عامل ايجاد الفت و نماد وحدت
بايد توجه داشت که در اسلام اصل بر تجمع است نه افراد به عنوان نمونه کنگره عظيم حج را خداوند در زمان مشخص ومحدود قرار داده است براي اينکه اجتماع مسلمين به چشم آيد وگرنه خداوند مي توانست کل سال را زمان انجام حج قرار دهد همانگونه که در عمره چنين است ووقت معيني ندارد در مورد برخي دستورات ديني نيز اين سياست مورد امضاي خداوند قرار گرفته است همچون حضور در صحنه جهاد و نماز چرا که نماز هر چند فرادا باشد صرفا يک عمل عبادي نيست بلکه نمايانگر دين ،مذهب ومنش يک فرد است و شخص نماز گزار با عملش به جهان کفر مي فهماند که راه من از راه شما جداست واين بزرگترين سياست عملي اسلام است حال در مورد نماز جماعت انسانهايي با سليقه هاي مختلف و طرز فکر متفاوت با حضور کنار هم در نماز جماعت به جهان کفر مي فهمانند منش وروش ما با شما متفاوت است واين عمل نشانگر اقتدار مسلمين است.
راه شناخت نمازگزار حقيقي
يکي از ياران امام صادق عليه السلام از آن حضرت فلسفه ي نماز جماعت را پرسيد که چرا و به چه علت نماز يوميه را به جماعت بخوانيم. امام صادق عليه السلام در پاسخ چنين فرمودند: «انما جعلت الجماعة و الاجتماع الي صلوة لکي يعرف من يصلي ممن لايصلي و من يحفظ مواقيت الصلوة ممن يضيع و لو لا ذلک لم يمکن احدا ان يشهد علي احد بالصلاح لان من لم يصل في جماعة فلا صلوة له بين المسلمين لان رسول الله (صلي الله عليه و آله) قال: لاصلوة لمن لم يصل في المسجد مع المسلمين الا من علة »همانا نماز جماعت و اجتماع براي مسلمين مقرر شد تا شناخته شود نمازگذار از بي نماز، و کسي که نماز خويش را در اوقاتش بجا آورد و نمازش را مراقبت مي کند از کسي که نمازش را ضايع مي گرداند.
و اگر چنين نبود کسي به صلاحيت و طهارت و پاکي کسي شهادت نمي داد و به همين دليل است که کسي که نمازش را با جماعت نخواند در بين ما مسلمانان بي نماز است زيرا رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: کسي که بدون علت و عذر نمازش را با مسلمين در مسجد برگزار نمي کند بي نماز است.(آثار نمازگزار بر او مترتب نمي گردد)
اشکار شدن حقانيت توحيد از ابتدا
اصل نماز بر جماعت است زيرا در نماز ما خداوند را با زبان جمع خطاب مي کنيم اياک نعبد ،اياک نستعين ،اهدنا الصراط براي همين پيامبر اکرم نيز اولين نماز خود را به همراه امير مومنان وحضرت خديجه در مکه مکرمه به جماعت برقرار نمودند تا از همان ابتدا توحيد را آشکار نمايند امام رضا(ع) در مورد علل نماز جماعت فرمود: خداوند متعال نماز جماعت را قرار داده است که شعائر اسلامي و معارف الهي همانند اخلاص، توحيد، ارزشهاي اسلامي، عبادت و نيايش براي خدا آشکار و ظاهر و مشهور شود زيرا در اظهار اين اعمال و علني بودن آن حجت خداوند بر مردم شرق و غرب عالم تمام مي شود.
رشد انسان در پرتو جماعت
اگر چندين چراغ در يک جا روشن باشد و يکي از آنها خاموش شود چراغ¬هاي ديگر روشن است و آن مکان تاريک نمي¬ماند. ولي اگر هر يک از چراغ¬ها در يک اتاق در بسته روشن باشد، همين که يکي از آنها خاموش شود آن اتاق در تاريکي فرو مي¬رود. انسانها نيز اينگونه¬اند. بعضي از آنها گنهکارند و اگر در خانه به تنهايي نماز بخوانند مانند همان چراغ خاموشند که نوري ندارد و نماز اين دسته نيز تاثير و فايده کمي دارد. بنابراين شايد از رحمت و برکات الهي نيز محروم بماند، ولي اگر همين دسته در مسجد باشند و نماز را به جماعت برگزار کنند شايد خداوند به خاطر افرادي پاک و شايسته که همچون چراغ-هاي فروزان و وسيله نزول رحمت پروردگارند، اين دسته را نيز مشمول فيوضات و برکات خود قرار دهد.
-اهتمام به نوافل: اهميت دادن به نافله هاي يوميه از مواردي است که در روايات ما بسيار بدان تاکيد شده ويکي از علامت هاي شيعه معرفي گرديده است که در جاي خود بدان پرداخته ايم.

درباره جايگاه و ارزش نماز جماعت، همين بس که رسول خدا(ص) فرمود: "مَن سَمِعَ النِّدَاءَ فَلَم يُجِبهُ مِن غيرِ عِلَّةٍ فَلَا صَلاةَ لَهُ": نماز کسي که صداي اذان را بشنود و بي دليل، در نماز جماعت مسلمانان شرکت نکند، ارزشي ندارد.[1]
و مي فرمود: صفهاي نماز جماعت، همانند صفهاي فرشتگان درآسمان چهارم است.[2] در حديث ديگر چنين آمده است: "هر که نماز جماعت را دوست بدارد، خدا و فرشتگان او را دوست ميدارند".[3] گذشته از اينگونه روايات درباره بايستگي و لزوم شرکت در نماز جماعت، برخي از فلسفه هاي شرکت در نماز جماعت را مي توان چنين ذکر کرد:
1. نيل به ثواب نامحدود
برخي از اعمال عبادي در دين اسلام ثواب محدود و مشخص دارد، ولي بين مسلمانان مسلّم است که نماز با جماعت، از نماز فرادا برتر است و اگر تعداد نمازگزاران بيش از ده نفر شوند ثواب آن قابل شمارش و نگارش توسط مخلوقات نيست.[4]
2. اعلام اتحاد
به طور حتم، جمع شدن يک عده در يک مکان، براي عمل واحد، نشان از اتحاد آن افراد در هدف دارد. نماز جماعت نيز از اين امر جهان شمول مستثنا نيست و نماد وحدت کلمه است. همه افراد با هر اختلاف سليقهاي که دارند، با اين عمل وحدت کلمه خود را به جهان اعلام ميدارند.
ويل دورانت مى نويسد:
بر هيچ انسان منصفى پوشيده نيست كه شركت مسلمانان در نمازهاى جماعت روزانه، چه اثر خوبى در وحدت و تشكّل آنها دارد. با كمى دقت مىتوان دريافت كه در سايه همين جماعتها و جمعهها است كه انسجام و اتحادى در اقشار مختلف ايجاد مى شود و در سايه آن، بركات و ارزشهايى وجود دارد. از كارهاى عمرانى يك منطقه گرفته، تا راه حل ساير مشكلات افراد و جامعه.[5]
3. آگاهي از اوضاع و مشکلات جامعه
در اين اجتماع که کم هزينهترين اجتماع دنيا است، آگاهى از مشكلات و نيازهاى يكديگر و زمينه سازي تعاون اجتماعى نهفته است که در بسياري از موارد، در همين اجتماعات است که نياز يک نيازمند مرتفع مي شود.
4. آگاهي از حال برادران ديني
اسلام عزيز، بسيار بر زيارت و ديدار مؤمنين و اطلاع از حال يکديگر تأکيد نموده است. در سيره پيامبر اعظم(ص) ميخوانيم: "اگر يكي از يارانش را سه روز پياپي نميديد، از حال وي جويا ميشد. اگر در سفر بود، برايش دعا ميکرد، اگر در شهر بود، به ديدارش ميرفت و اگر بيمار بود، از او عيادت ميکرد".[6] بي هزينه ترين ديدار مؤمنين، در صفوف جماعت است که باعث آگاهي از اوضاع افراد مي گردد.
5. آگاهي از مسائل ديني
بسياري از مسائل دين و احکامي که افراد فرا ميگيرند، در اثر حضور در نماز جماعت و استفاده از برنامه هاي آموزشي قبل يا بعد از نماز جماعت است. آمار نشان ميدهد، افرادي که اهل نماز جماعت هستند، از افراد ديگر آگاهي بيشتري نسبت به مسائل دين دارند. اسلام نيز با اين عمل، با جاهل ماندن افراد مبارزه معنوي ميکند و به علم افزايي پيوسته ترغيب مي نمايد.
6. تغيير رفتار و اخلاق نامناسب
انسانها از نظر رفتاري با يکديگر متفاوتند. چه بسيارند افرادي که با ديدن يک رفتار پسنديده از يک شخص حاضر در صفوف جماعت، رفتار زشت خود را کنار گذاشته اند. مسلمانها با اين حضور معنوي در کنار يکديگر، هر کدام خوبيهاي خود را به ديگران منتقل مي کنند.
پی نوشت ها
[1]. وسائل، ج 5 ص 375، کنز العمال، ج 8 حدیث 22799.
[2]. همان مدرک.
[3]. مستدرک الوسائل، ج 1 ص 488.
[4] . بحارالانوار، ج85، ص14.
[5] . تاريخ تمدن، همان.
[6] . براي اطلاع بيشتر، به کتاب سنن النبي، علامه طباطبايي مراجعه کنيد.
راي جواب به اين سوال بهتر است مقايسه اي بين فضيلت نماز جماعت با نماز فرادا داشته باشيم تا به جايگاه آن برسيم.
1. حضرت امام صادق(ع) فرمودند: وَ- قَالَ ع أَوَّلُ الْوَقْتِ رِضْوَانُ اللَّهِ وَ آخِرُهُ عَفْوُ اللَّهِ وَ الْعَفْوُ لَا يَكُونُ إِلَّا مِنْ ذَنْب؛ نماز اول وقت خشنودي خدا است و آخر وقت عفوخداست [1] و برخي موارد تأخير در آن خشم خدا را درپي دارد: فَقَالَ عَلِيٌّ ع يَا رَسُولَ اللَّهِ أَخْبِرْنِي مَا هَذِهِ الْأَحَادِيثُ فَقَالَ أَنْ تُؤْمِنَ بِاللَّهِ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ تَعْبُدَهُ وَ لَا تَعْبُدَ غَيْرَهُ وَ تُقِيمَ الصَّلَاةَ بِوُضُوءٍ سَابِغٍ فِي مَوَاقِيتِهَا وَ لَا تُؤَخِّرَهَا فَإِنَّ فِي تَأْخِيرِهَا مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ غَضَبَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ [2]
2. نماز اول وقتِ با جماعت، سفارش معصومين عليهم السلام است. در روايات اهل بيت عصمت وطهارت فراوان مردم را به نماز اول وقت درمسجد تشويق کردهاند و آن را از نشانههاي شيعه بودن دانسته اند.
3. نماز اول وقت باعث دوري از شيطان است ولي به تأخير انداختن آن خشنودي شيطان را در پي دارد.
4. نماز اول وقت پاسخ عاشقانه به نداي معشوق است که فرمود ند: «حافظوا علي الصلوات» اما نماز آخر وقت صرفا جهت رفع تکليف است.
5. ثواب در مقابل عملي است که انجام ميدهيم. خود نماز ثواب دارد، اول وقت ثوابي جداگانه، جماعت ثواب غيرقابل شمارش، گامهايي که براي مسجد برداشته ميشود و حتي به انتظار نماز نشستن در مسجد ثوابي مضاعف دارد که همه اين ثوابها به کسي داده ميشودکه نماز اول وقتِ با جماعت بخواند.
6. نماز جماعت زمينه ساز برقراري اجتماعاتي ميشود که باعث اتحاد و انس و الفت است که اين در نماز فرادا محقق نميشود.
پی نوشت ها
[1]. من لا يحضره الفقيه ؛ ج1 ؛ ص217
[2] . الخصال / ج2 / 543 / فيمن حفظ أربعين حديثا ..... ص : 541
انجام 51 رکعت نماز در روز از نشانه هاي شيعه[1] و از مستحبات موکد مي باشد به حدي که در روايات انجام نماز هاي نافله براي جبران نواقص نماز هاي واجب توصيه شده است[2] ومنظور خداوند از دوام در نماز در قرآن که از نشانه هاي مومنان است انجام نماز هاي نافله بيان شده است [3] وخداوند مباهات مي کند به ملائکه اش به بنده اي که نماز هاي نافله را مي گذارد [4].
پی نوشت ها
[1] ْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ الْعَسْكَرِيِّ ع أَنَّهُ قَالَ: عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ صَلَاةُ الْخَمْسِين.
[2] عن أبي بصير عن أبي عبدالله عليهالسلام في حديث قال: يا أبا محمد! إن العبد يرفع له ثلث صلاته و نصفها و ثلاثة ارباعها و اقلّ و اكثر علي قدر سهوه فيها، لكنّه يتمّ له من النوافل. قال: فقال له ابوبصير: ما أري النوافل ينبغي أنتترك علي حالة. فقال عليهالسلام: اجل، لا، كل سهو في الصلوة يطرح منها غير أنّ الله يتمّ بالنوافل.
[3] الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج3 ؛ ص269ِ الْفُضَيْلِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ الَّذِينَ هُمْ عَلى صَلَواتِهِمْ يُحافِظُونَ قَالَ هِيَ الْفَرِيضَةُ قُلْتُ الَّذِينَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُونَ قَالَ هِيَ النَّافِلَةُ.
[4]و عن أبي عبدالله عليهالسلام قال: إن العبد يقوم فيصلّي النافلة فيعجب الربّ ملائكته منه فيقول: يا ملائكتي! عبدي يقضي ما لمافترض عليه.