حدیث مهدوی از امام صادق (ع)

امام صادق

به ناگزير آتشي از آذربايجان شعله ور خواهد شد که هيچ قدرتي در برابر آن ياراي مقاومت نخواهد داشت. چون اين آتش زبانه کشيد، گليم خانه ي خود شويد و تا ما نجنبيده ايم شما نيز از جاي خود حرکت نکنيد، هنگامي که نهضت کننده ي ما حرکت کند به سوي او بشتابيد و لو با سينه خيز رفتن. به خدا سوگند، گويي او را با چشم خود مي بينم که در ميان رکن و مقام ايستاده، از مردم براي کتابي تازه بيعت مي گيرد. - آنگاه فرمود-: واي بر طاغوت‌هاي عرب از حادثه اي که نزديک شده است».

منبع:اثباة الهدة/ ج3/ ص536

"اين روايت نشان مي‌دهد در آخرالزمان فتنه اي (شورش يا شورش‌هايي) در آذربايجان بر پا مي‌شود که شيعيان نبايد در آن شرکت کنند، عبارت «در خانه نشستن» نشان از آن دارد نکته مقابل آن «به خيابان ريختن» مطلوب اهل بيت نيست."


ادامه مطلب


[ شنبه 6 شهریور 1395  ] [ 1:08 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (0) ]

انتظار مهدی، تکلیف بر دوش انسان میگذارد


ادامه مطلب


[ جمعه 5 شهریور 1395  ] [ 5:32 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (1) ]

انتظار فرج

فرج مردم جهان در چيست و چرا انتظار فرج فضيلت و ارزش بيشترى دارد؟

entezar.gifدر روايات شيعه، عبارت و اصطلاح بسيار لطيف و مناسبى براى انتظار در نظر گرفته شده و آن «انتظار فرج» است. فرج، به معناى نصرت و پيروزى و گشايش گره هاى زندگى از جانب خداوند است. مقصود از انتظار فرج، انتظار دگرگونى مثبت و گسترده در زندگى بشر و زدوده شدن ناكامى ها و نابسامانى ها از چهره غمزده جامعه انسانى است و پيروزى حكومت عدالت گستر و معنويت گراى مهدوى بر دولت هاى شرك و كفر و ستم است.
در روايات، توصيه هاى فراوانى در مورد انتظار فرج و ارزش، و فضيلت هاى بى شمار آن شده است.


ادامه مطلب دارد


[ چهارشنبه 3 شهریور 1395  ] [ 5:45 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (0) ]

حدیث مهدوی از امام محمد باقر (ع)

«قائم ما به رعب و وحشت در دل مردم تأييد شده، و با نصرت خداوندي تقويت شده، زمين در زير پاهايش طي مي شود. گنجينه هاي زمين براي او آشکار مي شود و سلطنتش به شرق و غرب جهان مي رسد. خداوند دين خود را به دست او بر همه ي اديان پيروز مي سازد، اگرچه مشرکان خوش ندارند. در روي زمين جاي ويراني نمي ماند جز اينکه آباد مي کند. حضرت عيسي روح الله (عليه‌السلام) نازل مي شود و پشت سر او نماز مي خواند».محمد بن مسلم پرسيد: قائم شما کي ظاهر مي شود؟ فرمود: هنگامي که:1- مردها خود را به زنان تشبيه کنند.2- زنها خود را به مردان تشبيه کنند.3- مردان به مردان و زنان به زنان بسنده کنند.4- زنها سوار بر زين‌ها شوند.5- شهادت دروغ پذيرفته شود.6- شهادت راست رد گردد.7- خون سبک شمرده شود.8- روابط نامشروع رواج پيدا کند.9- ربا خواري رايج گردد.10- اشرار از ترس زبانشان احترام شوند.11- سفياني از شام خارج شود.12- يماني قيام کند.13- سپاه سفياني در سرزمين بيدا خسف شوند.14- جواني از آل محمد (صلي الله عليه و اله و سلم) به نام «محمد بن حسن نفس زکيه» در ميان رکن و مقام کشته شود.15- صيحه ي آسماني شنيده شود که مي گويد: حق با او (قائم عليه‌السلام) و شيعيان اوست.در چنين موقعي قائم ما (ارواحنا فداه) خارج مي شود و پشت خود را به ديوار کعبه تکيه مي دهد و سيصد و سيزده نفر در اطراف او جمع مي شوند. اولين چيزي که به زبان مي آورد. اين آيه ي شريفه است:«بقية الله خير لکم ان کنتم مومنين».سپس مي فرمايد: من تنها بازمانده از حجت‌هاي پروردگار و خليفه ي خدا در ميان شما هستم. کسي نمي ماند، جز اينکه به او سلام کرده مي گويد:«السلام عليک يا بقية الله في ارضه».هنگامي که ده هزار نفر براي ياري او گرد آمدند، ديگر در روي زمين بتي نمي ماند جز اينکه طعمه ي حريق مي شود. و اين روز پر شکوه پس از يک غيبت طولاني است تا معلوم شود که چه کسي به غيب ايمان مي آورد و از خدا اطاعت مي کند».

اعلام الوري/ ص433


ادامه مطلب


[ جمعه 29 مرداد 1395  ] [ 7:24 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ () ]

فضيلت انتظار از نگاه امام رضا (ع)

در حال حاضر، انتظار فرج چه فضيلتى دارد ؛ لطفا به نظر امام رضا (عليه السلام) اشاره كنيد

ENTEZAR.jpgحضرت رضا (عليه السلام) در روايات متعددي به موضوع فضيلت انتظار فرج اشاره كرده اند. در پاشخ پرسش شما، به سه نمونه آن اشاره مى كنيم :
الف. امام خطاب به حسن بن جهم مي فرمايد:
«أولست تعلم أنّ انتظار الفرج من الفرج؟ قلت: لا أدري إلاّ أن تعلّمني. فقال: نعم إنتظار الفرج من الفرج؛[1] آيا مي داني كه انتظار فرج (جزيي) از فرج است؟ گفتم: نمي دانم مگر اينكه شما به من بياموزيد. فرمود: آري انتظار فرج، جزيي از فرج است.
ب. حضرت رضا (عليه السلام) در روايت ديگرى مي فرمايد:
ما أحسن الصبر و انتظار الفرج أما سمعت قول العبد الصالح: «و ارتقبوا إنّي معكم رقيب»[2] «وانتظروا إنّي معكم من المنتظرين»[3] فعليكم بالصبر إنّما يجي ء الفرج علي اليأس و قدكان الذين من قبلكم أصبر منكم...[4].
چه نيكوست صبر و انتظار فرج، آيا سخن بنده صالح خدا (شعيب) را نشنيدي كه فرمود: «و انتظار بريد كه من (هم)با شما منتظرم» و «پس منتظر باشيد كه من (هم) با شما از منتظرانم»، بر شما باد به صبر و بردباري؛ چرا گشايش بعد از نااميدي فرا مي رسد و به تحقيق كساني كه پيش از شما بودند از شما بردبارتر بودند.
ج. امام در روايت زيبايي فضيلت انتظار را اين گونه بيان مي كنند:
... أما يرضي أحدكم أن يكون في بيته ينفق علي عياله ينتظر أمرنا فإن أدركه كان كمن شهد مع رسول اللّه، صلي اللّه عليه و آله، بدرا، و إن لم يدركه كان كمن كان مع قائمنا في فسطاطه..؛[5] آيا هيچيك از شما خوش ندارد كه در خانه خود بماند، نفقه خانواده اش را بپردازد و چشم به راه امر ما باشد؟ پس اگر در چنين حالي از دنيا برود مانند كسي است كه به همراه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در (نبرد بدر به شهادت رسيده است. و اگر هم مرگ به سراغ او نيايد مانند كسي است كه به همراه قائم ما و در خيمه او باشد.

پی نوشت ها
[1] كتاب الغيبة، ص 276
[2] هود، آيه 93.
[3] اعراف، آيه 71
[4] عبداللّه بن جعفر الحميري، قرب الاسناد، ص 224
[5] كافى ، ج 4، ص 260، ح 34

منبع: پرسمان


ادامه مطلب


[ سه شنبه 26 مرداد 1395  ] [ 7:58 AM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (0) ]

حدیث مهدوی از امام حسین (ع)

امام حسین

«از پيشگاه امام حسين عليه‌السلام سوال کردند: آيا شما صاحب اين امر هستيد؟ فرمود:«لا، و لکن صاحب الأمر الطريد الشريد الموتور بابيه، المکني بعمه، يضع السيف علي عاتقه ثمانية اشهر».«نه من نيستم، بلکه صاحب اين امر کسي است که از ميان مردم کناره گيري مي کند و به سرزمين‌هاي دور دست مي رود و خون پدرش بر زمين مي ماند و از عمويش پنهان مي شود، آن‌گاه شمشير برمي دارد و هشت ماه تمام شمشير بر زمين نگذارد».

کمال الدين/ ص318


ادامه مطلب


[ یک شنبه 17 مرداد 1395  ] [ 2:09 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (1) ]

حدیث مهدوی از امام جواد (ع)

امام جواد

«ان الامام بعدي علي (عليه سلام الله) امره امري، و قوله قولي، و طاعته طاعتي، و الامام بعده ابنه الحسن العسکري (عليه السلام) امره امر ابيه، و قول ابيه، و طاعته طاعة ابيه».

«امام بعد از من پسرم علي (عليه السلام) است، که فرمان او فرمان من، گفتار او گفتار من، و اطاعت او اطاعت من است. و امام بعد از او پسرش حسن عسکري (عليه السلام) است که فرمان او فرمان پدرش، گفتار او گفتار پدرش، و اطاعت او اطاعت پدرش مي باشد».آنگاه امام جواد عليه السلام ساکت شد، راوي حديث «صقر» پرسيد: امام بعد از حسن عسکري کيست؟ امام جواد عليه السلام به شدت گريست، سپس فرمود:- «الامام من بعد الحسن ابنه القائم بالحق المنتظر».- «امام بعد از حسن، پسرش قائم منتظَر (عليهما السلام) است که به حق قيام مي کند». صقر پرسيد: چرا به او «قائم» مي گويند؟ فرمود:«لانه يقوم بعد موت ذکره و ارتداد اکثر القائلين بامامته».«زيرا او پس از آنکه نام مقدسش دستخوش فراموشي شد و بيشتر معتقدان به امامتش، از عقيده ي خود برگشتند، قيام مي کند».صقر پرسيد: چرا به او «منتظر» مي گويند؟ فرمود:«لان له غيبة يکثر ايامها و يطول امدها، فينتظر خروجه المخلصون  و ينکره المرتابون و يستهزء بذکره الجاحدون. و يکذب فيه الوقاتون، و يهلک فيه المستعجلون. و ينجو فيه المسلمون».«زيرا براي او غيبتي است که روزگاري دراز طول مي کشد، در آن دوران غيبت، مخلصان انتظار مي کشند، اهل ريب و ترديد به شک مي افتند و منکران، ياد او را مسخره مي کنند، وقت تعيين کنندگان، دروغگو از آب در مي آيند، شتاب کنندگان هلاک مي شوند و تسليم اراده خدا شونده ها نجات مي يابند».

اعلام الوري/ ص409


ادامه مطلب


[ یک شنبه 3 مرداد 1395  ] [ 10:52 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (0) ]

هدف از انتظار چیست؟

در خصوص اعتقاد به مهدویت و ظهور منجی جهانی دو هدف را می‌توان بررسی کرد: اوّل هدف عملی‌ که بر این باور مترتّب است؛ یعنی اگر به ظهور مهدی اعتقاد داشته باشیم، چه کار باید بکنیم. دسته دوم اهدافی است که به لحاظ نظری و گرایشی بر این اعتقاد مترتّب است که به این لحاظ می‌تواند پاسخی دیگر به چرایی بحث انتظار باشد؛ یعنی باید منتظر بود؛ زیرا انتظار واقعی این اهداف را در جان آدمی به ارمغان می‌آورد که این‌جا به برخی از مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌کنیم:

1. تحقّق خوف و رجای معقول در تمام تلاش‌های اجتماعی.

1 ـ 1. رجای معقول (خوش‌بینی به آینده بشر)

درباره آینده بشر نظرات مختلف است. برخی می‌گویند شر و فساد و بدبختی، لازمه لاینفک حیات بشری است و لذا زندگی بی‌ارزش است و عاقلانه‌ترین کارها خاتمه دادن به حیات و زندگی است. برخی هم معتقدند: بشر در اثر پیشرفت حیرت‌‌آور تکنیک و ذخیره کردن انبارهای وحشتناک وسایل تخریبی، به مرحله‌ای رسیده که بیش از یک گام با گوری که با دست خود کنده فاصله ندارد؛ در حالی که در منظر ما، ریشه فسادها و تباهی‌ها نقص روحی و معنوی انسان است. انسان هنوز دوره جوانی و ناپختگی را طی می‌کند و خشم و شهوت بر او و عقلش حاکم است. انسان بالفطره در راه تکامل فکری و اخلاقی و معنوی پیش می‌رود. نه شر و فساد لازم لاینفک طبیعت بشر است و نه جبر تمدّن، فاجعه خودکشی دسته جمعی را پیش خواهد آورد؛ بلکه جریان مبارزه حقّ و باطل ادامه می‌یابد و جلو می‌رود تا آن‌جا که در نهایت منجر به حکومت عدل حضرت مهدی(عج) خواهد شد و چنین نیست که زحمات اصلاحگران به سرانجام نرسد.

انسان در حالت عادی وقتی فراوانی ظلم و فساد و غلبه ظاهری ظالمان را در جهان می‌بیند، گاه با خود می‌اندیشد که آیا می‌توانیم در مقابل این موج عظیم کاری از پیش ببریم و وعده ظهور به ما می‌گوید که همه کارهای شما به سرانجام می‌رسد: وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُهَا عِبَادِی الصَّالِحُونَ (انبیا (21)

در ادامه مطلب میخوانیم ...


ادامه مطلب


[ جمعه 18 تیر 1395  ] [ 7:52 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (0) ]

تفکر هدایت شده عامل جلوگیری از فاجعه

 

تفکر هدایت شده عامل جلوگیری از فاجعه

تفکر هدایت شده عامل جلوگیری از فاجعه

اساس خرد ورزی وتفکر باید در موضوعاتی حرکت کند تا زندگی آدمی خدا محور باشد تا افرادی صالح در امور فکری رشد کنند و این تفکر باید در مسیر هدایت بشری و دوری از لغزش ها حرکت کند.

 مغز همه انسان ها در طول زندگی عنصری است که فرد را به سمت عملی سوق می دهد و به حرکت در می آورد که در واقع به ذهن ما برای انجام کاری جهت می دهد . گاهی اتفاقات به صورت عادی است که ذهن ما را زیاد در گیر خود نمی کند اما ممکن زمانی ما را به تفکر در رابطه با موضوعی به واکنش وادارد کند آن وقت است که نوعی تفکر شکل می گیرد و اگر این تفکر ما بسط داده شود و هدایت شود در واقع نوعی خرد فردی انجام شده است وذهن انسان در طول حیات با موضوعات مختلفی در گیر است که چه مثبت و چه منفی آدمی همواره در حال اندیشیدن است.

تفکر و خرد ورزی در تربیت نقش اساسی را ایفا می کند به طوری که لازمه هر عملی تفکر است و انسان همواره در تربیت باید نقش خرد ورزی را جدی گرفته زیرا باعث هدایت و شقاوت آدمی  می شود. ممکن است انسان تفکری را دنبال کند که او را به سمت نا کجا آباد سوق دهد واگر این فکر با تربیت همراه نباشد انسان دچاز تزلزل در امور می شود و چه بسیار افرادی که از فکر خود به درستی استفاده نکرده و به پوچی گرویده شدند.

تفکر در تربیت باید هدایت شده باشد تا مسیر درستی را انسان برای تصمیم گیری طی کند این در صورتی است که انسان باید درست فکر کردن را بیاموزد و اسیر هوای نفس خود نشود این جریان باعث به وجود آمدن تفکرات مادی و پوچ شده است که ناشی از جهل بوده و ذهن آدمی را از مسیر سعادت بشری دور کرده است که از جمله آن می توان به (نهلیسم) یاپوچ گرای اشاره کرده که در نظر این افراد هیچ چیز در این جهان اهمیت خاصی برخوردار نیست و باید از ان گذشت برای این افراد زندگی معنایی ندارد و به طور افراطی عمل می کنند و خود را انسان های روشنفکر تحصیل کرده می دانند که گاها اختلا لات روانی در آن ها ایجاد می شود تا این که به پوچی می رسنو دست به خود کشی می زنند

یا  تفکر امانیسیم یا انسان گرایی که این مکتب انسان را محور ارزشها قرار می دهد یعنی اصالت به اراده و خواست او داده می شود. در این نظریه همه چیز از انسان شروع شده و به انسان نیز ختم می شود و هیچ حقیقتی برتر از انسان وجود ندارد بنابراین اومانیسم در مقابل مکتب دین که بر اساس خدا محوری می باشد قرار گرفته است . این چنین تفکر تربیت نشده بر اساس محوری است که خود تعیین کرده اند ومنشأ درستی از تفکر الهی را دنبال نمی کنند و انسان محدود نمی تواند خواسته های نا محدود بشر را تأمین کند.

 این ها همه تفکراتی است که براساس تکیه بر نفس آدمی شکل گرفته و عقل وخردی در آن نبوده زیرا اسلام همواره ما را به خرد ورزی دعوت کرده و تفکر را عامل برون رفت از بسیاری از جهالت هایی می داند که آدمی ممکن است با آن رو به رو شود و در آیات قرآن نیز به روشنی بیان شده است. خداوند متعال تأکید بسیاری بر امر خرد ورزی دارد به طوری که در آیه 190 سوره آل عمران خداوند متعال می فرماید:«این گونه آیاتش را برای شما تبیین می کند تا عقل خود را به کار گیرند و بیندیشند» و یا در آیه 50 سوره انعام می فرماید:«بگو آیا نابینا و بینا (نادانان و  دانا) با هم یکسان هستند؟ آیا نمی اندیشید».این تقکری که خداوند از ما خواسته است به این معناست که هیچ چیز را بدون دلیل و برهان نپذیزیم و نسبت به آن تفکر داشته باشیم حتی این تفکر در آیات قرآن به خوبی مشهود است زیرا باعث می شود به درکی درست دست پیدا کنیم.

معصومین ما همواره به تعقل وعلم آموززی را دستور کارخود قرارداده اند و رد طول حیات خود همواره به مباحث علمی می پرداختند به طوری که گاهی اوقات با افراد مختلف به مناظره علمی می کردند به طوری که امام صادق(ع) حدود 5000 شاگرد را در علوم مختلف تربیت کرد و این مصداق بارز توجه به خرد ورزی است و امام صادق در این رابطه می فرمایند: برای هر چیزی دلیل و  راهنمایی است و راهنمای شخص عاقل تفکر و اندیشة او می باشد.

در طرح صالحین تفکر یا خرد ورزی معنای تربیتی به خود می گیرد به طوری که افراد در داخل حلقه ها  ودر مساجد به بحث وگفت وگو می پردازند و ذهن آن ها پردازش می شود وخدا محوری مورد توجه قرار می گیرد به طوری که افراد با تدبر در موضوعات مختلف و اساسی که مربی حلقه تعریف می کند به تحقیق دررابطه با این موضوعات پرداخته و آگاهی کسب می کنند و در صورت اشکال درمحتوا مربی با آنها همراه شده و اشکالات آنها را رفع می کند  این قطعا سبب می شود انسان به خرد گرایی گرویده شود تا فرد به تعقل بپردازد از این رو جامعه در مسیر رشد حرکت می کند.

وقتی افراد در این حلقه ها با شبهات گوناگون یا سئوالات متفاوت رو به رو می شوند قبل این که بخواهند نتیجه گیری کنند به تحقیق در این رابطه دست می زنند تا موضوع بر آنها روشن شود این سبب آگاهی افراد شده و تفکرات سوء جلو گیری می کند این. دانستن سبب می شود از تصمیمات غلط جلوگیری شود تا انسان در زندگی خود دچار اشتباه نشود و در زندگی اهل تفکر می گردد و راه درست را شناسایی میکند.

امروزه با توجه به این که فرقه هایی مختلف در اسلام به وجود آمده وهدف آن نابودی اسلام است مانند سلفی گری و گروه های تکفیری، صالحین می تواند گام استواری در این رابطه بر داشته و به روشنگری در این رابطه دست بزند. گروه هایی که بدون تفکر دست به جنایات مختلف در اسلام می زنند و نقشه صالحین این است که مسیر فکری این گروه ها را شناسایی کرده واهداف آنها را  در داخل حلقه ها مشخص نموده تا افراد جامعه به شناخت صحیح از این گروه ها برسند و به طبع این موضوع سبب می شود این افراد به روشنگری دست بزنندو اسلام حقیقی  را برای مردم دنیا تبیین کنند تا چهره اسلام برای اذعان عمومی دردنیا مخدوش نشان داده نشود و این اسلام تکفیری را نا شی از تفکر غلط وجهل این افراد بدانند.

در عرصه علمی نیز صالحین می تواند گره گشای موضوعات مختلف شود به طوری که در این حلقه ها افرادی متفکر و محقق تربیت شوند تا در آینده ای نزدیک علم خود را در جهت آسایش و رفاه مردم و بشریت به کار بگیرند لازمه این کار این است که فکر این افراد به درستی هدایت شود و علمی را که می تواند به بشریت کمک کند را به عرضه ظهور برساند مانند دانشنمدان مختلف درعرصه علوم هسته ای، نانو، ژنتیک و هوا وفضا که به موفقیت های بسیاری در این باره رسیده اند.

منبع: جوانه های صالحین


ادامه مطلب


[ جمعه 4 تیر 1395  ] [ 3:52 AM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (0) ]

غیبت امام زمان،علل و آثار آن از دیدگاه امیر المومنین (ع)

اگر چه در تمامي اديان و مکاتب اعم از الهي و غير الهي در زمينه ظهور مصلح و منجي جهان کم و بيش مطالبي به چشم مي‏خورد؛ ولي براساس دليلهاي متقن و معيارهاي درستي که وجود دارد اين حقيقت به اثبات رسيده است که کامل‏ترين و قابل اعتمادترين اطلاعات در مورد شخصيت و ابعاد گوناگون زندگي موعود جهاني نظير: تولد، غيبت، ظهور، حکومت و... در مجموعه روايات اهل بيت(ع) ارائه شده است. با توجه به اين حقيقت در مقاله حاضر تلاش مي‏شود تا مسئله غيبت منجي عالم بشريت و علل و آثارش با توجه به مجموعه کلمات و رهنمودهاي حضرت علي(ع) به اختصار مورد بررسي قرار گيرد.

غيبت امام مهدي

امام علي‏بن ابي‏طالب(ع) مسئله غيبت حضرت مهدي(ع) را با زمينه‏سازي حساب شده و منسجمي در چند مرحله مطرح مي‏کنند و کاملاً روشن است که اين کار به صورت تصادفي انجام نگرفته است بلکه با توجه به ظرفيت و کشش فکري افراد و شيوه‏هاي صحيح آموزشي و همينطور با در نظر گرفتن سير طبيعي و خارجي وقايعي که در آينده پيش خواهد آمد به تبيين و تشريح امور پرداخته‏اند. در يک مرحله پس از تصريح به ضرورت وجود حجت الهي در روي زمين و بلکه کل نظام عالم هستي مي‏فرمايند:

هرگز زمين از حجت الهي که با دليل و برهان براي حاکميت بخشيدن به احکام و ارزشهاي ديني قيام مي‏نمايد خالي نخواهد بود و حجت خداوند عالم يا به صورت شناخته شده و آشکار [مثل يازده امام(ع)، در ميان مردم زندگي مي‏کند] يا [در اثر فراهم نبودن شرايط مناسب] به‏طور پنهان و ناشناخته به سر مي‏برد. [1]

در روايت ديگري امام علي(ع)، پس از اشاره به ضرورت وجود امام معصوم در روي زمين و تبيين مسؤوليتهاي او مي‏فرمايند:

حجت خدا، گاهي به صورت علني به طوري که همه او را مي‏شناسند در ميان مردم حضور دارد؛ امّا زمام امور را به جهت فراهم نبودن شرايط در دست ندارد. گاهي نيز حجت الهي روي مصالحي به اراده خداوند متعال از ديده مردم غايب است. در چنين مواقعي آنها در انتظار حجج الهي به‏سر مي‏برند. توجه به اين نکته ضروري است که در دوران غيبت گرچه جسم امام(ع) به علت وجود خطرات و يا مصالح ديگري از ديده مردم نهان است ولي دانش او براي مردم مخفي نيست (همه از آن اطلاع دارند) و آداب و احکام و تعاليمش در قلب و جان انسانهاي مؤمن استوار و پابرجاست و مردم بر اساس تعاليم و رهنمودهاي او زندگي مي‏کنند. [2]

در مرحله بعد، اميرالمؤمنين(ع) ضمن معرفي آخرين حجت الهي اصل مسئله غيبت آن حضرت را بيان مي‏کنند. از «اصبغ بن نباته» نقل شده است که مي‏گويد:

روزي به حضور علي‏بن‏ابي‏طالب(ع) رسيدم آن حضرت را غرق در انديشه ديدم در حالي که از اين وضع بسيار متعجب بودم [چون حضرت را هرگز در آن حال نديده بودم] عرض کردم: يا اميرالمؤمنين مگر اتفاقي افتاده است که اينگونه نگران و غرق در درياي تفکّر به نظر مي‏رسيد؟

حضرت علي(ع)، در پاسخ فرمودند: درباره فرزندي که بعدها از نسل من به دنيا خواهد آمد فکر مي‏کنم. او يازدهمين فرزند من است. او مهدي ما اهل بيت است که زمين را پس از پر گشتن از ظلم و ستم و تباهي با عدل و داد پر خواهد ساخت. امّا پيش از آن براي او يک دوره غيبتي هست که عده زيادي از مردم در اين دوره از حق و صراط مستقيم منحرف مي‏شوند. [3]

در گام بعدي علي(ع) به طولاني بودن دوره غيبت امام عصر(ع) و مشکلات و گرفتاريهاي آن مي‏پردازند. به عنوان نمونه در يک مورد مي‏فرمايند:

در دوره غيبت امام غايب مردم از حدود و چارچوب احکام شرع خارج خواهند شد و بسياري از آنها گمان خواهند کرد که حجت الهي از دنيا رفته و امامت پايان پذيرفته است ولي سوگند به خدا در چنين دوره‏اي حجت خدا در بين مردم و در کوچه و بازار آنها در حال رفت و آمد خواهد بود و وي حرفهاي مردم را خواهد شنيد... او مردم را خواهد ديد ولي آنها تا زمان معيني که خداوند مقرر کرده است قادر به ديدن آن حضرت نخواهند بود. [4]

همينطور در اين باره به مناسبت ديگري مي‏فرمايند:

 


ادامه مطلب


[ دوشنبه 31 خرداد 1395  ] [ 1:20 AM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (0) ]