مرثیه
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

مرد سفر(مهدی فرجی)

 

تمام راه‌ها را با تو عمری هم‌سفر بودم
اگر زن بودم اما مثل تو مرد سفر بودم
 
تو را شمشیرهای کینه‌ی ظهر دهم کشتند
برادر تا برادر داغ بودم، بی‌پسر بودم
 
برای کاروان بی‌چراغ و تشنه‌ی آبت
چراغ آه بودم، جویبار چشم تر بودم
 
نهال پایداری کاشتی، بی وقفه باریدم
درخت کینه پروردند، اما من تبر بودم
 

[چهارشنبه 20 آبان 1394 ]   [mojdeh]

نماز عاشقی (علی ناظمی)

 

شبی که دیدۀ خود پر ستاره می کردم
برای غربت دل فکر چاره می کردم
 
به دانه های چو تسبیح اشک در دستم
برای آمدنت استخاره می کردم
 
نماز عاشقی من شکسته شد اما
سلام بر تو از دارالعماره می کردم
 
من از محلۀ آهنگران بی احساس
گذر نمودم و دل پر شراره می کردم
 

[چهارشنبه 20 آبان 1394 ]   [mojdeh]

روز ازل به دست تو چشمم خریده شد (حمید کریمی)

 

روز ازل به دست تو چشمم خریده شد
اصلا برای خون تو اشک آفریده شد
 
با دست مادرتان برای تمام ما
پیراهن عزای محرم بریده شد
 
با دست روضه خوان که خدا بود یک به یک
نقش تو بر نگین دل ما کشیده شد
 
چون دید در مسابقه ی عشق برتریم
چشمان ما برای شما برگزیده شد
 

[چهارشنبه 20 آبان 1394 ]   [mojdeh]

خدا کُنَد که کسی تیر اینچنین نَخورَد(رضا قربانی)

 

خدا کُنَد که کسی تیر اینچنین نَخورَد
بدونِ دست به یک لشگر ِ لعین نَخورَد
 
سه شعبه تا که رها شد نشستم و گفتم
خدا کند که به آن چشم ِ نازنین نَخورَد
 
بدونِ دستْ کسی که تَنَش پُر از تیر است
خدا کند ز بلندی فقط زمین نَخورَد
 
کنار ِ پیکرت افتاده استخوانِ سرت
خدا کند که کسی گُرز ِ آهنین نَخورَد
 

[چهارشنبه 20 آبان 1394 ]   [mojdeh]

داغ ناگهان…(رضا اسماعیلی)

 

شبی که نور زلال تو در جهان ُگـــــــم شد
سپیده جامه سیه کرد و ناگــــهان گم شد
 
ستاره خـــون شد و از چشم آسمان افتاد
فلک ز جلـــوه فرو ماند و کهکشان گم شد
 
به باغ سبز فلک، مــــهر و مــــاه پژمـــــردند
زمین به سر زد و لبخند آســـمان گــم شد
 
دوبــــاره شب شد و در ازدحـــــام تاریکـی
صـــــدای روشن خورشید مهربـان گم شد
 

[چهارشنبه 20 آبان 1394 ]   [mojdeh]

امسال با زینب(ایمان کریمی)

 

روزی اشک و روضه ی هر سال با زینب
وقت پریدن قوت هر بال با زینب
 
پیراهن مشکی ما هر سال با مادر
در روضه ها بر روی شانه شال با زینب
 
***
هل من معین اش را شنید و گریه کرد و گفت:
قربانی در حج تو امسال با زینب
 
تو جا بده در شاخ و برگت بچه هایم را
شیرینی این میوه های کال با زینب
 

[دوشنبه 18 آبان 1394 ]   [mojdeh]

 

یاحبیب الباکین
 
به حضرت عابس یار سیدالشهدا که زیر باران سنگ «پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست» بود، تقدیم شده است:
 
 
 هر که می‌داند بگوید، من نمی‌دانم چه شد
مست بودم مست، پیراهن نمی‌دانم چه شد
 
من فقط یادم می‌آید گفت: وقت رفتن است
دیگر از آنجا به بعد اصلاً نمی‌دانم چه شد
 
روبه روی خود نمی‌دیدم به جز آغوش دوست
در میان دشمنان، دشمن نمی‌دانم چه شد
 
سنگ باران بود و من یکسر رجز بودم رجز
ناله از من دور شد، شیون نمی‌دانم چه شد
 

[دوشنبه 18 آبان 1394 ]   [mojdeh]

خدای عشق بازی ها ! نگاهت هم عبادت بود(حمیدرمی)

 

به روی  منبر  نیزه ،  به وقت  صوت  قرآنت
دو دست عرش را دیدم که می گیرند دامانت
 
خدای عشق بازی ها ! نگاهت هم عبادت بود
ملائک سجده  می کردند  بر لبخند چشمانت
 
جواب تو  به  هر  شمشیر ، هزار الحمدلله بود
چه خوش تلفیق می دادی، سلوک عشق و عرفانت
 
همین  که  آفتاب  گرم ، روی  معجرم  افتاد
تو  روی  نیزه ها  خواندی  نماز   ناز   بارانت
 

[دوشنبه 18 آبان 1394 ]   [mojdeh]

تقدیم به امام سجاد(ع) (غلامرضا سازگار)

 

به لب آه و به دل خون و به لب اشک بصر دارم
شدم چون شمع سوزان آب و آتش بر جگر دارم
 
دلم خون شد، نخندید ای زنان شام بر اشکم
که هم داغ برادر دیده، هم داغ پدر دارم
 
کند اختر فشانی آسمان دیده ام دائم
که بر بالای نیزه هیجده قرص قمر دارم
 
عدو دست مرا بست و اسیرم برد در کوفه
نشد تا نعش بابم را ز روی خاک بردارم
 

[دوشنبه 18 آبان 1394 ]   [mojdeh]

دست خالی (علیرضا رنجکش)

 

رفتی برادر، دست خالی برنگردی
امید آخر، دست خالی برنگردی
 
این بغض ها را بشکن و از چشم دریا –
آبی بیاور، دست خالی برنگردی
 
تو وارث تکبیرهای ذوالفقاری
فرزند حیدر، دست خالی برنگردی
 
فرقی ندارد مشک را دندان بگیری
یا دست یا سر، دست خالی برنگردی
 

[دوشنبه 18 آبان 1394 ]   [mojdeh]
تعداد کل صفحات : 16 ::         7   8   9   10   11   12   13   14   15   16  
زیارت عاشورا