سعيد
  • دی 1399
  • اردیبهشت 1390
  • فروردین 1389
  • اردیبهشت 1389
  • خرداد 1389
  • تیر 1389
  • مرداد 1389
  • شهریور 1389
  • مهر 1389
  • آبان 1389
  • آذر 1389
  • دی 1389
  • بهمن 1389
  • اسفند 1389
  • فروردین 1388
  • خرداد 1388
  • تیر 1388
  • شهریور 1388
  • مهر 1388
  • آبان 1388
  • آذر 1388
  • دی 1388
  • بهمن 1388
  • اسفند 1388
  • <-BlogTitle->
    کل بازديد ها : 1945223
    تعداد کل پست ها : 3775
    تعداد کل نظرات : 173
    بروز رساني : جمعه 26 دی 1404 
    ايجاد شده در : دوشنبه 6 مهر 1388 

    اين قالب توسط sama طراحي و توسط sama ترجمه شده
    Check PageRank

    دوازدهم ديماه در دفاع مقدس:

      نخستين گردهمايي معاونين جنگ وزارتخانه ها ، بمباران تأسيسات راديويي عراق توسط ايران و تبادل آتش در مريوان و حاج عمران از مهمترين وقايع دوازده دي در طول دوران دفاع مقدس است . . . 


    جملات کوتاه و خواندني:

      کارهائي را که در گذشته کرده ايم ما را مانند سايه تعقيب مي کنند و نسبت به جنس آنها ما را به سوي بدي و يا خوشي مي کشند. «کارلايل» دراين دنيا هر کس چيزي را درو مي کند که قبلا تخم آ ن را کاشته است. «اسمايلز» . 

    ادامه - آرشيو ...

    تبديل لينك راپيدشير و ديگر سايت هاي آپلود به لينك مستقيم


    آپلود سنتر عكس، تصوير، فايل زيپ، فايل فلش و هر نوع فايل ديگر

    تصاويري زيبا از درختان

    به اين پست نظر دهيد

      آرایش ، جزوه الکترونیک ، انجمن علمی ، مقاله پژوهشی ، پرورش شترمرغ ، سایت تخصصی برق، ژورنال لباس عروسی ، کارت ویزیت ، راهنمای فارسی ،‌ ، داستان ،

      XP Repair Pro یک نرم افزار مشهور و کاربردی برای کاربران سیستم عامل ویندوز می باشد. توسط این نرم افزار میتوانید خطاها و ارور های موجود در ویندوز را که ممکن است در اثر استفاده یا نصب سایر نرم افزار ها، اتفاق افتاده باشد، به آسانی ترمیم نمایید. بدون نیاز به نصب مجدد سیستم عامل میتونید آن را مجددا بازگردانید و به روند کارها سرعت ببخشید. - .  دانلود

     قدرتمند ، کارت سوخت ، کرک کارت سوخت ، آموزش ، نرم افزار ، دانلود رایگان ، کتاب الکترونیکی ،‌ نحوه گرفتن کارت سوخت المثنی ، حسابداری ، نرم افزار حسابداری هلو ،‌ عاشقانه ، عشقولانه ، پرورش قارچ ، دانلود مترجم پدیده ،‌ بازیگران سینمای ایران ،

    کریمی از استیل آذین قهر کرد؟

    کيهان: الاغ ها و اسب ها و قاطرها هم به رنگ سبز علاقمندند

     

    در تكميل بحث سرخس ها در زيست سوم تجربي به مطالب زير توجه كنيد:

    رده ي سرخس ها شامل تعدادي راسته است و هر راسته يك يا چند تيره دارد كه در كتاب زيست سوم تجربي به توضيح يكي از معروف ترين آن ها يعني بسپايك پرداخته شده است.

    گياهان اين تيره زيستگاه هاي متفاوتي دارند.ساقه ي زير زميني آن ها از فلس هاي قهوه اي رنگ پوشيده شده ، داراي برگ هاي هوايي ساده و يا مركب هستند. سورها اغلب در پشت و يا در كنار برگ به وجود مي آيندو در بعضي گونه ها به وسيله ي لايه ي فلس مانندي پوشيده مي شوند. جدار هاگدان ها نازك و لايه ي مكانيكي آن به طور عمودي قرار گرفته و حلقه ي كاملي به وجود نمي آورد. در اثر عمل لايه ي مكانيكي هاگدان به طور عرضي شكافته مي شود. از سرده هاي مهم اين تيره كه در جنگل هاي شمال ايران به فراواني يافت مي شوند مي توان از بسپايك( polypodium ) ، پرسياوش( adiantum ) ، زنگي دارو( phyllitis )و سرخس عقابي( pteridium ) نام برد.


     

    در ياس درختي دو برگ متقابل با زاويه ي 180 درجه و در يك زمان تشكيل مي شوند. دو برگ بعدي نيز با همديگر زاويه ي 180 درجه تشكيل مي دهند ، ولي با دو برگ قبلي زاويه ي 90 درجه دارند.

    برگ هاي گردو متناوبند. به اين صورت كه اگر برگي را در ته شاخه ي گردو در نظر بگيريم و روي ساقه خطي تا برگ بعدي بكشيم و اين خط را به برگ هاي بعدي متصل كنيم خواهيم ديد كه خط روي ساقه ، مارپيچي به وجود مي آورد.پنجمين برگ مستقيماً زير برگ اولي خواهد بود و مار پيچ دوبار به دور ساقه مي چرخد تا به برگ پنجم(همرديف آن) برسد. ارتباط بين عده ي مارپيچ ها و تعداد برگ هاي همرديف را به صورت كسري نشان مي دهند. اين كسر در گردو 5/2(دو روي پنج) و در ياس درختي 2/1(يك روي دو) است. ديگر آرايش هاي معمولي برگ بر روي ساقه شامل 3/1 و 8/3 است. اين ارتباط براي هر گونه گياهي مشخص و ثابت است و به ما امكان مي دهد كه قبل از پيدايش برگ ها بتوانيم دقيقاً محل آن ها را تعيين كنيم.


     

    در كشورهاي پيشرفته ي صنعتي ، از انرژي هسته اي به صورت گسترده در پزشكي بهره برداري مي شود. با توجه به گسترش برخي بيماري ها از جمله سرطان ، ضرورت تقويت طب هسته اي در كشورهاي درحال توسعه ، هر روز بيش تر مي شود.

    موارد زير از مصاديق تكنيك هاي هسته اي در دانش پزشكي است :

    1- تهيه و توليد كيت هاي راديويي جهت مراكز پزشكي هسته اي

    2- تهيه و توليد راديو دارو جهت تشخيص بيماري تيروئيد و درمان آن ها

    3- تهيه و توليد كيت هاي هورموني

    4- تشخيص سرطان هاي كولون ، روده كوچك و برخي سرطان هاي سينه

    5- تشخيص محل تومورهاي سرطاني و بررسي تومورهاي مغزي ، سينه و ناراحتي هاي وريدي

    6- تشخيص و درمان سرطان پروستات

    7- تصوير برداري بيماري هاي قلبي ، تشخيص عفونت ها و التهاب مفصلي ، آمبولي و لخته هاي وريدي

    8- موارد ديگري چون تشخيص كم خوني ، كنترل راديو داروهاي خوراكي ، تزريقي و ...

    تكنيك هاي هسته اي در حوزه ي دامپزشكي : تشخيص و درمان بيماري هاي دامي ، توليد مثل ، تغذيه و اصلاح نژاد دام ، بهداشت و ايمن سازي محصولات دامي و خوراك دام .

    از انرژي هسته اي در حوزه ي كشاورزي و صنايع غذايي استفاده ي بسيار فراواني صورت مي گيرد. موارد عمده ي استفاده در اين بخش عبارت است از :

    1- جلوگيري از جوانه زدن محصولات غذايي

    2- كنترل و از بين بردن حشرات

    3- به تأخير انداختن زمان رسيدن به محصولات

    4- افزايش زمان نگهداري

    5- كاهش ميزان آلودگي ميكروبي

    6- از بين بردن ويروس هاي گياهي و غذايي

    7- طرح باردهي و جهش گياهاني چون گندم ، برنج و پنبه

    منبع : فصلنامه ي فرهنگيان بسيجي – شماره ي 7


     

    مقدمه

    عنکبوت‌ها بزرگ‌ترین گروه بندپایان را تشکیل می‌دهند همه آنها گوشت‌خوار هستند. بعضی گونه‌های عنکبوت برای به دام انداختن طعمه تار می‌بافند ولی انواع دیگر در سوراخهای خود به کمین شکار می‌نشینند. عنکبوتها دهان بسیار کوچکی دارند و دارای دندانهای نیش تیز و سمی هستند. آنها مایع هضم‌کننده‌ای در درون بدن طعمه خود وارد می‌کنند و بعد مایعات مغذی درون بدن طعمه را می‌مکند و پوسته خالی آن را رها می‌کنند.

    عنکبوت‌ها می‌توانند ۸ نوع تار بتنند.که هرکدام برای کاری منظور شده‌است.تار عنکبوتها سه ویژگی دارد.

    ۱-چسبناکی

    ۲-کشسانی

    ۳-مقاومت زیاد

    تار عنکبوت بسیار چسبناک است و به همین دلیل می‌تواند حشرات را به دام بیندازد.خاصیت کشسانی تارها به دلیل پیچ خوردگی‌های آن در قسمت‌های مختلف است.و وقتی فشاری به آن وارد میشد پیچ خوردگی‌های آن باز میشود و تار تا ۴ برابر بلند میشود.

    مواد پروتئيني تشكيل دهنده تار عنكبوت :

    پروتئينی كه عنكبوت را قادر می سازد خود را آويزان كند و همچنين به شكار طعمه كمك می كند، نظر دانشمندان را به خود جلب كرده است . مولكول های اين پـروتئين بسيار كشسان و قـوی هستند ، تقريباً ۲۰ برابر از نايلون كشسان تر و ۹ برابر از فولاد در قطر مساوی قوی تر می- باشد .علاقـه به تـار عنكبوت در حالی است كه زمينه مـواد زيستی، مورد بسيـار قابل توجه و رو به رشــدی در زمينه پـژوهش های مــواد است .دليل توجه ارتش ايالات متحده به اين ماده استفاده از آن در ساخت جليقه های ضد گلوله و محافظ هاست. هدف عمده ی پژوهش های دانشمندان، درك چگونگی چين خوردن اين پروتئين و سازماندهی رشته تار عنكبوت است . پژوهشگران با استفاده از روش ميكروسكوپ نيروی اتمی و يك كشنده مولكولی، با تصويربرداری و كشش اين پروتئين، به سر نخ هائی دست يافته اند.اين مشاهدات به پژوهشگران كمك می كند تا آنچه را در هنگام تشكيل تار عنكبوت در غده تراوش تارعنكبوت رخ می دهد ، شبيه سازی كنند .آنها دريافته اند كه وقتی پروتئين باز می شود به صورت تكه تكه است . در ضمن اين پروتئين دارای پيوندهایی است كه هنگام افزايش بـار ، باز شده و تغيير شكل می دهند ، اين امر از الگوئی پيروی می كند كه در ديگر پروتئين های تحت بار كشف شده است .تار عنكبوت دارای بخش های كريستالی و بخش های شبه لاستيكی كشسانی است.پژوهشگران دريافته اند كه مولكول های منفرد دارای هر دو بخش هستند .پـژوهشگران بر اين باورنـد كه با مطالعه توانمندی عنكبوت ها در تنيدن تــار می توان به راز توليد مواد قوی تر و بهتر پی برد . آن ها بر اين باورند كه می توانند با تقليد از عنكبوت فر آيند طراحی مواد را بهبود بخشند .به اين ترتيب آن ها می توانند كارآیی محصولات گوناگون، از راكت تنيس گرفته تا بمب افكن استلث (stealth) بهبود بخشند . آزمايش های انجام شده نشان می دهد كه تارعنكبوت در برابر تغيير خواص ، فوق العاده مقـاوم است و می توان آن را در هوا يا زير آب تنيد. الياف تار عنكبوت، با ظرافت بسیار (قطری در حدود ۰۲/۰ ميكرون) برتری های فراوانی دارند . ويژگی های ذاتی تار عنكبوت برای مهندسانی كه در حال طراحی مواد برای مشتريان وبازار صنعتی هستند، بسيار جذاب است .آنها می گويند:" بطورمعمول می توان موادی فوق العاده قوی ساخت ولی با اين كار چقـرمگی كاهش می يابد؛ هم چنين می توان موادی با چقرمگی فوق العاده بالا ساخت ولی استحكام كاهش خواهد يافت . تركيب اين دو ويژگی همان گونه كه در تار عنكبوت مشاهده می شود، هدف ماست

    دانشمندان مي‌گويند از تار عنكبوت كه محكمترين الياف طبيعي شناخته شده است مي‌توان براي ساخت زردپي‌هاي مصنوعي و يا باززايي رباطهاي آسيب‌ديده استفاده كرد .

    مي‌توان از تار عنكبوت همچون چارچوبي براي باززايي رباطهاي آسيب ديده استفاده كرد . پارگي رباطهاي قدامي ACLs يكي از شايع‌ترين جراحت‌هاي زانو در جهان است.دانشمندان همچنين به دنبال تهيه نخ‌هاي بخيه فوق‌العاده ظريف از تار عنكبوت براي عمل‌هاي جراحي و درمان آسيبهاي چشم يا اعصاب هستند. اين نخ‌ها بطور بالقوه زخم را التيام مي‌دهند بدون آنكه اثري از زخم برجا بماند.محققان براي توليد انبوه تار عنكبوت، قصد دارند از گياه يونجه استفاده كنند.

     


     

    آناتومي سيستم حس الكتريكي :اندام مولد پالس هاي الكتريكي در دم حيوان قرار دارد كه حاوي دو تا پنج رديف الكتروسيت مي باشد اين الكتروسيت ها سلولهاي ماهيچه اي يا عصبي تغيير شكل يافته مي باشند كه پالس هاي الكتريكي تخليه مي كنند.اين پالس ها دامنه كوچكي كمتر از يك ولت دارند  بر خلاف مار ماهي و سفره ماهي و گربه ماهي كه تخليه الكتريكي در حد 600 ولت ايجاد مي كنند.شكل هاي متفاوتي از الكتروسيتها در گونه هاي مختلف ماهي ها وجود داردو شكل موج ايجادي بستگي به نوع الكتروسيت و ابعاد اندام الكتريكي در ماهي دارد.شكل و اندازه اندام الكتريكي در ماهي بستگي به نوع محيط ماهي دارد.ماهي هاي الكتريكي ضعيف كه بومي آب هاي با هدايت الكتريكي بالائي مي باشند اندام الكتريكي كوتاه و پهني دارند اما ماهي هائي كه در آب هاي با هدايت پادين الكتريكي زندگي مي كنند  اندام الكتريكي بلند و نازكي دارند و احتمالا اين اندام هاي الكتريكي پالس هائي توليد مي كنند كه بهتر منتثقل مي شود.رديف گيرنده هاي الكتريكي درست در زير پوست در سرتاسر بدن قرار دارندو پوست مقاومت الكتريكي بالائي ندارد و در نتيجه اين موضوع باعث افزايش حساسيت گيرنده هاي الكتريكي اين ماهي ها مي گردد.همانند الكتروسيت ها گيرنده هاي الكتريكي(الكترورسپتور ها)نيز انواع گوناگوني دارند حسايت آنها به پارامتر هاي گوناگوني از جمله قدرت سيگنال و قطبيت سيگنال و فاز سيگنال بستگي دارد. مطالعات روي انواعي ازماهي هاي الكتريي ضعيف نشان داده كه گيرنده هاي الكتريكي بيشتر در ناحيه سر و در اطراف دهان متمركز مي باشند مناسب ترين جائي كه ماهي مي تواند ميدان هاي الكتريكي توليد شده توسط صيد خود را احساس نمايد.

    جهت يابي الكتريكي فعال :به حالتي گفته مي شود كه ماهي خود ميدان الكتريكي ايجاد مي ند و سپس تغيير در اين ميدان را احساس و از آن براي جهت يابي و صيد و ارتباط استفاده مي نمايد و اجسام اطراف خود را بدون ديدن آنها و با دقت بالائي شناسائي و كشف نمايد.از آنجائي كه اين ماهي ها اغلب در آبهاي گل آلود و كدر رود خانه ها زندگي مي كنند اين ويژگي مي تواند براي آنها بسيار موثر باشد.نحوه پردازش بسيار ساده مي باشد ماهي توسط اندام الكتريكي خود جريان پيوسته اي از پالس هاي الكتريكي را دراطراف خود ايجاد مي نمايد(مشابه ميدان مغناطيسي در اطراف يك آهنربا) والكترو رسپتورها اين ميدان را احساس مي كنند و قتي كه يك موجود يا مانعي در اين ميدان حركت كرد در اين ميدان اعوجاجي ايجاد مي شود والكترو رسپتورهااين تغييرات را احساس مي كنند.محدوده فعاليت اين سيستم به اندازه يك طول بدن مي باشد و اجسام بسيار كوچك و اجسامي با مقاومت نزديك به مقاومت الكتريكي آ ب  قابل رديابي نمي باشند.در حقيقت اجسام بصورت يك سايه  آشفته  دررديف الكترو رسپتورها حس مي شوند.وقتي اعوجاج بزرگ باشد در مركز اين سايه تيره مي باشد و هر چه به اطراف سايه نزديك شويم كم رنگ مي شود.هر چه فاصله شيئي بيشتر شود اين سايه بزرگ تر مي شود(درست بر عكس ديدن اشياء در چشم كه هر چه شيئي دورتر شود تصوير كوچكتر مي شود) وماهي از روي تغيير در اندازه اين سايه مي تواند فاصله خود تا آن شيئي را حدس بزند(چشم نيز از روي اندازه تصوير فاصله را حدس مي زند).البته اينجا يك مشكل پيش مي آيد اندازه سايه  يك شيئي بزرگ درنزديك  با اندازه يك شيئي كوچك دردور برابر خواهد بود واين باعث گمراهي  مي گردد. در حقيقت  در ماهي هاي الكتريكي ضعيف اندازه گيري فاصله اشياء از روي نسبت حد اكثر اعوجاج وحداكثر شيب خطوط ميدان الكتريكي محاسبه مي شود.به عبارت ساده تر ماهي از روي مقايسه ميزان تيرگي سايه و خميدگي سايه به فاصله پي مي برد.و اگر سايه يك شيئي تغيير كند يعني شيئي در حال حركت مي باشد.ماهي ها همچنين مي توانند با اين روش اجسام با مقاومت الكتريكي  متفاوت و ظرفيت هاي الكتريكي متفاوت را از هم تشخيص دهندو  بدين وسيله بفهم آيا آن شيئي كه در حال نزديك شدن مي باشد يك جاندار است كه بايد به آن  حمله كند و يا دشمن است و بايد از آن دوري كند  ويا بايد شيئي ورودي به ميدان الكتريكي خود  را ناديده بگيرد چون موجود نيست و نه صياد است و نه صيد.


     

    به خصوص در مورد جهان شگفت انگیز جنین و مراحل رشد جنین

    کلاً اهداف نگرشی ( تغییر در رفتار ) درس زیست شناسی ( این است که )

    1-  به پدیده های زیستی به عنوان نشانه های حاکمیت تدبیر الهی در جهان بنگریم

    2-  با مطالعه و برسی و پدیده های زیستی به علم و قدرت خالق آنها پی ببریم

    همانطور که در آیۀ 53 سورۀ فضیلت می فرماید:

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سنر یهم آیا تنافی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه  الحق (به زودی آیات خود را راجع به کیهان و خود شناسی و به بشر ارائه خواهیم داشت تا روشن شود برای ایشان به درستی که او حق است)

    آیات آفاقی : همچون آفرینش خورشید و ماه و ستارگان با نظام دقیقی بر آنها حاکم است و آفرینش انواع جانداران و گیاهان و کوه ها و دریاها با عجائب و شگفتی های بی شمارش و موجودات گوناگون اسرار آمیزش که هر زمان اسرار تازه ای از خلقت آنها کشف می شود هر یک آیه و نشانه ای است بر حقانیت ذات پاک او .

    آیات انفسی : همچون آفرینش دستگاه های مختلف جسم انسان و نظامی که بر ساختمان حیرت انگیز مغز و حرکات منظم قلب و عروق و بافتها و استخوان ها و انعقاد نطفه و پرورش جنین در رحم مادران ، تعداد سلولهای یک انسان متوسط 60 تریلیون است که 28 میلیارد آن سلول عصبی است و هر سلول شبیه یک کامپیوتر عمل می کند و از آن بالاتر اسرار و شگفتی های روح انسان می باشد که هر گوشه ای از آن کتابی است از معرفت پرودگار و خالق جهان .

    در پایان این آیه بیان لطیف و جالب را با جملۀ زیبا و پر معنای دیگری تکمیل کرده می افزاید .

    اولم یکف بربک انه علی کل شیء شهید (آیا کافی نیست که پروردگارت بر هر چیز شاهد و گواه است .)

    چه شهادتی از این بر تر و بالا تر که با خط تکوین ، قدرت خویش را بر پیشانی همۀ موجودات نوشته است .

    در صفحه برگهای درختان ، در لا به لای گل برگها و در میان طبقات اسرار آمیز مغز و بر روی پرده های ظریف چشم بر صفحۀ آسمان و بر قلب زمین و خلاصه بر همه چیز نشانه های توحید خود را نوشته و گواهی دهده است .

    درقرآن مسائل علمی بیان شده است که بعد ها دانشمندان به اسرار شگفت انگیز آن پی برده اند چنانچه در آیه 3 سوره رعد می فرماید :

    و من کل الثمرات جعل فیها زوجین اثنین ( از تمام میوه ها دو جفت در زمین قرار دارد )

    اشاره به این که درختان میوه موجودات زنده ای هستند که دارای سلولهای نر و ماده می باشند که از طریق لقاح  بارور می شوند دارد . اگر لینه دانشمند و گیاه شناس معروف سوئدی در اواسط قرن 18 میلادی موفق به کشف زوجیت عمومی و همگانی در جهان گیاهان شد . قرآن مجید در 1400 سال قبل از آن ، این حقیقت را فاش ساخت و این خود یکی از معجزات علمی قرآن مجید است که بیانگر عظمت این کتاب بزرگ آسمانی   می باشد .

    همچنین از آنجا که زندگی انسان و همۀ موجودات زنده و مخصوصاً گیاهان و میوه ها بدون نظام دقیق شب و روز امکان پذیر نیست در قسمت دیگر این آیه از این موضوع سخن به میان آورده می گوید .

    یغشی اللیل النهار :  خداوند به وسیلۀ شب روز را می پوشاند و پرده بر آن می افکند

    چرا که اگر پرده تاریک شب نباشد ، نور مداوم آفتاب ، همۀ گیاهان را می سوزاند و اثری از میوه ها و بطور کلی از موجودات زنده بر صفحۀ زمین باقی نمی ماند .

    در پایان آیه می فرماید :

     ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون  .( در اینها آیات و نشانه های است برای آنها که تفکر می کنند .)

    اما در مورد جهان شگفت انگیز جنین

    در هفت سوره از سوره های قرآن اشاره به آفرینش انسان و چگونگی خلقت او شده است و در آیۀ 14 سوره نوح می فرماید :

       و قد خلقکم اطوارا    : ( خداوند شما را در اطوار و مراحل مختلفی بیافرید .)

    مرحلۀ اول : در آیه 12 سورۀ مومنون می فرماید :

    و لقد خلقنا الانسان من سلاله من طین . (ما انسان را از عصاره و فرآورده های خاک آفریدیم .)

    چرا که نطفۀ انسان مولود غذاهای گوناگونی است که از گیاهان و جانوران سرچشمه می گیرد – جانوران هم از گیاهان تغذیعه می کنند و گیاهان بخشی از مواد مورد نیاز خود را از خاک می گیرند بنابر این نطفۀ انسان که بعد ها بصورت انسان در می آید مولود خاک می باشد .

    در مرحلۀ دوم : در آیه 54 سورۀ فرقان می فرماید:

    هو الذی خلق من الماء بشراً ........   . ( اوست خدائی که بشر را از آب بیافرید )

    در مرحلۀ دوم می توان گفت انسان از آب آفریده شده است .

    زیرا از نظر زیست شناسان ، انسان به اسفنجی می ماند که او را آب فراگرفته است یک فرد 70 کیلویی حدوداً 65 در صد وزن بدن را آب تشکیل می دهد ، 50 لیتر آب دارد و این نسبت ثابت است و غیر ممکن است که این نسبت را تغییر داد بدون اینکه دچار ناراحتی نشود اگر 20 در صد آب بدنش را از دست بدهد دیگر سلامتی خود را باز نخواهد یافت .

    آب در سلولهای بدن انسان دارای مقدار زیادی پتاسیم بوده و عملاً فاقد نمک است ولی آب خارج از سلولها پتاسیم ندارد بلکه مقدار زیادی نمک دارد و این ترکیب آب خارج از سلولها به آب دریائی شباهت دارد که میلیونها سال قبل اولین اشکال حیات در آن شکل می گرفت و بعد ها وقتیکه موجودات آبی به خشکی روی آوردند ، دریای درون را نیز با خود آوردند . چون بدون آن زندگی برایشان در خشکی ممکن نبود .

    این پدیده های شگفت انگیز گفته قرآن را تأیید می کند که می فرماید . اوست خدائی که انسان را از آب آفرید در مرحلۀ سوم : در آیۀ 2 سوره علق می فرماید:

    خلق الانسان من علق   . ( خداوند انسان را از علق آفرید )

    علق به اسپرماتوزوئید گفته می شود که به سلول ماده می رسد و با آن ترکیب می شود .

    در مرحلۀ چهارم : در آیۀ 2 سورۀ انسان می فرماید:

    انا خلقنا الانسان من نطفه امشاج   . ( ما انسان را از نطفه مخلوط ( سلول تخم ) پدید آورده ایم . )

    ترکیب سلول جنس نر و ماده منجر به پیدایش سلولی به نام تخم می شود که تقسیمات این سلول جنین را به وجود می آورد .

    اگر بهترین شرایط محیطی برای سلول نر و سلول ماده فراهم شود قادر به ادامۀ زندگی نیستند و به زودی می میرند .

    مگر آنکه با یکدیگر ترکیب شوند و سلول تخم یا به اصطلاح قرآن امشاج به وجود آورند .

    پس از تقسیمات سلولی متوالی این سلول جنین اولیه به صورت توده ای از سلولها وارد رحم شده تا ادامه رشد خود را در آنجا انجام دهد در آیه دیگری می فرماید( آیه 24 سوره حشر)

    هو الله الخالق الباری المصور له السماء الحسنی  .( اوست خدای که آفریننده و جدا کننده و نگارنده صورت انسانی است و برای اوست اسماء حسنی .)

    در مرحلۀ پنجم : در آیۀ 6 سورۀ العمران می فرماید :

    خداست آنکه صورت شما را در رحم مادران هر گونه بخواهد می نگارد خدایی که جز ذات یکتا نیست که به هر کار خواهد توانا و به همه چیز داناست .

    مراحل ساختمانی جنین را می توان در سه مرحله خلاصه کرد :

    1-  تولید توده زیادی از سلولها

    2- مجزا شدن سلولها از یکدیگر و رفتن هر یک به جای خود

    3- تصویر و صورت بندی جنین

    این سه مرحله را قرآن کریم در ضمن سه کلمه بیان داشته

    1- هو الله الخالق   اوست خدایی که آفریننده ( انبوه سلولها ) است

    2- الباری   خدایی که جدا کننده ( سلولهاست )

    3- المصور  خداوند پیکر سازی که به این سلولها صورت انسانی می دهد .

    در سورۀ زمره آیه 6 می فرماید :

    خداوند شما را در شکم مادر می آفریند ، آفرینش به دنبال آفرینش دیگر که در سه تاریکی قرار دارد .

    به تدریج سه پرده جنین را در بر می گیرد این پرده ها ظاهراً یک پوست بیشتر نیستند ولی اگر آنرا با میکروسکوپ به دقت نگاه کنیم همانطور که در آیه قرآن ذکر شده است می بینیم که از سه پرده تشکیل شده است .

    1- پرده آمینون   2- پرده کوریون 3- پرده آلان تویید  

                                                                                                                                                                                                    مایع 

    پرده آمینون پرده ای است که از نمو سطح خارجی جنین حاصل و از اطراف توسعه پیدا می کند تا فضایی به نام حفره آمینون در پشت جنین به وجود آورد و آنگاه در حفره آمینون مایع زلالی پدید می آورد .

    پرده کوریون  : خارج از پرده آمینون قرار دارد و به کمک آن جنین محفوظ می ماند .

    پرده آلانتوئید : در ناحیه شکمی جنین است و به جذب غذا کمک می کند .

    فاصله میان پرده آمینون و جنین مایعی وجود دارد که هر گاه ضربه ای به شکم وارد شود این ضربه به مایع منتقل می گردد و در آن خنثی می شود .

    در آیۀ 14 سوره مومنون می فرماید :

      انشا ناه خلقا اخر فتبارک الله احسن الخااقین (سپس آفرینش و تحولی دیگر در جنین پدید آوردیم ( و از روح خود در وی دمیدیم ) آفرین بر قدرت کامل بهترین آفریننده .)

    پس از صورت بندی جنین مرحلۀ دمیدن روح فرا می رسد .

    لازمه استقرار روح در جسم پیدا شدن بستر مناسب یا به عبارت دیگر آرایش مطلوب در اجزاء ماده است .

    بطور کلی با وارد شدن هر گونه نقص شدید در جسم جدا شدن روح از جسم اجباری و حتمی می گردد .

     



    انواع پروانه
    پروانه ها را به دو نوع تقسیم می کنند:
    پروانه های روز پرواز .
    پروانه های شب پرواز( شب پره ها(
    بعضی پروانه های شب ، از فروغ بدن خود راه را جسته و در مسیرهای مختلف حرکت می کنند . این پروانه ها شبها مانند چراغ های سفید ، قرمز، آبی یا سبز درخشان جلوه گری کرده ، منظره بسیار جالبی که بی شباهت به چراغانی نیست به وجود می آورند. اگر درروز بربدن آنها بنگریم می بینیم اکثراً سفید یکدست یا قهوه ای روشن هستند. علت ایجاد این نور و پرتوافکنی ، ایجاد الکتریسیته در بدن آنها یا وجود مواد شفاف لومینه سانس مثل فسفر و غیره است.
    در استرالیا پروانه شب تابی وجود دارد که پهنای بال های آن به 36 سانتی متر می رسد و انسان آنرا با پرندگان اشتباه می کند و وقتی پرواز می کنند چون نور افکن مسیر را روشن می سازند.
    زیباترین پروانه های شب تاب، پروانه ای است بنام " مهتاب" که بالهای عریض آن چون ماه نو هلالی شکل است.
    مهارت وابتکار پروانه مهتاب
    این پروانه معماری چیره دست نیزهست وبا ابتکار خود با برگهای خشک درختان ، خانه زیبایی برای کرم های خود درست می کند و زمستان را به همراه تخم ها درون آن خانه گرم و نرم می خوابد.
     
    نقش بو در پروانه
    بسیاری از حشرات از جمله پروانه ها با زبان بسیار عجیبی با یکدیگر ارتباط حاصل می کنند. آنها بوسیله انتشار بوهای مخصوص از فاصله های بسیاردور به هم علامت می دهند. مثلاً ماده های حیوانی از طایفه کرم ابریشم بنام بومبیکس (Bombyx) از غده های قسمت عقب بدن خود ماده معطری را ترشح می کنند و به نرهای جنس خود که خیلی دور هستند اطلاع می دهند که مقدم آنها را گرامی خواهند داشت.
    فاصله ای که حشره نر بو را احساس می کند باور کردنی نیست. انسان فقط از فاصله چند متری بو را حس می کند ولی این حشرات از فاصله چند کیلومتری بوی ماده خود را درک می کنند.
    دانشمندان برای اینکه بفهمند حشرات از چه فاصله ای بو را حس می کنند از قطاری که در حال حرکت بود کرمهای نر را به فاصله منظمی رها کردند. پس از طی یازده کیلومتر بسیاری از کرمها راه قفس کرم ماده را پیدا کردند.
    موضوع بسیار جالب توجه آن که کرم ماده فقط یک ده هزارم میلی گرم ماده معطر دارد و هر بار مقدار بسیار کمی از آن را در هوا پخش می کند. معذلک سلولهای عصبی شاخک پروانه نر قادر به تشخیص این بو می باشد و پروانه نر را به سوی منبع این بو می برد.
    پروفسور بونتاندت رئیس جامعه ماکس پلانک درآزمایشگاه خود موفق شده ماده معطرپروانه بومبیکس را بسازد. این ماده یک الکل اشباع نشده به فرمولC16H30O است. با این حال برای این که بتوانیم عین آن ماده را بسازیم باید وضع هندسی اتم ها در میان مولکول آن ماده کاملاً مشابه وضع ماده طبیعی باشد. اگر ماده ای بسازیم که فرمول شیمیایی آن فرمول مذکور باشد ولی فقط یک مولکول از ماده آن جابجا شده باشد هیچ حشره نری به وسیله آن جذب نخواهد شد. )تصاویر در آلبوم آزمایشات زیست شناسی)


     

    بس فسانه عشق تو خواندم به جان
    تو مرا، كافسانه گشته ستم، بخوان
    مولانا

    مقدمه :
    مولوي را نمي توان نماينده دانشي ويژه و محدود به شمار آورد. اگر تنها شاعرش بناميم يا فيلسوف يا مورخ يا عالم دين, در اين كار به راه صواب نرفته ايم . زيرا با اينكه از بيشتر اين علوم بهره وافي داشته و گاه حتي در مقام استادي معجزه گر در نوسازي و تكميل اغلب آنها در جامعه شعرگامهاي اساسي برداشته , اما به تنهايي هيچ يك از اينها نيست, زيرا روح متعالي و ذوق سرشار، بينش ژرف موجب شده تادر هيچ غالبي متداول نگنجد.
    شهرت بي مانند مولوي بعنوان چهره اي درخشان و برجسته در تاريخ مشاهيرعلم و ادب جهان بدان سبب است كه وي گذشته از وقوف كامل به علوم وفنون گوناگون, عارفي است دل اگاه, شاعري است درد شناس, پر شور وبي پروا و انديشه وري است پويا كه ادميان را از طريق خوار شمردن تمام پديده هاي عيني و ذهني اين جهان, همچون: علوم ظاهري , لذايذ زود گذر جسماني, مقامات و تعلقات دنيوي , تعصبات نژادي, ديني و ملي, به جستجوي كمال و ارام و قرار فرا مي خواند.


    زندگينامه:
    مولانا روز ششم ربيع الاول سال 604 هجري قمري (سي ام سپتامبر 1207 ميلادي) در بلخ به دنيا آمد. پدرش واعظ سرشناس شهر، بهاءالدين محمد معروف به بهاء ولد بود.
    بهاء ولد (پدر مولانا) مدرس و واعظي بود خوش بيان و خطيب، جلال الدين محمد (مولانا) به روايتي 14 ساله بود كه پدرش بهاء ولد براثر رنجش خوارزمشاه يا خوف از سپاه مغول شهر بلخ را ترك گفت و قصد حج كرد و به جانب بغداد رهسپار شد چون به نيشابور رسيدند شيخ عطار خود به ديدن مولانا بهاء الدين آمد. كتاب اسرار نامه خود را به جلال الدين محمد هديه داد و به پدرش گفت: «زود باشد كه پسر تو آتش در سوختگان عالم زند.» پس از چندي بهاء الدين ولد و خاندانش به شهر قونيه كوچ كردند و دراين شهر كه در آن زمان جزء ولايت روم شرقي بود اقامت گزيدند.
    عبدالرحمن جامي مينويسد:
    « بخط مولانا بهاءالدين ولد نوشته يافته اند که جلال الدين محمد در شهر بلخ شش ساله بوده که روز آدينه با چند کودک ديگر بر بامهاي خانه هاي ما سير ميکردند. يکي از آن کودکان با ديگري گفته باشد که بيا تا از اين بام بر آن بام بجهيم. جلال الدين محمد گفته است: اين نوع حرکت از سگ و گربه و جانوارن ديگر مي آيد، حيف باشد که آدمي به اينها مشغول شود، اگر در جان شما قوتي هست بيائيد تا سوي آسمان بپريم. و در آن حال ساعتي از نظر کودکان غايب شد، فرياد برآوردند، بعد از لحظه اي رنگ وي دگرگون شده و چشمش متغير شده باز آمد و گفت: آن ساعت که با شما سخن مي‌گفتم ديدم که جماعتي سبز قبايان مرا از ميان شما برگرفتند و بگرد آسمان ها گردانيدند و عجايب ملکوت را به من نمودند؛ و چون آواز فرياد و فغان شما برآمد بازم به اين جايگاه فرود آوردند.» گويند که در آن سن در هر سه چهار روز يکبار افطار مي کرد.
    بهاء الدين در سخن گفتن و انديشيدن مانند پسرش مولانا، انسان لحظه ها و يا به قول معروف " ابن الوقت " بود. مولانا از قرار معلوم مثنوي خود را در جلسات متوالي به مريد خود حسام الدين چلبي ديکته مي کرد. اين مثنوي مسلما نه معاني قرآني يا تجلي عالم بالا، بلکه صرفا مفاهيمي به شمار ميرفت که به او الهام مي‌شد.
    پس از وفات وي، مولانا جلال الدين محمد كه در اين هنگام 24 ساله بود به وصيت پدر يا به خواهش مريدان بر جاي پدر نشست و بساط وعظ و افادت بگسترد و شغل فتوي و تزكيه را رونق داد.

    آشنايي با شمس تبريزي :
    زندگي مولانا پس از آشنايي با شمس تبريزي دگرگون گشت، شمس الدين محمد بن علي بن ملك داد،‌ معروف به شمس تبريز شوريده اي از شوريدگان روزگار خود بود.ا و در سال 642 به قونيه وارد شد و در سال 643 از قونيه بار سفر ببست و به دمشق پناه برد و بدين سان مولانا را در آتش هجران گداخت. مولانا پس از آگاهي از اقامت شمس در دمشق نخست با غزل ها، نامه ها و پيام ها از او خواستار بازگشت او شد و پسر خود را با جمعي از ياران به جستجوي شمس به دمشق فرستاد و پوزش و پشيماني و عذرخواهي مردم را از رفتار خود با او بيان داشت. شمس اين دعوت را پذيرفت و به سال 644 به قونيه بازگشت. اما بار ديگر با جهل و خودخواهي مردم و تعصب عوام روبرو شد و ناگزير به سال 645 از قونيه گريخت. شمس و افادات معنوي او در مولانا سخت اثر كرد . مولانا قبل از ملاقات با شمس مردي زاهد ومتعبد بود و به ارشاد طالبان وتوضيح اصول و فروع دين مبين مشغول بود . ولي پس از آشنايي با اين مرد كامل ترك مجالس وعظ وسخنراني را ترك گفت ودر جمله صوفيان صافي واخوان صفا درآمد وبه شعر وشاعري پرداخت واين همه آثار بديع از خود به يادگار گذاشت .
    شمس، مولانا را با افق ديگري از معنويت و عرفان آشنا كرد و روح او را در آسمانهاي برتر به پرواز درآورد. به دم او بود كه خرمن وجود مولانا مشتعل شد و هر چيز غير از دوست رنگ باخت و «ماسوي الله» ذات فاني خود را آشكارتر نمايان ساخت.
    مولانا باز در پي او روان شد و كوي به كوي، برزن به برزن به دنبال گمشده خود بود ولي نشانه اي از او نيافت و در اين ميان سر به شيدايي برآورد و غزليات خود را با نام او مزين ساخت. بيشترين غزليات آتشين سوزناك ديوان شمس دست آورد همين لحظات است:
    عجب آن دلــبر زيــبا كجــا شــد؟   عجب آن سروخوش بال كجا شد؟
    ميان ما چــو شمــعي نــور مــيداد    كجا شد اي عجب بي ما كجا شد؟
    بــرو بر ره بـــپرس از رهگـــذران   كه آن هــمراه جــان افزا كجا شد؟
    چو ديــوانه همي‌گردم به صحـرا    كه آهــو اندرين صحرا كجــا شد؟
    دو چشم من چو جيحون شد زگريه    كه آن گوهر در اين دريا كجا شد؟
    به هر تقدير شمس تبريزي كه مولانا با عشق سوزان او را مي پرستيد با غيبت ناگهاني خود، مولوي را بيش از پيش به جهان عشق و هيجان سوق داد و از مسند وعظ و تدريس به محفل وجد و سماع رهنمون شد و خود چنان مي‌گويد:
    زاهـــد بود تـــرانه گويـــم كردي    سر دفتر بزم و باده جويم كردي
    سجـــاده نشين با وقـــاري بـــودم   بــازيچه كودكـــان كويــم كـردي
    روز يكشنبه پنجم جمادي آلاخر سال 672 هـ .ق مولانا بدرود زندگي گفت. خرد و كلان مردم قونيه حتي مسيحيان و يهوديان نيز در سوگ وي زاري و شيون كردند. جسم پاكش درمقبره خانوادگي در كنار پدر در خاك آرميد،‌بر سر تربت او بارگاهي است كه به «قبه خضراء» شهرت دارد.
    احمد افلاكي در مناقب العارفين آورده است: «حضرت مولانا پيوسته در شبهاي دراز، دايم الله الله مي‏فرمود و سر مبارك خود را بر ديوار مدرسه نهاده به آواز بلند چنداني الله الله مي‏گفت كه ميان زمين و آسمان از صداي غلغله الله پر مي‏شد.» سوداي مولانا، سوداي خوش قرب به حضرت حق بود؛ وجودي لبريز از عشق و آتش كه نه تاب هجران از دوست را داشت، و نه مي‏توانست عافيت نشين سايه‏سار غفلت باشد. مولانا، جان فرشته‏واري بود كه قفس تن را شكسته مي‏خواست؛ انگار آدمي از عالمي‌ديگر بود كه غربت خاك، دامنگيرش شده باشد. چگونه مي‏توانست زنده باشد، بي‏يار و بي‏ياد يار؛ كه تمام زندگي‏اش جلوه‏اي از او بود. مولانا، زندگي خود را وقف بزرگداشت نام عظيم و اعظم جان جهان كرده بود؛ هر چند به رنگها و گونه‏هاي متفاوت؛ گاه در كسوت شريعت و زماني نيز در جامه طريقت. زندگي مولانا همچون سرود پرشور روحي سركش بود كه با فراز و فرودهاي عرفاني ـ حماسي سرشته شده باشد. آيا او اجدادش، نسل در نسل، منظمه روحاني و تابناكي بودند كه چراغ دل را به آتش عشق حق زنده نگهداشته بودند. دلدادگاني رها از تعلق خاك، و رهروان راهي كه مقصد ان بحر توحيد بود. جلال‏الدين در چنين محيطي سر برافراشت و از همان آغاز كودكي، زبانش با لفظ مبارك الله آشنا و دلش از عشق به حضرت حق لبريز شد. گفته‏اند كه هنگام مهاجرت از بلخ، مولانا نج ساله بود. در مسير هجرت، عطار، عارف شوريده نيشابور پس از ديدار مولانا و پدرش بهاء‏ولد (سلطان العلما)، آينده درخشان معنوي جلال الدين را به وي گوشزد كرد و كتاب الهي نامه خود را همچون يادگاري مقدس به مولانا هديه داد. جلال الدين از اوان كودكي تا آن هنگام كه دانشمندي محترم و محبوب در شهر قونيه به شمار مي‏رفت، با اهل عرفان و طريقت آشنايي و دوستيها داشت و با اساس و اصول نظري و فكري آنان نيز بيگانه نبود؛ اما در وي، از آن شور و شعله دروني كه بعدها جانش را به آتش كشيد و به سماع عافيت سوز روح مبتلايش كرد، خبري نبود. علم معقول و منقول زمانه‏اش را به نيكي آموخته بود، مريدان و شاگردان بسياري داشت، امين مردم و معتقد خاص و عام و مرجع ديني شهر به شمار مي‏رفت؛ اما، ... اما هنوز با آن راز مقدس و سر اكبر بيگانه بود و زندگي‏اش همچون ديگران و در سايه مي‏گذشت. او برجستگيها و ويژگيهايي داشت كه بسياري، آرزويش را داشتند؛ خصايصي كه او را گاه در مظنه رشك و حسد ـ حتي بزرگان ديگر ـ قرار مي‏داد. اما تقدير بر اين بود كه اين ظرفيت كشف نشده، از وهم سرابهاي گول زن و فريبنده به آتشي برخيزد و عاقبت اين آتش رسيد و چه صاعقه‏وار... در بامداد روز شنبه بيست و ششم جمادي الاخر 42 ه . ق شمس الدين تبريزي به كسوت بازرگانان وارد قونيه شد و در خان برنج فروشان منزل كرد. صبحي، شمس در دكه‏اي نشسته بود. مولانا در حلقه مريدان، در بازار پيش مي‏آمد و خلايق از هر سو به دستبوسي او تبرك مي‏جستند. او همه را مي‏نواخت و دلداري مي‏داد. مولانا چون چشمش به شمس افتاد، درجا توقف كرد و در دكه ديگري كه رو به روي او بود، نشست. در هم نگريستند؛ صاعقه‏اي در صاعقه‏اي، بي‏هيچ سخن. مدتي گذشت. سؤالي از سوي شمس طرح شد و مولانا پاسخ گفت. رو سوي هم پيش آمدند، دست دادند و يكديگر را در آغوش كشيدند و... شش ماه در حجره شيخ صلاح الدين زركوب خلوت گزيدند و به بحث نشستند. در اين شش ماه، تنها صلاح الدين اجازه ورود به خلوت آنان را داشت. پس از اين خلوت شش ماهه بود كه سجاده نشين با وقار قونيه بر مناصب و مظاهر رسمي پشت پا زد و دست افشان و پاي كوبان، ترانه خوان عشق شد. مدرس مدارس ديني قونيه اينك شوريده‏اي غريب بود كه انبوه جماعت با درد و داغش بيگانه بودند. طوفاني سهمگين درياي وجودش را به تلاطم آورده بود. از دولت عشق، زندگي دوباره‏اي را بازيافته بود: مرده بدم زنده شدم، گريه بدم خنده شدم دولت عشق آمد و من دولت پاينده شدم گفت كه سرمست نيي، رو كه از اين دست نيي رفتم و سرمست شدم وز طرب آكنده شدم گفت كه تو شمع شدي، قبله اين جمع شدي جمع نيم، شمع نيم، دود پراكنده شدم گفت كه شيخي و سري، پيشرو و راهبري شيخ نيم، پيش نيم، امر تو را بنده شدم شاگردان و مريدان، حضور شمس را در كنار مولانا برنتافتند. شمس، استادشان را از آنان گرفته بود. پس، به جهل و تعصب در آزار او كوشيدند. شمس به اعتراض قونيه را به مقصد شام ترك كرد. شاگردان مولانا اميد به تغيير رويه‏اش داشتند، اما نه تنها چنين نشد، بلكه فراق شمس زخمي‌در جان مولانا بود و دلشكسته و پريشان، ديدار او را انتظار مي‏كشيد... عاقبت پس از مشخص شدن محل سكونت شمس، مولانا پسرش را همراه با عده‏اي ديگر به شام فرستاد تا قصه مشتاقي پدر و پشيماني مريدان را به شمس برسانند و او را به بازگشت به قونيه راضي سازند. شمس به قونيه بازگشت؛ اما ... واقعه تكرار شد؛ زيرا آرامش و متابعت مريدان ديري نپاييد. شمس آزرده خاطر، سيمرغ‏وار به سرزمين بي‏نشاني پركشيد. مولانا در فراق يار گمگشته، جستجو‏ها كرد و انتظار كشيد. چند بار به شام رفت؛ اما از شمس خبري نبود... مولانا و شمس مكمل يكديگر بودند. بيهوده نبود كه شمس مي‏گفت: «خوب گويم و خوش گويم. از اندرون روشن و منورم، آبي بودم برخود مي‏جوشيدم و مي‏پيچيدم و بوي مي‏گرفتم تا وجود «مولانا» بر من زد، روان شد. اكنون مي‏رود خوش و تازه و خرم». «اين زخم بود كه از شراب رباني، سر به گل گرفته، هيچ كس را بر اين وقوفي نه، در عالم گوش نهاده بودم مي‏شنيدم. اين خنب به سبب مولانا سرباز شد، هر كه را از اين فايده رسد سبب مولانا بوده باشد، حاصل، ما از آن توايم و نور ديده و غرض ما فايده‏اي است كه به تو بازگردد.» شمس، مولانا را با افق ديگري از معنويت و عرفان آشنا كرد و روح او را در آسمانهاي برتر به پرواز درآورد. به دم او بود كه خرمن وجود مولانا مشتعل شد و هر چيز غير از دوست رنگ باخت و «ماسوي الله» ذات فاني خود را آشكارتر نمايان ساخت. و اين، جوهره تعليمات شمس بود كه اگر «در سايه ظل الله درآيي، از جمله سرديها و مرگها امان يابي، موصوف به صفات حق شوي، از حي قيوم آگاهي يابي، مرگ تو را از دور مي‏بيند مي‏ميرد، حيات الهي يابي، پس ابتدا آهسته تا كسي نشنود، اين علم به مدرسه حاصل نشود و به تحصيل شش هزار سال كه شش بار عمر نوح بود، برنيايد. آن صدهزار سال چندان نباشد كه يك دم با خدا برآرد بنده‏اي به يك روز.» باري، چه مي‏توانيم گفت درباره عارفي كه پيش از آن كه سوداي شعر و شاعري داشته باشد، جوياي زباني است عاري از شائبه «حرف» و «گفت» و «صوت»؛ كه اين همه حجاب راه پرمخاطره وصلند: حرف و گفت و صوت را بر هم زنم تا كه بي اين هر سه با تو دم زنم و اگر سرچشمه فياض شعر است، نه بدان سبب است كه تعلق شاعري را بر خويش پذيرفته است؛ بلكه عشق يار است كه به جوشش آورده، و درد دوري و اشتياق غزلخوانش كرده است. مولانا ادعاي شاعري ندارد، از شعر گفتن سود و بهره‏اي نمي‏جويد؛ شعر مشغله ذهني او به معناي معمول امروزي نيست، شعر نمي‏گويد تا شعري گفته باشد، بي‏قراري روح و شرح مكاشفات و سرشار شدنهاي پياپي‏اش از سرچشمه‏هاي عالم خيال بي‏آن كه او خواسته باشد، بر زبانش به شيوه‏اي كه شعرش مي‏نامند، جاري مي‏شود. او مسيل اين بارشهاي قدسي است. شعر او حاصل كوششهاي طاقت‏فرساي شخصي در عرصه زبان، غوطه خوردن در توهم و گم شدن در بازي با الفاظ نيست، شعر او جوشش دل است؛ هديه خداست؛ سرود غيبي است؛ خوراك فرشته است؛ چرا كه حاصل سماع روح در لطيفترين و سبكترين حالات اوج و پروازش به عالم برتر و به سوي مبدأ متعالي است: سخنم خور فرشته‏ست، من اگر سخن نگويم ملك گرسنه گويد كه بگو خمش چرايي غزليات «شمسي» مولانا به تمامي، حاصل و ثمره چنين فضايي است. در مواجهه با اين اشعار ما با شاعري نه به شيوه معمول سر و كار داريم؛ اشعاري كه به لحاظ حس و حال و شور و هيجان در تمام طول تاريخ شعر فارسي بي‏بديل و منحصرند؛ اشعاري كه به درستي و راستي، همراه و همگام با ضرباهنگ دروني سراينده آن شكل گرفته‏اند، بي‏آن كه شاعرش در قيد لفظ و زبان خاصي مانده باشد. غزليات مولانا از «جان» و «آن» ويژه «مولوي وار» برخوردارند؛ و درك و درريافت «آن» اين غزليات جز با همراهي و شركت در تجربه دروني شاعر به دست نمي‏آيد. به مدد برخي از اصول زبان شناختي و تشريح بي «آن» و «جان» آثار او، ابعاد گوناگون و حقيقي آثارش همچنان ناشناخته خواهد ماند. سخن او چيزي ديگر و سرچشمه‏هاي شعرش از عالمي‌ديگرند. دانستن اين كه در سخن او چه نوع موسيقي و قوانيني وجود دارد و استعاره‏هايش از كدام سنخند و هنجارگريزيهايش از چه نوعند، مشكل ما را در شناخت حقيقت شعر مولانا حل نمي‏كند؛ بلكه فقط شناختي سطحي از ظاهر كلام او را براي ما ميسر مي‏سازد. حال آن كه بزرگواراني همچون مولانا، همواره منكر چنين دلبستگي‏هاي ظاهري در زندگي بوده‏اند: رو به معني كوش اي صورت پرست زان كه معني بر تن صورت پرست بيان اين نكته به معناي عدم آشنايي مولانا با اصول و موازين شعر و ادب نيست؛ بلكه به گواهي ناقلان و آثارش، وي هنگام سرودن اين شعرها از هوشياري و منطق حسابگرانه آدمهاي معمولي و شاعران معمولي به دور بوده است. نه وزن براي شعرش انتخاب مي‏كرد و نه براي ريتم و نوع بيان و تركيبات و تخليش حساب و كتاب منطق شعري زمانه خود را به كار مي‏گرفت. آنچه مسلم است اين كه وي اكثر آثارش را در اوج هيجانات روحي، طوفانهاي دروني، سماعهاي آني، حالها و جذبه‏هاي ناگهاني سروده است؛ يعني لحظاتي كه شاعر از خويش بر مي‌شده است؛ لحظاتي كه سينه‏اش گشاده‏تر و گره‏هاي زميني از زبانش بازتر مي‏شده است؛ براي بيان دردهاي بزرگ و ارجمند، حالات و لحظات و مشاهدات ناب: «آفتاب است كه همه عالم را روشنايي مي‏دهد، روشنايي مي‏بيند كه از دهانم فرو مي‏افتد، نور برون مي‏رود از گفتارم، در زير حرف سياه مي‏تابد! خود اين آفتاب را پشت به ايشان است، روي به آسمانها و روشني زمينها از وي است. روي آفتاب با مولاناست؛ زيرا روي مولانا به آ‏فتاب است.»: رستم از اين نفس و هوا، زنده بلا، مرده بلا زنده و مرده وطنم نيست به جز فضل خدا رستم از اين بيت و غزل، اي شه و سلطان ازل مفتعلن مفتعلن، مفتعلن كشت مرا قافيه و مغلطه را گو همه سيلاب ببر پوست بود، پوست بود، در خور مغز شعرا آينه‏ام، آينه‏ام، مرد مقالات نيم ديده شود حال من ار چشم شود گوش شما ديگر اثر سترگ مولانا، مثنوي معنوي است كه به حق قرآن عجم مي‏خوانندش. اين مثنوي حاصل نشستها و جلساتي است كه مولانا با خويشاوندان روحاني‏اش در طي چهارده سال داشته است.
    حضور معنوي حسام‏الدين چلپي در اين جلسات، انگيزه‏اي بود تا نهفته‏هاي دروني مولانا بجوشد؛ كلام پويايش در بستر زمان جاري شود؛ و معاني مناسب در اين جلسات به اقتضاي حال و مقال به ذهنش تداعي شود. تداعي معاني و توالي گفتار در سخن مولانا به گونه‏اي است كه مجال بازگشت به آغاز كلام را ندارد. آموخته‏هاي سالهاي جواني و تجربيات سفرها و جستجوها، در كارخانه ذهن او با لحظات پرشور عرفاني در لحظه و وقت آميخته مي‏شوند. اين آميختگي به گونه‏اي است كه مثنوي را از محدوده يك منظومه تعليمي و صوفيانه به درمي‏كشد و آن را تبديل به گزارش تجارب معنوي شاعر مي‏كند. تجلي حالات و آنات مرموز و ناشناخته كه در زندگي مولانا صورت انفجار احساسات به خود مي‏گيرد، كلام مولانا را به دايره‏اي بيرون از محدوده تاريخ پرتاب مي‏كند. معارف عرفان اسلامي‌در جريان سيال ذهن مولانا مي‏جوشد و در عرصه امكان سخن، مجال ظهور مي‏يابد. هر سخني، سخن ديگر را تداعي مي‏كند؛ قصه‏اي در قصه‏اي، نكته‏اي در دل نكته‏اي ديگر و بدين گونه است كه هزار توي مثنوي در ساختار شرقي وحدت در عين كثرتش شكل مي‏گيرد. «تمثيل» مهمترين صورت بياني در مثنوي است. شاعر به مدد تمثيل، ظريفترين و گاه پيچيده‏ترين نكات عرفاني را براي مخاطب، ملموس و دريافتني مي‏كند. بي‏شك، هنگامي‌كه معاني مجرد و انتزاعي به مدد عناصر محسوس و در دسترس، آن هم به گونه حكايت و داستان بيان شوند، علاوه بر تأثير دو چندان بر عموم مخاطبان ناآشنا با اين مباحث، از جذابيت و دلپذيري خاصي نيز برخوردار خواهند بود. ظرفيت بياني تمثيل به گونه‏اي است كه هر كس به فراخور درك و استعدادش مي‏تواند معاني مورد نظر شاعر را دريافت كند. اين شيوه بياني از ديرباز كاربردهاي وسيعي در شعر عرفاني و از جمله در آثار سنايي و عطار داشته است. همچنين مثنوي مولانا به لحاظ ساخت، در واقع خلف صالح مثنوي‏هايي همچون «حديقة الحقيقه» سنايي و «منطق الطير» عطار و... است. و البته هر سه اين بزرگان از نظر معرفت شناسي و شيوه‏اي كه در درك هستي داشته‏اند. يگانه‏اند؛ چنان كه احمد افلاكي در «مناقب العارفين» آورده است كه مولانا «… فرمود كه هر سخنان عطار را به جد خواند، اسرار سنايي را فهم كند و هر كه سخنان سنايي را به جد خواند، اسرار سنايي را فهم كند و هر كه سخنان سنايي را به اعتقاد مطالعه نمايد، كلام ما را ادراك كند و از آن برخوردار شود و برخورد.» باري، شش دفتر مثنوي فراقنامه مولاناست، كه ني وجودش از نيستان عالم علوي بريده شده است؛ آواز محزون ني يادآور همين جدايي است؛ و... ني حديث هر كه از ياري بريد پرده‏هايش پرده‏هاي ما دريد ني حديث راه پر خون مي‏كند قصه‏هاي عشق مجنون مي‏كند.
    مولانا و شمس تبريزي
    وارسته‌ شيفته‌ نفس‌ گرم‌، بيان‌ مؤثر، جاذبه‌ بزرگ‌ و انديشه‌ جوشان‌ وي‌ گشت‌ و بارقه‌ عشق‌ و محبت‌ شمس‌ تبريزي‌ و ظاهر ساده‌ و بي‌پيرايه‌ او، ژوليده‌ موي‌ با جامه‌هايي‌ خشن‌ و پر وصله‌ كه‌ پس‌ از شصت‌ سال‌ پرواز از خود ملول‌ شده‌ بود، مولانا را بي‌اختيار به‌ سوي‌ او جذب‌ كرد مولوي‌ درس‌ و مكتب‌ و مسند خود را رها كرد و دل‌ در گرو عارفي‌ نهاد كه‌ سخن‌هاي‌ بي‌پروا مي‌گفت‌ و صاحبان‌ تزويرو ريا را به‌ باد سخره‌ مي‌گرفت‌ و در جستجوي‌ راهنماياني‌ بود كه‌ انگشت‌ بر رگ‌ ايشان‌ نهد.
    مولانا سه‌ سال‌ پيوسته‌ در خدمت‌ شمس‌ بود و در اين‌ دوران‌ به‌ كلي‌ از اقامه‌ نماز و مجلس‌ وعظ و تدريس‌ دست‌ شست‌ وبه‌ سماع‌ و رقص‌ و وجد و حال‌ روي‌ آورد و از هيئت‌ صاحب‌ منبر پيشين‌ به‌ رندي‌ لاابالي‌ و مستي‌ پيمانه‌ به‌ دست‌ بدل‌ گشت‌. انقلاب‌ روحي‌ مولوي‌ و رها نمودن‌ مسند تدريس‌ و فتوي‌ خشم‌ شاگردان‌ و مريدان‌ او را فراهم‌ آورد و آنان‌ كه‌ از رويه‌ مولانا ودل‌ بستن‌ او به‌ خلوت‌ وفيض‌ صحبت‌ شمس‌ غضبناك‌ شده‌ بودند به‌ آزار اين‌ عارف‌ بزرگ‌ پرداختند و او را به‌ ترك‌ قونيه‌ و رها كردن‌ مولوي‌ وادار ساختند.
    مهاجرت‌ شمس‌ تبريزي‌ از قونيه‌ شيدايي‌ وآشفتگي‌ حال‌ جلال‌الدين‌ را افزون‌ ساخت‌ و وي‌ كه‌ چندي‌ بود شعر و شاعري‌ را آغاز كرده‌ بود به‌ خروش‌ آمد و در فراق‌ مراد خود به‌ گريه‌ و زاري‌ و عزاداري‌ پرداخت‌ و نواهاي‌ شورانگيز دل‌ شوريده‌ خود را با رقص‌ و سماع‌ و رباب‌ متجلي‌ ساخت‌. بيقراري‌ او موجب‌ شد كه‌ شمس‌ پس‌ از يك‌ سال‌ و نيم‌ در سال‌ 644 ه. ق‌ از دمشق‌ به‌ قونيه‌ باز گردد و مولانا پس‌ از ديدار يار خود آرام‌ گرفت‌ و سر به‌ دامان‌ پرمهر او نهاد. اقامت‌ مجدد شمس‌ تبريزي‌ در قونيه‌ چندان‌ به‌ درازا نكشيد; وي‌ در اين‌ مدت‌ بساط سماع‌ و طرب‌ عارفانه‌ را بي‌باكانه‌ گسترد و در مقابل‌ متعصبان‌ قشري‌ عوام‌، اسرار دل‌ خود را كه‌ به‌ ظاهر بوي‌ كفر و الحادمي‌داد بيان‌ نمود و بزرگاني‌ را كه‌ براي‌ كسب‌ شهرت‌ به‌ ديدن‌ مولانا مي‌آمدند به‌ مسخره‌ مي‌گرفت‌.اينگونه‌ اعمال‌ كه‌ از وجد و شوق‌ اين‌ عارف‌ روشن‌ ضمير ناشي‌ مي‌گشت‌ بار ديگر خشم‌ ظاهربينان‌ و كوته‌ نظران‌ را برانگيخت‌ بويژه‌ آنكه‌ مولانا نيز كماكان‌ دست‌ ارادت‌ بردامان‌ ارشاد شيخ‌ داشت‌ و همواره‌ در ملازمت‌ و صحبت‌ او بود. سرانجام‌ در سال‌ 645 ه.ق‌ در توطئه‌اي‌ كه‌ توسط دشمنان‌ بدانديش‌ شمس‌ فراهم‌ آمده‌ بود گروهي‌ از شاگردان‌متعصب‌ مولانا بر او شوريده‌ و شمس‌ تبريزي‌ را به‌ قتل‌ رساندند.
    قتل‌ شمس‌ تبريزي‌ از مولوي‌ پنهان‌ نگاه‌ داشته‌ شد و او كه‌ از غيبت‌ استاد خويش‌ مضطرب‌ گشته‌ بود چندي‌ در انتظار مراد خود به‌ سر برد و حتي‌ در طلب‌ يافتن‌ او چند بار به‌ دمشق‌ سفر كرد و پس‌ از نااميدي‌ از ديدار شيخ‌ خود كه‌ دو سال‌ بطول‌ انجاميد پريشان‌ و آشفته‌ حال‌ به‌ قونيه‌ بازگشت‌. مولانا در اين‌ زمان‌ يكسره‌ از زندگاني‌ علمي‌گذشته‌ خود دست‌ شست‌ و تا پايان‌ عمر، زندگاني‌ خود را وقف‌ تربيت‌ و ارشاد سالكان‌ و هدايت‌ زائران‌ نمود. وي‌ پس‌ از مدتي‌ كه‌ غم‌ فراق‌ ابدي‌ كعبه‌ مقصود خود را تا حدودي‌ به‌ فراموشي‌ سپرده‌ بود طريقه‌ مولويه‌ را در تصوف‌ بوجود آورد و در حالي‌ كه‌ خود در عالم‌ عرفان‌ به‌ مقام‌ والايي‌ دست‌ يافته‌ و قطب‌ سالكان‌ گشته‌ بود دل‌ در گرو مهر صلاح‌ الدين‌ فريدون‌ زركوب‌ نهاد و او را به‌ خليفگي‌ خويش‌ برگزيد.
    زركوب‌ ده‌ سال‌ در خدمت‌ استادش‌ بود و توجه‌ و علاقه‌ و اعتقاد وافر مولوي‌ به‌ زركوب‌ بار ديگر حسادت‌ مريدانش‌ را برانگيخت‌. پس‌ از مرگ‌ زركوب‌ (657 ه.ق‌) مولانا بنا به‌ وصيت‌ او دست‌ افشان‌ و پاي‌ كوبان‌ جنازه‌ شاگرد محبوبش‌ را به‌ خاك‌ سپرد و سپس‌ حسام‌الدين‌ حسن‌ بن‌ محمد بن‌ حسن‌ مشهور به‌ حسام‌ الدين‌ چلبي‌ از جوانمردان‌ و اهل‌ فتوت‌ قونيه‌ را به‌ خليفگي‌ خود برگزيد. حسام‌ الدين‌ چلبي‌ نيز همچون‌ زركوب‌ سخت‌ مورد توجه‌ استاد بود و مولوي‌ ده‌ سال‌ آخر عمر خود را با اين‌ شاگرد فرزانه‌ سپري‌ كرد و به‌ تشويق‌ او به‌ سرايش‌ مثنوي‌ معنوي‌ شاهكار بزرگ‌ خود پرداخت‌. مرگ‌ مولانا در سال‌ 673 ه.ق‌ در قونيه‌ و بر اثر بيماري‌ تب‌ محرقه‌ اتفاق‌ افتاد و وي‌ در ميان‌ غم‌ و اندوه‌ شديد مردم‌ و عزاداري‌ آنان‌ كه‌ چهل‌ روز به‌ طول‌ انجاميد در شهر قونيه‌ و در مجاورت‌ پدرش‌ به‌ خاك‌ سپرده‌ شد. مولانا جلال‌ الدين‌ را بزرگترين‌ عارف‌ و صوفي‌ ايران‌ پس‌ از اسلام‌ دانسته‌اند كه‌ علاوه‌ بر ميراث‌داري‌ حقايق‌ عرفاي‌ مشايخ‌ پيش‌ از خود، مطالب‌ پيچيده‌ و دشوار عرفاني‌ را با آيات‌ واحاديث‌ در آميخته‌ و با زباني‌ ساده‌ پيش‌ روي‌ مردم‌ نهاده‌ است‌.
    وي‌ در كتاب‌هاي‌ بزرگ‌ خود كه‌ هر يك‌ گنجينه‌اي‌ جاودان‌ از ادب‌ و شعر و عرفان‌ و تصوف‌ و معرفت‌ و كمال‌ و اخلاق‌ به‌ شمار مي‌روند عميق‌ترين‌ افكار خود را با لطافت‌ معني‌ و باريكي‌ انديشه‌ و صفا و پختگي‌ فكر عرفاني‌ و مقصود رسا در اختيار خوانندگان‌ و سالكان‌ راه‌ خويش‌ گذارده‌ است‌. مولوي‌ هستي‌ جهان‌ را يكي‌ و آن‌ ذات‌ خدايتعالي‌ دانسته‌ كه‌ جز او نيست‌ و هر چه‌ هست‌ در حقيقت‌ او و عالم‌ همه‌ جلوگاه‌ اوست‌. حكيم‌ روح‌ انسان‌ها را نيز از اشعه‌ هستي‌ او دانسته‌ كه‌ از مبدأ حق‌ جدا افتاده‌اند و همواره‌ با حسرت‌ ديدار و شور و عشق‌ دلدار بسرمي‌برندمولانا راه‌ پي‌ بردن‌ به‌ حقيقت‌ را عشقي‌ سوزان‌ دانسته‌ كه‌ آتش‌ آن‌ تمام‌ هستي‌ ظاهر و غرور جسماني‌ را خاكستر كند. در نظر او كسي‌ عاشق‌ ذات‌ حق‌ و عاشق‌ صادق‌ است‌ كه‌ از بت‌ پرستي‌ و نقش‌ ظاهر بدرآمده‌ و شهوات‌ و اغراض‌ و خود پسندي‌ و غرور و جاه‌ خود را از بين‌ ببرد. مولوي‌ جهان‌ و ملت‌ها و اديان‌ را نماينده‌ خداي‌ واحد مي‌داند به‌ گونه‌اي‌ كه‌ جهان‌ مظهر يك‌ حقيقت‌ و جلوه‌گاه‌ يك‌ مشيت‌ است‌ و اختلاف‌ امم‌ و دشمني‌هاي‌ انسان‌ها همه‌ از بي‌خبري‌ و غرور و ظاهرپرستي‌ و قياس‌هاي‌ غلط ريشه‌ مي‌گيرد. عارف‌ بزرگ‌ راه‌ نجات‌ انسان‌ها را كشف‌ حقيقت‌ و گذشتن‌ از ظواهر دانسته‌ است.
    به‌ اعتقاد او حقيقت‌ را تنها مي‌توان‌ با چشم‌ حقيقت‌ بين‌ ديد و لازمه‌ داشتن‌ چنين‌ چشمي‌رياضت‌ و تهذيب‌ نفس‌ و كسب‌ فضايل‌ است‌. مولوي‌ عبادت‌ و درويشي‌ را نه‌ در فقر و نداري‌ بلكه‌ در رهايي‌ از خودپرستي‌ و بي‌نيازي‌ و بي‌اعتنايي‌ در تعلقات‌ دنيوي‌ مي‌داند. مولانا در غزل‌هاي‌ شورانگيز خود جوش‌ و خروش‌ عاشقانه‌ خويش‌ را هويدا ساخته‌ و هدف‌ والاي‌ خود را در وصال‌ حق‌ و درك‌ وجود مطلق‌ از طريق‌ دل‌ به‌ تصوير كشيده‌ است‌; چرا كه‌ دل‌ جايگاه‌ خداست‌ و آنان‌ كه‌ دل‌ ندارند و از صفاي‌ درون‌ محرومند راه‌ نزديك‌ را گم‌ كرده‌ از راه‌ دور مي‌روند. در ديگر اشعار مولوي‌ رجوع‌ به‌ باطن‌، اعراض‌ از ظاهر، نشر خلوص‌ و صفا، رد تظاهر و ريا، چشم‌ پوشيدن‌ از تجمل‌ آفاق‌، ديده‌ دوختن‌ به‌ نور اشراق‌، نظر به‌ وحدت‌، دعوت‌ به‌ خوبي‌، گذشتن‌ از نمايش‌ بيرون‌، پيوستن‌به‌ گشايش‌ درون‌ و... با زيباترين‌ الفاظ و با بهره‌گيري‌ از آيات‌ قرآن‌ و روايات‌ بيان‌ شده‌ است‌. شاهكارهاي‌ بزرگ‌ مولانا عبارت‌ است‌ از مثنوي‌ معنوي‌ در شش‌ دفتر و بيست‌ و شش‌ هزار بيت‌، مملو از حكايات‌ و تمثيل‌هاي‌ پندآموز و عبرت‌انگيز كه‌ شاعر مهمترين‌ مسايل‌ عرفاني‌ و ديني‌ و اخلاقي‌ را مطرح‌ كرده‌ و در مواقع‌ لازم‌ نيز از آيات‌ و احاديث‌ مدد جسته‌ است‌. در اين‌ منظومه‌ تمامي‌ مباني‌ اساسي‌ تصوف‌ و عرفان‌ از طلب‌ عشق‌ تا مراحل‌ كمال‌ عارف‌ مورد بررسي‌ قرار گرفته‌ است‌ و در اثر تلاش‌ و كوشش‌ وافر مولوي‌ و شاگرد ارجمندش‌ حسام‌الدين‌ چلبي‌ يكي‌ از نمودارهاي‌انديشه‌ بشري‌ كه‌ در عين‌ حال‌ از دلچسب‌ترين‌ و لطيف‌ترين‌ آنها نيز به‌ شمار مي‌رود بوجود آمده‌ است‌ كه‌ همواره‌ انيس‌ عارفان‌ و جليس‌ صاحبدلان‌ است‌. دومين‌ اثر بزرگ‌ مولوي‌ ديوان‌ كبير مشهور به‌ ديوان‌ غزليات‌ شمس‌ تبريز است‌. اين‌ ديوان‌ در برگيرنده‌ عالي‌ترين‌ حقايق‌ عرفاني‌ و مملو از عواطف‌ و انديشه‌هاي‌ بلند مولاناست‌ كه‌ در همه‌ حال‌ با معشوق‌ خود در راز و نياز است‌ و مظهر آن‌ پير و مرشد بزرگ‌ او شمس‌ تبريزي‌ است‌. ديگر آثار اين‌ حكيم‌ بزرگ‌ عبارت‌ است‌ از فيه‌ مافيه‌، رباعيات‌، مكتوبات‌ و مجالس‌ سبعه‌. راز جاودانگي‌ نام‌ و ياد حكيم‌ مولانا جلال‌ الدين‌ را در كلام‌ ساده‌ ودور از هرگونه‌ آرايش‌ و پيرايش‌ او، توسل‌ به‌ تمثيلات‌ و قصص‌ و امثال‌ و حكم‌ متداول‌ عصر خويش‌، وسعت‌ اطلاعات‌ حيرت‌انگيز در دانش‌هاي‌ گوناگون‌ اعم‌ ازادبي‌ و عرفاني‌ و شرعي‌ و فرهنگ‌ عمومي‌ اسلامي‌ و آزادگي‌ و آزادمنشي‌ او دانسته‌اند.


    دیدکلی
    گویچه‌های قرمز خون حاوی مولکول پیچیده‌ای به نام هموگلوبین می‌باشد که هموگلوبین از یک قسمت پروتئینی به نام گلوبین و یک رنگدانه آهن‌دار به نام هِم تشکیل شده است. گلوبین مرکب از 4 زنجیره پلی پپتیدی است که به هر زنجیره یک پورفیرین آهن‌دار (هِم) متصل شده است. بر اساس نوع زنجیره‌های پلی پپتیدی سه نوع هموگلوبین (Hb) در انسان قابل تشخیص می‌باشد که شامل HbA12 که 2% هموگلوبین افراد بالغ را تشکیل می‌دهد و گلوبین آن مرکب از دو زنجیره آلفا و دو زنجیره دلتا می‌باشد.


    HbF که حدود 1% هموگلوبین بالغین را تشکیل می‌دهد و در ساختمان گلوبین آن دو زنجیره آلفا و دو زنجیره گاما شرکت دارند، است. HbF در دوره جنین ، هموگلوبین غالب می‌باشد و پس از تولد بوسیله HbA1 جایگزین می‌گردد. یکی از راههای تخمین میزان گویچه‌های قرمز خون ، اندازه گیری مقدار هموگلوبین با استفاده از دستگاه اسپکترو فتومتر می‌باشد. در این روش که مقدار هموگلوبین برحسب گرم در دسی لیتر بیان می‌گردد. در مردان 18 - 14 گرم بر دسی لیتر و در زنان 16 - 12 گرم بر دسی لیتر می‌باشد.

    نقش مولکول هموگلوبین
    هموگلوبین به علت داشتن آهن که در حالت احیا شده می‌باشد، می‌تواند با اکسیژن و دی‌اکسید کربن ترکیب شده و به ترتیب اکسی هموگلوبین (oxyhemoglobin) و کربو آمینو هموگلوبین (carbaminohemoglobin) تشکیل دهد. با توجه به بالابودن فشار اکسیژن در ریه‌ها ، اکسی هموگلوبین در ریه‌ها تشکیل شده و پس از رسیدن به بافتها ، اکسیژن جدا شده و دی‌اکسید کربن CO2 به آن متصل می‌گردد.

    به این ترتیب امکان حمل اکسیژن از ریه‌ها به بافتها و دی‌اکسیدکربن از بافتها به ریه‌ها امکان‌پذیر می‌گردد. از طرف دیگر سطح بسیار زیاد گویچه‌های قرمز نسبت به حجم آنها (به علت داشتن شکل مقعرالطرفین) سبب تسریع و تسهیل اشباع هموگلوبین با اکسیژن در ریه‌ها می‌شود. علاوه بر انتقال اکسیژن توسط هموگلوبین ، این مولکول عمل دیگری نیز انجام می‌دهد و آن عبارت از تثبیت فشار اکسیژن در بافتها است.



    تشکیل مولکول هموگلوبین
    سنتز مولکول هموگلوبین در گلبولهای قرمز اولیه شروع می‌شود و تا زمانی که گلبول قرمز ، مغز استخوان را ترک می‌کند و وارد خون می‌شود، برای حدود یک روز به تشکیل مقادیر ناچیزی هموگلوبین ادامه می‌دهند. هر مولکول هم پس از تشکیل شدن با یک زنجیره پلی پپتیدی بسیار دراز موسوم به گلوبین که در ریبوزومها ساخته می‌شود، ترکیب شده و یکی از اجزا هموگلوبین موسوم به یک زنجیره هموگلوبین را تشکیل می‌دهد.

    هر یک از این زنجیره‌ها دارای وزن مولکولی 16000 بوده و چهار عدد از آنها به نوبه خود بطور سست به یکدیگر متصل شده و مولکول کامل را می‌سازند. چون هر زنجیره یک گروه هم دارد، چهار اتم آهن در هر مولکول هموگلوبین وجود دارد که هر یک از آنها می‌تواند یک مولکول اکسیژن را حمل کند. هموگلوبین دارای وزن مولکولی 64458 دالتون است.

    کم خونی داسی شکل
    ناهنجاریهای زنجیره‌های هموگلوبین می‌تواند مشخصات فیزیکی مولکول هموگلوبین را تغییر دهد. به عنوان نمونه ، در آنمی داسی شکل ، اسید آمینه والین ، جایگزین اسید گلوتامیک در یک نقطه در هر یک از دو زنجیره بتا می‌شود. هنگامی که این نوع هموگلوبین در معرض فشار اکسیژن پایین قرار می‌گیرد، بلورهای درازی در داخل گویچه‌های سرخ تشکیل می‌دهد که گاهی 15 میکرومتر طول دارند. این بلورها عبور گویچه‌های سرخ از مویرگهای کوچک را تقریبا غیر ممکن می‌سازند و انتهای تیز و سرنیزه‌ای به احتمال زیاد غشاهای گویچه‌ای را پاره کرده و به این ترتیب منجر به آنمی داسی شکل می‌شوند.




    تخریب هموگلوبین
    عمر گویچه‌های قرمز خون حدود 120 روز می‌باشد و پس از پایان این مدت بوسیله ماکروفاژها در طحال ، کبد و مغز استخوان فاگوسیته می‌شوند. پس از فاگوسیته شدن گویچه قرمز ، بخش پروتئینی هموگلوبین به اسیدهای آمینه تجزیه می‌شود و آهن آزاد شده به پروتئینها متصل شده و به صورت هموسیدرین یا فریتین در داخل آنها ذخیره می‌شود و در مواقع لازم پس از حمل به مغز استخوان ، برای سنتز هموگلوبین جدید مورد استفاده قرار می‌گیرد. پورفیرین به بیلی‌روبین تبدیل و پس از حمل به کبد به صورت محلول در آمده و همراه صفرا دفع می‌گردد.

    تحت شرایط ویژه‌ای نظیر قرار گیری در محلولهای هیپوتونیک و یا تحت تاثیر موادی مانند سم مار ، هموگلوبین از درون گویچه‌های قرمز خارج می‌گردد که این حالت را همولیز (hemolysis) می‌نامند. هموگلوبین ، پس از همولیز ، سرنوشتی مانند هموگلوبین گویچه‌های قرمز فاگوسیته شده پیدا می‌کند. به همین دلیل ، درصورتی که همولیز به حدی باشد که کبد قادر به دفع همه بیلی‌روبین تشکیل شده نباشد، یرقان پدید می‌آید که با توجه به علت پیدایش آن ، یرقان همولیتیک نامیده می‌شود.


    sport.jpg

    کی ورزش کنیم، کی ورزش نکنیم؟

    محققان هنوز به درستی نمی دانند که چرا بهترین نتایج در هنگام ورزش کردن بعد از ظهر به دست می آید ولی به نظر می رسد ساعت زیستی بدن در این میان نقش اصلی را بر عهده دارد.


    همیشه یک دنیا بهانه دارید که اول صبح برای ورزش کردن از خواب بیدار نشوید. اول صبح از خواب ناز بیدار شدن و با خواب آلودگی جست وخیز کردن و بالا و پایین پریدن، انگیزه قوی می خواهد که خیلی ها آن را ندارند، به همین دلیل بسیاری از افراد ورزش کردن را به زمانی که از سر کار به منزل باز می گردند موکول می کنند، زمانی هنگام غروب خورشید که دیگر از خواب آلودگی صبحگاهان خبری نیست. ولی اگر واقعا به دنبال رسیدن به تناسب اندام نباشند خستگی کار روزانه بهانه خوبی برای شانه خالی کردن از نرمش های روزانه است. محققان به دنبال راه هایی هستند که به هر بهانه ای هم که شده، مردم را به ورزش کردن و رسیدن به تناسب اندام تشویق کنند.
    نتایج یک مطالعه جدید نشان می دهد، ورزش کردن در ساعات پایانی روز هنگام غروب خورشید بهتر از ورزش کردن در اول صبح است. محققان تاکید می کنند که ورزش کردن در این ساعات روز می تواند بهترین اثر را بر تولید هورمون ها در بدن گذاشته و به فعالیت بهتر مغز کمک کند. از سوی دیگر، ورزش هنگام غروب آفتاب به کنترل مناسب دمای بدن کمک خواهد کرد.

    ● رکورد زدن

    این مطالعه تامل برانگیز در دانشگاه کارولینای جنوبی انجام شده است. سرپرستی این گروه تحقیقاتی را دکتر کریستوفرکلین که دارای مدرک دکترا در علوم ورزشی است بر عهده داشته است.
    این مطالعه روی ۲۵ شناگر حرفه ای انجام شده است. ۱۳ نفر از این شناگران خانم و ۱۲ نفر بقیه مرد بودند و در محدوده سنی ۱۶ تا ۲۵ سال قرار داشتند.
    از این افراد درخواست شد که چهار روز آخر هفته را در یک آزمایشگاه بمانند و در طول این زمان، مطالعات دانشمندان روی این افراد انجام شد. در این مدت این ورزشکاران دو ساعت بیدار بوده و به دنبال آن یک ساعت استراحت می کردند، غذاهایی که در طول روز به آنها داده می شد، مشابه یکدیگر بود و در طول روز، نورهایی که شبیه سازی نور خورشید در ساعات متفاوت روز بود، در این فضای آزمایشگاهی تابیده می شد. دانشمندان تلاش کردند که ساعت زیستی بدن این افراد را فعال نگه داشته تا بتوانند به صورت خود کار فعالیت های بدن آنها را کنترل کنند. این شناگران هر ۹ ساعت یک بار به استخر می رفتند و ۲۰۰ متر را در استخر شنا می کردند.
    در این ۲۰۰ متر از هر یک از این شناگران خواسته شد با حداکثر سرعت خود شنا کنند و دانشمندان رکوردهای این شناگران را در ساعات مختلف روز ثبت کردند، جالب اینجا بود که این شناگران در حوالی ساعت ۱۱ شب بیشترین رکوردها را به دست آوردند و برخلاف انتظار، در ساعت ۵ صبح کمترین سرعت را در هنگام شنا کردن داشتند.

    ● اهمیت ساعت بدن

    محققان هنوز به درستی نمی دانند که چرا بهترین نتایج در هنگام ورزش کردن بعد از ظهر به دست می آید ولی به نظر می رسد ساعت زیستی بدن در این میان نقش اصلی را بر عهده دارد. این تنظیم داخلی موجب می شود دمای بدن انسان در صبح کاهش و در ساعات بعدی روز و پس از غروب آفتاب، افزایش یابد. محققان می گویند افزایش دمای بدن به فرد کمک می کند بتواند ورزش های غیرهوازی و تمرینات کششی را بهتر انجام دهد. به نظر می رسد افزایش دمای بدن در ساعات پایان شبانه روز که تحت کنترل ساعات زیستی بدن است، می تواند بر خلق و خوی ورزشکاران نیز اثر مثبت بگذارد. به این ترتیب، ورزشکاران می توانند با روحیه بهتر، نتایج چشمگیرتری را به دست آورند و موثرتر ورزش کنند. به نظر می رسد نتایج این مطالعه می تواند برای ورزشکاران حرفه ای بسیار مفید باشد. هنگامی که این ورزشکاران برای مسابقات ورزشی به کشور دیگری می روند، مدتی طول خواهد کشید که به آب و هوای کشور جدید خو بگیرند و ساعت زیستی بدنشان با موقعیت جدید انطباق پیدا کند. بنا بر توصیه های جدید، بهتر است ورزشکاران دو هفته پیش از مسابقات در کشور موردنظر حاضر شوند تا در روزهای مسابقه، ساعت زیستی بدنشان کاملا با فضای جدید منطبق شود. ورزش کردن و تمرین در ساعت پایانی روز به همین ترتیب می تواند به ورزشکاران کمک کند در شرایطی که بدنشان بیشترین آمادگی جسمانی را دارد، فعالیت کنند و بهترین نتایج را به دست آورند. این محققان اعتقاد دارند حتی می توان ورزشکاران را در شرایطی نگه داشت که گرچه مسابقات در ساعات روز برگزار می شود، تصور کنند (که هنوز بعدازظهر است و این تصور که از توجه به ساعت زیستی بدنشان در شرایط شبیه سازی شده به دست می آید) به آنها کمک کند که در رقابت ها موفق تر ظاهر شوند.

    ● صبح یا عصر خودتان انتخاب کنید

    نتایج مطالعات دانشمندان مختلف نشان می دهد که هنوز اتفاق نظری میان آنها درباره بهترین زمان ورزش کردن وجود ندارد ولی به نظر می رسد با توجه به ساعت زیستی بدن و دما و ترشح هورمون ها در بدن بهترین زمان، بعداز ظهرها و حدود ساعت ۶ بعد از ظهر است.
    به هر حال ورزش کردن در صبح فواید و مضرات خاص خودش را دارد. بیایید با هم به نکات مثبت و منفی ورزش صبحگاهی نظری بیندازیم و قضاوت نهایی را بر عهده خود شما بگذاریم.

    ● نکات مثبت ورزش صبحگاهی

    ۱) آلودگی هوا در صبح کمتر است و می توانید در هوای پاک صبح ورزش کنید.
    ۲) اگر کمی زودتر از خواب بیدار شوید، زمان کافی برای ورزش کردن خواهید داشت.
    ۳) هنگامی که در ساعات اولیه روز ورزش می کنید، سرعت ضربان قلبتان را افزایش می دهید و در ساعات اولیه روز کالری های اضافی را می سوزانید.
    ۴) ورزش کردن در ساعات اولیه روز به شما کمک می کند که انرژی جسمی و روحی کافی برای فعالیت روزانه به دست آورید.
    ۵) ورزش صبحگاهی توانایی و قدرت فعالیت های ذهنی شما را افزایش می دهد.
    ۶) در تابستان، در ساعات صبح معمولا دمای هوا پایین تر است و شما می توانید بهتر ورزش کنید.

    ● نکات منفی ورزش صبحگاهی

    ۱) دمای بدن انسان، یک تا سه ساعت پیش از برخاستن از خواب در پایین ترین مقدار خود است. بنابراین ساعات اولیه روز شاید زمان مناسبی برای فعالیت عضلانی نباشد، چون جریان خون و انرژی کلی بدن در سطح پایین تری قرار دارد، برای فعالیت عضلانی باید خون با سرعت کافی به عضلات برسد و سلول های عضلانی، انرژی لازم را برای فعالیت داشته باشند.
    ۲) ماهیچه های گرم نشده و سفت در ساعات اولیه برخاستن از خواب می توانند زمینه آسیب های ورزشی را فراهم آورند.
    ۳) اگر شما ورزش کردن درصبح را دوست نداشته باشید و از آن لذت نبرید، بسیار دشوار است که به این برنامه ورزشی پای بند بمانید و به آن عادت کنید، در حالی که نام نویسی در یک باشگاه ورزشی در بعد از ظهر ها که سر حال تر هستید، می تواند مشوقی برای شما برای عادت کردن به ورزش روزانه باشد.
    ۴) به نظر می رسد ورزش کردن در بعد از ظهر و ساعات اولیه شب به شما کمک می کند که راحت تر به تناسب اندام موردنظر خود دست یابید، چرا که دمای بدن و میزان ترشح هورمون ها در این ساعات بالاتر است. بنابراین با ورزش کردن در این زمان، کالری بیشتری می سوزانید و لاغرتر می شوید.
    ۵) هنگامی که پس از یک روز فعالیت روزانه به خانه بر می گردید عضلات شما ساعات طولانی تحت استرس و فشار بوده اند و خستگی را کاملا در اسکلت و عضلاتتان احساس می کنید، ورزش کردن در ساعات اولیه شب به شما کمک می کند تا به عضلاتتان استراحت دهید و به ویژه با انجام حرکات و نرمش های ریلکسیشن، بدنتان را آرامش بخشید، اگر شما شغلی دارید که مجبورید ساعات طولانی روی پا بایستید یاساعات طولانی بدنتان را در یک وضعیت قرار دهید، اسکلت، استخوان ها و مفاصلتان در پایان روز نیاز به حرکت و نرمش خواهند داشت تا دچار درد مفاصل و استخوان ها نشوید.
    ۶) اگر شما ساعات پایانی روز را برای ورزش انتخاب کنید، راحت تر می توانید یک همراه برای خودتان هنگام ورزش کردن بیابید، ورزش کردن همراه یک نفر دیگر، به شما انگیزه می دهد که به برنامه ورزشی خودتان پای بند باقی بمانید. شاید دشوار باشد که یک نفر دوست را پیدا کنید که حاضر باشد برای ورزش صبحگاهی همراه شما از خواب بیدار شود ولی در بعد از ظهر می توانید به راحتی دوست ورزشکار خود را پیدا کنید و ساعاتی با هم ورزش کنید.


    © 2008 CopyRight All Rights Reserved by  Designer : saeid mohammad ebrahim
     قدرتمند ، کارت سوخت ، کرک کارت سوخت ، آموزش ، نرم افزار ، دانلود رايگان ، کتاب الکترونيکي ،‌ نحوه گرفتن کارت سوخت المثني ، حسابداري ، نرم افزار حسابداري هلو ،‌ عاشقانه ، عشقولانه ، پرورش قارچ ، دانلود مترجم پديده ،‌ بازيگران زن سينماي ايران ، ا سينماي ايران ، عکسهاي، خريد املاک ،‌ صورتحساب آخرين دوره ، نرم افزار موبايل ، ابزارهاي فتوشاب ، روزنامه ورزشي ، مجله خانوادگي ، عکسهاي، عکس دانلود کليپ ايراني ،‌ نرم افزار نوکيا ، آلبوم موسيقي جديد ، عکس هاي عروسي ،  ، دانلود کتاب ،‌ معما ،‌ گالري عکس ،‌ باران کوثري ، مهناز افشار ، بهنوش بختياري ،‌ محمدرضا گلزار ،‌ نيوشا ضيغمي ، ، ميترا حجار ، بهرام رادان ،‌لو رفته ،  تهران ، دختر ايراني ، پ داغ ، ، استخر ، روزنامه البرز ، ،‌ عروسي يانگوم ، جواهري در قصر ،  دختر ، زنانه ، جوراب ،‌ دانلود آهنگ ، ترانه جديد ، حميد عسکري ، رضا صادقي ،‌ احسان خواجه اميري ، آزيتاحاجيان ، يوسف و زليخا ، کتايون رياحي ، ، تيتراژ سريال ، سريال ميوه ممنوعه ،‌ سريال روز حسرت ، پورياپورسرخ ، افسانه بايگان ، ايرنا ، ايسنا ، سايت ، بازار ، اس ام اس سرکاري ، اس ام اس داغ ، دانلود فيلمهاي ايراني ، دانلود فيلم ، برزو ارجمند ، مهران مديري ، دانلود امپراتور دريا ، سودوکو ، کاکورو ، جدول ، فرزاد حسني ، مثلث شيشه اي ، يانگوم ، دانلود رايگان بازي ، کرکهاي بازي ، لعيا زنگنه ، ازدواج موقت ، صيغه ، يکتا ناصر ، مشخصات فني ريو ، لاله اسکندري ،‌ مدل مانتو ، مدل لباس زنانه ، مدل جديد ابرو ، غذاهاي ايراني ، سريالهاي تلويزيوني ،‌ سايت بازار کار ، سنگ ماه تولد ،  ، امين حيايي ، لطيفه ، جوک ، مهاجرت ، گرين کارت ،‌ دوبي ، عکس هندي ،‌ ، کليپ استخر ، دوربين مخفي ، ، کليپ ،   ، ، عکس ، خودشناسي ، آتنه فقيه نصيري ، مريلا زارعي ، النازشاکردوست ، هديه تهراني ، نيکي کريمي ، هايده ، آلبوم مهستي ، دختران ايراني ، نانسي عجرم ، جسيکا آلبا ، نيکول کيدمن ، آنجليناجولي ، ، ، لباس مهماني ،، ، همسريابي ، آلبوم جديد معين ،‌ ، لاريجاني ، استعفا وزير ،‌ کدهاي ايرانسل ، شارژ رايگان ايرانسل ، قوي ،‌ کتي هولمز ، زهرا ، ، فيلم ، ، فارسي ساز ، دانلود کرک ، ديکشنري نارسيس ، دختران .....زيبا ،‌ اکانت مجاني ، فوتبال ، طالع بيني ، مدل آرايش ، جزوه الکترونيک ، انجمن علمي ، مقاله پژوهشي ، پرورش شترمرغ ، سايت تخصصي برق، ژورنال لباس عروسي ، کارت ويزيت ، راهنماي فارسي ،‌ ، داستان  ، دکوراسيون منزل ، ، نتايج کنکور ، قرعه کشي ، مسابقه ، جايزه دار ، نقشه کامل تهران ، آهنگ جديد افتخاري ، جنيفر لوپز ، ، پزشک دهکده ، راهنماي  ،‌ روشهاي زناشويي ،‌ عکس  يانگوم ، کرک مترجم پارس ، عکس خانم ايراني ، ،‌ انجمن ، ، زن، ، عکس ،‌ آموزش نصب ويندوز ، استخدام منشي ،‌ عکس  ، بهترين سايت موبايل ، موبايل سامسونگ ،‌ موتورلا ،‌ نرم افزار سوني اريکسون ، ويتالي ، بالاي ، پسورد سايت ، ، زنگ گوشي ، آنتي ويروس موبايل ، تحصيل در ، ثبت نام رايگان ، ، ترانه عليدوستي ، ، سريال پرستاران ، برنامه نود ، هک کارت تلفن ، پارسا پيروزفر ، دانلود  عربي ، قالب بلاگفا ، موسيقي سنتي ، شجريان ، ، درباره جن ،، روزنامه ورزشي پيروزي ، حميد گودرزي ، بيل گيتس ، جديدترين اس ام اس ها ، کدهاي مخفي موبايل ، کليپ موبايل ، دانلود تيتراژ سريال ، سايت مد و لباس جديد ، دانستنيهاي پوستي ، نامه عاشقانه ، برنامه موبايل ، دانشگاه ، کنکور ، سياوش خيرابي ، سريال آنتي ويروس ، سرگرمي ، داستانسرا ، آرايش صورت ، مدل لباس ، 3gp, jar, mp3, iran , iran l ، دوشيزه ، ، باحال وجذاب ، . غزه .  نظامي . موسيقي . جومونگ . هموسو .