براي پاسخ به اين سوال اساسي لازم است چند گام برداشته شود:
گام اول :پي بردن به اهميت وضرورت آموختن نماز به فرزندان
زندگى پاكيزه هنگامى به دست خواهد آمد كه انسان دل خود را با ياد خدا زنده نگه دارد تا به كمك آن بتواند با همه جاذبه هاى بدى و فساد مبارزه كند و دست شيطانهاى درونى و برونى را از سر خود كوتاه كند. بدين ترتيب، لازم است براى روبه رو شدن با سردرگمىهاى زندگى و پيشگيرى از انحرافهاى اخلاقى و رفتارى خود و افراد خانواده به ويژه فرزندان، ازنماز اين سرچشمه رحمت الهى جام برداريم؛ زيرا فرزندان، امانتى الهى هستند كه به پدر و مادر سپرده شده اند.
امام سجاد عليه السلام مى فرمايد: حق فرزند بر تو اين است كه بدانى وجود او از توست و بد و خوب او در اين دنيا به تو ارتباط دارد و بدانى كه در سرپرستى او مسئوليت دارى و مسئول تربيت او هستى و او را به خداوند بزرگ راهنمايى كنى.[1]
و چه عملى نيكوتر از نماز كه مى تواند فرزندانمان را به سوى خدا راهنمايى كند و دل آنها را پيش از آنكه شيطان بربايد، در كف خدا نهد.بنابراين تا اهميت جذب به نماز روشن نگردد گامهاي بعدي بي فايده خواهد بود زيرا والدين آن جديت را به خرج نخواهند داد.
گام دوم : اهميت والدين ومربيان به نماز
تا خود کسي که مي خواهد جذب کننده به نماز باشد اهميت به نماز ندهد به عنوان نمونه اول وقت ، به جماعت ودر مسجد نخواند نمي تواند فرزند خويش را به نماز وعبوديت دعوت نمايد وچعوت کننده بايد يک قدم از دعوت شونده جلوتر باشد تا در دعوتش موفق گردد فريده مصطفوى دختر امام مى گويد:كارهاى دينى به ما ديكته نمىشد.
در خانواده وقتى ما رفتار امام را مى ديديم، خود به خود در ما تأثير مى گذاشت و هميشه سعى مى كرديم كه مثل ايشان باشيم، ولو اينكه مثل ايشان نمى شديم. از نظر تربيتى، خود ايشان براى ما يك الگو بودند. وقتى كارى را به ما مى گفتند انجام ندهيد و ما مى ديديم ايشان در عمرشان آن كار را نمى كنند، به طور طبيعى ما هم انجام نمى داديم.
گام سوم: بهره گرفتن والدين از دانش و منش تربيتى
کسي که نمي داند نحوه جذب چگون است نمي تواند جذب کننده باشد ودانستن شيوه هاي جذب در پرتو بدست آوردن اطلاعات در اين زمينه است يا از طريق گوش کردن به سخنان متخصص يا مطالعه کتاب و...تا پس از آن بتواند آنها را اجرا نمايد واين گام مهمي است که متاسفانه خانواده ها به آن اهميت چنداني نمي دهند لذا هر کس خواستار جذب است بايد اطاعات کافي در اين زمينه رابدست آورد تا بتواند اجرا نمايد.
گام چهارم : بدانيم همه روش ها بر همه افراد تاثير گذار نيست
والدين ومربيان بلکه بايد شناسايي کنند که کداميک از روشها بر روي فرزندشان تاثير بيشتري مي گذارد به عنوان نمونه ممکن است بر روي يک شخص محروم نمودن او از يک نياز که نوعي تنبيه است بيشتر از تشويق جواب دهد وبر برخي ديگر بر عکس.
با توجه به چهار گام فوق به ذکر برخى از اين روشها و چگونگى به كارگيرى آنها اشاره مي کنيم:
الف) روش انگيزشى (ايجاد انگيزه در فرزندان)
روش انگيزشى، در مراحل ابتدايى نمازگزارى فرزندان بسيار كارساز است. تشويق، تأييد، پاداش و هديه دادن، از ابزارهاى اين روش است كه والدين مى توانند در تربيت دينى و جذب فرزندانشان به نماز از آن بهره بگيرند.در اين باره نوع رفتار امام خمينى رحمه الله با نوه اش به هنگام نماز بسيار آموزنده است. يكى از نوه هاى امام مى گويد:
وقتى بچه بودم، يكبار كه امام مشغول نماز خواندن بود، من هم رفتم پشت سر ايشان ايستادم و همان كارهايى را كه ايشان انجام مى دادند، من هم تكرار مىكردم. [پس از اتمام نماز] امام چند جلد كتاب كودكان كه همانجا بود، برداشتند [به عنوان هديه] به من دادند. بعدها هر موقع من به اتاق امام مى رفتم، يا ايشان مرا مى ديد، از من مى پرسيد [آيا نمازت را خوانده اى يا نه؟] اگر مى گفتم بله، مى گفتند: آفرين.
ب) روش عبادت جمعى و تأثير آن در نمازخوانى فرزندان
براى آنكه پدر و مادر از نقش الگويى و آموزشى خود به خوبى برآيند، بهتر است به همراه فرزندان و ديگر اعضاى خانواده فريضه نماز را به صورت دسته جمعى به جا آورند. بدين ترتيب، هم امكان سهلانگارى در نماز به كمترين اندازه مىرسد و هم فريضه دينى به شكل گروهى و منظم انجام مى گيرد.
ج) روش تنوع
گوناگونى در برنامه هاى نماز، در ادامهدار شدن نمازگزارى كودكان و نوجوانان بسيار مؤثر است، بدين معنا كه نماز جنبه هاى مختلفى دارد و تنها به بعد فردى محدود نمى شود. فرزندان در خانواده تنها با بعد فردى نماز آشنا مى شوند، ولى براى آشنايى با جنبه هاى فرهنگى، اجتماعى و سياسى نماز شركت دادن آنان به همراه افراد خانواده در نماز جماعت، مسجد و نماز جمعه ضرورى است.
د) روش پرهيز از رفتارهاى ناخوشايند
والدين براى واداشتن فرزندان به نماز، اجازه هرگونه رفتار ناخوشايند را ندارند تا سبب رنجش خاطر فرزندان نشوند به عنوان نمونه :
ـ اعمال قدرت و مجبور كردن كودك و نوجوان به نماز؛
ـ گرفتن وقت تفريح كودك و نوجوان مانند: وقت بازى و تماشاى فيلم، به انگيزه نماز خواندن آنها؛
ـ مقايسه فرزندان خود با كودكان نمازخوان ديگران؛
ـ دعوت كودك به نماز در زمانى كه به تازگى تنبيه شده است؛
ـ خسته كردن كودك يا نوجوان با برنامه هاى اضافى و تعقيبات نماز.
ه) روش عنايتآميز
به رهگيرى از روش عنايتآميز در تربيت دينى و جذب فرزندان به نماز، در بسيارى از موارد مىتواند اثرگذارترين راه باشد. ابزارهاى اين روش، برخوردهاى غيرمستقيم، كريمانه و از روى چشمپوشى است براى نمونه، فريده مصطفوى، دختر امام خمينى رحمه الله ، نقل مى كند:امام كسى را از خواب بيدار نمى كرد، مى گفت خودتان اگر بيدار شديد، بلند شويد نماز بخوانيد؛
اگر بيدار نشديد، مقيد باشيد كه ظهر، قبل از نماز ظهر و عصر، نماز صبحتان را قضا كنيد. زمستان هم كه بلند مى شديم، مى رفتيم سرحوض كه وضو بگيريم، اگر آب گرمى بود، آن را به [بچه ها] مى داد كه وضو بگيرند.
و) روش گفتگو با فرزندان
والدين بايد با دليل و استدلال قوى بتوانند از راه گفتگو و بحث كردن به شكلى محرمانه، رفتار او فرزند را اصلاح كنند. دختر امام خمينى رحمه الله مى گويد:وقتى دختر پنج سالهاى بيش نبودم، يك شب وقتى امام به نماز مشغول شدند و عدهاى هم به او اقتدا كردند، من به جهت دير وضو گرفتن، وقتى به نماز رسيدم كه امام به سجده رفته بودند.
تا ركعت دوم بايد صبر مىكردم، ولى از شدت علاقه اى كه براى خواندن نماز با ايشان داشتم، سريع تكبير گفتم و به خيال اينكه به جماعت وصل شدم، به سجده رفتم. بعد از نماز، مادرم گفت: دخترم نمازت اشكال داشت. دليل آن را هم گفت، اما من نپذيرفتم و اصرار كردم كه حتما به امام بگويم. مادرم به ناچار جريان را به امام گفت. امام با حوصله و سعه صدر يكربع ساعت براى من آن مسئله را توضيح داد كه چرا نبايد آن موقع تكبير مى گفتم و حالا براى رفع اشكال بايد چه كنم.
ز)روش تدريج
لازم نيست روز نخست از فرزند خود بخواهيم که 5 نوبت با ما نماز بگذارد بلکه به ميزان علاقه او از او بايد انتظار نماز داشت لذا ابتدا بايد دليل تکرار نماز در پنج نوبت را براي او ايجاد کرد سپس از او انجام نماز را خواست.
ح)روش استدلال
نماز نياز مادي همانند غذا وآب نيست که انسان براي رفتن بسوي آن نياز به استدلال داشته باشد چون گرسنگي وتشنگي قابل درک است ولي نياز انسان به نماز مادي نيست که قابل درک براي همه افراد باشد لذا بايد با بيان مساله هدف خلقت انسان و محدود نشدن زندگي انسان به دنيا وادامه حيات انسان در برزخ وقيامت واينکه انسان براي رسيدن به کمال نياز به عبوديت دارد وراه عبوديت را خالق مشخص مي کند و خداوند نماز وروزه و..را راه رسيدن به کمال معنوي معرفي نموده است او را قانع نمود که به نماز روي آورد.
پی نوشت ها
[1] وَ أَمَّا حَقُّ وَلَدِكَ فَتَعْلَمُ أَنَّهُ مِنْكَ وَ مُضَافٌ إِلَيْكَ فِي عَاجِلِ الدُّنْيَا بِخَيْرِهِ وَ شَرِّهِ وَ أَنَّكَ مَسْئُولٌ عَمَّا وُلِّيتَهُ مِنْ حُسْنِ الْأَدَبِ وَ الدَّلَالَةِ عَلَى رَبِّهِ وَ الْمَعُونَةِ لَهُ عَلَى طَاعَتِهِ فِيكَ وَ فِي نَفْسِهِ فَمُثَابٌ عَلَى ذَلِكَ وَ مُعَاقَبٌ فَاعْمَلْ فِي أَمْرِهِ عَمَلَ الْمُتَزَيِّنِ بِحُسْنِ أَثَرِهِ عَلَيْهِ فِي عَاجِلِ الدُّنْيَا الْمُعَذِّرِ إِلَى رَبِّهِ فِيمَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ بِحُسْنِ الْقِيَامِ عَلَيْهِ وَ الْأَخْذِ لَهُ مِنْهمن لا يحضره الفقيه ؛ ج2 ؛ ص622
