5 اردیبهشت سالروز شکست حمله نظامی آمریکا
5 اردیبهشت سالروز شکست حمله نظامی آمریکا در صحرای طبس برای آزادسازی گروگان های لانه جاسوسی


ألم تر كيْف فعَل ربّك بأصحاب الفيل
ادامه مطلب
مرغ روحم پرزنان اندر هوای زینب است...

ادامه مطلب
سالروز تاسیس سپاه پاسداران گرامی باد

ادامه مطلب
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد، روز پدر مبارک باد
آفتاب، روز را از لبخند ديوار کعبه آغاز مي کند،
و ماه، از پيشاني تو نوراني مي شود...
زمان، از حرکت مي ايستد،
تا تاريخ، از اولين نفس هاي تو آغاز شود.
هوا، با نفس هاي تو جريان مي گيرد. آسمان، از هميشه به زمين نزديک تر مي شود.
جاهليت حجاز را موريانه ها، آرام آرام مي جوند تا تاريخ، به روزهاي آفتابي با تو برسد.
ضلالت در پيش پاي تو تمام و زندگي روشن، با اولين پلک زدن تو آغاز مي شود.
زمين، نفس کشيدن را از تو آغاز مي کند.
تو آن بزرگي که نامش، ذکر روزهاي زلال کودکي مان است.
تــــو آمـــدي کـه بزرگـــــــــــ تـرين گــره گشـــــا بـاشـــــــي....

و خــداونـد علـي(عليه السلام) را آفـريــــد ...
... جمعه بود، و سيزدهم ماه رجب از سال دهم قبل از بعثت. جهان با لحظه حساس تاريخ خود، هنوز ده سال فاصله داشت، بايد اين لحظه حساس با بعثت رسول خدا تکوين يابد و نقطه عطفي در تاريخ بشريت بوجود آورد. نقطه اي که دنياي کهنه و فرسوده را از دنياي جديدش جدا کند. خداوند در تدارک مقدمات اين جهش تاريخي بود.
آن روز، جمعه بود، و عرب جمعه را احترام مي کرد و نيز ماه رجب را. بت هاي کعبه در اين ماه و مخصوصاً در روزهاي جمعه اين ماه مشتري بيشتري داشتند.
و آن روز نيز که روز جمعه سيزدهم ماه رجب بود در اطراف خانه کعبه ازدحام عجيبي برپا بود. در اين جمع تنها يک زن بود که به جاي عبادت بت، خدا را عبادت مي کرد، شرک و کفر بر روحش سايه نينداخته بود. او دين حنيف داشت، همان دين جدش ابراهيم خليل الرحمن، و او نيز در اطراف خانه خدا طواف مي کرد، و از خدا مي خواست تا وضع حملش را آسان کند.
او فاطمه دختر اسد بن هاشم بود و فرزندي را به بار داشت. و تقدير چنين بود که اين فرزند تولدي مبارک و استثنايي داشته باشد... تولد در خانه خدا...
فاطمه با خدا راز و نياز مي کرد. ناگهان در خود احساس دردي شديد کرد، دردي که فاطمه آن را به خوبي مي شناخت، آخر اين پنجمين حمل او بود، او قبلاً چهار بار ديگر اين درد را در خود احساس کرده بود. فاطمه مضطرب و پريشان شد، او در ميان جمعيت غوطه مي خورد و طواف مي کرد. درد هر لحظه شديدتر و شديدتر مي شد. چه مي دانست که خدا چه سرنوشت افتخار آميزي براي او و نوزادش رقم زده است.
فاطمه به دنبال پناهگاهي مي گشت، مأمني که او را از چشم مردم پنهان کند، و سرانجام آغوش گشوده کعبه را در برابر خود ديد. فاطمه قدم به درون خانه کعبه گذارد.و اين تقدير الهي بود که مرد خدا در خانه خدا قدم به صحنه حيات پر افتخار خود بگذارد.
نامـش را عــلي نـهادنـد؛
ادامه مطلب
ولادت با سعادت امام جواد (ع) را بر همه شیعیان تبریک عرض میکنم

ادامه مطلب
سوم رجب : شهادت مظلومانه امام علی النقی (ع)


ادامه مطلب
حلول ماه مبارک رجب و میلاد امام محمد باقر (ع) بر همه مسلمانان جهان مبارک باد.



ادامه مطلب
تاریخی که تاریخ ساز شد : روز جمهوری اسلامی ایران


ادامه مطلب
کلیپ زیبای مادر من با صدای زنده یادد خسرو شکیبایی
ادامه مطلب
سالروز ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) را بر تمام شیعیان جهان تبریک و تهنیت عرض میکنم
ای رشته ي چادرت مرا دستاويز دامن مکش از کرم زدستم، زهرا(س)

فاطمه(س) به دنيا آمد تا نور باشد به جاي ظلمت، فاطمه آمد تا خوبي ها دو چندان شود، فاطمه(س) آمد تا مادر پدرش باشد، فاطمه(س) آمد تا همسر علي(ع) باشد، فاطمه(س) آمد تا مادر حسن(ع) و حسين(ع) و زينب(س) باشد تا مادر ولايت باشد، فاطمه(س) آمد تا خوبي رواج پيدا کند، فاطمه(س) آمد تا ما مادري به مهرباني او داشته باشيم.
فاطمه(س) به دنيا آمد تا دنيا بهتر شود
سال پنجم بعثت، موقع وضع حمل، خديجه فرستاد پي چند تا از زنهاي قريش اما، هيچکدام حاضر نشدند بيايند. پيغام داده بودند:”آن روز که به تو گفتيم با محمد ازدواج نکن، براي حالا بود.”
خديجه از درد به خود ميپيچيد که چند تا زن وارد اتاق شدند. نشستند اطراف رختخواب. چهار زن گندمگون، بلندبالا و باوقار. خديجه بهتزده نگاه ميکرد، يکي از آنها گفت:” نترس! ما از طرف خدا براي کمک به تو آمدهايم من ساره، همسر ابراهيم هستم، آن يکي آسيه، دختر مزاحم، است. سمت راستي، مريم دختر عمران و مادر عيسي است. نفر چهارم کلثم، خواهر موسي است.”
کمک کردند فاطمه به دنيا آمد، با آب کوثر او را غسل دادند. نوزاد به حرف آمد:” أشهد آن لاالهالاالله و أن أبي رسولالله سيدالانبياء و أن بعلي سيد الاوصياء و ولدي ساده الاسباط.”
به همهي زنان بهشتي سلام کرد، هر کس را با اسمش.
***
صدتا شتر سياه آبيچشم که يارشان پارچههاي کتاني اعلاي مصري باشد با دههزار دينار طلا، مهر فاطمه ميکنم، او را به من بدهيد. عبدالرحمنبنعوف ميگفت. پيامبر ناراحت شد، رو کرد به او گفت:” فاطمه هنوز کوچک است. تازه انتخاب همسر او با خداست.”
همان جوابي بود که به ابوبکر، عثمان و عمر هم داده بود.
***************************
مسجد جاي نشستن نداشت، پر شده بود از زن و مرد. قرار بود عقد پسرعمو و دخترعمو خوانده شود. عقد عليبنابيطالب و فاطمه دختر محمدرسولخدا. همهمهاي بود. پيامبر شروع کرد به صحبت. همه ساکت شدند.
قبل از خواندن خطبه گفت:” اين افتخار فقط مال فاطمه است که صيغهي عقدش را جبرئيل پيشاپيش خوانده. روبهروي صف ملائکه توي آسمان چهارم.”
***************************
اول ازدواجشان بود. دونفري آمدند پيش رسولخدا، کارهاي خانهشان را قسمت کنند. کارهاي توي خانه شد مال فاطمه و کارهاي بيرون مال شوهرش.
فاطمه گفت:” خدا ميداند چهقدر من از اين تقسيم خوشحالم.”
***************************
پدرش را صدا ميزد:” رسولالله.” آيه نازل شده بود که رسولخدا را مثل وقتي که يکديگر را صدا ميزنيد، خطاب نکنيد. سهبار که اينطور صدا زد، پيامبر ناراحت شد. گفت:” فاطمه جان! اين آيه دربارهي تو و خانواده تو و نسلت نيست. تو از مني و من از تو. دل من زنده ميشود از اين که تو بگويي يا ابت. خدا هم خوشحال ميشود.”

دعاهاي روزانه حضرت زهرا(س)
دعاي روز چهارشنبه
حفاظت و ستر
«اَللّهُمَّ احْرُسْنا بِعَيْنِکَ الّتي لاتَنامُ وَ رُکْنِکَ الَّذي لايُرامُ وَ بِاَسْمائِکَ الْعِظامِ، وَ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ احْفَظْ عَلَيْنا ما لَوْ حَفِظَهُ غَيْرُکَ ضاعَ
وَ اسْتُرْ عَلَيْنا ما لَوْ سَتَرَهُ غَيْرُکَ شاعَ. وَ اجْعَلْ کُلَّ ذلِکَ لَنا مِطْواعاً اِنَّکَ سَميعُ الدُّعاءِ قَريبٌ مُجيبٌ»|1
ترجمه
خدايا! تو ما را در حراست و حفظ خودت قرار بده، با آن چشمي که نميخوابد و با آن نيرويي که مغلوب نميشود و با آن اسماء و نامهاي بزرگي که تو داري ما را حفظ و حراست کن. خدايا! بر محمّد وآلش درود فرست.
خدايا! تو براي ما حفظ و نگهداري کن. آنچه را که اگر غير تو بخواهد حفاظتش کند، ضايع شود. و بپوشان بر ما، آنچه را که اگر غير تو بخواهد بپوشاند، آشکار شود. خدايا از اين حفظ و ستر خود براي ما وسيلهاي در راه اطاعت خودت قرار بده. که تو خواستهها را ميشنوي و نزديک هستي و جوابگو.
روز بزرگداشت مقام مادر
وقتي اسم مادر را مي شنوي ياد چه چيزهايي مي افتي؟ ياد خوبي، مهرباني، خستگي، تلاش، نگراني، بزرگي، شادابي، حمايت، ايثار، صبر، زيبايي؟ لابد همه اين ها به ذهنت آمده. حالا که اين طور است، سعي کن امسال روز مادر را جور ديگري برگزار کني، سعي کن امسال هر هديه اي که براي مادرت تهيه کردي، وقت تقديم کردنش به مادرت بهترين و زيباترين خصوصيت مادرت که به ذهنت مي رسد را به او بگويي و به خاطر آن وجود مهربانش جور ديگري از او تشکر کني. شايد خودش نداند که چقدر مهربان است، چه دست هاي گرمي دارد، چه نگاه نافذي دارد، چقدر حرف هايش آرامش بخش است، چقدر نوازشش دلگرم کننده است، چقدر زيباييش اميد بخش است. امسال به مادرت بهترين خصوصيتش را يادآوري کن و براي همه مادران گذشته فاتحه اي بخوان و نثار روح بزرگشان کن.
ادامه مطلب
