با نام حسن دوباره اعجاز کنید
با نام حسن دوباره اعجاز کنید
یک پنجره روب ه عرش حق باز کنید
هنگام ولادتش به ذکر صلوات
تا کــوی مدینــه باز پرواز کنیــد
سید هاشم وفایی
ادامه مطلب
با نام حسن دوباره اعجاز کنید
یک پنجره روب ه عرش حق باز کنید
هنگام ولادتش به ذکر صلوات
تا کــوی مدینــه باز پرواز کنیــد
سید هاشم وفایی
امشب دوباره قصد استغفـار کـردم
یعنی به کوچک بودنم اقـرار کردم
میخواهم از حالا فقط مـال تـو باشم
شرمنده ام آقا که بـد رفتـار کردم

سائلی از تبار سلمانم
عاشقی اهل خاک ایرانم
مقتدایم تویی امام کریم
با تو در اوج برج ایمانم
شیعه ی راه و رسم تو هستم
اینچنین است من مسلمانم
کم من به کرامت تو رسید
کرمی کن، دخیل احسانم
مرغ روحم اسیر و سرگشته
در هوایت همیشه حیرانم
پای عشقت چو میثم تمار
تا همیشه بدان که می مانم
ای بلندای دوش پیغمبر
ای تو فرزند ارشد حیدر
<< سفره دار قدیمی دنیا >>
ای امامِ امام عاشورا
حسن بن فاطمه، بستم -
- من دخیل لبم به نام شما
از ازل تا ابد گرفتارت
جبرئیل آن امین وحی خدا
یوسف خانواده ی حیدر
بی قرار تو سینه ی زهرا
مثل یک یاکریم بی بالم
روی خاک بقیع تو آقا
پر و بالی بده خدای کرم
ای کریم بن ذوالکرم، مولا
دل من در هوای تو دارد
مثل ابر بهار می بارد
نمک سفره ی خدا هستی
وقف آسایش گدا هستی
شیر مرد جمل به وللهِ
شان آیات هل اَتی هستی
ای امام همیشه ی عالم
نائب شاه لا فتی هستی
تو کرم خانه در سما داری
باعث فخر مرتضی هستی
محرم درد های فاطمه ای
زخمی راه کوچه ها هستی
تو چهل سال خون دل خوردی
شاهد سیلی و جفا هستی
جگرت گُر گرفت و از غم سوخت
با کفن، تیرها تنت را دوخت
شاعر: مصطفی گودرزی
میلاد همایونــی دلبر شده است
هنگامه ی شادی مُکرّر شده است
آمد حسن و چشمِ محمّد روشن
حیدر پدر و فاطمه مادر شده است
حمید رضا گلرخی
بخشنده ، کریم، موج دریا بودی
شش ماهه شکفته مثل عیسی بودی
گفتند حسن شبیه ی پیغمبر بود
آقا ! پسر اول مولا بودی
علی دولتیان
خدا به حضرت خیر البشر پسر داده
و هم به حضرت خیر النسا سپر داده
به خاندان بنی هاشمی گوهر داده
به جن و انس و ملک این چنین خبر داده
رسیده محشر عظمای خاندان علی
خدا چو خواست که مثل خودش تو تک باشی
و آبروی تمامی نه فلک باشی
برای کل کریمان شما محک باشی
به دور فاطمه اش همچو شاپرک باشی
تو را نمود کبوتر در آشیان علی
نداشت پنجره فولاد و داد حاجت را
و باز کرده به رویم در شفاعت را
فقط خداست که دارد چنین مهارت را
گرفت گرمی خورشید از او حرارت را
چو جلوه گر شده خورشید آسمان علی
رسول ملکی
زیبایی ایام جمال حسنین است
دشمن خجل از جاه و جلال حسنین است
فرمود که سرخیل جوانان بهشت اند
این ذکر دل انگیز مدال حسنین است
حکم و سند بخشش سینه زن عاشق
در روز جزا در پر شال حسنین است
دادند به آن پیر چه خوش درس وضو را
این اندکی از اوج کمال حسنین است
آنجا که ببخشند عطا غیر خودی را
غفلت ز خودی کار محال حسنین است
اندیشه مکن از غم هجران شب مرگ
آندم به خدا صبح وصال حسنین است
کردند شفاعت چو ز وحشی عجبی نیست
احسان به گنهکار روال حسنین است
سید محمد میر هاشمی
کرم خانه جای کریمان بوَد
محل عطای کریمان بوَد
گدا در حرم گرچه آقا شود
همین از دعای کریمان بوَد
کریمِ کریمان عالم حسن
رسیدن به اوج کمالم حسن

ما همه جیره خور سفره و خوان حسنیم
بی قراریم اگر،در هیجان حسنیم
دِیْن آقای کریمان جهان را داریم
فارغ از عالمیان،عبد جهان حسنیم
اهل ایرانم و در قرن یکم مانده دلم
این چنین ما همه سلمان زمان حسنیم
هر که در خانه حیدر به کسی دلداده
ما ولی جزء صف سینه زنان حسیم
.
((لَکَ صُمْنا وَعَلیٰ رِزْقِ حَسَنْ اَفْطَرْناٰ))
فَتَقَبَّلْ که همه گریه کنان حسنیم
حیف،آن دوره نبودیم که یارش باشیم
روی دلها همه دارای نشان حسنیم
خبر از سوریه آمد که خطر نزدیک است
عمه جان ما همه از لشگریان حسنیم
قدمی گر بگذارد به حرم خصم علی
مجری شیوه ی پیکار جوان حسنیم
ازعناوین جهان مرثیه خوان مارابس
خُنُک آن دم که حرم،مرثیه خوان حسنیم
بین یک کوچه غرورش به زمین افتاده
این چنین است که عمری نگران حسنیم
سید صادق رمضانیان