حدیث مهدوی: امام زمان (ارواحنا فداه)

 
«من صاحب حقم، ولي اکنون هنگام ظهور نيست، مدتي از زمان باقي است». عرضه داشتند امر شما کي ظاهر مي‏شود؟ فرمودند:« نشانه‏ي ظهور من، کثرت هرج و مرج و فتنه‏هاست. به مکه آمده، در مسجد الحرام مي‏مانم. گفته مي‏شود: براي ما امامي منصب کنيد. سخن‏ بسيار گفته مي‏شود. مردي جلو آمده، به صورت من خيره شده، مي‏گويد: اي مردم! اين مهدي (ارواحنا فداه) است، خوب نگاه کنيد».
 
بحارالانوار/ ج51/ ص 320
Shia muslim

ادامه مطلب


[ دوشنبه 16 فروردین 1395  ] [ 2:25 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (1) ]

مهمترین شرط ظهور چیست؟

 
سالها به این می اندیشیدم که مهمترین شرط ظهور چیست؟
و امروز پس از بررسی های فراوان می گویم تربیت نسل و کادر سازی!
 
عزیزان امام_علی (ع) 25 سال خانه نشین شد چون سرباز نداشت..
ببینید اوضاع چقدر فاجعه بار بود که تنها کسی که برای دفاع از امام_زمان خود و حریم ولایت قیام کرد فقط و فقط حضرت_زهرا (س) بود واین یعنی اینکه برای دفاع از حریم_ولایت دشمن تا آخرین سنگر دفاعی جلو آمده است چون هیچ لایه دفاعی دیگری وجود نداشت! چون نسلی تربیت نشده بود!
مولا علی 25 سال کادر سازی کردند تا توانستند به حکومت برسند و شگفت اینکه دشمن نیز این را می دانست فلذا در جنگ_جمل هزار نفر از یاران اصلی امام ترور شدند همانان که رابط های امام با مردم بودند و اینگونه شد که در جنگ_صفین اوضاع اندکی برهم می ریزد و هسته های ابتدایی خوارج شکل می گیرد تا جایی که برای پایان دادن جنگ (در جریان بر نیزه رفتن #قرآن ) خیمه امام محاصره می شود (دقیقا همان اتفاقی که بیست و چند سال پیش افتاد و خانه امام محاصره شد) و اینجا نیز حسن و حسین (علیهماالسلام) و جوانان بنی هاشم ، حفاظت از امام را برعهده گرفتند و اگر مالک_اشتر از ادامه جنگ منصرف نمی شد جنگ بین متحصنین و یاران امام حتمی می نمود.
در جریان عاشورا نیز نبود یاران وفادار و بصیر سبب می شود خانواده امام و بهترین یارانشان (آخرین سنگر دفاعی) یعنی همان کسانی که می بایست معارف الهی را گسترش می دادند برای حفاظت از حریم ولایت به میدان بیایند و همگی به خاک و خون کشیده شوند.
مصادیق مذکور آنچنان که دیدید اهمیت کادر سازی برای دفاع از حریم ولایت و امامت را می رساند . به نظر شما 300 تا 400 هزار شهیدی که برای دفاع از حریم تشیع در 8 سال دفاع_مقدس سینه سپر کردند نتیجه چند سال کادر سازی و تربیت نیروی انسانی است؟
آری عزیزان حداقل 1000 سال کار فرهنگی صورت گرفت تا نتیجتا در یک شبکه هرمی و زنجیره ای چند صد هزار نیروی انسانی الهی تربیت شوند و دشمن با براه انداختن جنگ فیزیکی از پاسداران حریم تشیع قربانی گرفت چراکه در جنگ، کیفی ترین ،شریف ترین و باغیرت ترین نیروهای نظام جلو رفتند تا مبادا دست دشمن به قلب حریم تشیع یعنی امام_خمینی برسد.
برادران و خواهرانم مهمترین عنصر در کادرسازی و تربیت نسل را بدون هیچ شک و شبهه ای زنان بر عهده دارند و مادران کلید راز ظهورند.
افسوس که زنان ما از اهمیت ماهوی و موجودیت شریف خود خبر ندارند و شگفتا که بر اهمیت چنین گوهری واقف نیستند.
استاد رائفی پور 

ادامه مطلب


[ شنبه 14 فروردین 1395  ] [ 7:34 AM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (3) ]

حدیث مهدوی: حضرت امیرالمؤمنین علی (ع)

در ينابيع المودة ص 467 مي‏نويسد شخصي از اصحاب کشف و شهود از اميرالمومنين نقل کرد که فرمود: خداوند گروهي را خواهد آورد که آنها را دوست مي‏دارد و ايشان خدا را دوست مي‏دارند سلطنت پيدا خواهد کرد کسي که در بين آنها غريب است و او همان مهدي است؛ سرخ رو، موي‌هايش به سرخي متمايل است. زمين را به سادگي پر از عدل و داد مي‏کند. در کودکي از مادر و پدر خود جدا مي‏شود و در محل پرورش خود عزيز است.با امان، مالک تمام بلاد مسلمين مي‏شود. روزگار برايش مصفا خواهد شد. پير و جوان سخن او را گوش مي‏دهند و اطاعتش مي‏کنند. زمين را پر از داد مي‏کند همان طوري که پر از ستم شده.
 
به نقل از کتاب المهدي/ ص18و 19

ادامه مطلب


[ سه شنبه 3 فروردین 1395  ] [ 11:47 AM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (2) ]

حدیث مهدوی :امام صادق عليه‌السلام

 
«کسي که به همه‌ي امامان (عليهم‌السلام) معتقد باشد و حضرت مهدي (ارواحنا فداه) را رد کند، مانند کسي است که همه‏ي پيامبران را بپذيرد و رسالت پيامبر اکرم (صلي الله عليه وآله وسلم) را رد کند».پرسيدند: اي فرزند پيامبر! مهدي از تبار شما چه کسي است؟ فرمود:«الخامس من ولد السابع، يغيب عنکم شخصه و لا يحل لکم تسميته».«او پنجمين فرزند هفتمين امام است. خود او از ديدگان شما غايب مي‏شود و بردن نام او بر شما روا نخواهد بود».
 
کمال الدين صدوق/ ص333
و اثباة الهدة/ ج3/ ص470

ادامه مطلب


[ پنج شنبه 27 اسفند 1394  ] [ 2:45 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (2) ]

نفاق،همان صفتی که شهادت دختر رسول خدا را رقم زد

 

هرچند دیر در وبلاگ گذاشته شده،اما اگر ندیده اید حتما ببینید.

قسمت دوم و سوم در ادمه مطلب...


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 26 اسفند 1394  ] [ 2:02 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (0) ]

انتظار فرج واقعی کدام است؟

 
انتظار فرج واقعی کدام است؟ shia muslim
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیّدنا محمد و آله الطاهرین و لعنة الهل علی أعدائهم أجمعین، من الآن إلی قیام یوم الدین و لا حول و لا قوة الّا بالله العلی العظیم.
مسأله انتظار فرج و منجی عالم، اختصاص به تشیّع ندارد و معتقدین به ادیان مختلف هر کدام به نحوی منتظر منجی موعودی بوده و نگاه خاصی به این مسأله دارند. ولی آنچه اکنون درصدد بیان آن هستیم، بررسی دیدگاه های مختلف شیعیان نسبت به مسأله انتظار فرج موفور السرور قطب دایره امکان حضرت بقیة الله الاعظم عجل الله فرجه الشریف می باشد.
با توجه به ابعاد گوناگون انتظار، می توان شیعیان منتظر را به چهار دسته تقسیم نمود.
گروه اوّل:
 
گروه اوّل از منتظران حضرت ولی عصر علیه السلام کسانی هستند که نگاهشان به ظهور ایشان بیش از یک خبر نیست؛ و اجمالاً آن را در اعمال لایه های اعتقادی ذهن خود طبقه بندی کرده و سالی یکبار هم به فایل ظهور و انتظار ذهن خود سر نمی زنند.
طبیعتاً زندگی آنها، هیچ رنگ و بوئی از انتظار نمی دهد و با تغییر و تحوّلات زمانه، برنامه زندگی آنها هر روز رنگ جدیدی به خود می گیرد.
چنین افرادی به جهت کمبود اطلاعات دینی و اُنس با آموزه های غیراسلامی غربی و شرقی، عموماً دچار شک و تردید شده و در وادی هائی خطرناک گرفتار می شوند. و از همین روست که در روایات آخرالزّمان در مورد برخی از افراد آمده: أصبح مسلماً و أمسی کافراً.
گروه دوم:
 
اما دسته دوم از منتظران که اکثر جامعه ی شیعی را در بر می گیرد، افرادی هستند که اعتقاد به تحوّل جهانی حضرت بقیّة الله را از پدران خود به ارث برده اند. و در مقام گفتار و ادّعا سخت خود را شیفته ی دیدار و فرج مولایشان معرّفی می کنند و گه گاهی در مناسبت های مختلف مذهبی عرض ارادتی می کنند و احیاناً ذکر اللهم عجّل لولیّک الفرج بر زبان جاری می سازند. اما در مقام عمل و در زندگی و اجتماع، کوچه و بازار، درس و مسجد وقتی اعمال آنها را زیر ذرّه بین قرار دهیم، گویا اصلاً بوئی از شخص منتظر از او به مشام نمی رسد؛ و وقتی در زوایای نفس او بنگریم، هیچ تمایلی نسبت به ظهور آن حضرت در او دیده نمی شود.
گرچه با زبان قال می گوید: «خدایا امام زمان ما را برسان» ولی با زمان دل می گوید: «خدایا از تو می خواهم قدری در آمدن حضرت دست نگهداری تا من به کمال مشتهیات خود نائل آیم. بارالها! مخارج عائله سنگین است؛ من قدری از مال ربوی استفاده می کنم. وقتی به وضع مناسبی از جهت مالی رسیدم توبه و استغفار می کنم. علاوه بر آن خمس آنرا نیز از باب ردّ مظالم می پردازم و ...» خلاصه در هر زمینه ای در امور روزمره با توجیهات غلط و کلاه های شرعی عمر خود را سپری می کند. در حالی که خود در سویدای نفسش آگاه است که همه یا غالب برنامه هائی که برای زندگی خود چیده است، همه ی آن یا غالب آن با شرع پاک اسلام یا بهتر بگوئیم با آنچه که امام زمان علیه السلام از او می خواهند، مغایرت دارد.
از اینها گذشته نسبت به ظهور حضرت رعب و ترس عجیبی در دل احساس می کند، با خود می گوید: «آخر این آقا هم اگر روزی تشریف بیاورد، مرا از همه مشتهیات نفسانی که منع می کند، هیچ، می گوید: بسم الله این شمشیر و این میدان جنگ، بفرمایید جهاد کنید.»
براستی با این دیدگاه به داستان فرج نگریستن، از بزرگترین جفاهاست! لذاست که در درون خود هیچ رغبتی به ظهور ندارد و با خود زمزمه می کند: یابن الحسن روحی فداک، اصبر الی یوم الفراغ (فراغ عن الدنیا)؛ یعنی آقای من، شما حقّید، ولی من آماده نیستم، انشاء الله بعد از رسیدن به تمام آرزوهایم، بعد از 120 سال اگر عمری و توفیقی بود، برای جانفشانی در خدمتیم.
باید توجه داشت که این طرز فکر بسیار خطرناک است و چنین شخصی با گذر زمان-خدای ناکرده مبتلا به نوعی بی تفاوتی و کم توجهی نسبت به مسأله فرج و عموم مسائل دینی خود می شود و نه تنها این انتظار کاذب سبب قرب و نزدیکی او به صراط مستقیم نمی گردد، بلکه هر روز به شک و شبهه ی او افزوده می شود تا جائیکه چه بسا با وارد شدن مختصر شبهه ای همه معتقدات خود را از دست داده و آخرالامر ندا سرمی دهد: یا حَسرتَی علَی مَا فَرَّطتُ فِی جَنب الله.(1)
برای رهایی از این خطر باید انسان سطح معلومات دینی خود را بالا ببرد و برای مسأله فرج، علماً و عملاً برنامه ریزی دقیق کرده، آن را مو به مو اجرا کند تا به لطف حضرت حقّ در زمره ی منتظران واقعی آن حضرت قرار گیرد.
در نیمه شعبان سنه 1415 هجریه قمریه در مراسم عمامه گذاری عدّه ای از طلاب، حضرت علاّمه آیة الله حسینی طهرانی درباره کیفیت اعتقاد به امام زمان علیه السلام مطالبی بسیار نفیس بیان فرموده اند که ما قسمتی از آن را به عنوان تبرک ذکر می کنیم، ایشان فرمودند:
«آن امام زمانی که ما معتقدیم، همه معتقدند و در دعاها برای تعجیل آن حضرت دعا می کنند، آن امام زمانیست که متحقّق به حقّ است. اگر الآن ما متحقّق به حقّ باشیم و الله همین الآن ظهور می کنند، ولی ما با این اعمال خودمان او را کنار می زنیم، او را از صحنه خارج می کنیم، اگر هم ظهور کند با هزار ایراد بر کارهای او ایراد می گیریم و او را شخص لایق حکومت و زمامداری نمی دانیم و با فرمول های اصولی و اجتهادی در برابر احکام غیبیّه او، او را محکوم می کنیم؛ چون زمینه کلّی آماده برای ظهور او نیست، و ما او را نمی پذیریم و ردّ می کنیم؛ او هم به التماس نمی آید ظهور کند و دنبال ما بگردد. بدانید که او عزیز است به عزّت خدائی! وَ للهِ العِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلمُؤمِنینَ وَ لَکَنَّ المُنافِقینَ لا یَعلَمُون.(2)
حالا ما واقعاً دنبال امام زمان می گردیم؟! یا نه، بر اصل تعبدّ و تقلید از نیاکان و اجداد است؟! اگر این دوّمی باشد که خیلی اهمیّت ندارد، ما اگر شیعه هم نشویم سنّی هم باشیم، اگر مسلمان هم نشویم، یهودی و نصرانی هم باشیم، زیاد تفاوتی ندارد؛ زیرا که آراء و مذاهب، مختلف است. هر کس چیزی را می گیرد و دنبال آن چیز می رود و با آن انس دارد و سرگرم است. و اگر بنای تحقّق به حقّ نباشد چه داعی داریم که ما برخصوص این امام زمان بایستیم؟ شب نیمه شعبان غسل کنیم، تا به صبح بیداری بکشیم، عبادت کنیم، به کارها و سنّت مشغول باشیم و بر میلاد او خوشحالی می کنیم، و بر فرج او انتظار داشته باشیم، و انتظار فرج را اعظم از مثوبات بدانیم، اینها برای چیست؟ اینها برای تحقّق به حقّ است، غیر از تحقّق به حقّ هیچ نیست.
و الّا اگر ما از قرآن دور باشیم، امام زمان از ما دور است. آیات قرآن همه اش حجّت است، در زمانی دون زمانی نیست، ما همیشه با قرآن باید آشنا باشیم، قرآن را باید حفظ کنیم، با قرآن باید سر و کار داشته باشیم، به معانی قرآن باید آشنا باشیم، لغات قرآن باید در زندگی ما رواج داشته باشد.»
گروه سوم:
 
اما گروه سوّم از شیعیان و محبّین اهل بیت علیهم السلام کسانی هستند که عموماً در خانواده های مذهبی رشد کرده و از اعتقادات مذهبی صحیح و محکمی برخوردارند. تعداد این افراد گرچه از گروه دوم کمتر است، امّا به هر حال تعداد متنابهی از جمعیّت شیعی را دربرمی گیرد.
محبّت اهل بیت علیهم السّلام در این افراد از بدو تولّد با شیر مادر در جانشان نشسته و با ذکر یابن الحسن یابن الحسن قدم به سن تکلیف نهاده اند. روزه و نمازشان را بیاد مولایشان به جا می آورند، و بر شرکت در مجالس اهل بیت علیهم السلام مداومت دارند و خلاصه در شادی و عزا تمام توجّهشان مبذول وجود حضرت بقیّة الله الأعظم علیه السلام است. و غایت مطلوب و آرزویشان دیدار روی منیر آن حضرت می باشد و چه بسا برای نیل به این مقصود، کراراً شب های چهارشنبه ی جمکران را ادراک کرده اند و ...
نهایتاً با بررسی حالات این گروه پاک و مؤمن و متّقی می بینیم که برخی از ایشان با گذشت زمان و تأخیر در امر فرج و موفق نگشتن به زیارت حضرت دچار مشکلاتی از قبیل یأس و نومیدی شده، دست از همه ی مسائل دینی شسته و حتّی احیاناً از شنیدن این گونه امور ابراز انزحار می کنند که متأسفانه در زمان ما آمار این دسته افراد روبه فزونی است! و گروهی نیز که به یأس مبتلا نمی شوند علی رغم اینکه سال هاست در یاد آن حضرت به سر برده و در فراق می سوزند، ولی نفوسشان در مراحلی متوقف شده و از رشد و تکامل باز ایستاده اند.
امّا مشکل اساسی و خطای بزرگی که دامنگیر این گروه شده اینست که: خواسته یا ناخواسته وجود ائمه طاهرین و خاصّه حضرت ولی عصر علیهم السّلام را استقلالی پنداشته اند و لقاء و دیدار آن حضرت را غضر و مقصود اصلی خود قرار داده اند، نه لقاء و رضای الهی را؛ و چون دیدار ظاهری آن حضرت بر اساس حکمت الهی مصلحت نبوده و روزی ایشان نمی شود به یأس دچار می گردند و یا از رشد باز می مانند.
آری وجود آن حضرت ظلّی و تبعی است و مقصد و مقصود باید خود خداوند باشد. هرچه هست از آن خداست، صفات و اسماء حقّ متعال است که در آن حضرت تجلّی کرده و آن حضرت را آئینه و مرأت تمام نمای صفات جمال و جلال حقّ ساخته است. این حقیقت از مسلمات و ضروریات اسلام و اهل توحید است که هیچ موجودی اعمّ از جزئی و کلّی، کوچک و بزرگ، وجود استقلالی ندارد، بلکه همه موجودات مظاهر و مجالی ذات اقدس واجب الوجودند و هر کدام به حسب سعه و ضیق ماهیّات و هویّات خود، نشان دهنده ی حقّ می باشند. لذاست که قرآن مجید تمام موجودات ملکی و ملکوتی را آیه ی خدا می داند.
از فرمایشات معصومین نیز، شواهد زیادی در این زمینه وجود دارد که ایشان برای خودشان مقام استقلالی قائل نبوده و نگاه استقلالی را تفویض و غلط می دانسته اند. در کتاب شریف نور مجرد در این زمینه آورده اند: «مگر نه اینست که ائمه علیهم السلام را در زیارت جامعه، اینگونه مورد خطاب قرار می دهیم: الدُّعاة إلی الله و الأدلّاءُ علی مرضات الله. یعنی أئمه علیهم السلام داعی و دعوت کننده به سوی الله هستند. حقائق نوریّه ی ایشان داعی، و ذات حضرت حیّ قیوم مدعوّ إلیه است. و حقیقت ایشان، خدانماست نه خودنما؛ یعنی آنان آمده اند تا شیعیان خود را به سوی خداوند حرکت دهند و آنچنان که خود حائز مرتبه ی تمام و کمال از محبّت حضرت ربّ تبارک و تعالی بوده و التامّین فی محبّة الله هستند. قلوب موالیان خود را نیز از شراب محبّت خدا مملوّ سازند، تا آنان با مستی و سُکر حاصل از آن شراب، از رجس شرک و خودپرستی غفلت طاهر شوند.»(3)
موالیان ما وسیله و طریق و مربی اند، برای صعود به اعلا ذروه ی کمال که توحید به حضرت ربّ العزّة جل و علا و مقام عبودیت است.
این معنا غلط است که بگوئیم ائمه طاهرین صلوات الله علیهم أجمعین آمده اند ما را به خود بخوانند و بشر باید بذل توجه به امامان نماید؛ ولی امامان خود به خدا توجّه می کنند، این طرز تفکّر سر از شرک در می آورد.
مَثل این سخن، مثل این است که کسی از نردبانی برای رسیدن به بام استفاده نماید و در حال بالارفتن باشد، و چون به کنار بام می رسد بر روی نردبان توقّف کند. حال هرچه به او بگوئیم: عزیزم رسیدی به بام، بیا گام دیگری بردار و بر بالای بام برو و به منظورت برس، می گوید: نه همین جا مناسب است!
این تفکّر اشتباه، گاه تا جائی پیش می رود که امروزه بعضی می گویند: «ما نماز هم که می خوانیم، توجهمان را به امام زمانمان منعطف کرده و به او اقتدا می کنیم و لذا همیشه نماز را به جماعت حضرت برگزار می نماییم.» یا در زیارت مشاهد مشرّفه رو به امام کرده و برای امام سجده می کنند و نمونه هائی از این قبیل که همه نشان از نگاه استقلالی به امام علیه السلام دارد.
باید دانست که مسلّماً توسّل و انابه و التماس به درگاه معصومین علیهم السلام عین حقّ است و حرمانی بالاتر از این نیست که کسی از درگاه پر احتشام اهل بیت رانده شده و دستش از دامان ایشان کوتاه گردد.
ولی توسل، به معنای وسیله قراردادن ایشان برای رسیدن به خداوند است، نه غفلت از خداوند (به واسطه توجه استقلالی به ایشان)؛ صحبت در اینست که آیا آن بزرگواران راضی اند که ما به قسمی عمل کنیم که توجه ما به آن بزرگواران ما را از توجّه به ذات ربوبی باز دارد؟!
روزی یکی از بزرگان از باب مزاح نقل می کردند و می فرمودند: «غالباً شیعیان برای ائمه علیهم السّلام در اعیاد و وفیات و مناسبت های دیگر مجالسی برپا کرده، ذکر آن بزرگواران آن را به میان می آورند، اما از همه مظلوم تر خود خداست، که هیچ مجلسی برای ذکر و یاد او گرفته نمی شود!!
این مطلب لطیفه ای است که حکایت از یک حقیقتی می کند و گرنه خداوند که مظلوم واقع نمی شود، این مائیم که صرفاً توجّه خود را به یک سلسله اسبابی قرار داده و از اصل مقصود چشم پوشی کرده ایم، در حقیقت این ظلم که حرمان از ذکر الهی است؛ به ما متوجّه است.
مگر قرآن کریم نفرموده است: اَلا بِذِکرِ اللهِ تَطمَئِنُّ القُلوب.(4)
روزی خدمت یکی از بزرگان و علمای مشهد بودم که سخن از ادعیه توحیدی مفاتیح به میان آمد، بنده عرض کردم: آقا ادعیه توحیدی فراوانی از اهل بیت علیهم السّلام وارد شده و بسیاری از ادعیه ی مفاتیح هم به ما یاد می دهد که چگونه با خدا صحبت کرده و به او توجه کنیم. ایشان فوراً فرمودند: نه نه! آن ادعیه مربوط به خود ائمه اطهار صلوات الله علیهم اجمعین است. ما نمی فهمیم حال آنها با خدا چگونه بوده است. ما باید به همین توسّلمان به ایشان بپردازیم!
سؤال: اگر توجه استقلالی به امام صحیح نیست، پس چرا بعضی از روایات، ما را مستقیماً به حضرات معصومین ارجاع داده و توجه استقلالی دعوت می نماید؟!
 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

لطفا به ادامه مطلب رجوع کنید...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــ 


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 26 اسفند 1394  ] [ 11:43 AM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (0) ]

حدیث مهدوی: امام حسین (ع)

 
«کسي که در زمان غيبت به آزار و انکار دشمنان صبر کند همانند کسي است که در محضر رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم جهاد کند».
 
کمال الدين صدوق/ ص317

ادامه مطلب


[ دوشنبه 24 اسفند 1394  ] [ 4:03 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (0) ]

کوفیان و منتظران ظهور :قسمت 4

پیش از این به ساختار جمعیتی مردم کوفه، اصالت پول برای کوفیان، و انگیزه های نامه نگاری ایشان به امام حسین (ع) اشاره شد. در این گفتار بر آنیم تا عبرت‎هایی که از سیره و رفتار مردم کوفه می‎توان گرفت را مورد بررسی قرار دهیم.

 عدم داشتن حافظه سیاسی 
مردم کوفه حافظه سیاسی مناسبی نداشتند و از اتفاقات درس نمی‎گرفتند. امام و ولی در یک جامعه الهی، وظیفه  راهنمایی، روشنگری و تربیت سیاسی و بصیرتی جامعه را برعهده دارد.
 امام حسن (ع) با علم به این نکته و شناختی که از مردم داشتند، با معاویه صلحنامه امضا کردند تا چهره و شخصیت معاویه بیش از پیش برای مردم آشکار شود وحافظه ی سیاسی شان تقویت گردد. ایشان در توافقشان با معاویه بندهایی آورده بود که به مردم ثابت شود معاویه چگونه آدمیست. مردم کوفه بازی معاویه با خوارج را فراموش کرده بودند. 
 عدم توان ایستادگی در مسیر حق
با اینکه گرایشات باطل معاویه به کوفیان اثبات شده بود ولی آن‎ها اراده  ایستادگی در راه  حقیقت و پرداخت هزینه آن را نداشتند. 
در توضیح این مطلب باید گفت دشمن در دو حالت با ما کاری نخواهد داشت یا مثل خودش باشیم و یا تبدیل به یک قدرت بین المللی شویم. قدرتمندی ما در عرصه ی نظامی باعث شده تا امنیت ما در منطقه بحران‎خیز خاورمیانه حفظ شود اما این باعث نمی‎شود که از جبهه های دیگر مورد هجوم قرار نگیریم. برای غلبه بر دشمن و ایستادگی برای حق باید در تمام عرصه ها قدرتمند بود، و برای رسیدن به این قدرت باید هزینه پرداخت کرد.
 رفاه‎زدگی خواص
خواص رفاه زده دوران خلیفه ی دوم و سوم همان صحابه‎ای بودند که پس از پیامبر با ارتزاق از بیت المال به رفاه رسیدند ودر زمان حضرت علی  (ع) به خاطر قطع حقوقشان از بیت المال، به دشمنی با حضرت علی برخاستند.
به عنوان یک مثال تاریخی می‎توان گفت زبیر جزو شش نفراز یاران مورد اطمینان حضرت علی، در گردهمایی که زمان انتخاب ابوبکر، در خانه ی حضرت زهرا (س) برگزار می‎شد، بود. او  دو بار با ابوبکربرای برگرداندن خلافت به امام علی (ع) صحبت می‎کند و وی را متقاعد میسازد. اما دخالت عمر باعث میشود ابوبکر پشیمان شود.
اما بی‎بصیرتی، رفاه‎زدگی، مال حرام و فرزند ناخلف از این صحابی مورد اطمینان پیامبر و امام علی (ع) شخصی را میسازد که خودش در مقابل امام شمشیر کشید و پسرش در مقابل مختار که به عنوان خوانخواهی امام حسین قیام می‎کند.

_____برای ادامه متن لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید _______


ادامه مطلب


[ سه شنبه 18 اسفند 1394  ] [ 12:22 AM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (0) ]

امام منتقم

 

nhaarejali.rasekhoonblog.com


ادامه مطلب


[ یک شنبه 16 اسفند 1394  ] [ 2:57 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (0) ]

بهترین کارها در آخرالزمان

 - در کمال‌الدین صدوق به سند صحیحی از امام باقر (ع) آمده که فرمود: زمانی بر مردم خواهد رسید که امام آنها از ایشان غایب شود ای خوشا به حال آنان که بر امر ما پایدار بمانند
امام صادق(ع) فرمود: امیرالمؤمنین در حالی که بر منبر کوفه نشسته بود، فرمود: خداوند زمین را از حجت خود خالی نمی‌گذارد، لیکن خداوند مردم را از دیدن امام مهدی(عج) محروم می‌کند. به خاطر ستم و ظلم و اسرافی که بر خود می‌کنند.
 
 
درباره راه‌های رسیدن به امام عصر (عج) در آخر‌الزمان مطلبی را از کتاب «زبور نور» نوشته محمدرضا رمزی اوحدی برای عموم علاقه‌مندان منتشر می‌کنیم که در ذیل می‌خوانید:
 
امام علی (ع) درباره ویژگی‌ها و خصیصه‌های دوران آخرالزمان می‌فرمایند:
 
و آن زمانی است که (آخرالزمان) در آن نجات نمی‌یابد مگر هر مؤمن بی‌نام و نشان که اگر (در مجالس) حضور یابد شناخته نشود و هرگاه غایب باشد در جست‌وجویش برنیابند اینان چراغ‌های هدایت و روشنگران راه شبروانند که به فتنه و فساد و سخن چینی در میان مردم آمد و شد نکنند و دهان به عیب‌جویی از مردم و یاوه‌سرایی نگشایید برای آنها خداوند درهای رحمتش را باز می‌کند و از ایشان سختی عذابش را برطرف می‌نماید.
 
ای مردم زمانی بر شما خواهد رسید که اسلام در آن واژگون می‌شود همچنانکه ظرف واژگون گردد و آنچه در آن است بریزد ... .
 
- یمان تمار می‌گوید: نزد امام صادق (ع) نشسته بودیم که به ما فرمود: «صاحب‌الأمر غیبتی خواهد داشت اگر کسی بخواهد در آن دوره دیندار بماند سخت در مشقت و در معرض مشکلات است».
 
و سپس فرمود: «صاحب‌الأمر غیبتی دارد و بنده خدا - برای حفظ دینش- باید تقوای الهی را پیشه کند و دو دستی به دین خود بچسبد.
 
- در کمال‌الدین صدوق به سند صحیحی از امام باقر (ع) آمده که فرمود: زمانی بر مردم خواهد رسید که امام آنها از ایشان غایب شود ای خوشا به حال آنان که بر امر ما پایدار بمانند ... .
 
جابر گفت: عرض کردم ای فرزند رسول خدا بهترین کاری که مؤمن در آن زمان انجام دهد چیست؟
 
فرمود: حفظ زبان و خانه‌نشینی است.
 
- امام صادق (ع) فرمود: امام علی (ع) در حالی که بر منبر کوفه نشسته بود فرمود: «ان‌الارض لاتخلوا من حجت‌الله عزوجل و لکن الله سیعمی خلقه عنها بظلمهم و وجورهم و اسرافهم علی انفسهم ...».
 
خداوند زمین را از حجت خود خالی نمی‌گذارد و لیکن خداوند مردم را از دیدن او (امام مهدی (عج)) محروم می‌کند به خاطر ستم و ظلم و اسرافی که بر خود می‌کنند ... .
 
پاسخ به سؤالی مهم
 
افراد زیادی می‌پرسند آیا امکان دیدار وجود نازنین امام عصر (عج) در دوره غیبت کبری وجود دارد یا نه؟
 
در پاسخ باید گفت با توجه به روایات زیادی که از طرف ائمه اطهار (عج) آمده، از مجموع آنها می‌توان فهمید که به لحاظ دلایل عقلی و دلایل نقلی هیچ گونه محدودیتی در امکان زیارت آن حضرت در دوران آخرالزمان وجود ندارد.
 
اما در مورد آن جمله معروفی که امام زمان (عج) در توقیعی به نفی تشرف و دیدار صادر فرمودند که ... «فمن ادعی المشاهدة بل خروج السفیانی و الصیحه فهو کذاب مفتر و ...»
 
یعنی؛ در (دوره غیب کبری) هر کس ادعای مشاهده مرا قبل از خروج سفیانی و واقع شدن صدای آسمانی بنماید دروغگو و افتراء زن است؛ باید گفت با توجه به صدر و ذیل همان توقیع و سایر روایات از اهل بیت مقصود نفی دیدار نیست بلکه نفی ادعای وجود نائب خاص در دوره غیبت کبری است و امام برای جلوگیری از دکانداری عده‌ای فرمودند کذاب هستند و گر نه ممکن است عده‌ای خدمت امام برسند ولی مؤظف نیستند همه جا آن را مطرح کنند و جار بزنند امام در این فرمایش نفی دیدار نمی‌کنند،‌بلکه می‌فرمایند که اگر کسی گفت تکذیب کنید امام نفرمودند اصلاً نمی‌شود دید بلکه صرفاً اظهار آن را نفی کردند.
 
بنابراین می‌بینم علمای بزرگ شیعه مکرر به دلیل ضرورت، توفیق زیارت آن چهره عالمتاب را یافته‌اند از جمله: مرحوم مقدس اردبیلی، علامه سید بحرالعلوم، مرحوم نخودکی، مرحوم حضرت آیت‌الله مرعشی نجفی، و از بزرگان و عرفا می‌توان مرحوم رجب‌علی خیاط را نام برد.
 
اساس خدمت امام زمان رسیدن، قلب پاک داشتن است و کسانی در شهر مبارک و با برکت قم هستند که به خدمت امام عصر (عج) مشرف شده‌اند و حتی حضرت سکه‌ای نقره‌ای که نقش روی آن خط زیبای «اشهد ان لا اله الا الله و محمد رسول‌الله و علی ولی‌الله» می‌باشد را از دست امام گرفته‌اند.
 
و چه زیبا فرمود مرحوم حاج شیخ حسین فاضلی که: با دیدن امام عصر (عج) تمام لذت‌های دنیا در چشم انسان حقیر و ناچیز می‌شود.
 
و به یک معنا:
 
تا من بدیدم روی تو ای ماه و شمع روشنم/ هر جا نشینم خرم و هر جا روم در گلشنم
 
دیدار او میسر است و شدنی و لیکن می‌توان اینگونه گفت که تمامی نقص از ناحیه ماست و اشکال در شکل رفتار و کردار و گفتار ماست که ما را در حجاب انداخته و توفیق زیارت از ما سلب شده.
 
مرحوم فیض کاشانی می‌فرماید:
 
گفتم که روی ماهت از من چرا نهان است/ گفتا تو خود حجابی ور نه رخم عیان است.
 
منبع: وعده صادق

ادامه مطلب


[ شنبه 8 اسفند 1394  ] [ 3:21 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (2) ]