
براي اهميت دادن به نماز نياز به مراحلي هست که به بعضي از آنها اشاره ميشود:
الف. شناخت صاحب نماز يعني خدا
مهمترين علمي که به آن سفارش شده است علم خدا شناسي است. امام علي(ع) فرمودند: اول العلم معرفه الجبار. هنگامي که انسان خالق خود را شناخت به عظمت و بزرگي خداوند ميرسد و زماني که عظمت خدا برايش مشخص شد اطاعت از دستورات خدا برايش مهم ميشود و در انجام اين دستورات کوتاهي نخواهد کرد.
ب. شناخت نماز
امام علي(ع): ما من حرکه الا و انت محتاج الي معرفه[1] : هيچ حرکتي نيست مگر اينکه نياز به شناخت داشته باشد. نماز حرکت بسوي خدا است و اگر اين حرکت همراه با شناخت باشد هم پي به اهميت آثار و اسرار آن ميبريم وهم اينکه با اشتياق بيشتري انجام ميدهيم. با مطالعه آيات و روايا ت نماز و همچنين خواندن سخنان و حالات بزرگان در باب نماز اين شناخت بوجود ميآيد.
ج. تلاش براي درک لذت نماز
با شناخت خدا و شناخت نماز و انجام مقدمات و محافظت بر نماز نمازگزار لذت نماز را ميچشد و به مرور لذت را در نماز درک ميکند در نتيجه با شنيدن اذان و فرارسيدن وقت نماز به احساس رهايي از مشکلات دنيا ميرسد.
پی نوشت
[1]. تحف العقول ص 171.
شايد دانشمندان غربي به صراحت به نماز اشارهاي نکرده باشند؛ اما بر اين باورند که بهترين راه درمان ناراحتيهاي عصبي عبادت ودعا است.
دکتر الکسيس کارل برنده جايزه نوبل ميگويد دعا قويترين نيروئي است که چون قوهي جاذبه زمين وجود حقيقي و خارجي دارد. در حرفه پزشکي مرداني را ديدهام که پس از آن که تمام معالجات ديگر در حال آنان مؤثر واقع نشده بود به نيروي دعا و عبادت از آن بيماري رهاي يافتند.
بنابر اين وقتي عبادت و دعا اينگونه در درمان مؤثر باشند، نماز که در رأس همه عبادات هست و از طرفي شرط اجابت ديگر دعاها است خود نماز چقدر ميتواند تأثير داشته باشد
قبل از ارائه راهکار بايد عوامل هواسپرتي شناسايي گردد تا با توجه به آن عامل راهکار مربوطه ارائه شود
1ــ عـدم خشوع در نماز
خداوند در آيه 2 سوره مؤمنون ميفرمايد: [مؤمنان [کساني ] هستند] که در نمازشان خاشعند . بنابراين خشوع در نماز علامت ايمان است نه نماز خواندن . براي تحصيل خشوع و حضور قلب در نماز امور ذيل توصيه شده است:
- توجه به اهميت و آثار نماز
کسي که براي او امري مهم باشد تمام حواسش را جمع مي کند که آن را درست انجام دهند همانند شخصي که سر جلسه کنکور تمام ذهنش متوجه امتحان است زيرا امتحان برا ي او نقش حياتي داردهمان طور که گفته شد قرآن کريم کسالت در نماز و بي ميلي به اين فريضه الهي را از اوصاف منافقين برشمرده است . (نساء/142)
-هر نمازي رانماز وداع دانستن
امام سجاد(عليه السلام) ميفرمايد: وقتي نماز ميخواني فرض کن (در آستانه مرگ هستي) و آخرين نمازت را ميخواني. اگر انسان بداند، از عمرش تنها به اندازه خواندن چند رکعت نماز باقي مانده است، حواسش را جمع ميکند و سعي ميکند نمازش را بهتر و شايسته تر بجا آورد و از کاستيهايش توبه ميکند.
2ــ وسواس در قرائات
يکي از عوامل حواس پرتي در نماز توجه زياد و وسواس داشتن در قراءت است که موجب ميشود نمازگزار از باطن و حقيقت نماز به ظاهر توجه کند و به جاي توجه کردن به معاني نماز و کسب حضور قلب به الفاظ و چگونگي تلفظ آنها مشغول گردد، اگر چه رعايت قراءت، از شرايط صحت نماز است، و ليکن شرط صوري است و بايد در حدّ تکليف آن را انجام داد و نيز از توجه زياد به ظاهر، بايد پرهيز کرد.
3ــ ارتکاب گناه
يکي ديگر از عوامل حواسپرتي در نماز ارتکاب گناه است چون همان طور که نماز، عامل بازدارنده از گناه است، فحشا و منکرات نيز مانع حضور قلب در نماز است. نماز و گناه رابطه متقابل و متضاد دارند. کسي که اهل فحشا و منکر است، توفيق تحصيل حضور قلب در نماز را ندارد، چرا که گناه اثر منفي خود را در نماز ميگذارد و از طرفي نماز به ميزان حضور قلب در آن، بازدارنده از معصيت و بزهکاري ميباشد
4ــ ضعف ايمان
بايد اذعان نمود که انسانها در ايمان و عمل صالح با هم متفاوتند که در روايت نوراني امام باقر قلوب انسانها بر اساس پذيرش ايمان وعدم آن به سه دسته تقسيم گرديده است:
1ـ دلي که برگشته و واژگونه است و چيزي از خير در آن داخل نمي شود و آن قلب کافر است.
2- دلي که نقطه سياهي در آن است و خير و شر در آن وارد مي شود تا يکي از آن ها بر ديگري غلبه کند.
3- دلي که باز است و چراغ فروزاني در آن است که تا قيامت خاموش نمي شود. [1]
پی نوشت
[1] الكافي، ج 2 : 423الْقُلُوبُ ثَلَاثَةٌ: قَلْبٌ مَنْكُوسٌ لَا يَعِي شَيْئاً مِنَ الْخَيْرِ وَ هُوَ قَلْبُ الْكَافِرِ وَ قَلْبٌ فِيهِ نُكْتَةٌ سَوْدَاءُ فَالْخَيْرُ وَ الشَّرُّ فِيهِ يختلجان فَأَيُّهُمَا كَانَتْ مِنْهُ غَلَبَ عَلَيْهِ وَ قَلْبٌ مَفْتُوحٌ فِيهِ مَصَابِيحُ تَزْهَرُ وَ لَا يُطْفَأُ نُورُهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ هُوَ قَلْبُ الْمُؤْمِن".
انبیا وبزرگان الهی چه کسانی را به نمازبه عنوان مهمترین رکن عملی اسلام توصیه نموده اند ؟
مبلغان دین
پیامبر اکرم ص هنگامی که معاذ را به نمایندگی به سوی مردم یمن می فرستد:همه اسلام رابرای بردم یمن آشکار نما ولی بیشترین همت تو بر اقامه نماز باشد. [1]
حاکمان جامعه
امیر مومنان حضرت علی ع تربیت شده دامن پیامبر اکرم ص نامه ای که به محمد بن ابی بکر حاکم وفرماندار مصر می نویسد یاد آور می گزردد که همه اعمال تو تابع نماز توست. [2]
عموم مردم
همانگونه که خداوند عموم انسانها را با ندای اقیموا الصلاه به نماز فرمان می دهد همانگونه پیامبران وبزرگان دین دعوت عمومی به نماز داشته اند که نمونه های آن از زبان خداوند در قرآن فراوان است به عنوان نمونه پیامبر اکرم در آن خطبه بی نظیر در طول عمرش که در اواخر عمر خویش در غدیر خم ایراد نمودند مردم را با ندای اقیموا الصلاه به نماز سفارش نمودند. [3]
خانواده
تمام انبیا آخرین وصیتشان مربوط به نماز بوده است.[4] در آن لحظات حساس که همه اهل وعیال منتظرند که شخص مهمترین سفارش های خود را به اطرافیان بنماید واین در سیره رسول خدا واهلبیت نیز گزارش شده است. [5]
پی نوشت ها
[1] تحف العقول ص 26 ...وَ أَظْهِرْ أَمْرَ الْإِسْلَامِ كُلَّهُ صَغِيرَهُ وَ كَبِيرَهُ وَ لْيَكُنْ أَكْثَرُ هَمِّكَ الصَّلَاةَ فَإِنَّهَا رَأْسُ الْإِسْلَام
[2]نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 385 صَلِّ الصَّلَاةَ لِوَقْتِهَا الْمُؤَقَّتِ لَهَا وَ لَا تُعَجِّلْ وَقْتَهَا لِفَرَاغٍ وَ لَاتُؤَخِّرْهَا عَنْ وَقْتِهَا لِاشْتِغَالٍ وَ اعْلَمْ أَنَّ كُلَّ شَيْءٍ مِنْ عَمَلِكَ تَبَعٌ لِصَلَاتِك
[3] احتجاج طبرسی ج 1ص 65مَعَاشِرَ النَّاسِ- أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ* كَمَا أَمَرَكُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَل
[4] عَنْ زَيْدٍ الشَّحَّامِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ أَحَبُّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الصَّلَاةُ وَ هِيَ آخِرُ وَصَايَا الْأَنْبِيَاءِ ع فَمَا أَحْسَنَ الرَّجُلَ يَغْتَسِلُ أَوْ يَتَوَضَّأُ فَيُسْبِغُ الْوُضُوءَ ثُمَّ يَتَنَحَّى حَيْثُ لَا يَرَاهُ أَنِيسٌ فَيُشْرِفُ عَلَيْهِ وَ هُوَ رَاكِعٌ أَوْ سَاجِدٌ إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا سَجَدَ فَأَطَالَ السُّجُودَ نَادَى إِبْلِيسُ يَا وَيْلَاهْ أَطَاعَ وَ عَصَيْتُ وَ سَجَدَ وَ أَبَيْت الكافي ج : 3 ص : 264
[5] عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ لَا تَتَهَاوَنْ بِصَلَاتِكَ فَإِنَّ النَّبِيَّ ص قَالَ عِنْدَ مَوْتِهِ لَيْسَ مِنِّي مَنِ اسْتَخَفَّ بِصَلَاتِهِ ... لَا يَرِدُ عَلَيَّ الْحَوْضَ لَا وَ اللَّه الكافي ج : 3 ص : 269. فِيمَا أَوْصَى بِهِ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع عِنْدَ وَفَاتِهِ الصَّلَاةَ الصَّلَاةَ الصَّلَاة ... مستدركالوسائل ج : 3 ص : 30. عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى أُمِّ حَمِيدَةَ أُعَزِّيهَا بِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَبَكَتْ وَ بَكَيْتُ لِبُكَائِهَا ثُمَّ قَالَتْ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ لَوْ رَأَيْتَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عِنْدَ الْمَوْتِ لَرَأَيْتَ عَجَباً فَتَحَ عَيْنَيْهِ ثُمَّ قَالَ اجْمَعُوا كُلَّ مَنْ بَيْنِي وَ بَيْنَهُقَرَابَةٌ قَالَتْ فَمَا تَرَكْنَا أَحَداً إِلَّا جَمَعْنَاهُ فَنَظَرَ إِلَيْهِمْ ثُمَّ قَالَ إِنَّ شَفَاعَتَنَا لَا تَنَالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلَاةِ وسائلالشيعة ج : 4 ص : 26
نماز در چه اموری در اسلام محور قرار است ؟
هر چند نماز در بسیاری از امور محور است لکن به طور اشاره به برخی از مواردی که نماز در آن محور قرار داده شده اشاره می کنیم.
محوریت در ایمان به معاد وقرآن
محافظت بر نماز یکی از شاخصه های ایماد به قرآن ومعادمعرفی شده است [1] یعنی به هر میزان که انسان بر نماز واوقات وکیفیت آن محافظت نماید حاکی از شدت ایمان او به معارف قرآن ومساله معاد است.
محوریت در شناخت متقین
در قرآن کریم پرهیزکاران نشانه های فراونی دارند از مهمترین نشانه های اهل تقوا اقامه نماز است [2].
محوریت در فروع دین
امام صادق فرمودند حضرت لقمان فرزنش را از روزه ای که او را از نماز باز می دارد نهی نمود[3] همچنین امام باقرفرمود بعد از مساله ولایت ما اهلبیت هیچ چیزی مهمتر از نماز نیست زیرا آن ستون دین است [4].
محوریت در تبلیغ
پیامبر اکرم ص هنگامی که معاذ را به نمایندگی به سوی مردم یمن می فرستد:به او دستور می دهد همه معارف اسلام را آشکار کند ولی بیشترین همتش بر نماز باشد [5].
محوریت در برنامه های حکومت
قرآن کریم مهمترین شاخصه حکومت صالحان را اقامه نماز معرفی می نماید[6] وهمچنین در سیره اهلبیت مشهود است که حاکمان اسلامی را به محوریت نمازدر امورشان گوشزد می نمودند[7].
محوریت در روابط ودوستی
قرآن کریم ماراازدوستی با اهل کتاب مثل یهود ومسیحیانی که دین ما را مسخره می کردندبر حذر می دارد زیرا آنان هم دین ما و هم دستورات آن مانند نماز را مسخره می کنند [8].
محوریت در هجرت
حضرت ابراهیم علت هجرت خود از فلسطین به مکه مکرمه را اقامه نماز معرفی می نماید [9].
محوریت در خوب بودن یک شخص
ملاک خوب بودن یک شخص در اسلام صرف اخلاق نیست به عنوان مثال هنگامی که هارون بن خارجه در نزد امام صادق از اخلاق یکی از اصحاب حضرت تعریف کرد حضرت فرمودند : نماز او به چه کیفیتی است ؟کنایه از اینکه آیا به نمازش هم اهمیت لازم را می دهد یا خیر [10].
محوریت در تشیع
امام صادق فرمودند : اگر می خواهید شیعیان ما را بشناسید آنها را در سه جا امتحان کنید اول موقع نماز بیینید چقدر بر نماز محافظت می کنند و... [11].
محوریت در مسافرت
امیر مومنان فرمودند انسان مومن به سفری که دین ونماز او در معرض خطر قرار می گیرد نباید برود [12].
پی نوشت ها
[1] وَ هذا كِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَكٌ مُصَدِّقُ الَّذي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها وَ الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ يُحافِظُونَ انعام (92)
[2] البقرة : 3 الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ
[3] عَنْ حَمَّادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي حَدِيثٍ يَذْكُرُ فِيهِ صِفَاتِ لُقْمَانَ وَ وَصَايَاهُ لِابْنِهِ قَالَ ع قَالَ وَ صُمْ صَوْماً يَقْطَعُ شَهْوَتَكَ وَ لَا تَصُمْ صَوْماً يَمْنَعُكَ مِنَ الصَّلَاةِ فَإِنَّ الصَّلَاةَ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ مِنَ الصِّيَامِ ... مستدركالوسائل ج : 3 ص : 43
[4] المحاسن ؛ ج1 ؛ ص286عَنْهُ عَنْ أَبِي طَالِبٍ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الصَّلْتِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسَةِ أَشْيَاءَ عَلَى الصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الْحَجِّ وَ الصَّوْمِ وَ الْوَلَايَةِ قَالَ زُرَارَةُ فَأَيُّ ذَلِكَ أَفْضَلُ فَقَالَ الْوَلَايَةُ أَفْضَلُهُنَّ لِأَنَّهَا مِفْتَاحُهُنَّ وَ الْوَالِي هُوَ الدَّلِيلُ عَلَيْهِنَّ قُلْتُ ثُمَّ الَّذِي يَلِي ذَلِكَ فِي الْفَضْلِ قَالَ الصَّلَاةُ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ الصَّلَاةُ عَمُودُ الدِّين
[5] تحف العقول ص 26 ...وَ أَظْهِرْ أَمْرَ الْإِسْلَامِ كُلَّهُ صَغِيرَهُ وَ كَبِيرَهُ وَ لْيَكُنْ أَكْثَرُ هَمِّكَ الصَّلَاةَ فَإِنَّهَا رَأْسُ الْإِسْلَام
[6] الحج : 41 الَّذينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ
[7] نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 385 صَلِّ الصَّلَاةَ لِوَقْتِهَا الْمُؤَقَّتِ لَهَا وَ لَا تُعَجِّلْ وَقْتَهَا لِفَرَاغٍ وَ لَاتُؤَخِّرْهَا عَنْ وَقْتِهَا لِاشْتِغَالٍ وَ اعْلَمْ أَنَّ كُلَّ شَيْءٍ مِنْ عَمَلِكَ تَبَعٌ لِصَلَاتِك
[8] المائدة : 57 يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذينَ اتَّخَذُوا دينَكُمْ هُزُواً وَ لَعِباً مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ الْكُفَّارَ أَوْلِياءَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ
المائدة : 58 وَ إِذا نادَيْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ اتَّخَذُوها هُزُواً وَ لَعِباً ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْقِلُونَ
[9] إبراهيم : 37 رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتي بِوادٍ غَيْرِ ذي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِيُقيمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوي إِلَيْهِمْ وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ
[10] الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج3 ؛ ص487هَارُونَ بْنِ خَارِجَةَ قَالَ: ذَكَرْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع رَجُلًا مِنْ أَصْحَابِنَا فَأَحْسَنْتُ عَلَيْهِ الثَّنَاءَ فَقَالَ لِي كَيْفَ صَلَاتُه
[11] قرب الإسناد (ط - الحديثة) ؛ متن ؛ ص78قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ:«امْتَحِنُوا شِيعَتَنَا عِنْدَ مَوَاقِيتِ الصَّلَاةِ كَيْفَ مُحَافَظَتُهُمْ عَلَيْهَا، وَ إِلَى أَسْرَارِنَا كَيْفَ حِفْظُهُمْ لَهَا عَنْ عَدُوِّنَا، وَ إِلَى أَمْوَالِهِمْ كَيْفَ مُوَاسَاتُهُمْ لِإِخْوَانِهِمْ فِيهَا
[12] الخصال ؛ ج2 ؛ ص630 عن علی علیه السلام لَا يَخْرُجِ الرَّجُلُ فِي سَفَرٍ يَخَافُ فِيهِ عَلَى دِينِهِ وَ صَلَاتِه.
انجام 51 رکعت نماز در روز از نشانه هاي شيعه[1] و از مستحبات موکد مي باشد به حدي که در روايات انجام نماز هاي نافله براي جبران نواقص نماز هاي واجب توصيه شده است[2] ومنظور خداوند از دوام در نماز در قرآن که از نشانه هاي مومنان است انجام نماز هاي نافله بيان شده است [3] وخداوند مباهات مي کند به ملائکه اش به بنده اي که نماز هاي نافله را مي گذارد [4].
پی نوشت ها
[1] ْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ الْعَسْكَرِيِّ ع أَنَّهُ قَالَ: عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ صَلَاةُ الْخَمْسِين.
[2] عن أبي بصير عن أبي عبدالله عليهالسلام في حديث قال: يا أبا محمد! إن العبد يرفع له ثلث صلاته و نصفها و ثلاثة ارباعها و اقلّ و اكثر علي قدر سهوه فيها، لكنّه يتمّ له من النوافل. قال: فقال له ابوبصير: ما أري النوافل ينبغي أنتترك علي حالة. فقال عليهالسلام: اجل، لا، كل سهو في الصلوة يطرح منها غير أنّ الله يتمّ بالنوافل.
[3] الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج3 ؛ ص269ِ الْفُضَيْلِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ الَّذِينَ هُمْ عَلى صَلَواتِهِمْ يُحافِظُونَ قَالَ هِيَ الْفَرِيضَةُ قُلْتُ الَّذِينَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُونَ قَالَ هِيَ النَّافِلَةُ.
[4]و عن أبي عبدالله عليهالسلام قال: إن العبد يقوم فيصلّي النافلة فيعجب الربّ ملائكته منه فيقول: يا ملائكتي! عبدي يقضي ما لمافترض عليه.