
اگرچه از شرايط قبولي نماز دوري از گناه است و انجام گناه با روح نماز سازگاري ندارد و اثر آن را کم ميکند؛ اما اگر فرد گناه كاري كه نيت خالص ندارد، نمازش را ترك كند، آيا وضع و حال بهتري پيدا خواهد کرد؟ آيا دلش صاف و روشن ميگردد؟
بدون شك نماز در همين فرد آلوده و خطاكار به اندازه خودش داراي اثر است، به گونه اي كه اگر اين نماز ترك شود، آلودگي و گناه فرد بيشتر ميشود؛ يعني اثر نماز كه همان نهي از فحشا و زشتي منكرات است[1] و لو در حد كم و ناچيز، در اين فرد ظاهر ميگردد و به اندازه خود او را از آلودگي و زشتي بيشتر باز ميدارد. چه طور ميتوان چنين اثرات واضحي را انكار كرد؟!
در روايت آمده است: جواني از انصار نمازش را با پيامبر(ص) ميخواند، ولي گناه و محرمات را نيز انجام ميداد. جريان را به پيامبر(ص) گفتند. پيامبر اعظم(ص) فرمود: " نمازش روزي او را از بدي و زشتي باز ميدارد". طولي نكشيد كه ديدند آن جوان توبه كرد و دست از كارهاي بد و زشتش برداشت.[2]
بنابراين، تأثير نماز در هر كسي، تابع ميزان معرفت و شناخت، اخلاص در نيت، حضور قلب و ساير شرايط و آدابي است كه رعايت ميكند و چون اين امور در افراد با هم متفاوت است، نمازهاي آنها و آثار آن نمازها نيز مختلف ميباشد؛ ولي به هر حال هيچ نمازي بدون اثر نخواهد بود، هر چند ميزان آن آثار كاملاً متفاوت است.
پی نوشت ها
[1] عنكبوت/ 49
[2] ری شهری، محمد، میزان الحكمة، ج 5، ص 371، ح 10254، چاپ دفتر تبلیغات اسلامی، 1362
لازم است توجه داشته باشيد كه تنها نماز و لبیک در حج است که باید به عربی بیان شود و گرنه هيچ تكليف واجب ديگري نيازمند قرائت عربي نیست. قرائت قرآن هم امري مستحب است كه فارسي خواندن آن هم ارزشمند و مطلوب است، اگرچه قرائت آیات نورانی برتر و مطلوبتر و دارای برکات بیشتری است.
اما خواندن نماز به صورت عربی و با همان الفاظ و کلماتی که پیامبر و دیگر مسلمانان صدر اسلام میخواندند، دلائل مختلفی دارد که به برخی از آنها اشاره میکنیم:
اول: اصل تعبّد
به این معنا که شریعت اسلام، دستور به عربی خواندن نماز داده و با توجه به اینکه روح عبادت بر تسلیم و تعبد استوار است، انسانی که میخواهد خدا را عبادت نماید، باید کاری را انجام دهد که خواست خداوند است. طبق آیات و روایات و سیره پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلّم)، این واجب و تکلیف دینی، به این شکل واجب شده است و برای انجام فرمان خدا باید همان را انجام داد.
باید به این نکته توجه داشته باشیم که در مسائل عبادی، خواست و اراده نقشی ندارد، بلکه باید آنها را طبق دستور شرع انجام دهیم تا مقصود و هدف و مصالحی که شارع (خداوند) در نظر دارد و چه بسا ما از آن بیخبریم، حاصل گردد.
همانگونه که در اصل نماز تعبّد و تسلیم وجود دارد، در اجزا و شرایط مختلف و از جمله عربی خواندن، این نکته مهم نهفته است.
امیرمؤمنان(ع) در روایتی پس از بیان اینکه معنای اسلام، تسلیم شدن در مقابل پروردگار است و علامت این تسلیم بودن در عمل آشکار میشود، میفرماید: "مؤمن، بنای دین خود را بر اساس رأی و نظر شخصی نمیگذارد، بلکه بر آنچه از پروردگارش رسیده بنیان مینهد".[1]
دوم: زبان مشترک مسلمانان
این امر به جهت ایجاد زبانی مشترک میان همه پیروان اسلام و در واقع فراهم سازی وحدت و پیوند بین المللی دینی است.
سوم: نبود معادل واژه ها
کلماتی که در نماز است، به صورت دقیق در هیچ زبانی ترجمه ندارد؛ یعنی نمیتوان همان مفاهیمی که در اذکار نماز است، به صورت دقیق ترجمه کرد و آن را بیان نمود. چه بسا برخی از کلمات یا جملات معانی بسیاری در خود جای داده که با یک یا چند جمله نتوان همه آنها را بیان نمود.[2]
برای مثال از سوره حمد نام میبریم، هیچ ترجمهای که بتواند تمام مفاهیم آن را به زبان دیگر بیان کند، نیست. حتی تنها، کلمه "الله"، هیچ معادلی در زبانهای دیگر ندارد و تنها می توان ترجمه آن را در قالب یک جمله بیان کرد. در مثال مذکور، کلمه "خدا" در زبان فارسی، تنها معادل فارسی آن است نه معنی کلمه "الله".
از طرف دیگر، تجربه زندگی انسانها روشنگر این حقیقت تلخ است که آنجا که دستهای انسانی در کارهای مختلف دخالت کرده است، آن را به صورتهای مختلف در آورده که گاهی با اصل و حقیقت خود فاصله بسیار دارد. به عنوان مثال، در ادیان امروزی، مفاهیم عبادی چنان مورد دستبرد و تحریف قرار گرفته که روح عبادت کمرنگ شده و دیگر رغبت چندانی به انجام آن برای پیروانش باقی نمانده است، به همین علت آن ارتباط دائمی و همیشگی که مسلمانان با خدا دارند را، در ادیان دیگر مشاهده نمیکنیم.
یادآوری
اگرچه با توجه به دلایلی که اشاره شد، نماز باید به زبان عربی خوانده شود؛ اما این بدان معنی نیست که انسان نتواند به هیچ زبان دیگری با خداوند سخن بگوید. چنانچه در قنوت نماز که قسمت خواستن حاجتها است، به فتوای اکثر مراجع، انسان میتواند به فارسی یا هر زبان دیگر سخن بگوید.[3]
همچنین، درب خانه خداوند مهربان برای گفت و گو و مناجات با خودش، هیچگاه به روی بندگان بسته نیست و انسان هر لحظه و ساعتی که اراده نماید، میتواند با زبان دلخواه خویش با او به راز و نیاز بپردازد و -چنانچه اشاره شد- تنها در برخی امور مانند نماز است که بنابر مصالح کلی، باید به زبان عربی خوانده شود.
پی نوشت ها
[1] علامه مجلسي ، بحارالانوار ج 65 ص 309 ، نشر اسلاميه تهران ، بي تا
[2] استاد محمدتقی مصباح یزدی، قرآنشناسی، ص 102 - 92، با تلخیص، مؤسسه آموزش و پژوهشی امام خمینی، 1380 هـ. ش.
[3] توضیح المسائل سیزده مرجع مساله 1135
از آنجا که دين و ارزشهاي ديني همواره بسان سدّي عظيم جلوي طغيانگري وسرکشي دشمنان راگرفته است، آنها نيز همواره در پي شکستن اين مانع مهم هستند. نماز به عنوان عبادتي جامع نقش مهمي درخنثي کردن تهاجمات فرهنگي دشمن دارد که عبارتند از:
1. همراهي با ولايت اهل بيت
بر اساس روايات اگر نماز با بهترين شرايط اقامه شود ولي همراه با ولايت رهبران معصوم نباشد قبول نيست و از سويي رهبران معصوم، همواره خط مقدم مبارزه با دشمن و نشان دادن حيله ها و ترفندهاي آنها بوده اند و پيروان خود را به مبارزه و شناخت دشمن دعوت کردهاند.
2. تعميق و بينش در دين
براي مبارزه با دشمن وشناخت او تعميق وبينش ديني لازم است. يکي از راههاي به دست آوردن اين مهم، نماز است. برخلاف تصور بعضي که نماز را يک کار تکراري و بي اثر ميدانند در حقيقت نماز نردباني است که موجب بالا رفتن معرفت و ايمان انسان ميشود و اين اعمال به ظاهر تکراري مانند ضربه کلنگي است که براي حفر چاه زده ميشود، همين ضربههاي به ظاهر تکراري انسان را به آب ميرساند.
3. راه شناسي
دشمن براي گم کردن راه حقيقت راههاي انحرافي و شبيه به حق را فراروي حق طلبان قرار ميدهد لذا خواستهها و توقعات و نيازهاي دروني، انسان را به سويي ميکشاند واز طرفي وسوسه هاي شيطاني و راههاي طاغوتي به سوي ديگر. در نماز است که انسان به همه اين راهها پشت پا ميزند و دائم از خداوند راه مستقيم ميخواهد که با يافتن اين راه اسير بيراهه هاي دشمن نميشود.
4. مبارزه وترس دشمن از نماز
راه بر اندازي دشمن مبارزه است. اين قدرت مبارزه را نماز به انسان ميدهد. درسوره هود آيه 87 آمده است که مشرکين به حضرت شعيب ميگفتند:
اي شعيب آيا نمازت به تو امر ميکند که در مقابل آيين ما بايستي و نگذاري ما راه نياکان خود را برويم؟ از اين آيه معلوم ميشود که دشمن هم ميداند نماز انسان را شخصي با صلابت، مقاوم و مبارز ميکند. ترس دشمن ازنماز عيد امام رضا (ع) وکشتن مردي توسط منصور دوانيقي به خاطر گفتن الله اکبر در کنار کاخ او دليل بر اين مدعي ميباشد.
سئوال: ما خداوند را قبول داريم و او را دوست داريم؛ اما چرا بايد نماز را با اين احکام خواص بخوانيم. مگر نميشود خدا را با دعا و در دل خواند و به ياد اوبود؟ اگر هدف نزديکي به خداست که با آن هم انجام ميشود؟
دوست عزيز! جوابي که به ذهنم ميآيد را با دو مثال به شماميگوييم.
اولي: وقتي ميخواهيم براي دوستي هديهاي بريم، هديه را مناسب شان و جايگاه او انتخاب ميکنيم. آن هم بر اساس شناختي که از خصوصيات و خواستههاي او داريم وگرنه هديه ما اگر در شان اونباشد نه تنها طرف از هديه ما خوشحال نميشود بلکه از ما ناراحت نيز ميشود.يعني هم سيخ سوخته و هم کباب!
اما در مورد عبادت خداوند: اول اينکه شما هم قبول داريد که ما حقيقت خداوند را نميتوانيم درک کنيم، پس نميدانيم چه کنيم که او از ما رازي شود و چه هديهاي را ببريم. دو اينکه ميدانيم که نزديکترين انسانها به او که انبيا و امامان هستند به ما راه به دست آوردن رضايت خداوند را نشان داده اند و اگر ما از آن راه وارد نشويم و خود راهي دگر را انتخاب کنيد در قيامت به ماخواهند گفت: آن راه و نوع عبادتي که ما را راضي ميکرد و به تو دستور دادهبوديم را آوردي؟!
اگر بگوييم خدايا ما سالها تو را به نوعي ديگر عبادت کردهايم، ندا ميآيد که بنده من: مگر من را حکيم نميدانستي؟ ...مگر حکيم دستور لغوي ميدهد؟ آنچه من دستور داده بودم باعث رشد وکمال تو بود نه آنچرا که تو گمان ميکردي که من دوست دارم.
مثال دوم من: کشاورزي که ميخواهد محصول خوبي ازکار وتلاش يک ساله اش حاصل کند نياز به دو چيز دارد.
1- بذر عالي
2- زمين مستعد. اين دوبايد باهم باشدتا برداشت خوبي نصيب انسان بشود روح عبادت آن زمين مستعدي است که اعمال ظاهري ماکه حکم بذر را دارند دران پرورش يابند وموجبات سعادت فراهم شود.
درست است که حال خوب داشتن لازم است، اما اگر بزر درستي کاشته نشود. نبايد انتظار داشت که به نتيجه برسيم. اگربذر علف کاشتيم بهترين زمين هم نميتواند از آن گندم بروياند! اتفاقا چون مستعد بوده، زمين تبديل به علف زاري با علفهاي قوي ميشود که از بين بردن آن سخت ميشود.
ايمان نداشتن به امام هر زمان
امام باقر فرمودند کسي که اعتقاد به وجود امام زمانش نداشته باشد نمازش قبول نمي گردد [1].
ـ شرب خمر
نوشيدن شراب و هر ماده اى كه زوال عقل را در پى داشته باشد و يا انسان را از حالت تعادل خارج نمايد موجب نقص عبادات و عدم قبولى نماز مى شود به گونه اي که نوشيدن شراب باعث عدم قبولي نماز تا چهل روز ميشود [2]
البته اين بدان معنا نيست که شخص نمازش بي فايده است چه بخواند يا نخواند بلکه به اين معناست که عيارش پايين است وآن درجه رفيع رابراي پذيرفته شدن مثل نماز کسي که شراب ننوشيده ندارد ونماز که يک تکليف واجب است هميشه حتي لحظه اي که شرابخوار شراب مي نوشد واجب است.
ـ حبس بول در حال نماز
از جمله عواملى كه موجب عدم كمال نماز است و باعث ميشود كه نماز در روح نمازگزار اثر نبخشيده و تأثير تكاملى نداشته باشد خوددارى از بول و باد معده است.
چنانچه در رساله هاى عمليه مراجع تقليد آن را از مكروهات در نماز دانسته اند يعنى بهتر است كه در اين حالت فرد قيام به نماز نكند. در روايتى از امام صادق عليه السلام وارد شده است كه فرموده اند: لا صلاةَ لحاقِن وَلا حاقب[3]. «كسى كه در حال خوددارى از بول يا باد معده نماز بخواند نمازش كامل نيست»
ـ پرخورى
پرخوردن مضرات بسيارى در پى دارد كه يكى از آنها، زيان به عبادت و نماز است. چنانچه ابن عباس از پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) روايت كرد كه فرمودند: لايدْخُل ملكوت السماءِ مَنْ مَلاء بَطنُهُ. «كسى كه شكمش پر باشد وارد ملكوت آسمان نشود» و كلام گهر بار على(عليه السلام) اين است كه: «از پرخورى دورى كنيد كه موجب قساوت قلب و باعث كسالت از اقامه نماز و سبب تباهى بدن است» و مى دانيم كه نماز با كسالت نماز منافقان است نه مومنان.
ـ ريا و خودنمايى در نماز
در حديث از امام صادق(عليه السلام) رسيده است كه فرمودند: «چون روز قيامت فرارسد بنده اى را مى آورند كه اهل نماز بوده و خود نيز چنين ادعا ميكند به وى مى گويند: تو بدان جهت نمازگزاردى كه تو را مدح و ستايش كنند پس به ملائكه دستور مى رسد او را به سوى آتش ببرند»
چنانچه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) فرموده اند: مَنْ صلّى صلاةً يُرائى بها فَقَدْ اَشْرك.[4] «كسى كه براى خود نمايى نماز بخواند مشرك است»براي تحقق نمازي که مورد پذيرش خداوند متعال باشد و تأمين کننده سعادت،بايد موانع قبول نماز راهم بر طرف کرد که ذيلا به بيان بعضي از موانع قبولي مي پردازيم .
- نداشتن حضور قلب
لايقبل الله صلوة عبد لايحضر قلبه مع بدنه.
إنّ العبد ليصلّي الصلوة لايكتب له سُدسها و لا عُشرها و إنما يكتب للعبد من صلوته ما عقل منها.
در پايان ذکر يک نکته لازم است که با توجه به اينکه انجام برخي از اعمال مکروه در نماز مانع قبولي نماز معرفي شده است بدست مي آيد معناي عدم قبولي به معناي پاين بودن ارزش نماز وعدم توانايي اين نماز براي صعوددادن انسان به ارزشهاي والاست.
- عقوق والدين و ناراحت کردن ايشان:
قال ابو عبد الله(عليه السلام): من نظر إلي ابويه نظرَ ماقتٍ و هما ظالمان له، لميقبل الله له صلوةً.
-غيبت
غيبت نيز موجب پايين آمدن عيار نماز انسان مي شود پيامبر اکرم فرمود هر کس غيبت مرد يا زن مسلماني را بکند تا چهل روز نمازش قبول نمي شود مگر اينکه او را ببخشد: من اغتاب مسلماً أو مسلمة، لميقبل الله صلاته و لا صيامه اربعين يوما و ليلة إلا اَنيغفر له صاحبه.
بيتفاوتي نسبت به محرومين
امامصادق عليهالسلام فرمود: نماز كساني كه نسبت به آوارگان و برهنگان جامعه بيتفاوتاند، قبول نيست. [5]
حرامخواري
در روايات ما نماز کسي که حرام خوار است همانند ساختن ساختمان بر روي ماسه نرم بيان شده است[6]
بد خواهي براي مسلمانان
خدا از مؤمنى كه بد برادر مؤمن خود را در دل دارد، هيچ كردارى را نپذيرد.[7]
قطع رابطه با برادر ديني
پيامبر به ابوذر فرمودند : اي ابوذر مبادا با برادر ديني قطع رابطه کني که در اين صورت هيچ عملي از تو پذيرفته نمي شود [8]
اذيت به همسر
پيامبر فرمودند : زني که همسرش را آزار دهد خداوند هيچ عملي را از او نمي پذيرد البته هر چند روايت براي زن است ولي مي توان آن را براي مرد نيز عموميت داد زيرا نفس آزار دادن همسر حرام است چه مرد باشد چه زن [9]
سبكشمردن نماز
پيامبر اعظم فرمودند : چه بسا شخصي پنجاه سال نماز ميخواند ولي يک نمازش قبول نمي شود زيرا نمازش را سبک برگزار مي کند ونمازي که سبک شمرده شود قبول نمي گردد [10]
ندادن زكات
پيامبر اکرم فرمودند :يک دسته از کسانيکه نمازشان قبول نمي شود کسي است که زکات نمي پردازد [11]
پی نوشت ها
[1] قال الباقر عليهالسلام: من دان الله بعمل يجهد فيها نفسه و لا امام له من الله، فسعيه غير مقبول
[2] عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ شَرِبَ مُسْكِراً لَمْ تُقْبَلْ مِنْهُ صَلَاتُهُ أَرْبَعِينَ يَوْما
[3] مجمع البحرين ؛ ج2 ؛ ص46
[4] عدة الداعي و نجاح الساعي ؛ ؛ ص218
[5] بحار/84ص242.
[6] الصلوة مع أكل الحرام كالبناء علي الرمل. بحار/84ص258
[7] ابوعبدالله عليهالسلام: لايقبل الله من مؤمن عملاً و هو مضمر علي اخيه سوءً اصول كافى-ترجمه كمرهاى ج5 341 باب دشنام ..... ص : 337
[8] قال رسول الله صلّي الله عليه و آله: يا اباذر! إياك و هجران اخيك، فإنّ العمل لايتقبّل مع الهجران.مكارم الأخلاق الفصل الخامس في وصية رسول الله ص لأبي ذر الغفاري رضي الله عنه ..... ص : 470
[9] َمنْ كَانَتْ لَهُ امْرَأَةٌ تُؤْذِيهِ لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ صَلَاتَهَا وَ لَا حَسَنَةً مِنْ عَمَلِهَا- حَتَّى تُعِينَهُ وَ تُرْضِيَهُ وَ إِنْ صَامَتِ الدَّهْرَ- وَ قَامَتْ وَ أَعْتَقَتِ الرِّقَابَ وَ أَنْفَقَتِ الْأَمْوَالَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ كَانَتْ أَوَّلَ مَنْ يَرِدُ النَّارَ ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص- وَ عَلَى الرَّجُلِ مِثْلُ ذَلِكَ الْوِزْرِ وَ الْعَذَابِ- إِذَا كَانَ لَهَا مُؤْذِياً ظَالِما بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج73 363
[10] والله إنّه ليأتي علي الرجل خمسون سنة و ماقبل الله منه صلوة واحدة. فأيّ شيء اشدّ من هذا؟! و الله انكم لتعرفون مِن جيرانكم و اصحابكم مَن لو كان يصلّي لِبعضكم، ماقبلها منه لاستخفافه بها. إن الله عزّ و جلّ لايقبل إلا الحسن، فكيف يقبل ما يستخفّ به؟ الكافي ج 3 ص 269
[11] َيا عَلِيُّ ثَمَانِيَةٌ لَا يُقْبَلُ مِنْهُمُ الصَّلَاةُ .....وَ النَّاشِزُ وَ زَوْجُهَا عَلَيْهَا سَاخِطٌ- وَ مَانِعُ الزَّكَاةِ ....وَ إِمَامُ قَوْمٍ يُصَلِّي بِهِمْ وَ هُمْ لَهُ كَارِهُونَ. بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج74 50 باب 3 ما أوصى رسول الله ص إلى أمير المؤمنين ع ..... ص : 44
قرآن كريم مى فرمايد: "فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَ حَيْثُ مَا کُنتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوهَکُمْ شَطْرَه": پس روى كن به طرف مسجدالحرام و شما مسلمين نيز هر كجا باشيد، در نماز، روي خود را به سوي آن بگردانيد.[1]
با توجه به اين آيات، مى توان برداشتهاى زير را به دست آورد:
1. همان خدايى كه فرموده است: به هر طرف رو كنيد آنجا وجه خدا است "فأَينََما تُوَلُّوْا فَثَمَّ وَجْهُ اللّه":[2] و اينكه او از رگ گردن به انسان نزديكتر است "و نَحْنُ اَقْرَبُ اِلَيْكُمْ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ"،[3] همان خدا دستور داده است كه به هنگام نماز به طرف مسجدالحرام نماز بخوانيد "فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَ حَيْثُ مَا کُنتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ".
2. شَطر به معناى سمت و جانب است. البته ايستادن دقيق در محاذات [موازات، رويارو، رو به رو] خانه كعبه و حتى مسجدالحرام براى كسانى كه از دور نماز مىخوانند، بسيار مشكل است، اما ايستادن به سمت آن براى همه آسان است. همين دستور قرآنى به نوبه خود موجب پيشرفت علوم جغرافيا، هيئت، هندسه و رياضى در بين مسلمين گرديد؛ زيرا براى قبلهيابى و تشخيص جهت آن، نيازمند اين علوم بودند.
3. اينكه خدا همه جا هست و به هر طرف كه رو كنى روى او و سوى او است، اين نتيجه را نمى دهد كه پس به هر طرف مى توان نماز خواند. در همه جا بودن خداوند يك مطلب است و جهت نماز مطلب ديگر. هرچند خدا همه زبانها را مى داند؛ ولى بايد نماز را به زبان عربى خواند و يا اينكه خدا موجودى زمانى نيست؛ ولى نماز بايد در زمان خاص خودش خوانده شود.
حقتعالى به علل گوناگون، دستور داده است كه به طرف قبله واحد، به زبان واحد و با شرايط مشترك ديگرى نماز گزارده شود و اين دستور، علاوه بر پيشرفت و پيشبرد علم و دانش بشرى، مايه وحدت و هماهنگى بين مسلمانان نيز هست و تأثيرات و آموزشهاى فرهنگى ديگرى نيز به دنبال دارد. از طرف ديگر، در هر يك از اين دستورات، اسرار عرفانى شگرفي نهفته است که در جاي خود بازگو شده است.
پی نوشت ها
[1] . بقره/ آيه 144 و آيه 150.
[2] . بقره/ 115.
[3] . ق /16
سالها قبله مسلمانان بيت المقدس بود پيامبر13 سال درمکه و بعد از مهاجرت به مدينه همچنان رو به بيت المقدس نماز ميگزاردند که بنا به دلايلي جريان مهم تغيير قبله اتفاق افتاد که به بعضي از آن دلايل اشاره ميکنيم:
1. بهانه جويي يهوديان
الف. يهوديان شنيده بودند که پيامبر به دو قبله نماز ميخواند اما چون اين شرط را را نميديدند ميگفتند اين پيامبر موعود تورات نيست.
ب:يهوديان ميگفتند محمد مدعي است که دين مستقل آورده وشريعت او ناسخ آيين گذشته ها است در حالي که قبله مستقلي ندارد.
ج:يهوديان ميگفتند اسلام دنباله رو يهود است درحالي که ميشنيدند اسلام دين مترقي است.
2. اين قضيه آزموني بود
براي اينکه مشخص بشود پيروان راستين و مطيع و تسليم پيامبر چه کساني هستند به عبارتي تشخيص يار از غير يار.
اين عوامل باعث نگراني پيامبر شده بود طوريکه پيامبر با حالت نگراني شبها از خانه بيرون ميآمد و به آسمان نگاه ميکرد و منتظر وحي بود که به روايت صدوق در من لايحضره الفقيه درحالي که پيامبر اکرم دورکعت از نماز ظهر را خوانده بود جبرييل نازل شد و اين آيه راخواند «فول وجهک شطرالمسجدالحرام» و دست پيامبر را گرفت و او را به سوي کعبه برگرداند و تمام آنان که پشت سر حضرت بودند همگي به سمت کعبه برگشتند.
خداوند که با همه محرم است؛ پس چرا خانمها در نماز بايد حجاب کامل داشته باشند؟
بي ترديد، حکمت پوشش بدن و رعايت حجاب اسلامي زن در حال نماز، پنهان کردن و مستور نمودن خود از خدا نيست؛ زيرا چيزي از علم خدا پنهان نيست و خداوند بر همه چيز، در همه حالات آگاه است. لکن حکمتهاي ديگري در کار است که ممکن است موارد زير نيز از حکمتهاي حجاب هنگام نماز باشد.
1. رعايت ادب
از حکمتهاي اين حکم، پاس داشت شرف حضور به محضر ربوبي و رعايت ادب است؛ يعني همانگونه که رعايت پوشش زن در برابر ديگران و در محافل رسمي حتي در برابر والدين نوعي حفظ حرمت محسوب ميشود، نماز خواندن با پوشش لازم و کامل هم نوعي حفظ حرمت به ارتباط با خداوند يا به جايگاه نماز به حساب ميآيد. اين مسئله در اديان ديگر هم در هنگام عبادت وجود داشته و حفظ حجاب براي زنان به خصوص در وقت عبادت، داراي اهميت ويژه بوده است.[1] به همين دليل است که براى مرد نيز در بر داشتن عبا و پوشاندن سر در نماز، مستحب است.
2. باعث پيدايش حضور قلب
حکمت ديگر اين است که رعايت حجاب و آداب ديگر مانند پاک بودن بدن و لباس، در تحصيل حضور قلب مؤثر است. بيشک، وجود پوششى يك پارچه براى تمام بدن و داشتن پوششى مخصوص براى نماز، توجه و حضور قلب انسان را بيشتر مىكند و از التفات ذهن به تجملات و چيزهاى رنگارنگ مى كاهد و ارزش نماز را صد چندان مى كند.
3. توجه به ارزش و اهميت حجاب
اين حکم به زنان مسلمان مي فهماند که حجاب، مطلوب خداوند است، به گونه اي که حتي در نماز از زن مسلمان خواسته با حفظ حجاب با خداوند سخن بگويد؛ چون او بندهاش را اينگونه مي پسندد. چه بسا اين دستور تمريني باشد براي حفظ حجاب.
[1] تاريخ تمدن ويل دورانت، ج 9، ص242، به نقل از مجله پيام زن، ش20، ص80 - 83
تعقيب از عقب به معناي چيزي که بعد از چيز ديگر مي آيد است ودر اصطلاح به برخي اذکار وادعيه اي که مستحب است انسان آن را انجام دهد تعقيبات نماز گويند حال ممکن است آياتي از قرآن باشد همانند آيات آخر سوره بقره که بعد از نماز عشا مستحب است يا آنکه دعا وذکر ويا حتي گريه وتضرع به درگاه خداوند منان باشد
ــ تعقيب بعد از نماز چه آثاري دارد ؟
استجابت دعا
امام صادق فرمودند : خدواند نماز را دربهترين زمانها واجب نموده است پس حاجات خود را بعد از نماز هاي واجب از خدا بخواهيد ويا اينکه پيامبر اعظم فرمودند :کسي که نماز واجبي را بگذارد بعد از آن يک دعاي مستجاب براي او خواهد بود .
کامل شدن نماز
جلب خشنودي خداوند وملائکه
رحمت الهي و بهشت
يکي از مهمترين تعقيبات بعد از نماز سجده شکر است که گفتن حد اقل سه مرتبه شکرا لله در سجده است. امام صادق عليه السلام :سجده شكر بعد از نماز، دليل كامل شدن نماز و خشنودى خدا و خوشامدن و اعجاب فرشتگان است . خداوند از آنان مى پرسد: پاداش اين بنده شاكر چيست ؟ مى گويند: رحمت تو، بهشت تو، حلّ مشكل او، ... خداوند مى فرمايد: همانگونه كه او از من تشكّر كرد، من هم از او سپاسگزارم . اين جمله مى فهماند كه رضايت و سپاس الهى از همه نعمت ها برتر است.
بخشش گناهان
مهمترين تعقيب نماز تسبيحات حضرت زهراست که امام صادق فرمودند هر کس تسبيحات حضرت زهرا را بلافاصله بعد از نماز انجام دهد خداوند گناهانش را مي آمرزد .
توسعه رزق
بعد از نماز صبح و نماز عصر به تعقيب تاکيد بيشتري شده است از امام صادق نقل شده است : التَّعْقِيبُ بَعْدَ صَلَاةِ الْفَجْرِ يَعْنِي بِالدُّعَاءِ أَبْلَغُ فِي طَلَبِ الرِّزْقِ مِنَ الضَّارِبِ فِي الْبِلَاد. تعقيب بعد از نماز صبح سريعتراز تلاش براي طلب روزي انسان را به رزق مي رساند از دعاهاي ديگر رزق را براي انسان ايجاد مي کند .
دعوت شدن به ميهماني خداوند
صادق آل محمد عليهم السلام فرمودند : من صلى صلوة و عقب الى اخرى فهو ضيف الله و حق على الله ان يكرم ضيفه. هر كه نماز فريضه كند و بعد از آن تعقيب بخواند تا نماز ديگر (يعنى به خواندن دعاهايى كه بعد از نماز بايد خواند و قرائت قرآن و غيره مشغول گردد تا وقت نماز ديگر) پس آن بنده مهمان خدا مى باشد و حق است بر خداى - عزوجل - اينكه اكرام كند مهمان خود را.
زياد شدن شرافت انسان
نوشته شدن حسنات و پاک شدن سيئات
بالا رفتن درجات
قال على - عليه السلام -من جلس فى مصلاة ثانيا رجليه يذكر الله - تبارك الله و تعالى - وكل الله - عزوجل - به ملكا يقول : ازدد شرفا تكتب لك الحسنات و تمحى عنك السيئات و تبنى لك الدرجات حتى ينصرف. امير بيان فرمودند :كسى كه درجايگاه نمازش بنشيند، و به ذكر خداى تعالى و به تعقيبات بپردازد خداوند فرشته اى را بر او ماءمور و موكل مى گرداند كه به وى مى گويد:
اى نمازگزارى كه مشغول به دعا هستى ، به شرف و كرامت و فضيلت خود بيفزا (يعنى بيشتر و زيادتر دعا كن ) كه از براى تو حسنات ثبت مى گردد و سيئات و بديهايت محو و نابود مى شود و درجات براى تو افزون مى گردد و اين گفتگو ادامه دارد تا وقتى كه او از دعا و تعقيباتش فارغ شود (دعائم الاسلام ، ج 1 ص 165).