یکی از فعالان سیاسی عربستان در برنامهای تلویزیونی که شاه عربستان دستور تعطیلی آن را صادر کرد، جملاتی بر زبان آورد که در فضای سیاسی عربستان زلزله به راه انداخت.
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری فارس، به نقل از پایگاه خبری روزنامه «الاخبار»، «عبدالله العواجی» نویسنده و فعال سیاسی عربستانی در برنامه «فی الصمیم»، «عبدالله بن عبدالعزیز» پادشاه سابق عربستان و دوره حکومت وی را به باد انتقاد و تمسخر گرفت تا جایی که سرانجام این کار او به بازخواست خودش و توقیف برنامه و مجری آن انجامید.
العواجی در این برنامه که از شبکه «روتانا الخلیجیه» با اجرای «عبدالله المدیفر»، مجری و نویسنده سیاسی سعودی، پخش میشد، گفت: «مردم ملک عبدالله را فراموش خواهند کرد زیرا رهبری حقیقی با ترس وتهدید و دادوستد حاصل نخواهد شد بلکه با مشورت به دست میآید»؛ جملهای که برای برای زلزله انداختن در عربستان کافی بود.
پس از این برنامه «سلمان بن عبدالعزیز» شاه عربستان، دستور داد این دو نفر به اتهام اهانت به ملک عبدالله به «هیئت بازرسی» ارجاع شوند و در نهایت نیز دستور توقف این برنامه را صادر کرد.
به نوشته الاخبار، «این فعال سعودی برنامه را به گونهای آغاز کرد که گویی یکی از اعضای گروه اخوان المسلمین است. او ضمن اشاره به شهدای میدان رابعه و النهضه (مصر) از زندانیان (رژیم) کودتا (کودتای نظامی مصر) یاد کرد و به بیان تفاوت نظام درون عربستان با دیگر نظامها پرداخت و از شبکه تلویزیونی کسانی که معتقدند که اصلاحگرایان دشمن کشور هستند، اشاره کرد که اصلاح بخشی از نظام عربستان است نه خارج از آن است و نه علیه آن.
طبق این گزارش، وی همچنین به زندانیان اصلاحگرا اشاره کرد و گفت که «بعضی از این اصلاحگرایان همچنان در زندان به سر میبرند»؛ بنابراین میتوان گفت این سخنان، از معدود مواردی است که یک عربستانی از طریق رسانه به این موضوع میپردازد و به دوران پادشاهی ملک عبدالله حمله میکند.
او از دوران پادشاهی عبدالله به عنوان دوران رنج امت یاد کرد و با حمله به وی، گفت: «در حال حاضر تن ملک عبدالله در گور تحت فشار جنایاتی است که مرتکب شده و دیگر نه وزیر رسانه به کارش نمیآید نه هیچ چاپلوس و متملقی میتواند به دادش برسد».
اما اوج تمسخر عواجی زمانی بود که به بازداشت اخیرش که هشت روز به طول انجامید اشاره کرد و گفت: «ملک عبدالله از این مسئله زمانی با خبر شد که من آزاد شدم».
وی در حساب توئیتر خود ضمن اشاره به حکم بازداشتش از سوی پادشاه به آیه 51 سوره توبه «قل لن یصیبنا إلا ما کتب الله لنا هو مولانا وعلى الله فلیتوکل المؤمنون» استناد کرد تا وانمود کند که از هیچ حادثه ای ترسی به دل راه نمیدهد و در حقیقت انتظار آنچه اتفاق افتاده را داشته است.
عواجی یکی از شخصیت های برجستهای است که در سال 1993 با «سعد الفقیه» نویسنده سعودی و «محمد الحضیف» پزشک مخالف سعودی کمیته دفاع از حقوق بشر را با عنوان «کمیته دفاع از حقوق قانونی» صادر کرد. پس از بازداشت عواجی و دوستانش این کمیته در سال 1994 از لندن حمایت میشد. در سال 2005 مجددا بازداشت وبه 15 سال حبس محکوم شدند.
عواجی که نقد رژیم آل سعود را اولویت کار خود قرار داده بود، در سال 2006 به دلیل انتقاد از «غازی القصیبی» وزیر رسانه، به 8 روز حبس محکوم شد. وی در سال 2013 نیز به اتهام امضای بیانیه «بازگشت مشروعیت» (بازگشت محمد مرسی رئیسجمهور برکنار شده مصر به قدرت) و مخالفت با کودتای عبدالفتاح السیسی و شرکت در برنامه سیاسی «140» به همراه «فهد السندی» مجددا بازداشت شد. عواجی در این برنامه گفته بود: «هیج پادشاه عربی یافت نمیشود که خود را فدای منافع ملت کند».
این اعتقادات وی را به ستارهای در برابر خبرنگاران بدون مرز و شبکه عربی حقوق بشر تبدیل کرد. عواجی مدرک دکترای زیست شناسی دارد و پیش از اینکه به خاطر فعالیتهای سیاسی خویش از کار حکومتی برکنار شود، در دانشگاه «ملک سعود» تدریس میکرد.
ادامه مطلب
«آدولف تولکاچف» مهندس و متخصص رادارهای هوابرد که در عمق تشکیلات نظامی شوروی کار میکرد طی شش سال، 21 بار با افسران سیا در خیابانهای مسکو ملاقات کرد؛ شهری که مملو از ماموران کا.گ.ب و تحت نظارت کامل آنها بود.
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری فارس، روزنامه واشنگتن پست در مطلبی به قلم «دوید ای. هافمن» نوشت: در نخستین سال های جنگ سرد میان ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) راز ناراحت کننده ای درباره خود داشت؛ اینکه نتوانسته فرآیند مطلوبی برای جاسوسی در خیابانهای مسکو بدست آورد. استخدام جاسوس از میان مقامات یا شهروندان شوروی ریسک بسیار بالایی داشته و روند کلی بکارگیری جاسوس از لحظه نخست تا انتها با خطر شناسایی از سوی کا.گ.ب (سرویس جاسوسی شوروی بعنوان بزرگترین و اسرارآمیزترین سرویس جاسوسی در دنیا) مواجه بود.
چنانچه جاسوسی از سوی کا.گ.ب شناسایی میشد حکم اعدام وی قطعی بود. تعداد اندکی از عواملی نیز که داوطلبانه و یا بطور انتخابی بعنوان جاسوس سیا در خارج از شوروی فعالیت می کردند پس از بازگشت به کشور خود، به ارسال گزارش محرمانه خود (و جاسوسی) برای سیا ادامه می دادند.»
نویسنده افزود: عملیات جاسوسی فردی بنام "آدولف تولکاچف" مهندس و متخصص رادارهای هوابرد که در عمق تشکیلات نظامی شوروی کار میکرد، ورق را برگرداند. طی شش سال، تولکاچف 21 بار با افسران سیا در خیابانهای مسکو ملاقات کرد؛ شهری که مملو از ماموران کا.گ.ب و تحت نظارت کامل آنها بود.
روایت عملکرد این فرد که از اسناد 944 صفحه ای و محرمانه سیا برداشت شده، در کتابی تحت عنوان "جاسوسی میلیارد دلاری" آمده است. این کتاب با ارائه اسناد و مصاحبه هایی که نشانگر جزئیات برنامه های جاسوسی آمریکا در مسکو طی سالهای جنگ سرد است، پیش از انتشار توسط سیا بازبینی نشد.
هدف تولکاچف از این کار، گرفتن انتقام مصیبت های واردشده به خانواده اش در دوره استالین بود. مخالفت قلبی با کمونیسم، وی را وادار به انتقام از شوروی با روش خیانت به اسرار نظامی کشور و انتقال آن به ایالات متحده کرده بود. وی برای واردکردن حداکثر خسارت به اتحاد جماهیر شوروی علیرغم خطرات آن مصمم بوده و برای جلوگیری از بازداشت خود توسط کا.گ.ب نیز از سیا درخواست قرص خودکشی کرده بود.
طبق تخمین نیروی هوایی آمریکا، تنها در یکی از عملیات های جاسوسی انجام شده توسط تولکاچف برای ایالات متحده هزینه ای بالغ بر دو میلیارد دلار در بخش تحقیق و توسعه تسلیحات این کشور صرفه جویی شد. وی بسیاری از اسناد محرمانه نظامی را در ساعت ناهار و با پنهان نمودن در پالتوی خود از ساختمان اداری خارج و پس از گرفتن عکس از آنها به ساختمان بازمی گرداند. در ازای تحویل این تصاویر، دستمزدی به تولکاچف داده میشد.
در نهایت اینکه، این فرد یکی از مهمترین عوامل سیا در مسکو طی دوره جنگ سرد به شمار می آید. هنوز هم اطلاعات اندکی درباره نحوه اجرای عملیات های وی منتشر شده؛ اینکه چگونه زیر گوش ماموران کا.گ.ب، تولکاچف شخصا با افسران سیا در خیابان های مسکو ملاقات میکرد. مقر سیا در مسکو اتاقی کوچک در داخل سفارت آمریکا در شوروی بود.
انتهای پیام/ق
ادامه مطلب
ترافیک خبری روز گذشته درباره موافقت تهران با لغو تدریجی تحریم ها مهمترین خط خبری رسانه های غربی بود تا در روزهای پایانی مذاکرات فشار را بر روی ایران برای پذیرش این موضوع افزایش دهند.
ادامه مطلب
شاکی به پلیس گفت: دو ماه قبل پسر جوانی اشتباهی با تلفن همراهم تماس گرفت و همین موضوع آغاز آشنا یی ما شد. سامان خودش را از طلافروشان شمال کشور معرفی کرد و چند بار هم به دیدنم آمد. پس از چند جلسه دیدار، او ادعا کرد قصد خواستگاری از مرا دارد.
با حرف های فریبنده اش گمان می کردم او فرد پولداری بوده و به من علاقه مند است. به همین دلیل موضوع خواستگاری را به خانواده ام گفتم و آنها اجازه دادند جوان خواستگار برای آشنایی بیشتر به خانه مان بیاید.
وی ادامه داد: پس از این ملاقات، او مدعی شد والدینش به خارج از کشور سفر کرده اند و می خواست ما عقد کنیم و پس از بازگشت والدینش، جشن عروسی بگیریم، اما خانواده ام با این پیشنهاد مخالفت کردند.
شاکی خاطرنشان کرد: سامان با شنیدن پاسخ منفی خانواده ام همچنان با من در ارتباط بود تا این که روز حادثه با من تماس گرفت و خواست برای آخرین بار همدیگر راببینیم که قبول کردم. پس از این که سوار خودرویش شدم او در میانه راه چاقویی را زیر گلویم گذاشت و خواست ساکت شوم. ابتدا فکر کردم شوخی می کند، اما او تهدید می کرد اگر سروصدا کنم مرا می کشد. او مرا به باغ متروکه ای برد و در آنجا با تهدید چاقو مورد آزار و اذیت قرار داد و از این صحنه فیلم گرفت و تهدید کرد اگر ده میلیون تومان به او ندهم فیلم را در شهر پخش می کند. وقتی نتوانستم پول موردنظر را تهیه کنم او نسخه ای از فیلم سیاه را به محل کار پدرم فرستاد و از او خواست این مبلغ را تهیه کند و تهدید کرد در غیر این صورت آن را در سطح شهر و فضای مجازی پخش می کند. پدرم با افشای این موضوع از من خواست از سامان شکایت کنیم.
همزمان با تشکیل پرونده و با دستور قضایی بازپرس اسماعیل برجسته، رئیس شعبه اول دادسرای شهرستان شهریار، تحقیقات گسترده پلیس برای دستگیری متهم فراری آغاز شد. این در حالی بود که خانواده دختر 19 ساله دیگری نیز با حضور در پلیس گاهی از خواستگار آزارگر شکایت کردند. ماموران با تحقیق از دومین قربانی متوجه شدند سامان به شیوه ای مشابه او را نیز مورد آزار و اذیت قرار داده است.
تجسس ها برای دستگیری متهم ادامه داشت تا این که روز های پایانی هفته گذشته ماموران، متهم را در حالی که قصد سوار کردن دختر جوانی را داشت، شناسایی و دستگیر کردند.
دختر جوان با اطلاع از اقدامات مجرمانه سامان اظهار کرد: این جوان خواستگارم بود و می خواستیم درباره مراسم خواستگاری با هم صحبت کنیم که پلیس او را دستگیر کرد.
سامان نیز در بازجویی ها به فریب دختران به بهانه ازدواج و آزار و اذیت دو شاکی پرونده و تهیه فیلم سیاه برای اخاذی از آنها اعتراف و عنوان کرد قصد داشتم دختر دیگری را هم به دام بیندازم که هوشیاری پلیس مانع از اعمال مجرمانه ام شد.
متهم با قرار قانونی روانه زندان شد. تحقیقات تکمیلی برای مشخص شدن دیگر جرایم وی در حالی ادامه دارد که فیلم های سیاهی که از شاکیان تهیه کرده بوده نیز کشف شده است.
ادامه مطلب
زنی که روز گذشته برای بیدار کردن پسرش بر روی پشت بام منزلی مسکونیشان در شهرستان خنداب استان مرکزی رفته بود، سقوط کرد و جان باخت.
به گزارش گروه دریافت خبر خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)- منطقه مرکزی- روز گذشته فردی به کلانتری 11 شهرستان خنداب مراجعه و اظهار کرد: همسرش صبح امروز بر اثر سقوط از روی پشت بام جان باخته است.
در تحقیقات صورت گرفته و حسب اعلام اهالی منزل مشخص شد که قبل از طلوع آفتاب، این خانم که برای بیدار کردن پسرش بر روز پشت بام رفته بود به علت تاریکی هوا، سقوط کرده و بعد از انتقال به بیمارستان جان خود را از دست می دهد.
تحقیقات تکمیلی در خصوص این پرونده ادامه دارد.
انتهای پیام
ادامه مطلب
اختلاف بر سر محصولات کشاورزی و نزاع دو راننده کمباین در روستای «یدی قارداش لار» بخش مرکزی گرمی منجر به چاقوکشی و مرگ یکی از آنها شد.
به گزارش نیروی انتظامی، اختلاف دو نفر راننده کمباین بر سر محصولات کشاورزی در روستای «یدی قارداش لار» بخش مرکزی شهرستان گرمی به نزاع کشیده شد که به دنبال آن یکی از آنها به ضرب چاقو کشته شد.
در پی این حادثه یک زن از نزدیکان نزاعکنندگان پس از شنیدن خبر درگیری و کشته شدن یکی از آنها سکته و فوت کرد.
شخص ضارب و قاتل خود را تسلیم مأموران انتظامی کردند.
ادامه مطلب
سلامت نیوز: سه قمارباز معروف و سابقه دار که با قماربازی و اغفال شهروندان اقدام به سرقت و خالی کردن جیب مردم می کردند، از سوی پلیس شناسایی و دستگیر شدند.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از باشگاه خبرنگاران، در پی دریافت گزارشات متعدد از سوی شهروندان و اعلام ماموریت های مکرر از طریق تماس تلفنی شهروندان با 110 و نارضایتی اهالی و کسبه میدان حسن آباد مبنی بر اینکه چند نفر با به راه انداختن بساط قماربازی که آلات آن کارتهای تبلیغاتی هم شکل و یکرنگ می باشد برخی افراد رهگذر را اغفال و تطمیع کرده وآنها را به بازی گرفته و به این شیوه جیب آنها را خالی و پول های آنان را می برند، پرونده ای در این رابطه تشکیل و رسیدگی به موضوع از سوی ماموران اطلاعات کلانتری 112 ابوسعید در دستور کار قرار گرفت.
در این رابطه تحقیقات نامحسوس پلیسی آغاز و مشخص شد در این مواقع معمولا یک نفر با کارتهایی که یکی از آنها علامت گذاری شده در معابر عمومی بازی می کند و چند نفر از همدستان وی افراد رهگذر و ساده لوح را به معرکه دعوت و یک نفر نیز به عنوان بپا مراقب اوضاع و احوال است و با دوره کردن افراد پول های وی را سرقت میکنند.
با تجمیع اطلاعات به دست آمده شمارش معکوس برای دستگیری عاملان و اعضای باند قمار بازی در میدان حسن آباد از سر گرفته شد تا اینکه ساعت 10:00 ششم تیرماه اکیپی از عوامل اطلاعات این یگان به محل اعزام و سه نفر از قماربازان معروف و سابقه دار که در حال قمار بازی و اغفال شهروندان رهگذر بودند به نام های "فرامرز"،"کیوان" و "منصور" را دستگیر و آلات و ادوات قمار آنها را جمع آوری کرده و به کلانتری انتقال دادند.
سرهنگ کیومرث حسنوند رییس کلانتری 112 ابوسعيد درباره این خبر به باشگاه خبرنگاران گفت:به محض دستگیری متهمان چند نفر از شهروندان که به همین شیوه پول های آنها توسط متهمین سرقت شده بود به کلانتری دعوت که متهمین را مورد شناسایی قرار داده و نسبت به تنظیم شکایت اقدام نمودند.
رییس کلانتری 112 ابوسعيد خاطر نشان کرد: از متهمین که تاکنون چندین بار توسط این یگان دستگیر شده اند و سابقه دار می باشند دو قبضه چاقو و مقداری وجه نقد حاصل از قمار و تعدادی آلات قماربازی کشف که ضمیمه پرونده شد و در نهایت متهمان با توجه به اقرار صریح به اتهام خود جهت سیر مراحل به دادسرای ناحیه 21 ارشاد فرستاده شدند.
ادامه مطلب
رئیس پلیس فتای تهران بزرگ جزئیات خالی شدن حساب بانکی یک پیرمرد از سوی نوهاش برای خرید بازیهای اینترنتی آنلاین را تشریح کرد.
سرهنگ محمدمهدی کاکوان در گفتوگو با ایسنا در این باره گفت: در تاریخ سیام خردادماه امسال مردی 62 ساله به پلیس فتا مراجعه و اعلام کرد که بیش از 180 میلیون ریال از حساب بانکیاش برداشت شده است.
وی با بیان اینکه این پیرمرد به کسی مشکوک نبوده است و نمیدانست که ممکن است چه کسی پول را از حسابش برداشت کرده باشد، اظهار کرد: گروهی از کارآگاهان فتا مسوول رسیدگی به این پرونده شده و در بررسیهای اولیه خود با پیگیری تراکنشهای بانکی متوجه شدند که این پول به حساب صرافیها و از آنجا به خارج از کشور منتقل شده است که با کسب این اطلاعات پرونده به طور ویژه در دستور کار قرار گرفت.
رئیس پلیس فتای پایتخت ادامه داد: ماموران با انجام یکسری کارهای اطلاعاتی و مهندسی معکوس سرانجام سرنخهایی از عامل برداشت از حساب این پیرمرد را به دست آورده و متوجه شدن که برداشتکننده غیرمجاز از حساب پیرمرد 62 ساله کسی نیست جز نوه 15 سالهاش.
کاکوان با بیان اینکه این پسر 15 ساله که ساکن تهران است، به همراه پدربزرگش به مقر پلیس فتا آورده شد، گفت: این نوجوان در حالی که از کار خود پشیمان بوده و از عواقب آن نیز هیچ اطلاعی نداشت و احتمال نمیداده که کسی متوجه کارش شود، به ماموران گفت که بیش از 18 میلیون تومانی را که از حساب پدربزرگش برداشت کرده است صرف خرید بازیهای آنلاین رایانهای یا شارژ حساب بازیهای اینترنتیاش کرده است.
وی با بیان اینکه پیرمرد 62 ساله از شکایتش صرف نظر کرد، گفت: در این پرونده گرچه نوه نوجوان مال باخته بازداشت نشد اما لازم است خانوادهها توجه داشته باشند که اطلاعات مربوط به حساب بانکی و کارتهای عابربانک خود را نزد خود نگه داشته و آن را در اختیار دیگران قرار ندهند ضمن اینکه بهتر است در بازههای زمانی یک یا دو ماهه حتما به تعویض رمز اول و دوم کارتهای عابربانک اقدام کنند تا امکان چنین استفادههایی از حساب سلب شود.
ادامه مطلب
دو دختر دانشجو که اهل کردکوی بودند از تهران سوار اتوبوس گرگان می شوند . با توجه به اینکه حرکت اتوبوس ها از تهران به گرگان شب صورت می گیرد این دو نفر خوابشان می برد و وقتی بیدار شدند که اتوبوس به گرگان رسیده بود .
با پیاده شدن سایر مسافرین راننده اتوبوس که افکار شیطانی در ذهنش تنیده بود به این دو دختر قول می دهد که آنها را به کردکوی می رساند . این راننده برای اینکه نقشه خود را عملی کند از جاده قدیم گرگان کردکوی یا همان جاده شاه عباسی می رود که خلوت بود .
نزدیکی های خط روستای بالاجاده که در چند کیلومتری کردکوی قرار دارد اتوبوس به کناری می رود و راننده اتوبوس و همدستانش به زور به این دو دختر در حالی که آنها ممانعت می کردند ، تجاوز کردند .
عاملان این هتک حرمت دو نفر بودند که یک نفر آنها دستگیر شده و یک نفر هم متواری شده و گفته می شود قصد دارد از مرز ترکیه به خارج از کشور فرار کند .
همچنین منابع خبری از صدور حکم اعدام برای این مجرمان تجاوز به عنف خبر می دهند .
البته نقل هایی هم حاکی از زد و بند و وعده های راننده ها به این دو دختر و اغفال آنها بوده که اتوبوس بعد از رسیدن به کردکوی مسافرینش همه پیاده شدند و اتوبوس از داخل شهر به سمت روستای بالاحاده رفت و این اتفاق روی داد .
در حال حاضر با شکایت این دو دختر مراجع قضایی به دنبال واقعیت موضوع هستند هر چند که فرد فراری همچنان تحت تعقیب قرار دارد .
ادامه مطلب
هفته نامه تماشاگران امروز - تژا میرفخرایی: فکر نمی کنم این دخترخانمی که به عنوان یک پوزر به برنامه ماه عسل رفته به اشتباه به این برنامه دعوت شده باشد یا مسئولان برنامه نمی دانستند چه کسی را دعوت کرده اند.
او بی شک برای اینکه به چنین برنامه ای برود ریا نکرده و تصویری غیرواقعی از خود نساخته و عملا وقتی به برنامه رفته سعی کرده خود را در چارچوب برنامه های رایج صداوسیما عرضه کند. اصلا به نظر نمی رسید او شخصیتی غیر از آنچه هست را تعریف کرده باشد. مدام در گفتن از شغلش همان هایی را می گفت که امکان توضیح دادن درباره اش را داشت. اگر تصاویرش را از اینستاگرامش پاک کرده هم حتما تلاشی بوده برای کم کردن فار از روی میزبانش.
اما آنچه سبب می شود تا چنین چالشی ایجاد شود تضادی است که میان دو نسل افتاده. نسل سنتی و فرزندان شان. نسل خانواده های مذهبی و فرزندان شان. نسلی که هنوز پایبند به اصول و ارزش ها هستندن و چنین اتفاقاتی را در تضاد با اصولی می بینند که سال ها برایش جنگیده اند، از زندگی شان گذشته اند و سختی کشیده اند ولی فرزندان شان که در ناز و نعمت بزرگ شده اند و همیشه هر چه خواسته اند برای شان فراهم بوده.
فرزندانی که اگرچه غیرممکن است باورهای مذهبی قوی داشته باشند اما مثلا اعتقاد دارند به مهمانی های اشرافی. آنها که ماشین های میلیاردی سوار می شوند و لباس عروس چند ده میلیونی یا کت و شلوارهای گرانقیمت به تن می کنند. پس برای مهمانی های آنچنانی شان هم نیاز به مشاورانی از جنس این خانم دارند، مهمانی هایی که اساسا ممکن است کاملا زنانه باشند یا حتی نه.
احسان علیخانی یکی از این طبقه است. او که احتمالا با خیلی از این بچه های نسل دوم که هم سن و سال هایش هستند، می نشیند، حرف می زند و ایده می گیرد، پس فکر می کند اگر این آقازاده ها چنین رفتار می کنند و از اینها می گویند، چه ایرادی دارد که در تلویزیون هم برای برنامه اش به سراغ چنین سوژه هایی برود. پس دل را به دریا می زند و چنین مهمانی را انتخاب می کند. آنها می آیند و جلوی دوربین می روند و تازه از آنجاست که نسل پدران و مادران صدای شان درمی آید. آنها که باور نمی کنند اینچنین میان باورها و اصول شان با گروهی از فرزندانشان فاصله افتاده است.
شاید یک نمونه کامل از این نوع شکاف را در رفتار همسر خانم مهناز افشار که پسر محمد علی رامین است با عقاید پدرش بتوان دید؛ اتفاقی که حسابی هم رسانه ای شد و بازتاب های فراوانی داشت. پس آنچه در ماه عسل رخ داده را نباید در قصد یک دختر با شغل مدلینگ جستجو کرد که باید ریشه اش را در شکاف میان عقاید دو نسل دید؛ نسلی که یک گروهش منتقدان دعوت از چنین مهمانی هستند و گروه دیگر احسان علیخانی و دوستانش که احتمالا باور دارند چنین مشاغلی در اجتماع داریم و چرا نباید درباره شان سخن بگوییم.
ادامه مطلب

