امسال از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی، سال اصلاح الگوی مصرف اعلام شده است.

اصلاح الگوی مصرف اگربه درستی در شئون فردی و اجتماعی کشور اجرا شود بسیاری از مشکلات فردی و اجتماعی مردم حل شده و برکات آسمان و زمین در زندگی مردم جاری و ساری می گردد.

اعتقاد سالم و تلاش مستمر

یکی از بارزترین امتیازهای جامعه پویا، داشتن اعتقاد و داد و ستد پاک و بی شائبه است، انبیای الهی نیز برای اجرای عدالت در سطح وسیع آن در میان لایه های گوناگون مردم و تأمین نیازهای معیشتی مردم و آبادانی و آسایش آنان بواسطه تقسیم و توزیع منصفانه امکانات، سرمایه ها، ایجاد زمینه های مناسب، اطلاع رسانی همگانی و بالاخره ترویج احسان و نیکوکاری و خدمت رسانی کوشیده اند که مردم را بسوی سعادت و خوشبختی سوق دهند.

امام صادق(ع) در اهمیت تأمین مایحتاج ضروری زندگی می فرمایند، کسی که برای برطرف نمودن نیاز معاش خانواده اش تلاش نماید همانند رزمنده ایست که در راه خدا با کفار می جنگد (وسائل الشیعه ج17 ص66) و در همین راستا می فرمایند که خداوند متعال خواب زیادی و بی کار بودن را دشمن می دارد (الکافی ج5 ص84) طبق آموزه های امامان معصوم(ع) بهبود بخشیدن به وضع زندگی و تدارک یک ساز و کار مترقی اقتصادی برای افراد و اجتماع از راه کار و تلاش مشروع، نه تنها نقص و عیبی برای آدم مسلم نیست، بلکه ناشی از قوت ایمان و اراده استوار او در راه رسیدن به اهداف والای معنوی است.

اما متأسفانه هم اکنون عده زیادی در جامعه بدون تحمل کم ترین رنج و مرارت، یک شبه صاحب ثروتهای هنگفت می شوند و به همین خاطر منشاء بدترین اسراف و تبذیر و سنتهای نامشروع در جامعه می شوند.

بطوریکه دیگرانی که از این پولهای بادآورده برخوردار نیستند، با فشار فرزندان و یا افراد دیگر، از وضعیت دخل و خرج خود بی خبر شده و بسوی این منکر پنهان هدایت می شوند و بطور ناخواسته با مسائل و معضلات اجتناب ناپذیر اجتماعی مواجه می شوند. سعدی در این باره گفته است:

چو دخلت نیست خرج آهسته ترکن

که می گویند ملاحان سرودی

اگر باران به کوهستان نبارد

به سالی دجله گردد خشک رودی


جایگاه اعتدال

حفظ اعتدال در روند زندگی آدم به قدری ارزشمند است که خدای حکیم در قرآن کریم آیه143 سوره نورانی بقره می فرمایند: بدین گونه شما را امتی میانه قرار دادیم، تا بر مردم گواه باشید و پیامبر(ص) هم بر شما گواه باشد و باز پیامبراعظم(ص) در کتاب کنزالعمال، ج3 ص28 می فرمایند: «ای مردم، بر شما باد در میانه روی، بر شما باد بر میانه روی»- بر این اساس، دوری از زیاده روی و پیشه کردن اعتدال، زیباترین اصلی است که بر تمام تعالیم اسلام سایه افکنده است و لذا گفته شده که

اندازه نگهدار که اندازه نکوست

هم لایق دشمن است و هم لایق دوست

در هر دوره، گرفتاری هایی به عنوان بیماری، پیش می آید که باید پادزهر آن که توکل بر خداست به جامعه تزریق شود، در زمان مولای متقیان(ع) دنیاطلبی و مال اندوزی به عنوان آفت، موجودیت حاکمیت را تهدید می کرد که امام(ع) با تأکید فراوان مردم به زهد و نکوهش دنیا، از آن ممانعت کرد و به عقیده خیلی از معتمدین، امروز هم سم دنیاگرایی و فزون طلبی لغزش گاهی است بر سر راه فرزندان انقلاب که دارد مسیر را برای آنان ناامن می کند بطوریکه رهبر معظم انقلاب اسلامی با ذکاوت، این خطر را اعلام و دوری از آن را به همه توصیه کردند. ناتوانی عقل سبب اصلی افراط و تفریط و تبذیر در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است که درمان این بلیه، پادزهر اخلاقی است. دوری از اعتدال در همه امور به پیامدهای انحرافی و زیانبار می انجامد، بطوریکه افراط در عقاید موجب کفر و تفریط در آن، آدم را به سرنوشت خوارج نهروان دچار می سازد، افراط در مصرف، روح انسان را از ارزشهای الهی دور می نماید و تفریط در خوردن نیز رویه رهبانیت و دوری از دین اسلام را به دنبال دارد. تندروی در عبادت موجب بی میلی و کسالت در عبادت شده و تفریط در آن سبب فراموشی یاد خالق می گردد، همچنان که افراط در انفاق موجب تهی دستی و بیچارگی شده و تفریط در این مقوله هم آسیب بخل و آز را تقویت می کند و لذا اصلاح الگوی استفاده از امکانات و مصرف منطقی از انعام الهی ضرورتی است که می بایست مورد دقت و کنکاش دقیق قرار گیرد.


لزوم اصلاح الگوی مصرف

اصلاح الگوی مصرف که توسط مقام معظم رهبری در سال88 به عنوان محور و مدار و مسیر حرکت جامعه معین شده دارای دو وجه و دو شق دارد: وجه اول استفاده و برخورداری از امکانات مادی است که توسط همه مردم اعم از عوام و خواص مصرف می گردد که شامل استفاده درست و بهینه از آب، برق، تلفن، حاملهای انرژی و سایر تولیدات و مصنوعات مادی است که بدون تردید باید نصب العین آحاد جامعه قرار گیرد زیرا این مورد دارای مبنای شرعی و قانونی است، همانطوری که درصدر این نوشتار بدان اشاره شد، کلیه انعام و اطعام اعم از خوردنیها و نوشیدنیها و خدمات ارائه شده توسط دولت اسلامی، جزء الطاف و برکات خداوند و امانتی است که باید در کمال امانتداری مورد مصرف قرار گیرد و به نسلهای آینده تحویل داده شود.

براساس اعتقادات دینی ما مسلمانان، هرکس مجاز است به حد نیاز خود از نعمتهای خدادادی بهره گیرد و حق ندارد این روند را به ولنگاری و ابتذال بکشاند، قبح اسراف و استفاده نامطلوب از امکانات الهی به حدی است، که خدای سبحان تبذیرکنندگان را برادر و هم ردیف شیطان معرفی کرده است، اما از منظر و ابعاد قانون و اجتماع هم استفاده بی رویه و خارج از شمول و عقول از امکانات، گناهی است نابخشودنی، زیرا کشور اسلامی ما، به واسطه شعائر دینی و مبارزه با قدرتهای متجاوز به حقوق انسانی، مورد تهدید و تجاوز و تحریم این قدرتها است که برای ادامه این مبارزه مشروع و دفاع از استقلال و آزادی خود باید با بهترین وجه ممکن از منابع و تولیدات خویش استفاده نموده و قناعت دینی و مناعت طبع را به اوج برسانیم، تا اینجای کار بیشتر مربوط به مردم و قشرهای گوناگون است، اما با نظارت و صداقت مدیران و متولیان، لکن بخش دیگری از موضوع اصلاح الگوی مصرف به عنوان اولویت اول سال 88، گرچه بطور مستقیم در پیام نوروزی مقام معظم رهبری بدان تصریح نشده بلکه جز شالوده انکارناپذیر این بیانات ماندگار است، امکانات و موقعیتهای غیرمادی و مناسب و مدیریت های سیاسی و اجرائی است که به واسطه رأی و نظر مردم به مدیران جامعه واگذار شده و در اجراء دست مردم عامی بدان نمی رسد، این مناصب و مواضع قدرت که می تواند ضامن سعادت جامعه و یا باعث شقاوت آن شود به مراتب از مواهب و امکانات مادی و مصرفی مردم عادی مهمتر و اثرگذارتر می باشند که اصلاح الگوی بکارگیری و استفاده از آنان از جایگاه و اولویت بسیار ممتازی در جامعه برخوردار است.

بدون اغراق باید این واقعیت را بپذیریم که بخش اعظمی از مسائل و مشکلات و معضلات و نابسامانی های موجود در جامعه به دلیل سوءاستفاده از مدیریتها و مسئولیتهای اجرایی است که بعنوان یک الگوی ناسالم و غیرمنصفانه اعمال می شود.

نگاهی گذرا به اسلوب و عملکرد فردی، اجتماعی و خانوادگی تعدادی از متولیان و متنفذین که به نوعی به منابع قدرت و ثروت متصل اند، این واقعیت را عیان می کند که به جای اینکه برای عامه مردم الگوی سازنده باشند، عملا، بدآموزیها و ناهنجاریهای اجتماعی را در فضای عمومی کشور گسترش می دهند که عینا خلاف رأی و نظر مقام عظمای ولایت و انتظار مردم است.

امروزه مناصب اجرائی، تریبونهای عمومی، امکانات رفاهی، ابزارهای رسانه ای، شبکه های تبلیغی، تشکیلات و احزاب سیاسی و گروهها و انجمن های مذهبی و اجتماعی همه ابزارها و امکاناتی است که به برکت نهضت عظیم امام خمینی(ره) به افراد و اشخاص معدودی واگذار شده که استفاده از آن به اصلاح الگوی مصرف نیاز مبرم دارد. اصلاح تفکر و اندیشه، برداشت از قدرت، نگاه به حاکمیت، انصاف در قضاوت، غور در عالم سیاست، تلطیف در فضای صداقت و تلقی درست از اعتماد ملت، مهمترین محصول است و فرآورده های معنوی و غیراقتصادیست که در سال اصلاح الگوی مصرف باید مورد تجدیدنظر جدی صاحب منصبان قرار گیرد، زیرا اگر تفکر مدیران جامعه اصلاح شود، می تواند به اصلاح دیگر بحثهای جامعه نیز کمک نماید.

گرچه در قانون اساسی، سازکار استفاده از این عناوین و مناصب به روشنی و شفاف معین شده است اما متأسفانه بعضا شاهدیم که این الگوی پر بهاء (قانون اساسی) که بهای خون هزاران انسان فداکار است به درستی و دقیقا رعایت نمی شود.

در نظام ولائی و علوی، مسئولیتها امانتند نه ابزار اعمال قدرت، برای دستیابی به منافع حزبی، آزادی بیان و نقد صادقانه مدیران نعمتی است که در گرو فداکاری مردم در لوای انقلاب اسلامی به دست آمده، اما گاهی هم از مسئولیت بد استفاده می شود و هم از آزادی بیان برداشت نادرست، که در تعاقب فرامین نوروزی مقام معزز رهبری باید اصلاح شوند والا خسارات جبران ناپذیری ببار خواهند آورد.

تفسیر غلط از قوانین، بی حرمتی به جایگاه نهادهای قانونی، تداخل در وظایف دستگاههای اجرائی و نظارتی، نادیده انگاشتن نظر افکار عمومی، گفتارهای بی عمل، ناامیدکردن مردم از آینده، هدردادن سرمایه های مادی و معنوی کشور، فرصت سوزیهای متعدد، آزمون و خطاهای مکرر، تبار گرائیهای مزمن، مصونیتهای بی جا، استفاده های ابزاری از مقدسات، بی حاصل خواندن رنج دیگران، نادیده گرفتن عزت و اقتدار جهانی انقلاب اسلامی و تنگ نظری های جناحی و فزون خواهیهای سیاسی، از جمله آفتهائی است که اگر الگو و قالب بهینه ای برای آن بر مبنای پیام مقام معظم رهبری تعریف نشود، فرجام خوبی را در پی نخواهد داشت زیرا اینها هم در کنارنان و آب و برق و بنزین، خوراکهای غیرمعنوی و مادی هستند که برای مصرف آنان، نیاز به اصلاح الگوی مطلوب دارند قالب شکنیهای مصلحت اندیشانه و توسعه تعالی روحی و اجتماعی و بسط واقعیتهای انسانی، مؤثرترین راهبردی است که انقلاب اسلامی ایران را به یک پدیده جهان شمول مبدل نموده است.

به اقرار عالمان منصف، امروز جمهوری اسلامی ایران برای بشر به یک الگوی منطقی تبدیل شده، و زیبنده نیست که به الگوی های مسلم ملی و اسلامی خود بی تفاوت باشیم.

نصب بنرهای طویل و رنگارنگ، کاشتن تابلوهای میلیونی، تزئین سالنهای مجلل، توزیع تراکتهای رنگین، اعزام اردوهای تفریحی، مأموریت های مکرر، سفرهای متعدد خارجی، عمره های گزینشی و پخش سریالهای تکراری، انتشار مجلات و روزنامه های بی محتوی، همه توسط نهادهای دولتی که گاهی جهت دار و شائبه انگیز و حاشیه ساز نیز هست، بدترین الگویی است که بدآموزی را در جامعه توسعه می بخشد که باید خود را با این منشور نوروزی هماهنگ سازند.

اکنون که دنیای استکبار نیز به جرم استقلال خواهی، انقلاب ما را مورد تهدید و تحریم قرار داده و حالا که در آستانه عظیم ترین تحول سیاسی و اجرائی (انتخابات ریاست جمهوری) قرار داریم، ضرورت دارد که با تاسی از کلام گهربار رهبر عزیز انقلاب اسلامی، از اسراف و تبذیر و بد مصرف کردن منابع و سوءاستفاده سیاسی از ظرفیتهای نظام اسلامی به نفع یک جریان به جد خودداری کنیم و همه با هم منافع ملی را وجه همت خود قرار دهیم تا با استمرار از روح ملکوتی امام(ره) و شهیدان، و عمل به پیام نوروزی مقام معظم رهبری با موفقیت از این مرحله سخت و نفس گیر نیز به سلامتی گذر کنیم

نويسنده : سيد حرمت الله موسوي مقدم


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 2:34 AM - روز پنج شنبه 22 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

سال 1388 از سوي مقام معظم رهبري به نام سال «اصلاح الگوي مصرف» نامگذاري شده است.

تبيين ضرورت اصلاح الگوي مصرف از منظر انديشه شناختي و پاسخ‌يابي براي سؤالات متعددي كه حول آن شكل مي‌گيرد مي‌تواند تصميم‌سازان و تصميم‌گيران را در حوزه‌هاي مختلف سياسي، اقتصادي و فرهنگي ياري كند. اين مقاله تلاش مي‌كند تا اصلاح الگوي مصرف را از بُعد نيروي انساني كه در واقع مهم‌ترين سرمايه هر نظام اجتماعي محسوب مي‌شود مورد بررسي قرار دهد.

به ‌نظر نويسنده، دو عنصر آگاهي و آزادي از مهم‌ترين و بنيادي‌ترين مولفه‌هاي رشد نيروي انساني در جهت شكوفايي بيشتر است. از اين حيث بحث «الگوي مصرف» با شكوفايي و نوآوري و در نهايت جنبش نرم‌افزاري و توليدگرايي گره مي‌خورد.

پروژه «اصلاح الگوي مصرف» در واقع دنباله منطقي جنبش نرم‌افزاري و توليدگرايي است. پروژه «اصلاح الگوي مصرف» از تبعات و همچنين از ضروريات تحقق اهداف آن جنبش است؛ به همين جهت تبيين‌گري شعار «اصلاح الگوي مصرف» و يافتن راهكارهاي عملياتي‌كردن اين شعار در ساحت‌هاي مختلف اجتماعي ضرورتي شناختاري براي مديريت كلان جامعه محسوب مي‌شود. متعاقب اين ضرورت مهم‌ترين هدف طرح ريزي و ساماندهي شعار اصلاح الگوي مصرف ايجاد شرايط ذهني و عيني براي نهادينه‌كردن جنبش نرم افزاري‌ و حركت توليدگرايي است.

سؤالات شناخت‌شناسانه‌اي كه حول اين موضوع شكل مي‌گيرد متاثر از روشنگري تحليل مفاهيم از سويي و زمينه‌يابي جهت محقق‌كردن غايات توليدگرايي از سوي ديگر است. مصرف و مصرف‌گرايي چيست؟ و چه ابعادي را شامل مي‌شود؟ در مقام ارزشگذاري وجوه مختلف مصرف، كدام وجه غالب است؟ و اصلاح الگوي مصرف چگونه مي‌تواند شرايط را براي جنبش نرم‌افزاري مهيا كند؟ طبيعي است كه سؤالات جزئي‌تر بسياري وجود دارد كه جست‌وجوگري پاسخ آنها مي‌تواند كمك مهمي براي پاسخ‌دهي به اين سؤالات كلي باشد.

پيش و بيش از تلاش براي پاسخگويي به اين سؤالات، ضروري است كه پيش‌فرض‌ها و ذهنيت‌هايي كه همچون بستر و چارچوبي، محدوده مباحث اين مقاله را مرزبندي مي‌كنند تعيين شوند. مهم‌ترين پيش‌فرض اين است كه مصرف‌گرايي داراي وجوه مختلفي است كه وجه اقتصادي فقط جزئي از آن را شكل مي‌دهد. در انديشه عمومي هنگامي كه سخن از «توليد و مصرف» مطرح مي‌شود ناخودآگاه ذهنيت‌ها معطوف به مسائل مادي، مالي و تكنولوژيك مي‌شود و هرگونه جنبش و اصلاحي را در همين راستا معنايابي مي‌كند.

البته تصويرگري وجوه مختلف مصرف و توليد، بستگي به نوع تعريفي دارد كه از اين مفاهيم در اذهان شكل مي‌گيرد. نه تنها اين مفاهيم بلكه تمامي مفاهيم مطرح در حوزه علوم انساني- اجتماعي داراي چنين خصلتي هستند زيرا مفاهيم اين حوزه بر خلاف حوزه علوم طبيعي و بالاتر از آن علوم رياضي ماهيت منعطف و بي‌شكلي دارند و از قابليت تفسيرپذيري بالايي برخوردارند، به‌گونه‌اي كه يك مفهوم با توجه به شرايط زماني- مكاني و همچنين پيش فرض‌ها و غايات به‌كارگيرندگان آن، تفاسير متفاوت به‌خود مي‌گيرد. با توجه به اين اصل، مفهوم «مصرف» نيز مي‌تواند معنايي فراتر و عميق‌تر از مسائل مادي، مالي و تكنولوژيك داشته باشد.

تعريفي كه در اينجا براي مصرف مد نظر داريم وسيع‌تر از بُعد اقتصادي است. مصرف را خارج از لفظ‌گرايي‌هاي متعددي كه در تعاريف مفاهيم ارائه مي‌شود مي‌توان به «استفاده از امكانات موجود» تعريف كرد. مفهوم «امكانات موجود» نقش محوري در تعريف مصرف دارد، به‌گونه‌اي كه اصلاح الگوهاي موجود يا ارائه الگوي مطلوب بر مبناي آن صورت مي‌گيرد.

«امكانات موجود» داراي ابعاد مختلفي است كه شامل بُعد مادي، مالي، تكنولوژيك و انساني مي‌شود. همه اين ابعاد در تبيين امكانات موجود و در شكل‌گيري الگوي مصرف و اصلاح آن مدخليت دارد و بايد با نگاهي جامع‌گرايانه همه آن ابعاد را لحاظ كرد و برنامه‌ريزي‌ها، تصميم‌سازي‌‌ها و تصميم‌گيري‌هاي كلان نظام اجتماعي بايد با توجه به ابعاد مختلف مفهوم مصرف صورت بگيرد. اغماض و ناديده‌گرفتن بُعدي از ابعاد چهارگانه مصرف، مترادف با اضمحلال توانمندي‌ها و فرصت‌هاي مديريتي جامعه است.

البته وجود نگاه جامع‌گرايانه به معناي نفي سلسله مراتب و ارزش‌گذاري‌هاي مربوط به ابعاد مفهوم مصرف نيست. به عبارت ديگر در عين اينكه بايد نگاهي جامع نسبت به اين موضوع داشت مي‌توان و بايد نسبت به مولفه‌هاي مفهوم مصرف، نگاهي ارزش‌گذارانه نيز داشت. مولفه‌ها و اولويت‌هاي اين نگاه ارزش‌گذارانه با توجه به شرايط زماني- مكاني و الزاماتي كه محيط به انديشمندان، سياستمداران و مديران تحميل مي‌كند و گزينه‌هاي انتخابي آنان را محدود مي‌سازد، متفاوت است. بر اين اساس در يك شرايط خاص بُعد مادي مصرف و در شرايط ديگر بُعد تكنولوژيك يا مالي يا انساني مصرف اولويت مي‌يابد.

نگاه انديشه‌شناسانه به مقوله مصرف و اصلاح الگوهاي موجود آن و همچنين تبيين الگوهاي مطلوب، علاوه بر نگاه جامع‌گرايانه در اولويت‌گذاري‌ها و ارزش‌سنجي مولفه‌هاي مصرف، اولويت را به مقوله نيروي انساني مي‌دهد و ساير مقولات مصرف را ابزارهايي مي‌داند كه در خدمت نيروي انساني قرار مي‌گيرد و او را در جهت تحقق و تعيين اهداف و برنامه‌هايش ياري مي‌رساند. به همين جهت اين مقاله تلاش مي‌كند تا پيش و بيش از هر چيز رويكرد خود را به سمت اصلاح الگوي مصرف نيروي انساني معطوف سازد؛ نيرويي كه حيات و ممات نظام اجتماعي به آن وابسته است. بدون ناديده‌گرفتن ارزش عوامل و مولفه‌هاي ديگر مصرف مي‌توان گفت كه ارزشمندي آنان به نوع استفاده‌اي وابسته است كه نيروي انساني از آنان

به عمل مي‌آورد. از اين ‌رو اصلاح الگوي مصرف نيروي انساني از مهم‌ترين مقولاتي است كه التفات به آن مي‌تواند رويكرد اصلاح‌گرايي را در ساير وجوه حيات اجتماعي- سياسي تسري دهد.

اصلاح‌گرايي كه خود مقدمه نوسازي و توسعه در حيات اجتماعي است از مقولاتي به شمار مي‌آيد كه ذهن انديشمندان بسياري را در حوزه‌هاي مختلف به ‌خود مشغول داشته و مكاتب و آثار بسياري در اين زمينه شكل گرفته است. در آثار و مكاتب اوليه نوسازي و توسعه اولويت ساماندهي جوامع جهان سوم و توسعه نيافته عمدتاً مبتني بر مقولات اقتصادي و مادي بود. ناكارآمدي عملياتي‌شدن انديشه‌هاي اولويت‌گذار به مقولات اقتصادي در كشورهاي جهان سوم، نادرست‌بودن چنين اولويت‌بندي‌اي را اثبات كرد، به‌گونه‌اي كه براي جبران مغالطات فكري و عملي متقدمان در آثار متاخر انديشمندان نوسازي و توسعه، نيروي انساني به‌عنوان مهم‌ترين سرمايه‌ جوامع لحاظ شده است.


نيروي انساني به‌عنوان سرمايه به اين معناست كه تاثير‌گذاري و سودمندي عوامل غيرانساني، وابسته به نيروي انساني است و تا نيروي انساني وجود نداشته باشد وجود عوامل غيرانساني نيز بي‌معنا مي‌شود؛ به عبارت ديگر معنايابي و جهت‌يابي عوامل غيرانساني به نيروي انساني بستگي دارد. با توجه به نكاتي كه گفته شد اصلاح الگوي مصرف نيروي انساني بدين معناست كه توانمندي‌هاي بالقوه و بالفعل عامل انساني در حيات اجتماعي ضرورتي است كه مورد غفلت واقع شده و انديشه اصلاح‌گرايانه پيش از هر چيز بايد عزم خود را معطوف به غفلت‌زدايي از ساحت جامعه در حوزه‌هاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي و در سطوح نظام اجتماعي و نظام سياسي كند.

انسان در ادبيات انسان شناسان داراي توانمندي‌ها و استعدادهايي است كه به كارگيري آن توانمندي‌ها مستلزم خروج آنان از وضعيت بالقوه به وضعيت بالفعل است و نادرستي الگوي مصرف نيروي انساني بازگشت به همين مسئله است. به عبارت ديگر وجود هر نوع شرايطي كه مانع فعليت‌يافتن توانمندي‌هاي بالقوه عامل انساني شود مصداق چنين الگوي نادرستي است و اصلاح الگوي مصرف در واقع به معناي شناسايي و حذف چنين موانعي است. بررسي بُعد شناختاري موانع فعليت‌يافتگي توانمندي‌هاي بالقوه نيروي انساني از وظايف انديشمندان و روشنفكران است.

در فعليت يافتن توانمندي‌هاي بالقوه نيروي انساني 2 عامل از ساير عوامل ديگر بيشتر مدخليت دارند و در واقع نقشي بنيادي در اين امر ايفا مي‌كنند و آن 2عامل «آگاهي» و «آزادي» است. هر عامل ديگري را كه در مسير اهداف اصلاح الگوي مصرف انساني مؤثر بدانيم بايد بر اين 2 عامل تكيه داشته باشد.

در پاسخ به اين سؤال كه عنصر آگاهي چه نوع تاثيري بر اصلاح الگوي مصرف نيروي انساني دارد بايد گفت متاثر از انديشه‌هاي كارل ماركس در تبيين حركت انقلابي نيروهاي كارگر عليه نظام سرمايه‌داري كه معتقد بود نيروهاي خارج از نظام سرمايه داري هنگامي مي‌توانند احقاق حقوق كنند و در مقابل ظلمي كه از سوي چنين نظامي متحمل مي‌شوند، مبارزه كنند كه نسبت به وضعيت خود آگاهي داشته باشند؛ يعني به چنين شناختي برسند كه وضعيتي كه در آن به سر مي‌برند اولاً ظالمانه است، ثانياً امكان تغيير و تحول و بهبود شرايط در آن وجود دارد و ثالثاً چنين تحولي نيازمند يك حركت دروني و خودجوش از سوي تمامي گروه‌هاي فاقد ابزار توليد است.

چنين جنبش و حركتي به مدد ساير عناصر انقلاب همچون رهبري، ايدئولوژي، ساماندهي و بسيج عمومي مي‌تواند منجر به پيروزي نيروهاي انقلابي و احقاق حقوق فاقدان ابزار توليد شود. هرچند عنصر آگاهي در انديشه‌هاي فلسفي بسيار بيشتر از زمان ماركس مورد التفات فلاسفه قرار داشت اما با بررسي تاريخ انديشه‌هاي فلسفي- اجتماعي مي‌توان به اين نتيجه رسيد كه ماركس نخستين فيلسوفي است كه عنصر آگاهي و حركت‌هاي خودجوش مبتني بر آن را در حوزه مسائل اجتماعي- سياسي مطرح كرد و باب جديدي را براي ساير انديشمندان گشود.

بسياري از نابساماني‌هايي كه جوامع توسعه‌نيافته به آن گرفتارند ناشي از جهل آنان نسبت به توانمندي‌هاي خود است؛ جهلي كه البته جهل ساده نيست بلكه به نوعي جهل مركب است؛ يعني «نمي‌دانند و نمي‌دانند كه نمي‌دانند». در جهل ساده رسيدن به آگاهي و رفع جهل، كار چندان دشواري نيست اما در جهل مركب از آنجا كه چنين جاهلاني، جهل خود را عين آگاهي مي‌دانند ايجاد تغيير و تحول در آن بسيار دشوار و ديرياب است. عواملي كه باعث راسخ‌شدن جهل مركب در انديشه و افكار عموم مردم مي‌شوند متعددند اما مي‌توان مهم‌ترين آن عوامل را سنت‌هاي غلط اجتماعي، استبداد سياسي، سلطه و نفوذ ثروتمنداني كه حفظ ثروت خود را مديون جهالت عمومي هستند و فقدان قوانين عادلانه و لازم‌الاجرا برشمرد.

تجمع چنين عواملي در يك نظام اجتماعي نتيجه‌اي جز ايجاد جهل مركب براي آن جامعه نخواهد داشت زيرا اين عوامل مانع شكل‌گيري عقلانيت جمعي مي‌شود؛ عقلانيتي كه مبتني بر اين پيش‌فرض است كه اولاً همه آدميان داراي عنصر عقل‌هستند، ثانياً انسان‌ها موجوداتي محدودند و در طبيعت انسان‌ها چيزي به نام «عقل مطلق» وجود ندارد و هيچ فرد و گروهي نمي‌تواند مدعي داشتن آن باشد و ديگران را مجاب به تبعيت از خود كند، ثالثاً عقلانيت پديده‌اي متكثر است و به قولي «همه‌چيز را همگان دانند»؛ بنابراين انحصارگرايي عقلانيت در فرد يا گروهي خاص در كنار ساير عوامل، علل پيدايش جهل مركب در نظام اجتماعي هستند. عناصر سه‌گانه شكل‌گيري جهل مركب عناصري هستند كه به گواهي تاريخ همه يا بخشي از آنها همواره در حيات جامعه حضور داشته و دارند و شايد بتوان آنها را جزئي از ساختار جامعه انساني دانست.

ساختاري‌بودن يك ويژگي در ادبيات جامعه شناسانه مترادف با ذاتي‌بودن آن ويژگي در ادبيات فيلسوفانه است. به عبارت ديگر 3 پديده مذكور جزو عواملي هستند كه ناشي از طبيعت و ذات انسان‌ هستند. انسان به‌طور طبيعي در تلاش است تا خوشايندهاي خود را به دست آورد و در اين تحصيل، همواره نگاهي انحصارگرايانه دارد و از هر عاملي كه باعث پيشرفت در جهت تحصيل آن خوشايندها شود استقبال مي‌كند و هر مانعي را با توجه به آن نگاه انحصارگرايانه حذف مي‌كند.

البته مدلل‌كردن موارد فوق، احتياج به بحث مبسوطي دارد كه در اين مقال نمي‌گنجد. آنچه با توجه به موضوع اين مقاله داراي اهميت بوده اين است كه هرگونه اصلاح الگوي مصرفي در همه نيروها و به‌خصوص نيروي انساني به عنصر آگاهي از توانمندي‌هاي بالقوه و بالفعل بستگي دارد. اين شناخت و آگاهي بايد ماهيتي دروني و خودجوش داشته، يعني برخاسته از نوعي احساس نياز نسبت به تغيير شرايط نامطلوب موجود باشد.

عزم نظام سياسي براي اصلاح الگوي مصرف مبتني بر شناخت، احساس نياز و آمادگي اجتماعي براي بهبود وضعيت موجود است؛ بنابراين مسئوليت مسئولان نظام سياسي بايد معطوف به يافتن راه‌حل‌هاي عالمانه، عاقلانه، عادلانه و رضايتمندانه براي اصلاح الگوي مصرف نيروي انساني باشد. مشاركت در ادبيات سياسي معلول عنصر آگاهي است. امروزه بر هيچ كس پوشيده نيست كه مشاركت‌هاي مردمي در مسائل اجتماعي اعم از سياسي، اقتصادي و فرهنگي مهم‌ترين عنصر در پويايي، تحرك و تحول اجتماعي است.

عنصر دوم در فعليت‌يافتن توانمندي‌هاي بالقوه نيروي انساني «آزادي» است. آزادي را به «نبود مانع» تعريف كرده‌اند. آيزايا برلين، فيلسوف آمريكايي يكي از كساني است كه بحث مبسوطي در مقوله آزادي دارد. او آزادي را به 2 قسم منفي و مثبت تقسيم كرد. آزادي منفي در انديشه برلين به معناي «نبود مانع» براي رسيدن به اهداف است. اين موانع در تفسير انديشه‌هاي برلين عمدتاً معطوف به موانع بيروني، اجتماعي و سياسي بود.

در مقابل آزادي منفي، برلين آزادي مثبت را به معناي وجود اهداف، شرايط و امكانات معين براي جهت‌دهي به رفتارهاي فردي و اجتماعي مي‌دانست. «آزادي از» و «آزادي در» 2تعبير ديگر از مفاهيم آزادي منفي و مثبت است ولي همان‌طور كه گفته شد نبود مانع يا همان آزادي منفي بيش از آزادي مثبت موردنظر جوامع و انديشمندان به‌خصوص انديشمندان ليبرال واقع شده است. آزادي منفي يكي از مقولات انديشه ليبراليسم محسوب مي‌شود.

تاكيد بيش از حد انديشمندان دوران مدرن بر عنصر آزادي به‌دليل انديشه‌سوزي‌هايي بوده است كه در طول تاريخ به‌دليل فقدان آزادي، گريبانگير جوامع انساني شده است. البته همان‌طور كه در آثار برلين به‌طور مدلل مشهود است نبايد از جنبه مثبت آزادي غفلت كرد؛ به همين جهت اصلاح الگوي مصرف نيروي انساني بايد با توجه به هر دو بُعد آزادي صورت بگيرد.


نبود موانع بيروني براي فعليت يافتگي توانمندي‌هاي بالقوه هر چند ضروري است اما كافي نيست. در بسياري از موارد به ظاهر مانعي وجود ندارد اما فقدان شرايط و امكانات، مانع از فعليت قوا مي‌شود. در اينجاست كه آزادي مثبت و نقشي كه مسئولان نظام سياسي در فراهم‌كردن شرايط و امكانات عادلانه براي آحاد مردم ايفا مي‌كنند، آشكار مي‌شود. سقراط در تعليمات فلسفي خود به جوانان يونان، خود را همچون قابله و مامايي مي‌دانست كه جنين آگاهي را از رحم ذهن متولد مي‌كرد. اصلاح الگوي مصرف نيروي انساني نيز با توجه به ادبيات حكيم يونان - سقراط- مستلزم وجود 2 عامل است: وجود جنين توانمندي‌هاي انساني و وجود قابله‌اي كه چنين جنيني را با كمك خود انسان‌ها متولد كند.

نظام سياسي در اصلاح الگوي مصرف نيروي انساني نقش قابله را ايفا مي‌كند كه با رفع موانع و ايجاد شرايط و امكانات مناسب، زمينه را جهت زايش الگوي مطلوب مصرف نيروي انساني فراهم مي‌سازد.

با توجه به مباحث مطرح‌شده مي‌توان رابطه چگونگي تاثيرگذاري اصلاح الگوي مصرف بر تحقق اهداف جنبش نرم‌افزاري را اين‌گونه عنوان كرد: اصلاح الگوي مصرف در تمامي ابعاد و به‌خصوص بُعد انساني مي‌تواند شرايطي را مهيا سازد كه آرمان‌هاي جنبش نرم‌افزاراي و توليدگرايي در جامعه محقق شود.

همانطور كه گفته شد مهم‌ترين سرمايه هر نظام اجتماعي، نيروي انساني آن است؛ نيرويي كه مي‌تواند با تكيه به توانمندي‌هاي بالقوه خود و با روحيه همبستگي و اتحاد از حداقل امكانات مادي، مالي و تكنولوژيك حداكثر بازدهي را اكتساب كند؛ رابطه‌اي كه عكس آن معمولاً صادق نيست. به‌كرات وقايع تاريخي مي‌توانند چنين ادعايي را ثابت كنند و به همين دليل است كه نگاه عمده انديشمندان، سياستمداران و مديران معطوف به بُعد انساني‌ شده است. جنبش نرم‌افزاري، جنبشي است كه پيش و بيش از هر چيز مبتني و متكي به نيروي انساني‌اي است كه با تخصص و تعهد مي‌تواند آرمان‌هاي اجتماعي را محقق سازد.

سخن آخر اينكه با استناد به انديشه و گفتارهاي حضرت علي(ع) در نهج‌البلاغه، آنجا كه مي‌فرمايند «مردم بيشتر از آنكه شبيه پدرانشان باشند شبيه حاكمان‌شان هستند» اين واقعيت را همواره بايد مد نظر داشت كه حكومت، بيشترين و وسيع‌ترين نيروهاي مصرفي را در تمامي ابعاد مادي، مالي، تكنولوژيك و انساني در اختيار دارد؛ بنابراين اصلاح الگوي مصرف پيش و بيش از هر چيز بايد از سوي نظام سياسي و حاكمان در تمامي سطوح صورت بگيرد. اصلاح الگوي مصرف در نظام سياسي مي‌تواند الگويي مطلوب از مصرف براي جامعه ايجاد كند و تعامل نظام سياسي و نظام اجتماعي در مطلوب‌گرايي مصرف، جامعه را به سمت توليدگرايي سوق خواهد داد.

نويسنده : امير وحيديان


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 2:33 AM - روز پنج شنبه 22 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 در روزگاري نه چندان دور در يك كشور اروپايي پر باران ميهمان دوستي شدم از اهالي همان ديار. پس از صرف ناهار و به رسم و ادب ايراني به شستن ظروف مشغول شدم. آن دوست نيز بدون گلاويز شدن با من در تعارفات تصنّع‌آميز، ممانعتي نكرد و به تماشاي من ايستاد. دقايقي گذشت و احساس كردم با نگاه‌هايش شكوه و گلايه از نحوه‌ي شست و شوي من دارد. از شكايت ناگفته‌ي او متعجب شدم. عجبا! ما به وسواس و تقيّد ايراني، از قضا در آبريزي و شست‌وشو كم نمي‌گذاريم؛ پس چرا اين دوست اينگونه شكوه‌گرانه مي‌نگرد؟ تو گويي، شست و شوي مرا كامل نمي‌يابد. آب را بيش جاري كردم و وسواس را به حد اعلي رساندم. ديدم نگاه متعجبانه‌ا‌ش بيشتر شد و ديگر نتوانست خودداري كند. زبان برگشود و گفت: خوش به حال شما ايرانيان! در كشورتان آب فراوان داريد و در آبريزي، بيم و واهمه‌ي كمبود نمي‌ورزيد؛ لكن نمي‌دانيد كه ما اينجا در مضيقه‌ي آبيم و بايد بيش مراعات كنيم! اين سخن را در كشوري مي‌گفت كه حدود 200 روز در سال باران مي‌بارد. به خود آمدم و معني نگاه گلايه‌آميزش را دريافتم. شيرآب را بستم و منفعلانه به رويش نگريستم و گفتم: رفيق، حق با توست،‌ اما نه در سيرابي ما و مضيقه‌ي شما! از قضا شما سيرابيد، چون از مواهب خداداد درست مصرف مي‌كنيد و ما در تنگناييم، چرا كه در توهم ثروت‌هاي خداداد،‌ حال كودك نابالغي را داريم كه نمي‌داند از ميراث انبوه پدر چگونه استفاده كند. ديگر به او نگفتم كه چگونه پاره‌اي از دارايي‌ها و ثروت‌هاي طبيعي خداداد، خود بلاي جان ما شده است. به او نگفتم اگر آب فراوان نداريم و در عين حال طريقه‌ي مصرف درست آن را نمي‌دانيم، در عوض بر اقيانوس نفت نشسته‌ايم، هرچند كه طريقه‌ي مصرف درست آن را نيز نمي‌دانيم. در دل با خود گفتم: كاش نفت هم نمي‌داشتيم و مجبور به واردات آن بوديم و به ثمن بخس كمتر از آب آن را نمي‌خريديم تا نه چنين آلودگي را در محيط زندگي خود مسلط مي‌كرديم و نه اينگونه راه تنفس و تحرك را در ترافيك بر خود مي‌بستيم، به او نگفتم كه سفره‌ي گسترده‌ نفتي زير پاي ما گليمي بوده است كه هرگاه خواسته‌اند، آن را از زير پايمان كشيده‌اند؛ گاه در قراردادهاي استعماري، گاه در سقوط و سرنگوني دولت‌هاي ملي و گاه در درآمدهاي موقتي سرخوشي‌آور و انبوه، كه حكم خواب شيرين بيش از كابوس را داشته است...‌

خدا كند فردا روزي نيايد كه به خود و خودي‌ها بگوييم كه آخرين هشدارها و تنبه‌ها در اصلاح الگوي مصرف داده شد، اما طبق معمول، فقط به تقديس و تكريم ظاهر كلام پرداختيم و از باطن و محتوا غافل مانديم؛ دست بر پشت دست نزنيم و نگوييم كه براي ترويج و اشاعه‌ي الگوي درست مصرف، دوباره از الگوهاي ناصواب و اسراف‌آميز استفاده كرديم و بر تابلوهاي زربفت و گرانبها، درشت و خوش خط نوشتيم: اسراف نكنيد!! ‌

درست است كه الگوي مصرف غلط در تمام بخش‌هاي جامعه و در ميان همه‌ي آحاد به چشم مي‌خورد، اما بايد بدانيم كه ميزان مصرف ناصحيح در سطوح كلان دولتي با سطوح خانوارها قابل قياس نيست. به خصوص سطح مصرف در طبقات متوسط و پايين جامعه به گونه‌اي نيست كه جز فرهنگ‌سازي و تذكر و هشدار نيازمند كار و اقدام فوري و ضربتي باشد. (به فرض كه اقدامات ضربتي و انقلابي در اين حيطه كارساز باشد!). آنچه امروز به گونه‌اي نگران‌كننده و فاجعه‌آميز، توسن لگام گسيخته‌ي مصرف ناصحيح را هِي مي‌زند،‌ عمدتاً در سطوح كلان برنامه‌ريزي و مديريتي است. جفاست اگر در شروع اصلاح الگوي مصرف، دوباره سطح توجه خود را به خورد و خوراك روزمره‌ي مردم عادي و شئونات طبيعي زندگي ايشان معطوف كنيم؛ به جاي آن كه گلوگاه‌هاي اسراف و تبذير و ريخت و پاش‌هاي بي‌برنامه را بفشاريم. مگر مردم چند جرعه آب، روي سيرابي مي‌نوشند و مگر انبوه عظيم رانندگان مسافربر چند ليتر سوخت فراتر از نياز معيشتشان مي‌سوزانند!؟ ترديدي نيست كه الگوي مصرف در همه‌ي زمينه‌ها و در ميان همه‌ي اقشار مصرف‌كننده بايد اصلاح شود، اما اگر هر برنامه‌ي اصلاحي داراي اولويت‌هايي است، اولويت اصلاح الگوي مصرف دامنگير چه كساني بايد باشد؟ مضاف آن كه الناس علي دين ملوكهم؛ مردمان به الگوهاي بالادست خود نگاه مي‌كنند و تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل!‌

رويه‌ي ديگر در بحث اصلاح الگوي مصرف، بازگشت به آموزه‌هاي ديني و اخلاقي در بهره‌وري از نعمات الهي است. يكي از اين آموزه‌هاي نفيس، قناعت و ديگري رضايت است؛ وگرنه، چشم تنگ دنيا دوست را، اگر قناعت پر نكند، لاجرم خاك گور پر خواهد كرد. نمي‌توان از يك سو از اصلاح الگوي مصرف (آن هم از نوع ضربتي‌اش!) دم زد و از دگر سوي ميدان را براي مسابقه‌ي تحريك‌آميز زياده‌اندوزي و بي‌رويه مصرف كردن آنچنان هموار كرد كه قول و فعل در تناقض آشكار بنشينند. اگر فرهنگ‌سازي براي قناعت و درست مصرف كردن، زيربنايي‌ترين كار است، پس ديگر نمي‌توان اجازه داد كه هر دستگاهي و بنگاهي و فردي و افرادي به پشتوانه‌ي قدرت و مكنت، مجاز به هر آگهي تبليغاتي باشد، تا جايي كه آرزوهاي بزرگ مردم را در حد ماشين رختشويي و مايكروويو تنزل دهد!‌

نويسنده : محمدعلي فياض بخش


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 2:21 AM - روز پنج شنبه 22 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

ضرورت اصلاح الگوی مصرف

به نظر می رسد که در انتخاب نامگذاری سال88 خورشیدی، توجه ویژه ای به بخش مصرف حوزه اقتصادی شده است. اما این پرسش مطرح است که چرا از مسایل مهمی که در حوزه مسائل و موضوعات اقتصادی از تولید تا توزیع تا مصرف وجود دارد، تنها بر مسایل مربوط به حوزه مصرف، توجه و تأکید ویژه ای با انتخاب نام سالی شده است؟

چه چیزی موجب شده تا رهبران کشور، مسأله اصلاح الگوی مصرف را مهم تلقی کنند و بر بازسازی و اصلاح الگوی موجود مصرف در کشور تأکید نمایند و آن رابه عنوان دغدغه دولت و ملت قرار دهند؟

آن چه توجه رهبران و دولتمردان را به خود مشغول کرده، وجود امکانات، توانمندی ها و ظرفیت های بسیار است که کشور از آن برخوردار می باشد ولی به سبب مصرف بی رویه و نادرست آن، به جای آن که در مسیر تمدن سازی و پیشرفت و شکوفایی اقتصادی کشور و جامعه قرار گیرد، به هرز می رود و تباه می شود. این مسأله اختصاص به حوزه خاصی چون انرژی ندارد بلکه همه حوزه ها را پوشش می دهد.

نگاهی به آمارهای رسمی و غیر رسمی کشورنشان می دهد که چگونه بسیاری از ظرفیت های کشوری به هدر می رود. از بخش انرژی گرفته تا بخش تغذیه تا بخش آب تا بخش استعدادهای درخشان و علمی، تولیدات کشور چنان هدر می رود که می تواند با آن تمدن عظیمی را پی ریخت. جالب این است که بخش عمده ای از مصرف بی رویه را می بایست در بخش دولتی دید. اگر بخش های خصوصی و یا عمومی، گرایش به مصرف بی رویه دارد، به سبب نادرستی الگوی مصرفی است که از طریق بخش دولتی به طور مستقیم و غیرمستقیم به جامعه القا می شود؛ زیرا چنان که در روایت درست و صحیح آمده است مردمان بر دین ملوک و رهبران خویش هستند و این دولت ها هستند که رفتار مردم را می سازند و به آن جهت می دهند. بنابراین بخش دولتی، از مهم ترین بخش هایی است که نیازمند انتخاب و تعیین الگوی صحیح مصرف است تا بخش های دیگر با الگوبرداری و متأثر از آن در مسیر درست مصرف قرار گیرند.

ارایه الگوی صحیح و اصلاح الگوی موجود مصرف، به معنای حفظ، تقویت، سامان دهی ظرفیت ها و امکانات بی پایان کشوری است که می خواهد در دوره معاصر، تمدن اسلامی را بازسازی و جامعه نمونه ای را برای ارایه به دیگر جوامع، معرفی کند. از این رو از میان اصلاح الگوی تولید و توزیع و مصرف، به اصلاح الگوی مصرف در بخش های دولتی و خصوصی و عمومی توجه داده شده است.

اما چرا سالی برای این مسأله اختصاص داده و نامگذاری شده است؟ به چه علت با چه روشی نیاز است که بر این مسأله تأکید شود؟


غرقه سازی و افکارسازی

می دانیم که یکی از روش های اهتمام و توجه بخشی به چیزی، ایجاد دغدغه عمومی و متأثر ساختن افکار عمومی از راه غرقه سازی است. غرقه سازی جامعه در چیزی می تواند فرصت ها و امکانات را در مسیر مشخص و برنامه ریزی شده قرار دهد. اگر بتوان افکار عمومی را از طریق غرقه سازی درگیر کرد، می توان امید داشت که دولت و ملت بتوانند براساس برنامه مشخص و تعیین شده ای چون چشم انداز بیست ساله و یا تفکر تمدن سازی به اهداف خویش دست یابند. اما این هدف زمانی ممکن و شدنی است که همه مولفه های غرقه سازی فراهم آید و همانند دوران جنگ و سازندگی، هم و غم خرد و کلان جامعه از توده های مردمی تا رهبران و مسئولان دولتی، شود.

بنابراین با غرقه سازی می توان افکار عمومی را ساخت و جهت بخشید. این همان کاری است که پیامبرگرامی(ص) در طول مأموریت بیست وسه ساله خویش انجام داد و همگان را با مسأله تمدن اسلامی درگیر ساخت، به گونه ای که هیچ حرکتی بیرون از دایره تمدن سازی صورت نمی گرفت. از این رو در عصر نبوی، قوانین و مقررات و دولت و نیز دولتمردسازی در راستای این هدف مشخص بوده است.


اصلاح در ساختار مصارف دولتی

چنان که گفته شد بخش دولتی، مهم ترین و اساسی ترین بخش در حوزه مصرف است؛ زیرا بی گمان مهم ترین مصرف کننده منابع متعدد و متنوع کشور، دولت می باشد. چنان که دولت، با اصلاح الگوی مصرف خود می تواند فرصت الگوبرداری را به دیگر بخش ها بدهد.

آن چه در وهله نخست بر دولت مردان است آن که رفتارهای اقتصادی خویش به ویژه مسئولان کشوری را اصلاح کنند. زیرا مردم رفتارهای خویش را براساس رفتارهای دولتمردان ساماندهی و تنظیم می کنند و آنان الگوهای واقعی مردم هستند.

براین اساس در اسلام بر الگو سازی رهبران و دولتمردان تأکید شده است و پیامبران و به ویژه پیامبراکرم(ص) و اهل بیت(ع) به عنوان رهبران نظام ولایی اسلام، به عنوان الگوهای کامل در همه حوزه ها، معرفی و به جوامع بشری شناسانده شده اند.

در این راستا حضرت یوسف(ع) برای مدیریت جامعه به ویژه برای مدیریت بحران و گذر از عقب ماندگی و خشکسالی و تهدیدهای جدی که نظام سیاسی بلکه اجتماعی جامعه مصر را تهدید می کرد، خود مسئولیت مدیریت اقتصادی را در دست گرفت و با ارایه الگوهایی در تولید و توزیع و مصرف منابع کشوری و حتی حضور در بخش مدیریت به شکل عملی به عنوان امین و خزانه دار دولت و ملت، کوشید تا جامعه ای نمونه در مصر باستان معرفی کند.


نقش صاحبان قدرت در پیشرفت و یا آگاهی جامعه

از نظر اسلام و قرآن، بخش های دولتی چون اشراف (ملأ) که بزرگان و صاحبان نفوذ از جهت قدرت و امکانات مادی هستند، با در اختیار داشتن بخش اعظم قدرت و ثروت می توانند هم مفید و سازنده باشند و هم موجبات تباهی و نیستی جامعه را فراهم آورند.

آنان به خود اجازه می دهند هرگونه که می خواهند سرمایه های جامعه را مصرف کنند. مصرف بی رویه و بی برنامه آنان است که ظلم و ستم را گسترش می دهد؛ زیرا اصولا خود مصرف بی رویه، نوعی ظلم و ستم در حق جامعه ای است که مردم بسیاری در آن به لقمه ای برای سد جوع و رفع گرسنگی بدان نیازمند هستند. براساس این شیوه رفتاری نامتعادل و بیرون از دایره انسانیت است که خداوند در آیات 11 تا 13 سوره انبیاء، اشراف و دولتمردانی را که رفتارهای ظالمانه و زیاده خواهانه دارند، تمسخر و استهزا می کند؛ زیرا آنان مردمانی مترف و انسان هایی مستکبر هستند. (مومنون آیات 64 و 66 و 67)

در عصر پیامبر(ص) اشراف مکه و مدینه، رفتاری بسیار زشت و زننده داشتند و در مدینه که برخی از ایشان، اصحاب صفه را که مردمانی فقیر و نادار بودند تمسخر می کردند. (کهف آیه 28 و انعام آیه 52) همین دسته از اشراف در عصر حضرت شعیب(ع) با رفتارهای زیانبار اقتصادی، تباهی را به جامعه به ارمغان آوردند. (اعراف آیات 85 تا 93) اشراف به سبب موقعیت قدرت و ثروت، گرایش شدیدی به فساد و افساد دارند(اعراف آیه 103) و جاه طلبی و حکومت خواهی آنان موجب می شود تا جنگ قدرت راه بیاندازند. (بقره آیات 246 و 247) غرور و تفاخر (کهف آیات 32 تا 34) موجب می شود تا بینش دیگران را بی ارزش و پوچ شمارند و گرایش به کفر پیدا کنند. (اعراف آیات 66 و 75 و 76 و 90 و یونس آیه 75 و 78 و هود آیه 27 و سبا آیات 34 و 35 و 38) کوردلی و حق ناشنوایی نسبت به اصلاحات و آموزه های اصلاحی (اعراف آیات 59 و 60 و 64) آنان را به سوی فسق و فجور سوق می دهد که خود نوعی زیاده روی و افراط است. (اسراء آیه 16) به هر حال خصیصه اشرافگری، افراط و زیاده روی است که در آیه 28 سوره کهف مورد تاکید قرار گرفته است. از این رو بر دولتمردان و رهبر واقعی است تا گروه اجتماعی را که در نهادهای قدرت و ثروت قرارگرفته اند، کنترل و مهار کنند تا بیش از اندازه، منابع ملی و مردمی را تباه نکنند و با سوء استفاده، آن را به مصرف شخصی نرسانند؛ کاری که در بیش تر موارد از آنان سرمی زند.

روحیه اشرافی گری، روحیه امتیازخواهی از دولت و دولتمردان است که در آیه 31 زخرف بدان اشاره شده است. بنابراین می بایست مواظب ایشان بود تا از موقعیت خود برای چپاول سرمایه های ملی استفاده نکنند. این همان رانت خواری است که در کشورهای مختلف به ویژه کشور های در حال توسعه و جهان سومی به شدت رواج دارد و منابع ملی را به غارت می برد.

ارایه الگوی صحیح مصرف، به معنای ارایه الگوی مدیریت و نظارت در سرمایه ها و منابع ملی و توزیع در عرضه آن نیز می باشد که در آیاتی از جمله در داستان حضرت یوسف(ع) بدان اشاره شده است. بنابراین لازم است که با تهیه قوانین و به کارگیری درست و اعمال قانون از هرگونه سوءاستفاده در بخش مدیریت دولتی جلوگیری شود که این خود یکی از منابع مهم افزایش ثروت و سرمایه ملی برای دست یابی به شکوفایی و پیشرفت اقتصادی است.

اشراف و صاحبان قدرت که اهل تقوا نباشند و به معاد چنان که بایسته و شایسته است ایمان و باور نداشته باشند. گرایش شدیدی به توطئه و فریب افکار عمومی (مومنون آیات 23 و 33 و 34) و ایجاد جنگ روانی برای دست یابی به قدرت و ثروت بیش تر دارند. بر این اساس می بایست قدرت ایشان مهار شود و اجازه داده نشود تا با بهره گیری از رسانه ها (شعر واخبار به ظاهر تحلیلی و دیگر ابزارهای قدرت نرم) افکارسازی کرده و مدیریت جامعه را در دست گیرند. تبلیغاتی که رسانه ها انجام می دهند خود عاملی است تا مصرف به گونه ای نادرست شکل گیرد و به جای آن که کالا و خدمات در راستای پیشرفت جامعه و شکوفایی اقتصادی آن باشد در مسیر سقوط و مصرف گرایی افراطی و نابودی سرمایه ها فردی و جمعی و یا ملی قرار گیرد.


بهینه سازی مصرف در جامعه

از دیگر شیوه هایی که می بایست در جامعه مورد تاکید قرار گیرد، بهینه سازی مصرف منابع ملی و شخصی است. در آیات قرآنی بر این نکته توجه شده که با سدسازی و بهره گیری درست از منابع آبی می توان به رشد و شکوفایی اقتصادی دست یافت.

این مطلب را می توان در گزارش قرآن از قوم سبا به دست آورد که آنان با ایجاد سد مارب و دیگر بندآب های کوچک و بزرگ و هدایت آن و نیز مدیریت آب و مصرف آن توانستند بوستان های بسیار ایجاد کرده و آبادی های چندی را پدید آورند.

تاکید بر مسایل زیست محیطی و دوری از اسراف و تبذیر به ویژه در مواد غذایی در راستای تامین امنیت غذایی جامعه از دیگر مواردی است که در آیات سوره یوسف به عنوان راهکاری عملی برای جوامع بشری گزارش شده است.

جامعه نمونه و آرمانی می بایست یاد بگیرد که از هر چیزی به درستی بهره گیرد. استفاده درست از هرچیز در راستای کمالات فردی و جمعی بشر، همان مفهوم شکر و سپاسی است که خداوند از بشر خواسته است؛ زیرا بهره گیری درست و بهینه سازی مصرف موجب می شود تا انسان بتواند از همه امکانات و ظرفیت ها برای دست یابی به خوشبختی و سعادت جمعی و تقرب الی الله و در نتیجه ربوبیت و خلافت الهی استفاده کند.

این در حالی است که هرگونه زیاده روی و مصرف بی رویه و نادرست می تواند شخص یا اشخاص بلکه جامعه ای را دچار کمبود و بحران های چندی نماید که بحران اقتصادی و غذایی از جمله آنهاست و این به معنی جلوگیری از رشد و کمال بشریت خواهد بود.

به عبارت دیگر اگر نجات جان کسی به معنای نجات بشریت است، ایجاد بحران از طریق مصرف نادرست به معنای کشتن همه جامعه است. ولذا خداوند با انتقاد از دستاوردهای نادرست بشری در محیط زیست دریایی و خشکی از بشر می خواهد که با مصرف بهینه و درست چیزهایی که به عنوان نعمت الهی شمرده می شود، خود را در مسیر محبوبیت و قرب الهی قرار دهد.

نويسنده : عابد رحيمي


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 2:19 AM - روز پنج شنبه 22 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

رهبر معظم انقلاب با نامگذاری سال 1388 به سال اصلاح الگوی مصرف به نوعی بر اصلاح ساختارهای غلط مصرفی که سال های سال است در بدنأ جامعأ ایران اسلامی رخنه کرده تأکید فرمودند، که بدون شک برای دستیابی به الگویی مناسب و معیاری مشخص نیازمند ارائأ راهکارهای کارشناسانه و مدبرانه هستیم.

با این حال دولت و مجلس به عنوان قوای اجرایی و قانونگذاری لازم است در سال جدید پا را از شعارها، بیانیه ها و جلسات تئوری فراتر گذارند و عملا وارد میدان کارزار اصلاح الگوهای مصرفی در میان مردم و مسئولان شوند، چرا که اگر به چارچوب های واحدی در این زمینه دست یابیم قطعا می توانیم در راستای تحقق بیانات و رفع دغدغه های مقام معظم رهبری مبنی بر درست مصرف کردن و پرهیز از اسراف قدم برداریم.

یکی از نیازهای اساسی اجتماع امروز ما وجود برنامه های مدون و کارشناسی شده برای نحوأ مصرف است که باید مسئولان در این زمینه چاره اندیشی کنند.

در قسمت اول این گزارش بر تشکیل ستادی واحد جهت عملی نمودن شعار امسال تاکید کردیم و کارشناسان و برخی از نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی دیدگاه های خود را بیان کردند. در این بخش نیز بر ضرورت تحقق همه جانبه پیام نوروزی رهبری و باید ها و نباید های آن اشاره خواهیم کرد.


اصلاح الگوهای مصرف ابتدا از مسئولان

رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به مناسبت آغاز سال 8831 فرمودند: «مسئولان باید اصلاح الگوی مصرف را از خود شروع کنند و توپ را به زمین مردم نیندازند.»

معظم له در ادامه یادآور شدند: «همه ما به خصوص مسئولان قوای سه گانه، شخصیت های اجتماعی و آحاد مردم باید در سال جدید در مسیر تحقق این شعار مهم و حیاتی و اساسی یعنی «اصلاح الگوی مصرف» در همه زمینه ها برنامه ریزی و حرکت کنیم تا با استفاده صحیح و مدبرانه از منابع کشور مصداق برجسته ای از تبدیل احوال ملت به نیکوترین حال ها ظهور و بروز یابد.»

«محمدمهدی اسکندری نیا» کارشناس علوم اجتماعی و استاد دانشگاه در تفسیر این بخش از سخنان رهبر معظم انقلاب می گوید: «رهبر انقلاب در پیام نوروزی خود به خوبی معیارها را مشخص کرد و باید مردم و مسئولان در همین چارچوب حرکت کنند، مثلا ایشان فرمودند که اصلاح الگوی مصرف را باید اول از مسئولان شروع کرد، یعنی رهبری هیچگاه مسئولان را از چنین فرآیندی مستثنی نکردند.»

این کارشناس علوم اجتماعی در ادامه می گوید: «سخنان رهبری اگرچه فصل الخطاب خوبی برای مسئولان و تصمیم گیران خرد و کلان کشور درخصوص اصلاح الگوی مصرف خواهد بود اما اطلاع از آنچه که در میان مردم و مسئولان اتفاق می افتد یا به عبارتی راهکارهای صحیح عبور از مصرف زدگی نقش مهمی را در انجام این مهم ایفا خواهد کرد.»

وی به تجمل گرایی و اسراف در برخی ادارات دولتی و در میان بعضی از مسئولان اشاره می کند و می گوید: «در برخی از ادارات دولتی آنچنان تجمل گرایی رونق دارد که بعضا فکر می کنید وارد یک قصر مجلل یا یک کاخ باشکوه شده اید! اتاق رئیس و مرئوس نیز آنچنان تزئین شده که ناخودآگاه انسان را به تأمل وا می دارد از اینکه این اداره با کدام سرمایأ ملی چنین قصر باشکوهی را فراهم کرده و آیا مدیر یا مدیرانی که در چنین اداره هایی بر مسند ریاست تکیه بزنند حاضرند از این همه جلال و جبروت بگذرند! و به راستی آیا این همه تجملات پر زرق و برق که در برخی ادارات و ارگان های دولتی ما وجود دارد در شأن نظام مقدس جمهوری اسلامی و کارگزاران آن می باشد!؟»

این استاد دانشگاه در ادامه همین بحث به یادداشتی از مدیر مسئول کیهان دربارأ کاخ نشینی برخی از مسئولان دستگاه قضایی اشاره می کند و می گوید: «روز شنبه همین هفته مدیر مسئول کیهان، جناب آقای شریعتمداری یادداشت پر سوز و گدازی را دربارأ یکی از مفسدان اقتصادی به چاپ رسانده بود که بدون شک هر ایرانی انقلابی را به تفکر

وا می دارد از اینکه چرا و به چه دلیلی باید برخی از مسئولان دستگاه قضایی ما آنچنان به خوی اشرافی گری روی آورند که مثلا ایامی مثل ایام نوروز را در باغ های رویایی و چند ده هکتاری فلان آقای خوش گذران در مناطق خوش آب و هوای شمال کشور سپری کنند!»

وی در ادامه می گوید: «درباره تجمل گرایی برخی ادارات و ارگان های دولتی گفتنی های زیادی وجود دارد که لازم است دولت نهم که شعار عدالت محوری را سرلوحه کارها و فعالیت های خود قرار داده به این مهم توجه ویژه ای اعمال کند.»

«مصطفی رستم خانی» کارشناس و صاحب نظر در علوم قضایی و استاد دانشگاه درباره تجمل گرایی و خوی اشرافی گری در میان برخی از مسئولان می گوید: «گرچه فساد اداری و مالی در دولت نهم در مقایسه با دولت های قبلی بسیار کمتر بوده است اما متأسفانه برخی از مسئولان به خوی تجمل گرایی و اشرافی گری عادت کرده اند و متأسفانه فراموش نموده اند که حضرت امام خمینی(ره) بارها بر پرهیز از کاخ نشینی تاکید فرمودند.»

این کارشناس علوم قضایی در ادامه می گوید: «باید شعار اصلاح الگوی مصرف ابتدا در دستگاه های دولتی و مسئولان قضایی عملی شود سپس وارد بدنه جامعه گردد، یعنی خود مسئولان باید به این نتیجه برسند که زندگی در سایه تجملات برخلاف دیدگاه های صریح ولی امر مسلمین می باشد و باید از آن پرهیز کرد، سپس همان مسئولی که اصلاح الگوهای مصرفی را در زندگی شخصی و مجموعه مدیریت اداری خود رعایت کرده آن وقت می تواند از مردم بخواهد که به اصلاح ساختارهای غلط مصرفی بپردازند، به تعبیر مقام معظم رهبری هیچگاه با دستمال کثیف نمی توان شیشه ای را پاک کرد.»

این استاد دانشگاه معتقد است مسئولانی که در ناز و نعمت و در اوج تجملات زندگی می کنند هیچگاه نمی توانند نظریه پرداز و تئوریسین مردم در اصلاح الگوهای مصرفی در جمعه باشند.


اصلاح زیرساخت ها

برخی از کارشناسان معتقدند که برای اصلاح الگوهای مصرفی باید اول از زیرساخت ها شروع کنیم و از کل به جزء بیاییم.

«علی رضا محمدی فرد» صاحب نظر و تحلیل گر مسایل اجتماعی می گوید: «الگوی مصرف را باید از کل به جزء اصلاح نماییم، یعنی در ابتدا باید زیرساخت ها را فراهم کنیم و به آموزش های لازم و تبلیغات صحیح بپردازیم که در این میان فرهنگسازی در اصلاح الگوی مصرف امری حیاتی و ضروری به نظر می رسد.»

این کارشناس مسایل اجتماعی در تشریح سخنان خود می گوید: «برای اجرای دقیق و همه جانبه شعار امسال به عزم ملی نیازمندیم، چرا که به عنوان مثال باید صنایع خودروسازی ما موظف به بهینه سازی شوند، وزارت نیرو ملزم به کاهش افت ناخواسته برق گردد، اداره آب ملزم به اصلاح روند انتقال آب و جلوگیری از هدر رفتن آب شود، پس از این مراحل آنگاه به مردم در صرفه جویی بنزین، برق، آب و نان و سایر مسایل دیگر تذکر داده شود.»

وی به رواج مصرف گرایی از سوی برخی تبلیغات رسانه ای اشاره می کند و می گوید: «متأسفانه در سال های اخیر روند تبلیغات کالا و خدمات در کشورمان به سوی مصرف گرایی سوق پیدا کرده و به نوعی تجمل گرایی را تبلیغ می کنند، از آگهی های رسانه ملی و مطبوعات گرفته تا پلاکاردهایی که در سطح شهر دیده می شود، همگی شهروندان را به خرید بیشتر تشویق می کند، گرچه برخی از این تبلیغات برای معرفی کالا و خدمات به مردم لازم و ضروری است اما باید اذعان داشت که نحوه تبلیغ برخی از کالاها بسیار افراطی است.»

«تورج کامیار» دانشجوی سال آخر کارشناسی ارشد رشته علوم ارتباطات از دیگر مخاطبان گزارش ما قرار می گیرد و می گوید: «اینکه رهبر معظم انقلاب فرمودند باید برای اصلاح الگوی مصرف ابتدا از دستگاه های دولتی شروع کنیم حرف کاملا بجایی است، چون وقتی در تبلیغات بانک ها می بینیم که روحیه حرص و به دست آوردن پول بی زحمت را تبلیغ می کنند، یا برخی از مسئولان ماشین های آنچنانی سوار می شوند... دیگر چگونه می توان انتظار داشت که مردم روحیه مصرف گرایی نداشته باشند.»


دولت پیشقدم در اصلاح الگوی مصرف

دکتر جواد آرین منش، نایب رئیس کمیسیون فرهنگی و نماینده مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی در گفتگو با سرویس گزارش روز کیهان ضمن اشاره به اینکه دولت در تحقق شعار امسال پیشقدم است، می گوید: «دولت در چند مورد مهم مثل آب، برق، گاز، بنزین، نان، دارو و... متمرکز شده و شخص رئیس جمهور نیز این مصادیق را مشخص کرده اند تا به اصلاح الگوی مصرف این موارد بپردازند، از همه مهمتر رئیس دولت نهم کاهش مصارف دولتی در ادارات و ارگان ها را مورد تأکید قرار دادند که در این باره اگر دولت موفق شود ابتدا الگوهای مصرفی را در بدنه خود اصلاح کند بدون شک می تواند به خوبی هدایت مردم در جهت سطح بهره وری و کاهش اسراف را به دست بگیرد.»

نایب رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی به نقش تعیین کننده دولت اشاره می کند و می گوید: «دولت می تواند با برنامه ریزی درست در تحقق نامگذاری سال 8831 نقش محوری را ایفا کند، به عنوان مثال مراکز مهمی مثل آموزش و پرورش و آموزش عالی تحت مدیریت و نظارت دولت است و دولت می تواند با ارایه برنامه های کارشناسی شده مراکز آموزشی را در راستای آموزش اصلاح الگوهای مصرف به جامعه بسیج کند.»

حجت الاسلام والمسلمین غلامرضا مصباحی مقدم، نماینده مردم تهران و رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی نیز در این باره می گوید: «باید فرهنگ مصرف برای جامعه امروز ایران طراحی و تعریف کنیم و آن را بر کشور حاکم نماییم، چرا که در حال حاضر فرهنگی که بر مصرف در کشور ما حاکم است فرهنگ مسابقه مصرف بی رویه است و معمولا چشم و هم چشمی ها غالب است و حتی در اداره ها و ارگان های دولتی، هر اداره ای که مصرف بیشتری داشته باشد گویا برای خود نشان افتخاری کسب کرده است.»

رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس بر اصلاح فرهنگ مصرف در جامعه تاکید می کند و معتقد است که اصلاح الگوهای مصرف نیازمند گذشت زمان است.

اما کمیسیون فرهنگی مجلس در هفته گذشته بیانیه ای را در این باره صادر کرد و بر تقویت فرهنگ صحیح مصرفی در جامعه تاکید نمود. بخشی از این بیانیه را بخوانید: «تکیه و تاکید بر بعد فرهنگی الگوی مصرف اگر چه لازم است اما کافی نیست و صحیح در امور کلان کشور و برنامه ریزی های درازمدت و میان مدت و تصویب قوانین مناسب و از جمله استفاده از اهرم های قیمت گذاری منطقی و عادلانه و عاقلانه قطعا ضروری است، اکنون پس از ذکر این نکات یادآور می شویم که در فرهنگسازی برای اصلاح الگوی مصرف همه دستگاه ها و مؤسسات و سازمان ها و افرادی که مسئولیت و نقش فرهنگی دارند مخاطب پیام حکیمانه و دلسوزانه رهبری هستند...»


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 2:17 AM - روز پنج شنبه 22 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

ورود به دهأ چهارم انقلاب با شعار اصلاح الگوی مصرف و عملیاتی شدن همه جانبه آن نقطه عطفی در مسیر توسعأ پایدار ایران اسلامی محسوب می شود، چرا که امروزه با توجه به بحران های مالی وسیعی که دامنگیر کشوظرهای پیشرفته غربی شده و اقتصاد آنان را در رکود و سقوط قرار داده، دست یافتن به شیوه های نوین صرفه جویی در مصرف به خوبی می تواند از اشاعأ این بحران در کشورمان و نفوذ آن در سطوح مختلف اقتصادی و اجتماعی جلوگیری نماید.

با این حال تدبیر مدبرانه و هوشمندانه رهبر معظم انقلاب در نامگذاری سال 8813 به اصلاح الگوی مصرف تکلیف شرعی و انقلابی و وظیفأ دینی و اسلامی مردم و مسئولان را دو چندان می کند، چون از یک طرف مسئولان دستگاه های اجرایی و قانونگذاری را موظف به ارایأ الگوهای خاصی از شیوه های مصرف می کند و از طرف دیگر مردم نیز موظف به رعایت دستورالعمل های مصرفی در جلوگیری از اسراف و تجمل گرایی و زیاده روی های بی مورد خواهند بود.

بدون شک اصلاح الگوهای غلط مصرفی که در لایه های اجتماعی جامعأ ایرانیان رخنه کرده به خوبی می تواند راه رسیدن به توسعه پایدار را هموار نماید و از همه مهمتر با دست یابی به شیوه های صحیح مصرفی، بحران های اقتصادی جهانی نیز هیچگونه تهدیدی برای کشورمان نخواهد بود.

گرچه در هفته های اخیر مسئولان دولتی و نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی به تشکیل جلسات مختلفی در راستای اصلاح الگوهای مصرفی پرداختند و هرکدام به نوعی به دنبال ارایأ راهکاری مناسب در این باره بودند اما شرایط کنونی جامعه ایجاب می کند تا هرچه سریعتر معیارها و چارچوب های خاصی در این زمینه تهیه و تدوین شود تا مردم سال جدید را با توجه به آن معیارها در نحوأ مصرف کالا و خدمات آغاز کنند.


اسراف در حامل های انرژی

در کشورمان یکی از مسایلی که در صدر آمار مصرف گرایی و اسراف قرار دارد حامل های انرژی هستند، به گونه ای که در مصرف بنزین، برق، آب و نان با آمارهای نجومی و غیرقابل باوری روبرو هستیم.

اگر نگاهی گذرا به آمارهای موجود بیندازید خواهید دید که کشورمان در مصرف انرژی رتبأ اول تا سوم را در جهان دارد.

به عنوان مثال، طبق آمارهای موجود ایران سومین کشور در ارایأ بنزین آزاد در جهان محسوب می شود و از نظر پرداخت یارانه بنزین مقام اول را در میان سایر کشورها داراست.

براساس این آمار، بیش از 63 درصد کل مصرف بنزین خاورمیانه در ایران مصرف می شود و متوسط مصرف بنزین خودروها درحدود 11 لیتر اعلام شده در حالی که خودروها در کشور فرانسه 9/1، ژاپن 5/2، انگلیس 5/3، کانادا 5/6 و آمریکا نیز 3/7 لیتر در روز مصرف بنزین دارند، این در حالی است که در ایران هر 01 سال یکبار میزان مصرف سوخت 2 برابر می شود. همچنین طبق گفته معاون وزیر بازرگانی، سرانه مصرف نان در ایران حدود 061 کیلوگرم است که به نسبت کشورهای اروپایی بیش از 2 تا 3 برابر است.

همچنین در مصرف آب آشامیدنی ایرانیان 07درصد بیشتر از جهانیان مصرف دارند و در مصرف گاز طبیعی پس از آمریکا و روسیه در رتبه سوم قرار دارد.


فرهنگسازی و قانون

بسیاری از کارشناسان و صاحب نظران بر این عقیده اند که باید در کنار ارایأ قوانین لازم در اصلاح الگوهای مصرفی، به فرهنگسازی در جامعه نیز بپردازیم. دکتر علی اصغر کریم پور، کارشناس علوم اجتماعی و استاد دانشگاه در این باره می گوید: «تغییر رفتارهای غلط مصرفی در جامعه که به صورت عادت به مردم تحمیل شده بدون زمینه و بستر فرهنگی امکان پذیر نیست، به عنوان مثال فردی که از دوران کودکی تا نوجوانی و جوانی آموخته است تا در یک زمینه اسراف کند و مصرف بی رویه داشته باشد، اینک این نوع رفتار به یک سبک خاص زندگی او تبدیل شده که برای تغییر این روش لازم است به فرهنگسازی در این باره بپردازیم، چرا که چنین شیوأ رفتاری در باورهای برخی از مردم ریشه دوانده که برای قطع این ریشه قبل از اعمال قانون باید به آموزش شیوه های صحیح مصرفی روی آوریم و مردم را با روش ها و الگوهای درست آشنا نماییم.»

این جامعه شناس به شیوه های زندگی در جامعأ ایرانی اشاره می کند و می گوید: «به عقیدأ من قبل از اینکه به قانون و اعمال مواد قانونی در برخورد با افراد مسرف بپردازیم باید از طریق رسانه های گروهی خصوصا رسانه ملی و مطبوعات سبک های زندگی صحیح را به مردم بیاموزیم، چون اسراف، زیاده روی، تجمل گرایی و در عین حال قناعت، دقت در شیوأ مصرف و پرهیز از اسراف همگی سبک ها و روش هایی از زندگی هستند، حال برخی ها براساس شرایط محیط خانوادگی به اسراف و تجمل گرایی عادت کرده اند و برخی دیگر قناعت و دقت در مصرف را برگزیده اند، در این میان مسئولان با ارایه راهکارهای صحیح در نحوه مصرف باید عادت های غلط که متاسفانه در بطن و لایه های ظریف و حساس اجتماع ما رخنه کرده را از میان بردارند و مردم را متوجه غلط بودن چنین سبک زندگی روزمره ای نمایند، که این مهم بدون فرهنگسازی محقق نخواهد شد.»

این استاد دانشگاه به جنبه های فرهنگی پیام نوروزی مقام معظم رهبری اشاره می کند و می گوید: «نحوه مصرف در هر خانواده ای نشان از نوع تربیت، فرهنگ، اخلاق و سبک زندگی آن خانواده دارد و آن فرد یا افراد چنین شیوه مصرفی را به عنوان یک بینش و باور پذیرفته اند، حال باید با ارایه فرهنگ صحیح مصرفی به جامعه، فرهنگ های غلط را از میان برداریم، چرا که جنبه فرهنگی اصلاح الگوی مصرف مهم و ضروری است و باید دستگاه های فرهنگی در این باره برنامه هایی داشته باشند.»

اما خانم اعظم زرکانی، آسیب شناس اجتماعی به جنبه دیگر فرهنگسازی می پردازد و نقش زنان در خانواده های ایرانی در اصلاح الگوهای مصرفی را بسیار با اهمیت می داند و می گوید: «زنان به لحاظ اینکه بیش ترین هزینه ها را در خانواده مدیریت می کنند نقش موثری در خرید لوازم خانه و اصلاح الگوهای مصرفی دارند.»

وی می گوید: «بسیاری از زنان فقط به خاطر اینکه از اطرافیان خود کم نیاورند از هیچ تلاشی در نو کردن وسایل زندگی دریغ نمی کنند و گاهی زندگی را هم برای خود و فرزندانشان تلخ می کنند، در بسیاری از خانواده ها نیز خیلی از وسایل فقط به خاطر اینکه از مد افتاده با وسایل جدید تعویض می شود در حالی که این وسایل هنوز کارایی سابق را دارند.»

زرکانی به فرهنگ اسراف در برخی خانواده ها اشاره می کند و می گوید: «اسراف در برخی از خانواده ها به خصوص در مصرف موادغذایی در مهمانی ها بسیار به چشم می خورد به صورتی که این اسراف ها به امری عادی برای بسیاری از خانواده ها درآمده است. این در حالی است که زنان به عنوان مهمترین عناصر در خرج و مخارج و هزینه های زندگی در خانه باید با الگوسازی برای خود و فرزندانشان از ترویج اسراف جلوگیری کنند، چرا که اگر اسراف به صورت یک امر عادی تلقی شود خسارت زیادی به سرمایه های ملی در آینده ای نزدیک خواهد زد.»

این آسیب شناس اجتماعی در ادامه می گوید: «اصلاح الگوی مصرف به ویژه در خانواده ها نیازمند زمانی طولانی است، چرا که کار در این زمینه نیازمند فرهنگسازی در همه ابعاد است، گرچه فرهنگ سازی در اصلاح الگوی مصرف یک شبه و با برنامه ریزی کوتاه مدت جواب نمی دهد و باید در این زمینه اهداف بلند مدت مدنظر کارشناسان و مسئولان قرار گیرد.»


نهادهای مرتبط با فرهنگسازی

یکی از مواردی که به ترویج فرهنگ مصرف گرایی در جامعه منجر می شود چشم و هم چشمی و تجمل گرایی است.

جامعه شناسان معتقدند که مدیریت زنان در خانواده های ایرانی نقش مهم و موثری در اصلاح الگوهای مصرفی دارد.

امرالله امانی، جامعه شناس و استاد دانشگاه در این باره می گوید: «تجمل گرایی عامل عمده زیاد مصرف کردن و عامل بازدارنده مهمی در درست مصرف کردن است، با این حال اگر اقشاری که گرفتار تجمل گرایی هستند متقاعد به درست مصرف کردن شوند حدود 07 تا 08 درصد راه بی رویه مصرف کردن در کشورمان اصلاح می شود.»

این جامعه شناس به نقش فرهنگسازی در اصلاح الگوهای مصرفی در جامعه اشاره می کند و می گوید: «فرهنگسازی را نوع پیشرفته جامعه پذیری می دانیم، در نتیجه چند بستر، نهاد یا چند ساختار باید بحث فرهنگسازی را پیگیری کنند.»

وی با بیان اینکه در این راستا ابتدا باید ساختارهایی را که این وظیفه را برعهده دارند شناسایی کنیم، می گوید: «اولین نهادی که می تواند در این زمینه موثر عمل کند خانواده است، بر این اساس ما می توانیم اعضای خانواده به ویژه دختران را از همان سنین پایین به درست مصرف کردن و دوری از تجمل گرایی عادت دهیم و این روند را با توجه به بالا رفتن سن کودک، نوجوان و جوان می توانیم در حوزه های مختلف ادامه دهیم.»

وی می گوید: «دومین نهادی که بیشتر بچه ها در سنین مختلف با آن درگیر هستند و می توانیم در این عرصه نیز فرهنگسازی های لازم را انجام دهیم وزارتخانه های آموزش و پرورش و علوم، تحقیقات و فناوری هستند.»

این جامعه شناس به نقش آموش و پرورش و آموزش عالی درارایه الگوهای صحیح مصرفی اشاره می کند و می گوید: «معلمان در مدارس می توانند برای دختران و پسران کودک و نوجوان شیوه های درست مصرف کردن را بیان کنند، همچنین می توان یکی از درس ها را به اصلاح الگوی مصرف اختصاص داد تا از این طریق بتوان بچه ها را به درست مصرف کردن عادت داد، از طرفی هم نباید از نقش تاثیرگذار مراکز آموزش عالی و دانشگاه ها در تدریس شیوه های الگوی مصرف غافل بود.»


ضرورت اصلاح ساختارهای مصرفی

بسیاری از شیوه های غلط مصرفی در جامعه امروز ما به عنوان یک فرهنگ نهادینه شده به بخش جدا نشدنی شیوه های زندگی برخی ها مبدل شده است که در این میان لازم است با برنامه ریزی های صحیح این شیوه های غلط اعلام گردد.

دکتر حمیدرضا حاجی بابایی، عضو هیئت رئیسه و نماینده مردم همدان در مجلس شورای اسلامی می گوید: «اصلاح الگوی مصرف یکی از ضروریات جامعه کنونی ایران اسلامی محسوب می شود و امروزه به عنوان یک نیاز عینی و ملموس کاملا قابل درک است و در واقع تیزبینی و درایت رهبر معظم انقلاب در نامگذاری سال جدید با این عنوان قابل ستایش است.»

عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی می گوید: «در سال جاری برنامه پنجم توسعه مصوب خواهد شد و باید در این سال مطابق با الگوهای صحیح مصرفی به تصویب قوانین جامع و کاملی در این زمینه بپردازیم.»

عزت الله اکبری، رئیس کمیسیون صنایع و معادن مجلس نیز در این باره می گوید: «اصلاح با تغییر بسیار تفاوت دارد و در اصل اصلاح به معنای صرفه جویی در تمام زمینه ها از جمله اقتصادی و اجتماعی است و انتخاب این عبارت نشانه هوشمندی و درایت مقام معظم رهبری است، چرا که تاکید معظم له بر اصلاح الگوی مصرف در شرایط امروز جامعه بسیار حساس و مهم به نظر می رسد.»

رئیس کمیسیون صنایع و معادن مجلس با اشاره به اینکه الگوهای مصرفی جامعه باید به خوبی اصلاح شوند، می گوید: «مردم در کنار دولت و مجلس باید اصلاح الگوهای مصرفی را سرلوحه برنامه های خود قرار دهند و در اجرای هرچه بهتر آن بکوشند، چرا که امسال بیش از هر زمان دیگری به اصلاح الگوهای مصرف در جامعه نیازمندیم.»

کارشناسان مسایل اجتماعی معتقدند که الگوی مصرف در هر جامعه ای بخشی از نظام ارزشی و هنجاری حاکم بر آن اجتماعی است که می تواند گوشه ای از هویت فرهنگی مردمان آن سرزمین را نشان دهد.

برهمین اساس جامعه شناسان می گویند که الگوهای مصرف به خودی خود هویت ساز است اما در صورت انحراف از وضع مطلوب می تواند هویت سوز باشد، با این حال باید اذعان داشت که جامعه امروز ایران با فاصله گرفتن از الگوهای مطلوب مصرفی به نوعی به الگوی وارداتی هویت سوز گرایش پیدا کرده است که در این میان نامگذاری سال جدید به اصلاح الگوی مصرف بسیار به موقع و به جا بوده است و باید مردم و مسئولان تدابیر ویژه ای را برای دستیابی به شیوه های درست مصرفی در جامعه اتخاذ نمایند.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 2:16 AM - روز پنج شنبه 22 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 
 
نويسنده: ايرج - نظافتي

منبع: روزنامه کیهان


 
 

«اصلاح الگوی مصرف» نامی است که رهبر معظم انقلاب بر سال 1388 نهاد و با تدبیر مدبرانه و هوشمندانه مردم ایران اسلامی را به سمت اصلاح ساختارهای مصرفی در سال جدید فرا خواندند.

با این حال پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب را می توان نقطه عطفی در مناسبات اقتصادی داخلی ایران عنوان کرد که مردم را به پرهیز از اسراف و مصرف گرایی رهنمون می شود.

بر همین اساس نکته ای که قابل بحث و بررسی به نظر می رسد این است که باید از سوی دستگاه های اجرایی کشور معیارهایی طراحی و تدوین شود تا بتوان بر آن اساس الگوهای مصرفی در جامعه مشخص گردد و حد و مرزهای اسراف، تجمل گرایی و مصرف زدگی اعلام شود.

مقام معظم رهبری در سخنان حکیمانه خود در پیام نوروزی امسال مصادیقی را از مصرف زدگی در جامعه ایران عنوان نمودند، ولی باید اذعان داشت تا وقتی که هدف واقعی و معنای حقیقی اصلاح الگوی مصرف برای مردم و سایر مسئولان دستگاه های اجرایی، قضایی و قانونگذاری تبیین و تشریح نشود، بدون شک توفیقی نیز در این زمینه حاصل نمی گردد.

در سه شماره گزارش روز کیهان به بررسی و واکاوی ابعاد مختلف پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب پرداخته ایم.


دغدغه های رهبری در پیام نوروزی

رهبر معظم انقلاب سال 1388 را سالی مهم خواندند و با ابراز امیدواری درباره غلبه قدرت ایمانی ملت ایران بر همه حوادث و تحولات این سال افزودند: «با توجه به اهمیت حیاتی و اساسی مصرف مدبرانه و عاقلانه منابع کشور، سال جدید را در همه زمینه ها و امور، سال اصلاح الگوی مصرف می دانم.»

ایشان در تشریح زمینه هایی که نیازمند تغییر و تحول جدی است به موضوع اسراف های شخصی و عمومی به مصرف بی رویه منابع مختلف کشور اشاره کردند و افزودند: «اسلام عزیز و همه عقلای عالم بر این نکته تاکید می کنند که مصرف باید مدبرانه و عاقلانه مدیریت شود.»

رهبر معظم انقلاب تاکید کردند: «همه ما بخصوص مسئولان قوای سه گانه، شخصیت های اجتماعی و آحاد مردم باید در سال جدید در مسیر تحقق این شعار مهم، حیاتی و اساسی یعنی اصلاح الگوی مصرف در همه زمینه ها، برنامه ریزی و حرکت کنیم تا با استفاده صحیح و مدبرانه از منابع کشور مصداق برجسته ای از تبدیل احوال ملت به نیکوترین حال ها ظهور و بروز یابد.»

اما درباره پیام نوروزی رهبر انقلاب اسلامی برخی از کارشناسان و صاحب نظران دیدگاه های متفاوتی را مطرح می کنند که هر کدام در جای خود قابل تامل و بررسی است.


تشکیل ستاد اصلاح الگوی مصرف

برای اصلاح الگوهای مصرفی در جامعه نیازمند قوانین و مقرراتی هستیم تا بتوان در سایه آن ساختارهای صحیح مصرفی را در جامعه اسلامیمان نهادینه کنیم.

دکتر محمدرضا حیدری، روانشناس و استاد دانشگاه در گفت وگو با سرویس گزارش روز کیهان به ضرورت تشکیل ستادی در زمینه اصلاح الگوی مصرف اشاره می کند و می گوید: «با توجه به بحران های بزرگ اقتصادی که دامنگیر کشورهای توسعه یافته غربی شده، نامگذاری سال جدید به نام «اصلاح الگوی مصرف» به نوعی از درایت و هوشمندی رهبر فرزانه انقلاب حکایت می کند، اما در این باره مسئولان دولتی باید تدابیری بیندیشند تا نه تنها برخی از الگوهای غلط مصرفی در جامعه اصلاح شود بلکه قوانینی تصویب و به مرحله اجرا بگذارند تا چارچوب های مصرفی را برای مردم و سایر مسئولان و دستگاههای دولتی تبیین و تعریف کند و خط و خطوط های مصرف صحیح و ناصحیح مشخص شود.»

این استاد دانشگاه در ادامه می گوید: «به عقیده من در وهله اول باید ستادی را تشکیل دهیم تا بر همان اساس به تعیین شاخص ها، نوع مصرف و ارزیابی عملکرد ها بپردازیم، یعنی اگر ستادی را در این زمینه تشکیل دهیم که بتواند معیارهای مصرفی را طراحی، تدوین و هدایت کند قطعا در تحقق عینی عنوان سال جدید موفق تر خواهیم بود.»

خانم دکتر فاطمه نظری نیا، جامعه شناس و استاد دانشگاه نیز ضمن تاکید بر تشکیل ستادی جهت تحقق بخشیدن به عنوان سال جدید می گوید: «وقتی که برای عملیاتی شدن یک امر مهمی مثل اصلاح الگوهای مصرفی جامعه یک محوریت، مرکزیت یا ستادی واحد وجود داشته باشد بدون شک رسیدن به اهداف تعیین شده و پاسخ به دغدغه های رهبری سهل و آسان خواهد بود.»

این جامعه شناس می گوید: «یکی از وظایف مهمی که باید برعهده این ستاد نهاده شود ارائه راهکارهای صحیح مصرفی و تعیین اولویت ها و در پایان نیز ارزیابی سطح کمی و کیفی عملکرد دستگاه های مختلف دولتی و غیردولتی است، از طرفی هم باید مراقب بود تا این ستاد با مدیریتی منسجم و درست راه را به بیراهه نرود.»

نظری نیا به ضرورت نظارت دقیق دولت بر رفتارهای مصرفی جامعه اشاره می کند و می گوید: «مسئولان دولتی هرچه سریعتر باید راهکارهایی را در اختیار مردم قرار دهند تا هم به اصلاح الگوهای مصرفی بینجامد و هم برنامه هایی را ارائه کند تا مردم براساس آن به شیوه نوینی از الگوهای مصرفی دست یابند.»


نبود الگویی مناسب در شیوه های مصرف

امروز با این واقعیت انکارناپذیر روبرو هستیم که الگویی مشخص و واحد برای مصرف در اختیار نداریم و بیشتر به الگوهایی قدیمی بسنده می کنیم که در این برهه از زمان کارآمدی خود را از دست داده است، همین مسئله سبب شده تا ایران در الگوی مصرف آب آشامیدنی 70درصد بیشتر از الگوهای جهانی باشد و در زمینه مصرف برق نیز در ردیف نوزدهمین کشور پرمصرف در جهان قرار بگیریم، به گونه ای که گفته می شود سرانه مصرف آب در ایران پنج برابر سرانه مصرف جهانی است.

همچنین گفته می شود ایران پس از آمریکا و روسیه در رتبه سوم مصرف گاز طبیعی در جهان قرار دارد که با ادامه چنین روندی در سال آینده، ایران به یک مصرف کننده بزرگ گاز طبیعی در جهان تبدیل خواهد شد.

در این باره شواهد و قرائن حکایت از نبود الگوهای صحیح مصرفی در جامعه ایرانیان دارد که رهبر معظم انقلاب با هوشمندی خود با نام گذاری سال اصلاح الگوی مصرف بر ارائه راهکارهای اصولی در این باره تاکید فرمودند.


کمیته ویژه اصلاح الگوی مصرف

پس از نامگذاری سال جدید از سوی رهبری، تحرکات خوبی در میان مسئولان دولتی و مجلس دیده می شود از جمله آنها تشکیل کمیته ای ویژه در کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در راستای اصلاح الگوی مصرف است.

ستار هدایت خواه، مخبر کمیسیون فرهنگی و نماینده بویراحمد در مجلس ضمن اعلام این خبر می گوید: «در کمیسیون فرهنگی کمیته ویژه ای در راستای اصلاح الگوی مصرف تشکیل شده که آسیب شناسی وضعیت فرهنگ مصرف در جامعه از مهمترین پیشنهادات مطرح شده در این کمیسیون است.»

وی می گوید: «اعضای کمیسیون فرهنگی به این نتیجه رسیدند که باید کاری کرد تا پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب که بسیار کاربردی و مهم است تحقق عملی و واقعی پیدا کند، بر همین اساس اعضای این کمیسیون بر این موضوع تاکید کردند که مصادیق صرفه جویی و اصلاح الگوی مصرف باید مورد توجه قرار و نیز اقدامات لازم در خصوص فرهنگ سازی این موضوع توسط دستگاه های مختلف تبلیغی، رسانه ای و مطبوعات صورت بگیرد، همچنین در این کمیسیون تاکید شد که باید کاری کرد تا پیام نوروزی رهبری صرفا یک پیام توصیه ای نباشد بلکه دارای ضمانت اجرایی باشد.»

مخبر کمیسیون فرهنگی مجلس در زمینه پیشنهادات این کمیسیون در راستای اصلاح الگوی مصرف می گوید: «مضمون این پیشنهادات تشکیل یک کمیته ویژه ای برای آسیب شناسی وضعیت فرهنگ مصرف است که راهکارهای عملی برای این فرهنگسازی نیز در بیانیه این کمیسیون آمده است و به نهادهای ذیربط نیز ارسال خواهد شد.»


ضرورت فرهنگسازی

کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در بیانیه خود که چند روز قبل منتشر شد اصلاح الگوهای مصرف را نیازمند فرهنگسازی دانسته است.

دکتر جواد آرین منش، نایب رئیس کمیسیون فرهنگی و نماینده مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی در گفت وگو با سرویس گزارش روز کیهان می گوید: «بیشترین تاکید ما در کمیسیون فرهنگی بر ضرورت فرهنگسازی مبذول شده و به ابعاد فرهنگی اصلاح الگوی مصرف پرداخته ایم، چرا که معتقدیم فرهنگ ایرانی اسلامی ما می تواند بسترساز این حرکت عظیم ملی و دینی باشد.»

نایب رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس در ادامه همین بحث می گوید: «در فرهنگ سازی اصلاح الگوهای مصرف رسانه ملی، مطبوعات، نهادهای دینی، تریبون های نمازجمعه و جماعات و مراکز فرهنگی، دینی و تبلیغاتی می توانند در جهت تبیین اهمیت این موضوع نقش مهمی را ایفا کنند، چرا که توجه دادن مردم به باورهای مذهبی برای پیشگیری از اسراف و درست مصرف کردن می تواند ما را در تحقق بخشیدن به عنوان سال 1388 رهنمون شود.»

نماینده مردم مشهد به نقش هنرمندان در اشاعه فرهنگ درست مصرفی اشاره می کند و می گوید: «نقشی که هنرمندان می توانند با ابزارهای هنری مثل فیلم، سریال، هنرهای تجسمی یا نقاشی و... داشته باشند. بسیار حائز اهمیت است، در کنار این موارد باید به جایگاه مهم آموزش و پرورش و آموزش عالی و همچنین آموزش خانواده در محیط های شهری و روستایی هم اشاره کرد که هر کدام از این موارد به خوبی می توانند ما را به این هدف نزدیک کنند.»

نایب رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در پاسخ به این سؤال که آیا موافق تشکیل ستاد یا مرکزیتی برای تحقق بخشیدن به عنوان سال جدید هستید، می گوید: «به عقیده من پیشنهاد تشکیل ستاد یا مرکزیتی که بتواند شاخص هایی را تعیین کند و به ارزیابی عملکردها و ارایه راهکاری مشخص و واحد بپردازد امر مفیدی است و می تواند در این راستا چنین ستادی فعال گردد.»

حجت الاسلام والمسلمین غلامرضا مصباحی مقدم، رئیس کمیسیون اقتصادی و نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی نیز با اشاره به پیام نوروزی مقام معظم رهبری می گوید: «پیام نوروزی مقام معظم رهبری در خصوص لزوم اصلاح الگوی مصرف در واقع فرهنگسازی است و اصلاح فرهنگ مصرف باید به صورت گسترده و در همه ابعاد تحقق یابد.»

مصباحی مقدم همچنین به سخنان رهبر معظم انقلاب در نوروز امسال در شهر مشهد مقدس اشاره می کند و می گوید: «آنچه که رهبری به مناسبت آغاز سال جدید در شهر مشهد مقدس فرمودند بحثی فراگیر است و نباید آن را به یک طرح یا لایحه محدود کرد و مسایلی چون تحول اقتصادی و هدفمند کردن یارانه ها که از سال گذشته در دست بررسی است بخش کوچکی از اصلاح الگوی مصرف در حوزه انرژی است.»

دکتر محمدحسین فرهنگی، نایب رئیس کمیسیون برنامه و بودجه و نماینده مردم تبریز هم ضمن اعلام این خبر که بررسی راهکارهای اصلاح الگوی مصرف در دستور کار همین هفته کمیسیون برنامه و بودجه قرار دارد، می گوید: «اصلاح الگوی مصرف نیاز به راهکارهایی دارد و بر این اساس کمیسیون برنامه و بودجه دو نشست در این هفته برگزار خواهد کرد که به بررسی این راهکارها خواهد پرداخت.»

با این حال باید اذعان داشت که در سال جدید ارایه راهکارهایی درست و اصولی برای الگوهای مصرفی جامعه از سوی نهادهای قانونگذاری و اجرایی لازم و ضروری به نظر می رسد و باید مسئولان مربوطه در این زمینه اهتمام کنند تا سال اصلاح الگوی مصرف تحقق عینی و نمود بارزی داشته باشد.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 2:13 AM - روز پنج شنبه 22 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 



 
 
   ● نويسنده: محسن - مهديان

منبع: هفته نامه - پنجره - 1388 - شماره 1 - تاريخ شمسی نشر 00/00/1388


 
 

اصلاح الگوی مصرف باید با اصلاح فهم شایع و تصور رایج از مصرف در بین برنامه‎ریزان و مسئولین آغاز شود.

با نام‎‎گذاری سال جدید به نام سال اصلاح الگوی مصرف، صدا و سیما با دعوت از دولت‎مردان اقتصادی راه‎کارهای اصلاح این الگو را مورد ارزیابی قرار داد.

در این برنامه‎ها، نمایندگان دولت به طور صریح یا ضمنی، اجرای یارانه‎‎های نقدی و واقعی‎سازی قیمت‎ها را مؤثرترین راه و برنامه دولت، در اصلاح الگوی مصرف دانسته‎اند.

به فهم نگارنده دعوت از اقتصاددانان و وزرای اقتصادی، جهت تبیین چرایی اصلاح الگوی مصرف و از سویی طرح واقعی‎سازی قیمت‎ها و تمرکز بر روش‎های قیمتی در جهت اصلاح مصرف‎زدگی، ناشی از تلقی و تصویری سطحی‎ از انگاره «مصرف» در میان مسئولین و برنامه‎ریزان است.

آن‎چه طی یک ماه گذشته از زبان کارشناسان اقتصادی و مسئولین در خصوص راه‎کارهای اصلاح الگوی مصرف بیان شده، بیشتر حول یک موضوع است و آن واقعی‎سازی قیمت کالاهاست.

به نظر این کارشناسان اسراف و اتلاف و تبذیر در استفاده از کالاهایی مثل آب، برق، گاز، بنزین، نان و یا هر چیز دیگر بیشتر ناشی از قیمت پایین این قبیل کالاها است و به تعبیری با افزایش قیمت‎ها است که مصرف کاهش می‎یابد. اگرچه در کارایی این روش گفتنی‎ها بسیار است اما این گفتار نقد روش‎های قیمتی در اصلاح الگوی مصرف نیست.

آن‎چه مورد توجه به نظر می‎رسد این ‎است که این قبیل راه‎کارها ناشی از یک برداشت لایه‎ای و سطحی از «الگوی مصرف» است.

اصلاح الگوی مصرف باید در چارچوب نگاه سیستمی به مصرف دنبال شود. مصرف در روزگار ما در درون روندهای اجتماعی و فرهنگی دیده می‎شود که شامل نشانه‎ها و نمادهای فرهنگی و هویتی است، نه صرفا یک موضوع اقتصادی منفعت‎جویانه. اگرچه این به معنای بی‎اهمیتی عوامل اقتصادی نیست، اما این‎که نقطه آغاز در اصلاح الگوی مصرف را کجا ببینیم به این تلقی مرتبط است. امروزه کمتر جامعه‎ای است که الگوهای مصرفی را به تعبیر کینز، در وضعیت اقتصادی و درآمدی خانوار ببینید.

با پایان گرفتن جنگ جهانی دوم که اهمیت مصرف به چشم آمد، جامعه‎شناسان و فلاسفه بیش از اقتصاددانان به مقوله مصرف توجه کردند. از سوی دیگر، مطالعات تجربی نیز تغییر اساسی در روابط علی - معلولی میان مصرف و اقتصاد را نشان می‎دهد.

به گفته «بوردیار» مصرف دیگر تنها ارضای یک دسته از نیازهای زیستی نیست، بلکه متضمن نشانه‎ها، نمادها ایده‎ها و ارزش‎هاست. همچنین به تعبیر بوردیار، مصرف در دوران جدید روندی است که در آن خریدار کالا از طریق به نمایش گذاشتن کالاهای خریداری شده، به طور فعالی مشغول تلاش برای خلق و حفظ حس هویت است. به عبارتی دیگر افراد، هویت چه کسی بودن را از طریق آن‎چه مصرف می‎کنند ایجاد می‎کنند.

به گفته «رابرت باکاک» در کتاب «مصرف»، انسان مصرفی جدید، دیگر همانند فردی قدیمی‎ نیست که «ماکس وبر» در اثر خود درباره «کالوینیسم»، او را به عنوان مردی توصیف می‎کند که برای خرید اقلام نسبتا پیش‎پا افتاده‎ای نظیر پوشاک و زیورآلات، احمقانه خرج نمی‎کند؛ بلکه شخص مصرف می‎کند تا هویت داشته باشد.

مصرف‎کننده امروز به عنوان گروهی تعریف می‎شود که الگوی مصرف، نقش محوری را در زندگی‎شان بازی می‎کند. این الگوی مصرف هویت‎بخش است. وبلن در کتاب «نظریه طبقه مرفه» اعضای این گروه را تحلیل می‎کند و آنان را به مثابه طبقه جدیدی می‎بیند که می‎کوشند سبک زندگی طبقات بالاتر را تقلید کنند؛ وبلن از این مصرف به عنوان «مصرف متظاهرانه» یاد می‎کند.

«گی‎دبور» نیز در کتاب «جامعه نمایش» تلاش می‎کند نشان دهد که در جوامع مدرن، همه چیز در قالب نمایش‎ها تجلی می‎کند و هر آن‎چه مستقیما زیسته می‎شود، به بازنمود تقلیل می‎یابد.

به گفته او مصرف در دنیای جدید را باید در قالب جامعه نمایش تحلیل کرد. جامعه‎ای که همه چیز در آن کالا است و خود کالا نیز برای نمایش و تصویر استفاده و رد و بدل می‎شود.

در این نظام، اشیاء آن‎گونه که واقعا هستند مصرف نمی‎شوند، بلکه همواره به عنوان بازنمود چیزهای دیگر ظاهر می‎شوند.

به تعبیر او کالا آن چیزی نیست که ارزشش در خودش باشد.

به عنوان مثال امروزه دیگر پیراهن تنها یک تن‎پوش نیست بلکه وسیله‎ای نیز برای خودنمایی است. مصرف یک غذای خاص در یک رستوران مجلل متفاوت از مصرف آن در خانه است.

امروزه کالاها و خدمات سوای کیفیت طبیعی‎شان، دارای علائم رمزی هستند و شاخص‎های یک قطربندی اجتماعی محسوب می‎شوند. بر این اساس، پرسه‎زدن در پاساژهای بزرگ و به تعبیری شیشه‎لیسی مغازه‎ها، هویت‎ساز است و در قالب مصرف و نمایش این مصرف توسط پوشش، آرایش، مد، اتومبیل و موبایل و... نشان داده می‎شود.

این وضعیت را نمی‎شود و نباید تنها با کنش‎گران اقتصادی تحلیل کرد. امروز در کشور ما افرادی را مشاهده می‎کنیم که از الگوی مصرفی مشابهی تبعیت می‎کنند، بدون این‎که در طبقه اقتصادی یا اجتماعی یا منزلتی یکسانی قرار داشته باشند. تغییرات و تحولات مصرفی یک ایرانی، آن‎چنان به سرعت رخ می‎دهد که بعد از مدت کوتاهی طبقه فرهنگی و اجتماعی او تنها با مراجعه به سه‎جلدیش قابل شناسایی است.

در جامعه امروز، کالا و مصرف کالا از شکل سنتی خود خارج شده است. وقتی جلوی ویترینی می‎ایستیم، تنها با کالای صرف مواجه نیستیم، با رمز و نمادی از یک هویت و سلیقه خاص مواجهیم که اتیکت فروش آن وعده یک هویت جدید را به خریدار می‎دهد. وعده به رخ کشیدن و احساس (تأکید می‎شود احساس) تشخص.

چند روز پیش در خبرها آمده بود که رییس اتحادیه پرده فروشان گفته است که تقاضا در این بازار، بیشتر برای پرده‎های خارجی است که اساسا هیچ کاربرد پوششی ندارند.

پرده که زمانی صرف پوشش در حفظ مناسبات مذهبی بود، امروز زده می‎شود که از درون و بیرون خانه زیبا جلوه کند.

چادر ملی می‎آید که مظهری برای نمایش مذهبی‎های جامعه، در برابر موج سیل‎آسای مدهای جدید مانتو و غیره باشد.

کالای دارای «برند» نشانه شخصیت می‎شود و وزارت بازرگانی تلاش می‎کند که برندسازی را در میان تولید کنندگان داخلی گسترش دهد.

بیست درصد قیمت تمام شده یک کالا را هزینه بسته‎بندی آن می‎گیرد.

در مصرف لوازم آرایش در رتبه چهارم جهان قرار می‎گیریم و در جراحی زیبایی، مقام اول را کسب می‎کنیم.

هر میوه‎ای گران‎تر شود، بیشتر در مهمانی‎ها استفاده می‎شود. تولید صرفا برای مصرف است و مصرف صرفا برای نمایش.

در جامعه امروز باید میان مصرف و خرید تفاوت گذاشت. خرید به منظور استفاده از ارزش‎های مصرفی کالا است، اما مصرف به منظور اهمیت ارزش نمادین کالا نزد خریدار انجام می‎شود.

در خرید سنتی، فرد بین خود و مصرف یک ارتباط مستقیم زیستی می‎بیند، اما در مصرف مدرن، فرد بین خود و مصرف، یک ارتباط نهادی و ساختی (روان‎شناختی و جامعه‎شناختی) برای تمایز یافتن برقرار می‎کند.

انوع مصرف برای کسب منزلت است و برای ورود به یک طبقه خاص و عبور به یک طبقه بالاتر.

البته امروز نوع پسامدرن مصرف هم تعریف می‎شود. در این نوع مصرف، فرد یک ارتباط نمادین و سنبلیک بین خود و کالا می‎بیند. در این‎جا او نمی‎خواهد با مصرف کردن درون یک طبقه خاص قرار گیرد، بلکه تنها می‎خواهد متمایز شود، دیده شود و نمایش دهد. این نوع مصرف به قول «بودریار» کاملا تعدیل‎ناپذیر و نامحدود است.

در گذشته بین درآمد و مصرف، ارتباط مستقیم وجود داشت. مصرف ارتباط به ارزش‎ها و نگرش‎های افراد در طبقات مختلف نداشت، اما امروز چیزی به نام «نماد» وجود دارد. هرکس بتواند این نماد را کسب کند منزلت بدست آورده است.

بین مد و نماد نیز تفاوت است، مد را افراد می‎سازند که دارای ارتباط با طبقات اجتماعی هستند، اما نماد، ساخته فرد یا افراد نیست بلکه این نماد است که فردیت می‎سازد.

در این صورت‎بندی نیز کار فرهنگ تغییر می‎کند. چراکه هرچه سطح درآمد بالاتر رود، هزینه‎ها نیز به شیوه تصاعدی رشد می‎کند. در این صورت‎بندی مردم کار نمی‎کنند برای رفع نیاز، بلکه کار می‎کنند تا استطاعت خرید محصولات مصرفی را داشته باشند. به طوری که دیگر این تصور خریدن است که انگیزه کار ایجاد می‎کند.

بنابراین در قالب این فهم از مصرف، این درآمد نیست که الگوی مصرف را می‎سازد و نمی‎توان صرفا با تعدیل قیمت‎ها، مصرف را از طریق تغییرات تبعی درآمدی اصلاح کرد.

به تعبیری این مصرف نیست که در چارچوب روابط اقتصادی تعریف می‎شود. بلکه خود اقتصاد نیز متأثر از این مصرف متظاهرانه است.

بنابراین اصلاح الگوی مصرف بدون توجه به ماهیت مصرف در دنیای جدید ممکن نیست.

چه آن‎که مصرف در کشورهای در حال توسعه و در حال گذر مثل کشور ما از ابعاد پیچیده‎تری نیز برخوردار است. به عنوان مثال ما با انسانی سر و کار داریم که صبح‎ها با لباس سنتی از روستا راه می‎افتد، سوار بر مینی‎بوس‎هایی به سبک پاکستانی تزیین شده به شهر می‎آید، در دانشگاه درس می‎خواند که نظام ارزش‎گذاری مقراض دو تکه عرضه و تقاضا تعیین می‎کند و پس از آن نماز را در مسجد دانشگاه به جماعت برگزار می‎کند و بین الصلاتین هم از امام جماعت می‎شنود که ارزش در آسمان‎ها تعیین می‎شود و انسانی نیست. بعد با دوستان شهری خود از پاساژهای بزرگ شهر عبور می‎کند، و در میدان ولی‎عصر به سینمای کلاسیک می‎رود و در نهایت در حین بازگشت به روستای خود موسیقی محلی گوش می‎کند. شب‎هنگام نیز بعد از شنیدن اخبار مربوط به جنایات غزه، مسابقه قوی‎ترین مردان ایران را می‎بیند، در حالی‎که بانک تجارت ضمن اشاره به نیت‎های خیرخواهانه سپرده‎گذاران، بنز الگانس را وعده می‎دهد خوابش می‎برد و فراموش می‎کند که زنگ ساعت را برای به چرا بردن گوسفندان تنظیم کند.

اصلاح الگوی مصرف در شرایط فرهنگ چهل تکه سخت و زمان‎بر است. چراکه ما با هویت‎ها و خرده فرهنگ و دلبستگی‎های ثابت و همگنی مواجه نیستیم.

با خرده فرهنگ‎هایی مواجهیم که اولا مدام در حال تغییرند و ثانیا دارای تناقضات و تفاوت‎های جدی درونی هستند.

بنابراین قدم اول در این اصلاح، شناخت است. شناخت وضع موجود و وضع آرمانی و در نهایت نقشه راه.





ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 1:30 AM - روز پنج شنبه 22 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 شناخت و تحليل الگوي مصرف ملي، ازآن‌رو مهم است كه ما را در جهت‏گيري و سياست‏گذاري‏هاي كلان اقتصادي ياري مي‏كند؛ زيرا مصرف، بخش اصلي اقتصاد هر كشوري است.
بايد بدانيم نيروهاي اثرگذار بر الگوي مصرف ملي كشور چه هستند؟ آيا الگوي مصرف كنوني، جهت‏گيري توسعه‏اي دارد يا ضد توسعه است؟ ضعف‏ها و آسيب‏هاي اصلي الگوي كنوني چه هستند؟ چه راهكارهايي براي برطرف شدن اين ضعف‏ها وجود دارد؟
براي پاسخ به اين پرسش‏ها، در اين نوشتار، نخست آسيب‏هاي الگوي مصرف ايران را بررسي و سپس راهكارهايي براي تصحيح اين الگو معرفي مي‏كنيم.

يك ـ بالابودن سطح مصرف
مصرف، يكي از دو ركن اصلي تشكيل‌دهنده تابع درآمد ملي است. ركن ديگر اين تابع، پس‏انداز است كه اين دو با هم رابطه معكوس دارند؛ هر چه مقدار مصرف از درآمد ملي كمتر باشد، فرصت براي پس‏انداز و در نتيجه سرمايه‏گذاري بيشتر در جامعه فراهم مي‌شود.

الگوي مصرف جامعه ما در اين زمينه قابل تأمل است. نكته مهم آنكه، سهم مصرف از درآمد ملي بالاست. آمار موجود حاكي از آن است كه بيش از 80 درصد از درآمد ملي در سال‏هاي 1370 به بعد را خانواده‏ها و دولت مصرف كرده‌اند.

نامعقول بودن الگوي مصرف در كشور به ‌اندازه‌اي جدّي است كه برخي از مصارف در ايران، رشد بالاتري نسبت به مصرفي‏ترين كشورها دارد. براي نمونه، رشد مصرف فرآورده‏هاي نفتي در ايران در سال 1375 نسبت به سال قبل، 6.7درصد بوده است... . رشد مصرف فرآورده‏هاي نفتي در ايران حتي از ميانگين رشد مصرف در خاورميانه و جهان نيز بيشتر بوده است و اين در حالي است كه رشد مصرف در خاورميانه، به‌طور متوسط كمتر از 2.6 درصد بوده است.1

دو ـ مدگرايي
مد، يك هوس عمومي‌ است كه از ضعف‏هاي روحي انسان (احساس كمبود و حقارت، چشم‌وهم‏چشمي‌ و تمايل به اثبات برتري) سرچشمه مي‏گيرد و از آن بهره مي‏جويد.2

مدگرايي، انحرافي است كه بلاي جان جوامع بشري شده است. هرچند در گسترش مد، عامل رواني مصرف كننده بسيار اثرگذار است، عوامل اجتماعي و اقتصادي مانند تبليغات، عرضه بيش از حد كالا، ايجاد نياز به مصرف و از همه مهم‏تر تهاجم فرهنگي اثر فراوان دارد. بايد توجه كرد كه مد، كالاي نو عرضه نمي‏كند، بلكه تنها موجب تغيير شكل و مشخصات ظاهري كالا مي‌شود و هرچند به ظاهر در پي ارضاي سليقه‏هاي تنوع‌طلب است، مايه اتلاف وقت، پول و انرژي مصرف‌كننده مي‌شود. بنابراين، افزون بر لطمه زدن به اقتصاد خانواده، اقتصاد كشور را نيز به سمت وابستگي سوق مي‏دهد و مقدار قابل توجهي از درآمد ملي صرف آن مي‌شود. غالباً محور اين مصرف‏ها زنان هستند.


سه ـ اتكاي درآمد ملي بر نفت
درآمد ملي، عاملي اصلي در تعيين الگوي مصرف يك كشور است. اگر منابع تجهيز درآمد ملي، در عين متنوع بودن، از ثبات نسبي برخوردار باشند، مي‏توان الگوي مصرف مناسب و برنامه‏ريزي شده‏اي براي آن كشور تدارك ديد.

در ايران، درآمد ملي متكي بر درآمد نفت است. از طرفي، قيمت نفت تحت تأثير عواملي متعدد و غالباً سياسي است. در واقع، مي‏توان گفت در بازار جهاني، بيشتر صادركنندگان نفت به دلايلي نمي‌توانند قيمت كالاي راهبردي خود را تعيين كنند و بيشتر قيمت‏پذير هستند. بنابراين، مصرف و سرمايه‏گذاري و ديگر عوامل اقتصادي كشور ما كه از درآمد ملي اثر مي‌پذيرند، با نوسان قيمت نفت دچار نوسان مي‏شوند.

چهار ـ مصرف نمايشي و پرستيژي
مصرف‌زدگي در ايران نوعي تفكر جديد و تجدد به شمار مي‏آيد و به تعبير چارلز هَندي: "حتي منشور پر لاف و گزاف شهروند انگليسي [در اينجا، ايراني] در عمل، منشوري مرتبط با مصرف و مصرف‏زدايي است ".3

در جامعه كنوني ما، بخشي از مصرف، نه به ‌دليل نياز به كالاهاي خريداري شده، بلكه به دليل كسب جايگاه و منزلت بالاتر صورت مي‏پذيرد كه آن را "مصرف پرستيژي " مي‏نامند.

دوزنبري معتقد است كه برخي مصارف به خاطر چشم‌وهم‏چشمي‌ و به نمايش گذاشتن و براساس مقياس‏هاي ظاهري مانند اتومبيل، لباس و... براي كسب احترام و فخرفروشي است كه از آن با عنوان ـ تأثير نمايش ـ نام مي‏برد. مصرف نمايشي و تقليدي در بلندمدت، مانع افزايش نرخ رشد پس‏انداز مي‌شود كه بيشتر از راه القاي فرهنگي و به كمك مجلات، فيلم و سفرهاي خارجي، از كشورهاي پيشرفته به كشورهاي در حال توسعه منتقل مي‌شود.

پديده تقليد از مصرف خارجي، نه تنها در ميان مصرف‌‌كنندگان خصوصي كه ميان سازمان‏هاي دولتي نيز به چشم مي‏خورد؛ زيرا با خريد كالاهاي خارجي، انگيزه "مصرف پرستيژي " به وجود مي‏آيد. براي نمونه، درحالي‌كه براي توليد صنعت نساجي كشور تقاضاي كافي وجود ندارد، مصرف‌كنندگان از انواع و اقسام پارچه و پوشاك خارجي در بازارهاي كشور استقبال مي‏كنند.

مصرف نمايشي موجب مي‌شود انسان هويتي مصنوعي در جامعه بيابد و بت‏پرست مدرن شود. قشرهاي محروم نيز براي پوشاندن درد ناكامي خويش بعد از دريافت اندك درآمد، به تقليد مصرفي روي مي‌آورند و درآمد خود را در جهت تقويت سود توليدكنندگان تجملي يا واردكنندگان آن، به هدر مي‏دهند.

پنج ـ گرايش برخي دولتمردان به رفاه‌طلبي، پس از جنگ
اصلي‏ترين آفت الگوي مصرف در ايران در سال‏هاي پس از جنگ تحميلي، ريشه در سياست‏هاي آگاهانه دولت دارد. در طول اين سال‏ها حركت‏هاي نيازآفرين و به اصطلاح "مانور تجمل " از سوي دولت، در كنار نمايش رفاه‏زدگي و تجمل‌گرايي از طرف ثروتمندان موجب شد، مصرف افزايش يابد. جانشين شدن فرهنگ تجمل‌گرايي به جاي ضروري‌گرايي، اخلاق عملي تجمل‌گرايانه مسئولان در قالب سمينارهاي دولتي، واردات مدرن‏ترين اتومبيل‌ها به‏ويژه از سال 1370 به بعد، واردات انواع كالاهاي لوكس خارجي، نمايشگاه‏هاي بين‏المللي اتومبيل و ديگر كالاهاي مدرن در سال 1371 و مانند آنها، نشانه عزم دولت در تقويت رفاه‏طلبي بود. ساخت برج‏ها و رستوران‏هاي گران‏قيمت، هتل‏هاي چند ستاره، رواج مسافرت‏هاي خارج از كشور، آزادي واردات انواع كالاهاي آرايشي (حداقل تا اواخر 1373)، آزادي ورود انواع سيگارهاي خارجي، نوشابه‏هاي خارجي، اشياي هنري، اشياي گران‌قيمت باستاني، ورود مرواريد اصل، زيورآلات فانتزي، پر آماده و اشياي ساخته شده از پر، گل‏هاي مصنوعي، اشياي ساخته شده از موي انسان و مانند آنها از اين حركت حكايت مي‏كند... .4

نكته اساسي ديگر در بحث الگوي مصرف كنوني ايران اين است كه الگوي توسعه و الگوي مصرف ما، الگويي وارداتي و كپي شده از نسخه‏هاي تجويزي بانك جهاني و صندوق بين‏المللي پول است. اين در حالي است كه در كشور ما هنوز توليد به مرحله‏اي نرسيده است كه بتواند، نياز مصرفي جامعه را تأمين كند و با اين روند، هر روز بين ميزان مصرف و توليد داخلي، شكاف بيشتري ايجاد مي‌شود. به تعبير ديگر، نمي‏توان توليد بنگلادشي داشت و مصرف امريكايي.
شش ـ توزيع نابرابر درآمد و شكاف طبقاتي
توزيع ناعادلانه ثروت بين طبقات اجتماع يكي از موانع اساسي ايجاد الگوي مصرف منطقي و متناسب در كشور ماست. ديويد كلمن درباره اين مضمون مي‏نويسد:

توزيع درآمد، عامل مهمي ‌در تعيين الگوي مصرف يا تركيب مصرف كل در جامعه است؛ زيرا:

اولاً گروه‏هاي متفاوت درآمدي، سبد كالايي متفاوتي را مصرف مي‏كنند. احتمال مي‏رود كه توزيع درآمدي به شدت نابرابر، تقاضا براي كالاهاي مصرفي بادوام، كالاهاي تجملي و غيره را افزايش دهد و تقاضا براي اقلام اساسي و ضروري با مصرف انبوه (مثل پارچه و منسوجات) را كاهش دهد.

ثانياً تغيير در تركيب مصرف كل به تغيير تركيب واردات مي‏انجامد؛ زيرا گروه‏هاي متوسط درآمدي، به احتمال زياد، كالاهاي وارداتي و يا كالاهاي توليد شده داخل را مصرف مي‏كنند (هرچند ممكن است فقيران نيز از چنين كالاهايي استفاده كنند). در نتيجه، صنايع موجود اغلب به توليد كالاهاي غير ضروري مورد نظر طبقات ثروتمند مي‏پردازد.

ثالثاً افزايش واردات نيز موجب بدتر شدن وضع تراز پرداخت‏ها مي‌شود. همچنين ممكن است ديگر بخش‏ها نتوانند در برابر افزايش تقاضا به اندازه كافي واكنش نشان دهند؛ در نتيجه فشارهاي تورمي ‌بروز مي‏كند و در اينجا آنچه انسداد ساختاري (structraul lock) ناميده مي‌شود، تحقق مي‏يابد.5

متأسفانه در سال‏هاي پس از جنگ شاهد پيدايش پديده‏هاي اجتماعي و اقتصادي غيرمنتظره‌اي هستيم كه هيچ‏گونه تناسبي با ارزش زيربنايي و اساس عدالت اسلامي‌ ندارند. ظهور پديده‏هاي ناهنجاري مانند روند فزاينده افزايش شكاف طبقاتي، پيدايش اقليت ممتاز و مرفه 15 درصدي كه 85 درصد ثروت جامعه را در قبضه دارد، رشد قارچ‌گونه برج‏ها و كاخ‏هاي چند ميليارد توماني و اتومبيل‏هاي گران‏بها حتي چند صد ميليون توماني در تهران كه برخي از مسئولان هم به آن معترف و معترض شده‏اند، از شواهد بارز و مؤيد اين ادعاست.6

راهكارهاي پيشنهادي
يك ـ يكي از تحولات اساسي كه بايد در الگوي مصرف فعلي ايران به وجود آيد، تغيير سليقه مردم از كالاهاي خارجي به سوي كالاهاي توليد داخل است.7 در شرايط كنوني با وجود اينكه در بسياري از زمينه‏ها، توليد داخلي مي‏تواند نيازهاي جامعه را برطرف كند، مصرف‏كنندگان ترجيح مي‏دهند از كالاهاي مشابه خارجي استفاده كنند كه اين گرايش را مي‏توان ناشي از باورهاي فرهنگي شكل گرفته در طول سال‏هاي پي‌درپي‌ و نيز كيفيت غير استاندارد توليدات داخلي دانست.

بديهي است كه اصلاح انگيزه مصرف و جهت‏دهي گرايش مردم به سوي كالاهاي ساخت داخل، با صدور بخش‌نامه انجام نخواهد شد، بلكه از طريق ارتقاي فرهنگ مصرف و توليد جامعه ممكن خواهد شد. مردم بايد احساس كنند كه تحمل فشارهاي ناشي از كاهش مصرف و يا تغيير گرايش به سوي مصرف توليد داخلي، در نهايت به نفع خودشان است و به ايجاد نوعي اقتصاد و روابط اجتماعي دروني و مطلوب مي‏انجامد.

بايد فرهنگ اعتماد به كالاي داخلي را در جامعه نهادينه كرد و با تقويت باور عمومي‌ نسبت به كالاهاي آزموده شده، الگوي مصرف داخلي را بهبود بخشيد. براي بهبود كيفيت توليد بايد نظام توزيع را سامان داد؛ زيرا در شرايط كنوني بازار، سهم سود عوامل توزيع، بيشتر از توليدكنندگان است و اين در كيفيت توليد داخلي اثر مي‌گذارد.

اينكه به غلط، روي برخي اجناس عبارت "براي صادرات " نوشته مي‌شود، اين‌گونه وانمود مي‌كند كه ما در كشور تنها كالاهاي بي‌كيفيت مصرف مي‏كنيم، ولي بايد جنس بهتر را مصرف كنيم. بايد دانست كه توجه به بهبود كيفيت كالا براي تأمين بازار مصرف داخلي، به مراتب مهم‏تر از توجه به راهبرد توسعه صادرات و بازاريابي خارجي است.

دو ـ از سوي ديگر، وضع نابهنجار مصرفي جامعه به‌گونه‌اي است كه نمي‏توان آن را تنها با برنامه‌هاي اخلاقي كنترل كرد، بلكه دولت بايد با كنترل مصرف و معرفي فرهنگ رياضت و قناعت، راه رسيدن به اقتصادي سالم، شكوفا و پويا بر پايه اصول مكتب اسلام را هموار كند.

سه ـ الگوي مصرف را نمي‏توان تنها با افزايش قيمت‏ها تغيير داد، بلكه بايد همراه با روش‏هاي تبليغاتي و آموزش و برانگيختن مردم به شيوه زندگي اسلامي، امتيازهاي مالياتي براي صرفه‌جويان، پيش‏بيني يا مجازات‏هايي براي اسراف‌گران اعمال شود.

چهار ـ معرفي الگوهاي مصرفي همسو با شئون اسلامي در زمينه مصرف امكانات. مي‏تواند عامل مؤثري در تغيير روش مصرف و نيز منتقد اثرهاي منفي آن باشد. عالمان دين مي‌توانند با معرفي الگوهاي برانگيزاننده ديني، به محدود كردن اميال مردم به كالاها و الگوهاي مصرفي بپردازند. جهت‏گيري ارزشي، شروع مفيدي براي يك گفتار منتقدانه ديني از مصرف‏گرايي ـ به عنوان فعلي حرام و عملي همسو با نظام سرمايه‏داري ـ است.

پي نوشت:
1 . روزنامه همشهري، 9/5/1375.
2 . پرويز زارعي، بازاريابي و مديريت بازار، ص 249.
3 . چارلز هندي، عصر تضاد و تناقض، ترجمه: محمود طلوع، ص 34.
4 . يداللّه‏ دادگر، نامه مفيد، ش 15.
5 . ديويد كُلمن، اقتصادشناسي توسعه نيافتگي، ترجمه: غلامرضا آزاد، ص 109.
6 . ماهنامه صبح، سال دوم، ش 62، ص 75؛ نك: كيهان، 28/8/1375.
7 . لسترتارو، الگوي مصرف دروني ژاپني‏ها را عامل توسعه آنان مي‏داند و مي‏نويسد: "تنها 16 درصد ژاپني‏ها معتقدند كه در صورت ارزان‏تر بودن، بايد كالاهاي خارجي مصرف گردد. " اين در حالي است كه در كشور ما، برخي حاضر نيستند كالاهاي داخلي را كه گاه از كيفيت بالاتري برخوردار هستند و حتي قيمت كمتري نسبت به كالاهاي خارجي دارند، مصرف كنند. (لسترتارو، رويارويي بزرگ، ترجمه: عزيز كياوند، ص 163)

نويسنده: مجيد نوريان

منبع:كتاب الگوي مصرف در اسلام و غرب، صص 67 ـ 76.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 6:05 PM - روز چهارشنبه 21 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 
اصلاح الگوی مصرف در واقع اصلاح الگوی فرهنگ مصرف است و کسی که با مبانی معرفتی آن آشنا نباشد به طور طبیعی نمی تواند مصرف خود را بهینه و متعادل نماید. مباحثی همچون حرص و طمع و قناعت از جمله مباحث معرفتی اصلاح الگوی مصرف است که برای فرهنگ سازی دراین زمینه باید از زوایای مختلف به آنها پرداخته شود. نوشتار حاضر برگرفته از کتاب معراج السعاده مرحوم ملااحمد نراقی است که با سبک و سیاق خود آن را به رشته تحریر در آورده و حاوی نکات ارزنده و مفیدی برای خوانندگان می باشد. اینک مطلب را با هم از نظر می گذرانیم.
 
● منبع: روزنامه - کیهان مفهوم حرص حرص صفتی است نفسانی، که آدمی را وامی دارد بر جمع نمودن زاید از آنچه احتیاج به آن دارد. و این صفت، یکی از شعبه های حب دنیا، و از جمله صفات مهلکه، و اخلاق مضله است. بلکه این صفت خبیثه، بیابانی است کران ناپیدا که از هر طرف به روی به جایی نرسی و وادئی است بی انتها، که هرچند در آن فرو روی عمق آن را نیابی. بیچاره ای که بر آن گرفتار شد گمراه و هلاک شود و مسکینی که به این وادی افتاد دیگر روی خلاصی نبیند. زیرا که: حریص، هرگز حرص او به جانی منتهی نمی شود و به حدی نمی ایستد. اگر بیشتر اموال دنیا را جمع کند در فکر تحصیل باقی است. و هرچه به دست او آید باز می طلبد. و آن بیچاره مریض است و نمی فهمد. و احمق است و نمی داند.
و از این جهت حضرت رسول(ص) فرمودند که: هرگاه از برای فرزند آدم دو رودخانه طلا باشد باز رودخانه سوم را می طلبد. و اندرون او را هیچ چیزی پر نمی کند مگر خاک و فرمود که: آدمیزاده پیر می شود و دو چیز در او جوان می گردد و قوت می گیرد: یکی حرص. و دیگر 
 
آرزوهای طولانی.
و از حضرت امام محمدباقر(ع) مروری است که: حریص بر دنیا چون کرم ابریشم است، هرچه بیشتر بر دور خود می پیچد راه خلاص او دورتر می شود، تا از غصه بمیرد. بعضی از بزرگان گفته اند که: از عجایب امر آدمی زاده آن است که: اگر او را خبر دهند که همیشه در دنیاخواهی بود حرص او بر جمع کردن مال زیادتر نخواهد شد از آنچه حال می داند که چند صباحی بیش زنده نیست در صدد جمع آن است و این، از برای هر که تفحص کند در احوال مردم ظاهر و روشن است.

 
ملکه قناعت ضد صفت حرص، ملکه قناعت است. و آن حالتی است از برای نفس، که باعث اکتفا کردن آدمی است به قدر حاجت و ضرورت و زحمت نکشیدن در تحصیل فضول از مال و این از جمله صفات فاضله و اخلاق حسنه است. و همه فضائل به آن منوط، بلکه راحت دنیا و آخرت به آن مربوط است و صفت قناعت، مرکبی است که: آمی را به مقصد می رساند. و وسیله ای است که: سعادت ابدی را به جانب آدمی می کشاند، زیرا که: هرکه به قدر ضرورت قناعت نمود و دل را مشغول قدر زاید نکرد همیشه فارغ البال و مطمئن خاطر است. و حواس او جمع و تحصیل آخرت بر او سهل و آسان می گردد و هر که از این صفت محروم و آلوده حرص و طمع و طول امل گشت به دنیا فرو می رود و خاطر او پریشان و کار او متفرق می گردد. و با وجود این، چگونه می تواند تحصیل آخرت نماید و به درجات اخیار و ابرار رسد؟ و از این جهت است که اخبار در مدح قناعت بی شمار است.
از حضرت رسول(ص) مروی است که فرمود: خوشا به حال کسی که هدایت به دین اسلام یابد و به قدر کفاف به او برسد و قناعت کند و فرمود که: ای مردمان چندان سعی در طلب دنیا نکنید، که به هیچ کس نمی رسد مگر آنچه از برای او مقدر شده است. و هیچ بنده ای از دنیا نمی رود مگر اینکه روزی اش که از برای او مقدر است به وی برسد و در حدیث قدسی وارد است که: ای فرزند آدم اگر همه دنیا از تو باشد زیاده از قوت تو عاید تو نخواهد شد. پس هرگاه من به قدر قوت تو به تو برسانم و حساب او را از دیگری جویم به تو احسان کرده ام. مروی است که: موسی از حق- تعالی- سؤال کرد که کدام یک از بندگان غنی ترند؟ فرمود: هر کدام قانع ترند. حضرت امیرالمؤمنین(ع) فرمود که: ای فرزند آدم اگر از دنیا آن قدر می خواهی که کفایت تو را کند، اندک چیزی از آن تو را سیر می کند و اگر زیادتر از کفایت می طلبی، تمام آنچه در دنیا هست تو را سیر نخواهد کرد و کفایت تو را نخواهد نمود. حضرت امام محمد باقر(ع) فرمود که: زنهار، چشم نینداز به بالاتر از خود و نگاه به آن مکن. و به معیشت پیغمبر خدا نظر کن، که خوراک او جو و شیرینی او خرما بود. و هیزم او پوست درخت خرما، اگر به دست او می آمد و از آن حضرت مروی است که: هرکه قناعت کند به آنچه خدا به او می دهد غنی ترین مردم است و حضرت امام جعفر صادق(ع) فرمود که: هر که از خدا به اندک معیشتی راضی شود خدا نیز به اندک عملی از او راضی می شود و از آن حضرت مروی است که: خدای- تعالی می فرماید: من چون بر بنده مؤمن تنگ می گیرم محزون می شود و حال اینکه او را به من نزدیکتر می کند. و هرگاه او را معیشت می دهم فرحناک می گردد و حال اینکه او را از من دورتر می کند و فرمود که: هر چه ایمان بنده زیادتر می شود تنگی معاش او بیشتر می گردد. او اخباری که در فضیلت قناعت رسیده است از حد و حصر متجاوز است و همین خبر مشهور کافی است که: عزمن قنع و ذل من طمع؛ یعنی هر که قانع شد بر مسند عزت پا نهاد. و هر که راخار طمع در دامن آویخت به چاه مذلت افتاد.
 
طریقه معالجه صفت حرص، و تحصیل ملکه قناعت طریقه معالجه مرض حرص، تحصیل قناعت وزایل کردن مرض حرص است. و تحصیل صفت قناعت، آن است که: ابتدا تأمل کند در زحمت جمع مال، و تصدیع آن، و آفات دنیویه ای که از برای مال است، و حوادثی که درپی دارد.
انسان باید ببیند که زیادتر از قدر ضرورت، دنیا را چه ثمر و چه فایده است؟ اگر از برای اولاد ذخیره می کنی، بدان که: خدای تو و اولاد تو یکی است، آنکه روزی به تو داده به او نیز خواهد داد. تو غم فرزندی را می خوری که از نطفه تو حاصل شده چگونه آنکه او را آفریده غم او را نمی خورد؟ به عزت خودش قسم که او از تو مهربان تر، و قدرت او بیشتر و اگر فرزند تو کسی است که باید به تنگی بگذارند اگر عالم را از برای او ذخیره بگذاری از دست او بیرون می رود. جان من احتیاج فرزند به مال، در وقت حیات اوست، تو که چاره عمر او را نتوانی کرد، و قدری زندگانی از برای او نتوانی نهاد، پس چرا در فکر روزی او زحمت می کشی؟ چقدر کسانی هستند صاحب ثروت و جاه و حشمت و حال آنکه پدر ایشان از برای ایشان ذخیره ای نگذاشت. و چه اشخاص یافت می شوند که به فقر مبتلایند و حال آنکه اموال بسیار از پدر ایشان مانده بود.
 
و چون در این ها تأمل نمودی، دیده بگشا و در احوال مردمان نظری کن و ببین: در سیرت و طریقه اعاظم افراد بنی آدم، و اعزه مخلوقات عالم، از: پیغمبران مرسل و اولیا و محرمان حرم عزت، که چگونه به قلیلی از دنیا اکتفا نمودند و به قناعت گذرانیدند، و زاید از قدر ضرورت را نگاه نداشتند.
و نگاه کن به شیوه مشرکین و کفار و اراذل افراد بشر، که: چگونه در صدد جمع مال و تنعم و التذاذ و زیاد کردن ثروت و املاک بودند و در نهایت همه را گذاشتند و رفتند و یقین می دانم که شک نخواهی کرد در اینکه: اقتدا به اعزه خلایق، بهتر است از پیروی اراذال ایشان، بلکه هر که اندک معرفتی داشته باشد می فهمد که: کسی که حریص بر لذتهای دنیویه است و حرص بر اکل و شرب و... دارد، از افق انسان خارج، و در خیل چهارپایان داخل است، زیرا که: این ها از لوازم بهایم و چهارپایان است.
 
چون در این ها تأمل نمودی در معالجه آن بکوش و طریقه آن، این است که: در امر معیشت خود میانه روی و اقتصاد را پیشنهاد خودکنی، و راه مخارج را به قدر امکان سدکنی. و ملاحظه جزئی و کلی مخارج خود را بکنی. و هر چه ضروری نیست و معیشت بدون آن ممکن است، از خود دور کنی، زیرا که: با وجود کثرت مخارج، قناعت ممکن نیست.
پس اگر تنها و منفرد باشی، اکتفاکن به جامه سبکی. و قناعت کن به هر غذائی که می رسد. و نان خورش را که بخور. و چون بخوری از یک نان خورش تجاوز مکن. و همچنین در سایر چیزهائی که به آن احتیاج است. و خود را بر این بدار تا عادت کنی و ملکه تو شود. و اگر صاحب عیال باشی هر یک را بر این قدر بدار. و جزئی خرجی که می خواهی بکنی تأمل کن و ببین اگر زندگانی موقوف به آن نیست دست بردار. و هرگاه کسی به این نوع رفتار کند و بنای امر خود را بر این گذارد و قناعت و اقتصاد را پیشه خود سازد، از برای گذران به زحمت نمی افتد، هر چند عیالمند باشد و محتاج به خلق نمی شود. همچنان که ظاهر و بین، و اخبار در آن صریح است.
 
حضرت پیغمبر(ص) فرمود که: محتاج نشد هر که میانه روی کرد و فرمودند: تدبیر کار، خود نصف معیشت است و فرمود: هر که قناعت کند خدا او را بی نیاز می کند. و هر که اسراف کند خدا او را فقیر می نماید و شک نیست که: هر که بنای قناعت گذارد از احتیاج به مردم خلاص می شود. و از چاپلوسی و تملق ناکسانی، فراغت می یابد. و در نزد خالق و خلق، عزیز می گردد.
و از آن حضرت مروی است که: میانه روی و خاموشی به جا و راهنمائی نیکو، یک جزءاند از اجزای نبوت و از حضرت امام جعفر صادق(ع) مروی است که: میانه روی، امری است که خدا آن را دوست دارد. و اسراف، چیزی است که: خدا آن را دشمن دارد، حتی دور انداختن هسته خرما. چون که آن هم به کار می آید و حتی ریختن زیادتی شربت آبی و فرمود که: من ضامنم از برای کسی که میانه روی کند هرگز فقیر نشود و بعد از آنکه امر معیشت او بالفعل درست شد، دیگر از برای بعد مضطرب و مشوش نباشد. و اعتماد بر فضل و کرم خدا کند. و بداند که روزی از برای او مقرر شده و به او خواهد رسید، اگر چه حرص نورزد و راهی از برای مداخل خود نداند.
 
حق تعالی می فرماید: و ما من دابه فی الارض الا علی الله رزقها (طلاق-3) یعنی: هیچ جانداری نیست مگر اینکه روزی او بر خداست و نیز می فرماید: و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لایحتسب (هود-6) یعنی: هر که پرهیزکاری کند خدا او را از هر غمی، راه نجات می بخشد. و روزی او را می رساند از جایی که گمان نداشته باشد و حضرت رسول(ص) - فرمود: که قرارداد خدایی آن است که روزی بنده مؤمن را نرساند مگر از جایی که گمان نداشته باشد.
و باید هر کسی در امر زندگانی و گذران خود نگاه به بالاتر از خود نکند. بلکه نظر به پست تر از خود نماید. و اطاعت شیطان را نکند، زیرا که: آن لعین نظر هر کسی را در امر دنیا به بالاتر از خود می اندازد و به او می گوید که: هان فلان و فلان را ببین چگونه تنعم می کنند؟ و چه طعامهای لذیذی می خورند؟ و چه لباسهای نیکو می پوشند؟ خود را از آنها پست تر مکن. و در طلب دنیا، سستی منمای. و در کار دین چشم آدمی را به پست تر از خود می گشاید و می گوید: چرا خود را زحمت می دهی و سختی می کشی و چنین از خدا می ترسی فلان و فلان از تو عالم ترند و این قدر نمی ترسند.
 
طمع و مفاسد آن
طمع عبارت از: توقع داشتن در اموال مردم است. و آن نیز یکی از فروع محبت دنیاست. و از جمله رذایل مهلکه و صفات خبیثه است. و حضرت رسول(ص) فرمود: زنهار که گرد طمع نگردی که آن فقر حاضری است و حضرت امیرالمؤمنین(ع) فرمود که: از هر که خواهی استغنا کن تا مثل و نظیر آن باشی. و به هر که می خواهی احسان کن تا بزرگ و امیر او باشی. و از هر که می خواهی طمع کن تا بنده و اسیر او باشی و بندگی و خادمی طامع، امری است ظاهر و روشن. همچنان که مشاهده می شود که: صاحبان همت و مناعت طبع، نه کوچکی سلطان را می کنند و نه تملق امیر و وزیر را می گویند اما صاحبان طمع، در رکاب ارباب جاه و دولت می دوند. و در برابر اهل دنیا دست برسینه می نهند.
 
وقتی درویشی تنگدست به در خانه توانگری رفت و گفت: شنیده ام مالی در راه خدا نذر کرده ای که به درویشان دهی، من نیز درویشم. خواجه گفت: من نذر کوران کرده ام تو کور نیستی. پس گفت: ای خواجه کور حقیقی منم که درگاه خدای کریم را گذاشته به در خانه چون تو گدائی آمده ام. این را بگفت و روانه شد. خواجه متأثر گشته از دنبال وی شتافت و هر چه کوشید که چیزی به وی دهد قبول نکرد. آری؛ چگونه کسی که روی از در خانه خدا برتافت کور نباشد و حال آنکه چنین درگاه را گم کرده؟ چگونه کر نباشد و حال اینکه آیه کریمه الیس الله بکاف عبده یعنی: آیا خدا کافی نیست از برای بنده خود؟ (طلاق-3) را فراموش کرده است.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 6:20 AM - روز سه شنبه 20 بهمن 1388    |   لينک ثابت
  نشان استاندارد بر روی وسایل برقی بیانگر بازدهی و میزان مصرف انرژی در آنها نیست، بلکه فقط نشان ‎دهنده ایمنی و عملکرد خوب دستگاه مورد نظر است.
     آیا تنها اطمینان از ایمنی و عملکرد دستگاه برای تهیه بهترین وسیله برقی خانگی کافی است.
     مسلماً خیر: چرا که اطمینان از ایمنی و عملکرد یک دستگاه لزوماً ضامن کارایی و پایین بودن میزان مصرف انرژی در آن وسیله نیست.
     عدم توجه تولیدکنندگان داخلی به مرغوبیت، بازدهی مفید، میزان مصرف انرژی در وسایل انرژی بَر و همچنین عدم توجه به طراحی و ساخت مناسب و منطبق بر استانداردهای معتبر و بهینه جهانی و همچنین استفاده بی ‎رویه مصرف ‎کنندگان و عدم اطلاع آنها از نحوة استفاده درست از این وسایل سبب گردیده است بخش خانگی و تجاری در کشورمان مصرف ‎کنندة حدود 27% از کل انرژی نهایی در کشور باشد.
     در حال حاضر وسایل خانگی ما نسبت به مدل ‎های بهینه جهانی حداقل 40 درصد بیشتر انرژی مصرف می ‎کنند. 

     این مشکلات دولت را بر آن داشت تا با تدوین استاندارد مصرف انرژی در وسایل انرژی بَر خانگی، به رفع آنها اقدام کند. به همین منظور، دولت تدوین این استاندارد را در وسایل برقی خانگی ضروری اعلام نمود و با تشکیل کمیته تعیین معیارهای مصرف انرژی که متشکل از نمایندگان وزارتخانه ‎ها و سازمان ‎های مختلف بود، اقدامات اولیه در جهت تهیه و تدوین این استاندارد از سال 1375 در کشور آغاز شد.

منبع: http://www.saba.org.ir


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 5:57 AM - روز سه شنبه 20 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 یکی از اهداف صریح طرح تحول اقتصادی که از سال گذشته معرفی شد، استفاده بهینه از منابع بوده است.  رهبر معظم انقلاب سال گذشته نیز روی طرح تحول اقتصادی و محورهای آن بویژه طرح هدفمند کردن یارانه‌ها صحه گذاشتند و امسال نیز بزرگ‌ترین سرمایه مورد نیاز برای اجرای این کار را نیز ایشان فراهم کردند.   با نامگذاری امسال به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف، اولویت بخشیدن به بحث استفاده صحیح از منابع مطرح است و ما نیز طبعا در راستای اجرای طرح تحول اقتصادی، این موضوع را به عنوان موضوع اصلی پیگیری می‌کنیم. یکی از برنامه‌های اجرایی برنامه پنجم توسعه را نیز به اصلاح الگوی مصرف اختصاص ‌دهیم و این کار بسیار مهم و موثر خواهد بود.

امید است ، با هدف پاسداری از فرهنگ غنی اسلامی که در بیانات و استراتژدی  ،راهبردی که مقام معظم رهبری در پیام خود تبین فرمودند ،وبرخورداری از اندیشه های استوار رهبر  حکیم که همواره راه گشای مسائل گوناگون اجتماعی ،فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی وسیاسی کشور است و یک عزم جدی در دولت ومجلس ،ومردم برای تهیه یک در جهت اجرای اصلاح الگوی مصرف تهیه شود .ونباید خودمان رابا برگزاری چند سمینار وکنگره دراین خصوص سرگرم وازاصل پیام غافل شویم . در سطح "مصرف کالا " باید برای فرهنگ سازی نحوه مصرف بهینه خصوصا آب ،برق گاز که تهیه آنها برای مصرف کننده سهل الوصل تر است . آموزش ازطریق مدارس ،  رسانه ها،تولیدکنندگان ، وزارت نیرو و شرکت گاز بسیارموثرتر باشد. همچنین مردم ایران به علت پیوند دین ومظاهر مقدس دینی به خوبی سنت های نهادینه شده را می پذیرند .وبدان ارج می نهند .لذامی توان دربخش آموزش از تعالیم وآموزه های دینی که بر صرفه جویی تاکید دارند ،نیز بیشتر بهره برد . ازآنجا که جهت تغییرالگوی مصرف ،شناخت عمیق نیازهای هردوبخش مردمی ودولتی ضروری است باید مصرف سرانه دهک ها با سطح دستمزدها واستاندارها ی مصرف جهانی دقیقا مقایسه شود .وسپس درصد ومیزان یارانه لازم برای هریک ازکالابرای هریک از کالا مشخص شده وقیمت یارانه ای وغیریارانه ای از آن تعیین گردد. بنابراین می توان دریافت که اصلاح الگوی مصرف هم نیاز(وحتی پیش نیاز) هدفمند سازی یارانه هاست .تمامی این موارد جزباوضع قوانین ونظارت برحسن اجرای آن میسر نیست ،وازاین روست که نقش وتاثیر مجلس دراصلاح الگوی مصرف نمایان تر می شود. تحقق فرمایشات مقام معظم رهبری به صورت واقعی تنها با ورود همه جانبه مردم ،دولت ومجلس امکان پذیر است و ورود به این پیکار امروز یک تکلیف شرعی وملی است .
خبرگزاری مهر


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 5:34 AM - روز سه شنبه 20 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 
برای دستیابی به اهداف اصلاح الگوی مصرف باید بدنه دولت و دهک‌های بالای درآمدی پیشگام شوند و برای مردم الگوسازی کنند. اتخاذ راهکارهای مبتنی بر اصلاح الگوی مصرف امری ضروری در اقتصاد کشور است، چرا که مصرف بی‌رویه از عوامل مهم در جهت تعدیل اقتصاد کشور به شمار می‌آید و باید این مشکل مرتفع می‌شد. در جهت عملیاتی شدن طرح اصلاح الگوی مصرف باید در مجلس فراکسیونی به منظور هدایت، حمایت و نظارت بر نحوه اجرای طرح با اعمال تدابیر کارشناسان در جهت پیشگیری از هدر رفت منابع و انرژی تشکیل شود.مصارف در بخش خانگی یک سوم بخش دولتی است، لذا برای کنترل و پیشگیری از اسراف بی‌رویه منابع در قدم اول باید ادارات، نهادها و سازمان‌های دولتی با پذیرش نقص‌های خود در این زمینه با رعایت اصول و قواعد اصلاح مصرف به الگویی برای دیگر اقشار جامعه تبدیل شود. 


با توجه به این‌که استفاده از خودروها و وسائط نقلیه دیزلی در بیشتر نقاط جهان امروز رایج شده، اما در کشور ما فناوری در عرصه صنایع و تولید داخلی هنوز به روز رسانی نشده است و بسیاری از تولیدات داخلی بخصوص خودروها و لوازم برقی از استاندارد جهانی به دور بوده و از کیفیت کافی برخوردار نیستند.
باید این طرح را از قالب شعار خارج کرد و با نگرشی عملیاتی به آن، همراهی قوای سه‌گانه کشور را به منظور حمایت از طرح در مسیر اجرا مدنظر داشت. همزمان با شروع به کار مجلس،‌ نقاط ضعف و قوت روش‌های کنونی بررسی ‌شود و برای پیشگیری از هدر رفت منابع،‌ زمان و انرژی در جهت عملیاتی کردن طرح اصلاح الگوی مصرف، در این مسیر با جدیت گام بر خواهیم برداشت.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 5:30 AM - روز سه شنبه 20 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 که به معنی نهادینه کردن روش صحیح استفاده از منابع کشور است، سبب ارتقای شاخص‌های زندگی و کاهش هزینه‌‌ها شده و زمینه ای برای گسترش عدالت است. از طرفی الزام مصرف بهینه باعث می شود تا علاوه بر پیشرفت علمی ناشی از ارتقای فن آوری در طراحی و ساخت وسایل و تجهیزات بهینه مطابق با استانداردهای جهانی، فرصت توزیع مناسب منابع و به تبع آن پیشرفت در دیگر بخش هایی که کمتر مورد توجه بوده است نیز فراهم گردد. از این رو ارتباط منطقی بین نامگذاری سال اول دهه پیشرفت و عدالت به "اصلاح الگوی مصرف" بیشتر نمایان می شود اصلاح الگوی مصرف نیازمند فرهنگ‌‌سازی پایدار است و این خود نیازمند راهکارهایی است تا همه افراد جامعه الزام رفتارهای اصلاح مصرف را احساس کنند و به تدریج این اصلاح نهادینه شده و به یک رفتار پایدار و نهایتا به یک فرهنگ در تمامی عرصه های مصرف تبدیل شود.
اصلاح الگوی مصرف در دو سطح "تولید کالا" و "مصرف کالا" قابل بررسی است. در سطح تولید کالا که از مرحله تبدیل مواد خام تا انتقال و توزیع به مصرف کننده را شامل می شود، نیاز است که سازندگان و تولیدکنندگان هر دو بخش دولتی و خصوصی علاوه بر رعایت ضوابط زیست محیطی، فن آوری تولید کالاهای خود را با استانداردهای جهانی و حتی الامکان مناسب با اقلیم هر منطقه مطابق کنند. بی‌تردید هر مصرف‌کننده با توجه به تابع مطلوبیت و محدودیت‌های بودجه‌ای خود تصمیم می‌گیرد که چه چیز و با چه میزانی مصرف کند. حال اگر شاهد آنیم که در اقلامی‌‌‌از کالاها عدم تعادل میان عرضه و تقاضا وجود دارد و این عدم تعادل هزینه هنگفتی را بر اقتصاد ملی تحمیل می‌کند، بی‌تردید باید اصلاح صورت گیرد و سیاست‌گذار این عدم تعادل را مرتفع کند. در این صورت با داده فرض شدن تابع مطلوبیت، سیاست‌گذار باید با اصلاح قیمت بر قیدهای بودجه‌ای عاملان اقتصاد اثر گذارده و در جهت اصلاح الگوی مصرف و عدم تعادل در اقتصاد اقدام کند.
به عبارت دیگر، اگر مثلا در رابطه با میزان مصرف بنزین، برق، گاز و آب چنین معضلی وجود دارد، اتفاقا ایراد بر قیمت‌های غیربازاری است که باعث می‌شود چنان قید بودجه‌ای برای مصرف‌کننده ایجاد شود که بیشینه‌سازی مطلوبیت از راه مصرف بی‌حد و اندازه بگذرد و سرانه مصرف حتی چندین برابر کشورهای توسعه یافته باشد.چنین است که اگر کژی در مصرف مشاهده می‌شود، بیش از آنکه اشکال، امری سابژکتیو و درونی باشد که از نوع نگاه عاملان اقتصاد حاصل می‌شود، ایراد از داده‌هایی است که از سوی سیاست گذار به مصرف‌کننده می‌رسد. نمی‌‌‌توان قیمتی پایین‌تر از بازار را به عاملان ارائه داد و از آن سو از آنان خواهش کرد که تابع مطلوبیت خود را با قیمتی دیگر حداکثر کنند که نتیجه آن مصرف کمتر باشد. این همان سرابی است که مخالفان بازار بارها و بارها به شوقش روان شدند و در آخر بدون رسیدن به نتیجه، تشنه‌تر از گذشته باز آمدند. بر خلاف آنچه تصور می‌شود، اصلاح الگوی مصرف نه از طریق مداخله در تابع مطلوبیت بلکه با تغییر در محدودیت‌های بودجه از طریق اصلاح قیمت به دست خواهد آمد. چراکه تابع مطلوبیت امری درونی و خارج از دست سیاست‌گذار است و تازه اگر هم به فرض محال تصور کنیم که می‌توان بر آن تاثیر گذارد، غیر از این نیست که عملی شدن این تغییر در گرو شکسته شدن حریم خصوصی است. نه آنکه تابع مطلوبیت افراد در گذر زمان تغییر نکند، بل این تغییر به دست دولت انجام نخواهد پذیرفت و اصولا مسوولیتی برای دولت در این زمینه نمی‌توان متصور بود. بنابراین اگر سیاست‌گذاران دولت براستی خود را یکی از مخاطبان پیام «اصلاح الگوی مصرف» می‌دانند به جای آنکه تصور کنند می‌توانند با تبلیغ و دستور که خود برای اقتصاد هزینه‌زا است، این مهم را انجام دهند، باید به حیطه‌های دیگری نظر کنند که مصرف نامطلوب به واسطه مداخله آنان بر ضد نظم بازار ایجاد شده است. بر هم زدن قیمت‌های نسبی، منشا اصلی هدر شدن منابع است و حال که انگیزه‌ای مضاعف برای اصلاح وجود دارد، بازگشت به تعادل بازاری می‌تواند این مفسده را از بین برد. اما مساله دیگری نیز در ارتباط با اصلاح الگوی مصرف وجود دارد. دولت در اقتصاد ایران خود بزرگ‌ترین مصرف‌کننده است و کاهش مصرف وی که با سیاست اصلاح الگوی مصرف همخوانی دارد، یکی از آن توصیه‌هایی بوده است که اقتصاددانان بارها و بارها به دولت گوشزد کرده‌اند. کاهش مصرف دولت به معنای کاهش مداخله در اقتصاد است و متاسفانه دولت‌ها در این جهت نتوانسته‌اند قدمی‌‌‌بردارند و هزینه‌های جاری دولت هر سال از سال قبل بیشتر بوده است. باشد که این‌بار دولت، نه با تاسی به اقتصاددانان، بلکه با پیروی از الگوی امسال، قدمی‌‌‌به سوی یک اقتصاد آزاد بردارد.
در حوزه کشاورزی وقتی صحبت از اصلاح الگوی مصرف بیان می شود نا خود آگاه ذهن معطوف به مساله آب می شود. سالانه بیش از ‪  ۴۰۰ میلیارد متر مکعب نزولات جوی در سطح مناطق کشور داریم که متاسفانه دو سوم آن هدر می‌رود علت هدر رفت این میزان آب را عدم وجود برنامه ریزی صحیح برای کنترل و استفاده بهینه از آن در بخش کشاروزی و همچین عامل تبخیر و در دسترس نیودن بخشی از آن است. بازدهی آبیاری کشور تنها ‪ ۴۰ درصد است و ‪ ۶۰ درصد آن به صورت تلفات بدون استفاده مطلوب هدر می‌رود
مساله دوم اسراف یا تبذیر در نیروی انسانی است. بهترین راه جلوگیری از این اسراف متخصص کردن افراد و به کارگیری متخصصان در بخش های مربوط به تخصصشان است. که متاسفانه امروزه به کرات دیده می شود که افراد در شاخه های غیر تخصصی مشغول به خدمت هستند و این مساله باعث هدر رفت هزینه های صرف شده در جهت آموزش و متخصص نمودن افراد می شود.
مساله سوم بحث ورود تکنولوژی به کشاورزی است که اگر کارشناسی شده باشد باعث صرفه جویی در غیر اینصورت اسراف محض است. به عنوان مثال کمباینهایی که برای برداشت بعضی محصولات به کشور وارد شد ولی اصلاً کارآیی نداشتند. بهترین راه به کارگیری تکنولوژی بومی کردن آن است که علاوه بر صرفه جویی باعث افزایش دانش نیز می شود.
مساله چهارم: مصرف بی رویه سموم و کودهای شیمیایی است. که براحتی می توان با استفاده از روشهای بیولوژیکی یا مکانیکی و یا رعایت تناوبهای زراعی توصیه شده مشکل آفات و بیماریها را از مرتفع نمود و به محصولی سالم رسید.
مساله پنجم: بحث ضایعات کشاورزی و کنترل آنها یا توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی در بخش کشاورزی است که متاسفانه توجه چندانی به آن نمی شود.
مساله ششم: تحقیقات در کشاورزی است که متاسفانه آنچنان که باید کاربردی نیستند. لذا شایسته است که برای نهادینه و کاربردی کردن تحقیقات برنامه ای منسجم در دستور کار قرار گیرد و ملاک سنجش تحقیقات فقط ایندکسهای علمی نباشد چرا که کشور ما یک کشور در حال توسعه و با استعدادهای بالقوه فراوان می باشد و احتیاج است که تحقیقات ما از قفسه های کتابخانه ها بیرون و به میدان عمل کشیده شوند در این زمینه دانشگاهها وظیفه ای بس خطیر خواهند داشت.
به امید روزی که ایران اسلامی در همه صفتهای نیک و پسندیده سرآمد تمام دنیا باشد و عدالت در تمام دنیا گسترانیده شود.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 5:19 AM - روز سه شنبه 20 بهمن 1388    |   لينک ثابت
  - خداوند متعال اسراف کنندگان را دوست ندارد.- اصلاح الگوی مصرف از هدر رفت منابع پیشگیری می کند.- اصلاح الگوی مصرف در ارتقای سطح کیفی کارها و زندگی مؤثر و مفید است.- اصلاح الگوی مصرف بهره وری برنامه ها و فرآیندها را افزایش می دهد.- اصلاح الگوی مصرف در کاهش وابستگی اقتصادی به دیگران مؤثر است.
- اصلاح الگوی مصرف یک وظیفه ی ملی است.
- آموزش مصرف درست به فرزندان از دوران کودکی بسیار ضروری است.
- اعمال پدر و مادر در مصرف درست از منابع در تربیت فرزندان مؤثر و مناسب است.- کودکان درست مصرف کردن را از پدران و مادران خود می آموزند.- مدارس نقش ممتازی در فرهنگ سازی درست مصرف کردن دارند.- تدوین نکات و الگوهای درست مصرف کردن و تابلو نمودن آن در مدارس برای دانش آموزان مفید است.- معلمان در فرهنگ سازی اصلاح الگوی مصرف در جامعه و مدارس نقش ممتازی دارند.- فن آوری اطلاعات و ارتباطات تأثیر مضاف در تنظیم مصارف از منابع دارد.- کاهش مصرف گرایی در ارتقای عزت ملی تأثیر مضاعف دارد.- استفاده درست از منابع و امکانات وابستگی ها را به بیگانگان کاهش می دهد.- استفاده درست از منابع در برقراری و توزیع عدالت اجتماعی, فرهنگی و اقتصادی مؤثر است.- شک کردن در کار و برنامه جزو مباحث نظری اصلاح الگوی مصرف است.
- کار و برنامه را با شک کردن اصلاح و الگو قرار دهیم.
- فرهنگ سازی اصلاح الگوی مصرف جزو شاخص های اولویت دار است.- رعایت نکات ایمنی در اصلاح الگوی مصرف اولویت دار است.- حرکت به سوی اصلاح الگوی مصرف فرمایش مقام معظم رهبری است.- پیشگیری از هدر رفت منابع مالی و انسانی در اصلاح الگوی مصرف اولویت دار است.- قرار گرفتن شایسته هر چیز یا کاری در جایگاه خاص خود, اصلاح الگوی مصرف است.- چرایی در کار, فعالیت و برنامه, خود زیر بنای اصلاح الگوی مصرف است.- اعتقاد و ایمان قلبی و عملی به اصلاح مصرف رمز موفقیت کامل است.- خانه و خانواده بستر مناسب برای فرهنگ سازی اصلاح الگوی مصرف است.- تولید علوم جدید و کارآمد ضامن بقاء و دوام فرآیند اصلاح الگوی مصرف است.- دور ریختن و حذف امکانات از چرخه استفاده منطبق با فرآیند اصلاح الگوی مصرف نیست.
- با مصرف درست, آیندگان را از منابع موجود بهره مند سازیم.
- رمز موفقیت آیندگان در گرو فرهنگ سازی ما دارد.- تفکر و خلاقیت در مصرف درست و استفاده بهینه از منابع جایگاه ویژه ای دارند.- لحظه ها/ثانیه ها/دقیقه ها/ساعت ها و روزها جزو منابع ذیقیمت هستند.- نکته ها, نقطه ها, خردها, ریزها, جزءها, کوچک ها و کم ها جزو منابع به شمار می روند. - در اصلاح الگوی مصرف قطره ها تأثیر گذارند.
- نگاهها, حرکت ها, نوشتن ها, گفتگوها, شنیدن ها, تصمیم ها, دستورها, خواندن ها و ... در اصلاح الگوی مصرف مؤثر و دخیلند.
- در اصلاح الگوی مصرف : درست بخوانیم, درست بنویسیم و درست به خاطر بسپاریم.- در اصلاح الگوی مصرف : درست بشنویم, درست تفکر کنیم و درست تصمیم بگیریم.- در اصلاح الگوی مصرف : تنظیم درست عواطف, احساسات ضروری است.- در اصلاح الگوی مصرف : وظیفه ملی, قانونی و شرعی خویش را دریابیم.- در اصلاح الگوی مصرف : مصرف درست کاغذ از جمله شاخص های ضروری است.- در اصلاح الگوی مصرف : کوتاه گفتن, کوتاه نوشتن و کوتاه گفتگو کردن نقش خوبی دارد.- در اصلاح الگوی مصرف : شعار بدهیم و عمل نماییم.
- در اصلاح الگوی مصرف : تمسک به قانون ضروری است.
- در اصلاح الگوی مصرف : منطقی بودن سلیقه ها و روشها ضروری است.- در اصلاح الگوی مصرف : فتح قله های افتخار ملاک است.- در اصلاح الگوی مصرف : مهربانی نقش والایی دارد.- در اصلاح الگوی مصرف : کار جمعی و مشورتی مهم است.- در اصلاح الگوی مصرف : وجود اتاق فکر نقش برجسته ای دارد.- در اصلاح الگوی مصرف : انبارش امکانات و اموال چندان مفهومی ندارد.- در اصلاح الگوی مصرف : تفکر تعیین کننده است.- در اصلاح الگوی مصرف : نوشتن همراه با مطالعه ی پیشینه هاست.
- اصلاح الگوی مصرف : بنیان گذاری بناها و فرهنگ هاست.
- در اصلاح الگوی مصرف : خودشناسی مقام والایی دارد.- در اصلاح الگوی مصرف : خود ارزیابی ضروری است.- در اصلاح الگوی مصرف : جوشش و خلاقیت ملاک است.- در اصلاح الگوی مصرف : طبقه بندی امور و کارها ضروری است.- در اصلاح الگوی مصرف : ساماندهی محیط کار و فرآیند کارها ضروری است.- در اصلاح الگوی مصرف : کاربردی کردن امور ضروری است.- در اصلاح الگوی مصرف : تک محوری مناسب نیست.
- در اصلاح الگوی مصرف : استفاده از تواناییهای دیگران شرط است.
- در اصلاح الگوی مصرف : رمز موفقیت, ایمان به کار و علاقه مندی در آن است.- در اصلاح الگوی مصرف : خستگی و بی انگیزگی معنایی ندارد.- در اصلاح الگوی مصرف : درو کردن رتبه ها, ملاک است.- در اصلاح الگوی مصرف : از خود و کار خود فاصله نگیریم و به کار خود بچسبیم.- در اصلاح الگوی مصرف : خود را دریابیم و عمل کنیم.
- در اصلاح الگوی مصرف : فرصت ها و لحظه ها را غنیمت شماریم.
  - در اصلاح الگوی مصرف : خانواده, محل و فرآیندهای انجام کار را دریابیم.- در اصلاح الگوی مصرف : خوش فکر باشیم.- در اصلاح الگوی مصرف : فرهنگ ساز باشیم.- در اصلاح الگوی مصرف : خود و دیگران را تشویق و ترغیب کنیم.- در اصلاح الگوی مصرف : از خود شروع کنیم.- در اصلاح الگوی مصرف : به کار خود شک کنیم و آن را تکمیل و اصلاح نماییم.- در اصلاح الگوی مصرف : چرایی در کارها جایگاه ویژه ای دارد.- در اصلاح الگوی مصرف : حال را بشناسیم برای آینده عمل کنیم.
- در اصلاح الگوی مصرف : گذشته را مطالعه کنیم برای آینده
- در اصلاح الگوی مصرف : خواندن تاریخ ضروری است.- در اصلاح الگوی مصرف : یاد گرفتن ضروری است.- در اصلاح الگوی مصرف : یا‌دآوری و پیگیری لازم است.- در اصلاح الگوی مصرف : موعظه و پند تأثیرگذار است.- در اصلاح الگوی مصرف : مدیریت منابع انسانی از اصول مهم به شمار می رود.- در اصلاح الگوی مصرف : منابع انسانی جزو شاخص های اولی است.- در اصلاح الگوی مصرف : شناخت از کار مهم است.- در اصلاح الگوی مصرف : آب مایه ی حیات و حق همگانی است.- در اصلاح الگوی مصرف : برق جزو ثروت ملی است.
- در اصلاح الگوی مصرف : انرژی جزو ثروت ملی است.
- در اصلاح الگوی مصرف : به انتظار نشستن مفهومی ندارد.- در اصلاح الگوی مصرف : رقابت و مشارکت هر دو لازم است.- در اصلاح الگوی مصرف : با هم بودن شرط است.- در اصلاح الگوی مصرف : گلوگاه در کار و امکانات نمره ندارد.- در اصلاح الگوی مصرف : مدیریت ها نقش کلیدی دارد.- در اصلاح الگوی مصرف : ما می توانیم نقطه قوت ماست.- در اصلاح الگوی مصرف : لحظه ها از افق زندگی می گذرد. (فرمایش گهربار حضرت علی (ع))- در اصلاح الگوی مصرف : تولید علم جهت دار ملاک است.- در اصلاح الگوی مصرف : پردازش به تکنولوژی نانو و بیو و نظایر آن ره گشا و ضروری است.- در اصلاح الگوی مصرف : به امید فردا نشستن سراب است.- در اصلاح الگوی مصرف : کار امروز را به فردا مگذار. (فرمایش گهربار حضرت علی(ع))- در اصلاح الگوی مصرف : جوینده یابنده بود


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 5:11 AM - روز سه شنبه 20 بهمن 1388    |   لينک ثابت
صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :18  
9 10 11 12 13 14 15 16 17 18