یا رضا (ع)

یا رضا (ع)

ای راهب کلیسا دیگر مزن به ناقوس

خاموش کن صدارا، نقاره می زند طوس

آیا مسیح ایران کم داده مرده را جان

جانی دوباره بردار با ما بیا به پابوس

آنجا که خادمینش از روی زائرینش

گرد سفر بگیرند با بال ناز طاووس

خورشید آسمان ها در پیش گنبد او

رنگی ندارد آری چیزی شبیه فانوس

رویای ناتمامم ساعات در حرم بود

باقی عمر اما افسوس بود و کابوس

وقتی رسیدی آنجا در آن حریم زیبا

زانو بزن به پای بیدار خفته در طوس

سید حمیدرضا برقعی


ادامه مطلب
[ سه شنبه 22 تیر 1395  ] [ 10:21 AM ] [ مهدی گلشنی ]

خستگی غالبا امروز به تن می ماند

خستگی غالبا امروز به تن می ماند

این لباسی است که هر شب به بدن می ماند

کس به چشمان تو آدم نشده ، راه نبرد

دیدگان تو به جنّات عدن می ماند

شرح خود را به پر و بال کبوتر زده ام

زدن بال به جان کندن من می ماند

چیست دیدار شریفت که به هنگام وصال

شاعر چرب زبان هم ز سخن می ماند

رو نگردد به سر حلقه ی خوبان زمین

آن عقیق که اعماق یمن می ماند

قبرم از شوق تو ای جان ضربان خواهد داشت

آخر این ارث تپیدن به کفن می ماند

در سفر بوسه تمام است ، چو بشکست نماز

آن به کام تو و این بر دل من می ماند

لب گذفت آن که از این پنجره رسوا شد و رفت

داغ فولاد تو بر گرد دهن می ماند


ادامه مطلب
[ سه شنبه 22 تیر 1395  ] [ 10:21 AM ] [ مهدی گلشنی ]

تا یوسف اشکم سر بازار نیاید

تا یوسف اشکم سر بازار نیاید
کالای مرا هیچ خریدار نیاید

در سوز جگر مصلحت ماست که ما را
غیر از جگر سوخته در کار نیاید

خارم من و در سینه من عشق شکفته است
تا خلق نگویند گل از خار نیاید

بیمار فراقم من و وصل است دوایم
تدبیر به کار من بیمار نیاید

یک عمر به درگاه رضا رفتم و حاشاک
بر دیدن این دلشده یک بار نیامد

ای حجت هشتم که خدا خوانده رضایت
مدح تو جز از ایزد دادار نیاید

خود را به تو بستم که منم نوکر کویت
از نوکریم گر که تو را عار نیاید

ما عافیت از چشم تو داریم که گوید
بیمار به دلجویی بیمار نیاید

نومیدی و درگاه تو، بی سابقه باشد
هر کار ز تو آید و این کار نیاید

آخر به کجا روی کند ای همه رحمت
گر در بر تو شخص گرفتار نیاید

دیدم همه جا بر در و دیوار حریمت
جایی ننوشته است گنهکار نیاید


ادامه مطلب
[ سه شنبه 22 تیر 1395  ] [ 10:21 AM ] [ مهدی گلشنی ]

طلوع شمس ندیدی ز نجم اگر محسوس‏

طلوع شمس ندیدی ز نجم اگر محسوس‏

ببین ز نجمه به عالم طلوع شمس شموس‏

نموده انفس و آفاق را قرین سرور

شهی که نفس نفیسش بود انیس نفوس‏

تبارک الله از این روز اسعد میمون‏

که هست مولد شاه حجاز خسرو طوس‏

خدیو خطه‏ی طوس آن که عارفان ندهند

گدائی در او را به حشمت کاووس‏

امام جن و بشر کش بر آستانه‏ی قدس‏

ملایک‏اند دمادم به ذکر یا قدوس‏

مه سپهر ولایت شهی که در هر صبح‏

زند به خاک درش آفتاب گردون بوس‏

ز رشک خادم کویش رواست خازن خلد

همی گزد لب و بر هم زند کف افسوس‏

عجب نباشد اگر فایق آمد از هر باب‏

گه مباحثه با عالم یهود و مجوس

چه جلوه ذره کند در مقابل خورشید

چه صرفه قطره برد در کنار اقیانوس‏

چه شد دنائت مأمون و کینه‏توزی او

کجاست آن همه تزویر و حیله و سالوس؟!

بگو بیا و ببین حشمت خدائی وی‏

که آن به دیده‏ی خلق خدا بود محسوس‏

همیشه بر سر بام جهان به کوری خصم‏

به نام نامی آن شه فلک نوازد کوس

درون جسم گدازد دل حسودانش‏

چنان که شمع گدازد میانه‏ی فانوس‏

شهی که وحش بیابان از او گرفته مراد

«صغیر» کی شود از لطف و رحمتش مأیوس‏

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه 22 تیر 1395  ] [ 10:20 AM ] [ مهدی گلشنی ]

شعرهایم به تو ای جان جهان خو كردند

عباس شاه زیدی

امام رضا(ع)-مدح

 

شعرهایم به تو ای جان جهان خو كردند

واژه هام  از تو نوشتند و هیاهو كردند

خواستم عاشقی ام پیش خودم باشد و تو

گریه هایم... چه كنم دست مرا رو كردند

تو شهادت بده این عشق فقط كار خداست

تا نگویند مرا پیش تو جادو كردند

«از صدای سخن عشق ندیدم خوش تر»

تا مرا كشته ی آن تیغ دو ابرو كردند

قدسیان صرف همین از تو نوشتن ها بود

دهن شعر مرا این همه خوش بو كردند

هر شب از سر گل گل های رواق ملكوت

حرمت را پر نیلوفر و شب بو كردند

نرسیدند به كنه تو و خوبی هایت

شاعران هر چه برای تو تكاپو كردند

بعد از آن هر چه عسل ریخت ز كندوی غزل

همه را نذر تو یا ضامن آهو كردند

خادمان تو نگفتند برای تو مگر؟

چقدر اشك كه از صحن تو جارو كردند

در حریم حرم امن تو مولای رؤف

صید و صیّاد چه دلداده به هم خو كردند

بی جهت نیست تو را قبله ی هفتم گویند

كعبه را با خم ابروی تو همسو كردند

«آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری»

حُسن را هر چه كه پیش تو ترازو كردند

من از آن ها كه نجستند تو را در عجبم

كه از این باغ بهشتی به كجا رو كردند؟


ادامه مطلب
[ سه شنبه 22 تیر 1395  ] [ 10:19 AM ] [ مهدی گلشنی ]

امام رضا(ع)-مدح

داود رحیمی

امام رضا(ع)-مدح

 

چند وقتی ست غزل بی سر و سامان شده است

قافیه، وزن، ردیفم چه پریشان شده است

چند وقتی است که اصلاً همه ی حاجت من

پر کشیدن به حوالیِ هواتان شده است

شاعر بی رمقت خسته، کلافه، دمغ است

چون دوباره دل او تنگ خراسان شده است

و خراسان چه بهشتی شده از پا قدمت

شهر تو آبروی کشور ایران شده است

حرف جنّت نزن این جا، که ازین صحن و سرا

صحن جامع خودش اندازه ی رضوان شده است

کربلایی که همه گریه کنان می طلبند

پشت این پنجره فولاد نمایان شده است

پای این پنجره آدم به کجاها برسد!

هر گدا در حرمت یک شبه سلطان شده است

کُرد و لُر، ترک و عجم، مازَنی و ترکمنی

هر که با لهجه ی خود گرم "رضاجان" شده است

تو بگو کافرم اصلاً تو بیا سنگ بزن

تازه حالا دل من با تو مسلمان شده است!

از کرم مانع هر جادویی بر در شدی و ...

خوش به حالِ دلِ ما غرقِ گناهان شده است


ادامه مطلب
[ سه شنبه 22 تیر 1395  ] [ 10:19 AM ] [ مهدی گلشنی ]

امام رضا(ع)-مناجات

محسن ناصحی+لینک صوت

امام رضا(ع)-مناجات

 

دل من گم شد، اگر پیدا شد
بسپارید امانات رضا...
و اگر از تپش افتاد دلم

 ببریدش به ملاقات رضا ...
از رضا خواسته ام تا شاید
بگذارد که غلامش بشوم
همه گفتند محال است اما
دل خوشم من به محالات رضا...


ادامه مطلب
[ سه شنبه 22 تیر 1395  ] [ 10:18 AM ] [ مهدی گلشنی ]