نمیفهمم». این گفتهی او نه تنها اشتباه محض است، بلكه ممكن است به صورت باوری مسلم برای او جا افتاده،بعدها نیز موجب شكستهای پی در پی او شود. در چنین مواقعی فرزند خود را تشویق كنید تا واقعیت را آن طور كه هست ببیند و با جملات هدفمند و منصفانهی خود او را راهنمایی كنید. برای مثال، به او بگویید: «تو شاگرد خوبی هستی. در تمام درسهای خود نمرهی خوبی گرفتی. حساب و ریاضی تنها یك درس است و تو تنها در این درس به تمرین احتیاج داری.» 12ـ نسبت به فرزندان خود مهربان و صبور باشید ـ عشق و محبت شما میتواند تا حد زیادی موجب تقویت عزت نفس فرزندتان شود. او را در آغوش گرفته و به او بگویید كه از داشتن او احساس غرور و افتخار میكنید. روی تكهكاغذی بنویسید: «تو خیلی خوبی». و آن را در ظرف غذای او بگذارید. بچهها، محبتی را كه از دل بلند شود، به راحتی درك میكنند. 13ـ سعی كنید محیط خانه را امن و به دور از هر گونه اضطراب و دلهرهنگه دارید ـ كودكی كه در محیط خانه احساس امنیت و آرامش نكند و یا با او بدرفتاری شود و دائم مورد لعن و دشنام قرار گیرد، عزتنفس اش از بین رفته و از بودن در محیط خانه و جمع خانواده مأیوس و دلسرد میشود. 14ـ در بعضی موارد والدین با رفتارهایی كه انجام میدهند، موجب بروز احساس گناه و پشیمانی در فرزند خود میشوند. زمانی كه كودكان دچار این احساس میشوند، تنها با مطیعتر شدن نسبت به والدین، مربیان و یا مراجع قدرت، میتوانند احساس گناه و پشیمانی خود را كاهش دهند. این احساسات در آینده، موجب بروز وسواس در كودكان میشود. برخی از والدین با برانگیختن احساس گناه در فرزندان خود، آنان را از هر گونه ابراز وجودی باز میدارند و بدین ترتیب حس اعتماد به نفس و عزت نفس آنها را تضعیف میكنند. منبع : برگرفته از كتاب " پرورش اعتماد به نفس در كودكان و نوجوانان " – نویسنده : ماندانا سلحشور تنظیم :داوودی
-
یک شنبه 1 آذر 1388
7:03 AM
نظرات(0)
انحراف ها و لغزش ها، شکست ها و نابودى ملت ها در طول تاریخ چنین مى نماید که مردمان آن جوامع در منجلاب شهوات و گناه غوطه ور بوده اند. غرایزى که از درون انسان ها شعله ور مى شود و درنهایت آنان را به همراه اجتماع پیرامونشان به خاکستر مى نشاند. پس از انقلاب اسلامى در ایران که فرهنگ غنى اسلامى را به ارمغان آورد، یکى از بزرگترین حربه هاى دشمنان براى به نابودى کشاندن مردم ایران، نقش بر آب شد. اما یکبار دیگر و همزمان با پرورش نسل سوم انقلاب، دشمنان با سلاح تهاجم فرهنگ غرب و رواج انحرافات و تحریک غرایز در فکر ویران کردن اراده نسل جوان برآمده اند.
در کشاکش چنین هجومى، لازم است با ترویج، تبلیغ و زمینه سازى صحیح تربیت دینى براى این نسل، آنان را در راه رشد و پرورش به سمت انسانى متعالى یارى کنیم.
یکى از مهمترین راه هاى حفظ جوانان در مقابل تهاجم هاى فرهنگى غرب، که به صورت فیلم ها و نوارهاى مستهجن، عکس ها و ترویج بدحجابى صورت مى گیرد، بالابردن اعتقادات دینى و تربیت انسان هایى متعهد و متقى است. دین عامل کنترل و تعدیل هواهاى نفسانى و آلودگى هاست، اما باید توجه داشت هرگز نمى توان یک مقوله از دین را براى همه افراد جامعه و رده هاى سنى مطرح کرد. کارشناس امور تربیتى و مسائل دینى در این باره مى گوید: تربیت، آموزش و پرورش دینى در هر رده سنى باید متناسب با شناخت، آگاهى و درک آنان نسبت به دین صورت گیرد. درک مطالب دینى و نکاتى که باید آموزش داده شود، مهم است اما مهمتر از آنها، نحوه و زبان آموزش است. مینایى رسا با این توضیح که تکرار و یکنواختى در آموزش مباحث دینى جوانان را به بیزارى مى کشاند، ادامه مى دهد: «در کتاب هاى دینى فقط چندین مبحث درباره دین گنجانده اند، بدون این که حس خلاقیت و رغبت دانش آموزان را برانگیزند، به صورت خشک و خسته کننده تدریس مى شود. خستگى در حین آموزش دانش آموزان را از عشق به دین دور مى سازد.» هرگز نمى توان به پاسخى قطعى براى این پرسش رسید که آموزش و تربیت دینى چقدر براى نسل جوان اهمیت دارد؟ زیرا بعد از انقلاب و در نظام جمهورى اسلامى، تعلیم و تربیت دینى به عنوان اساسى ترین وظیفه در رأس برنامه ها قرارگرفت. مینایى رسا در این باره مى گوید: «کمبود فضاهاى آموزشى و ناهماهنگى بین دست اندرکاران و نهادهاى فرهنگى کشور و از همه مهم ترتربیت ناصحیح در خانواده ها، موجب انحرافات اجتماعى و فرهنگى مى شود. سابقه تاریخى کهن و فرهنگ ایران اسلامى نشان از غنى بودن فرهنگ خودى دارد. مهم این است که باید به گونه اى عمل کنیم که جوانان همواره از هویت ملى و تاریخى و کیان فرهنگى خود مقتدرانه و با تعصب دفاع کنند.» برخوردهاى غلط فرهنگى در خانواده ها و جامعه در برخى موارد منجر به بروز رفتارهاى متضاد با فرهنگ و عرف جامعه مى شود. در سال هاى اخیر تمایلات رفتارى بویژه در زمینه آرایش مو، پوشیدن لباس هاى نامتعارف، علاقه به موزیک هاى غربى و ناهنجارى هاى دیگر اجتماعى در گروهى از جوانان و نوجوانان مشهود است.
آموزش و معرفت دینى نقش متقابلى در برابر یکدیگر دارند، درواقع تا نقش آموزش به درستى تبیین نشود، معرفتى ایجاد نخواهدشد، به همین دلیل در گستره مبانى دینى به شدت نیازمند آموزش هاى دینى هستیم.
«زهره صفاتى» با اشاره بر ضرورت و اهمیت آموزش معارف دینى در جامعه مى گوید: «اگر بخواهیم ریشه و فلسفه آموزش را موردتوجه قراردهیم، در بدو پیدایش دین اسلامى و پیشتر ازآن، عمق آموزش در رسالت انبیا و پیامبران معنا مى یابد، چرا که رسالت انبیا، آموزش و هدایت انسان ها در مسیر کمال و سعادت بشرى بوده است. در قرآن به طور صریح به این موضوع اشاره شده که ما رسولانى را براى شما فرستادیم، تا شما را به سوى تزکیه نفس و هدایت باطنى و معنوى رهنمون کنند و همچنین شما را در مسیر تقوا و فضیلت هاى اخلاقى قراردهند. در زندگى امروز و با توجه به دنیاى پیشرفته و پیچیده که ایجاد شده کار نهادهاى آموزشى بسیار سخت و مهم است و با توجه به این که یکى از محورهاى اساسى وجود انبیاى الهى، تعلیم و تربیت انسان هاست، درنتیجه این بخش باید موردتوجه نهادهاى آموزشى در جامعه قراربگیرد و این نهادهاى تربیتى مستلزم استفاده مطلوب از برنامه هاى آموزشى باتوجه به محورهاى معارف دینى هستند. مینایى رسا مى گوید: «باید توجه داشت هرگز نمى توان تنها با محدود کردن یا متوسل شدن به زور و اجبار جوانان را به انجام کارى واداریم. اگر جوانان از روى ترس و یا به خاطر خوش آمدن بزرگ ترها یا مسئولان، کارى را در ظاهر انجام دهند، مطمئناً رفتارهاى ناهنجار آنان در باطن بسیار بدتر و مخرب تر خواهدبود. منبع :روزنامه ایران - با تلخیصهجوم خاموش به جوانان
-
یک شنبه 1 آذر 1388
7:02 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



