ارتش رژیم صهیونیستی از رزمایشی یک هفتهای در نوار مرزی با غزه خبر داد.
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری فارس، ارتش رژیم صهیونیستی امروز (یکشنبه) مانوری در منطقه مجاور با نوار مرزی میان آغاز کرد و این مانور یک هفته ادامه خواهد داشت.
بر اساس گزارش وبگاه خبری «الشاشه نیوز»، ارتش رژیم صهیونیستی اعلام کرد که در طول روزهای مانور خودروهای نظامی و زرهی و نیز نیروهای ارتش به شکلی گسترده در منطقه خواهند بود.
بنا بر بیانیه ارتش رژیم صهیونیستی، از پیش برای برگزاری این مانور برنامهریزی شده بوده و مانور مذکور در چارچوب آموزش نیروهای اسرائیلی در سال 2015 انجام میشود که هدف آن حفظ آمادگی نظامی نیروهاست.
انتهای پیام/م
ادامه مطلب
با افزایش ناامنیها، طالبان در تلاش برای به دست آوردن سهم بیشتری در دولت هستند، اما در این میان ضرورت پاسخگویی آمریکا که زمانی برای نابودی این گروه به افغانستان نیروی نظامی فرستاد، بیش از هر مسئلهای خودنمایی میکند.
به گزارش خبرنگار سایت افغانستان خبرگزاری فارس، با افزایش ناامنیها، طالبان در تلاش برای به دست آوردن سهم بیشتری در دولت کابل هستند، اما در این میان ضرورت پاسخگویی آمریکا که زمانی برای نابودی این گروه به افغانستان نیروی نظامی فرستاد و امروز به طور غیرمستقیم از آنان حمایت میکند، بیش از هر چیزی خودنمایی میکند.
حادثه 11 سپتامبر سال 2001 میلادی در آمریکا که آگاهان سیاستهای بینالمللی آن را ساختگی تلقی میکنند، سبب حضور پررنگ و هزاران نفری نظامیان آمریکا و غرب در افغانستان شد.
دلیل اصلی حضور آمریکا نابودی لانههای تروریسم، تأمین امنیت و برقراری ثبات در افغانستان تلقی شد و در آن زمان که طالبان زمام امور دولت افغانستان را به دست داشت، از سوی خارجیها تروریست پنداشته شده و هدف اصلی حضور بیش از صد هزار نیروی نظامی غرب نابودی این گروه اعلام شد.
در سالهای نخست، حضور نظامیان خارجیها بر تعداد و رقم شبهنظامیان طالبان در افغانستان تأثیر مستقیم گذاشت و در اکثر ولایتها ثبات نسبی برقرار و امنیت تأمین شد و به همین دلیل بود که آمریکا و غرب خود را قهرمان میدان نبرد در افغانستان میدانستند.
اما با گذشت زمان بر توانایی نظامی طالبان افزوده شده و تا این که قدرت نظامی و طرحهای چریکی به حدی رسید که حتی چندین ولایت افغانستان را تحت تهدیدات شدید امنیتی قرار داد.
با اینکه کارشناسان نظامی افغانستان معتقدند که افزایش توانایی طالبان رابطه مستقیم با حمایتهای غرب و شیوخ عرب دارد، اما بازهم آمریکا نهتنها طالبان را تهدید نمیدانست بلکه آن را دشمن خود و خطر جهانی و منطقهای نیز محسوب نمیکرد.
اینک پس از آغاز زمامداری دولت «وحدت ملی» در افغانستان طالبان بیشتر از هر زمانی دست به ناامنسازی و تصرف مناطق مختلف افغانستان میزند و این در حالی است که زمزمههای شرکت نمایندگان این گروه در مذاکرات غیر مستقیم صلح با نمایندگان دولت کابل بیشتر شده است.
شرکت در مذاکرات غیر مستقیم صلح که اکثراً در کشورهای بیگانه برگزار میشود، بیپیشینه نیست و نزدیک به یکسال است که طالبان و دولت کابل در تلاش برای آغاز مذاکرات مستقیم و روبهرو هستند و در این میان گزارشهایی وجود دارد که طالبان بیش از پیشکشهای مقامات کابل، سهم در دولت افغانستان میخواهند.
بر اساس برخی گزارشها که از سوی دولت کابل نه رد و نه تأیید شد دولت اشرفغنی در نخستین ماههای زمامداری خود 3 ولایت و 3 وزارت را به طالبان پیشنهاد کرد، اما نمایندگان طالبان در مذاکرات با نمایندگان دولت کابل که در چین برگزار شده بود، آن را برای این گروه ناکافی دانسته و رد کرد.
پس از این گزارشها، اوج ناامنیها دامنگیر ولایتهای شمالی افغانستان نیز شده و حضور پررنگ طالبان را تمام افغانستانیهای ساکن در ولایتهایی همچون «بدخشان»، «فاریاب»، «سرپل»، «قندوز» و سایر ولایتهای شمالی و شمال شرقی شاهد بودهاند.
این ناامنیها و تصرفات مناطق که تحت کنترل دولت کابل قرار نداشت از سوی طالبان، پس از آن است که مدیران این گروه 3 وزارت و 3 ولایت را قبول نکرده بودند.
اکنون به نظر میرسد که طالبان درخواستی فراتر و گستردهتر از دامن زدن به این ناامنیها دارد و بدون شک احتمالاً در مذاکرات غیر مستقیمی که در آینده برگزار خواهد شد، خواستار سهم بیشتری از دولت افغانستان خواهند شد.
با این وجود، نظر آمریکاییها و غربیها در سال 2001 میلادی بر طالبان، جز یک گروه تروریستی بیشتر نبود که علاوه بر افغانستان خطر و تهدید جهانی برشمرده میشد اما با گذر زمان و به دستآوردن منافع کلان مانند امضای پیمان امنیتی کابل – واشنگتن، دیگر وجود طالبان به آمریکاییها ربطی ندارد و در صورت ضرورت از وجود آنان به صورت غیر مستقیم حمایت نیز خواهند کرد.
کشته و زخمی شدن هزاران افغانستانی بیگناه در 14 سال گذشته نتیجه مستقیم حضور نظامیان آمریکایی و غربی در افغانستان است و از سوی دیگر تخلفات و جرایم نظامیان این گروه در این سالها در افغانستان را نیز نمیتوان از نادیده گرفت و هجوم فرهنگ غربی نیز اصلیترین چالش در جامعه سنتی افغانستان است که پس از حضور نظامیان خارجی به وجود آمده است.
آمریکاییها باید پاسخ دهند که برای چه به افغانستان روی آورده و سبب افزایش نابسامانیها شدهاند و در صورتی که خواستههای شخصی آنان، پای صدها هزار نظامی خارجی را به افغانستان کشاند، اعتراف کنند تا سبب پندگیری ملتهای دیگر از بهانهها و گفتههای دروغین آنان شود.
انتهای پیام/
ادامه مطلب
با گذشت زمان کالاهای وارداتی بیش از هر زمان دیگری در بازارهای افغانستان جا باز میکند و تولیدکنندگان بومی دیگر توانی برای ادامه رقابت ندارند.
به گزارش خبرنگار سایت افغانستان خبرگزاری فارس، با گذشت زمان کالاهای وارداتی بیش از پیش در بازارهای افغانستان جا باز میکند و اینک لباسهایی در بازار وارد شده که با کمترین قیمت به فروش میرسد.
افغانستان کشوری است وارداتی که محتاج کالاهای خارجی است و با گذشت 13 سال نتوانست تولیدات خود را به حدی برساند که در بازارهای داخلی این کشور رونق داشته باشند.
اکنون حدود 14 سال از عمر دولت و نظام جدید در افغانستان میگذرد، نظامی که 100 درصد متفاوت از نظامهای پیشین بود و بر اساس و اصول دموکراسی و مردمسالاری استوار است.
در این میان، با وجود تلاشهایی که برای رشد و پیشرفت بخش خصوصی انجام شده، اماهنوز هم تمام بازارهای داخلی این کشور پر از تولیدات و کالاهای خارجی است.
بزرگترین و مهمترین سدهای افزایش تولیدات در افغانستان را میتوان ناامنی و بیثباتی و عدم حمایت مناسب و برنامهریزی شده از تولیدات داخلی دانست.
اینک با گذشت زمان و با فرارسیدن ماه مبارک رمضان و عید سعید فطر که در افغانستان به صورت باشکوهی تجلیل میشود، بازارهای افغانستان پر از لباسهای خارجی است و تولیدات داخلی کمتر به چشم میخورد.
قیمت لباسها
لباسهایی که در بازارهای افغانستان عرضه میشوند، اکثراً تولیدات چین است و جمهوری چین توانسته با سیاست اقتصادی خود حدود 90 درصد بازار داخلی افغانستان را از آن خود کند.
لباسهای مختلف مردانه، زنانه و بچهگانه و حتی اسباببازیهای موجود در بازاراهای افغانستان تولید شده در چین است که خریداران زیادی نیز دارد.
دلیل اصلی عمده و اساسی حضور کالاها و لباسهای چینی در افغانستان را میتوان به ارزان بودن آن دانست، زیرا این لباسهای کمتر از قیمت پارچه همان لباس در افغانستان وارد شده و به مردم عرضه میشود.
در صورتی که برای دوخت یک لباس 4 متر پارچه لازم باشد، قیمت آن پارچه دستکم 100 افغانی است که مجموع این 4 متر پارچه 400 افغانی میشود و بدون احتساب دوخت آن افغانستانیها مجبور به پرداخت آن هستند.
اما کالاهای در بازارهای افغانستان که تولیدات چین است کمتر از 400 افغانی فروخته میشود و به این صورت هیچ افغانستانی حاضر به پرداخت 2 برابر پول در برابر یک لباس نمیشود.
کیفیت لباسها
«قیمت بیهمت نیست، ارزان بیعلت نیست» ضربالمثل رایج بین افغانستانیها است که مصداق آن را میتوان روی لباسهای موجود چینی در افغانستان دانست.
لباسهایی که با نصف قیمت پارچه به بازارهای افغانستان عرضه میشوند، کیفیت مطلوبی ندارند و دلیل اصلی آن نیز کم بودن قیمت آن است.
قیمت با تاجر، کیفیت و تعداد با کارخانهدار، واقعیت دیگری است که افغانستان بهویژه در بخش لباس قربانی آن شدهاند.
بر اساس گزارشها، زمانی که تجار افغانستانی برای خرید لباس وارد کارخانههای چینی میشوند، تاجران افغانستانی قیمت را مشخص میکنند و در مقابل کارخانهداران چینی تعداد و کیفیت را تعیین میکنند، که بدون شک سبب بیکیفیتی لباسهای وارد شده از این کشور میشود.
بازار لباسها
افغانستانیها از لباسهای چینی استقبال گستردهای کرده و آنها را با شوق و اشتیاق زیادی میخرند و نداشتن کیفیت را زیاد در نظر ندارند و اصلیترین دلائل آن نیز 2 مورد زیر است.
نخست اینکه افغانستانیها از اقتصاد مطلوبی برخوردار نیستند و اکثراً قادر به تهیه لباسهای قیمتی نیستند و به همین دلیل لباسهای وارد شده از چین را خریداری میکنند.
دوم اینکه، لباسهای چینی با اینکه کیفیت ندارند، اما برای افغانستانیها مطلوب تلقی میشود و در صورت از بین رفتن زودهنگام آن، لباس جدید و به روز میخرند، زیرا عرف جاری میان افغانستانیها بهویژه زنان این است که یک لباس را در 2 مراسم نپوشند و به این دلیل حاضر به تهیه لباس با کیفیت و توأم با قیمت بالاتر نیستند و همین لباسهای وارد شده از چین را خریداری میکنند.
واکنش دولت و بازار آزاد
دولت افغانستان و همچنین نهادهای حمایتی از اقتصاد افغانستان بر این روند کاملاً نظارت دارند و به خوبی آگاهند که لباسهای چینی کیفیت لازم را ندارد و بیکیفیتی آن سبب ارزانی آن است.
دولت در برابر بیکیفیتی لباسهای وارد شده از چین، هیچ واکنشی نشان نداده و دلیل اصلی آن نیز استقبال گسترده مردم از آن و وجود بازار آزاد است.
بازار افغانستان بر اساس بازار آزاد «بازار باز» رقم خورده و با وجود این، تمام تاجران قادر به واردات لباسهای مورد نظر و قانونی در بازار هستند.
نکته قابل تذکر که همواره از یادها رفته این است که در بازار آزاد دولتها میتوانند تا حدی بر کیفیت کالاها نظارت و کنترل داشته باشد، اما تاکنون دولت کابل و نهادهای حمایتی در مورد پوشاک چنین موضوعی را در نظر نگرفتهاند.
انتهای پیام/
ادامه مطلب
دفتر مطبوعاتی دادستان کل قزاقستان از برگزاری همایش منطقهای مقابله با افراطگرایی و خشونت در «آستانه» خبر داد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در دوشنبه به نقل از سایت خبری «فاربس کز»، دفتر مطبوعاتی دادستان کل قزاقستان امروز از برگزاری کنفرانس منطقهای مقابله با افراطگرایی و خشونت در «آستانه» خبر داد.
این همایش از 29 تا 30 ژوئن سال جاری(9 تا 10 تیرماه) در آستانه و با عنوان مبارزه با افراطگرایی برگزار میشود.
در این همایش رهبران کشورهای آسیای مرکزی و جنوبی، آمریکا، اتحادیه اروپا، روسیه، نمایندگان سازمان ملل، سازمان امنیت و همکاری اروپا، سازمان همکاری شانگهای و دیگر سازمانهای بینالمللی و غیر دولتی، جامعه مدنی و همچنین کارشناسان برجسته در رابطه مبارزه با افراط گرایی و تروریسم شرکت خواهند کرد.
این همایش در حالی برگزار میشود که در حال حاضر بیش از 4 هزار شهروند آسیای مرکزی در ترکیب گروههای تروریستی تکفیری بویژه داعش در قلمرو سوریه و عراق حضور دارند و موضوعی که اهمیت دارد علت پیوستن این افراد به این سازمانهای افراطی است.
نکته قابل ملاحظه از دیدگاه کارشناسان این است که چرا اتباع کشورهای آسیای مرکزی که 70 سال تحت سلطه نظام الحادی شوروی بودهاند، به گروههای تروریستی تکفیری گرایش یافتهاند.
بررسی این موضوع نشان میدهد که تعدادی از شهروندان ازبکستان، تاجیکستان، ترکمنستان، قزاقستان و قرقیزستان که اکنون در ترکیب گروه تروریستی داعش در سوریه و عراق حضور دارند به دلیل نبود شرایط درست آموزش علوم اسلامی ناشی از فشار نهادهای حکومتی بر مسلمانان، ایجاد محدودیت در فعالیت سازمانهای مذهبی و انجام مراسم عبادی، تحت تاثیر تبلیغات مخرب گروههایی نظیر داعش قرار میگیرند.
حتی اگر یکی از دلایل پیوستن اتباع ازبکستان، تاجیکستان و قرقیزستان بدبودن اوضاع اقتصادی این کشورها به شمار آید، اما این عامل نمیتواند در مورد اتباع ترکمنستان و قزاقستان صدق کند.
نکته نگران کننده دیگر این است که تعدادی از این افراد صرفا از نگاه عقیدتی به گروه داعش ملحق شدهاند و عامل مالی برای آنان در اولویت قرار ندارد. از سوی دیگر همراهی تعدادی از زنان و کودکان از کشورهای آسیای مرکزی با مردان خود به سوریه و عراق باید زنگ خطر جدی برای مقامات مسئول این جمهوریها باشد. زیرا که در آینده این افراد آموزش دیده و آشنا با تجارب جنگی به کشورهای خود برمیگردند و این موضوع میتواند دردسرهای زیادی برای نهادهای امنیتی جمهوریهای آسیای مرکزی ایجاد کند.
انتهای پیام/
ادامه مطلب
وزارت کشور عراق با صدور بیانیهای اعلام کرد که دست کم ۴۳ تروریست داعشی در حمله هوایی جنگندههای ارتش عراق کشته شدهاند.
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری فارس، وزارت کشور عراق با صدور بیانیهای اعلام کرد که دست کم 43 نفر از تروریستهای داعش در حمله هوایی ارتش عراق در منطقه القائم در الانبار کشته و زخمی شدهاند.
پایگاه خبری «سومریه نیوز»، گزارش داد که وزارت کشور عراق ضمن محکومیت حوادث تروریستی روز جمعه در تونس، لیبی، فرانسه و کویت اعلام کرد که تعدادی از سرکردههای داعش در میان کشته شدههای عملیات هوایی ارتش عراق بودهاند.
بر اساس این خبر دست کم 28 تروریست کشته و 15 تن دیگر زخمی شدهاند که «ایاد ابو صالح» یکی از مهم ترین سرکردههای داعش در موصل و بغداد و بخشی از گردان موسوم به «البتار» در میان کشته شدگان بودهاست.
یک پایگاه عراقی به نقل از منابع اطلاعاتی دقیق اعلام کرد که نیروهای پلیس عراق موفق شدهاند در منطقه الشعله یک گروگان را آزاد و یک بمب دستساز در منطقه «الثوینه» را خنثی کنند.
انتهای پیام/ب
ادامه مطلب
گروهک تکفیری داعش با انتشار بیانیهای مسیحیان قدس را تهدید کرد اگر تا پایان ماه رمضان این شهر را ترک نکنند، سر آنها را خواهد بُرید.
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری فارس، داعش با انتشار بیانیهای بر روی شبکه اجتماعی فیسبوک از مسیحیان قدس اشغالی خواست هرچه زودتر این منطقه را ترک کنند.
بر اساس گزارش وبگاه خبری «24» امارات، در این بیانیه که در محلههای قدس نیز منتشر شده، مسیحیان «کافر» توصیف شدهاند و به آنها مهلت داده شده تا پایان ماه رمضان این شهر را ترک کنند.
داعش مسیحیان این شهر را تهدید کرده اگر به درخواست توجهی نکنند، با طول آفتاب عید فطر سر آنها را خواهد بُرید.
«میشل صباح» اسقف کلیسای «لاتین» در قدس گفت: بیانیه داعش که در قدس شرقی منتشر شده مسیحیان را نترسانده است.وی افزود: اگر این تهدید واقعی باشد به آن خوشامد میگوییم و از آن نمیترسیم ما در سرزمین خود میمانیم.
اسقف صباح سپس خطاب به تمام مسیحیان و مسلمانان قدس خواست که دنبال فتنه نباشند و مضطرب و پریشان نشوند.

انتهای پیام/
ادامه مطلب
انفجاری در یک پارک آبی در تایوان، بیش از 500 نفر مجروح بر جای گذاشت که 180 نفر از آنان در شرایط وخیم به سر میبرند.
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری فارس، در پی انفجاری در پارک آبی «فورموسا» در تایوان، بیش از 500 نفر مجروح بر جای گذاشت.
شبکه خبری بیبیسی گزارش داد، انفجار پودرهای قابل اشتعال در این پارک که بیرون از شهر «تایپه» پایتخت تایوان قرار دارد، منجر به وقوع آتش سوزی شد.
فیلمهای منتشر شده از این واقعه نشان میدهد آتش سوزی فورا به اطراف کشیده شد و افراد زیادی را در برگرفت. گزارشات تا کنون حاکی از آن است که شرایط جسمانی بیش از 180 نفر در اثر این آتش سوزی، وخیم است.
زمان وقوع انفجار بیش از هزار نفر در نزدیکی محل حادثه بودند و رسانهها تا کنون جراحت بیش از 500 نفر را اعلام کردهاند.
این حادثه زمانی روی داد که افراد زیادی برای شرکت در فستیوالی در آن محل حضور داشتند؛ در این فستیوال افراد شرکت کننده با اسپری به روی هم رنگ میپاشند.
گفته شده به دلیل گرمای ناشی از لامپهای محل فستیوال، اشتعال ناگهانی رنگ در میان جمعیت منجر به این آتش سوزی شد.
در طول سالهای گذشته موارد متعددی از آتش سوزی در تایوان گزارش شده است. در آخرین مورد در سال جاری، آتش سوزی مهیبی منجر به کشته شدن 6 آتش نشان شده بود.
انتهای پیام/
ادامه مطلب
استاد فرزاد، آرام، کم سخن و دائم در اندیشه بود؛ وی رازخانهای داشت که دروازه آن قفل بود و تنها به روی آزاداندیشان اهل حال باز میشد.
به گزارش خبرنگار سایت افغانستان خبرگزاری فارس، «سید اسحاق شجاعی» از نویسندگان و شاعران ولایت بلخ افغانستان است که آثار متعددی از وی منتشر شده است.
وی در یادداشتی اختصاصی شخصیت «محمد عمر فرزاد» یک تن از فرهیختگان و شاعران فقید افغانستانی را بررسی کرده است.
در این یادداشت آمده است: نخستین بار عکس او را در کنار علامه سیداسماعیل بلخی دیدم. جوانی کوتاهِ قد، با موهای بلند در پهلوی علامه ایستاده بود؛ مراسم نوروز و جشن گل سرخ مزار شاه اولیا بود.
علامه بیانیه خود را میخواند و او با چند تن دیگر در اطراف علامه دیده میشدند. آن سالها من در کوچهها و گذرگاههای علامه سید اسماعیل بلخی گشت و گذار میکردم؛ عشق علامه بلخی و یارانش مرا سخت ویران کرده بود. تحقیق و تألیف کتاب «ستاره شب دیجور» را تازه در دست گرفته بودم. هر کسی را که با بلخی در تماس بود و یا در پهلوی او عکس داشت، باید پیدا میکردم؛ مقاله یا خاطره همراه بودنش را با بلخی میگرفتم.
در جستجوی گمشده
جستوجوهایم را برای شناسایی صاحب عکس ادامه دادم. از آنجا که عاقبت جوینده یابنده بود، سرانجام به این معلومات رسیدم که او محمدعمر فرزاد نام دارد و در شهر مزارشریف است. اما من کجا و مزارشریف کجا؟ شهر کودکیهایم، حالا شده بود شهر رویاهایم.
سالهای زیادی گذشت؛ مجاهدین پیروزمندانه وارد کشور شدند، چندین سال در کش و قوس تقسیم قدرت و جنگهای مابین خود غرق بودند؛ طالبان آمدند و بر شهر مزارشریف رنگ خون پاشیدند و رفتند. اوایل سال 81 خورشیدی؛ پس از سقوط حکومت ترس و وحشت این گروه، به مزارشریف رفتم. مزار دیگر آن شهری نبود که من در کودکی دیده بودم. در طول و عرض خود گسترش بسیار یافته بود.
سراغ استاد فرزاد را از سید رضا محمدی و اسماعیل اکبر گرفتم، گفتند فرزاد صاحب رئیس چاپخانه دولتی بلخ است. میتوانی به ادارهاش بروی و ببینی. پس کسی که سالها برای دیدنش لحظهشماری میکردم، یک رئیس است.
پشتم لرزید، جرئتم گرفته شد. کمرویی و کمجرئتی مانعم شد. این را در زندگی بارها تجربه کردهام که اگر دوستی، به مقام و جاه رسیده، ناخواسته رابطهام با او سرد شده است. احساس میکردم بین ما دیواری فاصله انداخته است.
سید رضا محمدی به یک اعتبار بچه مشهد بود و سالها در خیابانهای این شهر با هم هوای شعر و داستان تنفس کرده بودیم. حالا او در مزارشریف، در پی یک عشق افسانهای، داماد میشد؛ در هتل برات و در مراسم دامادی سید رضا محمدی، برای اولین بار چشمم به جمال استاد محمدعمر فرزاد روشن شد. به هم معرفی شدیم و چند جملهای هم بین ما رد و بدل شد. همین و بس.
سال 1389 خورشیدی بود که بار دیگر به مزار آمدم و این بار به دعوت سیدحسن صفایی برای گرفتن مسئولیت هفتهنامه عصرنو. چندی از حضورم در مزارشریف، دفتر نشریه عصرنو گذشته بود که خبر دادند بزرگان فرهنگی مزارشریف به دیدنم میآیند. به درستی نمیدانستم این بزرگان کی هستند.
ساعت چهار یکی از روزهای فروردین ماه بود. پشت پنجره اتاق دفتر عصرنو نشسته بودم و گلهای باغچه را تماشا میکردم. ناگهان سیمای بزرگان فرهنگی مزارشریف در قاب چشمانم به جای گل نشستند؛ پیر مردی با وقار و آرام با چپنی در شانه و لباس سفید؛ این همان استاد محمدعمر فرزاد بود. از پی او استاد محمدصالح خلیق رئیس اطلاعات و فرهنگ بلخ و استاد سید فضل الله قدسی شاعر معروف آمدند.
کم سخن اما ژرف اندیش
استاد فرزاد، آرام، کم سخن و دایم در اندیشه بود؛ اندیشه دور و درازی که بر زبان نمیآمد. آن زمان نمیدانستم که او در سکوتهای طولانیمدت خود به چه میاندیشد؛ بعدها که آشنایی ما عمیقتر شد، به راز سکوتها و اندیشههای ژرف او پی بردم. سکوتها و اندیشههایش بخشی از وجود و ماهیت ناپیدایی او بود. استاد فرزاد، رازخانهای داشت که دروازه آن قفل بود؛ تنها به روی آزاداندیشان اهل حال گشوده میشد.
از آن زمان من دیگر مقیم مزارشریف شدم و همشهری استاد فرزاد. کم کم به این نتیجه رسیدم که استاد فرزاد رئیس به معنایی که در افغانستان رایج است نیست؛ او از ریاست به عنوان یک وسیله استفاده میکرد؛ دفتر او، خانه فرهنگیان، شاعران، نویسندگان، راهگم کردگان، بیکاران و مسافرانی چون من بود.
پیوند استاد فرزاد با مولانا و علامه بلخی
روزی دل به دریا زدم و به دفتر استاد فرزاد رفتم. اتاق کوچکی در کنار کتابخانه عمومی مولانا خسته؛ اتاقی که در و دیوارش شاهد شکفتن سه نسل ادبیات در بلخ بوده است. بیشتر شاعران و نویسندگان جوان در سه نسل گذشته، الفبای ادبیات و نویسندگی را در این اتاق کوچک از او آموختهاند.
مرا به آغوش گرفت و خوشآمد گفت. چند نفر دیگر، پیر و جوان در اتاق نشسته بودند و استاد گرم صحبت بود. نمیدانستم با استاد فرزاد چگونه رو به رو شوم و چه بگویم و چه بشنوم؛ اما راحت شدم. صحبتها گرم بود و لازم نبود من سخنی بگویم. من هم شدم شنونده سخنان استاد فرزاد. استاد میگفت: «مولانا یک انسان معمولی که نیست. باید سالها زحمت بکشیم تا قسمتی از شخصیت و اندیشههای او را درک کنیم. بهترین منبع برای شناخت مولانا اشعار و آثار خود او میباشد. خود باید از خود سخن بگوید. چنانکه مولانا میگوید برای شناخت هستی، باید خود هستی سخن بگوید.» بعد این چند بیت مثنوی را با صدای جذاب و گیرا خوانده بود:
کاشکی هستی زبانی داشتی
تا ز هستان پردهها برداشتی
هر چه گویی ای دم هستی از آن
پردهٔ دیگر برو بستی بدان
آفت ادراک آن قالست و حال
خون به خون شستن محالست و محال
نگاهی به اتاق کار استاد انداختم. اتاق کوچک، در یک ساختمان یکطبقهی بسیار قدیمی که فرسودهگی از در و دیوارش میریخت و مراجعه کننده را دلگیر و مأیوس میکرد؛ چند مبل کهنه و از رده خارج یکطرف اتاق و میز کار استاد فرزاد در جانب دیگرش.
میز کوچکی هم در وسط. روی این مبلهاچهار پنج نفر به زحمت جا میشدند. اگر استاد ملاقات کننده زیاد میداشت، تعدادی باید در حیاط منتظر میماندند تا گروه اول بیرون بیایند. استاد خود پشت میز کوچکی در کنار پنجره نشسته بود.
روی میزش، تعدادی کتاب و چند نشریهی خرد و کلان منتظر چشمان استاد بودند. هفتهنامه عصرنو نیز دم دست استاد بود که یا خوانده بود و یا میخواست بخواند. یک قفسه کتاب هم کنار دیوار قرار داشت. به کتابهایش دقت کردم بیشتر کتابهای ادبی و عرفانی بود؛ اما چیزی که برایم جالب بود دو عکسی بود که در پهلوی کتابها جای گرفته بودند.
مولاناجلال الدین محمد بلخی و علامه سیداسماعیل بلخی. در همان لحظه احساس کردم که استاد فرزاد را شناختهام؛ از گذشتههای دور با او آشنا بودهام؛ حالا میدانستم او در کدام عالم سیر میکند، ذوق و شوقش چیست. اندیشههایش کدام است و سخنش درباره عالم و آدم چیست. و ناگهان به این نتیجه رسیدم که با استاد مشترکات بسیاری دارم. معمای من درباره استاد فرزاد حل شده بود و ترس من هم دیگر ریخته بود. آدم از تاریکی میترسد و حالا از نظر من نوری بر اندیشهها و عواطف استاد تافته بود.
ادامه دارد...
انتهای پیام/
ادامه مطلب
در ادامه واکنشها به کشتار نژادپرستانه حاضران در کلیسای چارلستون، «بری نیوسام» زن سیاه پوست و فیلمساز آمریکایی پرچم یادآور دوران بردهداری در مرکز ایالت کارولینای جنوبی را پایین کشید.
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری فارس، در حالی که کشتار سیاهپوستان کلیسای چارلستون آمریکا بار دیگر اعتراضات علیه تبعیض نژادی در این کشور را به همراه داشته، یک زن سیاهپوست پرچم دوران بردهداری در کلمبیا پایتخت کارولینای جنوبی را پایین کشید.
به دنبال کشتار 9 تن از حاضران در کلیسای چارلستون آمریکا توسط یک جوان سفیدپوست نژادپرست و اعتراضات شدید به تبعیض نژادی، درخواستهای مقامات این کشور برای پایین کشیدن پرچمیادآور دوران بردهداری در پایتخت ایالت کارولینای جنوبی تشدید شده است.
در آخرین واکنشها درباره این پرچم جنجالی، باراک اوباما در مراسم تشییع پیکر کشیش کشته شدن در حمله به کلیسای چارلستون بار دیگر خواستار پایین کشیده شدن این پرچم شده بود.
به گزارش دیلی بیست، یک زن سیاه پوست آمریکایی روز شنبه در کلمبیا پایتخت کارولینای جنوبی با بالا رفتن از میله آهنی که پرچم متعلق به دوران بردهداری در آن افراشته شده،این پرچم را پایین کشید.به گزارش دیلی بیست، یک زن سیاه پوست آمریکایی روز شنبه در کلمبیا پایتخت کارولینای جنوبی با بالا رفتن از میله آهنی که پرچم متعلق به دوران بردهداری در آن افراشته شده،این پرچم را پایین کشید.

«بری نیوسام» که خود فعال اجتماعی و همچنین فیلمساز است، پرچم مذکور را که به خاطر کشتار در کلیسای چارلستون به صورت نیمه افراشته در آمده بود، پایین کشید البته او پس از پایین آوردن پرچم با ماموران پلیس روبرو شد و روانه زندان شد.
ماموران پلیس ایالت کارولینای جنوبی آمریکا پس از دستگیری این زن سیاه پوست و یک مرد دیگر که با کمک به «نیوسام» پرچم را پایین کشیده بودند، پرچم را بار دیگر به محل قبلی آن برگرداندند.
«بری نیوسام» که خود فعال اجتماعی و همچنین فیلمساز است، پرچم مذکور را که به خاطر کشتار در کلیسای چارلستون به صورت نیمه افراشته در آمده بود، پایین کشید البته او پس از پایین آوردن پرچم با ماموران پلیس روبرو شد و روانه زندان شد.
ماموران پلیس ایالت کارولینای جنوبی آمریکا پس از دستگیری این زن سیاه پوست و یک مرد دیگر که با کمک به «نیوسام» پرچم را پایین کشیده بودند، پرچم را بار دیگر به محل قبلی آن برگرداندند.
زن سیاهپوست آمریکایی که پس از مدتی در بازداشت بودن آزاد شد، در توضیح اقدام خود گفت:«ما دیگر نمیتوانیم منتظر بمانیم. زمان آن است که فصل جدیدی را برای برچیدن برتری سفیدپوستان و سوق یافتن به سمت برابری و عدالت نژادی برویم».
انتهای پیام/
ادامه مطلب
وزارت کشور کویت پس از بازداشت خودروی انتقال دهنده انتحاری حملهکننده به مسجد امام صادق (ع) و راننده آن، اطلاعاتی از این فرد منتشر کرد.
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری فارس، وزارت کشور کویت اعلام کرد راننده خودروی انتقال دهنده انتحاری حمله کننده به مسجد امام صادق (ع) کویت را بازداشت کرده است.
بر اساس گزارش خبرگزاری رسمی کویت «کونا»، فرد بازداشت شده « عبدالرحمن صباح عیدان سعود» نام دارد و متولد 1989 است و به صورت غیرقانونی در این کشور اقامت داشته است.
وی زمانی بازداشت شد که در یکی از منازل منطقه «الرقه» کویت مخفی شده بود.
بر اساس بیانیه وزارت کشور کویت، این فرد دارای تابعیت کویتی است و تحقیقات اولیه نشان میدهد از حامیان تفکر افراطی است. تحقیقات برای بازداشت همدستان وی ادامه دارد.
این خبر در حالی اعلام شد که شنبه (دیروز) خودروی حامل عامل انتحاری کشف شده بود.
در حمله این انتحاری به نماز جمعه مسجد شیعیان (دو روز پیش) 27 نفر شهید و 227 تن دیگر زخمی شدند.
انتهای پیام/
ادامه مطلب