صفحه نخست           پست الكترونيك           نشاني rss وبلاگ
نماز نور چشم من است...
نماز دنیایی بدون از ترس و واهمه،نماز سنگر عشق...
آرشيو مطالب
خرداد 1393
تیر 1393
مرداد 1393
شهریور 1393
مهر 1393
آبان 1393
آذر 1393
دی 1393
اسفند 1393
پيوندها
فرهنگ یار
شهر نماز
سازمان تبلیغات اسلامی
انصار کلیپ
روشنگری
پایگاه تخصصی غدیر
وصال پروانه ها
شیعه مدیا
کانون تخصصی عفاف و حجاب اصفهان
طهور
باصادقین
حرف آخر
داستان های بحارالانوار
عاشقان ولایت
عاشقان ولایت
برکت نماز
نماز
کعبه دلها
ستاد اقامه نماز
فطرس
بانک نماز
انتخاب 90
جهاد ولایت
همه با همت ،تلاش وکار
مصباح 90+1
راسخون
وبلاگ راسخون
در این وبلاگ کلیه ی نیازهای شما در مورد نماز وقرآن برطرف خواهد شد و ...
شیوه های جذب فرزندان به نماز

براي پاسخ به اين سوال اساسي لازم است چند گام برداشته شود:
گام اول :پي بردن به اهميت وضرورت آموختن نماز به فرزندان
زندگى پاكيزه هنگامى به دست خواهد آمد كه انسان دل خود را با ياد خدا زنده نگه دارد تا به كمك آن بتواند با همه جاذبه‏ هاى بدى و فساد مبارزه كند و دست شيطان‏هاى درونى و برونى را از سر خود كوتاه كند. بدين ترتيب، لازم است براى روبه‏ رو شدن با سردرگمى‏هاى زندگى و پيش‏گيرى از انحراف‏هاى اخلاقى و رفتارى خود و افراد خانواده به ويژه فرزندان، ازنماز اين سرچشمه رحمت الهى جام برداريم؛ زيرا فرزندان، امانتى الهى هستند كه به پدر و مادر سپرده شده‏ اند.
 
امام سجاد عليه‏ السلام مى‏ فرمايد: حق فرزند بر تو اين است كه بدانى وجود او از توست و بد و خوب او در اين دنيا به تو ارتباط دارد و بدانى كه در سرپرستى او مسئوليت دارى و مسئول تربيت او هستى و او را به خداوند بزرگ راهنمايى كنى.[1] 
و چه عملى نيكوتر از نماز كه مى ‏تواند فرزندانمان را به سوى خدا راهنمايى كند و دل آنها را پيش از آنكه شيطان بربايد، در كف خدا نهد.بنابراين تا اهميت جذب به نماز روشن نگردد گامهاي بعدي بي فايده خواهد بود زيرا والدين آن جديت را به خرج نخواهند داد.
 
گام دوم : اهميت والدين ومربيان به نماز
تا خود کسي که مي خواهد جذب کننده به نماز باشد اهميت به نماز ندهد به عنوان نمونه اول وقت ، به جماعت ودر مسجد نخواند نمي تواند فرزند خويش را به نماز وعبوديت دعوت نمايد وچعوت کننده بايد يک قدم از دعوت شونده جلوتر باشد تا در دعوتش موفق گردد فريده مصطفوى دختر امام مى ‏گويد:كارهاى دينى به ما ديكته نمى‏شد. 
در خانواده وقتى ما رفتار امام را مى ‏ديديم، خود به خود در ما تأثير مى ‏گذاشت و هميشه سعى مى ‏كرديم كه مثل ايشان باشيم، ولو اينكه مثل ايشان نمى‏ شديم. از نظر تربيتى، خود ايشان براى ما يك الگو بودند. وقتى كارى را به ما مى ‏گفتند انجام ندهيد و ما مى ‏ديديم ايشان در عمرشان آن كار را نمى ‏كنند، به طور طبيعى ما هم انجام نمى‏ داديم.

گام سوم: بهره گرفتن والدين از دانش و منش تربيتى
کسي که نمي داند نحوه جذب چگون است نمي تواند جذب کننده باشد ودانستن شيوه هاي جذب در پرتو بدست آوردن اطلاعات در اين زمينه است يا از طريق گوش کردن به سخنان متخصص يا مطالعه کتاب و...تا پس از آن بتواند آنها را اجرا نمايد واين گام مهمي است که متاسفانه خانواده ها به آن اهميت چنداني نمي دهند لذا هر کس خواستار جذب است بايد اطاعات کافي در اين زمينه رابدست آورد تا بتواند اجرا نمايد.

گام چهارم :  بدانيم  همه روش ها بر همه افراد تاثير گذار نيست
والدين ومربيان بلکه بايد شناسايي کنند که کداميک از روشها بر روي فرزندشان تاثير بيشتري مي گذارد به عنوان نمونه ممکن است بر روي يک شخص محروم نمودن او از يک نياز که نوعي تنبيه است بيشتر از تشويق جواب دهد  وبر برخي ديگر بر عکس.

با توجه به چهار گام فوق به ذکر برخى از اين روش‏ها و چگونگى به كارگيرى آنها اشاره مي کنيم:
الف) روش انگيزشى (ايجاد انگيزه در فرزندان)
روش انگيزشى، در مراحل ابتدايى نمازگزارى فرزندان بسيار كارساز است. تشويق، تأييد، پاداش و هديه دادن، از ابزارهاى اين روش است كه والدين مى ‏توانند در تربيت دينى و جذب فرزندانشان به نماز از آن بهره بگيرند.در اين باره نوع رفتار امام خمينى رحمه ‏الله با نوه‏ اش به هنگام نماز بسيار آموزنده است. يكى از نوه‏ هاى امام مى‏ گويد:
وقتى بچه بودم، يك‏بار كه امام مشغول نماز خواندن بود، من هم رفتم پشت سر ايشان ايستادم و همان كارهايى را كه ايشان انجام مى ‏دادند، من هم تكرار مى‏كردم. [پس از اتمام نماز] امام چند جلد كتاب كودكان كه همان‏جا بود، برداشتند [به‏ عنوان هديه] به من دادند. بعدها هر موقع من به اتاق امام مى ‏رفتم، يا ايشان مرا مى ‏ديد، از من مى‏ پرسيد [آيا نمازت را خوانده ‏اى يا نه؟] اگر مى ‏گفتم بله، مى ‏گفتند: آفرين.

ب) روش عبادت جمعى و تأثير آن در نمازخوانى فرزندان
براى آنكه پدر و مادر از نقش الگويى و آموزشى خود به خوبى برآيند، بهتر است به همراه فرزندان و ديگر اعضاى خانواده فريضه نماز را به صورت دسته‏ جمعى به جا آورند. بدين ترتيب، هم امكان سهل‏انگارى در نماز به كمترين اندازه مى‏رسد و هم فريضه دينى به شكل گروهى و منظم انجام مى ‏گيرد.

ج) روش تنوع
گوناگونى در برنامه ‏هاى نماز، در ادامه‏دار شدن نمازگزارى كودكان و نوجوانان بسيار مؤثر است، بدين معنا كه نماز جنبه‏ هاى مختلفى دارد و تنها به بعد فردى محدود نمى ‏شود. فرزندان در خانواده تنها با بعد فردى نماز آشنا مى‏ شوند، ولى براى آشنايى با جنبه‏ هاى فرهنگى، اجتماعى و سياسى نماز شركت دادن آنان به همراه افراد خانواده در نماز جماعت، مسجد و نماز جمعه ضرورى است.

د) روش پرهيز از رفتارهاى ناخوشايند
والدين براى واداشتن فرزندان به نماز، اجازه هرگونه رفتار ناخوشايند را ندارند تا سبب رنجش خاطر فرزندان نشوند به عنوان نمونه :
ـ اعمال قدرت و مجبور كردن كودك و نوجوان به نماز؛
ـ گرفتن وقت تفريح كودك و نوجوان مانند: وقت بازى و تماشاى فيلم، به انگيزه نماز خواندن آنها؛
ـ مقايسه فرزندان خود با كودكان نمازخوان ديگران؛
ـ دعوت كودك به نماز در زمانى كه به تازگى تنبيه شده است؛
ـ خسته كردن كودك يا نوجوان با برنامه‏ هاى اضافى و تعقيبات نماز.

ه) روش عنايت‏آميز
به ره‏گيرى از روش عنايت‏آميز در تربيت دينى و جذب فرزندان به نماز، در بسيارى از موارد مى‏تواند اثرگذارترين راه باشد. ابزارهاى اين روش، برخوردهاى غيرمستقيم، كريمانه و از روى چشم‏پوشى است براى نمونه، فريده مصطفوى، دختر امام خمينى رحمه ‏الله ، نقل مى ‏كند:امام كسى را از خواب بيدار نمى ‏كرد، مى ‏گفت خودتان اگر بيدار شديد، بلند شويد نماز بخوانيد؛ 
اگر بيدار نشديد، مقيد باشيد كه ظهر، قبل از نماز ظهر و عصر، نماز صبحتان را قضا كنيد. زمستان هم كه بلند مى ‏شديم، مى‏ رفتيم سرحوض كه وضو بگيريم، اگر آب گرمى بود، آن را به [بچه‏ ها] مى داد كه وضو بگيرند.

و) روش گفت‏گو با فرزندان
والدين بايد با دليل و استدلال قوى بتوانند از راه گفت‏گو و بحث كردن به شكلى محرمانه، رفتار او فرزند را اصلاح كنند. دختر امام خمينى رحمه ‏الله مى‏ گويد:وقتى دختر پنج ساله‏اى بيش نبودم، يك شب وقتى امام به نماز مشغول شدند و عده‏اى هم به او اقتدا كردند، من به جهت دير وضو گرفتن، وقتى به نماز رسيدم كه امام به سجده رفته بودند. 
تا ركعت دوم بايد صبر مى‏كردم، ولى از شدت علاقه ‏اى كه براى خواندن نماز با ايشان داشتم، سريع تكبير گفتم و به خيال اينكه به جماعت وصل شدم، به سجده رفتم. بعد از نماز، مادرم گفت: دخترم نمازت اشكال داشت. دليل آن را هم گفت، اما من نپذيرفتم و اصرار كردم كه حتما به امام بگويم. مادرم به ناچار جريان را به امام گفت. امام با حوصله و سعه صدر يك‏ربع ساعت براى من آن مسئله را توضيح داد كه چرا نبايد آن موقع تكبير مى ‏گفتم و حالا براى رفع اشكال بايد چه كنم.

ز)روش تدريج
لازم نيست روز نخست از فرزند خود بخواهيم که 5 نوبت با ما نماز بگذارد بلکه به ميزان علاقه او از او بايد انتظار نماز داشت لذا ابتدا بايد دليل تکرار نماز در پنج نوبت را براي او ايجاد کرد سپس از او انجام نماز را خواست.

ح)روش استدلال   
نماز نياز مادي همانند غذا وآب نيست که انسان براي رفتن بسوي آن نياز به استدلال داشته باشد چون گرسنگي وتشنگي قابل درک است ولي نياز انسان به نماز مادي نيست که قابل درک براي همه افراد باشد لذا بايد با بيان مساله  هدف خلقت انسان و محدود نشدن زندگي انسان به دنيا وادامه حيات انسان در برزخ وقيامت واينکه انسان براي رسيدن به کمال نياز به عبوديت دارد وراه عبوديت را خالق مشخص مي کند و خداوند نماز وروزه و..را راه رسيدن به کمال معنوي معرفي نموده است او را قانع نمود که به نماز روي آورد.

پی نوشت ها
[1] وَ أَمَّا حَقُّ وَلَدِكَ فَتَعْلَمُ أَنَّهُ مِنْكَ وَ مُضَافٌ إِلَيْكَ فِي عَاجِلِ الدُّنْيَا بِخَيْرِهِ‏ وَ شَرِّهِ‏ وَ أَنَّكَ‏ مَسْئُولٌ عَمَّا وُلِّيتَهُ مِنْ حُسْنِ الْأَدَبِ وَ الدَّلَالَةِ عَلَى رَبِّهِ وَ الْمَعُونَةِ لَهُ عَلَى طَاعَتِهِ فِيكَ وَ فِي نَفْسِهِ فَمُثَابٌ عَلَى ذَلِكَ وَ مُعَاقَبٌ فَاعْمَلْ فِي أَمْرِهِ عَمَلَ الْمُتَزَيِّنِ بِحُسْنِ أَثَرِهِ عَلَيْهِ فِي عَاجِلِ الدُّنْيَا الْمُعَذِّرِ إِلَى رَبِّهِ فِيمَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ بِحُسْنِ الْقِيَامِ عَلَيْهِ وَ الْأَخْذِ لَهُ مِنْه‏من لا يحضره الفقيه ؛ ج‏2 ؛ ص622



 نوشته شده توسط حسین عرب جعفری | نظرات 2 |  ادامه مطلب 
دوشنبه 8 دی 1393  ساعت 10:11 AM
عوامل بی اعتنایی به نماز و راه­های درمان آن

علت بي اعتنايي برخي به نماز و راه­هاي درمان آن چيست؟
شناخت و تشخيص مشکل، اولين و مهمترين مرحله حل مشکل و گره گشايي از آن است که در پرتو آن مي توان درمان صحيح ارائه کرد. براي بي اعتنايي به نماز نيز ابتدا شناخت علت و سپس ارائه درمان مناسب مي تواند کمک شاياني به حل اين مشکل ايفا نمايد که به صورت مختصر به برخي از آنها اشاره مي­کنيم.

1. عدم آشنايي به فلسفه نماز
اهميت ندادن به نماز، به لحاظ عدم آشنايي به حقيقت آن و احساس نياز نکردن نسبت به آن، خود از عوامل ترک نماز به شمار مي رود.

درمان
آشنايي و ترويج فلسفه و حقيقت نماز و اين که نماز جزء نيازهاي زندگي ماست. توجه به اينکه فايده و آثار نماز در دنيا و آخرت تجلي مي­کند و به واسطه آن، آرامش و تعادل رواني پيدا مي­شود. چنانچه بهترين درمان افسردگي و اضطراب، نماز است.

2.  احساس تحجر و عقب ماندگي
برخي فکر مي کنند نه تنها مذهب از زندگي جداست؛ بلکه دين عامل عقب افتادگي است. چنين اشخاصي بر اين باورند که افراد مذهبي و نمازخوان، از واقعيت­ها و لذات زندگي و از علم و پيشرفت و يا با زمان همراه بودن، به دور هستند. تصور مي کنند آنها انسان­هايي خشک و بي سواد و عقب افتاده­اند و افراد مخالف آنها، انسان­هايي منطقي، پيشرفته و با سوادند. اينان براي توجيه خود مثال­هايي از عقب ­افتادگي کشورهاي اسلامي و برخي افراد مذهبي مي­ آورند.

درمان
فهميدن يا فهماندن اين معنا که دين نه تنها با علم و پيشرفت زندگي کردن مخالف نيست؛ بلکه چگونگي پويايي و موفقيت  را نيز نشان مي­دهد و اينکه عبادت، براي بهتر زندگي کردن است و بهتر لذت بردن از زندگي، درمان بيماري­هاي رواني و به طور کلي براي به تکامل رسيدن انسان است. ضمن اينکه مسلمانان و کشورهاي مسلمان موفق و پيشرفته کم نيستند که ايران عزيز اسلامي نمونه بارز آن است.

 3. تن پروري و تنبلي
اساساً افراد تنبل و تن پرور، اراده قوي نسبت به انجام امور معنوي ندارند و در مسير زندگي خود با مشکل رو به رو هستند. اينگونه افراد داراي روح کوچک هستند و همواره در بند خواسته­ ها­ي تن مي باشند.

درمان
ترک پرخوابي و پرخوري که باعث کسالت و ضعيف شدن اراده شده و اشتياقي براي عبادت نمي­ماند. براي ترک اين عادت از خداي متعال استعانت بجوييم و از ورزش و نرمش براي رفع کسالت استفاده کنيم. از شهوت­راني و بزهکاري دوري کنيم؛ زيرا افراد شهوت­ران، داري اراده­اي ضعيف هستند و از آن­جايي که پرستش و عبادت، خواسته و نياز روح آدمي است، لذا آدم شهوت­ران به دليل اسير و گرفتار جسم بودن، نمي­تواند به خواسته­ هاي روح پاسخ مثبت دهد.

4. سهل انگاري
يکي از اسباب ترک نماز، سهل انگاري و مسامحه کاري است. منشأ اين عامل، چيزي جز تنبلي و بي حالي نيست؛ زيرا مشاهده مي­شود که انسان با اينکه در بهترين وضعيت روحي و جسمي به سر مي­برد، ولي باز نسبت به امور معنوي مخصوصاً نماز بي توجه است، به راحتي آن را ترک مي­کند و احساس نمي­کند که عمل مهمي را ترک کرده است.

درمان
از علل اصلي بي توجهي و سهل انگاري در نماز، اهميت ندادن به عبادت و در حقيقت، مهم جلوه نکردن نماز براي آدمي است. براي رفع سهل انگاري، بايد به نماز اهميت داد و آفات ترک آن را شناخت و دانست که عذاب خدا براي سهل انگاران دردناک و عظيم است.

5. احساس خجالت و خودنمايي
بعضي­ مي­گويند: خجالت مي­کشيم، چون تا به حال نماز نخوانديم و اگر اکنون بخوانيم، شايد مورد طعن و مسخره پدر و مادر و دوستان قرار بگيريم. برخي ديگر با خواندن نماز، احساس مي­کنند که در زمره ريارکاران قرار گرفته ­اند.

درمان
اگرچه هر مسلماني بر اساس وظيفه ديني خود موظف است افراد نمازخوان را مورد تشويق قرار دهند، ولي بايد دانست که همواره گام برداشتن در مسير صحيح و پيمودن راه رستگاري، موافقان و مخالفان خود را داشته و خواهد داشت. همانگونه که قرآن کريم نيز گوياي اين حقيقت است.[1] آنچه به نظر مهم و کارگشا مي رسد، اهميت ندادن به رفتار و گفتار ديگران، با تکيه بر احساس انجام وظيفه شرعي و به دست آوردن رضايت و محبت الهي است.

6. ارتکاب گناه و احساس بي فايده بودن نماز
در اين حالت، شخص گناهکار با خود مي­گويد: حالا که من گناهکارم پس براي چه نماز بخوانم؟ نماز چه فايده­اي به حال من دارد؟ از اين رو، در دو راهي ترک گناه يا ترک نماز حيران مي ماند و از آنجايي که با گناه مأنوس شده است، ترک نماز را مي­پذيرد.

درمان
ارتکاب معصيت، اگرچه حرام و مانع تحصيل حضور قلب است، ولي موجب بطلان نماز نمي­گردد و مشکل گناهکار نيز نه تنها با ترک نماز حل نمي­شود، بلکه گرفتاري او دوچندان مي­گردد. بنابراين نبايد انسان به صرف انجام معصيت از خود نااميد شود و نماز را ترک نمايد؛ بلکه بايد به موازات توجه به معنويات، به ترک گناهان بپردازد و به هيچ بهانه ­اي نماز را ترک نگويد و نيز بداند که هر قدر هم گناهکار باشد، راه برگشت براي او وجود دارد.

 7. خانواده
از عوامل مهم در سازندگي و شکوفايي يا تخريب شخصيت انسان، خانواده و محيط زندگي است. بيشترين همانندسازي و الگوبرداري از اهل خانواده، به خصوص پدر و مادر اتفاق مي­افتد. از دلايل بي توجهي به نماز، نبودن الگوي نمازگزار در منزل و جَو فاسد محيط خانه است.

درمان
اگرچه بر مبناي آموزه­ هاي ديني، انسان به هيچ بهانه­ اي حق بي احترامي به والدين خود را ندارد، ولي اين نکته را نيز نمي توان ناديده گرفت که از نگاه قرآن کريم، حد و مرز احترام به والدين تا آن­جاست که باعث شکستن حريم الهي و ارتکاب گناه نباشد.[2] ولي هنگامي که امر دائر بر مخالفت امر الهي يا خواست والدين باشد، قطعاً بايد حرف خداوند را مقدّم داشت و انسان موظف است واجبات ديني خود را انجام دهد، ضمن اينکه مي توان با کمک گرفتن از منطق علمي و محبت و عاطفه خانوادگي، مسير نمازگزاري اعضاي خانواده را هموار نمود.

8. محيط و اجتماع فاسد
از ديگر دلايل ترک نماز، قرار گرفتن در محيط نامساعد و فاسد است. در اجتماعي که معنويت و روح نماز حاکم باشد، توجه به معنويات مخصوصاً نماز، بيشتر خواهد بود.

درمان
براي درمان اين مشکل، حداقل دو راه وجود دارد. يک راه شخصي که همان تغيير محيط نامناسب زندگي و هجرت به محيط­هاي سالم براي ارتباط و زندگي است.[3] راه دوم نيز بر عهده مسؤولان جامعه است که بايد درصدد اصلاح محيط و جامعه برآيند و زمينه ­هاي فساد را از بين ببرند و به جاي آن، فضاي جامعه را از معنويات پر نمايند.

9. دوست فاسد
يکي از عوامل ترک نماز، همنشيني و همراهي با بي­نماز است. از پيامبر نقل شده است: دين انسان بستگي به دين دوستش دارد.[4] قطعا ساختار شخصيتي و معنوي ما با دوستان­مان گره خورده است و نمي­توان تأثير پذيري از آنان را انکار نمود.

درمان
قطع رابطه با دوست فاسد و بي­نماز که راه­هاي متعدد دعوت او به دينداري و نمازگزاري بي­پاسخ مانده است و در مقابل همنشيني با انسان­هاي پاک و نمازگزار و اهل علم و پايبند به مباني ديني.

10.برخوردهاي نامناسب افراد مذهبي
تأثير رفتارهاي مبلغان مذهبي و به طور کلي متدينان در انسان­هاي ديگر، حتمي است. مسلماً آن کسي که جوانان و نوجوانان را دعوت به پاکي و عبادت مي­کند، بايد اول خودش عامل به گفته­ هايش باشد. در غير اين صورت، آثار منفي تربيتي فراواني بر افراد جامعه خواهد داشت.

درمان
افراد مذهبي اين واقيعت را بپذيرند که هر نوع رفتار و کردار آنها در رفتار، ايمان و معنويات مردم، تأثير خواهد گذاشت. رهبران ديني بايد در اِعمال روش­هاي تربيتي همانند اسوه عالَم اِمکان، حضرت محمد(ص) اعتدال و ميانه روي و ظرفيت افراد را در نظر داشته باشند و از روش­هاي مفيدي مانند: استدلال، تشويق، تحسين و... استفاده کنند و از استبداد و خشونت بپرهيزند.

 پی نوشت
[1] الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 376
[2] . "وَ وَصَّيْنَا الاْ نسَان‌َ بِوَ َالِدَيْه‌ِ حُسْنًا وَ إِن جَاهَدَاكَ لِتُشْرِكَ بِي مَا لَيْس‌َ لَكَ بِه‌ِ عِلْم‌ٌ فَلاَ  تُطِعْهُمَآ". سوره عنكبوت‌، آيه8.
[3] . "إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلآئِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُواْ فِيمَ كُنتُمْ قَالُواْ كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأَرْضِ قَالْوَاْ أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُواْ فِيهَا فَأُوْلَـئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءتْ مصيراً": همانا كسانى كه فرشتگان، جانشان را مى‏گيرند، در حالى كه بر خويشتن ستم كرده‏اند، از آنان مى‏پرسند: شما در چه وضعى بوديد؟ گويند: ما در زمين مستضعف و بيچاره بوديم (و به ناچار در جبهه‏ى كافران قرار داشتيم). فرشتگان (در پاسخ) گويند: مگر زمين خداوند گسترده نبود تا در آن هجرت كنيد؟ آنان، جايگاهشان دوزخ است و بد سرانجامى است. سوره نساء، آيه 97.
[4] . كافي، ج‏2، ص376.



 نوشته شده توسط حسین عرب جعفری | نظرات 0 |  ادامه مطلب 
دوشنبه 8 دی 1393  ساعت 9:51 AM
علل اساسي گريز جوانان از مسجد

برخي از موانع جذب جوانان به مساجد که از خود مسجد و عدم مديريت صحيح امام جماعت نيز ناشي مي شود عبارت است از:
- متنوع نبودن برنامه هاي مسجد.

- ناهمخواني برنامه هاي بسياري از مساجد با نيازهاي فکري و فرهنگي جوانان و وضع زمان و مسائل روز.

- تکراري بودن سخنان برخي روحانيان در موضوعاتي خاص و غيرضروري.

-بيان نشدن آثار و فوايد مسجد و برکات آن و ويژگيهاي فرد اهل مسجد.

-عدم بيان آثار سوء و پيامدهاي منفي گريز از مساجد و دوري از آن و خصوصيات فرد بيگانه با مساجد در نظر دين.

- اختصاصي شدن تدريجي برخي مساجد تنها براي قشر سالخورده و احساس غربت و حقارت براي جوانان.

-طولاني بودن نماز جماعت و سخنراني.

- وضع نامناسب و عدم آراستگي ظاهري مسجد و امام جماعت.

- وجود تناقض در گفتار و کرداراهل نماز جماعت ومسجد.

- مشاهدة ضعفها در وابستگان درجة اول امام جماعت (همسر، فرزندان و والدين) و افراد تحت تکفل او.

- وجود برخي هيأت امنا و خادمان تندخو، بداخلاق و مستبد در مسجد که دافعة قويي دارند.

- مراعات نکردن عفت کلام و به کارگيري واژه ها و کلمات نامناسب توسط اهل مسجد.

-ناآشنايي با روان شناسي تبليغات، وقت نشناسي، نداشتن حسن انتخاب و کج سليقگي در طرح مطالب و در برخورد با مردم.

- وجود برخي امامان جماعت در مساجد که صلاحيت علمي و توان تبليغي، اخلاقي، و اجتماعي لازم را ندارند.

- بيگانه بودن با دنياي جوانان و آشنا نبودن با زبان آنها و ناتواني در طرح ارزشها و مجاب ساختن و متقاعد کردن آنان و عدم پاسخگويي به سؤالات آنها.

-القاي ترک لذت، و پرهيز از شيک پوشي و آراستگي به اسم دين مثلا  تلقين اين که دين دار واقعي نبايد بخندد، لذت ببرد و شيک بپوشد.



 نوشته شده توسط حسین عرب جعفری | نظرات 0 |  ادامه مطلب 
دوشنبه 8 دی 1393  ساعت 9:50 AM
عوامل نظري ترک نماز وراه درمان آن در جامعه امروزی

هر چند به لحاظ نظري ممکن است عوامل مختلفي باشد لکن به اختصار به چند نمونه از آن اشاره مي کنيم:
1- ضعف ايمان به خداوند
هرکجا خداوند مي خواهد دستور به اقامه نماز بدهد ازتعبير يا ايهالذين امنوا استفاده کرده است.ازاين موضوع به خوبي مي توان دريافت که يکي ازريشه هاي اصلي کم توجهي به نماز ضعف ايمان است وبه راستي کسي که از نعمت ايمان به خدا بهره ­اي نبرده باشد يا بهره­ اش ناچيز باشد نمي­تواند ازنماز لذت ببرد اين  گونه افراد يا نمازي بي اثر و بي­کيفيت مي­خوانند يا نماز را ترک مي کنند« إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يخَُادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خَادِعُهُمْ وَ إِذَا قَامُواْ إِلىَ الصَّلَوةِ قَامُواْ كُسَالىَ‏ يُرَاءُونَ النَّاسَ وَ لَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا »[1]

درمان ضعف ايمان به خدا
1-آگاهي افزايي (1-توجه به تحقق وعده هاي الهي 2-کسب علوم و معارف ديني 3-توجه به نشانه هاي الهي در خلقت 4- توجه به  معجزات انبياء ) 

2- عمل کردن به دستورات دين   3-از بين بردن رذائل اخلاقي    4-تفکر    5-قرار گرفتن در محيطهاي معنوي (همنشيني با افراد صالح و...نشستن در محافل معنوي)

6 -داشتن برنامه هاي معنوي مداوم( قرآن، زيارت رفتن ، جذب محبت اهل بيت عليهم السلام...)

7-خوش اخلاقي   8- داشتن برنامه­ هاي عملي   9-ياد مرگ   10-لقمه حلال   11-دوري از لغويات   12- پرهيز از گناه   13- کنترل حواس


2- ضعف ايمان به معاد
قرآن کريم توجه به معاد را عامل اقامه نماز  معرفي کرده است « الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُم بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ »[2]همان كسانى كه نماز را برپا مى‏دارند، و زكات را ادا مى ‏كنند، و آنان به آخرت يقين دارند. انسانها عمل به شرط مزد انجام مي­دهند افرادي که عمل را به خاطر حسن فعلي آن انجام دهند بسيار کم هستند. درمان اين مورد از ضعف ايمان به خدا ارجاع داده مي­شود.


3-غفلت
وغافل کسي است که به سرنوشت وسعادت دنيوي  واخروي خود بي توجه است اوغرق دردنيا شده وازاصول اساسي که درزندگي او نقش مهمي دارد دورمانده ونيازهاي اساسي فطريش را فراموش کرده است. غفلت سبب تعطيلي قواي ادراکي اوشده ودرنتيجه ورودي­هاي او کارنمي­کند ديگر قلب اونمي فهمد،چشم اونمي بيند،گوشش نمي شنود  « وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ، لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها، وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها، وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها»[3]،شخص غافل به مرز حيوانيت مي رسد
وحتي «أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ، بَلْ هُمْ أَضَلُّ»[4]  مي شود آري آنها کساني جز غافلان نيستند.«أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ‏» [5] درمقابل غفلت ، ذکر ، ياد آوري وتوجه است  و قرآن کريم، نماز را مصداق بارز ذکر وياد خدامي داند « وَ أَقِمِ الصَّلَوةَ لِذِكْرِى»[6]‏ غفلت ازياد خدا يکي از علل مهم ترک نماز است . اما انواع غفلت واينکه چه عواملي باعث بروز غفلت مي شوند.

 انواع غفلت
1-غفلت ازجاودانگي  (از  آخرت  ،ثبت اعمال، حشر، حساب رسي،  عذاب قيامت ، شب اول قبر، مرگ و .... ونقش نماز)

2- غفلت از ياد خدا (ذکر)  3- غفلت از نعمتهاوآيات الهي   4- غفلت ازعهد با خدا   5- غفلت از ناپايدار ي دنيا  6- غفلت از نماز

عوامل غفلت
1- شيطان
2-دوست ناباب
3-اشتغال افراطي وهميشگي به داد وستد
4- دنيا طلبي
5-سرگرمي به نعمتهاي مادي دنيا

درمان غفلت
1-انذار (روشها ي انذار دهي (بيان،  توجه به گذشته هايش و...)      2- تبيين آيات ونعمتهاي الهي   
    
3- تفکر (ازکجا آمده ام آمدنم بهر چه بود    به کجا مي روم آخر ننمايي وطنم)

4-  توجه به زندگي پس از مرگ و نقش نماز در زندگي پس از مرگ   5- توجه به يادخدا و صفات الهي
   
6-  سختي هاي تشريعي وتکويني (فرد يا محيط براي دوري از غفلت  درسختي هاي سازنده

7- معنويات (قرائت قرآن، دعا،احيا، جلسات وعظ و...)     8-  توجه به آثار سوء دنيوي واخروي غفلت
        
9- دوري جستن از دوستا ن ناباب10-  فرار ازمحيطها ي آلوده به گناه

11- کنترل چشم  وگوش ازگناه      12- دوري از امور لهو وبيهوده     13- افزايش بينش و بصيرت
           
14- محاسبه ومراقبه   15- ديدار (علماء ورفتن به قبرستان ، زيارت ، ديدار مريضان)

16-  توجه به آثار  وپيامدهاي غفلت از بي نمازي     17- دوري از عوامل غفلت زا (وابستگي به تلويزيون،ماهواره،اينترنت،موبايل و..) 
   

4- جهل
 انساني که جاهل است  چون نمي­فهمد به خود و اطرافيانش ضربات جبران ناپذيري را وارد مي­کند به خاطر جهلي که دارد نمي­داند چه چيز درست وچه چيز نادرست است  حضرت على عليه السلام مي فرمايند : إِنَّ الجاهِلَ مَن عَصَى اللّه  وَإِن كانَ جَميلَ المَنظَرِ عَظيمَ الخَطَرِ؛ نادان كسى است كه نافرمانى خدا كند، اگر چه زيبا چهره و داراى موقعيتى بزرگ باشد.»[7]  با توجه به اين روايت مي­توان گفت که احمق وجاهل کسي است که از فرمان خداوند تبارک وتعالي سرپيچي مي­کند ونماز را که ستون دين است و از بالاترين عبادتها به شمار مي­رود را کنار مي­ گذارد.

انواع جهل
جهل خود اقسام گوناگوني دارد  براي نمونه به بعضي از اقسام آن اشاره مي کنيم .
1-جهل به خدا،صفات ونعمتهاي او(راه کاريهايي براي بيان نعمتهاي الهي:تحليل زواياي يک نعمت ،حذف نعمت ،وارونه کردن نعمت،نمايش دادن نعمت)

2-جهل به خود 

3-جهل  به نماز
الف) جهل به احکام:
ب) جهل به اسرار،آثار واهميت نماز
ج) جهل به عواقب بي نمازي

عومل  جهل      
دروني  :
1- خامي وبي تجربگي ، سادگي وساده لوحي.   2- تعصب    3- تکبر و خود بزرگ بيني    4- تعطيل عقل(دل مردگي)[انعام /24 توبه/127 اسرا/46 کهف/57] 
 
 

5 - خود شخص عامل اين تعطيلي باشد    6- عدم تفکر  7- به خاطر نافرماني خداوند بر قلب او مهر بزند.

8- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): :إن الجاهل من عصي الله و إن كان جميل المنظر عظيم الخطر[كنزالفوائد، ج1، ص55]
 
 

9- گناه (فقدان معنويت واخلاق)      10-اشتغال افراطي به امور دنيا  

11- (سرگرمي به امور دنيا، کار زياد، جمع آوري مال دنيا باعث  مي شود که وقتي براي جهل زدايي و کسب علم باقي نماند جاذبه هاي کاذب).

بيروني :
1- دوري از فضاي علم و دانش(باديه نشيني، خانواده عامل دوري از فضاي علم. تحجر و عقب ماندگي. عدم مطالعه. عدم دسترسي از ابزار هاي شناختي .کاهش تعامل، آموزه هاي انحرافي)
.
   
2- همنشيني با جاهلان   

3-قَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ(ع):طاعة الجهول تدل علي الجهل[غررالحكم، ص75] 

4- استعمار (بردگي و سر سپردگي)  [قصص/4 طه/79]      5-تقليد کور کورانه     

درمان جهل
1-تبيين تدريجي  
2- تلاش بيشتر و هدفمند اهل علم براي تبيين و انتقال معارف ديني راهکارهاي بيان: 1-برهان  2- موعظه  3- گفتگوي صميمانه   4-جدل  5-سخنوري  6-تبليغ چهره به چهره

3- توجه دادن جاهل به جهلش، ايجاد بينش نسبت به موضوع : بيان آثار و عواقب جهل ، تعميق، تثبيت

4- بيدار کردن روح حقيقت جويي(نحل/43)                5- گسترش فرهنگ علم آموزي توسط ارگان­هاي تأثير گذار    

6- استقال طلبي و خروج از بردگي و سرسپردگي      7- معاشرت با اهل علم                     8- مشاهده 
  
9- تحدي ومباهله(اقرار طرف مقابل که من نمي دانم پس شما بگو)    10- جدال ومناظره     11- سيروسفر
   
12- عمل کردن به دانسته­ها      13- تغيير محيط  

14- هجرت    الف) اهل علم به مکانهاي جهل    ب) هجرت از محيط جهل به محيط علم  (- تغيير دوستان خانوادگي و شخصي - تغيير شغل يا محل کار- تغيير آموزشگاه )


5- عدم تفکر
پيامبر عظيم الشان اسلام فرمودند «تفکر الساعه افضل من عبادت سبعين سنه »[8] شايد درابتداي امر اين روايت خيلي عجيب به نظر برسد که چرا يک ساعت کوتاه برتر از 70 سال عمر طولاني باشد اما با دقت به نتيجه يک ساعت تفکر صحيح ،تفکر در علت آفرينش ومبداء ومعادش که مسير زندگي انسان را اصلاح مي­کند پرده از راز اين روايت نبوي برمي­دارد. 

خداوند در قرآن کريم بندگانش را به طور اکيد توصيه  به تفکرکرده وآنان که اهل تفکر نيستند را به شدت توبيخ کرده «أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا في‏ أَنْفُسِهِمْ ما خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّى وَ إِنَّ كَثيراً مِنَ النَّاسِ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ لَكافِرُونَ »[9] وکساني که اهل تعقل وتفکر نيستند را بدترين موجودات دانسته است « إِنَّ شَرَّ الدَّوَابّ‏ِ عِندَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُون‏»[10].

اهل تفکر قطعا از نجات يافتگان هستند وآنان که تفکر را رها کرده عاقبتشان گمراهي است ودر حالي که در جهنم معذب هستند اينگونه مي گويند« وَ قَالُواْ لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فىِ أَصحَْابِ السَّعِير»[11]  اگر تعقل مي کرديم امروز در بين جهنميان نبوديم بنابراين کسي که نماز نمي­خواند اهل تفکر نيست زيرا کسي که دردين وخلقت خود تفکر کند حتما سر به بندگي مي نهد ونماز را برپا مي­دارد زيرا نجات خود را در نماز مي­بيند.

عوامل عدم تفکر  صحيح
1-دنياگرايي (وابستگي به دنيا واشرافيگري وتجمل پرستي )    2- اشتغال به لهويات ولغويات    3-اشتغال به کار به صورت افراطي

4-تعصب    5-هواپرستي    6-رذائل اخلاقي   7-احساس بي هويتي (پوچي )   8- آرزوهاي طولاني 

9- بي نظمي وبي برنامه بودن   10- بي خيالي

درمان عدم  تفکر
1-رفع موانع تفکر(خيال پردازي همه موارد بالا را مي­توان بيان کرد)    2-ايجاد زمينه(دعوت به تماشا بيان تاريخ  تبيين عاقبت بد کاران تبيين فلسفه احکام ايجاد پرسش د رذهن مخاطب ....) 
  
3-تعيين هدف    4-توجه دادن به آثار مثبت ومنفي بي فکري    5-امر به تفکر وتوبيخ عدم تفکر    6-توجه به مرگ وقيامت   

7-بسترسازي در نهادهاي آموزشي وتربيتي (قوه فاکره را فعال نمودن ...) 
   
8-فراهم کردن شرايط لازم تفکر شناخت کافي دادن ملاک وخط کش تفکر ايجاد فراغت وفضاي خلوت جهت تفکر  ، کم خوري.

پی نوشت ها
[1] -نساء142
[2] -نمل 3
[3] -اعراف 179
[4] -اعراف 179
[5] -همان
[6] -طه 14
[7] - نهج البلاغه، خطبه 178
[8] - مهذب الاحکامج15ص314
[9] -روم 8
[10] -انفال 22
[11] -ملک 10



 نوشته شده توسط حسین عرب جعفری | نظرات 0 |  ادامه مطلب 
دوشنبه 8 دی 1393  ساعت 9:48 AM
عوامل اخلاقي ترک نماز و درمان هريک
در اين قسمت به اموري خواهيم پرداخت که در حوزه قلب انسان است يعني عواملي که در درون انسان به صورت اخلاق شخصي  وجود دارد .
1-کبر
کبر حالتي در انسان است که براثر خود پسندي خويشتن را برتر از ديگران ببيند.[1] البته چه بسا اگر ازمتکبر بپرسي چر نماز نمي خواني نمي­گويد به خاطر غرور وتکبرم و واقعا هم خودش گمان نمي­کند دليلش اين باشد اما چون وجودش را تکبر فرا گرفته ناخود آگاه کششي به سمت عبادت متواضعانه ندارد وچه زيبا صديقه طاهره حضرت زهرا سلام الله عليها در فلسفه وجوب نماز فرموده اند که خدا نماز را واجب کرد براي زدودن کبر « فرض الله الصلاه تنزيها عن الکبر»[2]
 
انواع کبر
1-تکبر در مقابل خداوند،: « ان الذين يستکبرو عن عبادتي، سيدخلون جهنم داخرين»[3]  2- تکبر در مقابل بندگان خدا 
 
3-  تکبر در مقابل دستور پيامبر(صلي الله عليه وآله)   4-  تکبر در مقابل حق است، مثلا من دانسته ام که فلان چيز حق است، اما تکبر اجازه نمي دهد که زير بار حق بروم.
 
عوامل کبر
1-پستي وفرومايگي(ضعف شخصيت،، 2-احساس ضعف و حقارت دروني(تحقير درکودکي و بي نام ونشاني..)
 
3-کينه  4-حسادت   5-جهل(به ضعف ونواقص خود ،به بزرگي خدا ، ملاکهاي برتري)   6-ناديده گرفتن نشانه هاي  عظمت خداوند 
 
7-غرور    8-تفاخر (نژاد پرستي)    9- کفر (زمر71و72 غافر27)   10- اشرافيت و بهره مندي از قدرت وثروت (قارون ،فرعون،...)  
 
درمان کبر
الف: علم : ((1-توجه به عظمت و قدرت خداوند     2-توجه به ضعف انسان ياد آوري نحوه خلقت ومرگش     3-توجه به آثار منفي کبر(عبرت از عاقبت متکبران در تاريخ)(توجه به آفات مال و مقام و شهرت)    4- توجه به آثار مثبت تواضع )).
 
ب: عملي : ((1-نماز    2-وادار کردن خود به تمرين تواضع و فروتني(روايت استحباب حمل کالاي خانه به دست خود)      3-عيادت مريضان و محرومان    4-همنشيني و همسفره شدن با فقرا      5-توجه و عمل به سيره انبيا و اوليا و پيامبر اعظم عليهم صلوات الله     6- برخورد متکبرانه اطرافيان با متکبر تا متوجه خطائش بشود )).
 
 
2- نااميدي
بعضي از افراد به خاطر گنه­کار بودن فکر مي­کنند نماز خواندن آنها فايده اي ندارد. اين تلقي که نماز خواندن با گناه­کار بودن جمع نمي­شود در او اين باور را به وجود مي­آورد که من غرق درگناه ، بزه کاري وسرپيچي از فرمان خدا هستم براي چه نماز بخوانم ؟نماز چه فايده­اي به حال من دارد.
با اين افکار سعي مي­کند ترک  گناه کند يا ترک نماز واز آنجا که با گناه بيشتر مانوس است وخود را اسير وگرفتار گناه مي بيند ترک آن را مشکل مي­پندارد ودرنهايت راه آسان تر  رادر پيش مي­گيرد که ترک نماز است امام رضا عليه السلام مي فرمايند : « مِنَ الْكَبَائِرِ... الْيَأْسَ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ »[4] از جمله گناهان کبيره نااميدي از رحمت خداوند است. 
 
انواع نااميدي
1-نا اميدي ازخود ( اراده لازم براي برگشت ندارد)  2- نا اميدي ازخدا
 
عوامل نا اميدي
1- گرفتاري  در محيط آلوده   2- همنشيني با افرادمايوس و نا اميد   3- گناه  
 
4- جهل و ضعف اعتقادي(نشناختن خدا ورحمت واسعه الهي،نشناختن انسان وقابليتهاي آن،)    5- نداشتن هدف درست در زندگي 
 
6-شيطان   7- انتظارات و توقعات بيش از اندازه    8- مقايسه خود با ديگران( باتوجه به روايت مقايسه خود درامور اخروي با بالا دست ودر امور دنيوي با زير دست خود) 
 
9- بحران هويت
 
درمان نااميدي
1- شناخت وتوجه به رحمت بي­کران الهي( بيان آيات ورواياتي که رحمت خدا را بيان مي­کند)اميد وار کننده ترين آيه قرآن کدام است  
 
2- تغيير محيط(اصلاح وهجرت ،استقامت و...)    3- اصلاح ارتباطات ودوستي ها    4- ديداربا علماء واولياء الهي  
 
5- تقويت شناخت وايمان( خداوند غير ممکن عرفي را ممکن مي­کندمانند سرد شدن آتش فرزند دارشدن همسر حضرت ابراهيم درسن 99 
 
6- مشخص بودن هدف همراه با برنامه ريزي     7- شناخت شيطان وشگردهاي آن (رجوع شود به بحث شيطان)  
 
8- توکل و اعتماد به خداوند تبارک وتعالي    9- توسل به اهل بيت عليهم السلام     10- توجه به عواقب شوم ياس ونااميدي 
 
11- توجه  به دستور خداوند مبني بر ممنوعيت نااميدي ولزوم اميد واري 
 
 
3- ضعف اراده
بديهي است  به دليل  قانونمند بودن ومستمر بودن  نمازافرادي ميتوانند موفق به نماز واقامه آن گردندکه ازاراده اي قوي ومحکم برخوردار باشند واراين طريق صاحب درجات عالي گردند. اراده قوي که ازمحرکي قوي نشات مي گيرد و بعدازتصوروتصديق بدست مي آيدعامل مهمي درانجام واجبات به خصوص نمازمي باشد. بديهي است ضعف آن منجر به ترک وسردي نسبت به نماز است.
 
انواع ضعف اراده
1-مطلق   2-نسبي
 
عوامل ضعف اراده
1-محيطي(به خانواده ومدرسه و گروه همسال ومحيط کار و..)    2-کمال طلبي وسواس گونه     3- ضعف شناخت   
 
4- شکستهاي پي درپي     5- ضعف يا بيماري يا نقص جسمي     6- هواي نفس (رفاه طلبي ولذت محوري)    
 
7-باور نداشتن خود( يعني هنوز استعدادهاي خود را کشف نکرده است.)    8-افراط وتفريط در خوف ورجاء تلقين دروني ، ناشي از ترس )  
 
9-نشناختن نماز(آثار، اسرار، عواقب و...)     10-گناه (انسان را زمين گير ونشاط معنوي را از انسان مي گيرد و خو گرفتن به گناه انسان را از ارزشها دور مي­کند) 
 
11-لغويات ( شاه آبادي : بيش از هرچيزي گوش دادن به تغنيات از انسان سلب اراده وعزم مي کند)     12- ضعف باورها (عدم باور به معاد و قيامت و شک وترديد و...)     13-بي نظمي
 
درمان ضعف اراده
مراحل شکل گيري اراده   1-تصور موضوع    2-تصديق به فايده    3-ميل    4- شوق   5-شدت شوق   6-اراده وتصميم
 
7-تثبيت اراده   شناختي وگرايشي ورفتاري   8- تعيين هدف    9- برنامه ريزي صحيح (قرار دادن جريمه ونذر، ارزيابي ) 
 
10- شناخت توانائي ها واستعدادها             11-تفکر (ياد مرگ و نعمتهاي الهي و..)   12-تلقين مثبت 
 
13-رعايت اصل تدريج ( از کم شروع کردن )    14- مبارزه با عادات ناپسند    15- همنشيني با افراد مصمم   
 
16-توجه به آثار واسرار وآداب نماز         17- تعادل خوف و رجاء     18- تمرين فکري وعملي (روزه ورزش تلاوت روزانه قرآن ،)  
 
19- انذار وتبشير 20-انس با قرآن ودعا وعبادت
 
4- احساس ريا وخود نمايي
عده اي مي گويند : اگر نماز بخوانيم احساس مي­کنيم که مرتکب ريا شده­ايم يا داريم خود نمايي مي­کنيم واز آن جا که عمل ريائي ارزشي ندارد پس بهتر اين است که اصل عمل را ترک کنيم ونماز نخوانيم در حالي که چنين شخصي اصلا معناي ريا را نمي داند.
 
عوامل احساس ريا وخود نمايي
1-محيط   2-شيطان   3- فرد (احساس حقارت ، ضعف اراده ، تلقين منفي ،پيروي از هواي نفس ،..)
 
درمان احساس ريا وخود نمايي در نماز
1-مثبت ديدن احساس ريا     2-ترس از ريا نبايد عامل ترک نماز شودتوجه دادن به اين که ترس از ريا باعث اصلاح عمل شود 
 
3-آيا اين احساس ريا عامل نفوذي شيطان ودشمنان خدانيست که قطعا هست    4-شناخت ريا وازبين بردن آن 
 
5-شما بايد همه کارهاي خوب را ترک کني با اين احساس    6-آيا بايد فرار کرد يا درمان کرد شما داريد به مشکل اضافه مي کنيد
  
7-در بعضي از عبادات تظاهر لازم است      8-ريا نيت ميخواهد نقشه از قبل مي خواهد چون نداري پس ريا نداري
 
9-آيا راه حل نماز نخواندن است يا اين که ميشوددر خلوت هم نماز خواند
 
5-احساس تحجر وعقب وماندگي  
برخي ازافراد به دليل عدم آگاهي  ازفلسفه نماز،آن راعملي متحجرانه ميدانند،لذا وقتي ازبرخي افراد سوال مي­شود؛چرانماز نميخوانيد؟درپاسخ نماز را رفتار وعملي متحجرانه معرفي مي­کنند وعاملين به آن را نيز متحجر مي­نامند؛زواياي ديداين افراد در برخوردباعبادات بخصوص نمازبه چند دسته تقسيم ميشودکه برخي ازآنها به اختصار عبارتنداز:
 
1. عده اي  نمازبا اين هيبت وشکل را نوعي عقب گرايي مي­دانند.
 
2. گروهي اصل عبادات راخرافه گرايي ودوري ازفرهنگ تلقي مي­کنند.
 
3. دسته اي براين باورندکه،عبادات به خصوص نمازتاريخ مصرفشان گذشته وعرصه صنعت وتکنولوژي اين اجازه را به ما نمي­دهد که عقب گرد تاريخي داشته باشيم.
 
عوامل احساس تحجر وعقب ماندگي
1-جهل    2- تقليد کورکورانه از فرهنگ غرب     3- ورود در محيط بد    4-خود باختگي    5-تجدد گرايي بي حد ومرز 
 
 6- تکبر     7- عدم تعقل    8-جو زدگي وتاثير پذيري افراطي از محيط    9- برداشتهاي غلط     10- نگاه به مسائل با ديدگاه مادي
 
درمان احساس تحجر وعقب ماندگي
1-کسب علم ومعرفت به نماز      2-تغيير محيط     3-اعطاي بينش صحيح     4-خود باوري     5- برگشت به فطرت  
  
6- تعقل ودوري از احساسي عمل کردن     7-عمل به فضايل
 
6- لجاجت
يکي از عواملي که بعضي از مردم وجوانان نماز را ترک مي­کنند بخاطر لجاجت  است که بعضي از حالاتي که براي آن متصور است به اين شرح ميباشد. 
 
انواع لجاجت
1) لجاجت با خداوند           2)لجاجت با دولتمردان            3) لجاجت با مربي و والدين
 
عوامل لجاجت
1-سوء برداشتها     2- غرور وتکبر       3-منفي نگري     4-تقليد کورکورانه      5-جلب توجه       6- سرزنش­هاي متعدد
 
7- هواپرستي     8-توقع بيش از اندازه    9-بد عمل کردن دين داران و....     10- مخالفت با محيط    
 
11- حسادت      12- خود نمايي     13-جدال
 
درمان لجاجت
1-روشنگري نسبت به سوء برداشتها      2-پرهيز از سرزنش     3-تقويت صفات مثبت  
  4- اصلاح شيوه­هاي تربيت وامر به معروف ونهي از منکر     5-تقويت روحيه اجتماعي     6-ترک جدال    7-مثبت نگري    8-توجه به آثار لجاجت
 
پی نوشت ها
[1] -(مفردات راغب ص421
[2] - وسايل ج1ص22
[3] -غافر 60
[4] - الكافي  ج2  ص 278.


 نوشته شده توسط حسین عرب جعفری | نظرات 0 |  ادامه مطلب 
دوشنبه 8 دی 1393  ساعت 9:48 AM
عوامل رفتاري ترک نماز چيست ؟

عوامل متفاوت رفتاري باعث ترک نماز است که به چند مورد از آن ودرمان آن  اشاره مي کنيم :
1-تنبلي
وقتي از برخي تارکان وبي توجهان به نماز پرسيده مي­شود چرا به نماز بي­توجه هستيد پاسخ خاصي نمي­دهند وچنين وانمود مي­کنند که بي­حالند وبا خواندن نماز خسته و کسل مي شوند.

انواع تنبلي
1-مطلق(طبيعتش تنبلي است و درهمه ابعاد زندگي تنبلي دارد درعبادات و...) 

2-نسبي( دربعضي از ابعاد تنبل است به عنوان مثال در درس زرنگ ودرعبادت تنبل يا برعکس)

عوامل تنبلي
1-مشغوليتهاي دنيوي     2- عوامل زيستي ( - عدم تغذيه صحيح ( غذاهاي سرد وچرب ،...) -افراط وتفريط درخواب  - ورزش نکردن وبي تحرکي )

3- عوامل روحي ورواني((1-ترس از شکست 2- افسردگي 3-ضعف اراده 4-ضعف روحي 5- دون همتي 6-رفاه طلبي 7- عادت به تنبلي8- علاقه نداشتن به موضوع (بي علاقگي)).

4- عوامل محيطي ( بازيهاي کامپيوتري ، رسانه ، خانواده  - توقع بسيار از کودک (بچه ام حال نداره ،کم جمعيت شدن خانواده،ناز پروري و...)

5- عوامل شناختي ((1-هدف نداشتن 2- منفي نگري (تفکر منفي) 3- شک وترديد 4-اطلعات ناکافي( جهل نسبت به اثر عمل ،عدم احساس نياز و.. حق ناشناسي) 5-نفاق 6- ضعف ايمان)).

درمان تنبلي
1-تفکروتوجه به عواقب  شوم(دنيوي (پشيماني ،عقب ماندن از کارها ، افسردگي ، بي اعتمادي به خود  )واخروي  )

2-تفکروتوجه به  آثار مثبت کار وتلاش ( دنيوي واخروي)   3- تلقين   4- برنامه ريزي صحيح (با رعايت اصول تدريج ،تسهيل وتناسب و...)

5- عدم معاشرت باافراد تنبل ومعاشرت با افراد پر تلاش(تعيين وقت معين براي هر کار و...)استفاده ازهم پيماني

6- تحرک و ورزش   7- مشارکت در کارها گروهي(بسيج و...)   8- استفاده از روش تشويق ومسئوليت دادن 

9- استفاده از توبيخ ،تنبيه وتحريم                10- تغيير محيط

11- اصلاح تغذيه وتنظيم خواب 12- تعيين جريمه توسط خود شخص(نذر وعهد)


2- تسويف(فرصت سوزي)
برخى از جوانان با توجه به اينكه چند سالى است كه وارد سن تكليف شده و در مقابل تعاليم و دستورات دين مكلف مى­باشند و بر آنها واجب است كه به احكام دينى گردن نهند ولى با اين توجيهات كه ما هنوز جوانيم و تازه اوايل عمر ماست و بهانه هايى از اين قبيل اعمال دينى را ترك مى­ كنند.

انواع تسويف
1-شخصي که در همه امورش دچار تسويف است.

2-شخصي که در امور معنوي و اخروي دچار تسويف است وهرگزدرامور دنيوي دچار تسويف نمي شود

3-افرادي که دربعضي امورخاص دچار تسويف هستند(مثلا فقط درنماز دچار تسويف است)

عوامل تسويف
1-تنبلي و بي حوصلگي   2- عدم عاقبت انديشي(عدم تفکر،غفلت ونسيان)

3- آرمان گرايي افراطي به جاي واقع گرايي(توقع بيش از حد از خود، كمال‏طلبي وسواس ‏گونه)

4- لذت محوري ورفاه طلبي     5- ضعف اراده(عدم قاطعيت،)    6- وسوسه هاي شيطان    7- گناه وپستي

8-  نداشتن طرح  وبرنامه(نداشتن هدف ،بي نظمي، ناتمام گذاشتن کارها پيش از تمام کردن آنها) 

9- ترس( از نتيجه عمل وسختي خود عمل)

10- جهل( نسبت به اهميت موضوع،نسبت به اولويت،نسبت فوريت موضوع )   11- اشتغال افراطي به امور دنيوي   12- ضعف يقين 

درمان تسويف
1-بالا بردن شناخت (نسبت به عمر، اهميت موضوع و.. شناخت اولويت موضوع .)  2- برنامه ريزي

3- تعيين وقت معين براى انجام هر كار:.تعيين دقيق تاريخ تحويل استفاده از طرح پنج دقيقه‏اى:. استفاده از فن «جزء جزء»:( كار خود را به بخش‏هاى كوچك‏تر تقسيم كنيد تا بتوانيد بر آن مسلط شده و از عهده انجامش برآييد؛ به عنوان مثال، هر پنج صفحه مقاله خود را بخشى به حساب آورده و پس از انجام هر بخش، پاداشى مناسب براى خود در نظر بگيريد، سپس به انجام ساير بخش‏ها بپردازيد.اولويت بندي  كردن كارها

4- واقع گرايي( اقدام به كار در حد توان، رعايت اصول تناسب ، تدريج و..)    5- درمان تنبلي       6- نهادينه کردن نظم

7- تقويت اراده (ورزش وتغذيه سالم ،تلقين بايد اين کار را انجام دهم)

8- تفکروتوجه به آثار تسويف(   راه کارهاي عملي، عواقب تسويف عبرت از مسوفان(توجه به اين که رفاه طلبان چه عواقبي داشتند) وتسويف در زندگي خود ، مقايسه بين مسوفين و غير مسوفين)

9- تقويت ايمان ويقين(ياد مرگ ،الدنيا مزرعه الاخره)    10- شکستن بسترهاي تسويف(شکستن بسترهاي تشديد کننده ،تغيير محيط و..)

11- استفاده ازهم  پيماني(همراه شدن باافراد تلاشگر)


3- کثرت گناه  وشهوت راني
وقتي قلبي به گناه انس گرفت رفتار وتفکرشخص رنگ وبوي غيرالهي گرفت جايي براي انجام وانديشيدن به عبادت وبخصوص نمازنخواهدبود. نمازبه عنوان خير العمل يعني بهترين اعمال عبادي معرفي شده است وقلبي که هم رنگ گناه شده است نمي­تواند به اين عمل عبادي بپردازد.

انواع کثرت گناه و شهوت راني
  الف) کبيره    ب) صغيره

عوامل کثرت گناه و شهوت راني
 1- عدم شناخت از آثار منفي دنيوي واخروي گناه     2-همنشيني با افراد فاسد    3- آلودگي محيط زندگي(اشاره به نقش رسانه ها ،اشرافيت ، اختلاط زن ومرد)

4- تنهايي وبيکاري   5-پيروي از هواي نفس   6-شيطان   7-حکومتهاي فاسد    8-کوچک شمردن گناه   9-رفاه    10-نسيان وغفلت(خدا وخود ومعاد و..)

درمان کثرت گناه وشهوت راني
1- توجه به پيامدها وآثار گناهان    2- تقويت اراده    3- تغيير محيط   4- ارتباط هميشگي ودائم با خوبان وعلماء و رفقاي خوب   5-ياد خدا  

6-توجه به قيامت   7-ياد مرگ   8- تفکر    9-داشتن برنامه هاي معنوي ومنظم ( خلوت با خدا وهمنشيني با خدا ولذت مناجات و..)

10-صلوات     11- ارتباط  ودوستي با اهل بيت عليهم السلام      12- استغفار


4-افراط وتفريط
از نشانه هاي انسانهاي نادان اين است که اهل افراط وتفريطند چرا که حاصلي جز زدگي خستگي وبد بيني ندارد زيا دند افرادي که علت بي توجهي به نمازشان ريشه درافراط وتفريطهاي ايشان در گذشته عمرشان  داشته است.

عوامل افراط و تفريط
1-پيروي از سليقه­هاي شخصي و هواي نفس به جاي پيروي از مراجع ديني (سليقه اي عمل کردن و...)

2- جهل ونداشتن آگاهي      3-خروچ از ولايت حق(خدا پيامبر امام المتقدم لهم مارق ....... قرآن و..)

4-عقده وحقارت(مشکلات روحي ورواني)    5-احساس گرايي به جاي عقل گرايي       6-در نظر گرفتن ظزفيت دروني (مي­خواهد يک شبه آيت الله بهجت بشود).

7-آرمان گرايي به جاي واقع گرايي           8- نااميدي از رحمت الهي (موجب تفريط مي­شود)    9- تقليد کورکورانه

درمان افراط وتفريط
1-رفع جهل      2-واقع گرايي(دست برداشتن از تقليد بي­جا)      3-انتخاب وپيروي از الگوي صالح     4-توجه به آثار  وعواقب افراط وتفريط

5-توجه به ظرفيتهاي خاص خود شخص          6- رعايت اصول تدريج ، تسهيل، تناسب

7- توجه به تمام شئون مساله قبل از عمل     8-تکليف مداري  به جاي سليقه مداري


5- خجالت
چه بسا افراد خجالتي ميل به خواندن نماز وانجام امور معنوي دارند اما شرمندگي از ديگران مانع از انجام آن  مي­شود.بعنوان مثال مي­توان ازجواني نام بردکه درعين علاقه به نماز،اين عمل معنوي وزيبارا درمحيط دوستان يامدرسه بدليل خجالت بجا نمي­آورد،به گونه­اي که گاها نمازش قضا مي­گردد و اوسرافکنده خداي خويش مي­گردد.  واين خودمشکل بزرگي است که عوامل متعدد دارد.

عوامل خجالت
1-خود باختگي     2-ضعف بينش         3-احساس تنهايي        4-ترس از طرد شدن ، مسخره شدن

5-نداشتن اعتماد به نفس    6-ضعف اراده     7-محيط بد          8-عدم تربيت صحيح خانواده

درمان خجالت
1-اعطاي بينش        2- تعيير محيط(حضور در محافل عبادي)    3-تغيير هنجارهاي اجتماعي به سمت دين داري

4- تقويت اعتماد به نفس    5-توجه به آثار سوء خجالت(جلوگيري از پيشرفت مانع از تجلي افکار عالي مطرح نشدن عقايد وآسيب پذيري....)

6-دوستان خوب                7-معرفي الگوي موفق



 نوشته شده توسط حسین عرب جعفری | نظرات 0 |  ادامه مطلب 
دوشنبه 8 دی 1393  ساعت 9:47 AM
عوامل بيروني ترک نماز چيست ؟
به عنوان نمونه ازمهمترين عوامل بيروني در ترک نماز عبارتند از :
1-خانواده
تر ک نماز يکي از دغدغه خانواده­هايي است که مي­خواهند فرزندان خود ار به نماز دعوت کنند اما از طرفي هم خود اين خانواده مي­تواند عاملي باشد براي ترک نماز که اين فاجعه­اي بس عظيم است.ما در اين قسمت نقش خانواده را در ترک نماز مورد بررسي قرار مي­دهيم که عوامل آن عبارت­اند از:
 
الف) نبودن الگوي مناسب در منزل
وقتي پدر ومادر خود اهل نماز اول وقت وترک محرمات نيستند طبيعي است که فرزند نيز اهل نماز نخواهد شد زيرا او پدر ومادر را الگوي خود قرار مي دهد.
 
ب) نبودن جو معنوي در منزل
وقتي خانواده به شئونات اسلامي معتقد نيستند و اهل برنامه هاي غير معنوي هستند نبايد انتظار اصلاح فرزند را داشت.
 
ج) روش­مند عمل نکردن
والدين در اين مسير به دليل نداشتن علم، فرصت و يا صبر لازم، روش مناسبي را در پيش نمي­گيرند، و به دليل روش­مند عمل نکردن نه تنها موفق نمي­شوند بلکه در مواردي چنان دچار لغزش مي­شوند.
 
د ) بي توجهي برخي والدين به تربيت مذهبي فرزندان
يکي از آسيب­هاي جدي که امروزه برخي از خانواده­ها به آن گرفتار شده­اند، اين است که والدين از بدو تولد به نيازهاي جسمي فرزندشان بسيار اهميت مي­دهند و باظرافت و دقت بسيار بالا جدول رشد جسمي فرزندشان را پي­گيري مي­کنند ولي  نسبت به تربيت ديني کودک و در رأس آن نماز بي­ توجه و بي ا­هميت هستند.
 
ه ) برخوردهاي منفي والدين
برخي از والدين در دعوت به نماز با برخوردهاي منفي و نسنجيده عمل مي­کنند. به عنوان مثال استفاده از فحش، ناسزا و تنبيه­هاي بي­مورد و نامناسب و يا با هر روشي مجبور کردن فرزندان به نماز باعث ايجاد عقده و زمينه­هاي لجاجت در آنان مي­شود.
 
و) مشاهدة تعارض و ناهماهنگي در رفتار والدين
 
فرزندان بيش از آنکه از نصايح و تذکرات والدين تأثير پذيرند، تحت تأثير رفتار و روحيات والدين خود قرار مي­گيرند. حال اگر بين گفتار و اعمال ما تضاد وجود داشته باشد چند مشکل بوجود مي‌آيد:
1-    حساسيت کودک نسبت به گفته ها از بين مي‌رود و ديگر سخنان مربي برايش مهم نيست.
 
2-    خود را با کساني که به نوعي چهره نفاق بروز مي‌دهد همانند مي‌سازد(يعني عملا به فرزندمان نفاق آموخته‌ايم)
 
3-   فرزندان توان همانند سازي خود با ولدين را از دست مي‌دهند.
 
4-    فرزندان توان دست يابي به الگوي مناسب را از دست مي‌دهند.
 
ز) عدم ارضاي نيازهاي عاطفي فرزندان
اگر رابطه گرم و صميمي در خانواده وجود نداشته باشد و نيازهاي عاطفي فرزندان از سوي والدين ارضا نشود، اين امر به مرور زمان به رفتارهاي ناسازگارانه و انواع بزهكاري ها و انحرافات اخلاقي منجر خواهد شد.
 
2- رفيق بد
چه بسا جواناني که به مسائل ديني علاقه مند هستند اما به خاطر رفاقت با افراد لاابالي از دين فاصله گرفته اند دوستي با آنها به مرور زمان موجب مى‏گردد كه حالات و رفتار آنها در روح انسان تأثير بگذارد و حال نماز و دعا و مناجات ازفرد سلب شود و به تدريج آدمي را در دام بي ديني و لا ابالي گري گرفتار کند و موجب ندامت وپشيماني آنها گردد.
 
3-شيطان 
 تلاش شياطين براي اقامه نشدن نماز در آيه ي 91 سوره مائده بيان شده است. إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَ الْبَغْضَاءَ فىِ الخَْمْرِ وَ الْمَيْسرِِ وَ يَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلَوةِ  فَهَلْ أَنتُم مُّنتهَُونَ شيطان مى ‏خواهد انسان را از ياد خدا و نماز باز دارد در حالي که نماز بهترين عمل صالح براي مبارزه با شيطان است و شيطان ضربه ها از نماز خورده است.امام زمان ارواحنا له الفدا مي فرمايند: «هيچ چيز مثل نماز بيني شيطان را به خاک نمي مالد و او را خوار نمي کند. پس نماز بخوان و بيني شيطان را به خاک بمال.»[1]
 
4-بد عمل کردن دين داران          
در مباحث اعتقادي يکي از علل دين گريزي مردم رفتار بد متدينين بيان شده است انسانها در ارتباط با اين موضوع به سه دسته تقسيم ميشوند.
 
الف ) افرادي که ممتازان هر جامعه يامذهب يا گروهي را در کنار متن آن دين بعنوان شاخص براي حقانيت يا عدم حقانيت آن آيين قرار مي­دهند به بيان ديگر نيمي از نگاه آنها به درستي يا نادرستي کتاب آسماني و دستورات آن دين است و نيم ديگرنگاهشان به رفتار متدينين آن جامعه است.
 
ب)  افرادي که ملاکشان در تشخيص حقانيت يک مذهب متن دستورات آن دين به ضميمه رفتار پيامبر آن دين و اوصيائ او مي­باشد که اين راه مورد تاييد عقل مي­باشد.
 
ج)  کساني که نگاهشان فقط به افراد ممتاز و متدين آن گروه و مذهب مي­باشد .
 
که بديهي است که فقط و فقط دسته دوم هميشه پيروزند.
 
5- محيط
محيز در تربيت انسان نقش بسيار حساس وپيچيده اي دارد.با اين توصيف برخي از محيطهايي که مي­توانند در ايجاد يا سلب روحيه­ ي نماز وعبادات موثر باشند ازاين قرارند:
1.محيط خانواده
 
2.گروه همسالان : کودک و نوجوان چشم به دهان دوستان مي دوزند و رفتارهاي جمعي دوستان آنان را بشدت جذب و به همساني رفتار مي کشاند. آن ها مي خواهند صرفا به کارهايي بپردازند که همه آن را انجام مي دهند. درروايتي نيز امام جواد عليه السلام مي­فرمايند: «ايّاك و مصاحبة الشرير فانّه كالسيف المسلول يحسن منظره و يقبح اثره»[2].
 
3.محيط مدرسه ومربيان:  فضاى آموزشى سالم و پويا، در شكل گيرى و تثبيت شخصيت كودك و نوجوان نقش بسيار مهم و كـليـدى دارد. بسيارند افرادي که نماز ياترک آن رامديون معلم يامحيط مدرسه خويش ميدانند.« فَإِنْ خِفْتُمْ فَرِجَالًا أَوْ رُكْبَاناً فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَمَا عَلَّمَكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ»[3]
 
4.بازار وخيابان:
بازار وخيابان از جمله محيطهايي  هستند که بدليل حضور مستمر وفراوان افرادومخاطبان مي­توانند درايجادياسلب روحيه اقامه واداي  نماز موثرباشند.
 
5-ورزشگاهها
ساليان سال انسانها به خصوص جوانان ونوجوانان به واسطه علاقه زيادبه ورزش وورزشکار حضورحداکثري دراين محيطها دارند. چراکه ورزشکاران نقش الگويي براي بسياري ازافراد جامعه بخصوص نسل جوان دارد واتفاقهايي که در محيط ورزشگاهها مي­افتدبصورت مستقيم ياغير مستقيم بر ايشان ونمازوعبادتشان اثرمي­گذارد.
 
6.رسانه
رسانه ها در ايجاد انگيزه و تأييد يک عمل و يا شکل دهي يک عادت خوب يا بد مؤثرند. اگر برنامه­ ها، هدف ها و پيام رسانه ها با عقايد و ارزش هاي معنوي جامعه و خانواده همسو و هماهنگ باشند، در نتيجه مي­توان به نسلي نمازگزار و باايمان اميدوار بود.درغير اين صورت رسانه به عنوان عاملي اثرگذار مي­تواندباعث دين گريزي وبالتبع دوري از نماز گردد.
 
7 ــ حکومت:
اگرحاکمان ورهبران يک مملکت به نمازاهميت ندهندمردم نيزسست خواهندشد.اگرحاکميت برنامه ريزي منسجم ومنظم براي نماز نداشته باشدودولتمردان نيزنمازخوان ياسست نماز باشندافرادي که زير مجموعه حاکميت هستندهم بي توجه خواهندشد.
 
6-فعاليتهاي دشمنان
 از زماني كه دنياي غرب تبليغات ضد ديني را برنامه ريزي و تنظيم كرد يكي از اهدافش همين بود كه در قدم نخست باورها و اعتقادات مردم مسلمان را هدف گرفته و آن ها را تحت الشعاع قرار دهد و نسبت به آموزه هاي ديني خودشان بدبين بسازد.
 
پی نوشت ها
[1] - كمال الدين-ترجمه پهلوان، ج‏2، ص: 303
[2] - بحار ج 74ص 198
[3] - بقره 239


 نوشته شده توسط حسین عرب جعفری | نظرات 0 |  ادامه مطلب 
دوشنبه 8 دی 1393  ساعت 9:44 AM
موضوعات
انواع نماز
فلسفه نماز
آموزش نماز
آثار و برکات نماز
نماز ازنگاه معصومین
نماز از نگاه بزرگان
کوله بار نماز
پوستر وعکس
آوا و نوا
طاقچه احساس
مراکز عشق(معرفی سایت)
احکام نماز
خانه های خدا
اسرار نماز
نماز جماعت
نماز جمعه
عوامل جذب و ترک
فرق و مذاهب
اذان و اقامه
اهمیت وجایگاه نماز
امام جماعت
آیات و روایات نماز
آداب نماز
احکام وضو
استفتائات نماز
تفسیر و پیام آیات نماز
عبادت در فرهنگ اسلامی
بانک حدیث،بانک پیامک
آخرين مطالب
ویژه نامه نماز
معراج مؤمن
آداب اقامه نماز در احاديث
جايگاه نماز در روايات
نماز را هرگز به تاخیر میندازید
آیا می دانید نشانه قبولی نماز چیست؟
حدیث در رابطه با اذان و نماز
تأثیر متقابل ایمان و عبادت
آثار و برکات عبادت و بندگی خدا ( قسمت سوم )
آثار و برکات عبادت و بندگی خدا ( قسمت دوم )
آثار و برکات عبادت و بندگی خدا ( قسمت اول )
راه های ایجاد نشاط در عبادت
نیاز اساسی بشر امروز
مخالفت ابلیس از سجده بر آدم
شیوه های جذب فرزندان به نماز
آمار وبلاگ
کل بازديد ها : 41022
تعداد کل پست ها : 105
تعداد کل نظرات : 12
تاريخ آخرين بروز رساني : پنج شنبه 25 دی 1393 
تاريخ ايجاد بلاگ : دوشنبه 3 آذر 1393 

احادیث تصادفی نـماز | دنیای نیاز به نـماز