حدیث مهدوی :8

امام زمان (عج) میفرمایند:
"لا ينازِعُنا مَوْضِعَهُ إلاّ ظالِمٌ آثِمٌ، وَ لا يدَّعيهِ إلاّج احِدٌ کافِرٌ.
ای شیعه ما "
کسي با ما، در رابطه با مقام ولايت و امامت مشاجره و منازعه نمي‌کند مگر آن که ستمگر و معصيت کار باشد، همچنين کسي مدّعي ولايت و خلافت نمي‌شود مگر کسي که منکر و کافر باشد.
 
بحار الانوار/ ج53/ ص179/ ضمن ح9
 

ادامه مطلب


[ یک شنبه 20 دی 1394  ] [ 1:58 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (1) ]

جواب چهل مسئله مشکل درکودکی امام (عج) و تفسیر "کهیعص"

سعد بن عبداللّه قمی حکایت نماید:
روزی متجاوز از چهل مسئله از مسائل مشکل را طرح و تنظیم نمودم تا از سرور و مولایم حضرت ابومحمّد امام حسن عسکری صلوات اللّه علیه پاسخ آن ها را دریافت نمایم.
از شهر قم به همراه بعضی دوستان حرکت کردیم، هنگامی که وارد شهر سامراء شدیم به سوی منزل آن حضرت روانه گشته؛ و پس از آن به منزل رسیدیم و اجازه ورود گرفتیم، داخل منزل رفتیم.
همین که وارد شدیم، دیدم مولایم همچون ماه شب چهارده در گوشه اتاق نشسته است و کودکی خردسال را - که چون ستاره مشتری می درخشید - روی زانوی خود نشانیده بود.
امام عسکری علیه السلام به ما اشاره نمود که جلو بیائید و در نزدیکی ما بنشینید.
پس طبق فرمان حضرت، جلو رفتیم و نشستیم و سپس مسائل خود را به طور کلّی مطرح کردیم.
امام حسن عسکری صلوات اللّه علیه پس از شنیدن سخنان و مسائل ما، اشاره به کودک نمود و اظهار داشت: ای فرزندم! جواب شیعیان خود را بیان کن.
پس ناگهان، آن کودک لب به سخن گشود و تمامی سؤال های ما را یکی پس از دیگری جواب کافی داد.
و بعضی سؤال ها را پیش از آن که مطرح کنیم، خود کودک مطرح می نمود و جواب آن را می داد، به طوری که همه ما مبهوت و متحیّر گشتیم که این کودک خردسال چگونه در همه علوم و فنون شناخت کافی دارد و با بیان شیوا تمامی سؤال های ما را پاسخ داده و همه افراد را قانع می نماید؟!
 
 
برای ادامه متن به ادامه مطلب رجوع کنید... 

ادامه مطلب


[ یک شنبه 20 دی 1394  ] [ 11:13 AM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (0) ]

حدیث مهدوی:7

حضرت رسول اکرم (ص) :

آگاه باشید که احدی بر مهدی (عج) چیره نیست و کسی او را شکست ندهد.

منبع : بحارالانوار ، ج 37 ، ص 213

 


ادامه مطلب


[ شنبه 19 دی 1394  ] [ 4:41 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (0) ]

شاید برای آمدنت دیر کرده ای ...


ادامه مطلب


[ جمعه 18 دی 1394  ] [ 10:42 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (0) ]

.


ادامه مطلب


[ جمعه 18 دی 1394  ] [ 8:51 AM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (0) ]

کجاست آنکه انتظارش کشیده میشود...


ادامه مطلب


[ جمعه 18 دی 1394  ] [ 12:15 AM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (0) ]

امام زمان از دیدگاه معصومین: حضرت زهرا(س)

 
 
امام صادق عليه‌السلام مي‏فرمايد: پدرم (حضرت باقر عليه‌السلام) روزي به جابر بن عبدالله انصاري فرمود: من با شما کاري دارم، چه وقتي براي شما زحمت نيست که با شما خلوت کنم و پرسشي از شما بکنم؟ جابر عرض کرد: هر وقت اراده بفرماييد. وقتي تعيين شد و با يکديگر خلوت نمودند. امام باقر عليه‌السلام فرمود: اي جابر! براي من از لوحي که در دست مادرم فاطمه (سلام الله عليها) دخت پيامبر (صلي الله عليه و اله و سلم) ديده‏اي سخن بگو، و از آنچه مادرم فاطمه (سلام الله عليها) به تو خبر داده که در لوح نوشته شده است براي من بگو. جابر گفت:«خدا را گواه مي‏گيرم که در زمان رسول اکرم (صلي الله عليه و اله و سلم) به خدمت مادرت فاطمه (سلام الله عليها) شرفياب شدم تا ولادت حضرت حسين (عليه‌السلام) را تبريک و تهنيت عرض کنم. در دست مبارکش لوحي سبز رنگ ديدم که پنداشتم از زمرد است. روي آن لوح نوشته‏اي سفيد رنگ شبيه نور خورشيد ديدم. به خدمتشان عرض کردم: پدر و مادرم به فدايت، اي دخت پيامبر! اين چيست؟ فرمود:«اين لوحي است که خداي تبارک و تعالي آن را به پيامبرش اهداء نموده است. اسم پدرم و اسم همسرم و اسم دو فرزندم و اسامي اوصياء ديگر از فرزندانم بر آن نوشته شده. پدرم آن را به من عطا فرمود که مرا مسرور فرمايد».سپس جابر گفت: مادرت فاطمه (سلام الله عليها) آن را در اختيار من قرار داد، پس من آن را خواندم و از ايشان اجازه گرفته  يک نسخه براي خود استنساخ نمودم.پدرم (امام باقر عليه‌السلام) فرمود: «اي جابر! آيا ممکن است که‏ آن را به من نشان دهي؟». عرض کرد: آري. آنگاه پدرم با او حرکت نمود تا به خانه‏ي جابر رسيدند. جابر براي پدرم ورقي از پوست نازک بيرون آورد. پدرم فرمود:«جابر! تو از روي نوشته‏ات نگاه کن تا من متن آن را براي تو بخوانم». جابر به نوشته خود نگاه کرد و پدرم برايش خواند. به خدا سوگند که حتي يک حرف نيز اختلاف نبود. آنگاه جابر گفت: خدا را گواه مي‏گيرم که آنچه در لوح ديدم اين است:«بسم الله الرحمن الرحيم. هذا کتاب من الله العزيز الحکيم لمحمد نبيه، نوره و سفيره و حجابه و دليله نزل به الروح الأمين من 

ادامه مطلب


[ یک شنبه 13 دی 1394  ] [ 8:52 AM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (0) ]