دشمنی با امام زمان چگونه بوجود می‌آید؟2 ( حرام خواری)

فرزندان رابطه‌ی نامشروع، به خاطر آنکه جانشان از حرام و پلیدی ایجاد شده است، آمادگی بیشتری دارند تا بسیاری از گناهان را انجام دهند. در روایات، این گناهان را از تمایل بسیار زیاد به زنا تا قتل انبیاء و امامان(علیهم السلام) برشمرده اند.

 

شاید این خبر، برای هر کس برداشتی داشته باشد: «فرزندان جهاد نکاح در راهند »؛ یا ممکن خبر زیاد شدن روابط نامشروع کسی را ناراحت نکند؛ امّا برای کسی که سری به کتابهای تاریخی و حدیثی زده باشد، این خبر به معنای این است که ابلیس لعین (علیه اللعنه) از حرام زادگانی که نام و نسب پاکی ندارند، لشکری از ناپاکان می سازد تا آماده به خدمت ترین خادمانش را برای مقابله با امام عصر (ارواحنا له الفداء) سازمان دهد.
 
فرزندان رابطه ی نامشروع، به خاطر آنکه جانشان از حرام و پلیدی ایجاد شده است، آمادگی بیشتری دارند تا بسیاری از گناهان را انجام دهند. در روایات، این گناهان را از تمایل بسیار زیاد به زنا تا قتل انبیاء و امامان(علیهم السلام) برشمرده اند.
 
در ادامه ی این مطلب، درباره خویشاوندی شیاطین و زنازادگان و همدستی آنها در دشمنی با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) سخن خواهیم گفت:
 
تمایل زنازاده به شرّ و پلیدی
 
در روایات آمده است که حاصل رابطه نامشروع، به بدی ها تمایل دارد.
امام صادق(ع) فرمودند: «زنا زاده نشانه ‏هایى دارد: یكى از آنها دشمنى با ما اهل بیت است و دومى افتادن به همان حرامى كه از آن به دنیا آمده است. سومى سبك شمردن دین و چهارمى بدرفتارى با مردم. كسى با برادران دینى بدرفتارى نمى ‏كند؛ مگر اینكه فرزند نامشروع باشد...» (1)
 
در روایتی از رسول خدا، زنازاده فردی معرفی شده است که حرفی که می زند و حرفی که درباره اش می زنند، برایش مهم نیست. بدین ترتیب می توان گفت، زنازاده، از بردن آبروی دیگران و ریختن آبروی خودش هراسی ندارد.(2)
 
امام باقر(ع)، زنازادگان را «بدون خیر» می دانند. ایشان فرمودند: «در زنا زاده، نه در خودش و نه در پوستش و نه در مویش و نه در گوشتش و نه در خونش و نه در هیچ چیز او خیرى نیست.» (3)
 
زنازادگان، قاتلان انبیاء و اولیاء
 
لطفاً به ادامه مطلب رجوع کنید... 

ادامه مطلب


[ شنبه 11 اردیبهشت 1395  ] [ 4:31 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (3) ]

خدای سه گانه، سیر پیدایش و تحول عقیده تثلیث و نگرش انتقادی قرآن کریم به آن ( بخش اول)

خدای سه گانه، سیر پیدایش و تحول عقیده تثلیث و نگرش انتقادی قرآن کریم به آن - بخش اول shia muslim
 «تثلیث»، در لغت به معنای سه گوشه کردن و بر سه بخش کردن چیزی آمده است1 و در الاهیات مسیحی به معنای آموزه‌ای بنیادین است که الوهیت خدای سه‌گانه پدر، پسر و روح القدس را بیان می‌کند.2 نظریه تثلیث، بیانگر ادراک طیفی از مسیحیت، درباره خدا به عنوانِ یک حقیقت سه‌گانه است. بر اساس این بیان، وجود و ذات الاهی، یگانه است، ولی در سه شخص یا اُقْنومِِ متمایزِ پدر، پسر و روح القدس ظهور یافته است.

 

چکیده

این مقاله دارای دو بخش اصلی است. در بخش نخست مفهوم‌شناسی، سیر پیدایش، تحولات و تفسیر و تبیین‌های گوناگون تثلیث، در دوره‌های مختلف تاریخی به اجمال بررسی شده است. در بخش دوم، نگرش انتقادی قرآن کریم درباره آن آمده است. قرآن کریم، دو بار مفهوم اصطلاحی «تثلیث» را به روشنی یاد کرده و به نفی و نقد صریح آن پرداخته است. در این آیات، ضمن معرفی تثلیث به عنوان عقیده‌ای کفرآلود، به زمینه‌های پیدایش آن، اشاره شده است.

در دسته‌ای دیگر از آیات، بدون یادکرد صریحی از تثلیث، ضمن ارائه خداشناسی توحیدی و مسیح‌شناسی کاملاً متفاوت با الاهیات تثلیثی، مبانی و مفاهیم اصلی تثلیث، مانند فرزند داشتن خدا، الوهیت، پسر و زاییده خدا بودن مسیح(ع)و این همانی‌الله و مسیح(ع)به شدت انکار شده است.

کلید واژه‌ها: تثلیث، اقانیم سه گانه، آموزه نجات، پسر، پدر و روح القدس، الوهیت مسیح.

مقدمه

قرآن کریم ضمن تصدیق حضرت عیسی(ع)و انجیلِ نازل شده بر وی، برخی باورهای بنیادین مربوط به مسیحیت رایج از قبیل تثلیث و مبانی و مؤلفه‌های مهم آن را به چالش کشیده است. مسیحیان، قرآن کریم را به روایت نادرست در این باره متهم ساخته و بر توحیدی بودن عقیده خویش اصرار دارند.

بررسی سیر تاریخی پیدایش، تحول و صورت‌بندی‌نهایی این عقیده با استناد به منابع و آرای الاهی‌دانان مسیحی، می‌تواند به ساختگی و وارداتی بودن عقیده تثلیث و فهم بیشتر و سنجش بهتر نگرش قرآن کریم در این باره کمک کند. این مهم، به نوبه خود، زمینه بهتری را برای درک متقابل و گفت‌وگوی دینی میان عالمان مسیحی و مسلمان فراهم می‌آورد.

مفهوم‌شناسی

«تثلیث»، در لغت به معنای سه گوشه کردن و بر سه بخش کردن چیزی آمده است1 و در الاهیات مسیحی به معنای آموزه‌ای بنیادین است که الوهیت خدای سه‌گانه پدر، پسر و روح القدس را بیان می‌کند.2 نظریه تثلیث، بیانگر ادراک طیفی از مسیحیت، درباره خدا به عنوانِ یک حقیقت سه‌گانه است. بر اساس این بیان، وجود و ذات الاهی، یگانه است، ولی در سه شخص یا اُقْنومِِ متمایزِ پدر، پسر و روح القدس ظهور یافته است.

آن سه در عین داشتن تشخص و تمایز، دارای یک ذات بوده و از یکدیگر جدا نیستند. در آثار متکلمان و نویسندگان مسیحی، با تأکید بر توحید و اهمیت زیادی که ادراکِ یگانگی خدا در مسیحیت دارد، هرگونه تفسیری از تثلیث و سه‌گانگی ذات خدا در صورت ناسازگاری با وحدانیت او رد و تثلیث، توحید مسیحی و تلاشی برای بیان یگانگی خدا خوانده شده است.3

تأکید بر یگانگی، در عین سه‌گانگی ذات خداوند، نظریه تثلیث را تناقض‌آمیز و فهم و پذیرش آن را بسیار دشوار کرده است. تلاش تاریخی متفکران مسیحی برای به دست دادن تفسیری روشن در این زمینه، بیش از پیش ابهام‌آفرین و نافرجام ارزیابی شده است.4 بر این اساس، تعریف بر جای مانده در میراث کلامی و نظری مسیحیت، در نهایت تثلیث را یک راز سر به مُهر قدسی و امری برهان‌ناپذیر و فراعقلی می‌داند که به سبب محدودیت وجودی و ذهنی بشر، در فهم و ادراک وی نمی‌گنجد.5

نظریه تثلیث با عنوان اعتقاد به «اقانیم سه گانه» نیز شناخته می‌شود. «اُقنوم»6 ریشه‌ای یونانی دارد و نویسندگان عرب زبان مسیحی، آن را برای رساندن مفهوم تثلیث به کار برده‌اند. توضیح اینکه، با پیدایش عقیده الوهیّت مسیح(ع)و هم‌ذات‌انگاری وی با خدا، این پرسش پدید آمد که آیا باید به او «تشخّص» داد و او را دارای «هویتی مستقل» و در عین حال، «در خدا» دانست، یا اینکه این مسئله بیانی ویژه از نحوة وجود و ظهور خداوند در رابطه با انسان‌هاست؟ هویت یاد شده، بعدها در الاهیات مسیحی، «اُقنوم» خوانده شد.7

واژه «تثلیث» و معادل آن در کتاب مقدس نیست، اما طرح ابتدایی و شکل سنتی این نظریه در آن به چشم می‌خورد، تعابیر رایج در مسیحیت به طور آشکار ساختار سه بخشی دارد.8 این نکته، بیشتر در نامه‌های پولس یافت می‌شود9 و در دعای غسل تعمید، از همه جا روشن‌تر است. براساس این دعا، نوایمانان مسیحی به نام پدر، پسر و روح القدس (شخصیت‌های سه‌گانه تثلیث) غسل تعمید داده می‌شوند.10 مفاهیم حکمت، پسر و کلمه، در صورت‌بندی تعالیم تثلیث اهمیت بیشتری دارند و آموزه نجات، موتور محرّک تفکر تثلیثی است.11


سیر پیدایش و تحول نظریه تثلیت

____________________ لطفاً به ادامه مطلب رجوع کنید... 


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 9 اردیبهشت 1395  ] [ 12:05 AM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (1) ]

حدیث مهدوی از امام حسن عسکری (ع)

«ابوغانم، خادم امام حسن عسکري عليه‌السلام مي‏گويد: براي امام حسن عسکري عليه‌السلام فرزندي متولد شد، او را (م. ح. م. د) نام نهادند. روز سوم تولد او را بر اصحابش نشان داد و فرمود:«هذا صاحبکم من بعدي، و خليفتي عليکم، و هو القائم الذي تمتد اليه الاعناق بالانتظار، و اذا امتلأت الأرض جورا و ظلما خرج فملأها قسطا و عدلا».«او صاحب شماست بعد از من، و جانشين من است در ميان شما. او همان قائم است که گردن‌ها در انتظار او کشيده مي‏شود. چون زمين را بي عدالتي فرا گرفت، او ظاهر مي‏شود و روي زمين را پر از عدل و داد مي‏کند».

اثباة الهدي/ ج3/ ص483


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395  ] [ 4:04 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (2) ]

دشمنی با امام زمان چگونه بوجود می‌آید؟1 ( حرام خواری)

 «خداى تعالى فرشته ‏اى دارد که هر شب بر بالاى بیت المقدس فریاد بر مى ‏دارد: هر کس غذاى حرامى را بخورد، خداى تعالى «صرف و عدل» یعنى نافله و فریضه‏ اش را قبول نمى ‏کند.»

 

بعضی از آدمها، حتّی شده 50 تا تک تومانی حرام بخورند، می خورند! استدلالشان هم این است که: «وقتی آن بالا بالاها، میلیاردی می خورند، من چرا نخورم؟! این 100 تومان و 200 تومان که کسی را به فلاکت نمی اندازد» و البته مشکل هم دقیقاً همینجاست، چون که همین مقدار کم هم انسان را «به فلاکت می اندازد!» و این ماجرا دقیقاً از زمانی شروع می شود که همان پنجاه تومان کلّ زحمت یک نفر را «شبهه ناک» می کند. یعنی معلوم نمی شود چقدرش حرام و چقدرش حلال است؛ آن وقت از زمین و زمان برای حرام خوار می بارد: نفرین ملائک، بیزاری جستن خدا، فرزندان نا به کار و حتّی کشتن امام! این همان فلاکتی است که عرض کردیم!
 
امّا اینکه چگونه انسانی که پاک و طاهر به دنیا آمده، تبدیل به دشمن خونخوار امام می شود، مرحله به مرحله است. خوردن مال حرام، امری است که اگر جلویش را نگیریم، فقط به سپاه ابلیس افزوده ایم. چرا که خود لعینش روزی گفت: «در هر چه آدميزاده مرا وامانده كند،  درباره ی  يكى از این سه مرا نمی تواند وامانده کند: گرفتن مالى از راه حرام، يا ندادن حق واجب آن مال (مثل خمس و زکات و ...) يا صرف آن در راه حرام.» (1)
 
امّا چگونه حرام خوار، دست ابلیس را باز می کند؟ در ادامه میاوریم: 
 
لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید... 

ادامه مطلب


[ دوشنبه 6 اردیبهشت 1395  ] [ 5:20 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (0) ]

حدیث مهدوی از امام صادق (ع)

 
«ان القائم منا غيبة يطول امدها».
 
«براي قائم ما (عليه‌السلام) غيبتي است که مدتش بسيار طولاني خواهد بود».راوي حديث، سدير مي‏گويد: گفتم: اي فرزند فاطمه! چرا غيبت او اين قدر طولاني مي‏شود؟ فرمود:«ان الله عزوجل ابي الا ان يجري فيه سنن الأنبياء (عليه‌السلام) في غيباتهم، و انه لا بد له يا سدير من استيفاء مدد غيباتهم».«خداي تبارک و تعالي هرگز اجازه نمي‏دهد جز اينکه سنت‌هاي پيامبران (عليهم‌السلام) در رابطه با غيبت‌هايشان در مورد او نيز جاري گردد. اي سدير! او به ناگزير بايد به مدت مجموع غيبت‌هاي پيامبران (عليهم‌السلام) در پشت پرده‏ي غيبت بماند».
 
بحار الانوار/ ج51/ ص142

ادامه مطلب


[ شنبه 4 اردیبهشت 1395  ] [ 2:34 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (2) ]

حدیث مهدوی از حضرت رسول اکرم (ص)

 
رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم در خطبه‏ي معروف خود در روز غدير خم در برابر 120 هزار نفر از اصحاب در سرزمين  غدير خم  مي‏فرمايد: اي گروه مردمان! به خدا و رسول خدا و نوري که همراه او نازل شده ايمان بياوريد، پيش از آنکه صورتهايي را واژگون کرده به طرف پشت بازگردانيمشان .  اي گروه مردمان! آن نور خداي تبارک و تعالي در من قرار گرفته، سپس در وجود علي (عليه‌السلام) قرار گرفته، و پس از او در نسل او تا  قائم مهدي  که حق خدا را بازستاند و همه‏ي حقوق از دست رفته‏ي ما را باز ستاند .
 
بحارالانوار/ ج37/ ص211

ادامه مطلب


[ پنج شنبه 2 اردیبهشت 1395  ] [ 1:56 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ () ]

حدیث مهدوی از حضرت رسول اکرم "صل اللهُ علیه و آله وسلم"

 
جابر بن يزيد جعفي از جابر بن عبدالله انصاري نقل مي‏کند که وقتي آيه  يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الرسول و اولي الامر منکم  به پيغمبر نازل شد عرض کردم خداوند به ما معرفت خود و پيغمبرش را عنايت فرموده، اولي الامر کيانند که اطاعت آنها در رديف اطاعت شما قرار گرفته؟فرمود:  آنها جانشينان من و پيشوايان اسلامند بعد از من اول آنها علي بن ابي طالب، سپس حسن بعد حسين، پس از او علي بن الحسين، پس از او محمد پسر علي که در تورات معروف به باقر است و تو او را خواهي ديد؛ وقتي ملاقات کردي سلام مرا به او برسان. پس از او فرزندش جعفر است که ملقب به صادق مي‏باشد، سپس موسي پسر جعفر، بعد از او پسرش علي پس از علي پسرش محمد سپس پسر محمد بنام علي پيشوا است. بعد از علي پسرش حسن و پس از او فرزندش هم نام من که کنيه مرا نيز دارا است، در زمين حجت خدا است و بقية الله است بين مردم؛ او پسر حسن است.خداوند بدست او تمام جهان را فتح خواهد کرد او همان کسي است که از شيعيان و دوستانش غيبتي خواهد نمود که بر امامت او ثابت نخواهد ماند مگر کساني که قلب آنها را خداوند به ايمان آزموده. جابر گفت: عرض کردم يا رسول الله! آيا شيعيان او مي‏توانند در غيبت امام از او استفاده کنند؟ فرمود:  قسم به آن کسي که مرا به پيغمبري برگزيد، آنها از نور وجودش و از امامت او چنان استفاده مي‏کنند در غيبتش مانند استفاده بردن از خورشيد هنگامي که در پس پرده ابر باشد . فرمود:  جابر! اين از اسرار نهان و دانش پنهان پروردگار است؛ مخفي بدار مگر از کساني که شايستگي دارند .
 
نقل از منتخب الاثر/ ص101 و ينابيع المودة/ ص404

ادامه مطلب


[ سه شنبه 24 فروردین 1395  ] [ 5:20 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (1) ]

آیه ولایت

nhaarejali.rasekhoonblog.com
«اِنّما وَلیّکم الله و رسوله والّذین آمنوا الّذین یقیمون الصّلوة و یؤتون الزّکاة و هم راکعون» «ولیّ شما تنها خدا و رسول او و کسانی که ایمان آورده‌اند؛ همان کسانی که نماز را بر پا می‌دارند و در حال رکوع نماز زکات می‌پردازند، می‎باشند.» (سوره مائده، آیه 55)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

بر طبق بینش اسلامی و بر پایه حکم عقلانی، آدمی مأمور به تبعیت و اطاعت همه جانبه از خالق خویش و پروردگار جهان است؛ چرا که انسان از ساعات و یا حتی دقایق بعدی عمر خویش آگاه نیست و در جزئی‌ترین امور، نیازمند خداوند است؛ اما در مقابل، خداوندی که او را خلق نموده، حتی بر کوچکترین اسرار وجودی مخلوق خود واقف است و مقصد و منتهای حرکت او را نیز می‌‌داند. لذاست که عقل بشر، او را به درگاه او رهنمون می‌‌سازد؛ چرا که علاوه بر این مطالب، او بی‌نیاز مطلق و غنی در تمام امور است و به مخلوقات خود کمترین نیازی ندارد، لذا جز خیر آدمی را نمی‌‌خواهد. اما این اطاعت در دیدگاه اسلام و قرآن کریم، تنها به خداوند منحصر نمی‌‌شود. بلکه به امر الهی و فرمان خداوند، یک مسلمان باید از وجود مقدس رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)و امامان معصوم (علیهم السلام)نیز پیروی و تبعیت نماید.

بنا بر این نگرش، تبعیت به طور مطلق و بدون قید و شرط تنها مختص خداوند است و بر طبق فرمان اوست که ما مأمور به اطاعت و پیروی از رسول اکرم و امامان معصوم در تمامی امور می‌باشیم. رفتار و گفتار آنان هم در تمامی امور، راهی را که به رضایت پروردگار و سعادت ابدی انسان منتهی می‌‌شود، مشخص می‌‌نماید. به این دلیل که در اعمال و رفتار آنان، هوا و هوس راهی ندارد و آنان به لطف خداوند و عنایت او، معصوم از هر خطا و اشتباه می‌باشند. بر طبق آموزه‌های اسلامی، به جز خداوند و به واسطه او رسول اکرم و امامان معصوم، آدمی نباید در برابر هیچکس و یا هیچ چیز دیگر به طور مطلق و بدون قید و شرط، مطیع و فرمانبردار باشد.

منشأ آغازین اطاعت از خداوند و معصومین (همان گونه که ذکر گردید)، عقل بشری است؛ اما در ادامه و همراه با عقلانیت آدمی، این رابطه محبت نسبت به پروردگار است که آنرا تکمیل می‌‌کند. آن هنگام که انسان قدری بیشتر می‌‌اندیشد، خود را در دریای لطف و نعمتهای الهی غرق می‌‌بیند. او می‌یابد هر چه که دارد همه از خداوند است و علیرغم ناسپاسی‌های فراوان آدمی، نه تنها لطف و مهربانی او قطع نگشته بلکه لحظه به لحظه نیز ادامه دارد. بنا بر این هر چه بیشتر سعی می‌‌نماید تا در مسیر اطاعت چنین پروردگار مهربانی، گام بر دارد. مسیری که جز به کمال و سعادت او، به چیز دیگری ختم نمی‌‌گردد.

حقیقت و مفهوم کلی ولایت نیز که در دیدگاه اسلامی تبیین می‌شود، چیزی خارج از اطاعت و پیروی از خداوند و معصومین نمی‌باشد. از سوی دیگر رابطه میان مسلمانان و شیعیان با نبی اکرم و تک تک ائمه معصومین، رابطه‌ای بسیار عمیق و دو طرفه است. طرف اول این رابطه از پیامبر اکرم و ائمه آغاز می‌گردد. آنان چنان مهربانی و شفقتی نسبت به فرد فرد مسلمین دارند که کوچکترین ناراحتی و اندوه یک مسلمان، باعث رنجش خاطر آنان می‌گردد. (که شواهد بسیاری از آن در متون اسلامی موجود می‌‌باشد.) اما در طرف دیگر، مسلمانان نیز به خاطر جمع بودن مکارم اخلاقی و کمالات روحانی در وجود معصومین، از صمیم جان به آنان عشق می‌‌ورزند. این رابطه عمیق آنچنان تبعیتی را رقم می‌‌زند که مسلمانان نه تنها در برابر کلام و رفتار امام و ولی خویش مطیع و فرمانبردار هستند، بلکه حتی در ذهن خویش نسبت به آن کوچکترین دغدغه‌ای احساس نمی‌‌نمایند.

فقط حیدر امیرالمومنین است،آیه ولایت
در قرآن کریم (که کلام خداوند و نازل شده از جانب اوست)، دلایل متعددی در جهت اثبات مقام ولایت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)و امام علی (علیه السلام)ـ امام اولـ از جانب خداوند وجود دارد. اما ولایت سایر ائمه بنا بر ابلاغ رسول اکرم از جانب خداوند تأیید می‌‌گردد.

ما در این حال به بررسی و دقت و تأمل در یکی از آیات شریفه قرآن می‌پردازیم که در آن مسأله ولایت بر مؤمنین مطرح شده و این مقام علاوه بر خداوند، برای رسول اکرم و امام علی (علیه السلام)اثبات گشته است. به همین منظور ابتدا به بررسی کلمات به کار رفته در این آیه به صورت مجزا می‌پردازیم، و سپس به شأن نزول آیه اشاره می‌نماییم و در پایان فرازهای مختلف آیه را هر چه بیشتر مورد دقت و توجه قرار می‌دهیم.

بررسی کلمات آیه به صورت مجزا:

إنّما

کلمه‌ایست که در زبان عربی برای نشان دادن یک انحصار به کار می‌رود؛ بدین معنا که گوینده منظور خویش را به معنی و مفهومی خاص و یا اشخاصی معین، محدود می‌نماید و آن را از سایر مفاهیم و یا اشخاص نفی می‌نماید. به عنوان مثال اگر گفته شود فقط خداوند معبود ماست، به این معناست که الوهیت و معبود بودن، تنها منحصر در خداوند است و سایر موجودات، از جایگاه الوهیت، خارج شده‌اند. بر این اساس و بر طبق سایر قوانین مربوط به استفاده از این کلمه در زبان عرب (که در قسمت توضیح بیشتر آمده است) آوردن انّما در آغاز این آیه، مقام ولایت بر مؤمنین را در عده‌ای خاص منحصر می‌کند. به بیان دیگر، تنها سه مورد را در هنگام نزول آیه به عنوان ولیّ مؤمنین معرفی می‌کند و این مقام را از سایرین نفی می‌نماید. پس معنای این آیه بدین گونه می‌باشد که: «ولیّ شما تنها خدا و رسول او و کسانی که ایمان آورده‌‌اند؛ همان کسانی که نماز را بر پا می‌دارند و در حال رکوعِ نماز زکات می‌پردازند، می‌باشند.»

توضیح بیشتر مربوط به انّما

 

لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب


[ یک شنبه 22 فروردین 1395  ] [ 2:16 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (1) ]

کوفیان ومنتظران ظهور (5)

 اگر مردمی به دشمنی با جانشین امام معصوم بپردازند به طور قطع با امام معصوم نیز دشمن خواهند بود...

در مقالات پیشین از سلسله مقاله‎های «کوفیان و منتظران ظهور» از خصوصیات مردم کوفه که در بین ما نیز مشاهده می‎شود سخن گفته‎شد، در این شماره در نظر داریم خصوصیات اخلاقی و رفتاری فرماندار کوفه، شخصیت حضرت مسلم و چگونگی برخورد این دو با یکدیگر را مورد بررسی قرار دهیم.

 

جناب مسلم در زمان شهادت، حدود پنجاه سال داشت و به لحاظ شجاعت در بین فرزندان عقیل بارز بود. البته شجاعت در بین بنی هاشم فرهنگ و ارث بود و از کودکی با رزم و مبارزه بزرگ می شدند.همچنین بسیار به پیامبر (ص) شبیه بود. همچنین ایشان ده سال در دوران امام حسن (ع) و ده سال در دوران امام  حسین(ع) پای منبر ایشان تلمذ نمود. نتیجه این بیست سال، فقیهی است که در دیانت نمونه بود.
امام درمعرفی مسلم برای مردم کوفه ، میفرمایند من کسی را برای شما فرستادم که به منزله  برادرم است.
در زیارت حضرت مسلم می خوانیم" لعن الله من جاهل حقک" لعنت بر کسی که مسلم را نشناسد. شناخت مسلم، جایگاه و حقش از وظایف ماست.جناب مسلم معصوم نیست ولی در زیارت نامه‎اش میخوانیم "لعن الله من بایعت و غشت" لعنت خدا بر هر کسی که با تو بیعت کرد و بیعتش را شکست. 
ایشان پنجم شوال به کوفه رسید و به روایتی در منزل مختار و به روایت دیگر منزل مسلم بن عوسجه اقامت کرد.
شیعیان کوفه فوج فوج برای بیعت با ایشان می آمدند و وی در بیعت کلمه‎ای از خود نمی‎گفت. نامه امام حسین را می‎خواند و شرایطی که امام گذاشته بود را ، بیان می‎کرد و سپس بیعت می‎نمود.

...

 

به ادامه مطلب رجوع کنید


ادامه مطلب


[ سه شنبه 17 فروردین 1395  ] [ 11:51 AM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (0) ]

معبودی به نام شیطان

 

 

« وسوسه‌های شیطان و پیروی از او ماجرایی است که از زمان آفرینش حضرت آدم (ع) تا به امروز، انسان‌ها با آن دسته و پنجه نرم کرده اند. البته در طول زمان روش‌های پیروی از او تغییر کرده است. برای مثال شیطان پرستی یکی از مظاهر انحطاط اجتماعی، اخلاقی و دینی و نشانه‌ی دوری انسان از فطرت پاکش است تا آنجا که خداوند خطاب به هم‌پیمانان ابلیس می‌فرماید: «اصْلَوْهَا الْیَوْمَ بِمَا کُنتُمْ تَکْفُرُونَ؛(2) [این است جهنّمی که به شما وعده داده می‌شد،] پس اکنون در آن وارد شوید، به جرم آنکه کفر می‌ورزیدید

______________________

ای فرزندان آدم! مگر با شما عهد نبسته بودم كه شیطان را مپرستید؛ زیرا وی دشمن آشكار شماست و اینكه مرا بپرستید، این است راه راست و [او] گروهی انبوه از میان شما را سخت گمراه كرد، آیا تعقّل نمی‏كردید؟ این است جهنّمی كه به شما وعده داده می‏ شد»(1)

وسوسه  های شیطان و پیروی از او ماجرایی است که از زمان آفرینش حضرت آدم (ع) تا به امروز، انسان ها با آن دست و پنجه نرم کرده اند. البته در طول زمان روش های پیروی از او تغییر کرده است.  برای مثال شیطان پرستی یکی از مظاهر انحطاط اجتماعی، اخلاقی و دینی و نشانه ی دوری انسان از فطرت پاکش است تا آنجا که خداوند خطاب به هم‌پیمانان ابلیس می‌فرماید: «اصْلَوْهَا الْيَوْمَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ؛(2) [این است جهنّمی که به شما وعده داده می‌شد،] پس اکنون در آن وارد شوید، به جرم آنکه کفر می‌ورزیدید

 

پیدایش شیطان پرستی

...

به ادامه مطلب رجوع کنید


ادامه مطلب


[ دوشنبه 16 فروردین 1395  ] [ 3:15 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (0) ]