حدیث مهدوی 17: حضرت رسول اکرم (ص)

رسول خدا فرمود:
" خداوند من و اهل بيتم را از يک نور آفريده هفت هزار قبل از آدم، سپس به صلب آدم منتقل شديم، آنگاه از نهاد او پيوسته در پشت‏هاي پاک و رحم‏هاي پاکيزه قرار گرفتيم. پرسيديم شما در کجا و به چه صورت بوديد؟ فرمود:  ما شبح‏هايي از نور بوديم در زير عرش، تسبيح و تمجيد خدا را مي‏نموديم . سپس فرمود:  وقتي مرا به معراج صعود دادند و رسيدم به سدرة المنتهي جبرئيل ازمن جدا شد. گفتم: جبرئيل دوست من! در چنين موقعي از من جدا مي‏شوي؟ گفت: من از اين بالاتر نمي‏روم زيرا بال و پرم مي‏سوزد.آنگاه قدم در عالمي از نور، آنقدر که خدا مي‏خواست نهادم. خداوند وحي کرد: يا محمد! من توجهي به زمين نمودم، تو را از ميان مردم انتخاب کرده پيغمبر قرار دادم. توجه ديگري کردم و از ميان آنها علي را برگزيدم او را وصي و وارث علم تو و پيشواي بعد از تو قرار دادم. از نهاد شما خارج خواهم کرد فرزندان پاک و ائمه معصومين و خزائن علم خود را. فلو لاکم لما خلقت الدنيا و الاخرة اگر شما نبوديد دنيا و آخرت را نمي‏آفريدم و نه بهشت و جهنم را. فرمود: يا محمد! ميل داري آنها را ببيني؟ عرض کردم: آري.خطاب رسيد: سر بلند کن. سر بلند نمودم چشمم به نورهاي علي و حسن و حسين و علي بن الحسين و محمد بن علي و جعفر بن محمد و موسي بن جعفر و علي بن موسي و محمد بن علي و علي بن محمد و حسن بن علي و حجت افتاد. حجت در بين آنها چنان مي‏درخشيد چون ستاره‏اي درخشان. پرسيدم: خدايا اينها کيانند و اين کيست؟ فرمود: اينها پيشوايان بعد از تو هستند که از نژاد تو مي‏باشند، و آن يکي حجتي است که زمين را پر از عدل و داد مي‏کند و عقده دلهاي مومنين را شفا مي‏بخشد .عرض کرديم: پدر و مادرمان فدايت يا رسول الله! مطلب عجيبي فرموديد. در جواب ما فرمود:  از اين عجيب تر آن است که گروهي اين سخنان مرا مي‏شنوند پس از اينکه هدايت مي‏يابند باز به گمراهي سابق خود بر مي‏گردند و مرا درباره خانواده‏ام مي‏آزارند، خداوند شفاعت مرا نصيب آنان نگرداند ."
منبع: منتخب الاثر/ ص104
Nhaarejali.rasekhoonblog.com
 

ادامه مطلب


[ چهارشنبه 14 بهمن 1394  ] [ 2:28 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (1) ]

امام عصر (عج) در بیان علت تاخیر در ظهور

 

اگر چنان چه شيعيان ما، که خداوند توفيق طاعتشان دهد در راه ايفاي پيماني که بر دوش دارند همدل مي شدند، ميمنت ملاقات ما از ايشان به تاخير نمي افتاد. و سعادت ديدارما زودتر نصيب آنان مي گشت، ديداري بر مبناي شناختي راستين، و صداقتي از آنان نسبت به ما.

منبع: بحار الأنوار، ج‏53، ص: 177

 


ادامه مطلب


[ سه شنبه 13 بهمن 1394  ] [ 12:31 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (7) ]

حدیث مهدوی 16:امام جواد(ع)

«امام جواد عليه‌السلام روايت مي‏کنند که روزي حضرت علي عليه‌السلام در حالي که به دست سلمان تکيه داده بودند وارد مسجد الحرام شدند و امام حسن مجتبي در محضر آن حضرت بود، در آن هنگام مردي نيکو صورت که جامه‏هاي زيبا بر تن داشت وارد شد و به خدمت اميرمومنان عليه‌السلام عرض ادب و تقديم سلام نمود، سپس گفت: من از محضر شما سه پرسش مي‏کنم، اگر آنها را پاسخ فرمائيد مي‏فهمم که اين مردم به شما ستم کردند و حق شما را به ناحق غصب کردند، اميرمومنان فرمود: آنچه مي‏خواهي بپرس.چون آن مرد سوالاتش را پرسيد، امام عليه‌السلام به فرزند بزرگوارش امام حسن مجتبي رو کرد و فرمود: اي ابومحمد سوالات اين مرد را پاسخ بگو.چون امام حسن مجتبي عليه‌السلام هر سه پرسش را پاسخ گفت، آن مرد به وحدانيت خدا و رسالت رسول اکرم گواهي داد و سپس به امامت اميرمومنان و امام حسن مجتبي و امام حسين سيدالشهداء (عليهم السلام) گواهي داد و آنگاه امام‌ها را يکي پس از ديگري شمرد و به امامت هر يکي شهادت داد تا به امام حسن عسکري عليه‌السلام رسيد و آنگاه گفت:«و اشهد علي رجل من ولد الحسن لا يکني و لا يسمي حتي يظهر امره، فيملأها عدلا کما ملئت جورا».«و گواهي مي‏دهم به امامت فرزند امام حسن -عسکري- که نام و کنيه‏اش گفته نمي‏شود تا روزي که ظاهر شود و جهان را پر از عدالت کند، آنچنان که پر از ستم شده است».آنگاه اميرمومنان را توديع کرد و از مسجد خارج شد.اميرمومنان خطاب به امام حسن فرمود: اي ابو محمد برخيز و اين مرد را تعقيب کن. امام حسن مجتبي عليه‌السلام بلند شد و به دنبال آن مرد حرکت کرد، لحظاتي بعد برگشت و عرض کرد: اين مرد تا از مسجد خارج شد اصلا متوجه نشدم که کجا پاي نهاد و به کجا رفت!اميرمومنان فرمود: آيا اين مرد را شناختي؟ امام حسن عرض کرد:خدا و پيامبر و اميرمومنان داناترند. اميرمومنان فرمود: او حضرت خضر بود».
 
منابع:
-اصول کافي/ ج1/ ص441طبق روايات فراواني حضرت خضر زنده است و در  فرصت‌هاي مناسب در مجلس امامان معصوم عليهم السلام حضور مي‏يافت و اينک در  خدمت حضرت بقية الله روحي و ارواح العالمين له الفداء مي‏باشد و جزء 30 نفري است  که همواره در ملازمت آن حضرت هستند و خداوند به وسيله‏ي آنها رفع غربت از وجود  مقدس حضرت صاحب الزمان در زمان غيبت مي‏نمايد.
-غيبت شيخ طوسي/ ص 102
nhaarejali.rasekhoonblog.com

ادامه مطلب


[ جمعه 9 بهمن 1394  ] [ 10:37 AM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (1) ]

قطعه گمشده‌ای از پر پرواز کم است

قطعه گمشده‌ای از پر پرواز کم است 


                                          یازده بار شمردیم و یکی باز کم است 

 

این همه آب که جاری است نه اقیانوس است 


                                         عرق شرم زمین است که سربازکم است

 

nhaarejali.rasekhoonblog.com


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 8 بهمن 1394  ] [ 11:50 AM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (2) ]

گمنام میخواهد ...

 

nhaarejali.rasekhoonblog.com

 

تو یه عکسی دیدم نوشته "خوشبختی یعنی اینکه بدونی امام زمانت همیشه هواتو داره"

اما چه فایده که او را خیلی اذیت کرده ام و در حقش کوتاهی نموده ام

nhaarejali.rasekhoonblog.com


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 7 بهمن 1394  ] [ 2:19 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (3) ]

حدیث مهدوی : حضرت امیر(ع)

خوشا به حال آنها (یاوران حضرت مهدی علیه السلام) در زمان صلح و آرامش آنها . خوشا بر شکیبایی آنها در راه دینشان. چقدر مشتاقم که آنها را در زمان تشکیل دولتشان ببینم. خداوند بین ما و آنها و شایستگان از پدران،مادران ، همسران و فرزندانشان در بهشت برین جمع خواهد فرمود.

اصول کافی ، ج 1 ، ص 271

nhaarejali.rasekhoonblog.com


ادامه مطلب


[ سه شنبه 6 بهمن 1394  ] [ 2:12 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (4) ]

حدیث مهدوی 15>امام محمد باقر (ع)

ابو جارود از امام باقر ـ عليه‌السلام ـ آورده است که روزي به من فرمود:
"يا أبا جارود! إذا دار الفلک وقال الناس: مات القائم أو هلک، بأي واد سلک وقال الطالب: انّي يکون ذلک وقد بليت عظامه فعند ذلک فأرجوه، فإذا سمعتم به فأتوه ولو حبواً علي الثلج."
 
اي ابا جارود! اگر روزگار به گونه اي بود که مردم گفتند قائم آل محمّد ـ عليهم السلام ـ از دنيا رفته يا به شهادت رسيده و يا سرنوشت او روشن نيست و ديگري گفت که از کجا چنين خبري خواهد بود... در همان اوج حيرت و نااميدي و ترديد مردم، تو به ظهور او اميدوار باش و هنگامي که خبر ظهور او را شنيدي به هر صورت ممکن، حتي خزيدن بر روي برف بسوي او بشتاب.
 
کمال الدين/ ج1/ ص324
 

ادامه مطلب


[ دوشنبه 5 بهمن 1394  ] [ 2:01 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (0) ]

کلام امام زمان (عج)

 
ما از لغزش‌هايي که از شما سر مي‏زند از وقتي که بسياري از شما ميل به بعضي از کارهاي ناشايسته‏اي نموده‏اند که نيکان گذشته از آنها احتراز مي‏نمودند و پيماني که از آنها براي توجه به خداوند و دوري از زشتي‏ها گرفته شده و آنها آن را پشت سر انداخته‏ اند اطلاع داريم.
 
منبع:توقيع به شيخ مفيد
 
nhaarejali,rasekhoonblog.com

ادامه مطلب


[ یک شنبه 4 بهمن 1394  ] [ 3:10 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (2) ]

امروز جمعه است

 

امروز جمعه است و ...                                                                                       

 

وقتی می خواهم تاریخ بالای صفحه را بنویسم;گوشه اش طوری که فقط خودم ببیتم،مینویسم:جمعه است و او نیامد !                            

 

همکلاسیم از گوشه ی عینکش نگاهش را قل میدهد روی دفترم.نگاهش  را میاندازم روی دفتر خودش.دفترم را مثل بچه های کوچکی که که می خواهد کسی از رویشان تقلب نکند تا میکنم .   

 

همکلاسی ام چشم غره میرود،و نگاهش را از روی دفترش بر میدارد و می اندازد روی تخته کلاس.معلم همکلاسی کنار دستم را صدا میزند و او میرود.

 

گوشه تاریخ دفترش طوری که فقط خودش ببیند مینویسم:جمعه و او نیامد!بر میگردم و پشت سرم نگاه می اندازم.هیچ کدام از بچه های پشت سرم نشسته اند حواسشان به من نیست.

 

روی دفتر هردوشان مینویسم:جمعه . هر دوشان بر سرم فریاد میزنند . معلم به سمت میز من میاید . نگاهش را به نگاهم گره میزند یک گره کوره که هر چه تلاش میکنم نمیتوانم بازش کنم.میگوید : خودکار نو خریدی روی دفتر خودت امتحان کن.

 

کلاس غرق خنده میشود.قسمتی از گره کور  را باز کردم اما نمیدانم چرا گوشه سمت چپش باز نمیشود .

 

معلم میگوید: بفرمایید بیرون. حس می کنم دنیا بر سرم خرتب شده است. گره کوره باز میشود از جایم بلند میشوم. راهروی میان نیمکت ها را طی میکنم. نزدیک تخته میرسم...

گچ را بر میدارم.وروی تمام فرمول های شیمی مسایل فیزیک و اتحاد های ریاضی و تاریخ ادبیات و اشعار کی وکی بزرگ مینویسم:

امروز جمعه است کسی منتظر نیست؟؟؟!!!

 

بر میگردم و پشت سر را نظری میاندازم انگار خواب میبینم کلاس غرق در اشک است. و جمله خودم صدها بار جلوی اسمم میرود و میاید:امروزجمعه است......... کسی منتظر نیست؟معلم به سمت تخته می آید.

 

همه اعداد و فرمول ها و جملات را پاک میکند وبا خط درشت مینویسد: درس امروز درس انتظار! و بچه ها کنار تاریخ بالای صفحه شان طوری که فقط خودشان ببینند،مینوسند :جمعه و او نیامد!

 

اما معلم گوشه تخته طوری که همه بچه های کلاس ببینند،مینویسد:تا جمعه دیگر انتظار ها باقی است !

برای ضهور مولایمان صلوات بفرستید...


ادامه مطلب


[ جمعه 2 بهمن 1394  ] [ 11:19 AM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (3) ]

حدیث مهدوی :14 > کلام امام زمان

امام مهدی (عج) میفرمایند:
 
"يعْمَلُ کُلُّ امْرِي ءٍ مِنْکُمْ ما يقْرُبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَلْيتَجَنَّب ما يدْنيهِ مِنْ کَراهيتِنا وَ سَخَطِنا، فَاِنَّ امْرَءا يبْغَتُهُ فُجْأةٌ حينَ لا تَنْفَعُهُ تَوْبَةٌ، وَ لا ينْجيهِ مِنْ عِقابِنا نَدَمٌ عَلي حُوبَةٍ."
 
"هر يک از شما بايد عملي را انجام دهد که سبب نزديکي به ما و جذب محبّت ما گردد، و بايد دوري کند از کرداري که ما نسبت به آن، ناخوشايند و خشمناک مي‌باشيم، پس چه بسا شخصي در لحظه‌اي توبه کند که ديگر به حال او سودي ندارد و نيز او را از عِقاب و عذاب الهي نجات نمي‌بخشد."
بحارالانوار/ج53/ ص176
 

ادامه مطلب


[ یک شنبه 27 دی 1394  ] [ 2:38 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (0) ]