
قرآن كریم یكی از ویژگیهای انسانهای مؤمن و رستگار را خشوع آنان در نماز دانسته و میفرماید: "به راستی كه مؤمنان پیروز و رستگار شدند، آنان كه در نماز خشوع میكنند".[1] خشوع یعنی تواضع، اظهار ادب بندگی، توجه قلبی و حضور انسان در پیشگاه خداوند با تمام وجود. نمازگزار واقعی كسی است كه به هنگام نماز چنان غرق در تفكر حضور پروردگار است و به راز و نیاز مشغول، كه ذرهای از دل خود را برای غیر خدا و امور مادی خالی نمیگذارد.
پیامبراكرم(ص) مردی را دید كه در حال نماز با ریش خود بازی میكرد، آن حضرت فرمود: "اگر قلب او خاشع بود، اعضا و اندام او نیز چنین بودند".[2] اثربخشی نماز و پذیرش آن، به میزان خشوع و حضور قلب انسان بستگی دارد، همانگونه که امام باقر(ع) میفرماید: " با تمام وجود نماز بخوان، چرا كه در مقابل آن مقدار از نماز پاداش داده خواهی شد كه با حضور قلب انجام میدهی".[3]
راهکارهای ده گانه
عوامل مختلفی برای ایجاد حضور قلب در نماز وجود دارد كه برخی از آنها را یادآور میشویم.
1. پی بردن به اهمیت نماز
مهمترین عامل مؤثر در پیدایش حضور قلب در نماز، اهمیت دادن به راز و نیاز با خدا و ارتباط با او از راه نماز خواندن است. آثار و بركات و نتایج حاصلِ از نماز هر چه برای انسان مهم و ضروری جلوه كند، بر عشق و توجه قلبی او خواهد افزود و او را از توجه به غیر خدا باز خواهد داشت.
2. فهم واژه ها
بی توجهی و نداشتن حضور قلب در نماز، گاه از آنجا ناشی میشود كه نمازگزار با الفاظ عربی آشنا نیست و نمیداند چه بر زبان جاری میكند؛ الفاظی را از كودكی به او آموختهاند و او بدون توجه به معنای آنها فقط طوطی وار تكرار میكند. پر واضح است اینگونه سخن گفتن، نه احساس نیاز به صحبت كردن با خدا را در دل انسان زنده میكند و نه ایجاد كننده حضور قلب است.
3. شرایط و محیط مناسب
حضرت علی(ع) در نامه خود به مالك اشتر می فرماید: "ای مالك، در برنامهی خود بهترین وقتها را برای نماز و ارتباط با خدا قرار بده".[4]
بسیار اتفاق افتاده است كه انسان بیحوصله میشود و انگیزه و شوق انجام هیچ كاری را ندارد، یا موضوع مهمی فكر و ذهن او را به خود مشغول كرده است و یا مشكلی سر راه او قرار گرفته كه او را از اندیشیدن به سایر مسائل زندگی باز میدارد؛ هر چند در چنین اوضاع و احوالی، شرایط مناسب برای حضور قلب در نماز فراهم نیست؛
اما باید سعی شود در هنگام نماز این فکرها را از ذهن خارج کرده و گره گشایی از مشکلات خود را به خداوند واگذاریم و بدانیم در این صورت یا نماز مشکل ما را حل میکند و یا توفیق و قدرت صبر بر آن مشکل را به ما میدهد.
گاهی نیز ممکن است در اطراف انسان، اشیایی وجود داشته باشد كه حواس انسان را از توجه به نماز باز دارد؛ مانند: آیینه، عكس، تلویزیون روشن و... كه از نظر اسلام نماز خواندن در مقابل آنها مكروه است.[5]در چنین محیطی نیز پیدایش حضور قلب برای نمازگزار بسیار مشكل است؛ از این رو برای پیدایش حضور قلب، باید نماز را در شرایط و محیط مناسب به جا آورد.
امام صادق (ع) به یكی از یاران خود میفرماید: " إتَّخِذ مَسجِداً فِی بَیتِكَ": در خانه ی خود محلی را برای مسجد انتخاب كن.[6]
انتخاب مسجد یا محل مناسب برای مناجات و راز و نیاز با خدا در منزل، در ایجاد حضور قلب بسیار تأثیر دارد. وقتی انسان در چنین مكانهایی قرار میگیرد فكر و ذهن او خود به خود از چیزهای دیگر جدا شده و یاد خدا جایگزین آن میگردد و آمادگی انسان برای نماز گزاردن با حضور قلب بیشتر میشود.
4. تعیین وقت اختصاصی برای نماز
یكی از عوامل موفقیت انسان، برنامهریزی است. هر كاری باید در وقتی مشخص انجام شود تا از هدر رفتن نیروها و سر درگمی جلوگیری شود. نماز كه یكی از وظایف ما در شبانه روز است، از این قائده استثنا نیست و باید برای آن زمان مخصوص تعیین گردد.
5. یاد نمازِ وداع
هیچ انسانی نمیداند چند سال زنده خواهد بود، و هر روز این احتمال را میدهد كه شاید فردا زنده نباشد؛ نمازگزاری كه با توجه به این نكته نماز میخواند و چنین تصوری در ذهن او وجود دارد كه شاید این آخرین نمازی باشد كه توفیق انجام آن را دارد، بیشترین حضور قلب را نسبت به سایرین خواهد داشت. خواندن نماز در اول وقت، خود تمرین و گام مهم در این راستا به شمار میرود.
امام صادق (ع) به نمازگزاران توصیه میكنند: "هنگامی كه میخواهی نماز واجب خود را بخوانی، در وقت بخوان و مانند كسی باش كه نماز وداع میخواند و میترسد كه بعد از این توفیق نماز خواندن نصیب او نشود".[7]
6. انجام مستحبات
انجام مستحبات نماز، چه آن اموری كه قبل از آغاز نماز باید انجام شود و مقدمه نماز است؛ مانند اذان، اقامه، پوشیدن لباس سفید، استعمال عطر و بوی خوش و... و چه آن اموری كه همراه نماز یا بعد از آن مستحب است انجام گیرد. رعایت این موارد نیز برای تحصیل حضور قلب در نماز بسیار تأثیر دارند.
7. یاری جستن از خدا
انسانهای والامقام و نزدیكان به درگاه پروردگار، در ضمن دعا و مناجاتهای خود، همواره این خواسته را مطرح میكردهاند كه "خدایا ما را لحظهای به خودمان وامگذار و از شیرینی مناجات و ملاقات با خودت محروم مساز".[8] این درسی است برای ما پیروان و شیعیان آن بزرگواران كه دست نیاز به سوی پروردگار مهربان دراز كرده و از او بخواهیم به ما توفیق عنایت كند كه با تمام وجود و با حضور قلب به درگاهش شرفیاب شویم.
8. تمرین
انسانی كه در طول یك نماز ممكن است بیش از یك لحظه تمركز حواس یا حضور قلب نداشته باشد، میتواند با تمرین و تداوم، به مرور چنان قدرتی پیدا كند كه با تمام وجود به نماز بایستد و در لحظهای از لحظاتِ نمازهای خود چیزی غیر از خدا را در ذهن و قلبش راه ندهد.
9. پرهیز از غذاهاى حرام
امام صادق (ع) میفرماید: "كَسْبُ الحَرامِ یُبینُ فی الذّرّیة؛ درآمد حرام در فرزندان اثر [نامطلوب] میگذارد [و هدایت آنها را دچار مشكل میكند]".[9]
خوراكی كه انسان تناول میكند اگر پلید و حرام باشد، قلب را تیره میسازد، در این صورت دیگر از او امید خیری نیست و پند و اندرز در او اثر نمیكند و سختترین مناظر رقّت بار نیز او را متأثر نمیكند. امام حسین(ع) به لشكریان عمر سعد فرمود: "دلیل اینكه شما نافرمانیام میكنید و به سخن من گوش فرا نمیدهید، این است كه شكمهایتان از حرام پر شده و بر دلهایتان مهر خورده که حق را نمیپذیرید. وای بر شما! آیا انصاف نمیدهید؟ آیا گوش فرا نمیدهید؟".[10]
10 . پرهیز از گناه
گناه آینه قلب را مكدّر ساخته، مانع آن مىشود كه جمال محبوب حقیقى در آن منعكس گردد و با حجابى كه به وجود مىآید، انسانِ دعاكننده یا نمازگزار، خویشتن را در محضر او نمىبیند؛ به همین دلیل، قبل از هر نماز و دعا باید از گناهان توبه كرد و خود را به خدا سپرد.
مردي از حضرت اميرالمؤمين علي (ع) پرسيد: "يا أميرالمؤمنين إني قد حرمت الصلاة بالليل! فقال أميرالمؤمنين(ع) أنت رجلٌ قَد قَيَّدَتكَ ذُنُوبُك":من از نماز شب محروم شدم. حضرت فرمود: تو كسي هستي كه گناهان تو مقيّدت نموده است، (تو آزاد نيستي و در قيد و بند گناهانت هستي).[11]
امام صادق(ع) فرمود: "اِنَّ الرَجُلَ يَذْنِبُ الذَّنْبَ فَيَحْرُمُ صَلاة َاللَّيْلِ وَ اِنَّ الْعَمَلَ السَّيّيءَ اَسْرَعُ في صَاحِبِهِ مِنَ السِّكِين فِي اللَّحْمِ": كسي كه مرتكب گناهي شود، از نماز شب محروم ميگردد و به درستي كه نفوذ اثر كار ناپسند در انجام دهندهی آن، از نفوذ چاقو در گوشت سريعتر است.[12]
پی نوشت ها
[1] . مؤمنون/ آیه1و2.
[2] . جامع الاحادیث، ج2، ص 253، حدیث 67.
[3] . بحارالانوار، همان، ص 201.
[4] . "واجعل افضل اوقاتك للصلاة...".نهج البلاغه، نامه 53.
[5] . برای آگاهی بیشتر به رسالهی عملیهی مراجع تقلید خود (قسمت مكروهات نماز) مراجع كنید.
[6] . وسائل الشیعه، ج3، ص555.
[7] . بحارالانوار، ج84، ص232.
[8] . اشاره به دعای معروف: "إلهی لا تَکِلنی إلی نَفسی طَرفَةَ عَینٍ أبداً".
[9] . وسائل الشیعه، ج12، ص53.
[10] . نفس المهموم، محدث قمی، ترجمه كمرهاي، ص110.
[11] . كافي، ج3، ص450.
[12] . کافی، ج2، ص 273.
معناي «حضور قلب» اين است كه انسان بداند مشغول چه كاري است و با توجه كاملْ آن را انجامدهد؛ يعني به آن كار توجه داشتهباشد و فقط هم به آن كار توجه داشتهباشد.
يعني نسبت به امور ديگر، بيتوجه باشد. مثلا در روايات تعبير يعلم ما يقول فيهما[1] (الرکعتين) و تعبير لميحدث فيهما بشيءمن امور الدنيا[2] يا اينکه شخص متوجه باشد چگونه نماز مي گذارد وبه کميت وکيفيت آن دقت داشته باشد بنابر اين اگر کس در نماز دچار شک گرديد نشان از عدم حضور قلب او درنماز است
در حضور قلب، حتي موقع انجام يك بخش نبايد ذهن متوجه بخشهاي ديگرِ همان عمل باشد. مثلاً موقع قرائت، نبايد به ركوع فكركند و ... .
اين كه گفتهميشود: «براي حضور قلب، به معاني نماز توجهكنيد.»، يعني الفاظ را به قصد و با ارادة جدي بگوييد، نه اين كه الفاظ عربي را بخوانيم و در ذهن ترجمه را هم مروركنيم. نماز، متشكّل از اذكار و افعالي است كه هر دو معنيدار هستند. معنيدار بودنِ الفاظ، روشن است. ولي براي فهم معنيدار بدون افعال نماز، توجه به اسرارالاصلاة ومطالعه کتابهايي در اين زمينه لازم است.
پی نوشت ها
[1] الكافي (ط - دارالحديث)، ج6، ص: 15 أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام يَقُولُ: «مَنْ صَلّى رَكْعَتَيْنِ يَعْلَمُ مَا يَقُولُ فِيهِمَا، انْصَرَفَ وَ لَيْسَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ ذَنْب.
[2] عوالي اللئالي العزيزية في الأحاديث الدينية ؛ ج1 ؛ ص322وَ قَالَ ص مَنْ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ وَ لَمْ يُحَدِّثْ فِيهِمَا نَفْسَهُ بِشَيْءٍ مِنْ أُمُورِ الدُّنْيَا غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ذُنُوبَه.
-معيار قبولي نماز
در روايات فراواني شرط قبولي نماز حضور قلب در آن دانسته شده است به عنوان نمونه پيامبر اعظم فرمودند: نمازي هست که نصف آن پذيرفته مي شود و يا يک سوم آن و يا يک چهارم آن و يا يک پنجم آن پذيرفته مي گردد، و بالآخره نمازي هست که يک دهم آن پذيرفته مي شود، و برخي از اقسام نماز چون جامه کهنه در هم پيچيده شده به صورت نمازگزار زده مي شود. به درستي که از نماز سودي به تو نمي رسد جز به مقداري که توجه قلبي و اقبال دروني داشته باشي[1]
-رسيدن به آثارمعنوي فراوان
نمازي که با حضور قلب همراه باشد مسلم ست که آثار وبرکات فراواني را نسبت به نماز هاي ديگر داراست به عنوان نمونه پيامبراعظم فرمودند: کسي که در يک نماز واجب، قلب خود را از افکار پراکنده باز دارد و رکوع و سجود و خشوع آن را به طور کامل انجام دهد، آنگاه خداي تبارک و تعالي را تقديس و تمجيد و ستايش کند و تا هنگام فرا رسيدن نماز ديگر کار بيهوده انجام ندهد، خداوند براي او پاداش حج و عمره مي نويسد و او را از اهل عليّين قرار مي دهد[2]
پی نوشت ها
[1] بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج81 ؛ ص260 عَنِ النَّبِيِّ ص إِنَّ مِنَ الصَّلَاةِ لَمَا يُقْبَلُ نِصْفُهَا وَ ثُلُثُهَا وَ رُبُعُهَا وَ خُمُسُهَا إِلَى الْعُشْرِ وَ إِنَّ مِنْهَا لَمَا يُلَفُّ كَمَا يُلَفُّ الثَّوْبُ الْخَلَقُ فَيُضْرَبُ بِهَا وَجْهُ صَاحِبِهَا وَ إِنَّمَا لَكَ مِنْ صَلَاتِكَ مَا أَقْبَلْتَ عَلَيْهِ بِقَلْبِكَ.
[2] من لا يحضره الفقيه ؛ ج1 ؛ ص211وَ قَالَ ع كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَقُولُ- مَنْ حَبَسَ نَفْسَهُ عَلَى صَلَاةٍ فَرِيضَةٍ يَنْتَظِرُ وَقْتَهَا فَصَلَّاهَا فِي أَوَّلِ وَقْتِهَا فَأَتَمَّ رُكُوعَهَا وَ سُجُودَهَا وَ خُشُوعَهَا ثُمَّ مَجَّدَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عَظَّمَهُ وَ حَمَّدَهُ حَتَّى يَدْخُلَ وَقْتُ صَلَاةٍ أُخْرَى لَمْ يَلْغُ بَيْنَهُمَا «2» كَتَبَ اللَّهُ لَهُ كَأَجْرِ الْحَاجِّ وَ الْمُعْتَمِرِ وَ كَانَ مِنْ أَهْلِ عِلِّيِّينَ.
بايد توجه داشت که کسب حضور قلب مانند کسب يک مهارت است(مثلا مهارت تايپ يا رانندگي يا خطاطي) ونياز به تلاش دارد نه اينکه با ذکر و وردي انجام شود. و توقّع حصول دفعي آن در هر شرايطي دور از واقعيت است.
مهمترين راه ها
- استمداد از خداوند : انسان حقيقتا از خداوند بخواهد که او را مقيم نماز قرار دهد همانگونه که حضرت ابراهيم درخواست نمود : ربّ اجْعلني مقيم الصلوه ... .
- افزايش معرفت: فهم اهميت نماز و توجه به آنچه در باب اهميت نماز گفتهشد مي تواند موجب حضور قلب بيشتر شود چون كاري كه براي انسان مهم باشد، انسان آن را با توجه انجامميدهد، بلكه در هنگام كارهاي ديگر هم حواسش به آن است و لذا اگر اهميت نماز روشن شود، انسان در موقع كارهاي ديگر، حضور قلبش را از دست نخواهدداد و متوجه نماز خواهدبود. خوشا آنان كه دائم در نمازند! شاهدش همين است كه در نماز، كارهايي كه براي ما مهم است، حواسمان را پرتميكند و ما را مشغول به خود ميكند.
توسل هميشگي به امام زمان عليهالسلام که واسطه فيض است از ديگر عواملي است که باعث ايجاد حضور قلب در نماز مي گردد : بكم تُقبَل الطاعة المفترضة. انصراف قلب از غير خدا به مجرد التفات: يعني پرهيز از انصراف اختياري.
برای قضا شدن نشدن نماز صبح و سحرخیزی چه باید کرد؟
برای حل این مشکل، باید به سراغ ریشه و اساس این مسئله توجه ویژه مبذول داشت. در یک نگاه کلی، عوامل سلب توفیق از نماز صبح و همچنین نماز شب به دو گروه عمده دسته بندی می شود:
الف: عوامل مادی
که برخی از این عوامل شامل موارد ذیل می باشد:
1. نبود برنامه ریزی و نظم در زندگی
از مهمترین عوامل مادی که مانع از توفیق درک نماز صبح میگردد، فقدان برنامه ریزی و نظم در زندگی است. فقدان برنامهای منظم برای خواب و یا ایجاد مشغله های پراکنده و فراتر از توانایی های خود، نتیجه ای جز ایجاد خستگی مفرط و قضای شدن نماز در بر نخواهد داشت.
2. پرخوری در شب
علت دیگر، خواب طولانی و سنگین ناشی از پرخوری در شب میباشد. حضرت عیسی(ع) خطاب به بنیاسرائیل فرمود: "ای بنی اسرائیل! خوردن خود را زیاد نکنید، زیرا هر کس بر خوردن خود بیفزاید، بر خوابیدن خود هم می افزاید و هر کس که بر خواب خود بیفزاید، از نماز کم می گذارد [و در نتیجه] در زمره غافلان نوشته می شود". [1]
3. کسلی و تنبلی افراد
برخی وقتها بیدار نشدن برای نماز، ربطی به مسائل حاشیه ای ندارد و خود فرد ذاتاً فردی تنبل و بی حال است که برای امور عادی زندگی نیز کم می گذارد، حال چنین شخصی برای مسائل معنوی روشن تر است؛ زیرا به فرموده امام علی(ع): "مَن كَسَل عَن أمرِ دُنیاه فَهُو عَن أمر آخِرتِه أكسلَ":كسى كه در كار دنیا تنبل باشد، در كار آخرتش تنبل تر است[2].
4. غرق شدن در مسائل مادی و دنیوی
حضرت عیسی(ع) نقش دنیازدگی را در بی حوصلگی افراد نسبت به عبادات این چنین ترسیم می نماید: "همچنان که بیمار بر غذاى لذیذ نگاه میکند و به دلیل شدت درد، لذّت آن را نمىچشد، فرد دنیا طلب نیز همراه با عشق به مال، نه لذّتى از عبادت مى برد و نه شیرینى و حلاوتش را مى چشد".[3]
5. خوردن غذاهای نامناسب در شب
برخي از غذاها به گونه اي هستند که باعث سستی اعصاب و بدن مي شوند؛ لذا اگر شبها از ماست، دوغ و مانند آن استفاده شود، خواب بر انسان چيره میشود. هم چنین، خوردن غذاهاي چرب و سنگين موجب سنگيني خواب شده، بيدار شدن را برای انسان دچار مشکل می سازد.
ب: عوامل معنوی
1. ضعف در خداشناسی
از مهمترین عوامل معنوی که موجب میشود انسان برای ادای فریضه صبح به سختی از خواب بیدار گردد، عدم معرفت و شناخت نسبت به خداوند متعال و الطاف وی است. به راستی اگر شما با یکی از مسئولین که حل مشکلتان در دست اوست، قراری گذاشتهاید و یقین دارید که وی در همان ساعت مقرر منتظر شما است، آیا واقعاً شب به راحتی میخوابید و دیر بر سر قرار حاضر شده و یا با کسالت با وی مواجه میشوید؟
اگر انسان نسبت به الطاف الهی کمترین معرفتی داشته باشد و بداند که کسی که قرار است به هنگام نماز با وی صحبت کند، همانی است که ما را از نیستی به دنیا آورده و تمامی نعمتهای خود را بر ما ارزانی داشته، تا به نهایت کمال و درجات بالای بهشتی دست پیدا کند، همانی که اختیار کمی و زیادی روزی ما را دارد، همانی است که مرگ و زندگی ما در ید قدرت اوست و... با این حال، آیا نسبت به نماز با بی حالی برخورد خواهیم کرد و یا آنکه سر از پا نشناخته، عاشقانه و با تمام وجود به اقامه نماز خواهیم پرداخت.
2. گناه
اعمال و رفتاری که انسان در طول روز انجام میدهد، نقش بسیار مهمی در توفیق انسان نسبت به عبادات دارد. هر چه در شبانه روز کارهای شایسته از انسان سر بزند، توفیقات انسان نیز برای اعمال خوب دیگر بیشتر فراهم میشود و هرچه به گناه آلوده شود، توفیق اعمال خوب از وی سلب میگردد، لذا باید نسبت به این مسأله بسیار حساس بود تا به واسطه گناه، درک لذت سحرخیزی را از دست نداد.
3. ضعف اراده
سحرخیزی اراده و عزم می خواهد، دوست داشتن تنها کافی نیست. باید با تصمیم جدی خوابید. ضعف اراده از مهمترین عوامل محروم ماندن از سحرخیزی میباشد. باید با این ضعف و سستی اراده مبارزه کرد. امام علی(ع) میفرمایند: "ضادُّوا التَّوانِیَ بِالعَزمِ": به وسیله عزم، با سستی مبارزه کنید.[4]
وضو گرفتن، خواندن سوره های توحید و معوذتین، ذکر صلوات و تسبیحات اربعه و تسبیح حضرت زهرا(س)، قرائت آیة الکرسی، به ویژه خواندن آیهی آخر سوره ی کهف و نیز توسل به امام زمان(عج) برای محروم نماندن از فیض نماز اول وقت و... از جمله اموری است که خواب مؤمن را همراه با هدف و انگیزه می کند و این توجه و هدفمندی در بیداری صبح تأثیرگذار خواهد بود.
پی نوشت ها
[1] . مجموعة ورام، ج1، ص 47.
[2] . وسائل الشيعه، ج12، ص37.
[3] . تحف العقول، ص483.
[4] . غرر الحكم و درر الكلم، ص427.
چه کنيم تا در نماز خود شک نکنيم؟
افرادي که در نماز دچار شک و ترديد ميگردند، دو دسته اند:
الف) افردي که در همه مسايل زندگي خود شک ميکنند و شک آنها منحصر در نماز نيست؛
ب) افرادي که فقط در نماز دچار شک ميگردند؛
افراد دسته اول بايد به روانشناسان و متخصصين مربوطه مراجعه و در باب وظيفه شرعي نيز، بايد به حکم "کثير الشک؛ کسي که زياد شک مي کند" که تفصيل آن در رساله توضيح المسائل عمليه آمده است، عمل کنند.
ولي افراد دسته دوم براي درمان شک خود، بايد چند گام به شرح زير بردارند:
گام اول: اينکه انسان در نماز دچار شک ميگردد و در بقيه مسايل زندگي خود دچار شک نميشود، گاه بيانگر اين نکته است که به اندازهاي که به مسايل روزمره خود اهميت ميدهد، به نماز اهميت نميبخشد؛ لذا انسان بايد در گام اول، با فلسفه، ارزش و جايگاه نماز آشنايي يابد که در کتابهاي مختلف و آيات و روايات فراوان بدانها پرداخته شده است.
گام دوم: شک در نماز از عدم حضور قلب و حواس پرتي ايجاد ميگردد؛ لذا بايد عوامل ايجاد حضور قلب را شناخت و نسبت به مراعات آن همت گمارد. بديهي است که ذهن انسان در يک لحظه نمي تواند به دو مسأله فکر کند؛ لذا يا بايد متوجه معاني نماز باشد يا متوجه کارهاي روزمره باشد،
پس بايد به مفهوم و ترجمه جملات نماز هنگام بيان الفاظ توجه داشته باشد و تا معناي جملات در ذهن نيامده و ذهن متمرکز نشده، الفاظ را بيان نکند. اين عمل باعث ميشود که حواس انسان جمع جملات و رکعات نماز گردد. همچنين انتخاب مکان خلوت، نقش بسزايي در تمرکز انسان خواهد داشت.
گام سوم: بايد دانست که شک و ترديد از ناحيه دشمن نماز، يعني شيطان است و او به اين ترتيب ميخواهد انسان را از نماز بازدارد؛ لذا بايد از شرّ وسوسه او به خداوند پناهنده شد و با گفتن اذکاري همچون "اعوذ بالله من الشيطان الرجيم" و "لا حولَ ولا قوةَ اِلّا بالله العلي العظيم"، قبل از نماز شيطان را از خود دور نماييم.
بندگي وعبد واقعي خدا شدن مقام بسياربزرگي است که انسانهاي برگزيده خدا به آن رسيده اند. البته راه براي تمامي انسانها باز است. نماز راهي است که انسان را به اين مقام ميرساند. استفاده از نسخه نماز شرايطي دارد که عبارتند از:
الف. رعايت نيت
نيت رکن هرعملي است که اگر نباشد و يا همراه با آفتي مثل خودنمايي و ريا باشد آن عمل پوچ و بدون فايده است. درنماز اگرنيت عمدا يا سهوا ترک شود نماز باطل است يعني انسان با رعايت داشتن نيت الهي به مقام بندگي ميرسد.
ب. رعايت طهارت
همانطور که دست زدن به قرآن نياز به طهارت ظاهري دارد، دستيابي به معاني باطني نماز، طهارت ظاهري و باطني ميطلبد بدون رعايت پاکي و دوري از نجاسات راهي براي دستيابي معاني دروني نماز نيست.
ج. رعايت جهت
از شرايط صحت وقبولي نماز اين است که رو به قبله خوانده شود حتي کسي که قبله را نميتواند تشخيص دهد بايد نمازش را به چهار طرف اصلي بخواند. رعايت قبله اشاره به اين دارد که براي رسيدن بندگي بايد جهت داشت که آن هم جهت الهي است وفقط بايد در سمت خدا قرار گرفت و همرنگ خدا شد. به همين علت است که سفارش شده به نشستن رو به قبله هنگام غذاخوردن، خوابيدن و...
د. رعايت داشتن امام
درنماز اگر مأموم از امام پيروي نکند گناه کرده وجماعتش باطل است و از جرگه جماعت خارج و از رحمت خاص خداوند در اين مورد بي بهره خواهد بود. در مسير بندگي اگر امام نداشته باشيم راه راگم کرده و به جايي نميرسيم.
هر چند نمي توان همه راهکار ها را در موثر شدن نماز انسان بيان نمود لکن به چند مورد از مهمترين آنها اشاره مي نماييم :
1- يادگرفتن احكام
يادگرفتن و رعايتكردن احكام نماز از قبيل واجبات، اركان، مبطلات، مقدمات و ... چرا که بدون اينها ممکن است نماز باطل انجام شود..
2-رعايت آداب ظاهري نماز
ـ انتخاب مكان مناسب
بديهي است که نماز ارتباط با خالق است وهمزمان در مکاني که انسان با ساير مخلوقين ارتباط دارد نمي تواند ارتباط موثر خود با خالق را برقرار نمايد براي همين در اسلام توصيه شده است حتي المقدورانسان نماز را در مسجد بگذارد يا اينکه در منزل خود مکايي مخصوص نماز داشته باشد.
ـ انتخاب لباس مناسب
اينکه در روايات ما نماز خواندن در لباس کثيف و سياه وتنگ مکروه معرفي شده ست ونماز در لباس تميز وخوشبو وبا عبا مستحب معرفي شده است اشاره به همين مطلب دارد که رعايت اين امر خود در ميزان ارزشمند شدن وموثر واقع شدن نماز انسان تاثير گذار است.
- پرهيز از حركتهاي اضافي كه منافي با حضور قلب است
به عنوان نمونه در روايت ما از بازي کردن با وتوجه به اطراف در نماز نهي شده است که البته هر کاري که منافات با حضور قلب در نماز داشته باشد سزاوار نيست.
-پرهيز از نماز در حالت كسالت وبي توجهي
قرآن کريم مي فرمايد در زماني که مست هستيد نزديک نماز نگرديد که اين مستي تنها مستي شراب نيست بلکه هر نوع حالتي که انسان متوجه کلماتي که ادا مي کند نباشد مستي است کسي هم که مست خواب است اين چنين حالتي را دارد لذا در روايات به مستس خواب تاويل شده است.
قرآن کريم يکي از صفات منافقين را کسالت هنگام نماز معرفي مي نمايد کنايه از اينکه مواظب باشيد کسالت در نماز نشانه نفاق است قرآن مي فرمايد : إِنَّ الْمُنافِقينَ يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى يُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلاَّ قَليلاً.
-توجهنكردن به راست و چپ:
رَوَى مُعَاذُ بْنُ جَبَلٍ عَنْهُ ع أَنَّهُ قَالَ مَنْ عَرَفَ مَنْ عَلَى يَمِينِهِ وَ شِمَالِهِ مُتَعَمِّداً فِي الصَّلَاةِ فَلَا صَلَاةَ لَهُ.
3-تلاش براي افزايش حضور قلب با برطرفكردن موجبات حواسپرتي
ـ بينظمي:
اگر كارهاي انسان منظم باشد، موقع نماز ميداند كه فعلاً تنها كارش نماز است. ولي وقتي نامنظم باشد به عنوان مثال: اگر روحاني است، موقع نماز، منبر تهيه ميكند. و اگر خانهدار است، به فكر تهية غذا و نوع آن و ... است. و اگر دانشآموز است، فكر تكليف و امتحان را ميكند.
يعني بينظمي انسان، راه را براي ورود شيطان بازميكند اينجاست که کلام نوراني رسول خدا معنا پيدا مي کند که هنگامي که انسان مشغول نماز مي شود شيطان به سراغ او مي آيد ومي گويد به ياد فلان مطلب باش به ياد فلان مطلب باش و(به حدي هواس انسان را پرت مي کند ) که شخص نمي داند بالاخره چند رکعت نماز خواند
ويا مثل صحبتكردن با ديگران، مشاهدة تلويزيون و .... خواندن اخبار و نظير اينها چند لحظه قبل از نماز. چون اگر تا قبل از گفتن تكبيرةالاحرام نفْسْ مشغول اين امور باشد، مشكل ميتواند موقع نماز متوجه خدا باشد.
-انجام نماز در اول وقت
اگر ما برتري آخرت بر دنيا را مي دانستيم مي فهميديم که نماز اول وقت چه فضيلتي نسبت به آخر وقت دارد داردصادق آل محمد فرمودند :إِنَّ فَضْلَ الْوَقْتِ الْأَوَّلِ عَلَى الْآخِرِ كَفَضْلِ الْآخِرَةِ عَلَى الدُّنْيَا وَ قَالَ ع أَوَّلُ الْوَقْتِ رِضْوَانُ اللَّهِ وَ آخِرُهُ عَفْوُ اللَّهِ وَ الْعَفْوُ لَا يَكُونُ إِلَّا مِنْ ذَنْبٍ(گويي كسي كه نماز را آخر وقت ميخواند، مستحق گوشمالي است و اين نمازش تنها موجب بخشودگياش ميشود وآن آثاري که براي نماز اول وقت است براي او نخواهد بود ).
- توجه به معاني و اسرار نماز و رعايت آداب آن
همة عبادات و از جمله نماز، داراي اسراري است که توجه به آن از جمله اسرار تخلي ،وضو ،تيمم واجزاي نماز که در بخش اسرار بدان پرداخته ايم مي تواند نماز انسان را ترفيع بخشد، انجام نماز به جماعت ودر مسجد که در فضيلت آن در جاي خود سخن گفته شده است نيز از مهمترين راهکار هاي عملي براي ارتقاء بخشيدن به نماز است.
زيرا هم براي نماز در مسجد بصورت فرادا آثاري است که در روايت امام مجتبي بدان اشاره گرديد وهم براي نماز به جماعت که موجب ترفيع نماز انسان مي گردد که توصيه مي گردد سوالات مربوط به مسجد ونماز جماعت مورد دقت قرار گيرد
-اهتمام به تعقيبات نماز
يکي از مواردي که بسيار مورد غفلت قرار ميگيرد وموجب رشد وتعالي نماز انسان است توجه به تعقيبات نماز است شايد سوال شود بعد از انکه نماز انسان به اتمام رسيد تعقيبات ديگر چه نقشي در تعالي نماز انسان دارد در پاسخ بايد گفت همانگوه که توجه به مقدمات نماز همچون ادان واقامه رشد نماز را به دنبال دارد توجه به تعقيبات نيز چنين است.
زيرا نماز عبارت از يک مجموعه است که مقدمات ومقارنات وتعقيبات آن همه با هم انسان را رشد مي دهد به عنوان نمونه توجه به تسبيحات صديقه طاهره سلام الله عليها که مهمترين تعقيب نماز است توجه به آن است که نمازي که انسان مي گزارد بيانگر تمام توحيد نمي باشد و اين اعتراف با اذکار تسبيحات حاصل مي گردد.
به عبارتي ديگر بجا آوردن نماز ،روبروي قبله ايستادن وخداوند را ستايش کردن گرچه بالاترين مقام براي آدمي است اما چه نيکو است که بعد از پايان نماز بنشيد وبه فاصله خويش تا خدا نيک واقف گردد وبا گفتنالله اکبر به خويشتن اين نکته را گوشزد نمايد که خدايي که او را در نماز ستايش کردم فراتر از آن است که با زبان من ستوده شود وبراي اين فرصت ستايش او را تحميد مي کنم با الحمد لله ودر انتها نيز خدارا از هر آنچه انديشه من نسبت به خداوند در خود جاي داده و تصور نموده بوده تسبيح وتنزيه نمايم لذا مي گويمسبحان الله وبا گفتن يک لا اله الا الله به عجز خود اعتراف مي کنيم که تنها مي دانيم هيچ معبودي جز او نيست حال چه صفاتي دارد در سيطره عقل ما نمي گنجد.