حدیث مهدوی :13
امام کاظم (ع) میفرمایند:
"«کأني برايات من مضر مقبلاات خضر مصبغات، حتي تأتي الشامات، فتهدي الي ابن صاحب الوصيات»."
"«گويي پرچمهاي مضر را با چشم خود ميبينم که به رنگ سبز سير به حرکت در آمده، تا وارد شامات ميشود و در آنجا به فرزند صاحب وصيتها تسليم ميشود»."
منبع:بشارة الاسلام/ ص152منظور از صاحب وصيتها، حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم است که همهي اوصياء با وصيت او وصي شدهاند. و در نتيجه معني حديث چنين خواهد بود: در دمشق به فرزند پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم تسليم ميشود.

ادامه مطلب
[ شنبه 26 دی 1394 ] [ 1:47 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات
(0) ]
ادامه مطلب
بازهم نیامدی
این جمعه هم با نیامدنت به پایان رسید
این رفتن جمعه جمعه ها پیرم کرد آقا

ادامه مطلب
[ جمعه 25 دی 1394 ] [ 10:14 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات
(0) ]
ادامه مطلب
حدیث مهدوی :12
قال رسول اللّه صلّي اللّه عليه وآله:
"طوبي لمن أدرک قائم أهل بيتي وهو مقتد به قبل قيامه يأتمّ به وبأئمة الهدي من قبله ويبرئ الي اللّه من عدوّهم أُولئک رفقايي وأکرم أُمّتي علي"
پيغمبر اکرم ـ صلّي الله عليه وآله ـ فرمود:
" خوشا به حال کسي که قائم اهل بيت مرا درک کند و به او اقتدا کند قبل از قيامش، پيرو او و تابع ائمه ي هدايت قبل از او باشد و از دشمنان ايشان به سوي خدا پناه آورد، ايشان رفيقان من هستند و گرامي ترين افراد امّت، نزد من مي باشند ."
کمال الدين/ ص287
ادامه مطلب
[ جمعه 25 دی 1394 ] [ 2:36 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات
(0) ]
ادامه مطلب
او خواهد آمد
ادامه مطلب
[ جمعه 25 دی 1394 ] [ 2:23 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات
(0) ]
ادامه مطلب
کلیپ تب هجران صابر خراسانی
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 24 دی 1394 ] [ 11:33 AM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات
(2) ]
ادامه مطلب
حدیث مهدوی :11
در ينابيع المودة ص 440 از موفق بن احمد اخطب خطباء خوارزم نقل ميکند که عبدالرحمن بن ابي يعلي از پدرش نقل کرد: در جنگ خيبر پيغمبر اکرم پرچم را در اختيار علي عليهالسلام گذاشت و خداوند بدست او فتح را نصيب مسلمانان کرد سپس در غدير خم اعلام نمود که علي ولي هر مرد و زن مومن است دنباله حديث را در فضيلت علي و امام حسن و امام حسين ميکشاند تا آنکه ميگويد جبرئيل به من خبر داد که به خانوادهام پس از من ستم خواهند کرد و اين ستم باقي ميماند تا قائم ما قيام کند و پيروز شود و امت مسلمان بر محبت آنها اتفاق نمايند، در اين هنگام مخالف آنها کم است، هر کس از ايشان بيزار باشد خوار است. ستايشگر آنها زياد ميشود.اين پيش آمد هنگامي است که وضع شهرها تغيير کند و مردم ناتوان شوند و مأيوس از خروج گردند در چنين موقعي مهدي قائم ظهور خواهد کرد، خداوند بوسيله او حق را آشکار ميکند و باطل را از بين ميبرد؛ تا اينکه فرمود شما را به فرج بشارت ميدهم وعده خداوند خلاف ندارد و قضاي او قابل برگشت نيست او حکيم و خبير است.
نقل از المهدي/ ص16

ادامه مطلب
[ پنج شنبه 24 دی 1394 ] [ 10:50 AM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات
(0) ]
ادامه مطلب
تا به کی
ای خدا! کی شود آن دلبر عيار آيد
همچو خورشيد به پايان شب تار آيد
مومنان را که غم دوری او محزون کرد
رنگ شادی وشعف بر گل رخسار آيد

ادامه مطلب
[ چهارشنبه 23 دی 1394 ] [ 11:36 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات
(0) ]
ادامه مطلب
حدیث مهدوی: 10
قال رسول اللّه صلّي اللّه عليه وآله:
المهدي عليهالسلام ـ من ولدي اسمه اسمي وکنيته کنيتي أشبه النّاس بي خلقاً وخلقاً تکون له غيبة وحيرة تضل فيه الأُمم ثمّ يقبل کالشهاب الثاقب فيملأها عدلاً وقسطاً کما ملئت ظلماً وجورا.
رسول خدا فرمودند:
مهدي ـ عليهالسلام ـ از فرزندان من است، اسمش اسم من است و کنيه اش کنيه ي من، از نظر اخلاق و خلقت از همه مردم به من شبيه تر است. براي او غيبت و حيرتي است که امتهايي در آن دوران گمراه مي شوند؛ سپس ظاهر مي شود همچون شهابي که روشنايي مي دهد و بسرعت حرکت مي کند و زمين را از عدل و قسط پر مي کند بعد از آن که از ظلم و جور پر شده باشد.
بحارالانوار/ ج51/ ص72 و کمال الدين/ ج1/ ص286
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 23 دی 1394 ] [ 1:25 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات
(1) ]
ادامه مطلب
عمریست که از حضور او جا مانده ایم

ادامه مطلب
[ دوشنبه 21 دی 1394 ] [ 11:32 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات
(1) ]
ادامه مطلب
حدیث مهدوی :9
سدير صيرفي مي گويد به همراهي مفضل، ابوبصير و ابان به خدمت امام صادق (عليهالسلام) شرفياب شديم، او را مشاهده کرديم که بر روي خاکها نشسته است، يک جامهي خيبري، بييقه و آستين کوتاه بر تن دارد، همچون مادري فرزند مرده گريه ميکند، سراسر وجود مقدس آقا را حزن و اندوه فرا گرفته و آثار آن در وجنات صورت آشکار گشته، رنگ مبارکش دگرگون شده، سيل اشک که از دلي پر خون و قلبي پر سوز برخاسته، بر گونههاي مبارکش فرو ميريزد و چنين زمزمه ميکند :
«سيدي غيبتک نفت رقادي، و ضيقت علي مهادي، و ابتزت مني راحة فودي، سيدي غيبتک اوصلت مصابي بفجايع الأبد، و فقد الواحد بعد الواحد يفني الجمع و العدد، فما احس بدمعة ترقي من عيني وانين يفتر من صدري عن دوارج الرزايا، و سوالف البلايا الا مثل بعيني عن غوابر اعظمها و افظعها، و بواقي اشدها و انکرها، و نوائب مخلوطة بغضبک، و نوازل معجونة بسخطک».
«اي سيد و سرور من! غيبت تو خواب از ديدگانم ربوده، عرصه را بر من تنگ نموده، آرامش دلم را از من سلب کرده است. سرور من!غيبت تو مصيبتي جانکاه بر سراسر وجودم فرو ريخته، و از دست دادن يکي پس از ديگري، اجتماعات را پراکنده ساخته، هستيها را بر باد ميدهد. اشکهايي که در اثر بلاها و گرفتاريها از ديدگانم فرو ميريزد و نالههايي که از اعماق دلم برميآيد، هر گاه مختصر تسکيني مييابد و به سردي ميگرايد، احساس ميکنم که مصيبتي جانکاهتر و فاجعهاي اسفبارتر و حادثهاي دلخراشتر، در برابر ديدگانم مجسم ميشود کهرويدادهاي تأثر انگيزي است که با خشم تو آميخته، و حوادث فاجعهآميزي است که با غضب تو عجين شده است».
سدير ميگويد: هنگامي که آقا امام صادق (عليهالسلام) را اين چنين پريشان ديديم، دلهايمان آتش گرفت و هوش از سرمان پريد، که چه مصيبت جانکاهي بر حجت خدا روي داده؟! چه حادثهي اسفبار و فاجعهي تأثر انگيزي بر او وارد شده است؟! عرض کرديم:«اي فرزند بهترين خلايق، چه حادثهاي بر تو روي داده که اين چنين سيل اشک از ديدگانت فرو ميريزد؟! چه مصيبتي بر تو وارد شده که اشک ديدگانت چون ابر بهاري بر چهرهات سرازير شده است؟! چه فاجعهاي اين چنين تو را بر سوگ نشانده است؟!«وجود اقدس آقا امام صادق (عليهالسلام) چون بيد لرزيد و نفسهاي مبارکش به شماره افتاد و آنگاه آهي عميق به پهناي قفسهي سينه از اعماق دل بر کشيد و به ما رو کرد و فرمود :«صبح امروز کتاب «جفر» را نگاه کردم، و آن کتابي است که همهي علوم مربوط به مرگ و ميرها، بلايا و حوادث، و رويدادهاي تودهها را تا پايان جهان دربردارد. اين کتاب را خداوند به پيامبر خودش و پيشوايان معصوم بعد از او (عليهمالسلام) اختصاص داده است. در اين کتاب: تولد، غيبت، درنگ، و طول عمر او، گرفتاري باور داران در آن زمان، راه يافتن شک و ترديد بر دل از آئين مقدس اسلام و بيرون رفتن آنها را از تعهد به اسلام خواندم و ديدم که رشتهي ولايت، که خداوند بر گردن هر انساني افکنده، چگونه ميگسلد و پيوندشان قطع ميشود، دلم سوخت و امواج غم و اندوه بر پيکرم فرو ريخت».
کمال الدين صدوق/ ص353
ادامه مطلب
