وفات حضرت ام البنين را خدمت همه تعزیت عرض میکنم

 

 

Nhaarejali.rasekhoonblog.com

 


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 4 فروردین 1395  ] [ 12:32 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (5) ]

سال نو مبارک باد


ادامه مطلب


[ یک شنبه 1 فروردین 1395  ] [ 10:39 AM ] [ آقای علیزاده ]
[ () ]

29 اسفند : روزی که طلای سیاه از دست بیگانگان رها شد

 

nhaarejali.rasekhoonblog.com

تصويب قانون ملي شدن صنعت نفت ايران در ‎ 29اسفند ماه ‎1329، نقطه عطفي در تاريخ سياسي، اقتصادي و مبارزات مردم ايران براي نجات سرمايه هاي ملي از دست بيگانگان به شمار مي رود.

پس از اشغال ايران توسط انگليس و شوروي و سپس آمريکا در جنگ جهاني دوم، رقابت استعمارگران بر سر منافع، خصوصا نفت، تشديد شد. دولت ايران بعد از مواجهه با تقاضاي شرکت‌هاي نفتي هر سه کشور، اعلام کرد که دادن هرگونه امتياز بايد به بعد از جنگ موکول شود، زيرا در زمان حاضر و به دليل وجود جنگ، وضعيت اقتصادي کشورها روشن نيست. در نتيجه تقاضاي هر سه دولت رد شد.

پس از اعلام موضع دولت، روزنامه‌هاي حزب توده، از رد پيشنهاد شوروي به خشم آمده، دولت را به باد انتقاد گرفتند. دکتر محمد مصدق هم چند روز بعد در مجلس شوراي ملي نطق مفصلي ايراد کرد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برای ادامه مطالعه به ادامه مطلب مراجعه کنید...

-----------------------------


ادامه مطلب


[ جمعه 28 اسفند 1394  ] [ 8:43 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (0) ]

همین که دست قلم در دوات می‌لرزد...

همین که دست قلم در دوات می‌لرزد 

به یاد مهر تو چشم فرات میلرزد

 

نهفته راز " اذا زلزلت " به چشمانت

اگر اشاره کنی کائنات می‌لرزد 

 

" هزار نکته باریکتر ز مو اینجاست"

بدون عشق تو بی شک صراط میلرزد

 

مگر که خار به چشمان خضر خود دیدی

که در نگاه تو آب حیات می‌لرزد

 

تو را به کوثر و تطهیر و نور گریه مکن

که آیه آیه تن محکمات می‌لرزد 

 

کنون نهاده علی سر، به روی شانه در

و روی گونه او خاطرات می‌لرزد 

 

غزل تمام نشد چند کوچه بالاتر

میان مشک سواری،فرات می‌لرزد

 

سپس سوار می‌افتد، تو میرسی از راه

که روضه خوان شوی اما صدات میلرزد

 

و عصر جمعه کنار ضریح روی لبم

به جای شعر دعای سمات می‌لرزد 

شعر از سید حمیدرضا برقعی


ادامه مطلب


[ جمعه 21 اسفند 1394  ] [ 10:32 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (0) ]

همین که دست قلم در دوات می‌لرزد / به یاد مهر تو چشم فرات می‌لرزد

nhaarejali.rasekhoonblog.com


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 12 اسفند 1394  ] [ 10:40 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (1) ]

باز هم افتخار میافرینیم

انتخابات مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی

 


ادامه مطلب


[ جمعه 7 اسفند 1394  ] [ 7:34 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (0) ]

یک لطیفه سیاسی

 
 
 ﺭﻭﺯﯼ ﯾﮏ ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭ ﻣﻌﺮﻭﻑ، ﺩﺭﺳﺖ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﺤﻞ ﮐﺎﺭﺵ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪ، ﺑﺎ ﯾﮏ ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞ ﺗﺼﺎﺩﻑ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺩﻡ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪ...
 ﺭﻭﺡ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺑﺎﻻ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﻬﺸﺖ ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﯾﮏ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺍﺳﺘﻘﺒﺎﻝ ﮐﺮﺩ.
 ﻓﺮﺷﺘﻪ ﮔﻔﺖ: ‏«ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺵ ﺁﻣﺪﯾﺪ. ﺍﯾﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﺟﺎﻟﺒﻪ، ﭼﻮﻥ ﻣﺎ ﺑﻪ ﻧﺪﺭﺕ ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭﺍﻥ ﺑﻠﻨﺪ ﭘﺎﯾﻪ ﻭ ﻣﻘﺎﻣﺎﺕ ﺭﻭ ﺩﻡ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﻬﺸﺖ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ. ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎﻝ ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﺩﺭﮎ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺭﺍﻩ ﺩﺍﺩﻥ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺖ‏» ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭ ﮔﻔﺖ: ‏«ﻣﺸﮑﻠﯽ ﻧﯿﺴﺖ. ﺷﻤﺎ ﻣﻦ ﺭﺍ ﺭﺍﻩ ﺑﺪﻩ، ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﻘﯿﻪ ﺍﺵ ﺭا ﺣﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ‏»
 ﻓﺮﺷﺘﻪ ﮔﻔﺖ‏:
 «ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﻧﺎﻣﻪﺀ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﺷﻤﺎ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺛﺒﺖ ﺷﺪﻩ، ﺷﻤﺎ ﺑﺎﯾﺴﺘﯽ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﺟﻬﻨﻢ ﻭ ﺳﭙﺲ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﯿﺪ. ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺑﯿﻦ ﺑﻬﺸﺖ ﻭ ﺟﻬﻨﻢ ﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﯿﺪ‏»
 ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭ ﮔﻔﺖ ‏« ﺍﺷﮑﺎﻝ ﻧﺪﺍﺭﻩ . ﻣﻦ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻻﻥ ﺗﺼﻤﯿﻤﻢ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ. ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﺮﻭﻡ‏» 
ﻓﺮﺷﺘﻪ ﮔﻔﺖ ‏«ﻣﯽ ﻓﻬﻤﻢ . ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎﻝ ﻣﺎ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺭﯾﻢ. ﻣﺎﻣﻮﺭﯾﻢ ﻭ ﻣﻌﺬﻭﺭ ‏»
 ﻭ ﺳﭙﺲ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺳﻮﺍﺭ ﺁﺳﺎﻧﺴﻮﺭ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺭﻓﺘﻨﺪ. ﭘﺎﯾﯿﻦ … ﭘﺎﯾﯿﻦ … ﭘﺎﯾﯿﻦ … ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﺟﻬﻨﻢ ﺭﺳﯿﺪﻧﺪ . ﺩﺭ ﺁﺳﺎﻧﺴﻮﺭ ﮐﻪ ﺑﺎﺯ ﺷﺪ، ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭ ﺑﺎ ﻣﻨﻈﺮﻩﺀ
 ﺟﺎﻟﺒﯽ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪ. ﺯﻣﯿﻦ ﭼﻤﻦ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺳﺮﺳﺒﺰﯼ ﮐﻪ ﻭﺳﻂ ﺁﻥ ﯾﮏ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺎﺯﯼ ﮔﻠﻒ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺁﻥ ﯾﮏ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﻣﺠﻠﻞ. ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥ ﻫﻢ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺳﻨﺎﺗﻮﺭ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﻭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺳﺘﻔﺒﺎﻝ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺍﻭ
 ﺩﻭﯾﺪﻧﺪ. ﺁﻧﻬﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﻭﺭﻩ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺷﺎﺩﯼ ﻭ ﺧﻨﺪﻩ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺍﺯ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻗﺒﻠﯽ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮﺩﻧﺪ . ﺳﭙﺲ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﺯﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻣﻬﯿﺠﯽ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﮔﻠﻒ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺣﺴﺎﺑﯽ ﺳﺮﮔﺮﻡ ﺷﺪﻧﺪ.ﻫﻤﺰﻣﺎﻥ ﺑﺎ ﻏﺮﻭﺏ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﻫﻢ ﻫﻤﮕﯽ ﺑﻪ ﮐﺎﻓﻪﺀ ﮐﻨﺎﺭ ﺯﻣﯿﻦ ﮔﻠﻒ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺷﺎﻡ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻣﺠﻠﻠﯽ ﺍﺯ ﺍﺭﺩﮎ ﻭ ﺑﺮﻩ ﮐﺒﺎﺏ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻧﻮﺷﯿﺪﻧﯽ ﻫﺎﯼ ﮔﺮﺍﻧﺒﻬﺎ ﺻﺮﻑ ﮐﺮﺩﻧﺪ . ﺷﯿﻄﺎﻥ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺟﻤﻊ ﺁﻧﻬﺎ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﺪ ﻭﺷﺐ ﻟﺬﺕ ﺑﺨﺸﯽ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ . ﺑﻪ ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺧﻮﺵ ﮔﺬﺷﺖ ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎً ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺍﻭ ﭼﻄﻮﺭ ﮔﺬﺷﺖ. 
ﺭﺍﺱ ﺑﯿﺴﺖ ﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﺳﺎﻋﺖ، ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺍﻭ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺑﻬﺸﺖ ﺍﺳﮑﻮﺭﺕ ﮐﺮﺩ. ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﻫﻢ ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭ ﺑﺎ ﺟﻤﻌﯽ ﺍﺯ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺧﻮﺵ ﺧﻠﻖ ﻭ ﺧﻮﻧﮕﺮﻡ ﺁشنا ﺷﺪ، ﺑﻪ ﮐﻨﺴﺮﺕ ﻫﺎﯼ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺩﯾﺪﺍﺭﻫﺎﯼ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ . ﺳﻨﺎﺗﻮﺭ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺧﻮﺵ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﺭﻭﺯ ﺩﻭﻡ ﻫﻢ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﮔﺬﺷﺖ، ﮔﺮﭼﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﯽ ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ ﻧﺒﻮﺩ.
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺭﻭﺯ ﺩﻭﻡ، ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺍﻭ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﺁﯾﺎ ﺗﺼﻤﯿﻤﺶ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ؟
 
ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭ ﮔﻔﺖ ‏« ﺧﻮﺏ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺭﺩ ﺧﯿﻠﯽ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻡ. ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ ﺑﯿﻦ ﺑﻬﺸﺖ ﻭ ﺟﻬﻨﻢ ﻣﻦ ﺟﻬﻨﻢ ﺭﺍ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽ ﺩﻫﻢ‏»
 
 ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﮐﻼﻣﯽ، ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺳﻮﺍﺭ ﺁﺳﺎﻧﺴﻮﺭ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺁﻥ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺩﺍﺩ. ﻭﻗﺘﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﺟﻬﻨﻢ ﺷﺪﻧﺪ، ﺍﯾﻨﺒﺎﺭ ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭ ﺑﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﺧﺸﮏ ﻭ
 ﺑﯽ ﺁﺏ ﻭ ﻋﻠﻒ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ، ﭘﺮ ﺍﺯ ﺁﺗﺶ ﻭ ﺳﺨﺘﯽ ﻫﺎﯼ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ . ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺍﺳﺘﻘﺒﺎﻝ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻫﻢ ﻋﺒﻮﺱ ﻭ ﺧﺸﮏ، ﺩﺭ ﻟﺒﺎﺱ ﻫﺎﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻣﻨﺪﺭﺱ ﻭ ﮐﺜﯿﻒ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭ ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﺍﺯ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﭘﺮﺳﯿﺪ ‏« ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﻨﻈﺮﻩﺀ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺩﯾﺪﻡ؟ ﺁﻥ ﺳﺮﺳﺒﺰﯼ ﻫﺎ ﮐﻮ؟ ﻣﺎ ﺷﺎﻡ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ ﺍﯼ ﺧﻮﺭﺩﯾﻢ؟ ﺯﻣﯿﻦ ﮔﻠﻒ؟ «…
 
 ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ : ‏«ﺁﻥ ﺭﻭﺯ، ﺭﻭﺯ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﺑﻮﺩ …
 
 ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﻮ ﺭﺍﯼ ﺩﺍﺩﻩﺍﯼ ‏»

ادامه مطلب


[ چهارشنبه 5 اسفند 1394  ] [ 10:05 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (1) ]

اذان بلال

اذان بلال

بلال شنید که حضرت فاطمه (س) فرموده است : « إنّی أشتهی أن أسمع صوت مؤذن أبی بالأذان » دلم برای اذان گفتن بلال تنگ شده است . میل دارم صدای اذان بلال را بشنوم . بلال با اینکه بعد رسول الله (ص) و خلافت ابوبکر عهد کرده بود ، دیگر اذان نگوید ، به خاطر حضرت زهرا (س) رفت به سمت مأذنه و شروع کرد ، اذان گفتن «الله اکبر » تا صدای اذان بلال بلند شد ، حضرت زهرا (س) هم جان تازه ای گرفت . بلند شد جانماز رسول الله (ص) را پهن کرد . رو به قبله نشست . بابا جان! کجایی ؟ بلال آمده است . مؤذّنت آمده است . بلال تا گفت : « أشهد أنّ محمّداً رسول الله » فاطمه (س) نقش زمین شد . عرض می کنم بی بی جان! شما نام رسول الله(ص) را شنیدی از حال رفتی . قربان آن عزیزانی که سر بابای خود را گاهی بالای نیزه دیدند ، گاهی در صندوقچه دیدند ، گاهی در طشت طلا زیر ضربات چوب خیزران دیدند .

محمد محمدی اشتهاردی ، رنج ها و فریادهای فاطمه علیها السلام ( بیت الاحزان ) ، ص۲۲۷ 

آمادگی برای خدمت به مهدی (ع)


ادامه مطلب


[ سه شنبه 4 اسفند 1394  ] [ 9:55 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (0) ]

شهادت حضرت فاطمه الزهرا (سلام الله علیها) را خدمت همه به خصوص امام زمان تسلیت عرض میکنم.

 

nhaarejali.rasekhoonblog.con

 

nhaarejali.rasekhoonblog.com


ادامه مطلب


[ یک شنبه 2 اسفند 1394  ] [ 11:09 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (3) ]

السلام اي خواهر خوب حسین

Nhaarejali.rasekhoonblog.com

السلام اي دختر شاه نجف       السلام اي صابر صحراي طف
السلام اي چادر زهرا به سر        السلام اي نور خورشيد و قمر
السلام اي مقتداي عالمين          السلام اي خواهر خوب حسين


خوش آمدي...
آري خوش آمدي، اي بانوي شجاعت و اي زينت پدر! 

اي آبروي روي علي، و اي عشق فاطمه!
ديدگان خويش را که گشودي، زهره و ناهيد در اندرون آبي حيدر و زهراي پاک درخشيد.
خوش آمدي، اي اميد حيدر و آرزوي مادر! 
اي زبان يکتا گوي خداي بي ‏همتا! 
اي سرو پاک‏باز! عالم فداي تو که غرق عنايتي. 
اي «عالمه غيرمعلّمه»، استادِ بي‏ استاد.
Nhaarejali.rasekhoonblog.com

مروري کوتاه بر زندگي حضرت زينب (س)

حضرت زينب (س) درپنجم جمادي الاول سال پنجم هجري از مادري چون فاطمه زهرا (س) متولد شد و در دامان ايشان، پيامبر اسلام (ص) و حضرت علي (ع) پرورش يافت. ستاره درخشانى در آسمان تقوا طلوع کرد; گوهر گران‏بهايى در معدن فضيلت و انسانيت‏ تکون يافت و در اصلاب شامخه و ارحام مطهره نگه‏دارى شد. نوگلى بويا در گلستان شرافت ‏و بزرگوارى نمو يافت; نوزادى پاک در آغوش پاکيزه ‏ترين‏ مادران چشم گشود. کودکى در دامان با فضيلت‏ ترين بانوى عالم پرورش يافت. دخترى که ‏دانشمندترين اساتيد به تربيتش همت گماردند. بانويي که در ساده ‏ترين و بى ‏آلايش ‏ترين ‏زندگى ‏ها رشد کرد و در تمام شوون زندگى، پيوسته با واقعيت و حقيقت‏ سروکار داشت و هرگز با زندگى خيالى و پندارى ارتباطى حاصل نکرد و در مکتب مقدسى‏ که در جهان بشرى‏ نظير نداشت، عالى‏ترين تعليمات را فراگرفت و مورد عنايت مخصوص خاتم انبياء الهي داشت و هر روز درس جديدى ازدانش و بينش و تقوا و فضيلت مى ‏آموخت و با هوش سرشار و استعداد فوق ‏العاده، همه آن‏ تعليمات مقدس را در خزينه دل مى‏ اندوخت و پياپى، خود را براى گرفتن درس‏هاى بالاتر،آماده مى‏ نمود;
شاگردى که در محيط تحصيلى خود هيچ‏گونه رادع و مانعى نداشت و هر روز بهتر از ديروز بر نردبان ترقى و تعالى صعود مى‏ کرد. خردمند بانويى که از آغاز عمر در مرکزحوادث بزرگ و پيش ‏آمدهايى که در تحولات زندگى بشر، داراى بزرگ‏ترين تاثير بوده،جاى داشت و از نزديک، با هوشى سرشار و نظرى دقيق به‏ حقيقت آن حوادث پى‏ مى‏ برد و موقعيت‏ شخصيت‏هاى رحمانى و شيطانى را، که در برابر يک‏ديگر قرار گرفته بود; تشخيص‏ مى‏ داد و تاثير هرکدام را به خوبى درک مى‏ کرد و از راز پيروزى اين و رمز شکست آن آگاه بود و موفقيت ‏هاى ابدى را که در آغاز با شکست صورى جلوه ‏گر مى‏ شد، از شکست قطعى، که‏ در ابتدا با موفقيت پندارى همراه بود، تميز مى‏ داد.
حضرت زينب (س) بزرگ بانوي جهان اسلام، بيدادگر و ادامه دهنده حادثه عاشورا و دارنده دانش هاي دو جهان و به گفته امام سجاد (ع): " داناي بدون آموزگار و فهميده بدون فهماننده " بود. الگوي راستين وي، بانوي دو جهان, حضرت فاطمه (س) مادر وي بوده است. زينب (س) در دامان پرمهر و معنويت فاطمه (س) از سرچشمه معارف اسلامي و قرآني سيراب گشت. رسالت راستين زينب(س) هنگامي آغاز گرديد که پس از به شهادت رسيدن امام حسين (ع) و هفتاد و دو تن از يارانش با ايراد سخنان آتشين به بيدارگري مردم کوفه و ستيز با ستمکاران و يزيديان پرداخت.
پس از واقعه خونبار کربلا نقش ايشان روند تازه تري يافت. آن حضرت در اين دوران ضمن حضور در کاروان اسراي کربلا در برابر حکام جور قرار گرفتند و به افشاگري ظلم و ستم وارد بر آل طه از سوي خاندان اميه پرداختند. آن حضرت در اين دوران سخت با حضور در کاخ برخي حکمرانان جور زمان مانند يزيد و ابن زياد، با تاکيد برحقانيت طريق آل محمد بر سخنان و تبليغات مسموم خاندان اميه درباره بني هاشم خط بطلان کشيدند. حضرت زينب سلام ا... عليها، شيرزن دشت کربلا سرانجام پس از عمري دفاع از طريق حقه ولايت و امامت در 15 رجب سال 63 هجرى قمرى در ضمن سفرى که به همراه همسر گراميشان عبداللّه بن جعفر به شام رفته بودند، به ديدار حق شتافتند و بدن مطهر آن بانوى بزرگوار در همان جا دفن گرديد.
Nhaarejali.rasekhoonblog.com
__________________________
در ادامه مطلب :
فضائل و مناقب حضرت زينب عليهاالسلام 
- زينب کبري سلام الله عليها در کلام معصومین
 *   *   *
Nhaarejali.rasekhoonblog.com

ادامه مطلب


[ شنبه 24 بهمن 1394  ] [ 11:56 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (0) ]