توصیه های بهجت العرفا برای ارتباط با حضرت بقیه الله(عج)
مهمتر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی علیه السلام، دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار حضرت تا ظهور او می باشد. افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می روند.
به گزارش گروه مهدویت خبرگزاری شبستان، مرحوم آیت الله بهجت، عارف واصل در رابطه با امام مهدی علیه السلام راه ارتباط با آن حضرت (عج)، دعا و استغاثه فرج سخنان و فرمایشات قابل تاملی دارند که یک بخش آن پیش از این منتشر شد و اینک بخش دیگری از این سخنان به حضورتان تقدیم می شود:
1- مهمتر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی علیه السلام، دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار حضرت (عج) تا ظهور او می باشد. [در محضر بهجت:2/101]
2- چه قدر حضرت [امام زمان علیه السلام] مهربان است به کسانی که اسمش را می برند و صدایش می زنند و از او استغاثه می کنند؛ از پدر و مادر هم به آنها مهربان تر است! [در محضر بهجت:2/366]
3- خداوند کام همۀ شیعیان را با فَرج حضرت (عج) غائب شیرین کند! شیرینی ها، تفکّهاتِ زائد بر ضرورت است؛ ولی شیرینی ظهور آن حضرت (عج)، از اَشدّ ضرورات است. [در محضر بهجت:2/18]
4- انتظار ظهور و فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه، با اذیّت دوستان آن حضرت (عج)، سازگار نیست! [در محضر بهجت:2/366]
5- افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می روند، و نمی دانند که خود آن حضرت (عج) چه التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فَرَج او دعا کنند! [در محضر بهجت:2/118]
6-هر کس باید به فکر خود باشد و راهی برای ارتباط با حضرت حجت (عج) و فَرَج شخصی خود پیدا کند، خواه ظهور و فرج آن حضرت (عج) دور باشد، یا نزدیک! [در محضر بهجت:2/133]
7- قلب ها از ایمان و نور معرفت خشکیده است. قلب آباد به ایمان و یاد خدا پیدا کنید، تا برای شما امضا کنیم که امام زمان علیه السلام آن جا هست! [در محضر بهجت:2/179]
8-امام اشخاصی را می خواهند که تنها برای آن حضرت (عج) باشند. کسانی منتظر فرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت (عج) باشند، نه برای برآوردن حاجات شخصی خود! [در محضر بهجت:2/188]
9- اگر به قطعیّات و یقینیّات دین عمل کنیم، در وقت خواب و به هنگام محاسبه پی می بریم که از کدام یک از کارهایی که کرده ایم قطعاً حضرت امام زمان (عج) از ما راضی است؛ و از چه کارهایمان قطعاً ناراضی است. [در محضر بهجت:2/250]
10- به طور یقین دعا در امر تعجیل فرج آن حضرت، مؤثّر است، اما نه لقلقه. [در محضر بهجت:2/324]
ادامه مطلب
آيا آياتي در قرآن هست كه اشاره مستقيم به امام زمان(عج) دارد؟
آيا آياتي در قرآن هست كه اشاره مستقيم به امام زمان(عج) دارد؟
براي مشخص شدن پاسخ، نياز به بيان مقدمه اي است . از دو دسته آيات قرآن، مي توان براي وجود حضرت ولي عصر (عج) و ظهور آن حضرت استفاده نمود: البته بايد دانست كه قرآن به صورت كلي سخن مي گويد و براي تشريح و تفسير آن بايد به سراغ آگاهان از حقايق قرآني ـ معصومين (ع) ـ رفت كه «الراسخون في العلم» (آل عمران7) هستند. به عبارت ديگر، وظيفه و مسئوليت روشنگري و بيان مقصود آيات قرآن به حجت هاي الهي واگذار شده است. (حديث ثقلين، مستدرك حاكم، ج 3 ، ص 148، طبع داردالمعرفه، بيروت)
از دو دسته آيات قرآن، مي توان براي وجود حضرت ولي عصر (عج) و ظهور آن حضرت استفاده نمود:
1 ـ آياتي كه ضرورت وجود حجت الهي را در زمين بيان مي كنند.:
از نظر قرآن كريم، در طول تاريخ زندگي بشر، هيچ گاه زمين از حجت خدا خالي نبوده و خداوند براي هر امتي فردي مناسب را برگزيده تا انسان ها را در راه رسيدن به كمال مطلوب رهنمون باشند؛ چنان كه خداوند سبحان فرمود: «إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ ۖ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ» (به درستي كه تو بيم دهنده اي و براي هر جامعه راهنمايي هست. رعد/7)
پس همواره يك بيم دهنده و هدايتگر در جوامع انساني حضور دارد كه از جانب خدا برگزيده شده است. امام صادق(ع) در تفسير آيه ياد شده فرمود: «در هر زماني امامي از خاندان ما وجود دارد كه مردم را به آنچه رسول الله آورده (دين اسلام) هدايت مي كند». («و في كل زمان امام منا يهديهم الي ما جاء به رسول الله (ص) » (مجلسي، بحارالانوار، ج 23 ، ص 5)
از مجموع اين آيه و روايت، ضرورت وجود حجت الهي به عنوان هدايت گر در هر عصر، به خوبي فهميده مي شود.
دليل ديگر بر ضرورت وجود امام معصوم در جامعه اين است كه قرآن مبين و مفسر لازم دارد و به جز امام معصوم كسي به تمام معاني و خصوصيات آيات قرآن از محكمات و متشابهات آگاه نيست. پس به حكم عقل قطعي پس از رسول، امام معصوم لازم است. (بانوي اصفهاني، سيده نصرت امين ، مخزن العرفان در تفسيرقران، ج 3، ص 39، توضيح آيه ي 44 ،نحل)
امامان معصوم (ع) مايه آرامش و امنيت هستي و واسطه فيض الهي اند و نعمات و بركات خداوند متعال به واسطه آنها و به يمن حضورشان به انسان ها داده مي شود، كه اگر لحظه اي بركت وجودشان نباشد، زمين اهلش را فرو مي برد. ( در بحارالانوار، به مقوله اي لزوم وجود هميشگي رهبر آسماني بر مي خوريم. (مجلسي بحارالانوار، ج 23 ، ص 56))
اما اين كه مصداق اين امام معصوم كيست و چه هويتي دارد،روايات فراواني وارد شده كه بيان مي دارند اين فرد امام مهدي فرزند امام حسن عسكري (ع) است و ... . ( ر.ك: صافي، لطف الله، منتخب الاثر؛ طبرسي نوري، ميرزا حسين، النجم الثاقب؛ مجلسي بحارالانوار)
2 ـ آياتي كه بشارت به حكومت صالحان و مومنان بر روي زمين مي دهد:
بر اساس ده ها آيه از قرآن كريم موضوع ظهور حضرت مهدي (عج) قابل استناد است. تمركز غالب اين آيات بر بشارت به بندگان صالح و مستضعف براي بازستادن حق خود و رسيدن به قدرت و ايجاد يك حكومت واحد جهاني مبتني بر حق و عدل و غلبه اسلام بر تمامي مكاتب و اديان است. قرآن كريم از يك سو بيان مي كند اين بشارت در بعضي كتب آسماني ديگر هم آمده است: «و همانا در زبور بعد از ذكر (تورات) نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته من به ارث خواهند برد». («وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ» ، انبياء /150)
از سوي ديگر اين بشارت را به اراده خداوند استناد مي دهد: «و خواستيم بر مستضعفان روي زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان گردانيم»(قصص/5) اين آيات بشارت به ظهور مي دهند كه در تفسير آنها روايات زيادي وجود دارد.
در آيه اي ديگر خداوند حكومت و جانشيني مومنان و صالحان را به عنوان «وعده ي الهي» بر بندگان با ايمان خود بيان مي كند و امنيت و آرامش را مژده مي دهد: «خداوند به كساني از شما كه ايمان آورده و كارهاي شايسته كرده اند، وعده داده است كه حتماً آنان را در اين زمين جانشين (خود) قرار دهد و آن ديني را كه بر ايشان پسنديده است، به سودشان مستقر كند و بيمشان را به امنيت مبدل گرداند تا مرا عبادت كنند و ... ». (نور 55)
روايات معصومان (ع) اين آيه را بر حضرت حجت ولي عصر (عج) و اصحاب او منطبق نموده اند. (رك: فرزي، محمدعلي، اميد سبز، ص 34)
آيات متعددي در شان امام مهدي (عج) هست كه امامان معصوم (ع) تفسير، تاويل و تطبيق اين آيات را بر وجود مقدس امام زمان (عج) و حكومت جهاني ان عدالت گستر بيان نموده اند . در زمينه ظهور و قيام آن حضرت و جامعه آرمانى مهدوى، مىتوان توصيفات و اشارات زير را از قرآن به دست آورد :
1. غلبه نهايى حقّ بر باطل و شكست جبهه كفر و فساد و نفاق(12) ؛
2. جانشينى و خلافت مستضعفان بر روى زمين و حاكميت صالحان و نيكان(13) ؛
3. گسترش و فراگيرى دين حقّ در برههاى خاص از زمان(14) ؛
4. از آن روز موعود، تحت عناوين ايام اللّه(15)، وقت معلوم(16)، روز نصرت و پيروزى(17) و طلوع فجر و سلامتى(18) و... ياد شده است ؛
5. در آياتى از آن حضرت با نامهاى نعمت باطنى(19)، بقية اللّه(20)، كلمه باقيه(21)، اولى الامر(22) ؛ مهتدون(23) (مهدى) ؛ اقامه كننده نماز(24)، مضطرّ(25)، جنب اللَّه(26)، حزب اللَّه(27)، فجر(28)، «نهار اذا تجلى»(29) و... نام برده است.
6. خداوند، [با مهدى موعود]، نور خود را كامل مىكند(30) ؛
7. در آن عصر، زمين بعد از مرگش، زنده مىشود(31) ؛
8. او منصور از جانب خدا و انتقام گيرنده از دشمنان است(32) ؛
9. زمين، به نور پروردگار، روشن خواهد شد(33) ؛
10. در روز پيروزى، ايمان آوردن كافران، سودى به حالشان نخواهد داشت(34) ؛
11. هر چه در روى زمين است، تسليم و مطاع او خواهند شد(35) ؛
12. حضرت مهدى «يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ» است(36) ؛
13. او تأمين كننده امنيت و آرامش در روى زمين است(37).
براي توضيح بيشتر به چند آيه به طور خلاصه اشاره مي شود:
:خداوند در آيه 55 سوره نور مي فرمايد:
«وَعَدَاللهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصّالحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّنَّهُمْ في الاَرْضِ كَما اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دينَهُمُ الِّذي ارْتَضي لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ اَمْناً يَعْبُدُونَني لا يُشْرِكُونَ بي شَيْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَاٌولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ»؛« [خداوند به كساني از شما كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند وعده داده كه آنها را به يقين خليفه روي زمين كند، آن گونه كه پيشينيان آنها را خلافت (روي زمين) بخشيد، و دين و آييني را كه براي آنها پسنديده است پا برجا و ريشه دار سازد ، و بيم و ترس آنها را به آرامش و امنّيت مبدّل كند، آن چنان ميشود كه تنها مرا ميپرستند ، و چيزي را شريك من نخواهند كرد، و كساني كه بعد از آن كافر شوند آنها فاسقند]» . در اين آيه با صراحت به مؤمنان صالح بشارت داده شده است كه سرانجام حكومت روي زمين را در دست خواهند گرفت ، و دين اسلام فراگير خواهد شد، و ناامني ها و وحشت ها به آرامش و امنّيت مبدّل ميگردد، شرك از سراسر جهان برچيده ميشود ، و بندگان خدا با آزادي به پرستش خداي يگانه ادامه ميدهند ، و نسبت به همگان اتمام حجت ميشود، به گونهاي كه اگر كسي بعد از آن بخواهد راه كفر را بپويد، مقصر و فاسق خواهد بود. (مخصوصاً در بخش آخر آيه دقت كنيد). گرچه اين امور مهم كه مورد وعده الهي بوده است در عصر پيامبر اكرم (ص) و زمانهاي بعد از آن در مقياس نسبتاً وسيعي براي مسلمين جهان تحقق يافت و اسلام كه روزي در چنگال دشمنان چنان گرفتار بود كه مجال كمترين ظهور و بروزي به آن نميدادند ، و مسلمانان دائماً در ترس و وحشت به سر ميبردند، سرانجام نه فقط شبه جزيره عرب، بلكه بخشهاي عظيمي از جهان را فرا گرفت و دشمنان در تمام جبههها شكست خوردند؛ ولي با اين حال حكومت جهاني اسلام كه سراسر دنيا را فرا گيرد و شرك و بتپرستي را به كلي ريشه كن سازد، و امنيّت و آرامش و آزادي و توحيد خالص را همه جا گسترش دهد، هنوز تحقق نيافته است. پس بايد در انتظار تحقق آن بود. اين امر مطابق روايت متواتره در عصر قيام مهدي(ع) تحقق خواهد يافت، بنابراين يكي از مصاديق اين آيه در عصر پيامبر (ص) و اعصار مقارن آن حاصل شد و شكل وسيعترش در عصر قيام مهدي (ع) خواهد بود و اين دو با هم منافاتي ندارد، و اين وعدة در هر دو مرحله بايد تحقق يابد ( پيام قرآن ج 9، حضرت آيت الله مكارم شيرازي).
همچنين در قرآن ميفرمايد: «وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّّّ الارْضَ يَرِثُها عِباديَ الصّالِحُونَ» كه مفاد ظاهر آن اين است كه: «و هر آينه ما در زبور بعد از ذكر نوشتيم كه البته بندگان صالح من وارث زمين ميگردند». اين آيه از بشارت حتمي الهي خبر ميدهد كه شايستگان و صلحاء، وارث زمين و صاحب آن ميشوند و چون در آيات قبل از اين آيه از زمين خاصي سخني به ميان نيامده است لذا الف و لام «الأرض»، الف و لام عهد نخواهد بود چون ظاهر اين است كه مراد تمام زمين است. بنابر اين، آيه خبر از روزگاري ميدهد كه زمين و ادارة آن در همة قارهها و همة مناطق و معادن آن در اختيار بندگان شايسته خدا در آيد، چنانكه در آيات ديگر نيز همين وعده را فرموده است. مانند آية: : «وَ نُريدَ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذينَ اسْتَضْفِوُا فِي الْأَرْضِ وَ َنْجَعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ؛قصص/5 و اراده كردهايم كه بر كساني كه در زمين ضعيف و ذليل نگه داشته شدهاند منت گذارده و آنان را پيشوايان و وارثان زمين گردانيم»و... .
...................) Anotates (.................
.
12) ر.ك : اسراء (17)، آيه 81.
13) قصص (28)، آيه 5، انبياء (21)، آيه 105.
14) توبه (9)، آيه 23.
15) ر.ك : جاثيه (45)، آيه 14، ابراهيم (14)، آيه 5.
16) ر.ك : حجر (15)، آيات 36-38.
17) عنكبوت (29)، آيه 10.
18) قدر (97)، آيه 50.
19) لقمان (31)، آيه 20.
20) هود (11)، آيه 86.
21) زخرف (43)، آيه 28.
22) نساء (4)، آيه 59.
23) بقره (2)، آيه 9.
24) حج (22)، آيه 41.
25) نمل (27)، آيه 62.
26) زمر (39)، آيه 56.
27) مجادله (58)، آيه 22.
28) فجر (89)، آيه 1.
29) ليل (92)، آيه 2.
30) صف (61)، آيه 8.
31) حديد (57)، آيه 17.
32) شورى (42)، آيه 41.
33) زمر (39)، آيه 69.
34) سجده (32)، آيه 29.
35) آل عمران (3)، آيه 8.
36) نور (24)، آيه 35.
37) همان، آيه 55.
38) انبياء (21)، آيه 105.
39) پرسشها و پاسخها، ص 185.
براي مطالعه بيشتر ر.ك:
1. مهدويت(پيش از ظهور)، رحيم كارگر (نشر معارف)
ادامه مطلب
حدیث مهدوی از امام صادق (ع)
«مفضل بن عمر ميگويد: از امام صادق (عليهالسلام) شنيدم که ميفرمود:- «از مطرح شدن بپرهيزيد (در آخر الزمان همه سعي در تبرج و مطرح شدن و ديده شدن دارند) که امام شما ساليان متمادي غائب خواهد شد و شما در بوتهي آزمايش قرار خواهيد گرفت. خواهند گفت: مُرده، از دنيا رفته، معلوم نيست در کدام وادي گام نهاده! از ديدگان مومنان سيل اشک براي او (از درد هجران و شماتت دشمنان) سرازير خواهد شد. شما نيز همانند کشتي که دستخوش امواج کوه پيکر دريا شود، دستخوش امواج حوادث خواهيد شد. از اين طوفانها و بحرانها جز کساني که خداوند از آنها پيمان گرفته، بذر ايمان در دلشان کاشته، و با روحي از خود تأييدشان کرده، رهايي نمييابند. آنگاه دوازده پرچم مشابه به اهتزاز درآيد که معلوم نميشود کداميک از کجاست؟»مفضل ميگويد: من به شدت گريستم. امام صادق عليهالسلام فرمود: چرا گريه سر دادي؟! گفتم چگونه گريه نکنم؟ در حالي که ميفرماييد: دوازده پرچم مشابه خواهد بود که از يکديگر شناخته نخواهد شد، پس ما چه خواهيم کرد؟ به کجا خواهيم رفت؟! امام عليهالسلام به نور آفتابي که از روزنه وارد اطاق شده بود نگاه کرد و فرمود: «اين نور خورشيد را ميبيني؟» گفتم: آري، فرمود:«والله لامرنا ابين من هذه الشمس».«به خدا سوگند، امر ما از اين خورشيد روشنتر است».
کمال الدين/ ص347

ادامه مطلب
مرحوم آیت الله بهجت:حدیث ثقلین غیبت امام زمان(عج) را اثبات میکند
مرحوم آیت الله بهجت:حدیث ثقلین غیبت امام زمان(عج) را اثبات میکند
مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهجت می فرمود: «حدیث ثقلین» از ادلّه ى اثبات غیبت امام زمان ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف ـ است، زیرا در آن حدیث مىفرماید:
«إِنَّهُما لَنْ یَفْتَرِقا» اصل حدیث به این صورت از رسول اکرمـ صلّى اللّه علیه وآله وسلّم ـ نقل شده است:
«إِنّى تارِکٌ فیکُمُ الثِّقْلَین، أَحَدُهُما أَکْبَرُ مِنَ الآخَرِ: کِتابَ اللّه حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّماءِ إِلَى الاْءَرْضِ؛ وَ عِتْرَتى أَهْلَ بَیْتى. وَ إِنَّهُما لَنْ یَفْتَرِقا حَتّى یَرِدا عَلَىَّ الْحَوْضَ.»؛ (من دو چیز سنگین و گرانبها در میان شما [به یادگار مى گذارم [که یکى از دیگر بزرگتر است: یکى کتاب خدا، که ریسمانى است که از آسمان به سوى زمین کشیده شده است؛ و دیگرى: بستگان و خاندانم. این دو هرگز از هم جدا نخواهند شد، تا این که در [کنار] حوض [کوثر] بر من وارد شوند.) (1)قرآن و عترت از هم جدا نمى شوند.
یعنى چه حاضر باشند یا غایب. اگر کسى این حدیث را تحقیق و معناى آن را تحصیل کند، مسأله ى غیبت خیلى براى او واضح خواهد بود؛ زیرا در غیر این صورت، « لَزِمَ الْإِنْفِکاکُ بَیْنَ الْقُرْآنِ وَ الْعِتْرَةِ. »؛ (لازمه ى آن جدایى بین قرآن و عترت خواهد بود.)
منبع:کتاب در محضر حضرت آیت ا.... العظمی بهجت – ص 69

ادامه مطلب
آثار فردی و اجتماعی انتظار از دیدگاه آیت ا.. العظمی جوادی آملی
آن کسی كه منتظر راستين حجت خداست، هماره در تلاش و تكاپوست تا فرهنگ ناب مهدوي از «علم» به «عين» آيد و از گوش به آغوش؛ از اين روست كه هر متخصص فن آوري كه در مكتب انتظار آموخته گرديده است، در ارائه صحيح تخصّص متعهدانه، هيچ قصوري روا نمي دارد.
نوشتاری از آیت الله العظمی جوادی آملی دربارۀ «چیستی و آثار انتظار» را برایتان منتشر می کنیم.
امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) زماني شناخته مي شود كه معناي خلافت الهي دانسته شود؛ زيرا خليفة اللّهي برجسته ترين لقب انسان كامل است. (۱)
ویژگی های انسان کامل
۱. حقيقت انسان کامل را جز آفريدگار او و ساير انسان هاي كامل نمي شناسند. مقام شامخ انسان كامل، همان خلافت خداست كه همه جا و در همه شئون به عنوان آيت كبراي خدا ظهور و حضور دارد و در همه مراحل از لطف و فيض خاص خدا برخوردار است. چنين موجودي گاه پيامبر و گاه امام است.
________________در ادامه میخوانیم ...
ادامه مطلب
قرآن به کدام فراز از زبور اشاره میکند؟
وَلَقَدْ کَتَبْنا فِى الزَّبورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الاَرْضَ یَرِثُها عِبادِىَ الصّالِحُونَ
در كتاب تورات كه از كتب آسمانی به شمار میرود و هم اكنون در دست اهل كتاب و مورد قبول آنها است، بشارات زیادی از آمدن مهدی موعود و ظهور مصلحی جهانی در آخر الزمان آمده است كه چون مضمونهای آن بشارات در قرآن كریم و احادیث قطعی و متواتر اسلامی به صورت گستردهای وارد شده و نشان میدهد كه مسألهی «مهدویّت» اختصاص به اسلام ندارد.
در زبور حضرت داود ـ علیه السّلام ـ كه تحت عنوان «مزامیر» در لابلای كتب «عهد عتیق» آمده، نویدهایی دربارهی ظهور حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ به بیانهای گوناگون داده شده است و میتوان گفت: در هر بخشی از «زبور» اشارهای به ظهور مبارك آن حضرت، و نویدی از پیروزی صالحان بر شریران و تشكیل حكومت واحد جهانی و تبدیل ادیان و مذاهب مختلف به یك دین محكم و آیین جاوید و مستقیم، موجود است و جالب توجّه این كه، مطالبی كه قرآن كریم دربارهی ظهور حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ از «زبور» نقل كرده است عیناً در زبور فعلی موجود است و از دستبرد تحریف و تفسیر مصون مانده است.
قرآن كریم چنین میفرماید: (وَلَقَدْ كَتَبْنا فِى الزَّبورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الاَرْضَ یَرِثُها عِبادِىَ الصّالِحُونَ) (1)
«ما علاوه بر ذكر (تورات) در «زبور» نوشتیم كه (در آینده) بندگان صالح من وارث زمین خواهند شد.»
مقصود از «ذكر» در این آیهی شریفه، تورات موسی ـ علیه السّلام ـ است كه زبور داود ـ علیه السّلام ـ پیرو شریعت تورات بوده است.
این آیهی مباركه از آیندهی درخشانی بشارت میدهد كه شرّ و فساد به كلّی از عالم انسانی رخت بر بسته، و اشرار و ستمكاران نابود گشتهاند، و وراثت زمین به افراد پاك و شایسته منتقل گردیده است. زیرا كلمهی «وراثت و میراث» در لغت، در مورادی استعمال میشود كه شخص و یا گروهی منقرض شوند و مال و مقام و همهی هستی آنها به گروهی دیگر به وراثت منتقل شود.
به هر حال، طبق روایات متواتره اسلامی ـ از طریق شیعه و سنّی ـ این آیهی شریفه مربوط به ظهور مبارك حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ میباشد، و قرآن كریم این مطلب را از زبور حضرت داود ـ علیه السّلام ـ نقل میكند، و عین همین عبارت در زبور موجود است.
در مزمور 37 کتاب زبور پیرامون ظهور منجی آمدهاست:
________________ لطفاً به ادامه مطلب رجوع کنید ___________
ادامه مطلب
ده هزار نیرو در مقابل میلیاردها

ادامه مطلب
حدیث مهدوی از امام حسین (ع)
ادامه مطلب
از بعثت نبوی تا ظهور مهدوی
دو واقعه بزرگ، به عنوان نقطه عطف سرنوشت بشریت، عنوان شدهاست: بعثت پیامبر آخرالزمان و ظهور منجی آخرالزمان
تورق در کتب پیشینیان و بررسی پیشگوییهایی موجود در کتاب مقدس، این مهم را نشان میدهد که دو واقعه بزرگ، به عنوان نقطه عطف سرنوشت بشریت، عنوان شدهاست و با مضامین و عبارات مختلف، به پیشگویی در مورد آنها پرداختهشدهاست. یکی از این دو واقعه بعثت پیامبر آخرالزمان و دیگری ظهور منجی آخرالزمان و رسیدن تاریخ بشر به مدینه فاضله الهی است.
پیشگویی این دو واقعه ما را برآن داشت تا پس از بررسیهای در میان روایات دینی شباهتهای عجیب و فراوانی ویژگیهای بعثت و ظهور از لحاظ بستر اجتماعی، فرهنگی و اعتقادی بیابیم.
این نوشتار کوتاه در نظر دارد به صورت اجمالی به بررسی برخی از این شباهتها و تفاوتها بپردازد.
شباهت
• شاید بتوان وجود جاهلیت در عرصه اجتماعی را اولین و مهمترین شباهت میان عصر بعثت و عصر منتهی به ظهور دانست. یعنی پیش از ظهور مانند عصر بعثت جاهلیتی عمیق اما این بار مدرن سراسر جهان را فراخواهد گرفت و تنها منجی الهی میتواند به آن پایان دهد.
• شباهبت دیگر، بحث غربت اسلام است؛ چنانکه در حدیثی پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «اسلام آغازش با غربت بود و باز غریب خواهد شد و خوش به حال کسانی که غریب اند.»(1)
--------------------------------------------------
برای مطالعه کامل لطفا به ادامه مطلب رجوع کنید...
--------------------------------------------------
ادامه مطلب
حدیث مهدوی از حضرت امیرالمؤمنین علی (ع)
ادامه مطلب


