صفحه نخست           پست الكترونيك           نشاني rss وبلاگ
نماز نور چشم من است...
نماز دنیایی بدون از ترس و واهمه،نماز سنگر عشق...
آرشيو مطالب
مرداد 1393
آبان 1393
آذر 1393
خرداد 1393
اسفند 1393
شهریور 1393
مهر 1393
تیر 1393
دی 1393
پيوندها
فرهنگ یار
شهر نماز
سازمان تبلیغات اسلامی
انصار کلیپ
روشنگری
پایگاه تخصصی غدیر
وصال پروانه ها
شیعه مدیا
کانون تخصصی عفاف و حجاب اصفهان
طهور
باصادقین
حرف آخر
داستان های بحارالانوار
عاشقان ولایت
عاشقان ولایت
برکت نماز
نماز
کعبه دلها
ستاد اقامه نماز
فطرس
بانک نماز
انتخاب 90
جهاد ولایت
همه با همت ،تلاش وکار
مصباح 90+1
راسخون
وبلاگ راسخون
در این وبلاگ کلیه ی نیازهای شما در مورد نماز وقرآن برطرف خواهد شد و ...
انواع نماز

نمازهاى واجب

نماز بهترین اعمال دینى است كه اگر قبول درگاه خداوند عالم شود، عبادتهاى دیگر هم قبول مى شود و اگر پذیرفته نشود اعمال دیگر هم قبول نمى شود. و همانطور كه اگر انسان در هر شبانه روز پنج نوبت در نهر آبى شستشو كند چرك در بدنش نمى ماند، نمازهاى پنجگانه هم انسان را از گناهان پاك مى كنند. و سزاوار است كه انسان نماز را در اوّل وقت بخواند و كسى كه نماز را پست و سبك شمارد مانند كسى است كه نماز نمى خواند. پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) فرمود: «كسى كه به نماز اهمیّت ندهد و آن را سبك شمارد سزاوار عذاب آخرت است»

روزى حضرت در مسجد تشریف داشتند مردى وارد و مشغول نماز شد و ركوع و سجودش را كاملاً بجا نیاورد، حضرت فرمودند: «اگر این مرد در حالى كه نمازش این طور است از دنیا برود، به دین من از دنیا نرفته است»

پس انسـان بایـد مواظب باشد كه به عجله و شتابـزدگى نمـاز نخوانـد و در حال نماز به یاد خدا باشـد و متـوجـه باشد با چـه كسـى سخـن مى گویـد و خـود را در مقـابل عظـمت و بـزرگى خداونـد عالـم بسیـار پست و ناچیز ببیند و اگر انسان در موقـع نماز كاملاً به این مطلب توجه كند، از خود بى خبر مى شود، چنانچه درحـال نماز تیر را از پاى مبارك امیرالمؤمنین (علیه السلام) بیرون كشیدند و آن حضرت متوجه نشدند و نیز باید نمازگزار توبه و استغفار نماید و گناهانى كه مانع قبول شدن نماز است، مانند حسد، كبر، غیبت، خوردن حرام، آشامیدن مسكرات و ندادن خمس و زكات و بلكه هر معصیتى را ترك كند. و همچنین سزاوار است كارهایى كه ثواب نماز را كم مى كند بجا نیاورد، مثلاً در حال خواب آلودگى و خوددارى از بول به نماز نایستد، و در موقع نماز به آسمان نگاه نكند و نیز كارهایى كه ثواب نماز را زیاد مى كند بجا آورد، مثلاً انگشترى عقیق بدست كند و لباس پاكیزه بپوشد و شانه و مسواك كند و خود را خوشبو نماید

نمازهاى واجب

شش نوع نماز واجب وجود دارد:

۱.نمازهاى یومیّه ۲.  نماز آیات ۳.  نماز میّت ۴.  نماز طواف واجب خانه كعبه (مانند نماز طواف در عمره تمتّع و عمره مفرده، و نماز طواف در حجّ تمتّع و نماز طواف نساء) ۵. نماز قضاى پدر كه بر پسر بزرگتر واجب است، و همین طور مادر بنابر احتیاط واجب. ۶.  نمازى كه به واسطه اجاره و نذر و قسم و عهد واجب مى شود.

 

نمازهای واجب یومیه

نمازهاى واجب یومیّه پنج است: ظهر و عصر; هركدام چهار ركعت. مغرب، سه ركعت. عشا، چهار ركعت صبح، دو ركعت. در سفر باید نمازهاى چهار ركعتى را با شرائطى كه گفته مى شود دو ركعت خواند.

 

وقت نماز ظهر و عصر

اگر چوب یا چیزى مانند آن را، راست در زمین هموار فرو برند صبح كه خورشید بیرون مى آید سایه آن به طرف مغرب مى افتد و هرچه آفتاب بالا مى آید این سایه كم مى شود و در شهرهاى ما در اوّل ظهر شرعى به آخرین درجه كمى مى رسد و ظهر كه گذشت سایه آن به طرف مشرق برمى گردد و هرچه خورشید رو به مغرب مى رود، سایه زیادتر مى شود. بنابراین وقتى سایه به آخرین درجه كمى رسید و دو مرتبه رو به زیاد شدن گذاشت، معلوم مى شود ظهر شرعى شده است. ولى در بعضى شهرها مثل مكّه كه گاهى موقع ظهر سایه به كلّى از بین مى رود بعد از آنكه سایه دوباره پیدا شد، معلوم مى شود ظهر شده است. چوب یا چیز دیگرى را كه براى معیّن كردن ظهر به زمین فرو مى برند شاخص گویند. نماز ظهر و عصر هركدام وقت مخصوص و مشتركى دارند: وقت مخصوص نماز ظهر از اوّل ظهر است تا وقتى كه از ظهر به اندازه خواندن نماز ظهر بگذرد. و وقت مخصوص نماز عصر موقعى است كه به اندازه خواندن نماز عصر، وقت به مغرب مانده باشد كه اگر كسى تا این موقع نماز ظهر را نخوانده، نماز ظهر او قضا شده و باید نماز عصر را بخواند. و مابین وقت مخصوص نماز ظهر و وقت مخصوص نماز عصر، وقت مشترك نماز ظهر و نماز عصر است، و اگر كسى در این وقت اشتباهاً نماز ظهر یا عصر را به جاى دیگرى بخواند، نمازش صحیح است. اگر پیش از خواندن نماز ظهر، سهواً مشغول نماز عصر شود و در بین نماز بفهمد اشتباه كرده است، چنانچه در وقت مشترك باشد، باید نیّت را به نماز ظهر برگرداند یعنى نیّت كند كه آنچه تا حال خوانده ام و آنچه را مشغولم و آنچه بعد مى خوانم همه نماز ظهر باشد و بعد از آنكه نماز را تمام كرد، نماز عصر را بخواند. و اگر در وقت مخصوص به ظهر باشد به احتیاط واجب نیّت را به نماز ظهر برگرداند و نماز را تمام كند، و دوباره آن را بخواند. نماز جمعه دو ركعت است و در روز جمعه جانشین نماز ظهر مى شود و در زمان حضور پیامبر(صلى الله علیه وآله) و امام معصوم (علیه السلام) و نائب خاصّ او واجب عینى است امّا در زمان غیبت كبرى واجب تخییرى است یعنى میان نماز جمعه و نماز ظهر مخیّر است ولى در زمانى كه حكومت عدل اسلامى باشد و نماز جمعه اقامه شود بهتر آن است كه نماز جمعه خوانده شود. احتیاط واجب آن است كه نماز جمعه را از موقعى كه عرفاً اوّل ظهر مى گویند تأخیر نیاندازند و اگر از اوائل ظهر تأخیر افتاد به جاى نماز جمعه نماز ظهر بخوانند. همانطور كه بیان شده است براى هریك از نمازهاى ظهر و عصر، و مغرب و عشا یك وقت مخصوص وجود دارد، كه اگر مكلّف عمداً نماز عصر را در وقت مخصوص ظهر یا نماز عشا را عمداً در وقت مخصوص مغرب بخواند نمازش باطل است. امّا اگر بخواهد نماز دیگرى مانند قضاء نماز صبح یا غیر آن را در وقت مخصوص ظهر یا مغرب بخواند نمازش صحیح است.

 

وقت نماز مغرب و عشاء

مغرب موقعى است كه سرخى طرف مشرق كه بعد از غروب آفتاب پیدا مى شود از بالاى سر انسان بگذرد. نماز مغرب و عشا هركدام وقت مخصوص و مشتركى دارند: وقت مخصوص نماز مغرب از اوّل مغرب است تا وقتى كه از مغرب به اندازه خواندن سه ركعت نماز بگذرد بنابراین اگر كسى مسافر باشد و تمام نماز عشا را سهواً در این وقت بخواند نمازش باطل است. و وقت مخصوص نماز عشا موقعى است كه به اندازه خواندن نماز عشا به نصف شب مانده باشد كه اگر كسى تا این موقع نماز مغرب را عمداً نخوانده باشد باید اوّل نماز عشا و بعد از آن نماز مغرب را بخواند و بین وقت مخصوص نماز مغرب و وقت مخصوص نماز عشا وقت مشترك نماز مغرب وعشا است كه اگر كسى در اینوقت اشتباهاً نمازعشا را پیش از نماز مغرب بخواند و بعد از نماز ملتفت شود نمازش صحیح است و باید نماز مغرب را بعد از آن بجا آورد. وقت مخصوص و مشترك كه معنى آن در مسأله پیش گفته شد براى اشخاص فرق مى كند مثلاً اگر به اندازه خواندن دو ركعت نماز از اوّل ظهر بگذرد وقت مخصوص نماز ظهر كسى كه مسافر است تمام شده و داخل وقت مشترك مى شود، و براى كسى كه مسافر نیست باید به اندازه خواندن چهار ركعت از اوّل ظهر بگذرد. اگر پیش از خواندن نماز مغرب سهواً مشغول نماز عشا شود و در بین نماز بفهمد كه اشتباه كرده است چنانچه تمام آنچه را خوانده یا مقدارى از آن را در وقت مشترك خوانده و به ركوع ركعت چهارم نرفته است باید نیّت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام كند و بعد نماز عشا را بخواند و چنانچه در وقت مختص مغرب بفهمد اشتباه كرده بنابر احتیاط واجب نمازش باطل است و اگر به ركوع ركعت چهارم رفته باید نماز عشا را تمام كند بعد نماز مغرب را بخواند. آخر وقت نماز عشا نصف شب است، و احتیاط واجب آن است كه براى نماز مغرب و عشا و مانند اینها شب را از اوّل غروب تا اذان صبح حساب كرد، و براى نماز شب و مانند آن تا اوّل آفتاب حساب كرد(۱). اگر به واسطه عذرى نماز مغرب یا نماز عشا را تا نصف شب نخواند بنابر احتیاط واجب باید تا قبل از اذان صبح بدون اینكه نیّت ادا و قضا كند بجا آورد.

 

وقت نماز صبح

نزدیك اذان صبح از طرف مشرق، سفیده اى رو به بالا حركت مى كند كه آن را فجر اوّل گویند وقتى كه آن سفیده در طرف مشرق و افق پهن و گسترده مى شود آن را فجر دوّم گویند كه اوّل وقت نماز صبح است و آخر وقت نماز صبح موقعى است كه آفتاب بیرون مى آید.

نماز آیات

نماز آیات به واسطه چهار چیز واجب مى شود: اول : گرفتن خورشید، دوم : گرفتن ماه ، اگر چه مقدار كمى از خورشید و ماه گرفته شود و كسى هم از آن نترسد. سوم : زلزله اگر چه كسى هم نترسد. چهارم : رعد و برق و بادهاى سیاه و سرخ و مانند اینها، در صورتى كه بیشتر مردم بترسند. نماز آیات دو ركعت است و در هر ركعت پنج ركوع دارد. دستور آن نیز این است كه انسان بعد از نیت تكبیر بگوید و یك حمد و یك سوره تمام بخواند و به ركوع برود و سر از ركوع بردارد و دوباره یك حمد و یك سوره بخواند. باز به ركوع برود تا پنج مرتبه ، بعد از بلند شدن از ركوع پنجم ، دو سجده نماید و برخیزد. ركعت دوم را هم مثل ركعت اول به جا آورد و تشهد بخواند و سلام دهد.همچنین مى تواند به جاى خواندن سوره تمام ، یك سوره را پنج قسمت كند و یك آیه یا بیشتر از آن را بخواند و به ركوع برود و سر بردارد و بدون این كه حمد بخواند، قسمت دوم از همان سوره را بخواند و به ركوع برود؛ همین طور تا پیش از ركوع پنجم سوره را تمام نماید.

 

آداب نماز آیات عبارتند از: 1 - در نماز آیات مستحب است كه به جاى اذان و اقامه ، سه مرتبه به قصد امید ثواب ، بگوید: ((الصلاة )) 2 - مستحب است كه نمازگزار بعد از ركوع پنجم و دهم بگوید: ((سمع اللّه لمن حمده )) 3 - مستحب است نمازگزار پیش از هر ركوع و بعد از آن تكبیر بگوید؛ ولى بعد از ركوع پنجم و دهم ، گفتن تكبیر مستحب نیست. 4 - مستحب است كه انسان پیش از ركوع دوم ، چهارم ، ششم ، هشتم و دهم ، قنوت بخواند و اگر فقط یك قنوت ، پیش از ركوع دهم بخواند كافى است . 5 - مستحب است كه حمد و سوره نماز آیات به (بلند) خوانده شود.. 6 - در نماز آیات مخصوصا براى كسوف خورشید مستحب است كه انسان نمازش را طول بدهد.7 - مستحب است كه در نماز آیات خصوصا در كسوف خورشید، سوره هاى طولانى مانند یس ، روم و كهف و امثال آن خوانده شود. 8 - مستحب است كه نمازگزار بعد از نماز آیات تا باز شدن قرص ، در محل نماز بنشیند و مشغول دعا و ذكر شود. 9 - اگر تا باز شدن قرص وقت است مستحب است كه نماز را دوباره خواند. 10 - مستحب است كه نماز آیات به جماعت خوانده شود. 11 - براى قضاى نماز آیات ، مستحب است كه نمازگزار غسل كند..

نماز میت

خواندن نماز میت بر هر مسلمانی (و هر کسی که در حکم مسلمان است) در صورتی که شش سال او تمام شده باشد، واجب است. نماز میت را باید پس از غسل کردن میت و حنوط و کفن کردن او خواند و اگر نماز میت پیش از اینها یا در بین اینها خوانده شود کفایت نمی‌کند. برای کسی که می‌خواهد نماز میت بخواند، لازم نیست شرایط لازم در نماز مانند طهارت بدن و لباس و غیره را دارا باشد یعنی کسی که می‌خواهد نماز میت بخواند، لازم نیست با وضو یا غسل یا تیمم باشد و بدن و لباسش پاک باشد و اگر لباس او غصبی هم باشد اشکال ندارد. اگر چه بهتر آن است که تمام چیزهایی را که در نمازهای دیگر لازم است رعایت کند.

آنچه در نماز میت واجب است، عبارتند از:

1-  قیام: یعنی کسی که نماز میت می‌خواند باید ایستاده نماز را به جا بیاورد مگر آنکه قادر به قیام نباشد.2-    نیت و قصد قربت: یعنی در موقع نیت میت را معین نماید و نماز را به قصد قربت بخواند.3-  استقبال قبله: کسی که بر میت نماز می‌خواند، باید رو به قبله باشد و واجب است میت را مقابل او به پشت بخوابانند به طوری که سر میت به طرف راست نمازگزار و پای او به طرف چپ نمازگزار باشد؛4-  تکبیرات پنج‌گانه: و این که این تکبیرات و دعاهای پشت ‌سر آنها را به طوری به دنبال هم بخواند که نماز از صورت نماز خارج نشود و موالات آن حفظ گردد. از میان واجبات ذکر شده، نیت و قیام برای فرد قادر و تکبیرات رکن نماز میت هستند و بقیه واجب‌ها غیر رکن هستند. نماز میت پنج تکبیر دارد؛ به این صورت که لازم است نمازگزار پس از تکبیر اول شهادتین بگوید و پس از تکبیر دوم صلوات بر محمد و آل وی بفرستد و پس از تکبیر سوم برای مؤمنین و مؤمنات دعا کند و بعد از تکبیر چهارم برای میت دعا نماید و به دنبال آن تکبیر پنجم را بگوید و به این ترتیب نماز میت اقامه می‌شود. البته نمازگزار هر چه قدر در دعاهای نماز جهد بیشتری داشته باشد، و دعا بیشتر نماید و نمازش را با تفصیل بیشتری به جای آورد فضیلت افزون‌تری خواهد داشت. با توجه به آنچه گفته شد، اگر نماز گزار پنج تکبیر به ترتیب زیر بگوید کافی است:

 

ابتدا نیت کند و تکبیر اول را بگوید و پس از آن بگوید:

 

«اشهد ان لا اله الا الله وأن محمداً رسول الله»؛ بعد تکبیر دوم را بگوید و پس از آن بگوید: «اللهم صل علی محمد وآل محمد»؛ بعد تکبیر سوم را گفته و پس از آن بگوید: «اللهم اغفرللمؤمنین والمؤمنات»؛ بعدتکبیر چهارم را گفته و پس از آن بگوید: «اللهم اغفر لهذا المیت» و اگر میت زن باشد، بگوید: «اللهم اغفر لهذه المیت»؛ و به دنبال آن تکبیر پنجم را بگوید. نظر فقها بر این است که هرگاه پس از دفن میت، علم حاصل شود که نماز میت خوانده شده اشتباه بوده است، چنانچه مدتی که موجب متلاشی شدن جسد می‌شود، نگذشته باشد، نبش قبر شده و نماز اعاده می‌گردد و الا بدون نبش قبر نماز بر میت خوانده می‌شود.نکته دیگر در اقامه نماز میت این است که نماز میت را می‌توان به صورت افرادی یا جماعت خواند و دیگر این که برای چند میت می‌توان به صورت مجموع یک نماز میت اقامه کرد که طبیعی است در این صورت مرجع ضمایر و نیت اقامه نماز را باید به مجموع میت‌ها در نظر بگیرند

 

نماز طواف واجب خانه كعبه

یكى از اعمال عمره و حج ، طواف است ، یعنى هفت دور گشتن به دور خانه خدا با شرایطى كه در مناسك حج آمده است ، بعد از تمام شدن طواف باید فورا ( بین آن دو فاصله نشود و تأخیر در حدّ متعارف مانعى ندارد)  دو ركعت نماز   به نیت نماز طواف مثل نماز صبح در كنار مقام ابراهیم بخوانند و نباید بین نماز وطواف فاصله بیفتد یا در جاى دیگرى غیر از مقام ابراهیم خوانده شود. بلند یا آهسته خواندن نماز طواف، جائز است و در آن خواندن هر سوره اى نیز جائز است هر چند مستحب است در ركعت اول بعد از حمد، سوره توحید و در ركعت دوم «قل یا أیّها الكافرون» خوانده شود .در نماز طواف و نیز سایر نمازها ی مربوطه ، جلوتر بودن یا برابر ایستادن زن و مرد در نماز، به صحت نماز ضرر نمى زند.

شك در نماز طواف و خواندن آن

اگر كسى در اثناى سعى یا بعد از آن شك كرد كه آیا نماز طواف را خوانده یا نه، به شكش اعتنا نكند.

اگر كسى قبل از شروع در سعى شك كرد كه آیا نماز طواف را بجا آورده یا نه، باید آن را بجا آورد.

اگر كسى بعد از تمام شدن نماز، شك كند كه آیا آن را درست خوانده یا نه، به شكّش اعتنا نكند.

نماز قضاى پدر ومادر

 پس از مرگ پدر یا مادر بر پسر بزرگتر او واجب است نماز و روزه هایى را كه پدر یا مادر به خاطر عذرى بجا نیاورده باشد، آن نماز و روزه ها را قضا كند.اگر پسر بزرگتر نمى داند كه از پدر یا مادرش نماز و روزه اى قضا شده یا نه، چیزى بر او واجب نیست و تفحّص و جستجو نیز لازم نمى باشد.بر پسر بزرگتر واجب است نمازها و روزه هایى كه والدین بر اثر عذر شرعى ترك كرده و موفّق بر قضاى آن نشده اند را بجا آورد، و نسبت به غیر آن وظیفه اى ندارد. مگر اینكه وصیّتى كرده باشند كه مطابق آن باید عمل كرد. هر چند در صورت امكان شایسته است فرزندان نسبت به آنچه بر آنها واجب نیست نیز اقدام كنند.قضاى نماز و روزه پدر كه بر پسر بزرگ واجب است، با فوت وى پس از فوت پدرش، بر پسر و یا برادر او واجب نمى‏شود.



 نوشته شده توسط حسین عرب جعفری | نظرات 0 |  ادامه مطلب 
یک شنبه 8 تیر 1393  ساعت 2:38 PM
نماز در اديان مختلف
او در جايي ديگر خاطر نشان مي سازد زرتشتيان شبانه روزي پنج بار نماز و پرستش خداي يگانه به جاي آورند. نخست از سپيدي بامداد تا نيمروز (گاه هاون) دوم از نيمروز تا سه ساعت از نيمروز گذشته (گاه رپتون). سوم از سه ساعت از نيمروز گذشته تا پيش از تيرگي شام (گاه ازيرن). چهارم از تيرگي شام تا نيمه شب (گاه ايوه سزيترم). پنجم از نيمه شب تا سپيدي بامداد (گاه اشهن) و اشهن آغاز گاهان است.[1]
در آئين مزديسني از اين نمازها سه نماز از همه مهم تر و معروف تر است. زرتشتيان قبل از هر چيز آن را به اطفال خود ياد مي دهند. و در تمام قسمت هاي اوستا از اين سه نماز، مكرر نام برده كه عبارتند از:
 
 
 
1ـ يتا اهوو ئيريو:
يعني به همان اندازه كه سرور جسماني (پادشاه) نيرومند است; سرور روحاني به واسطه داشتن صفات راستي و پارسايي خود، همچنان تواناست. بخشش فرشته بهمن از آن كسي است كه فقط براي خدا كار كند و فيض قدرت الهي شامل كسي است كه پاسبان بينوايان و حامي درويشان باشد.
2ـ اشم و هو:
يعني راستي بهترين نيكي و سعادت است. سعادت از آن كسي است كه راست و خواستار بهترين راستي باشد.
3ـ نيگهه ها تام:
يعني فردا اهورا آگاه است از زنان و مرداني كه در ستايش او هستند، به اين گونه مردان و زنان به سبب پارسايي و پرهيزكاريشان درود مي فرستيم.[2]
اكنون بحث در اين باب را با سخن يكي از همين نويسندگان زرتشتي به پايان مي بريم، او در پاسخ به اين سؤال اينكه چرا بايد نماز بخوانيم؟ مي گويد: «شبانه روزي چند بار بايد نماز كرد و نامه خدا را خواند تا آنچه اهورا مزدا فرموده به ياد و به جاي آوريم و منش (انديشه) و گوشن (گفتار) و كنش (كردار) خويش را برابر فرموده اهورا مزدا پاك و راست داشته گمراه نگرديم.»[3] اين سخن مشابه آنچه در قرآن در مورد نماز گفته شده، مي باشد. يعني آيه «اقم الصّلوة لذكري»[4] نماز را به خاطر ياد من بپادار «انّ تنهي عن الفحشاء و المنكر»[5] «بدرستي كه نماز انسان را از كارهاي زشت و ناروا باز مي دارد.»
2ـ جايگاه نماز در آئين يهود
در اين باب ابتدا از قرآن به عنوان متّقن ترين منبعي كه خبر از گذشتگان داده است شواهدي را درباره نماز در شريعت حضرت موسي ـ عليه السلام ـ خواهيم آورد. سپس از مضمون چند روايت از ائمه معصومين ـ عليه السلام ـ درباره موضوع بحث خواهيم كرد و در پايان هم به مطالبي از كتاب تورات (عهد عتيق) و نويسندگان و مورّخان صاحبنظر استشهاد مي كنيم.
وقتي حضرت موسي ـ عليه السلام ـ در راه رسالت الهي با همسرش از وطن هجرت نمود و سر به بيابان گذاشت و در تاريكي و ظلمت شب، به طوفان و باران برخورد كرد و به خاطر سختي ها و مشكلات فراوان دستخوش اضطراب و ناراحتي گشت، پروردگار مهربان براي آرامش او به او وحي نمود كه: «انني انّا اللّه لا اله الاّ انا فاعبدني و اقم الصلوة لذكري»[6] يعني همانا من اللّه هستم و معبودي جز من نيست، پس مرا عبادت كن و نماز را براي ياد من بپادار. در اين آيه پس از بيان عبادت خداي يكتا به حضرت موسي مسأله نماز ياد آوري شده است. در آيه اي ديگر به موسي و برادرش هارون دستور داده شده كه: «شما و پيروانتان در مصر منزل گيريد و خانه هايتان را قبله و معبد قرار دهيد و نماز به پا داريد.»[7] در اين آيه هم، خطاب به موسي و هارون به پا داشتن نماز مطرح گرديده است.
همچنين قرآن در آيه 77 سوره بقره ضمن اشاره به پيماني كه از بني اسرائيل گرفته شده نماز را به عنوان يكي از اركان و موادّ اين پيمان شمرده است». «و اذ اخذنا ميثاق بني اسرائيل لاتعبدون الاّ اللّه و بالوالدين احساناً... و اقيموا الصلوة» و هنگامي كه از بني اسرائيل ما پيماني گرفتيم كه جز او را نمي پرستيد و به پدر و مادر نيكي كنيد.. و نماز را به پا داريد. اين آيه به طور آشكار از نماز به عنوان ميثاق و پيماني ياد كرده كه از بني اسرائيل، دوشادوش مسأله عبادت خداوند يكتا و نيكي به پدر و مادر و غيره گرفته شده است، كه اين خود بيانگر اهميت مسأله نماز و شدّت اهتمام به آن در شريعت آسماني حضرت موسي ـ عليه السلام ـ است. طبري در تفسير خود در ذيل اين آيه حديثي را نقل مي كند از قول امام باقر ـ عليه السلام ـ كه فرمودند: «احبار يهود و منافقين، مردم را به اقامه نماز و دادن زكات فرمان مي دادند ولي خود انجام نمي دادند پس خداوند فرمان داد به آن ها كه با مسلمانان تصديق كننده پيامبر باشند و اقامه نماز كنند و...»[8]
در تأييد اين مطالب كه يهوديان بايد نمازهايشان را در معابد شان اقامه كنند در كتاب «گنجينه تلمود»[9] آمده است كه: «علاوه بر عبادت ها و نمازهاي فردي و خصوصي كه انسان به وسيله آن حاجات خود را از خدا مي طلبد نمازهاي جماعتي نيز هستند كه افراد موظّف هستند در آن شركت جويند. اهميّت نماز جماعت در گفته هايي مورد تأييد قرار گرفته است. كه در اينجا براي نمونه مطلبي را به نقل از براخوت ـ 6 الف آورده: «دعا و نماز انسان فقط در صورتي مورد اجابت قرار مي گيرد كه در كنيسه خوانده شود.»[10] و درباره برگزاري نماز جماعت در كنيسه گفته شده است «هر آن كس كه در شهر او كنيسه اي وجود دارد و براي خواندن نماز بدانجا نمي رود وي را همسايه بد مي خوانند و با شدّت، اين همسايگان بد را مورد نكوهش و مذمت قرار مي دهد.»[11]
بعد از بيان آياتي چند از كلام اللّه مجيد درباره نماز در آئين يهود، در رواياتي هم كه از ائمه ـ عليهم السلام ـ به ما رسيده وجود نماز را در اين شريعت آسماني تأييد مي كند كه به بيان چند مورد از آن ها اكتفا مي كنيم. از جمله، روايتي است در ارشاد القلوب ديلمي كه مي گويد: «خداوند سبحان به حضرت موسي بن عمران ـ عليه السلام ـ وحي فرمود: اي موسي!... اگر ببيني آن كساني را كه نماز مي خوانند در تاريكي شب و خود را به من نزديك مي نمايند به حدي كه گويي مرا مي بينند و با من خطاب و تكلّم مي كنند، من به آن ها جلال و عزّت مي دهم.»[12] و نيز در روايتي ديگر آمده است كه خداوند به حضرت موسي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: «عليك بالصلوة فانّها لي به مكان و لها عهد وثيق»[13] «بر تو باد نماز! زيرا آن جايگاهي خاصّ نزد من دارد و نزد من پيماني محكم دارد.»
در مورد چگونگي اقامه نماز در ميان بني اسرائيل، در كتاب اشعيا فصل چهل و پنجم آيه 24 معيّن شده، در بني اسرائيل معمول بوده است كه ركوع و سجود و تشهد و خم كردن زانويي نداشته و ندارند و جميعاً عباداتشان قاعدا، مربّع نشسته و مي نشينند و بسيار دو زانو نشستن را بد دارند و اعراض كرده و مي كنند و بچّه ها را از ابتدا از نشستن دو زانو منع مي كنند، زيرا كه مشتبه به صورت عبادت ما مسلمانان بوده است.[14]
در پايان اين بحث به نمونه اي از دعاهايي كه دانشمندان تلمود نقل كرده اند و اكنون بخشي از نماز آنهاست اشاره مي كنيم. «اي خداوند خداي ما، ميل و رضاي تو بر اين تعلّق گيرد كه به ما عمري دراز عطا فرمايي، عمري مشحون از صلح و سلامت، پر از نيكي و رحمت، آكنده از بركت، با معيشت و روزي حلال، همراه با تندرستي و نيروي جسماني، قرين با ترس از خطاي عمري كه در آن خجالت و شرمندگي يافت نشود، عمري توأم با ثروت و عزّت و سعادت، كه در آن عشق به تورات و علم و دانش و ترس از خدا دل و جان ما را پر كند، و تو در آن، همه آرزوهاي قلبي ما را به خوبي و خوشي بر آورده سازي».[15]
بالاخره در كتاب گنجينه تلمود چنين نتيجه گيري شده: «دانشمندان يهود دعا و نماز را چيزي بزرگتر و والاتر از در خواستي براي رفع احتياجات مادّي مي دانند در عين حال كه تقاضاي زندگي جسماني را از ياد نبرده اند. ايشان دعا و نماز را به عنوان واسطه اي براي ارتباط با خدا و گسترش پاك ترين و عالي ترين احساسات و انگيزه هاي طبيعي انسان به كار مي برند. در نظر ايشان عبادت و خواندن دعا و نماز ورزشي روحاني است براي افزودن قدرت روان، بدين نيّت كه روح، نيروي فرمانده زندگي و ارباب و سرور جسم شود.[16]» از مجموع آنچه گفته شد به خوبي مي توان دريافت كه نماز در آئين يهود از دستورات قطعي و واجبي بوده كه توسّط حضرت موسي ـ عليه السلام ـ به مردم ابلاغ شده است. و خود آن حضرت اهتمام زيادي بر انجام آن داشته اند.
3ـ جايگاه نماز در آئين مسيحيت
در اين باب نيز همچون باب گذشته ابتدا به نمونه هايي از آيات و روايات در ارتباط با موضوع نماز در اين شريعت آسماني خواهيم پرداخت و سپس شواهدي را از كتاب انجيل مقدّس (عهد جديد) آورده و از نظر چند تن از مورّخان و نويسندگان صاحب نظر در اين باب بهره خواهيم گرفت.
امّا قرآن در آيات متعدّدي چندين بار از حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ سخن به ميان آورده است. آنگاه كه مريم پاكدامن طبق قدرت و به معجزه خداوندي بدون داشتن همسر حامله گرديد و فرزندش حضرت عيسي را به دنيا آورد. اين وضع موجب شگفتي و حتّي باعث تهمت ناروا به او گرديد كه در اين هنگام مريم به فرمان خدا سكوت كرد تنها كاري كه انجام داد اين بود كه اشاره به نوزادش كرد و افراد ماجرا جو را به طرف گهواره عيسي ـ عليه السلام ـ ارجاع داد. امّا اين كار بيشتر تعجّب آن ها را برانگيخت و برخي آن را حمل بر سخريه گرفته و خشمناك شدند ولي اين حال چندان به طول نكشيد، چرا كه آن نوزاد زبان به سخن گشود و گفت: «انّي عبداللّه آتاني الكتاب و جعلني نبيّا و جعلني مباركا اين ما كنت و اوصاني بالصلاة و الزكاة ما دمت حيّاً»[17] به درستي كه من بنده خدايم به من كتاب (آسماني) داده و مرا پيامبر قرار داده است، مرا هر كجا باشم مايه بركت گردانيد و تا زنده ام به زكات و نماز سفارش كرد.
________________________________________
[1]. آئينه آئين مزديسنى / 41
[2]. يكتا پرستى در ايران باستان / 353 به همين مطلب هاشم رضى در كتاب زرتشت و تعاليم او / 132 اشاره كرده است.
[3]. آئينه آئين مزديسنى / 45
[4]. سوره طه / 14
[5]. سوره عنكبوت / 45
[6]. سوره طه / 14
[7]. سوره يونس / 87
[8]. جامع البيان فى تفسر القرآن /1/ 203
[9]. تلمود به معنى تعليم ديانت يهود و آداب آنهاست و در تاريخ ادبى و فكرى قوم يهود كتاب تلمود بزرگترين و جامع ترى كتاب شمرده شده است كه اين كتاب در قرن پنج ميلادى «يوخاس» نامى از روحانيون و خاخام هاى يهود و با همكارى كاهنان يهودى دو كتاب «ميشنا و گمارا» را با هم تركيت و تلفيق كردند و چند كتاب كوچك ديگر به ان افزودند و در نتيجه كتاب تركيبى را به نام تلمود خواندند. (به نقل از كتاب سير تحوّل دين يهود و مسيحيّت صفحه 169).
[10]. گنجينه تلمود / 103
[11]. همان مدرك / 103
[12]. ارشاد القلوب ديلمى / 2 / 19
[13]. تحف العقول / 492
[14]. همان مدرك / 227
[15]. همان مدرك به نقل از (براخوت، 16 ب)
[16]. گنجينه تلمود (براخوت، 17 الف) / 106
[17]. سوره مريم / 30
آئين مزديسني، آئينه


 نوشته شده توسط حسین عرب جعفری | نظرات 0 |  ادامه مطلب 
یک شنبه 8 تیر 1393  ساعت 2:31 PM
نماز و ادیان غیر ابراهیمی
از آنجائی که خداوند سرشت انسان را خداپرست آفریده و خداشناسی و خداگرایی فطری است، لذا بشر در طول تاریخ همواره به دنبال پرستش و عبادت معبودی بوده است که مظهر و نمود عینی آن عبادت در ادیان الهی در نماز تجلّی یافته است. امّا اگر بیشتر درباره این موضوع بخواهیم کنکاش کنیم درمی یابیم که مسأله نیایش به ویژه نماز، مخصوص ادیان وحیانی نبوده بلکه در ادیان غیر وحیانی یا غیر الهی هم مطرح بوده که در زیر به برخی از آنها اشاره می کنیم.
به طور مثال در تاریخ ادیان جان ناس می خوانیم که تبّتیان در مواقعی که در دیر یا صومعه ای جشن معیّن بر پا می شد زوّار از هر طرف به آنجا روی می آوردند و هدایایی از جنش قماش و کره و غیره برای راهبان می آوردند و در آنجا چند روز اقامت کرده، به طواف و نماز و دعا و رقص مشغول می شدند و پس از یک سلسله عملیات سحرآمیز به اوطان خود مراجعت می کردند[۱]. و نیز یاد آوری شده: «در اواسط قرن ۱۴ میلادی بعد از این که امپراطوری مغول از دیار چین محو و منقرض گردید، یکی از راهبان تبّتی به نام «شونگ ـ خا ـ پا» در صدد اصلاحاتی در دین «لاما» بر آمد و شریعتی بنیان نهاد که به نام معبد زرد موصوف است. این اصلاح مذهبی انتظامات دیرها را شدیدتر و سخت تر گرداند و استعمال نوشابه های به کلّی حرام و عبادت و نمازها زیادتر معمول گردید.»[۲] همچنین جان ناس به نقل از کتاب پنجلی که به نام «راجه یوگه» موسوم است هشت قاعده برای جوکی سالک (یکی از مکاتب هندوان) مقرّر داشته است که از جمله آن ها رعایت نظامات (یناما)، خودداری، نظافت، آرامش نفس، مطالعه و نماز.[۳]
ویل دورانت در تاریخ تمدّن خود در مورد عبادت یونان باستان می نویسد: «مؤمنان در جریان عبادت، خود را به مذبح، که در جلوی معبد قرار داشت می رساندند و به وسیله قربانی و نماز از خشم خدا ایمنی می یافتند و یاری او را جلب می کردند».[۴] و طبق آماری که جان ناس در کتاب تاریخ ادیان خود می آورد، معابد مذهبی شینتو (مذهب وطن پرستی ژاپن) تعدادشان در سال ۱۹۴۵ یکصد هزار می رسید. این معابد عموماً دارای حصار مقدّس و دروازه هایی موسوم به «توری» که شهرت جهانی دارد و مناره ای به سبک گلدسته های مساجد اسلامی و برج زنگ و بالاخره رواِ عبادت بود. پیش از آغاز پرستش، زائر باید تطهیر می کرد و دست و دهان خود را می شست و در وضو خانه معبد وضویی می ساخت و با بر هم نهادن دو کف دست به مجازات سینه که شیوه مخصوص پرستش ژاپنی است، تعظیم و با به صدا در آوردن زنگ و انجام نماز و نیایش و تعظیم محدود و در حالت مراقبه و تأمّل از واجبان معابد بود[۵].
 
 
درباره کنفسیوس آمده است، او ادّعای این که پیامبر بوده و به او وحی می شده اشاره ای نکرده است، و در واقع بیشتر حکیم بوده تا این که مرد دین باشد، ولی با وجود این احساس دینی داشت که منجر به احترام خدایان و مداومت بر اقامه شعائر دینی می شد. او نماز می خواند، در حالی که ساکت بوده، حرفی نمی زده است بر خلاف عادت مردم در زمان خودش و زشت می دانست نماز بخواند تا این که خداوند او را ببخشد و یا نعمتی به او بدهد، زیرا او معتقد بود نماز هدفی جز تنظیم سلوک افراد و الفت میان آن ها نمی باشد.[۶]
از ادیان دیگر در زمان پارت ها و ساسانیان «صابئین و مندائیان» هستند. این قوم خود را صابی می نامیدند. صابی دین کسانی است که در زبان عربی «مغتسله» خوانده می شدند یعنی کسانی که در امر پاکیزگی تن و جامه و شستشوی در آب رودخانه دلبستگی کامل داشتند.[۷]نماز در آئین مندایی شبیه نماز مسلمانان بود و حتّی قبل از نماز، وضو گرفتن را هم لازم می دانستند و یکی از اساسی ترین آداب و واجبات در دین مندایی ـ قبل از این که به نماز بایستند ـ انجام رشامه (وضو) است زیرا هر فرد مندایی باید سه بار در روز، صبح، ظهر و عصر عمل رشامه (وضو) را انجام دهد و این کار در بسیاری از مراسم دیگر مانند تعمید و غیره هم به جا آورده می شود و هر فرد برای این کار در بسیاری از مراسم دیگر مانند تعمید و غیره هم به جا آورده می شود و هر فرد برای این که بخواهد وضو بگیرد باید اوّل نیّت کند و نیز فکر خویش را پاک و از هر گونه آلودگی افکار مادّی آزاد کند، آنگاه خالصانه به کنار رودخانه بیابد و با تواضح به طرف مجرای آب بایستد و دعاهایی را بخواند و به طریق خالص وضو بگیرد.[۸] همچنین براخته (نماز)، دعایی است که بعد از رشامه (وضو) خوانده می شود. «براخه» هر روزی سه بار یعنی صبح، ظهر و عصر بعد از رُشامه (وضو) انجام می شود. براخه در هر مکان که مقدور باشد می توان به جا آورد و نمازشان را با بوثه ی (آیه) زیر که بوثه ی توحید است آغاز می کردند. «به نام خدای بزرگ، خداوند را با قلبی پاک ستایش باد! پروردگار وجود دارد به شهادت تو ای خدای جاویدان که مالک عالم انواری و از ذات خویش منبعث شده ای و کسی را در وجود آمدنت دخالتی نبوده و نیست، نام تو هیچ گاه از بین نخواهد رفت و بعد نوبت به ادای احترام به پیامبران و مقدّسین می رسد که طولانی است.»[۹]
برای تأیید این مطلب در کتاب آثار الباقیّه، ابوریحان بیرونی می گوید:
صابئین سه نماز واجب دارند. نسخت هنگام طلوع خورشید که هشت رکعت می باشد. دوم قبل از زوال خورشید از وسط آسمان که پنج رکعت می باشد. و سوم هنگام غروب آفتاب که پنج رکعت می باشد و در هر رکعت از نماز شان سه سجده است و در ساعت دوم روز یک نماز نافله می خواندند و یکی را در ساعت نه روز و سومی را در ساعت سوم از شب و از برای نماز طهارت و وضو به جا می آورند و غسل جنابت می کنند.[۱۰]
و شاهد دیگری که این مطلب را تأیید می کند سخنی از مرحوم شهرستانی در ملل و نحل می باشد آنجا که او می گوید: «صابئون همه آن ها سه نماز می خواندند و غسل جنابت و مس میّت می کنند.»[۱۱] بالاخره در مورد مانی و آئین او گفته شده که در شبانه روز چهار نماز را واجب می دانستند و نماز گزار باید با آب روان یا راکد مسح کند و روبروی آفتاب بایستد و به سجده رود و بگوید: «مبارک است راهنمای ما، فاراقلیط، پیامبر ما و مبارک است فرشتگان نگهبان او و مسبّحان، لشکریان پرتو افشان او» پس از گفتن این کلمات برخیزد و راست بایستد و بعد به سجده دوم رود، بگوید: «به پاکی یاد شده ای تو ای مانی پرتو افشان و راهنمای ما، که ریشه روشنایی و نهال زندگی و شجره بزرگی هستی که تمامش بهبودی بخش است» باز بلند شود و بایستد و به سجده سوم رود و دعاهایی بگوید تا سجده دوازدهم.[۱۲]
اوقات نمازهای آن ها عبارتند از: ۱ـ وقت نماز اوّل در هنگام زوال است. (متمایل شدن خورشید از میانه آسمان به سوی مغرب) ۲ـ وقت نماز دوّم بین زوال و غرب آفتاب است. ۳ـ وقت نماز سوّم که نماز مغرب نامیده می شود بعد از غروب آفتاب تا سه ساعت بعد از آن می باشد. ۴ـ وقت نماز چهارم که نماز عشاء (شام) است، پس از گذشتن سه ساعت از غروب است. در تمام این نمازها و سجده ها نماز گزار باید همان کارهایی را انجام دهد که در نماز اوّل، انجام داده است.[۱۳]
 
جایگاه نماز در ادیان ابراهیمی (بجز اسلام)
جایگاه نماز در آئین زرتشت
زرتشتیان نماز شان بسیار شبیه نماز مسلمانان بوده و همان طور در پنج وقت باید نماز و دعاهای مخصوص را بخوانند و نیز مقدّماتی برای انجام مراسم عبادی دارند که بی شباهت به مقدّمات نماز در اسلام نمی باشد. در کتاب «دیانت زرتشتی» آمده است، زرتشتی ها هر ۲۴ ساعت را به ۵ دوره یا گاه تقسیم می نمایند و آداب مذهبی تابع این پنجگانه است. بر هر زرتشتی مؤمن فرض است که در هر یک از پنج دوره، ادعیه و مناجات های خاصّ بخواند. این ادعیه و نیایش ها با ستایش و تمجید اورمزد همراه است و از اصول و واجبات ضروری زندگانی روزانه زرتشتیان محسوب می گردد. امّا این روزه فرضیات پنجگانه را معمولاً موبدان به جا می آورند و اکثر زرتشتیان به خواندن ادعیه در صبحگاه و شامگاه اکتفا می کنند. جهت نیایش زرتشتیان، به سوی منبع نور (آفتاب، ماه و چراغ) می باشد و اکثر با خم شدن و سجده بر روی زمین و نشان دادن عبودیّت و بندگی خود به اورمزد، دعای خود را پایان می دهند. فرضیات به زبان اوستایی تلاوت می شود. مؤمنین زرتشتی اغلب همراه آن، ادعیه ای نیز به فارسی یا گجراتی می خوانند. برخی از بهدینان نه تنها فرضیات را حفظ هستند بلکه بعضی از یشت ها و یا قسمتی از آنهاـ از جمله بهرام یشت ـ را حفظ می نمایند[۱۴].
جان ناس در تاریخ جامع ادیان خود می گوید: افراد زرتشتی در هر وقت روز بخواهند می توانند منفرداً به درون آتشکده بروند قبل از ورود به معبد دست و روی خود را آب شسته، قسمتی از اوستا را تلاوت کرده دعا و مناجات بخوانند. سپس کفش ها را از پا در آورده به اطاِ معبد داخل می شوند و در برابر آتشدان مقدّس نماز برده، هدیه و نیازی با مقداری چوب صندل به موبد تقدیم می دارند و برابر، یک چمچمه از خاکستر مقدّس از او می ستانند. و آن خاکستر قدوّسی را به نیّت کسب فیض و برکت به صورت و چشم خود می مالند. پس به سوی آتش، به تعظیم خم شده و آهسته رو به قهقراء رفته، با کفش کن می رسند و سپس به خانه خود باز می گردند[۱۵].
پي نوشت :
[۱]. تاریخ جامع ادیان جان ناش / ۲۴۶.
[۲]. همان مدرک ۱۴۷.
[۳]. تاریخ جامع ادیان جان ناس / ۲۷۰.
[۴]. تاریخ تمدّن / ۱ / ۲۲۸.
[۵]. تاریخ جامع ادیان جان ناس / ۴۲۷
[۶]. ذیل الملل و النحل شهرستانى / ۲۱
[۷]. اصل و نسب و دین هاى ایرانیان باستان / ۴۵۱
[۸]. همان مدرک
[۹]. همان مدرک / ۴۵۳
[۱۰]. آثار الباقیّه عن القرون الخالیه / ۲۰۶
[۱۱]. ملل و نحل شهرستانى / ۲ / ۵۷.
[۱۲]. اصل و نسب و دین هاى ایرانیان باستان / ۲۶۳
[۱۳]. همان مدرک
[۱۴]. دیانت زرتشتى مقاله از دکتر مرى بویس / ۱۵۵
[۱۵]. تاریخ جامع ادیان جان ناس / ۴۸۱


 نوشته شده توسط حسین عرب جعفری | نظرات 0 |  ادامه مطلب 
یک شنبه 8 تیر 1393  ساعت 2:29 PM
جایگاه نماز را در ادیان غیر ابراهیمی
سم الله  الرحمن الرحیم
ویل دورانت در تاریخ تمدّن خود در مورد عبادت یونان باستان می نویسد: «مؤمنان در جریان عبادت، خود را به مذبح، که در جلوی معبد قرار داشت می رساندند و به وسیله قربانی و نماز از خشم خدا ایمنی می یافتند و یاری او را جلب می کردند».[4] و طبق آماری که جان ناس در کتاب تاریخ ادیان خود می آورد، معابد مذهبی شینتو (مذهب وطن پرستی ژاپن) تعدادشان در سال ۱۹۴۵ یکصد هزار می رسید. این معابد عموماً دارای حصار مقدّس و دروازه هایی موسوم به «توری» که شهرت جهانی دارد و مناره ای به سبک گلدسته های مساجد اسلامی و برج زنگ و بالاخره رواِ عبادت بود. پیش از آغاز پرستش، زائر باید تطهیر می کرد و دست و دهان خود را می شست و در وضو خانه معبد وضویی می ساخت و با بر هم نهادن دو کف دست به مجازات سینه که شیوه مخصوص پرستش ژاپنی است، تعظیم و با به صدا در آوردن زنگ و انجام نماز و نیایش و تعظیم محدود و در حالت مراقبه و تأمّل از واجبان معابد بود[۵].
درباره کنفسیوس آمده است، او ادّعای این که پیامبر بوده و به او وحی می شده اشاره ای نکرده است، و در واقع بیشتر حکیم بوده تا این که مرد دین باشد، ولی با وجود این احساس دینی داشت که منجر به احترام خدایان و مداومت بر اقامه شعائر دینی می شد. او نماز می خواند، در حالی که ساکت بوده، حرفی نمی زده است بر خلاف عادت مردم در زمان خودش و زشت می دانست نماز بخواند تا این که خداوند او را ببخشد و یا نعمتی به او بدهد، زیرا او معتقد بود نماز هدفی جز تنظیم سلوک افراد و الفت میان آن ها نمی باشد.[۶]
از ادیان دیگر در زمان پارت ها و ساسانیان «صابئین و مندائیان» هستند. این قوم خود را صابی می نامیدند. صابی دین کسانی است که در زبان عربی «مغتسله» خوانده می شدند یعنی کسانی که در امر پاکیزگی تن و جامه و شستشوی در آب رودخانه دلبستگی کامل داشتند.[۷]نماز در آئین مندایی شبیه نماز مسلمانان بود و حتّی قبل از نماز، وضو گرفتن را هم لازم می دانستند و یکی از اساسی ترین آداب و واجبات در دین مندایی ـ قبل از این که به نماز بایستند ـ انجام رشامه (وضو) است زیرا هر فرد مندایی باید سه بار در روز، صبح، ظهر و عصر عمل رشامه (وضو) را انجام دهد و این کار در بسیاری از مراسم دیگر مانند تعمید و غیره هم به جا آورده می شود و هر فرد برای این کار در بسیاری از مراسم دیگر مانند تعمید و غیره هم به جا آورده می شود و هر فرد برای این که بخواهد وضو بگیرد باید اوّل نیّت کند و نیز فکر خویش را پاک و از هر گونه آلودگی افکار مادّی آزاد کند، آنگاه خالصانه به کنار رودخانه بیابد و با تواضح به طرف مجرای آب بایستد و دعاهایی را بخواند و به طریق خالص وضو بگیرد.[۸]
همچنین براخته (نماز)، دعایی است که بعد از رشامه (وضو) خوانده می شود. «براخه» هر روزی سه بار یعنی صبح، ظهر و عصر بعد از رُشامه (وضو) انجام می شود. براخه در هر مکان که مقدور باشد می توان به جا آورد و نمازشان را با بوثه ی (آیه) زیر که بوثه ی توحید است آغاز می کردند. «به نام خدای بزرگ، خداوند را با قلبی پاک ستایش باد! پروردگار وجود دارد به شهادت تو ای خدای جاویدان که مالک عالم انواری و از ذات خویش منبعث شده ای و کسی را در وجود آمدنت دخالتی نبوده و نیست، نام تو هیچ گاه از بین نخواهد رفت و بعد نوبت به ادای احترام به پیامبران و مقدّسین می رسد که طولانی است.»[9]
برای تأیید این مطلب در کتاب آثار الباقیّه، ابوریحان بیرونی می گوید: صابئین سه نماز واجب دارند. نسخت هنگام طلوع خورشید که هشت رکعت می باشد. دوم قبل از زوال خورشید از وسط آسمان که پنج رکعت می باشد. و سوم هنگام غروب آفتاب که پنج رکعت می باشد و در هر رکعت از نماز شان سه سجده است و در ساعت دوم روز یک نماز نافله می خواندند و یکی را در ساعت نه روز و سومی را در ساعت سوم از شب و از برای نماز طهارت و وضو به جا می آورند و غسل جنابت می کنند.[۱۰] و شاهد دیگری که این مطلب را تأیید می کند سخنی از مرحوم شهرستانی در ملل و نحل می باشد آنجا که او می گوید: «صابئون همه آن ها سه نماز می خواندند و غسل جنابت و مس میّت می کنند.»[11]
بالاخره در مورد مانی و آئین او گفته شده که در شبانه روز چهار نماز را واجب می دانستند و نماز گزار باید با آب روان یا راکد مسح کند و روبروی آفتاب بایستد و به سجده رود و بگوید: «مبارک است راهنمای ما، فاراقلیط، پیامبر ما و مبارک است فرشتگان نگهبان او و مسبّحان، لشکریان پرتو افشان او» پس از گفتن این کلمات برخیزد و راست بایستد و بعد به سجده دوم رود، بگوید: «به پاکی یاد شده ای تو ای مانی پرتو افشان و راهنمای ما، که ریشه روشنایی و نهال زندگی و شجره بزرگی هستی که تمامش بهبودی بخش است» باز بلند شود و بایستد و به سجده سوم رود و دعاهایی بگوید تا سجده دوازدهم.[۱۲]
اوقات نمازهای آن ها عبارتند از: ۱ـ وقت نماز اوّل در هنگام زوال است. (متمایل شدن خورشید از میانه آسمان به سوی مغرب) ۲ـ وقت نماز دوّم بین زوال و غرب آفتاب است. ۳ـ وقت نماز سوّم که نماز مغرب نامیده می شود بعد از غروب آفتاب تا سه ساعت بعد از آن می باشد. ۴ـ وقت نماز چهارم که نماز عشاء (شام) است، پس از گذشتن سه ساعت از غروب است. در تمام این نمازها و سجده ها نماز گزار باید همان کارهایی را انجام دهد که در نماز اوّل، انجام داده است.[۱۳]
 
[۱]. تاریخ جامع ادیان جان ناش / ۲۴۶٫
[۲]. همان مدرک ۱۴۷٫
[۳]. تاریخ جامع ادیان جان ناس / ۲۷۰٫
[۴]. تاریخ تمدّن / ۱ / ۲۲۸٫
[۵]. تاریخ جامع ادیان جان ناس / ۴۲۷
[۶]. ذیل الملل و النحل شهرستانى / ۲۱
[۷]. اصل و نسب و دین هاى ایرانیان باستان / ۴۵۱
[۸]. همان مدرک
[۹]. همان مدرک / ۴۵۳
[۱۰]. آثار الباقیّه عن القرون الخالیه / ۲۰۶
[۱۱]. ملل و نحل شهرستانى / ۲ / ۵۷٫
[12]. اصل و نسب و دین هاى ایرانیان باستان / ۲۶۳
[۱۳]. همان مدرک
 
منبع : عطر نماز


 نوشته شده توسط حسین عرب جعفری | نظرات 0 |  ادامه مطلب 
یک شنبه 8 تیر 1393  ساعت 2:27 PM
جایگاه نماز در دین مسیحیت
بسم الله الرحمن الرحیم
در این آیه حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ پس از بیان این که فرستاده خداست و کتاب آسمانی به او داده شده از میان برنامه ها، توصیه به نماز و زکات را مطرح می کنند.
آنهم با بیان، مادامی که زنده باشم و این به خاطر اهمیّت فوق العاده این دو برنامه است چرا که این دو، رمز ارتباط خالق و خلق است. در تفسیر این آیه آمده است: این آیه دلالت دارد به این که نماز و زکات و نیکی به پدر و مادر بر امّت های گذشته واجب بوده است، پس حکمش ثابت می باشد و در هیچ شریعتی امر به آن نسخ نشده است.[۲]
این آیه به خوبی مؤیّد این مطلب می باشد که در شریعت آسمانی حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ نماز و اقامه آن، از واجبات می باشد که در شریعت آسمانی حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ نماز و اقامه آن، از واجبات مهمّی بوده که از طرف خداوند از ابتدای تولّد به آن حضرت توصیه شده بود و مادرش حضرت مریم ـ علیه السلام ـ هم از طرف فرشتگان امر به اقامه نماز شده بود. چنانچه از جمله پندهای حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ در انجیل است: «به حقّ برایتان می گویم، چیزی بالاتر از نظر شرافت اخروی و یاری کننده تر بر حوادث دنیوی از نماز همیشگی نیست و چیزی نزدیک تر از آن به خداوند رحمان نیست، پس مداومت بر آن نمایید و آن را زیاد بشمرید. و هر کار شایسته ای نزدیک می کند (ما را) به خدا پس نماز به سوی او نزدیک کننده تر است و برگزیده تر در نزد اوست.»[3]
در قاموس کتاب مقدّس در بخشی تحت عنوان نماز آمده است که (نماز از جمله واجبات دینیّه همه روز تمام ملل و مذاهب است چه به صورت منفرد و چه به صورت جماعت، و مقصود از نماز، گفتگو کردن و صحبت داشتن با خدا و خواستن احتیاجات و اظهار تشکّر و امتنان برای الطاف و مراحم حق تعالی می باشد.»[4]
در قاموس کتاب مقّدس می خوانیم «روح القدس وضع و طور و طرز نماز را به ما می آموزد و جمیع انبیاء و مؤمنین و مقدّسین سلف برای نماز و دعا مشهور بوده اند. از جمله حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ و موسی و یوشع و سموئیل و داود، چنانچه از تمام مزامیز، آن چنان واضح می گردد و بسیاری از اوقات، منجی ما منفردا برای دعا و نماز در صحراها می رفت.»[5]
همچنین در قاموس کتاب مقدّس در مورد فایده نماز آمده است. «فایده دعا و نماز متنّبه ساختن قوی و منوّر نمودن قلوب و ضمایر و سبب ترغیب و استحکام اعتماد و توکّل بر حضرت خالق و قادر کلّ می باشد به طوری که از آن پس امکان دارد و استدعاها و در خواست ها و تضرعات ما را مرحمت فرماید. امّا نماز خانگی که عبارت از نماز جماعتی اهل خانه باشد، سبب استحکام و تقویت و تسلّط والدین و حفظ نظامات خانوادگی شده حقایق دینی را در قلوب اطفال غرس می نماید.»[6]
 
مسیحیان در کنیسه هاشان کتاب مخصوص برای نماز دارند و بر حسب آن چه در آن مکتوب است نماز باید بخوانند و امّا درباره نماز ارتجالی (فرادی) که شخص مصلّی به خودی خود نماز کند این است که افکار و استدعاهای مخصوص خود را به نوع مخصوص در حضور خالق خود می آورد و البتّه در این صورت با اختلاف ظروف و حرارت نفس مصلّی، تفاوت کلّی خواهد داشت و به هیچ وجه مقیّد به قیود مخصوصه نخواهد بود. طبق معتقدات اینان، مراعات اوقات معینّه برای نماز خالی از اهمیّت نخواهد بود، چنان که یهود در ساعت سوم و ششم و نهم روز و ساعت اوّل شب و آخر شب و وقت تناول طعام نماز می گزارد. و بلندترین نمازی که مسیح به جا می آورد و نسبت به سایر نمازها اهمیّتش بیشتر است همان نماز آخری است که حضرتش با شاگردان و به جهت شاگردان خود بجا آورد که به سه قسم تقسیم می شود. اوّل دعا به جهت خودش فی نفسه، دوم دعائی که به جهت محافظت شاگردان خود فرمود، سوم دعا به جهت مؤمنین که از آن وقت تا آخر الزمان ایمان خواهند آورد.[۷]
 
[1]. سوره مریم / ۳۰
[۲]. الجامع الاحکام القرآن /۱۱/ ۱۰۳
[۳]. نحف العقول / ۵۰۸
[۴]. قاموس کتاب مقدّس / ۸۸۷
[۵]. کتاب مقدّس (عهد جدید) / ۳۸۴
[۶]. همان مدرک / ۳۸۵
[۷]. قاموس کتاب مقدّس / ۸۸۹


 نوشته شده توسط حسین عرب جعفری | نظرات 0 |  ادامه مطلب 
یک شنبه 8 تیر 1393  ساعت 2:26 PM
جایگاه نماز در دین زرتشت
بسم الله الرحمن الرحیم
 
بنابر سنت زرتشتی، پنج بار در شبانه روز نماز خوانده می‌شود که خواندن آن نیز بر آنها واجب است. هر نماز با این مضامین آغاز می‌شود: «خشن‌اتره، اهورامزدا» یعنی خشنود می‌گردانم اهورا مزدا را. و آنگاه ادامه می دهند: « ایمان دارم به کیش مزدا پرستی که آورده‌ی زرتشت است. پیرو آموزه‌های اهورایی هستم که از دروغ و دوگانه پرستی به دور است».
 
 زرتشتیان هر ۲۴ ساعت را به ۵ گاه تقسیم می‌کنند و آداب مذهبی تابع این زمان­های مشخّص هستند.
 نمازهای پنجگانه به صورت زیر می‌باشد:
 1- نمازگاه هاون (هاونی، ونگاه): نماز بامداد است و هنگام آن از طلوع آفتاب تا نیمروز است. بعد از مضامینی که در بالا ذکر کردیم در ادامه می‌گویند: «من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم فرشته پاسبان بامداد پاک و سازنده را. من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم آن سرور دهکده (ویس) را که پاک و دادگستر و سازنده است.
 2- نمازگاه درپتون (رپیتون، رپیتوهنگاه) هنگام آن از نیمروز تا سه ساعت بعدازظهر است. بعد از فقرات ابتدایی می‌گویند: من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم فرشته پاسبان نیمروز پاک را (رپیتون). من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم آن سرور شهر (نه نتو) را که پاک و دادگستر و سازنده است.
 3- نمازگاه ازیران (ازیرینگاه) موقع آن از سه ساعت بعداز ظهر تا غروب آفتاب است. بعد از فقرات مشترکی که در همه‌ی نمازها وجود دارد، می‌گویند: من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم فرشته پاسبان پیشین پاک را. من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم آن سرور کشور (رفیو) را که پاک و دادگستر و سازنده است.
 4- نمازگاه سروترم: (ایویسروتریم، اویسروتریمگاه) وقت آن از غروب آفتاب تا نیمه شب است. بعد از فقرات مشترک می‌گویند: من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم فرشته پاسبان شب پاک را. من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم همه رهروان راه اشویی زرتشت را و سرور اشوان را.
 5- نمازگاه اوشهی نا ای (اوشهین، اوشهین گاه) هنگام آن از نیمه شب تا طلوع خورشید است. بعد از مضامین: من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم فرشته پاسبان پگاه پاک را. من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم آن سرور خانه که پاک و سازنده و دادگر است.زرتشتیان، نمازهای دیگری نیز دارند که در شبانه روز می‌خوانند. معروف‌ترین این نمازها، نماز سروش باج است.[۱]
منبع : عطر نماز


 نوشته شده توسط حسین عرب جعفری | نظرات 0 |  ادامه مطلب 
یک شنبه 8 تیر 1393  ساعت 2:24 PM
نحوه نماز و عبادت در دین یهود
تورات مقدس متن مدونی برای تفیلا (نماز) معرفی نکرده، لیکن هر فردی چه مرد و چه زن یعنی همه افراد یهود را موظف به خواندن نماز کرده است. در سفر تثنیه فصل ۱۱ یه ۱۳ چنین ذکر شده است: «خداوند خدای خود را دوست بدارید و او را با تمامی دل و با تمامی جان خود عبادت کنید». دانشمندان یهود درباره این موضوع تفسیر کرده ‏اند که این کدام پرستش است که به قلب مربوط می‏ باشد؟ جواب داده‏ اند که همان نماز است.
تفیلا وسیله ارتباطی است بین انسان و خدا که در این رابطه انسان خود را بی‏نهایت کوچک دانسته در مقابل نیرویی بی‏نهایت بزرگ، به مدح و ستایش می‏پردازد. در قسمت دیگری از تفیلا انسان خواست‏ه ی خود را با خدا مطرح می‏کند. دعا کردن تکلیف کردن بر خدا نیست بلکه برعکس تکلیف کردن بر خود ماست یعنی می‏توان این طور بیان کرد که انسان هنگام دعا کردن با در نظر گرفتن عنصر مشترک با خدا یعنی عنصر اراده و اختیار که او را از سایر موجودات جدا می‏کند خواستار آن است که با داشتن چنین عنصری خود را از مقام بی‏نهایت کوچک به مقامی بی‏نهایت بزرگ برساند و با کسب چنین قدرتی قادر به رفع نیازها و برآورد خواست‏ها باشد. قسمت دیگر تفیلای ما مربوط به شکرگذاری از خداوند است و این بزرگترین نشانه آگاهی انسان است و عبارت است از آگاه بودن انسان به ارزش‏های خویش و آگاهی او نسبت به همه نعمت‏ها و موهبت‏هایی که دارد.
حخامیم(دانشمندان یهود) شکرگذاری را وظیفه هر انسانی در تمام موارد زندگی می‏دانند. چنان چه وقتی غذیی را می‏خوریم این کار را انجام می‏دهیم و یا در موارد دیگری مانند بوییدن شکوفه ‏ی شکر می‏گوییم که چنین بصیرتی در حواس و فکر انسان وجود دارد تا پی به چنین مخلوقاتی ببریم. اصولا فلسفه مدح و شکرگزاری انسان را از فلسفه نیهیلیزم و پوچی‏گری بیرون آورده و او را متوجه جهان خارج و طبیعت می‏سازد.
نزدیکی انسان به خدا (که توسط تفیلا(نماز) انجام می‏گیرد) نتیجه پیشرفت‏های عقلانی و تزکیه نفس خود اوست، که او را مسئول آن قرار می‏دهد تا شایستگی خود را نسبت به این موهبت الهی ثابت نمید. اگر به انسان این افتخار داده شده است که پرتویی از انوار الهی در روح او به امانت گذاشته شود، این وظیفه نیز برعهده او نهاده شده است که زندگی خود را به نحوی بگذراند که مورد تعیید آفریدگار قرار گیرد.
ایمان به عالی‏ترین وجه، هنگام دعا کردن و نماز خواندن جلوه‏ گر می‏شود. زیرا آن کس که به خدا علاقه و صمیمانه ایمان دارد، به حضور پروردگار دعا می‏کند و حاجات خود را از او می‏خواهد. دعا کردن و نماز خواندن تنها بری رفع حاجات نیست، دعا و نماز در حقیقت عبارت است از رابطه‏ی صمیمانه بین آفریدگار و آفریده، که انسان به وسیله آن از اعماق قلب با خالق خویش سخن می‏گوید. از ین رو دعا و نماز هم به درگاه خداوند مقبول و خوش‏ایند است و هم به انسان کمک می‎کند تا غم از دل بزدید و بار روح را سبک‏تر سازد حتی گفته شده است: خداوند مشتاق شنیدن دعا و نماز عادلان و نیکوکاران است بری چه دعا و نماز نیکوکاران به پارو (کلمه «عِتِر» به معنی پارو می‏باشد و همان حروف عِِتِر ریشه فعل دعا کردن و نماز خواندن را دارد) تشبیه شده است؟ چون همان‏طور که پارو محصول را زیرو رو کرده و آن را از جایی به جای دیگر منتقل می‏‎سازد، به همان ترتیب دعا و نماز عادلان و نیکوکاران خـشم و غـضب خـداوند را بـه رحمت مبدل می‏کند (تلمود: یواموت ۶۴ الف) نماز حقیقی چیزی بیش از حرکت و تلفظ لبان است و بایستی از اعماق قلب برخیزد. نماز انسان به حضور خداوند مورد قبول واقع نمی‏شود مگر این که وی قلب و جان خود را کف دست بگذارد چنان که در مراثی ارمیا فصل ۳ یه ۴۱ آمده: «قلب خود را همراه با دست‏هیمان به سوی خدایی که در آسمان‏ها است برافرازیم». یعنی آن که ما نباید تنها دست‏هیمان را هنگام دعا و نماز به سوی خداوند بلند کنیم بلکه باید قلب خود را نیز متوجه خالق جهان سازیم.
 
کسی که دعا و نماز می‏خواند باید چشمانش را پائین افکنده و قلبش را متوجه بالا سازد و باید نزد خود چنین مجسم کند که خداوند مقابل او است چنان که در کتاب مزامیر داود (تهیلیم) فصل ۱۶ یه ۸ می‏فرمید: «خداوند را همیشه پیش روی خود می‏دانم». در تلمود؛ براخوت، ۲۸ ب آمده است: «هنگامی که شما دعا و نماز می‏خوانید بدانید که در حضور چه کسی یستاده‏ید». دانشمندان یهود دعا و نماز را چیزی بزرگ‏تر و والاتر از درخواستی برای رفع احتیاجات مادی می‏دانند. در عین حال که تقاضاهی زندگی جسمانی را از یاد نبرده‏اند ایشان دعا و نماز را به عنوان واسطه‏ی بری ارتباط با خدا و گسترش پا‏ک‏‎ترین و عالی‏ترین احساسات و انگیزه‏هی طبیعی به کار می‏برند. در نظر ایشان، عبادت و خواندن دعا و نماز ورزشی است روحانی بری افزودن قدرت روان، بدین نیت که روح فرمانده زندگی و ارباب و سرور جسم شود.
«نیچه» می‏نویسد انسان همچنان که به آب و اکسیژن نیازمند است به خدا نیز محتاج است. روح نیمش عقل است و نیم دیگرش احساس، ما باید هم زیبایی دانش را دوست بداریم و زیبایی خدا را.
«الکسیس کارل» می‏گوید: آثار نییش و رسم پرستش و دعا کردن در جامعه وقتی رو به ضعف و فراموش شدن می‏گذارد مقدمات انحطاط و عدم مقاومت ملت و جامعه را فراهم می‏کند. بنابرین جامعه با از دست دادن عمل پرستش و نیایش مزاج خود را بری رشد میکرب انحطاط ، متلاشی شدن، تجزیه و ضعف اجتماع آماده می‏کند او می‎‏گوید روم باشکوه و متمدن قدیم را، دوری مردمش و متروک ماندن سنت دیرین بشری در پرستیدن، رو به ضعف و ذلت برد.
محققین روانشناسی از روی آمارهی ممالک مختلف به این نتیجه مسلم رسیده‏اند که تعداد نسبی انتحار و قتل و طلاق و اعمالی که در هیجان‏هی یاس و غضب انجام می‏شود در اقوام معتقد و مومن خیلی کمتر از محیط‏هی بی‏ دین و لاقید است.
لغت نماز و دعا در زبان عبری تفیلا گفته می‏شود و از ریشه (پیلِل) به معنی مجادله گرفته شده است چنان که در تهیلیم (زبور داود) فصل ۱۰۶ یه ۳۰ آمده است: «پینحاس (نوه حضرت هارون) ایستاد و داوری نمود نماز و دعا کرد و مرگ و میر قطع گردی». در تلمود؛ سنهدرین ۸۲ این جمله را چنین تفسیر کرده‏اند: پینحاس مثل ین که با خدا مجادله کرد و درباره وبائی که قوم را کشتار می‏کرد از خداوند توضیح خواست بنابرین هیتْپَلِل یعنی تقدیم اظهارنامه درباره مطلبی به پیشگاه قاضی عالم در عالیترین دادگاه و در سِفر پیدایش حضرت ابراهیم را می‏بینیم که درباره افراد سِدُوم با خداوند به صورت مجادله و مانند یک وکیل مدافع با قاضی کل عالم بحث می‏کند و نمونه جالب دیگر دعا حضرت موسی است که مانند وکیل مدافع شجاعی از قوم اسرائیل دفاع می‏کند و در سفر خروج فصل ۳۲ یه‏هی ۱۱ و۱۲ و ۱۳ چنین آمده: «موسی، به درگاه خداوند خدای خود التماس نموده، گفت: خداوندا چرا خشمت بر قومت افروخته شده است این قومی که با قدرت عظیم و با نیروی قوی از مصر بیرون آوردی چرا مصریان بگویند از روی سوءنیت آنها را از مصر بیرون آورد تا این که آنها را در بیابان بکشد … .
در طرف مقابل دعی سیر انبیاء به صورت مجادله با خداوند نیست، بلکه درخواست آنها به صورت التماس و تضرع است یعنی به درگاه خداوند بخشنده و مهربان روی آورده و طلب رحمت و بخشیش می‏نمایند. این نوع نماز را به نام (تفیلت ویدوی) یعنی اعتراف و اقرار به گناه خوانده می‏شود. در بیشتر قربانی‏هایی که (در دوران معبد مقدس) تقدیم می‏شد صاحب قربانی دست‏هی خود را روی سر حیوان می‏گذاشت و مطالبی اداء می‏کرد و سپس مبادرت به قربانی می‏نمود و حال که اجری مراسم قربانی امکان‏پذیر نیست این مطالب جزء دعا و نمازهی روزانه گردیده است.
دانشمندان یهود عقیده دارند که اجداد مقدس ما حضرت ابراهیم و اسحق و یعقوب بنیان‏گذاران زمان نمازهی روزانه بوده ‏اند. حضرت ابراهیم نماز صبحگاه را بنیان گذاشت. «پیدیش فصل ۲۲ یه ۳: ابراهیم بامدادان سحرخیزی کرد …..» و حض اسحق نماز نیم‏ روز را «پیدیش فصل ۲۴ یه ۶۳: قبل از غروب اسحق بری راز و نیاز کردن (با خدا) به صحرا رفت….. ». حضرت یعقوب نماز شامگاه را. پیدیش فصل ۲۸ یه ۱۱: در آن محل (محل کوه موریا که حضرت اسحق بری قربانی به آنجا برده شد) نماز خواند و نظر به ین که آفتاب غروب کرد آنجا منزل نمود…».
بنی ‏اسرائیل در مصر نیز نماز می‏گذاشتند و دعا می‏خواندند چنان که در سفر خروج فصل ۲ یه ۲۳ ین طور آمده: یعنی «پس از مدت مدید (که فرزندان ییسرائل از گل‏کاری و خشت‏ زنی رنج می‏بردند) واقع شد که پادشاه مصر درگذشت. فرزندان ییسرائل از آن بندگی نالیدند و از عذاب فریاد ‏زدند. فریاد شکایت آنها از بندگی به درگاه خداوند رسید».
در کتاب دانیال فصل ۳ یه ۱۱ مندرج است: حضرت دانیال روزانه سه مرتبه پنجره خانه خود را رو به بیت‏ المقدس (اورشلیم) باز می‏کرد و به زانو می‏افتاد و با سجده به درگاه خداوند نماز می‏گذاشت. این نماز با تسبیح و مدح شروع می‏شد و با شکرگذاری خاتمه می‏یافت.
از نماز و دعاهی حضرت موسی در تورات زیاد بازگو شده است از جمله در کتاب تثنیه فصل ۳ یه ۲۴ و ۲۵ آمده است: «یعنی خداوندا تو شروع کردی که بزرگواری و قدرت زیادت را به بنده‏ات نشان دهی چون که کدام نیروئی در آسمان و زمین وجود دارد که کارها و دلاوری‏هی تو را انجام دهد. تمنی این که (اجازه دهی از رود اردن) عبور نمیم و آن سرزمین خوبی را که در آن طرف رود اردن است یعنی آن کوه زیبا و لِوانُون را ببینم».
سیر تکامل نماز از حضرت ابراهیم تا ظهور حضرت موسی به طور بسیار خلاصه شروع می‏شود و در زمان حضرت موسی با نزول تورات نمازهی خاصی به آنها اضافه می‏گردد و پس از دوران انبیاء به طور کلی بنا به مقتضی وضع اجتماعی و سیاسی و اتفاقات تاریخی ادعیه بوجود آمده و تصنیف می‏گردد و به مجموعه دعاهی قبلی اضافه می‏گردد و در دوران بازگشت پراکندگی اول توسط «عِزرا» و یارانش در حدود دو هزار و چهارصد سال قبل شکل کامل به خود می‏گیرد و به صورت مدون در می‏ید و سپس در تمام دوران استقرار معبد مقدس دوم به شکل ثابت می‏ماند و در زمان تدوین تلمود یروشلمی حدود ۱۸۰۰ سال قبل ختم می‏گردد.
به طور خلاصه انبیاء بعد از حضرت موسی مانند یهوشوع پیغمبر، حنا زن القانا، شموئل نبی، حضرت داود، حضرت سلیمان، حزقیاهو پادشاه و یا حضرت یونس، ارمیا نبی، حبقوق نبی، دانیال نبی، مردخی و استر و عزرا و (دانشمندان تلمود) هرکدام در عصر خود بر نماز و ادعیه‏هی موجود دعاهایی افزودند. نمونه‏ هایی از این دعاها بدین مضمون می‏باشند:
در پیان لحش (دعی نوزده برکتی) این درخواست را می‏خوانیم:
«ای خدی من زبان مرا از بدگویی، و لبانم را از تکلم به نیرنگ باز دار، در برابر اشخاصی که مرا نفرین می‏کنند، زبانم ساکت و خاموش بماند، و روانم در برابر همگان همچون خاک باشد. قلبم را برای پذیرفتن تورات بگشا، جانم فرمان‏هی تو را پیروی و تبعیت و اگر کسانی علیه من بد بیندیشند و به زیان من قصد کنند، تو به فوریت مشورت آنها را برهم زن و فکرشان را باطل کن. سخنان دهان من مورد رضای تو قرار گیرند و تفکر دلم به حضور تو مقبول افتد، ای خدیی که آفریدگار و نجات‏دهنده من هستی». (براخوت ۱۷ الف)
یکی از دانشمندان یهود، در پیان دعا فوق، این دعا را افزوده است:
«ای خداوند من، خدای اجداد من میل و رضای تو بر این تعلق گیرد، که در دل هیچ انسانی کینه و دشمنی علیه ما وراد نشود. و کینه و عداوتی علیه هیچ انسانی بر دل ما نگذرد. حسادتی نسبت به ما در دل هیچ‏کس رسوخ نکند، و نسبت به هیچ‏کس نیز حسد به دل ما راه نیابد. در سراسر روزهی عمر تحصیل تورات و اجری فرایض تو مشغله ما باشد، و سخنان ما به حضور تو التماس و تضرع محسوب می‏گردد، قلب‏هی ما را متحد کن تا از نام تو بترسیم. از آن چه که منفور درگاه تو است ما را دور بدار، و به آن چه مورد راضی تو است ما را نزدیک ساز، و به خاطر نام مبارک خودت با ما احسان کن. (تلمود یروشلمی براخوت ۷ دال)
منبع : عطر نماز


 نوشته شده توسط حسین عرب جعفری | نظرات 0 |  ادامه مطلب 
یک شنبه 8 تیر 1393  ساعت 2:23 PM
نماز در ادیان دیگر
نماز ، برترین عبادت ، کلید بهشت و رحمت الهی ، راز و نیاز عاشقانه بندگان است با معبودشان و از آنجا که بشر همواره نیازمند عبادت است ، نماز درطول تاریخ ودرادیان مختلف وجود داشته است اما شاید نحوه و کیفیت آن تغییر یافته ؛ سعی ما بر این است تا در چند عنوان بتوانیم نکاتی درباره نماز ، در موضوعات مختلف ارائه نماییم :
 
 
 
قبل از آنکه حضرت محمد صلی الله علیه وآله به رسالت مبعوث شوند ، نماز در آئین حضرت عیسی (ع) هم وجود داشته چراکه قرآن از زبان عیسی (ع) چنین نقل می کند : " واوصانی بالصلوة " خداوند مرا به نماز سفارش کرده است (مریم /31)
 
 
 
 
و قبل از آن نیز در دین موسی (ع) نماز بوده است چراکه خداوند به موسی چنین خطاب می کند : " اقم الصلوه لذکری " (طه/14) وقبل از موسی ، در زمان حضرت شعیب نیز نماز به عنوان یکی از عبادات وجود داشته است چراکه درقرآن چنین آمده : " یا شعیب اَ صلواتک تامرک"(هود/87) و قبل ازهمه آنها ، دردین ابراهیم (ع) نیز بوده چراکه او ازخداوندبرای خودوذریه اش توفیق اقامه نمازرامی خواهد : " رب اجعلنی مقیمالصلوه ومن ذریتی "(ابراهیم/40)
 
 
واین هم کلامی از لقمان است که به فرزند خود چنین می گوید:
 
" یا بنی اقم الصلوه وامر بالمعروف وانه عن المنکر"(لقمان/ 17)
 
پسر من نمازرا بپادار وامر به معروف ونهی ازمنکرکن.
 
نکته جالبی که در آیه آخر وجود دارد اینست که معمولادرکنارنمازسفارش به زکات می شودولی چون در این آیه مخاطب فرزند لقمان (ع) است و نوجوانان معمولااندوخته مالی چندانی ندارند؛ دراین آیه درکنارسفارش به امر به معروف ونهی ازمنکرسفارش شده است.


 نوشته شده توسط حسین عرب جعفری | نظرات 0 |  ادامه مطلب 
یک شنبه 8 تیر 1393  ساعت 2:21 PM
موضوعات
انواع نماز
فلسفه نماز
آموزش نماز
آثار و برکات نماز
نماز ازنگاه معصومین
نماز از نگاه بزرگان
کوله بار نماز
پوستر وعکس
آوا و نوا
طاقچه احساس
مراکز عشق(معرفی سایت)
احکام نماز
خانه های خدا
اسرار نماز
نماز جماعت
نماز جمعه
عوامل جذب و ترک
فرق و مذاهب
اذان و اقامه
اهمیت وجایگاه نماز
امام جماعت
آیات و روایات نماز
آداب نماز
احکام وضو
استفتائات نماز
تفسیر و پیام آیات نماز
عبادت در فرهنگ اسلامی
بانک حدیث،بانک پیامک
آخرين مطالب
ویژه نامه نماز
معراج مؤمن
آداب اقامه نماز در احاديث
جايگاه نماز در روايات
نماز را هرگز به تاخیر میندازید
آیا می دانید نشانه قبولی نماز چیست؟
حدیث در رابطه با اذان و نماز
تأثیر متقابل ایمان و عبادت
آثار و برکات عبادت و بندگی خدا ( قسمت سوم )
آثار و برکات عبادت و بندگی خدا ( قسمت دوم )
آثار و برکات عبادت و بندگی خدا ( قسمت اول )
راه های ایجاد نشاط در عبادت
نیاز اساسی بشر امروز
مخالفت ابلیس از سجده بر آدم
شیوه های جذب فرزندان به نماز
آمار وبلاگ
کل بازديد ها : 41028
تعداد کل پست ها : 105
تعداد کل نظرات : 12
تاريخ آخرين بروز رساني : پنج شنبه 25 دی 1393 
تاريخ ايجاد بلاگ : دوشنبه 3 آذر 1393 

احادیث تصادفی نـماز | دنیای نیاز به نـماز