مژده دلا موسم دیدار شد
مژده دلا موسم دیدار شد
وقت تماشای رخ یار شد
زمقدم گل علی و زهرا
عالم هستی همه گلزار شد
در شب میلاد امام رضا

ادامه مطلب
مژده دلا موسم دیدار شد
وقت تماشای رخ یار شد
زمقدم گل علی و زهرا
عالم هستی همه گلزار شد
در شب میلاد امام رضا

خواستم تا شبی قلم بزنم
خط سرخی به روی غم بزنم
خواستم تا به یاری خورشید
در سیاهی شب قدم بزنم

میلاد شما چه خوش مقارن شده است
با این شب جمعه، شب مخصوص حسین
گاهی دل من به مشهدت پر زده است
گاهی بشود زائر بین الحرمین
شاعر:محمدمهدی عبدالهی
خواهی که در این زمانه انسان باشی
باید که زلال،مثل باران باشی
بر شاهی و تخت و تاج هم تن ندهی
گر نوکر سلطان خراسان باشی
شعر از: سعید محمدی
با تشکر از آقای سعید محمدی بخاطر ارسال این شعر
در دیده تمنّای رضا را دارم
در سینه محبّت شما را دارم
در هر سفری که مشهدت می آیم
احساس بهشت با صفا را دارم
صحن و حرم و گنبد و ایوان طلا را عشق است
به به، به خدا پنجره فولاد رضا را عشق است
امشب همه جنّ و ملک، واله و سرگردانند
در روبروی مرقد او،دارُالشّفا را عشق است
گویند برات کربلا دست شماست
یا ضامن آهو، عرفه، مهر وَ امضایش کن
در صحن رضا هستم و دل در حرم ثارالله
این هم ز کرامت شده عیدی شب میلادم
در صحن رضا هستم و دل در حرم ثارالله
این هم ز کرامت شده عیدی شب میلادم
ای کاش کبوتری به گنبد باشم
راهیّ ضریح یا که مرقد باشم
از لطف، عنایت وَ نگاه سلطان
ای کاش که ذیعقده به مشهد باشم
در صحن رضا حسّ عجیبی دارم
در کنج دلم، امّن یُجیبی دارم
هر لحظه به یاد حرم ثارالله
آوای دل انگیز غریبی دارم
با تشکر از جناب آقای محمد مهدی عبدالهی بخاطر ارسال این اشعار
امشب هواي سينه روحانيست ياران
دنيا به چشمانم چه نورانيست ياران
امشب دلم شور عجيبي باز دارد
صحن دلم ابري و طوفانيست ياران
از غصه نه اين بار از شاديست اشكم
چشمم دوباره سخت بارانيست ياران
امشب تمام التماسم وصل يار است
كمتر اگر خواهم كه نادانيست ياران
ما و رهايي از كمند يار؟؟ هيهات...
دل در حصار عشق زندانيست ياران
هستم غلام درگه سلطان عالم
ارباب من شاه خراسانيست ياران
بر دل رسد عطر حضورش...شاه آمد
پايان آن دوران هجرانيست ياران
كافر سخن كوتاه كن اسرار پنهان
گاهي سخن عين پشيمانيست ياران
شاعر : هاشم مصطفوی
ای واسطه ی فیض خدا بر مردم
ای قبله ی هفتم،ای امام هشتم
از جانب خواهرت سلام آوردند
این هشت رباعی که رسیدند از قم
---
ای نور که تابیده شدی بر ظلمات
ای مَقدم تو مایه ی خِیر و برکات
در ارض و سماوات همه می گویند:
بر نورِ دلِ موسی جعفر صلوات
---
پیدا ز رُخ تو نور ثاقب باشد
بر درگه تو فرشته حاجب باشد
بر هر که شود زائر قبرت در طوس
فرمود نبی:بهشت واجب باشد
---
ای آنکه بود مهر و ولایت دینم
نام تو دهد به وقت غم،تسکینم
باید که خودت نگاه لطفی بکنی
تا سلسلة الذّهب شود آئینم
---
معنای بلند إنّما هستی تو
مصداق شریف هَل أتی هستی تو
ایمن ز عذاب می شود هرکس که
گوید:(أنا مِن شُروطِها)هستی تو
---
بر شوکت جاودانی تو صلوات
بر عصمت آسمانی تو صلوات
نومید نرفته هیچ کس از در تو
بر رأفت و مهربانی تو صلوات
---
هر کس که زند تو را صدا،می آئی
بیمار شود،بهر شفا می آئی
خوشبخت کسی بود که بر درگه تو
یک بار بیاید تو سه جا می آئی
---
ای قطعه ای از بهشت خاک حرمت
ای چشم همه به دست لطف و کرمت
هرچند بضاعتم همین بود،ولی
این هشت رباعی به فدای قدمت
علی بن موسی الرضا
در روز ولادتت به مشهد آیم
در صحن نو و عتیق مرقد آیم
با کسب اجازه از امام هشتم
با قلب شکسته رو به گنبد آیم
شاعر ومداح اهل بیت:محمدمهدی عبدالهی
ما اسیران و فقیران و یتیمان توایم
لحظه شادی و غم دست به دامان توایم
گر نیاییم به پابوسی تو می میریم
همگی ماهی دریای خراسان توایم
تا خدا هست خدا دلخوشی ما این است

دوست دارم صدات كنم تـوهـم منونـيگا كـني
مـن تـورونـيگا كـنـم تـوهـــم مـنــوصدا كني
قـربـون چـشـا ت بـرم ا ز راه دوري اومـدم
جا ي دوري نـمــيـره اَ گَـه به مـن نـيگا كني
دل مـن زنـد و نِـيِـه تـو ئي كه تنها مـيـتـوني
قـفـســـو و ا كـنــي و پــرنـــده رو رهـا كني
ميشه كـنـج حـرمـت گـوشـۀ قـلـب مـن با شـه
مـيـشــه قـلـب مـنـو مـثـل گـنـبـدت طلا كني
توسرت شـلـوغـه زيردست وپا ت فـراوونَـن
ازخـدا مـيـخـــوام كـمـي به زيرپا نـيگا كني
تـوغـريبي و مـنـم غـريـبـم ا مّـا چي مـيـشـه
ايـن دل غــــريـبـه روبــا خــودت آشـنا كني
دوست دارم توايوون آئينه ات صبح تاغروب
مـن با تـوصـفــا كـنــم تـوهــم مـنـودعا كني
به و فا ي كـفـتـراي حـرمت مـنـم مـيـخـوام
كـفــتـري با شـم كه تـنـهـا تـومـنـوهـوا كني
د لـمـو گـره زدم به پـنجره ات دارم مـيـرم
دوست دارم تا من ميام زودگره هارووا كني
صدهزاردفعه ام شده پاي ضريح زارميزنم
تا د لـت يه با ر بـسـوزه د ر د مـو دوا كني
دوست دارم كه ازحالا توصبح محشرهميشه
من رضا رضا بگـم تـوهـم مـنـو رضا كني